کنشگران خطمشی در پرتو آیات قرآن کریم: تحلیل نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری
Article data in English (انگلیسی)
- Abdelgafar, Basma (2021). Understanding Public Policy in Islam: Institutionalizing Unity, Purposefulness, Collective Decision-Making and Rectification. Journal of Contemporary Maqasid Studies, 1(1), 97-122.
- Anderson, J. E. (2015). Public Policy Making, 8th Edition, Cengage Learning.
- Béland, D. & Cox, R. H. (2016). Ideas as Coalition Magnets: Coalition Building, Policy Entrepreneurs, and Power Relations. Journal of European Public Policy, 23(3), 428-445.
- Birkland, T. A. (2011). An introduction to the Policy Process. Theories, concepts, and models of public policy making. 3rd ed. Armonk, N.Y.: M.E. Sharpe.
- Dye, Thomas, R. (2012). Understanding public policy (14th ed.). Pear son Publication.
- Fakihudin, R. (2023). Formulation of Public Policy Based on Islamic Legal Studies as a Solution in the Contemporary Era. Contemporary Issues on Interfaith Law and Society, 2(2), 145-166.
- Fischer, F. (2003). Reframing Public Policy: Discursive politics and deliberative practices. Oxford: Oxford University Press.
- Fischer, F. & Forester, J. (Eds.). (1993). The Argumentative Turn in Policy Analysis and Planning. Duke University Press.
- Hill, M. J & Hupe, P. L. (2009). Implementing Public Policy: An Introduction to the Study of Operational Governance (2nd ed.). SAGE Publications.
- Parsons, D. W. (1995). Public Policy: An Introduction to the Theory and Practice of Policy Analysis. Aldershot, UK, Brookfield, Vt., US: Edward Elgar.
- Peters, G. & Pierre, J. (2006). Governance, Politics and the State. Macmillan.
- Shafritz, J. M., Russell, E. W. & Borick, C. P. (2009). Introducing Public Administration (6th ed.). New York: Pearson Longman.
- Simon, Herbert,. A. (1997). Administrative Behavior (4th ed.). Free Press.
- Smith, B. K & Larimer, W. C. (2009). The Public Policy Theory Primer, Boulder: Westview Press.
- Stone, D. (2002). Policy paradox: The Art of Political Decision Making (Revised ed.). W.W. Norton & Company.
- Walker, L.O. & Avant, K.C. (2019). Strategies for Theory Construction in Nursing (6th ed.). Pearson.
- Waldo, D. (1987). What is Public Administration? In J. M. Shafritz & A. C. Hyde (Eds.), Classics of public administration (2nd ed., p. 229-423). Homewood: Dorsey Press.
- Zimmer, L. (2006). Qualitative Meta-Synthesis: a Question of Dialoguing with Texts. Journal of Advanced Nursing. 53(3), 311-318.
- Zittoun, Ph. (2014). The Political Process of Policymaking: A Pragmatic Approach to Public Policy. Basingstoke: Palgrave Macmillan (Studies in the political economy of public policy).
مقدمه
خطمشیگذاری، «چگونگی عمل» در «خط، سیر، فرایند، راه و خطوط کلی» است. خطمشیگذاری عمومی، فرایند ساماندهی کنشهای جمعی در مسیر تحقق اهداف عمومی است که با تکیه بر قواعد و ارزشهای حاکم، مسیرهای هدفمندی را برای هدایت جامعه بهسوی عدالت، نظم و صلاح عمومی ترسیم میکند (شاددل، 1405).
در ادبیات رشتة خطمشیگذاری عمومی، دیدگاههای نظری مختلفی مطرح شده است، مانند چارچوب ائتلاف مدافع، نظریة تحلیل نهادی، الگوی فرایندی، الگوی سیستمی و... که هریک با زاویة دید خود به موضوع خطمشیگذاری عمومی مینگرند. برخی از این دیدگاههای نظری برای جامعة اسلامی ایران مورد استفاده قرار گرفتهاند. به همین خاطر، پژوهشهای متعددی درصدد بودند تا کارآمدی دیدگاههای سنتی و غربی خطمشیگذاری عمومی را در حل مسائل مختلف و پیچیدة جامعه ایران مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
ناکارآمدی بسیاری از خطمشیها در عرصة عمل در جمهوری اسلامی ایران، متکی بر شواