معرفت فرهنگی اجتماعی، سال هفدهم، شماره اول، پیاپی 65، زمستان 1404، صفحات 93-114

    بازخوانی و بررسی انتقادی تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از انقلاب سال ۳۵ ق.

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ عبدالله زکی / دکتری جامعه‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / zakighaznavi@gmail.com
    قاسم ابراهیمی پور / استادیار گروه جامعه‌شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / ebrahimipour@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.20088582.1404.17.1.4.6
    doi 10.22034/marefatefarhangi.2025.5002967
    چکیده: 
    انقلاب سال ۳۵ هجری که به قتل عثمان‌بن‌عفان منجر شد، یکی از مقاطع پیچیده و تأثیرگذار در تاریخ اسلام به‌شمار می‌رود. جهان اسلام پس از این انقلاب دچار آسیب‌ها و فتنه‌های پرشماری شد. طه حسین، شاگرد دورکیم و اندیشمند نوگرای مصری،‌ در آثار خود با رویکرد جامعه‌شناختی به این مقطع از تاریخ اسلام پرداخته است. در این نوشتار با بهره‌گیری از روش‌ تحلیلی، ضمن بیان مبانی روشی و بازخوانی ابعاد تبیینی نظریۀ طه حسین،‌ به بررسی ـ تحلیلی ـ انتقادی مبانی روش‌شناختی آن پرداخته شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا تحلیل طه حسین با وجود عمق جامعه‌شناختی، قادر به تبیین کامل این رویداد پیچیدۀ تاریخی بوده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این تحلیل نظری به دلیل برخی کاستی‌های جدی روش‌شناختی و مبنایی نتوانسته تبیین کاملی از این واقعه ارائه دهد. تحلیل طه حسین اگرچه در شناسایی زمینه‌ها و علل فراهم‌آور موفق بوده، اما در تبیین علل فاعلی و کنش‌های آگاهانه بازیگران بر اساس جهان‌‌بینی اسلامی ناتوان است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Reappraisal and Critical Examination of Taha Hussein’s Sociological Analysis of the 35 AH Revolution
    Abstract: 
    The revolution of 35 AH, which culminated in the assassination of Uthman ibn Affan, constitutes one of the most complex and influential episodes in Islamic history. In the aftermath of this event, the Islamic world was afflicted by numerous crises and civil strifes. Taha Hussein, a student of Émile Durkheim and a prominent Egyptian modernist thinker, addressed this historical period in his works from a sociological perspective. Employing an analytical method, the present study first explicates the methodological foundations and reconstructs the explanatory dimensions of Hussein’s theory, and then proceeds to a critical examination of its methodological premises. The central question of the research is whether Hussein’s analysis, despite its sociological depth, is capable of providing a comprehensive explanation of this complex historical event. The findings indicate that due to several serious methodological and theoretical deficiencies, this approach fails to offer a complete account of the event. Although Hussein’s analysis is successful in identifying the background conditions and enabling causes, it proves inadequate in explaining the agentive causes and the conscious actions of historical actors on the basis of an Islamic worldview.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    بازخوانی انتقادی میراث اجتماعی و علمی تمدن اسلامی که با انگیزۀ فهم ریشه‌های «وضعیت کنونی» و تبیین عقب‌ماندگی در سده‌های اخیر صورت گرفته، ذهن بسیاری از متفکران مسلمان را به خود مشغول داشته است. این دغدغۀ وجودی موجب شکل‌گیری آثاری شده که با نگاه نو، انتقادی و گاه رادیکال، مبنای روایات کلاسیک از تاریخ صدر اسلام را که قرن‌ها اساس فهم امت از خویشتن بوده، به چالش می‌کشند. این دست آثار که بیشتر از سوی روشنفکران عرب و با رویکرد اجتماعی تدوین شده، جریان بزرگی از بازاندیشی را فراهم آورده است. در این میان، کتاب الفتنة الکبری نوشتۀ طه حسین (1889ـ۱۹۷۳)، مورخ، ادیب، جامعه‌شناس و اندیشمند پیش‌گام مصری، به‌عنوان متنی شاخص، اثرگذار و جسورانه‌ای است که بازتابی از این دغدغه‌های بزرگ است.
    طه حسین که به‌عنوان «عمید الأدب العربی» یاد می‌شود، در این اثر با تکیه بر دانش ادبی و تاریخی گسترده و با تأثیرپذیری از چارچوب‌های جامعه‌شناختی امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، به واکاوی یکی از مقاطع پیچیده و بحرانی تاریخ اسلام، یعنی قتل عثمان در سال ۳۵ هجری می‌پردازد. او در این کتاب با رد دیدگاه‌هایی که واقعۀ قتل عثمان را یک توطئه و یا انحراف دینی می‌دانند، معتقد است که این واقعه نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر از مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و ساختاری است. به باور وی، دگردیسی جامعه از ساختاری ساده و مبتنی‌بر برابری نسبی عصر پیامبر؟ص؟ به امپراتوری متمرکز، ثروتمند و پیچیده، همراه با سیاست‌های مالی و اداری عثمان، از جمله انتصاب خاندان اموی در مناصب حساس حکومتی و بخشش‌های گستردۀ بیت‌المال به خویشاوندان و فرمانداران، شکاف‌های طبقاتی عمیقی را دامن زد. این شکاف‌ها زمینه‌‌ای نارضایتی عمومی و بی‌اعتمادی گسترده را فراهم آورده که در نهایت در قالب خشونت سیاسی و قتل خلیفه به اوج خود رسید.
    اگرچه تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین، افق تازه‌ای برای فهم تحولات اجتماعی صدر اسلام می‌گشاید و از روایت‌های جبری، شخصیت‌محور و توطئه‌باورانۀ سنتی فراتر می‌رود، اما خود این تحلیل نیز به‌نوبۀ خود نیازمند نقد و ارزیابی است. پرسش اصلی آن است که چه نقدهای مبنایی و روش‌شناختی بر این نظریه وارد است؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا نظریۀ طه حسین را که به‌صورت مفصل و پراکنده در کتاب او آمده است را بازتولید و مدون کرده‌ایم؛ سپس به بررسی انتقادی آن پرداخته‌ایم.
    پیشینۀ تحقیق
    آثاری که اندیشۀ طه حسین را موضوع بررسی خود قرار داده‌اند گونه‌های مختلفی دارند. برخی از آثار مباحث ادبی او و برخی دیگر نظریۀ تفسیری او و دستۀ سوم نظریه‌های اجتماعی او در مورد خلافت و حوادث مهم صدر اسلام را بررسی کرده‌اند. 
    از جمله آثاری که مباحث ادبی او را مورد بررسی قرار داده‌اند می‌توان به کارکرد نشانه‌های تأکید در زبان عربی معاصر و معادل‌یابی آن در زبان فارسی (با تکیه بر ترجمۀ کتاب الأیّام طه حسین و مقدّمة للشِّعر)، نوشتۀ عبدالعلی آل‌بویه لنگرودی و سریه شیخی قلات (۱۳۹۵)، و مقالۀ «بررسی و آثار طه حسین در ادب عربی» نوشتۀ علی نظری (۱۳۷۳) اشاره کرد.
    نظریه‌های تفسیر متن یکی دیگر از محورهایی است که آثاری مثل بینامتنیت قرآنی در اسلوب، واژگان و موسیقی کتاب «الایام» طه حسین، نوشتة علی سلیمی و پژمان ظفری (۱۳۹۴) به آن پرداخته‌اند.
    اما مهم‌ترین آثاری که در مورد نظریۀ خلافت و تبیین‌های او که صبغۀ اجتماعی دارند تدوین شده، می‌توان به آثار ذیل اشاره کرد:
    دیدگاه طه حسین پیرامون مشروعیت خلافت اموی، نوشتة صادق آئینه‌وند و مریم علوی (۱۳۸۹).
    «دو گزارش از یک واقعۀ تاریخی: مطالعۀ تطبیقی نگاه طه حسین و مارتین هیندز به قتل خلیفۀ سوم»، نوشتة حمیدرضا ثنایی و مهدی مجتهدی (۱۳۹۷).
    «احساس حقارت و سبک زندگی در کتاب الایام طه حسین (بررسی روان‌شناسانه بر اساس نظریۀ آلفرد آدلر)»، نوشتة علیرضا محمدرضایی و اکرم بیاتی (۱۳۹۸).
    حکم الإمام علی؟ع؟ من منظور المعاصرین السنه دراسه وجهه نظر طه حسین نموذجاً، نوشتة مریم عزیزیان (۱۴۰۰).
    «نقد و بررسی قرائت طه حسین از اندیشه‌های ابن‌خلدون (ابن‌خلدون؛ جامعه‌شناسی مدرن یا متفکری اشعری؟)»، نوشتة رضا تسلیمی طهرانی و حمید پارسانیا (۱۳۹۹).
    روش تحقیق
    در این پژوهش، پس از بازتولید نظریۀ طه حسین و استخراج مهم‌ترین مبانی و ابعاد نظریه و استدلال‌های به‌کار رفته در آن، با روش تحلیلی در جست‌وجوی شش دسته نقد به شرح ذیل خواهیم بود. بدیهی است نقدهایی که با مسئله و اهداف تحقیق حاضر تناسب دارند، دارای اولویت بوده و مورد تأکید قرار خواهند گرفت.
    1. نقدهای مبنایی: هر نظریه مبتنی‌بر دو دسته مبانی معرفتی و غیرمعرفتی است و مبانی معرفتی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد، به‌عنوان اصول موضوعه باید در علم دیگری به اثبات رسیده باشند والا قابل مناقشه خواهند بود. مبانی طه حسین در این پژوهش استخراج و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
    2. نقدهای روش‌شناختی: نقدهای روش‌شناختی شامل خطاهایی، از جمله عدول از مبانی ذکرشده، عدم رعایت قلمرو تحقیق، عدم رعایت بی‌طرفی علمی و عدول از روش‌های پذیرفته‌شده خواهد بود.
    3. کشف مغالطات: گاهی اندیشمندان آگاهانه یا ناآگاهانه در استدلال‌های خود دچار مغالطه می‌شوند که کشف آن می‌تواند نقاط ضعف نظریه را روشن نماید.
    4. نقصان‌های شناختی: منابع و شواهد فراوانی وجود دارد که عدم آگاهی یا بی‌توجهی طه حسین نسبت به آن، نظریة او را قابل مناقشه ساخته است،‌ این موارد را نقصان‌های شناختی می‌نامیم.
    5. معارضه‌های نظری: هرچند نظریۀ طه حسین از انسجام درونی خوبی برخوردار است، اما مواردی را می‌توان یافت که وی سخنان متناقض یا متعارضی مطرح نموده است که تحت عنوان معارضه‌های نظری از آن یاد می‌کنیم.
    6. عدم رعایت اخلاق علمی: عدم استناددهی و یا رعایت نکردن شیوه‌های استناددهی و خلق ابهام در ذیل عدم رعایت اخلاق علمی قرار می‌گیرد.
    شرح حال علمی طه حسین
    طه حسین در سال ۱۸۸۹ میلادی در روستای عزبة الکیلو در استان منیای مصر به دنیا آمد و در اثر یک خطای پزشکی بینایی خود را در سن پنج سالگی از دست داد. علی‌رغم نابینایی، در سال ۱۹۰۲ وارد دانشگاه الازهر و سپس دانشگاه مصر شد و سرانجام با نوشتن رساله دربارۀ ابوالعلاء معری، شاعر شکاک عرب دکتری خود را به پایان رساند (الجنیدی، ۱۹۷۷، ص۲۱ـ۲۲). او با بورسیة دانشگاه مصر، در سال ۱۹۱۴ به فرانسه رفت و در دانشگاه مونپلیه به تکمیل ادبیات فرانسه،‌ تاریخ و ادبیات یونان و لاتین پرداخت؛ سپس به مدت چهار سال در دانشگاه سوربن تحصیل کرد و در درس‌های دورکیم شرکت نمود. آشنایی او با اندیشه‌های امیل دورکیم تأثیر عمیقی بر روش‌شناسی او گذاشت. سرانجام با نوشتن رساله تحت عنوان «فلسفۀ اجتماعی ابن‌خلدون» به رتبۀ دکتری نائل شد (الجنیدی، ۱۹۷۷‎، ص۲۲؛ عنایت، ۱۳۷۶، ص۵۶). طه حسین پس از بازگشت به مصر، در ابتدا به‌عنوان استاد دانشگاه و سپس در مناصب مختلف فرهنگی و اجرایی، از جمله وزیر فرهنگ فعالیت کرد (عماره، ۱۴۳۵ق،‌ ص۵ـ۸).
    مبانی روش‌شناختی
    روش‌شناسی طه حسین در کتاب الفتنة الکبری بر دو پایۀ شک دکارتی و مؤلفه‌های جامعه‌شناسی تاریخی استوار است. او با تلفیق این دو روش به تحلیل و بررسی واقعۀ قتل عثمان می‌پردازد.
    شک دکارتی
    طه حسین با روش «شک روشمند» دکارتی (دکارت، بی‌تا، ص۴۶) به وقایع تاریخی صدر اسلام می‌نگرد. او معتقد است که باورهای جا افتاده و روایات تاریخی مربوط به صدر اسلام را که سال‌ها به‌عنوان امور مسلم و غیر قابل نقد تلقی می‌شدند، باید به‌مثابۀ پدیدۀ تاریخی دیگر، با عقلانیت و بی‌طرفی علمی تحلیل کرد و از تفسیرهای مذهبی صرف و تلقی آنها به‌عنوان «حقایق دینی» پرهیز نمود (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۴ـ۵). بر این اساس، طه حسین با استفاده از این روش به دنبال دستیابی به قوانین اجتماعی و روانی حاکم بر رفتار انسان‌ها و جوامع است. اینجاست که جامعه‌شناسی دورکیم به کمک او می‌آید.
    جامعه‌شناسی تاریخی امیل دورکیم
    طه حسین برای تحلیل واقعۀ عثمان، از سه مفهوم «واقعیت اجتماعی»، «ساختار‌ اجتماعی» و «بی‌طرفی ارزشی» جامعه‌شناسی تاریخی امیل دورکیم کمک می‌گیرد. او همچون دورکیم معتقد است که پدیده‌های اجتماعی واقعیت‌های عینی و مستقل از ارادۀ افراد هستند که بر رفتار آنان تأثیر می‌گذارند. بر این اساس آنها را باید در چارچوب ساختارهای کلان جامعه (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) تحلیل کرد، نه با انگیزه‌های فردی. 
    این‌گونه تأمل و تحقیق کمک می‌کند به ریشۀ مسائلی دست یابیم که در زمانۀ عثمان شکل گرفت و یا زمانۀ عثمان را پدید آوردند، نه به این دلیل که عثمان زمامدار خلافت بود، بلکه از آن جهت که زمان آن رسیده بود که برخی از مسائل خودبه‌خود پدید آیند و برخی دیگر توسط مردم شکل بگیرند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۹). 
    سرانجام طه حسین همچون دورکیم معتقد است که برای اینکه اندیشمند اجتماعی بتواند پدیده‌های اجتماعی را همچون «امر واقع» مطالعه کند، باید تمام پیش‌داوری‌های شخصی، اخلاقی و دینی خود را کنار بگذارد. بر این اساس:
    من هم تلاش می‌کنم که از مسیر انصاف بیرون نشده و طرف‌دار حزب و یا گروهی از مسلمانان نباشم؛ زیرا من نه هواخواه عثمان و نه شیعۀ علی؟ع؟ هستم؛ یعنی می‌خواهم در این قضیه با نظری بنگرم که خالی از احساسات و هوای نفس و فارغ از تأثیر ایمان و دین است. به‌عبارت‌دیگر، نظر مورخ بی‌طرفی که خود را کاملاً از عواطف مختلف و هواهای نفس برداشته است (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۴ـ۵).
    تلفیق «شک دکارتی» با جامعه‌شناسی تاریخی
    طه حسین پس از بیان هر دو پایۀ روشی خود، به تلفیق این دو روش می‌پردازد. او همانند دورکیم به نقد عقلانی منابع تاریخی می‌پردازد و معتقد است که نمی‌توان بخشی از تاریخ را که می‌پسندیم بپذیریم و بخشی دیگر را که نمی‌پسندیم رد کنیم. او با این شک سیستماتیک، به سراغ روایات تاریخی می‌رود و آنها را نه از منظر سندیت که از منظر انسجام درونی و تطابق با واقعیت‌های اجتماعی مورد نقد قرار می‌دهد (طه حسین، ۱۹۵۱، ‌۱۷۲ـ۱۷۳). در واقع، او در مرحلۀ نخست با استفاده از روش دکارتی همۀ روش‌های سنتی و تفسیر‌های مبتنی‌بر ایمان و دین دربارۀ قتل عثمان را زیر سؤال می‌برد تا به یک لوح سفید برسد؛ پس از آن در مرحلۀ دوم با ابزار جامعه‌شناختی دورکیم، این واقعه را نه انحراف دینی و نه توطئۀ شخصی، بلکه نتیجۀ اجتناب‌ناپذیر تنش‌های درونی جامعۀ اسلامی در حال گذار از یک جامعۀ سادۀ بدوی به یک امپراتوری متمرکز و پیچیده می‌داند. بنابراین هدف طه حسین عبور از تاریخ روایی به تبیین علل اجتماعی ـ اقتصادی رویدادهاست.
    بازتولید تحلیل طه حسین از علل قتل عثمان
    طه حسین به‌درستی عوامل قتل عثمان را در گذشته‌های دورتر جست‌وجو می‌کند و ابتدا به بررسی نحوۀ حکومت‌داری رسول اکرم؟ص؟ و خلیفۀ اول و ثانی می‌پردازد. او معتقد است که حکومت‌داری رسول اکرم؟ص؟ بر دو مؤلفۀ توحید و عدالت استوار بود. نبی مکرم اسلام؟ص؟ بر اساس آیۀ شریفۀ «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» (حجرات: ۱۳)، مسلمانان را به عدالت میان آقا و نوکر، آزاد و بنده، نیرومند و ناتوان و توانگر و مستمند دعوت می‌کردند، و می‌فرمودند: «مردم همانند دندانه‌های شانه با یکدیگر مساوی‌اند» (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۰). سیرۀ عملی پیامبر؟ص؟ هم در مکه و هم در مدینه به‌گونه‌ای بود که در ذهنیت دینی مسلمانان این‌گونه رسوخ یافته بود که عدالت اساسی‌ترین رکن اسلام بوده و انحراف از آن، انحراف از ایمان و بی‌اعتنایی به آن، بی‌اعتنایی به دین است (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۲). دو خلیفۀ اول نیز تلاش کردند به شیوۀ نبی اکرم؟ص؟ عدالت را بنیان حکومت قرار دهند. آنها هم در زندگی شخصی و هم در امور عمومی مسلمانان، عدالت را سرلوحۀ کار خود قرار داده بودند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۱۴ـ۱۵). 
    اما آیا این سیرۀ توحیدی عدالت‌محور با طبیعت انسان که با خودخواهی، حرص و طمع بر منافع زودگذر سرشته شده است، سازگاری داشت؟ و آیا این سیره می‌توانست همچنان پایدار بماند و با تغییر سرشت مردم از آنها انسان‌های عالی بسازد، آن‌گونه که رسول اکرم؟ص؟ و دو خلیفۀ نخست بدان دعوت می‌کردند؟ در پاسخ به این پرسش، طه حسین معتقد است که باید بدانیم که حکومت اسلامی صدر اسلام چه نوع حکومتی بوده و شاخصه‌های اصلی آن چیست؟ او با رد دیدگاه‌های که حکومت اسلامی آن دوره را تئوکراسی، دموکراسی و نظام سلطنت عادلانة فردی می‌دانند، معتقد است که این حکومت، نظام عربی اسلامی خالص بود که پیشینه نداشت و پس از آن نیز تقلید نشد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص‌۲1ـ۳۲). 
    این حکومت بر اساس دو عنصر شکل‌ گرفت: نخستین عنصر روحیه‌ و ضمیر دینی بود که متأثر از وحی به مدت ۲۳ سال در قالب الفاظ قرآن،‌ حدیث نبوی؟ص؟ و سیرۀ عملی آن حضرت در درون مسلمانان ایجاد شده بود و کنش‌های فردی و جمعی آنها متأثر از این ضمیر دینی بود؛ دومین عنصر این حکومت، اشرافیتی که نه بر اساس نژاد،‌ ثروت و مقام اجتماعی، بلکه بر مبنای مصاحبت با پیامبر؟ص؟ و تسلیم در برابر امر و نهی او، شکیبایی در سختی‌ها و فداکاری در راه‌ خدا استوار بود، و اسلام علی‌‌رغم تفاوت‌‌ نژادی، ثروت و مقام اجتماعی، در حقوق و واجبات میان آنها مساوات برقرار کرده بود. آنها دین را به مردم آموزش داده و در امور مختلف راهنمایی مردم بودند و پیامبر؟ص؟ بارها آنان را به‌عنوان آموزگار احکام دینی برای قبایل عرب می‌فرستاد. بدین ترتیب، این طبقه از همان ابتدای ظهور اسلام که هنوز در بیرون از حجاز انتشار نیافته بود، جایگاه برجسته در میان مسلمانان پیدا کرد. با رحلت رسول اکرم؟ص؟ و انقطاع وحی، این طبقه محور اصلی حل و عقد امور مسلمین شد و انتخاب خلیفه، مشاور و امیر از میان ‌آنها انتخاب می‌شد (طه حسین، ۱۹۵۱، ۳۲ـ۳۴). 
    پس از رحلت پیامبر اکرم؟ص؟، ابوبکر با نقل حدیثی از رسول گرامی اسلام؟ص؟، مدعی امامت قریش شد و بدین ترتیب اشرافیتی شکل گرفت که بنیاد آن نه بر مصاحبت با پیامبر؟ص؟، بلکه انتساب نسبی با آن حضرت بود. بر این اساس امامت ویژۀ قریش و جایگاه انصار در مقام مشاور قرار گرفت؛ درحالی‌که مفهوم رایج این واژه در میان مسلمانان صدر اسلام، مهاجرانی را دربر می‌گرفت که در اسلام پیش‌قدم بودند و زمان فتنه در مکه با پیامبر؟ص؟ جهاد می‌کردند و پس از آن در مدینه همراه با انصار نیروی مرکزی مسلمانان را تشکیل می‌دادند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۳۵ـ۳۶).
    طه حسین پس از توضیح این دو عنصر، نتیجه می‌گیرد که این دو عنصر با گذشت زمان و شکل‌گیری حوادث و فتنه‌ها نمی‌توانستند همچنان اقتدار خود را حفظ کند؛ زیرا عنصر ضمیر دینی که در میان یاران پیامبر؟ص؟ وجود داشت، به دلیل همراهی،‌ حضور و تعامل با آن حضرت بود، موهبتی که نسل‌های بعدی از آن محروم بوده و هیچ ضمانتی وجود نداشت که آن را از پدران‌شان به ارث ببرند؛ ضمن اینکه این عنصر نیز دستخوش حوادث و فتنه‌ها شد و بسیاری از اصحاب پیامبر؟ص؟ نتوانستند سربلند از این آزمایش‌ها بیرون آیند (طه حسین، ۱۹۵۱، ۳۸ـ۳۹)؛ اما عنصر دوم، یعنی برجستگان از اصحاب پیامبر؟ص؟ نیز با گذشت زمان به سن پیری رسیدند و در معرض مرگ قرار داشتند. آنها جایگزین طبقه‌ای دیگری می‌شدند که چنین امتیازی نداشتند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۴۴ـ۴۵). بدین ترتیب با کم‌رنگ شدن این دو عنصر، تداوم حکومت صدر اسلام امکان‌پذیر نبود. 
    طه حسین پس از طرح این چارچوب مفهومی،‌ به این نتیجه می‌رسد که برای فهم حوادث دورۀ خلیفۀ سوم، باید به بررسی علل و زمینه‌هایی پرداخت که حوادث زمانة عثمان را پدید آوردند و یا در زمان عثمان شکل گرفتند؛ زیرا این حوادث، علل و زمینه‌های آنها مهم‌تر از عاملیت‌هایی است که به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در آنها شرکت داشتند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۴۹). در ادامه ضمن دسته‌بندی این علل و زمینه‌ها، به بررسی آنها می‌پردازیم.
    1. علل ساختاری
    1ـ1. خلأ قانونی
    به باور طه حسین، فقدان قانون تدوین‌یافته یکی از اساسی‌ترین علل شکل‌گیری حوادث دورۀ عثمان است؛ زیرا با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبوی؟ص؟ بازدارندگی دو عنصر «ضمیر دینی» و «اشرافیت دینی» به‌تدریج کم‌رنگ شدند و امکان تداوم حکومت متکی به این دو عنصر منتفی بود. بنابراین لازم بود که بر اساس کتاب و سنت، قوانینی وضع می‌شد تا شیوۀ انتخاب، حدود حکمرانی، وظایف خلیفه را مشخص کرده و همچنین حقوق و وظایف ملت، ابزار‌های انتخاب خلیفه، نظارت و کیفر او در صورت انحراف را مشخص می‌کرد. چنین اقدامی موجب می‌شد که از یک‌سو اقدامات خلیفه تحت نظارت قرار گرفته و جلوی تحیر و تأویل‌های فردی او را می‌گرفت و از سوی دیگر مانع اختلاف و تفرقه می‌شد؛ اگرچه با وجود جنگ‌ها و فتوحات و تأسیس حکومت در سرزمین‌های که سابقۀ تمدنی و حکومتی نداشته و همچنین تربیت مردم بدوی، فرصت و زمینۀ مناسبی برای تدوین قوانین وجود نداشت. بااین‌حال، فقدان قانون مدون به عثمان اجازه داد که در بخشش بیت‌المال به خویشان خود به بهانة صلۀ رحم راه افراط در پیش گرفته و شکاف طبقاتی را رقم زند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۴۱ـ۴۵).
    2ـ1. فقدان نهاد نظارتی
    دومین علت ساختاری حوادث دورۀ خلیفۀ سوم، شورای شش ‌نفره‌ای بود که عمر آن را تشکیل داد. به باور طه حسین، کم بودن تعداد اعضای شورا و کوتاه بودن دورۀ فعالیت آن به مدت سه روز، نقص عمدۀ این شورا بود. اگر اعضای بیشتری از مهاجرین به‌ویژه از میان افرادی که به دلیل شرکت در جنگ، در مدینه حضور نداشتند و همین‌طور برخی از انصار با داشتن صرف حق نظارت،‌ عضو شورا می‌شدند و این شورا به‌صورت قانونی پس از تعیین خلیفه، وظیفۀ نظارت بر فعالیت‌های خلیفه را به عهده می‌گرفت، وضعیت بدین نحو پیش نمی‌رفت (طه حسین، ۱۹۵۱، ۶ـ۶۲). 
    2. علل اقتصادی
    1ـ2. سیاست‌های مالی
    عثمان خلافت خود را با یک چرخش مهم آغاز کرد. او با کنار گذاشتن سیاست‌های سختگیرانۀ عمر، مقرری مردم را دو برابر کرد، بی‌آنکه خرجی بر زندگی مردم افزوده و یا دخلی تازه نصیب خزانۀ بیت‌المال شده باشد. او همچنین به بخشش‌های گسترده از بیت‌المال روی آورد و مردم را از شهرها برای گرفتن جایزه و هدایای مالی فراخواند. بخشش‌های مالی عثمان بدین مقدار متوقف نشد، بلکه علاوه برای افزایش مقرری اصحاب خاص پیامبر؟ص؟، برای برخی از اصحاب پیامبر؟ص؟ مبالغ بسیار بزرگی مانند شش‌صد هزار (درهم یا دینار) برای طلحه و دویست هزار برای زبیر بخشش نمود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۷۴ـ۷۷).
    طه حسین معتقد است که بدون شک این بخشش‌ها برای ایجاد و افزایش محبوبیت خلیفه و همدلی مردم بود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۷۵)، اما این تخلف از سیرۀ عمر، نه از سر فساد، بلکه ناشی از «اجتهاد» شخصی عثمان و «سخاوت ذاتی» او بود که پیش از خلافت نیز تاجری سرمایه‌دار به‌شمار می‌رفت. عثمان بر اساس روحیۀ سخاوتمندانة خود پس از خلافت، گمان می‌کرد اختیار دارد در بیت‌المال تصرف کند و مانند سابق به خویشان خود بذل و بخشش کند؛ درحالی‌که ابوبکر و عمر پیش از خلافت هم ثروت چندانی نداشتند و اهل بذل و بخشش نیز نبودند و پس از خلافت نیز به همان روش سابق عمل کردند و بلکه بر خود سخت گرفتند که مبادا به گناه بیفتند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۰).
    نکتۀ دوم «اجتهاد» شخصی عثمان بود که نه در اصل خلافت و نه در حیطۀ اختیارات خلیفه اجازة نظارت به مردم نمی‌داد؛ ازاین‌رو هنگامی که مردم از عثمان خواستند از خلافت کناره‌گیری کند، وی گفت جامه‌ای را که خدا بر تن من کرده در نخواهم آورد حتی اگر گردن مرا بزنید. بدین ترتیب عثمان باور داشت که مشروعیت خلافت او از ناحیۀ مردم نیست تا آنها اختیار عزل او را داشته باشند؛ لذا مسلمانان باید ظلم او را تحمل کنند و قضاوت را به خدا بسپارند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۱ـ۱۹۲). بر اساس همین «اجتهاد» شخصی عثمان می‌گفت که ابوبکر و عمر به خاطر رضای خدا بر خود و خویشان خود سخت می‌گرفتند و ستم می‌کردند و من به خاطر رضای خدا بر خویشان خود بذل و بخشش می‌کنم (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۳).
    البته بخشش‌های عثمان به اموال منقول ختم نشد، بلکه او اموال غیرمنقول مثل زمین‌های فتح‌شده را نیز بذل و بخشش می‌کرد. بر همین اساس، یکی از ایراد‌های اصلی که بر سیاست‌های مالی عثمان وارد شده، این است که او زمین‌های گسترده‌ای را در شهرها تیول بنی‌امیه کرد. اهل‌سنت و جریان کلامی معتزله این اقدام عثمان را برای آبادانی زمین‌ها و انتفاع مسلمانان حمل کرده‌اند، اما شیعه در رد آن گفته است که بنی‌امیه یا قبیلۀ قریش چه تخصصی در کشاورزی داشتند؛ ضمن اینکه عثمان نیز چنین دفاعی از خود نکرده است. با این وجود، طه حسین این اقدام عثمان را ناشی از «اجتهاد» شخصی عثمان می‌داند؛ ازاین‌رو نمی‌توان بر او خرده گرفت که چرا خمس غنائم افریقا را به عبدالله‌بن‌سعدبن‌ابی‌سرح و همین‌طور یک‌پنجم خمس غنائم افریقا را به مروان‌بن‌حکم و سرمایه‌های هنگفتی را به دیگرانی چون طلحه و زبیر بخشید (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۳ـ۱۹۵). 
    2ـ2. طرح اصلاحات ارضی
    به باور طه حسین، طرح اصلاحات ارضی عثمان مبنی‌بر اجازۀ تعویض زمین‌های فتح‌شده با زمین‌های در حجاز و دیگر شهرهای عربی یک «انقلاب اقتصادی» بود. این طرح پس از گزارش سعیدبن‌عاص اموی والی جدید، از اوضاع کوفه ارائه شد. سعید در این گزارش به عثمان نوشته بود که این شهر به دلیل روبه کاهش بودن اصحاب باسابقۀ پیامبر؟ص؟ و قاریان قرآن از یک‌سو و گسترش نوخاستگان،‌ اعراب مرزی، برده‌زادگان و اسیران جنگی از سوی دیگر،‌ آبستن حوادث و فتنه‌هاست. عثمان پس از آگاهی از این مسئله، تصمیم گرفت طرح معاوضۀ زمین‌های فتح‌شده را با زمین‌های داخلی اجرا کند. او گمان می‌کرد با اجرای این طرح خاطر خرده‌مالک‌های که در خارج از حجاز زمین داشتند آسوده شده و از این طریق هجوم عرب‌های شکست‌خورده به شهرها (مانند بصره و کوفه) کنترل و عرب‌های حجاز را در شهرهای خود نگه دارد؛ ضمن اینکه اسیران و بردگان را نیز به شهرهای عربی کشانده و با اشتغال آنها در زمین‌های فوق، زمینۀ فتنه‌ها را از بین ببرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۰۲ـ۱۰۴).
    اما این طرح، آسیب‌ها و مفاسد زیادی را در پی داشت. درحالی‌که عمر با منع خروج اصحاب از مدینه بستری فراهم آورده بود که سرمایۀ آنها راکد مانده و از این طریق انحراف آنها به‌خصوص قریش و جمع شدن مردم گرد آنها و شکل‌گیری حزب، گروه و... جلوگیری نماید (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۰۷)، اما عثمان با اجرای این طرح، ضمن اینکه زمینۀ مصرف نادرست مال مسلمانان، عدم تعادل بودجه و ستم‌های ناشی از آن بر رعیت را فراهم آورد، دو پیامد عمده داشت: نخست اینکه به ثروتمندان اجازه داد با خرید زمین‌های خرده‌مالکان در عراق و شهرهای دیگر نوبنیاد تازة فتح‌شده، مالکیت‌های بزرگی را ایجاد کرده و کارگران زیادی از برده و آزاد را استثمار کنند و از این طریق اشرافیتی شکل‌ گرفت که مولود ثروت سرشار و کارگران زیاد بود؛ دوم، خریداران زمین‌های عربی به‌خصوص زمین‌های حجاز،‌ برای برداشت محصول خود، بردگان زیادی را به‌کار گرفتند و از این طریق طبقه‌ای ثروتمندی شکل‌ گرفت که دسترنج اسیران و بردگان حاصل از فتوحات را خورده و خود به عیاشی و برپایی مجالس لهو و لعب می‌پرداختند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۰۵).
    بدین ترتیب، طرح اصلاحات ارضی عثمان نتوانست اهداف او را محقق سازد و به‌جای آن، جامعۀ اسلامی را به سمت سرمایه‌داری و ایجاد فاصلۀ شدید طبقاتی سوق داد. از یک طرف ثروتمندانی با دارایی‌ها سرشار و نیروهای وسیع و از طرف دیگر، طبقۀ کارگر تهی‌دست که باید با اشتغال در زمین‌های ثروتمندان اسباب عیش و نوش آنها را فراهم کنند و در این میان طبقه‌ای دیگری که ساکن شهرها، مراقب مرزها و مدافع منافع ثروتمندان بودند، شکل ‌گرفتند. درنتیجه بذر اختلاف و انقلابی کاشته شد که از رقابت میان ثروتمندان بر سر مال و نیرو و کینۀ توده نسبت به سرمایه‌داران نشئت می‌گرفت (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۰۹).
    3. علل سیاسی
    1ـ3. عزل و نصب کارگزاران
    هنوز یک سال از حکومت نگذشته بود که عثمان عزل و نصب والیانی را که عمر به‌کار گمارده بود، آغاز کرد. سیاست کلی عثمان در عزل و نصب کارگزاران بر دو شاخص اهمیت شهرها و خاندان بنی‌امیه استوار بود. او در شهرهای که اهمیت نداشتند کارگزاران عمر را جز در مواقع ضرورت عوض نکرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۸۹)، اما در شهرهای مهم چون شام، مصر، کوفه و بصره که اهمیت نظامی،‌ اقتصادی و یا مرزهای مهم داشتند، از خاندان بنی‌امیه برگزید؛ مانند معاویه در شام، ولیدبن‌عقبة‌بن‌ابی‌معیط در کوفه پس از عزل سعدبن‌ابی‌وقاص و سعیدبن‌ابن‌عاص اموی پس از عزل ولید، عبدالله‌بن‌ابی‌سرح برادر رضاعی عثمان پس از عزل عمروبن‌العاص در مصر، عبدالله‌بن‌عامر پسر دایی عثمان در بصره پس از عزل ابوموسی اشعری. طه حسین معتقد است که علی‌رغم بی‌تجربگی و سابقۀ منفی برخی از این افراد؛ مانند عبدالله‌بن‌ابی‌سرح که پیامبر؟ص؟ را بسیار آزرده بود و حتی خون او مباح اعلام شده بود و ولیدبن‌عقبه که به پیامبر؟ص؟ دروغ گفته بود و مرتد شد، عثمان آنها را برگزید و جز در مواقعی که به دلیل عیاشی، ‌خودفروشی و شراب‌خواری و یا ظلم و ستم فراوان، تحت فشار قرار نمی‌گرفت، این کارگزاران را عزل نمی‌کرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۸۷ـ۱۸۹).
    2ـ3. تمرکز قدرت در شام
    طه حسین معتقد است که سپردن تمام منطقة شام و فلسطین به معاویه و اعطای اختیارات گسترده به او از یک‌سو و برخلاف سیرۀ عمر،‌ اجازۀ کشورگشایی و ورود به جنگ دریایی از سوی دیگر، باعث ایجاد یک قطب قدرت موازی در شام شد؛ به‌گونه‌ای‌که فرماندهی چهار سپاه را به عهده داشت. بدین ترتیب، عثمان بدون تردید به تقویت بنی‌امیه پرداخت و زمینۀ انتقال خلافت به آنها را فراهم آورد. درصورتی‌که اگر عثمان سیرۀ عمر را ادامه می‌داد و معاویه را تنها بر حکومت دمشق و اردن باقی می‌گذاشت و حمص و فلسطین را تحت حکومت مستقیم مدینه اداره می‌کرد، از یک‌سو می‌توانست با به‌کارگیری نسل جوان عرب، نارضایتی‌ها و خشم آنان را کنترل کند و از سوی دیگر، در هنگام بروز فتنهٔ معاویه، او قادر نمی‌بود زمینه‌ای برای دستیابی به خلافت فراهم آورد؛ بلکه تعیین خلیفه همچنان از مسیر شورا و اجماع مسلمانان صورت می‌گرفت.
    جالب آنکه در شورش علیه خلافت عثمان، معاویه از حمایت عثمان خودداری کرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۱۹ـ121). 
    3ـ3. عدم حمایت کارگزاران
    پرسش مهمی که به باور طه حسین در اینجا مطرح می‌شود و گذشتگان از پاسخ به آن خودداری کرده‌اند، این است که چرا در محاصرۀ چهل روزة منزل عثمان که به قتل او منجر شد، کارگزاران عثمان در حمایت از او تأخیر کردند؛ درحالی‌که عبدالله‌بن‌ابی‌سرح فرماندار مصر، ابوموسی اشعری فرماندار کوفه و عبدالله‌بن‌عامر فرماندار بصره همگی از خروج مردم منطقة تحت فرمان خود برای قیام در مدینه اطلاع داشتند. معاویه فرماندة سرزمین پهناور شامات با چهار سپاه مجزا نیز از طریق عبدالله‌بن‌ابی‌سرح اطلاع یافته بود، اما هیچ‌کدام در حمایت از خلیفه اقدام سریع و لازم را از خود نشان ندادند. عجیب آنکه ابن‌عباس که بنا به نقلی به فرمان عثمان به حج رفت و نامۀ وی را برای حاجیان خواند، نه حاکم مکه و نه حاجیان عکس‌العملی از خود نشان ندادند؛ درحالی‌که اگر هریک از اصحاب سنگی به شورشیان پرت می‌کردند آنها شکست می‌خوردند. پاسخ ابتدایی طه حسین این است که مردم دچار سستی شده بودند و فرمانداران نیز چیزهای در درون خود نهفته داشتند که موجب تأخیر در حمایت از عثمان شد؛ ضمن اینکه مردم مدینه بیشتر طرف‌دار شورشیان بودند. اما طه حسین علت اصلی روگردانی مردم از حمایت خلیفه را سیاست‌های حکومتی او می‌داند که نه به خلافت شباهت داشت و نه پادشاهی، بلکه میان این دو بود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۱۹ـ۲۲۰).
    4. علل اجتماعی ـ فرهنگی
    1ـ4. تغییر بافت جمعیتی
    طه حسین بافت جامعۀ اسلامی دورۀ خلافت عثمان را به چهار دستۀ قریش، انصار به‌ویژه نسل جوانان آنها، اعرابی که به زور یا به اختیار مسلمان شده بودند، مردمی که شکست خورده و سرزمین‌شان فتح شده بود، دسته‌بندی می‌کند. عمر با راهبردهای سخت‌گیرانه،‌ خشونت‌آمیز و عدم اجازة خروج از مدینه نسبت به قریش (به دلیل اطلاع از خودخواهی، حرص و مال‌اندوزی، جاه‌طلبی و امکان بروز فتنه)، اعمال رویکرد مشورتی و مشارکتی نسبت به انصار و مساوات نسبت به اعراب بادیه‌نشین و مردم شکست‌خورده، جامعه را کنترل می‌کرد، اما در دورۀ عثمان بافت جمعیتی تغییر کرده بود، نسل جدیدی از انصار که در دورۀ عمر هنوز نوجوان به‌شمار می‌رفتند، در این دوره با آگاهی از موقعیت اجتماعی خود، خواستار مشارکت در قدرت بودند. همین‌طور جمعیت اعرابی که به فتح‌های متعدد نائل شده و مأموریت پاسبانی در مرزها را داشتند و در شهرها و یا مرزها ساکن بودند، بسیار افزایش یافته بود. در کنار این‌ها جمعیت اهل ذمه، یعنی مردمی که شکست‌ خورده و شهرهای آنان توسط مسلمانان فتح شده بود نیز، روزبه‌روز افزایش می‌یافت. این دو طبقه از رعیت عثمان، خواستار رعایت عدالت و تساوی حقوق بودند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۸3ـ۸۶). 
    اما عثمان بدون توجه به این بافت اجتماعی و تغییر آن،‌ به قریش اجازۀ خروج از مدینه صادر و در ادارۀ حکومت، خاندان بنی‌امیه را بر دیگران مسلط کرد. بدین ترتیب از یک‌سو، امکان شکل‌گیری و گسترش شکاف طبقاتی، ایجاد گروه‌های‌ سیاسی و انحراف آنها را فراهم؛ و از سوی دیگر، سایر دسته‌های جامعۀ اسلامی را از مشارکت در حکومت، برخورداری از عدالت و مساوات محروم کرد. بدین ترتیب، این دسته‌ها به این نتیجه رسیدند که حکومت عثمان اشرافی است و بر مبنای خودخواهی و خودمحوری بنی‌امیه و تاحدی قریش استوار بوده و آنها طبقۀ زیردست به‌شمار می‌روند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۸3ـ۸۵). 
    2ـ4. مخیلۀ اجتماعی
    طه حسین در کنار سایر عوامل، به تأثیر روانی وقایع در افکار عمومی نیز توجه دارد. به عقیدۀ‌ او، عثمان از روزی که انگشتر پیامبر؟ص؟ را در چاه اریس گم کرد، ذهنیت منفی در میان مسلمانان شکل گرفت و آهسته آهسته این ذهنیت منفی گسترش یافت. این انگشتر از پیامبر؟ص؟ به ارث رسیده و خلفای پیشین فرمان‌ها و نامه‌ها را با آن امضا می‌کردند و در واقع، کارکرد نمادین آن جانشینی پیامبر؟ص؟ بود. گم شدن این انگشتر در ذهن مردم به‌عنوان «فال بد» تفسیر شد و از این طریق، ضربة بزرگی به مشروعیت نمادین خلیفه وارد شد. اگرچه عثمان انگشتر جدیدی همانند انگشتر پیامبر اکرم؟ص؟ ساخت، اما هیچ‌گاه در ذهنیت مردم اعتبار نیافت (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۰۰ـ۲۰۱).
    5. ویژگی‌های فردی عثمان
    عثمان در سنین پیری، یعنی ۷۰ سالگی به خلافت رسید. از نظر طه حسین او مردی باحیا، سخاوتمند، خوش‌اخلاق بود و نسبت به مردم حسن ظن داشت. طه حسین معتقد است با توجه به این ویژگی‌ها،‌ اگر عده‌ای حریص در میان خویشاوندان چنین مردی باشد و چشم به قدرت دوخته باشند، رخداد چنین مصیبت‌هایی طبیعی خواهند بود. بر این اساس، گروهی از اصحاب در دوران خلافت عثمان به رفاه و ثروت دست یافتند و به‌تدریج روحیة دنیاطلبی در آنان تقویت شد. همین امر موجب گردید که برخی از ایشان خود را در شأنی کمتر از عثمان نبینند و حتی گمان کنند که در ادارة جامعه از او شایستگی و توانایی بیشتری دارند. این امر بر مشکلات خلیفه می‌افزود و مسائل سیاسی و اجتماعی را پیچیده‌تر می‌کرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۱۷).
    6. فقدان سیاست‌های قضایی
    فقدان سیاست قضایی روشن در دورۀ عثمان از دیگر عوامل چالش‌برانگیزی بود که بارها خشم عمومی را برانگیخته بود. عثمان بدون برگزاری جلسۀ محاکمه و ارائۀ فرصت دفاع به متهمان به اجرای حد، تعزیر و مجازات می‌پرداخت. او برخلاف سیرۀ نبوی؟ص؟ و خلفای پیشین، هم خود مستقیماً و هم دست کارگزاران خود را در ستم و تعدی به مال و جان مردم بازگذاشت. او سه تن از اصحاب پیامبر؟ص؟ را بدون محاکمه مجازات کرد. به دستور او عماربن‌یاسر را آن‌چنان زدند که دچار فتق شد و عبدالله‌بن‌مسعود را چنان با خشونت از مسجد بیرون کشیدند که یکی از دنده‌های او شکست. همین‌طور ابوذر را به اجبار تبعید کرد؛ درحالی‌که جرم این اصحاب تنها اعتراض بر سیاست‌های خلیفه و کارگزران او بود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۸).
    همچنین عثمان به کارگزاران خود اجازه داد که با مشاهدة مخالفت مردم،‌ آنها را تبعید کنند. بر همین اساس، کارگزاران او گروهی از مردم را بدون محاکمه و فرصت دفاع، دست‌به‌دست می‌گردانیدند؛ سعید برای معاویه می‌فرستاد، معاویه به سعید‌ و آن دو به عبدالرحمن‌بن‌خالد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۹۸ـ۱۹۹).
    ابتدایی‌ترین پیامد این اقدامات خشم عمومی بود که نمونۀ آن را در نامۀ مالک اشتر به عثمان می‌خوانیم. او در این نامه می‌نویسد: 
    از مالک‌بن‌حارث به خلیفۀ درماندۀ خطاکار که از سنت پیامبر؟ص؟ منحرف شده و به حکم قرآن پشت کرده... دست خود و عمالت را از ظلم و ستم بر ما و تبعید نیکان ما بازدار تا تو را اطاعت کنیم... و از جنایاتی که بر نیکان ما کردی و پارسایان ما را تبعید و از خانه‌هایمان رانده‌ای پوزش بطلبی (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۲۹).
    7. تناقض تبیین دینی و جامعه‌شناختی
    طه حسین پس از بررسی رخدادها و حوادثی که در شکل‌گیری خشم عمومی که به انقلاب ۳۵ هجری و قتل عثمان انجامید،‌ به بررسی دیدگاه‌های پیشینیان و نتیجه‌گیری نهایی می‌پردازد. او معتقد است که انتخاب عثمان هم مثل ابوبکر و عمر درست بود و اگر خلافت ابوبکر و عمر یک نفر مخالف داشت، انتخاب عثمان و بیعت با او بدون مخالف صورت گرفت، اما بیعت قراردادی است میان امام و رعیت که هر دو باید بدان ملتزم باشند. عثمان متعهد شده بود که مطابق کتاب و سنت و سیرۀ دو خلیفة قبل عمل کند. حال، پرسش اصلی این است که آیا عثمان طبق مفاد بیعت عمل کرد یا خیر؟ در صورت نخست مسلمانان حق مخالفت نداشته تا چه رسد به شورش و قتل، اما در صورت دوم اطاعت او واجب نیست (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۷۳ـ174). 
    طه حسین معتقد است که پیشینیان،‌ تمامی رخدادها و اتفاقات دورۀ عثمان را از منظر دینی و معیار کفر و ایمان نگریسته‌‌اند؛ درحالی‌که این رخدادها به سه دسته تقسیم می‌شوند: دستۀ نخست رخدادهای است که کاملاً جنبۀ دینی داشته و مربوط به نصی از نصوص قرآن و یا سنت پیامبر؟ص؟ بودند؛ دستۀ دوم و سوم رخدادهایی هستند که به ترتیب مربوط به امور سیاسی و نظام اجتماعی می‌شدند. معیار سنجش در دستۀ نخست همان نص قرآن و سنت پیامبر؟ص؟ است، اما در دو دستۀ بعدی، ملاک اجتهاد شخصی امام است که این اجتهاد ممکن است به خطا یا به صواب بیانجامد، ولی تا زمانی که امام به اجتهاد خود عمل کند، در دین او زیانی وارد نمی‌شود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۷۰).
    طه حسین با این مقدمه، رخدادهای چون بخشش قصاص عبیدالله‌بن‌عمر در قضیۀ قتل هرمزان، جفینه (مسیحی اهل حیره) و دختر ابولؤلو، تمام خواندن نماز در منا، زکات اسب‌ها، اختصاص قرق در چراگاه‌ها، صرف پول صدقه در کار جنگ و مصالح عمومی دیگر، تحمیل قرائت واحد و آتش زدن سایر نسخه‌های قرآن و برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص عموی عثمان و خانوادة او،‌ علی‌رغم تبعید او از سوی پیامبر؟ص؟ به دلیل آزار و اذیت نبی اکرم؟ص؟، را در دستۀ نخست قرار می‌دهد. او با بررسی دو دیدگاه مدافع و مخالف عثمان در مورد این رخداد‌ها، نتیجه می‌گیرد که هیچ‌کدام این رخدادها به‌جز برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص، غیر قابل توجیه نبوده و زیانی به دین عثمان وارد نمی‌کنند (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۱۷۵ـ۱۸۴). 
    تنها موردی که نمی‌توان از آن دفاع کرد، برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص و خانوادة اوست که مخالف با منع صریح پیامبر؟ص؟ صورت گرفته است. علاوه بر اینکه، عثمان مال فراوانی نیز به او بخشید و مروان‌بن‌حکم را به‌عنوان وزیر و مشاور قرار داد. روشن است که عثمان، حکم‌بن‌ابی‌العاص و فرزندانش را به مدینه آورد که پشتیبان او باشد نه از روی عاطفه و مهربانی. بااین‌حال، این تخلف نیز زیانی به دین او نمی‌رساند؛ زیرا هیچ اصل و رکن دین را تغییر نداده است! (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۸۴ـ۱۸۵).
    اما در رخدادهای سیاسی و اجتماعی مانند عزل و نصب کارگزاران، سیاست مالی و اقتصادی و برخورد او با منتقدان و مخالفان که پیش‌تر مورد بررسی قرار گرفت، سیاست‌های عثمان مطابق پیمان بیعت نبوده و دفاع سنیان و معتزلیان از عثمان متکلفانه است (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۸۷ـ۱۹۹). بدین ترتیب انقلابیون حق داشتند شورش کنند و درصورتی‌که سایر مسلمانان با آنها متحد می‌شدند، عثمان را مورد بازخواست قرار داده و اگر او را شایستۀ ادامۀ خلافت ندیدند، امام دیگر انتخاب کنند. اما به دلیل نداشتن وکالت از جانب مسلمانان، آنها حتی حق محاصره و حق خلع خلیفه را نداشتند، تا چه رسد که خون او را بریزند. البته علی‌رغم توجیهات متعددی که برای قتل خلیفه شمرده شده، به نظر می‌رسد محیط اجتماعی و سیاسی از یک‌سو و تقدیر الهی از سوی دیگر بر این رفته بود که این واقعه اتفاق بیفتد (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ص۲۲۲).
    8. ارزیابی انتقادی تحلیل طه حسین
    1ـ8. نقدهای مبنایی
    1ـ1ـ8. عقل‌گرایی افراطی
    طه حسین با تکیه بر عقلانیت مدرن و شک دکارتی، تاریخ را عرصه‌ای می‌داند که تنها با ابزارهای عقلانی و تجربی قابل تحلیل است. این رویکرد افراط‌گرایانه نسبت به عقل (پارسانیا، ۱۳۹۷، ص۱۰۵ـ۱۰۶) موجب می‌شود که از نقش عناصر و ارزش‌های دینی مانند ایمان و اعتقاد به غیب،‌ امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، شهادت و عدالت در شکل‌دهی به رویدادها،‌ غفلت ورزیده و اعتراضات علیه عثمان را صرفاً برآمده از عوامل اقتصادی و اجتماعی بداند؛ درحالی‌که در منابع تاریخی مانند تاریخ الطبری، تأکید شده که انگیزۀ بسیاری از معترضان «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» و دفاع از سنت پیامبر؟ص؟ بوده است (طبری، ۱۳۶۲، ج۶، ص۲۱۳۴ـ۲۱۳۶).
    2ـ1ـ8. غفلت از مبانی کلامی
    در دوران خلافت عثمان، مفاهیم کلامی مانند شرایط عدالت در امام، حدود اختیارات خلیفه و مفهوم بیعت، محور مناقشات بودند. اگرچه طه حسین در بخش خلأ قانون و فقدان نهاد نظارتی، نبود قوانین تدوین‌‌یافته و نهاد نظارتی را یکی از عوامل اساسی در شکل‌گیری حوادث عثمان می‌داند، اما این مفاهیم را تنها در سطح کلی جامعۀ اسلامی تحلیل می‌کند و گفتمان معترضان و انقلابیون را خالی از این مفاهیم می‌داند؛ درحالی‌که «تقسیم بیت‌المال» و «انتقاد از انحصار قدرت در بنی‌امیه» در گفتمان معترضان، صرفاً یک اعتراض مادی نبود، بلکه نبرد بر سر تفسیر دینی عدالت بود (طه حسین، ۱۹۵۱،‌ ۲۲۳۵؛ مادلونگ، ۱۳۸۵، ص۱۳۷ـ۱۳۹)؛ چنانچه اعتراض عبدالله‌بن‌مسعود بر شیوۀ تقسیم بیت‌المال در کوفه که موجب عزل او و قطع مقرری او شد و همین‌طور اعتراض‌های مکرر ابوذر غفاری و عمار یاسر نشانگر این نکته بود. 
    3ـ1ـ8. تعارض معرفت‌شناختی عقل مدرن و معرفت دینی 
    رویکرد معرفت‌شناختی طه حسین، مبتنی‌بر شک دکارتی (شک در هر چیزی تا زمانی که با عقل اثبات شود) است. این رویکرد، با معرفت‌شناسی اسلامی که نقل وحیانی را به‌عنوان منبع معتبر می‌پذیرد، در تعارض است. بر این اساس، طه حسین، همان‌گونه که در بخش روش‌شناسی (تلفیق شک دکارتی با جامعه‌شناسی تاریخ) متذکر شد، هنگام مواجهه با روایاتی که اقدامات صحابه را با استناد به آیات قرآن یا سنت پیامبر؟ص؟ توضیح می‌دهند، یا آنها را نادیده می‌گیرد و یا به تفسیری عقلانی تقلیل می‌دهد. به‌طور نمونه در رخداد قصاص عبیدالله‌بن‌عمر‌، علی‌رغم آیات متعدد (بقره: ۱۷۸ و 179؛ اسراء: ۳۳) که صراحت بر قصاص دارد، طه حسین با توجیه‌های متعدد عقلی نظیر مصالح مسلمین و دستور قرآن به عفو و ولی دانستن عثمان آن را تخلف عثمان از حکم الهی نمی‌داند (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۱۷۷ـ۱۷۸). مورد دیگر، تمام خواندن نماز در منا است که‌ تمامی صحابی پیامبر؟ص؟ و همراهان عثمان در این سفر، آن را بدعت و مخالف سنت مستفیض پیامبر؟ص؟ و سیرۀ نبوی؟ص؟ و شیخین شمردند، اما طه حسین این بدعت عثمان را به دلیل ترس عثمان از اعراب بیابانی که مبادا به اشتباه بیفتند، اجتهاد عثمان (علی‌رغم وجود نص!) می‌داند که با هدف خیر مسلمانان صورت گرفته است (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۱۷۸ـ۱۷۹). همچنین زکات اسب‌ها، صرف پول صدقه در کار جنگ و مصالح عمومی دیگر و برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص عموی عثمان و خانوادة او، از دیگر موارد این تفسیر عقلانی است.
    2ـ8. نقدهای روش‌شناختی
    1ـ2ـ8. عدول از بی‌طرفی
    بی‌طرفی ارزشی یکی از مؤلفه‌های اصلی روش‌شناسی طه حسین است (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۴ـ۵)، اما در عمل، برای توجیه اقدامات عثمان (مانند بخشش خمس غنائم به مروان) به استدلال‌های متکلمان معتزله متوسل می‌شود که می‌گفتند حاکم اسلامی مجاز است در مصلحت عمومی، در اموال عمومی تصرف کند؛ درحالی‌که دیدگاه اهل حدیث که هرگونه تصرف در بیت‌المال را نیازمند نص صریح شرعی می‌دانستند و یا اعتراض عبدالرحمن‌بن‌عوف که این اقدام را «بدعت در سنت پیامبر؟ص؟» می‌خواند،‌ نادیده می‌گیرد. این رویکرد که در موارد متعدد دیگر مانند برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۱۸۵)، دموکراتیک توصیف کردن انتخاب عثمان، توجیه اقدام عمر برای انتخاب خلیفه بدین‌گونه که او هم به پیامبر؟ص؟ و هم به ابوبکر تأسی کرد (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۵۴)، بی‌طرف بودن علمی او را زیر سؤال می‌برد (امینی، ‍۱۳۸۷، ص۲۵۱).
    3ـ8. نقصان‌های شناختی
    مراد از نقصان‌های شناختی بررسی میزان توجه یا بی‌توجهی طه حسین به ابعاد پیچیده و چندلایه واقعه، مانند بعد کلامی ـ اعتقادی است. 
    1ـ3ـ8. نادیده گرفتن انگیزه‌های اعتقادی
    طه حسین احتمالاً تحت تأثیر دورکیم به شدت بر عوامل ساختاری مانند عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تأکید و از رویکرد تفسیری غفلت می‌ورزد و به همین دلیل از تحلیل انگیزه‌های عمیق اعتقادی شخصیت‌هایی مانند ابوذر غفاری، عمار یاسر و مالک اشتر که بر اساس دفاع از عدالت اجتماعی قیام کردند، غافل می‌ماند. چنانچه عمار یاسر در اعتراض به معاویه که بیت‌المال را مال‌الله می‌‌پنداشت و خود را نایب خلیفة‌الله می‌دانست، معتقد بود که بیت‌المال مال مسلمین است و باید در مصارف عمومی آنان مصرف شود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۶۴). همچنین متن نامۀ مالک اشتر که عثمان را فردی منحرف از سنت پیامبر؟ص؟ و پشت کرده به حکم قرآن خطاب می‌کند، گویای انگیزه‌های اعتقادی نویسنده است (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۱۲۹).
    2ـ3ـ8. غفلت از منابع شیعی
    طه حسین در تحلیل‌های خود به منابع اهل‌سنت استناد می‌کند و از منابع تاریخی شیعه که می‌توانست دیدگاه متوازن‌تری ارائه کند، بهرۀ ‌چندانی نمی‌برد. برخی از مهم‌ترین منابع شیعی که طه حسین می‌توانست در کتاب خود استفاده کند عبارت‌اند از:‌ نهج البلاغه،‌ الارشاد شیخ مفید، الاحتجاج طبرسی، تاریخ الیعقوبی، شرح نهج البلاغه از ابن‌ابی‌الحدید معتزلی. 
    در این منابع نقاط عطف زمانۀ عثمان به‌گونه‌ای غیر از آنچه طه حسین روایت کرده، آمده است. به‌طور نمونه درحالی‌که از نظر طه حسین امام علی؟ع؟ خلافت را حق شخصی خود نمی‌دانست، بلکه آن را به شورا و تصمیم جمعی س‍پرد و روز بیعت نیز چون شرط عبدالرحمن‌بن‌عوف را که تبعیت از روش شیخین بود، نپذیرفت،‌ خلافت به عثمان رسید (طه حسین،‌ ۱۹۵۱، ص۶۰ـ۶۴)، اما امام علی؟ع؟ در خطبۀ شقشقیه، شورا را ابزار سیاسی برای کنار گذاشتن خود می‌دانست و نسبت به مشروعیت آن اعتراض داشت. اميرالمؤمنين؟ع؟ در این خطبه از اینکه او هم‌سنگ اعضای شورای شش نفره قرار گرفته به خدا شکایت می‌برد و معتقد است که از روی ناچاری با این شورا هماهنگ شده است (نهج البلاغه، خطبۀ ۳). علاوه بر این، در تاریخ یعقوبی نیز عدم رضایت امام علی؟ع؟ نسبت به انتخاب عثمان و وجود مخالفین دیگری چون مقداد، ابوذر و عبدالله‌بن‌مسعود نیز آمده است؛ ضمن اینکه یعقوبی دلیل عدم اعتراض علنی امام علی؟ع؟ و یاران اندکش را، همان اندک بودن یاران می‌داند (یعقوبی، ۱۳۸۲، ج۲، ص۵۴ـ۵۵). 
    همچنین برخلاف دیدگاه طه حسین که برگرداندن حکم‌بن‌ابی‌العاص را توجیه کرده و زیان‌بخش در دین عثمان نمی‌داند، یعقوبی این اقدام عثمان را ضمن تخلف از سیرۀ پیامبر اسلام؟ص؟ و سیرۀ شیخین، موجب ایجاد اعتراض مسلمانان می‌شمارد (یعقوبی، ۱۳۸۲، ج۲، ص۵۶). بنابراین نادیده گرفتن منابع شیعی موجب شده است که تحلیل‌های طه حسین یک‌سویه باشد. 
    4ـ8. کشف مغالطات: مغالطۀ تأکید بر علل اقتصادی
    او دچار مغالطۀ «تقلیل‌گرایی» شده است؛ یعنی علل پیچیدۀ یک پدیده (ترکیبی از عوامل سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و شخصی) را تنها به یک علت (عوامل اقتصادی) تقلیل می‌دهد و دیگر عوامل را کم‌رنگ جلوه می‌دهد (محمد‌شاکر، بی‌تا، ص۵۲۴). در واقع، طه حسین با تکیه بر روش دورکیمی، از دوگانۀ ساختار و عاملیت، بر ساختار تأکید می‌کند و عاملیت را نادیده می‌گیرد. بر همین اساس، هم در ابتدای کتاب پیش از آنکه به بررسی رخدادهای زمانۀ عثمان بپردازد، ساختارها و رخدادهای اجتماعی را موجب شکل‌گیری انقلاب سال ۳۵ هجری می‌داند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۹) و هم در پایان نتیجه می‌گیرد که محیط و زمینه‌های اجتماعی به معنای عام عامل اصلی این رخدادها بود (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۲۲).
    5ـ8. معارضه‌های نظری
    1ـ5ـ8. تناقض در توجیه اقدامات عثمان
    یکی از اساسی‌ترین معارضه‌های نظری که موجب ضعف تحلیل طه حسین می‌شود، توجیه اقدامات بحث برانگیز عثمان مانند بخشش بیت‌المال به بستگان و نزدیکان،‌ انتصاب بنی‌امیه در مناسب کلیدی و مانند آن، به‌عنوان «اجتهاد» شخصی خلیفه است. از نظر او عثمان در چارچوب صلاحیت‌های خود تصمیماتی را می‌گرفت که از نظر خودش به مصلحت جامعۀ اسلامی بود. این رویکرد عثمان را از اتهام فساد یا خیانت مبرا ساخته و او را در جایگاه یک مجتهد قرار می‌دهد که ممکن است خطا کند یا به صواب رهنمون شود. او در قبال این تصمیمات تنها در قبال خداوند پاسخگو است و نه مردم، اما در مقابل، خواست معترضان که اصلاح و یا عزل خلیفه بود غیرمشروع شمرده می‌شود؛ چون معترضان نمایندۀ مردم نبودند و هیچ حقی برای عزل خلیفه نداشتند؛ ازاین‌رو اعتراض و قیام علیه خلیفه یک شورش و فتنه شمرده می‌شود. این رویکرد موجب می‌شود که حق حاکمیت مطلقه به خلیفه داده شود و اما هیچ سازوکاری زمینی برای بازخواست و یا کنترل این اجتهاد در نظر گرفته نشود. بدین ترتیب این تناقض با تقدیس قدرت سیاسی خلیفه، آن را فراتر از نقد پنداشته و سرانجام به توجیه استبداد و نفی عدالت‌خواهی منجر می‌شود (الجابری، ۲۰۰۴، ص۳۷۱ـ۳۷۲).
    2ـ5ـ8. تناقض در تحلیل
    طه حسین از یک‌سو، قتل عثمان را نتیجۀ حتمی عوامل اجتماعی می‌داند و معتقد است که تحول جامعۀ اسلامی از ساختار قبیله‌ای ساده به امپراتوری بزرگ عامل اصلی حوادث زمانۀ عثمان بود؛ ازاین‌رو سیاست‌های عثمان عامل شتاب‌دهنده بود نه عامل اصلی (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۲۳)،‌ اما از سوی دیگر، هرگونه حق شورش و قیام معترضان را نفی می‌کند و آن را فتنه‌ای نابجا می‌خواند که خون عثمان در آن مباح نبوده و شورشیان مرتکب گناه کبیره شده‌اند (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۲۱۵). این دو موضع، با هم در تناقض هستند؛ زیرا طه حسین از یک‌سو به علیت ساختاری باور دارد و از سوی دیگر نسبت به معترضان مسئولیت اخلاقی فردی را مبنا قرار می‌دهد (حسین، ۱۳۶۳، مقدمة کتاب، ص ح). 
    6ـ8. عدم رعایت اخلاق علمی
    طه حسین در موارد متعددی به نظرات یا روایات تاریخی استناد می‌کند بدون آنکه منبع دقیق آن را ذکر کند. به‌عنوان نمونه، طه حسین نقل می‌کند که عمر در سال (عام ‌الرمادة) ـ سال ۱۸ هجری که خشکسالی و قحطی شدید منطقۀ حجاز را فراگرفته بود ـ با پرهیز از غذاهای متنوع، تنها به روغن زیتون قناعت می‌کرد؛ همچنین در یک روایت تاریخی دیگر می‌نویسد که عمر با ایستادن در پناهگاه شتران صدقه، با دقت ویژگی‌های آن را برای امام علی؟ع؟ شرح می‌داد؛ به‌گونه‌ای‌که شگفتی امام علی؟ع؟ را برانگیخت و ایشان آیۀ ۲۶ سورة قصص که توصیف دختران حضرت شعیب؟ع؟ دربارة امانت و نیرومندی حضرت موسی؟ع؟ است را در وصف عمر قرائت کرد (طه حسین، ۱۹۵۱، ص۱۵ـ۱۶). در مورد ارجاع به طبری نیز گاهی به خود طبری و گاهی به منابع او ارجاع می‌دهد (طه حسین، ۱۳۶۳، ص۱۴، ۱۵، ۶۸، ۸۲، ۲۲۶، به نقل از: ثنایی و مجتهدی، ۱۳۹۷، ص۵۸؛ محمدشاکر، بی‌تا، ص۵۱۹). این امر، امکان راستی‌آزمایی تحلیل‌های او را برای محقق دشوار می‌سازد.
    نتیجه‌گیری
    تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از واقعۀ قتل عثمان، نقطۀ عطفی در تاریخ‌نگاری اسلامی محسوب می‌شود. او با شجاعت، سیطرۀ خوانش‌های صرفاً روایی و کلامی را شکست و نشان داد که چگونه می‌توان با ابزارهای علوم اجتماعی به واکاوی تاریخ پرداخت. توجه او به علل ساختاری (خلأ قانونی)، اقتصادی (سیاست‌های مالی) و اجتماعی (تغییر بافت جامعه) دستاوردی بزرگ و قابل تحسین است.
    بااین‌حال، این تحلیل به دلیل برخی کاستی‌های جدی روش‌شناختی و مبنایی، نمی‌تواند تبیین کاملی از واقعه ارائه دهد. افراط در عقل‌گرایی و غفلت از انگیزه‌های اعتقادی بازیگران، تحلیل او را تک‌بعدی و تقلیل‌گرا کرده است. همچنین تناقض در نفی حق شورش از سوی مردم و توجیه اقدامات حاکم، موضعی پارادوکسیکال است که از ضعف مبانی سیاسی نظریه او نشئت می‌گیرد.
    درنتیجه می‌توان گفت تحلیل طه حسین اگرچه در شناسایی «زمینه‌ها» و «علل فراهم‌آور» بسیار موفق است، اما در تبیین «علل فاعلی» و کنش‌های آگاهانۀ بازیگران بر اساس جهان‌بینی اسلامی آن دوران، ناتوان است. به نظر می‌رسد یک تحلیل جامع نیازمند تلفیق رویکرد جامعه‌شناختی طه حسین با توجه جدی به مبانی کلامی و اعتقادی حاکم بر فضای صدر اسلام باشد.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • امینی،‌ عبدالحسین (۱۳۸۷). الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب. بیروت: موسسة الاعلمی للمطبوعات.
    • آئینه‌وند، صادق و علوی، مریم (۱۳۸۹). دیدگاه طه حسین پیرامون مشروعیت خلافت اموی. تاریخ اسلام، 11(۴۳ و ۴۴)‌، ۳۱ـ۶۳.
    • آل‌بویه لنگرودی، عبدالعلی و شیخی قلات، سریه (۱۳۹۵). کارکرد نشانه‌های تأکید در زبان عربی معاصر و معادل‌یابی آن در زبان فارسی (با تکیه بر ترجمۀ کتاب الأیّام طه حسین و مقدمة للشعر)، پژوهش‌های ترجمه در زبان و ادبیات عربی، ۶(۱۴)، ۱۳ـ۴۰.
    • پارسانیا، حمید (۱۳۹۷). حدیث پیمانه؛ پژوهشی در انقلاب اسلامی. قم: دفتر نشر معارف.
    • تسلیمی طهرانی، رضا و پارسانیا، حمید (۱۳۹۹). نقد و بررسی قرائت طه حسین از اندیشه‌های ابن‌خلدون (ابن‌خلدون؛ جامعه‌شناسی مدرن یا متفکری اشعری؟). روش‌شناسی علوم انسانی، ۲۶(۱۰۵) ۱۹ـ۳۳.
    • ثنایی، حمیدرضا و مجتهدی، مهدی (۱۳۹۷). دو گزارش از یک واقعۀ تاریخی: مطالعۀ تطبیقی نگاه طه حسین و مارتین هیندز به قتل خلیفۀ سوم. تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، 9(۳۱)، ۴۷ـ۷۴.
    • الجابری، محمد عابد (۲۰۰۴). العقل السیاسی العربی: محدداته وتجلیاته. بیروت: مرکز دراسات الوحدة العربیة.
    • جعیط، هشام (۲۰۰۸). الفتنة جدلیة الدین و السیاسة فی الإسلام المبکر. بیروت: دار الطلیعه.
    • الجنیدی، انور (۱۹۷۷). طه حسین؛ حیاته و فکره فی میزان الاسلام. مصر: دار النصر للطباعة الاسلامیة.
    • حسین، طه (۱۳۶۳). انقلاب بزرگ. ترجمۀ سیدجعفر شهیدی.‌ تهران: مؤسسۀ مطبوعاتی علی‌اکبر علمی.
    • حسین، طه (۱۳۶۳). آن روزها. ترجمۀ حسین خدیو جم. تهران: سروش.
    • حسین، طه (۱۹۵۱). الفتنة‌ الکبری. مصر: دار المعارف.
    • دکارت، رنه (بی‌تا). گفتار در روش راه بردن عقل. ترجمۀ محمدعلی فروغی. تهران: کانون تألیف و ترجمه.
    • سلیمی، علی و ظفری، پژمان (۱۳۹۴). بینامتنیت قرآنی در اسلوب، واژگان و موسیقی کتاب «الایام» طه حسین. پژوهش‌های قرآنی در ادبیات، ۳، ۱۹ـ۴۰.
    • طبری، محمد بن جریـر (1362). تاریخ طبری. ترجمـۀ ابوالقاسـم پاینـده. تهران: اساطیر.
    • عزیزیان، مریم (۱۴۰۰). حکم الإمام علی؟ع؟ من منظور المعاصرین السنة دراسة وجهة نظر طه حسین نموذجاً. آفاق الحضارة الاسلامیة، ۱(۴۷)، ۲۲۹ـ۲۵۸.
    • عماره، محمد (۱۴۳۵ق). طه حسین من الانبهار بالغرب الی الانتصار للاسلام. مصر: الازهر.
    • عنایت، حمید (۱۳۷۶). سیری در اندیشۀ سیاسی عرب. تهران: امیر کبیر.
    • مادلونگ، ولفرد (۱۳۸۵). جانشینی حضرت محمد؟ص؟؛ پژوهشی پیرامون خلافت نخستین. ترجمۀ احمد نمایی و دیگران. مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.
    • محمدرضایی، علیرضا و بیاتی، اکرم (۱۳۹۸). احساس حقارت و سبک زندگی در کتاب الایام طه حسین (بررسی روان‌شناسانه بر اساس نظریۀ آلفرد آدلر). پژوهش‌نامۀ نقد ادب عربی، ۱۹، ۲۹۱ـ۳۱۶.
    • محمد‌شاکر، محمود (بی‌تا). جمهرة مقالات الاستاذ محمود محمدشاکر. گردآوردنده: عادل سلیمان جمال. قاهره: مکتبة الخانجی.
    • نظری، علی (۱۳۷۳). بررسی و آثار طه حسین در ادب عربی. کیهان فرهنگی،‌ ۱۱۴، ۲۴ـ۲۷.
    • یعقوبی، احمد بن اسحاق (۱۳۸۲). تاریخ یعقوبی. ترجمۀ محمدابراهیم آیتی. تهران: علمی و فرهنگی.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زکی، عبدالله، ابراهیمی پور، قاسم. (1404) بازخوانی و بررسی انتقادی تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از انقلاب سال ۳۵ ق.. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 17(1)، 93-114 https://doi.org/10.22034/marefatefarhangi.2025.5002967.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عبدالله زکی؛ قاسم ابراهیمی پور."بازخوانی و بررسی انتقادی تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از انقلاب سال ۳۵ ق.". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 17، 1، 1404، 93-114

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زکی، عبدالله، ابراهیمی پور، قاسم.(1404) 'بازخوانی و بررسی انتقادی تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از انقلاب سال ۳۵ ق.'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 17(1), pp. 93-114

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    زکی، عبدالله، ابراهیمی پور، قاسم. بازخوانی و بررسی انتقادی تحلیل جامعه‌شناختی طه حسین از انقلاب سال ۳۵ ق.. معرفت فرهنگی اجتماعی، 17, 1404؛ 17(1): 93-114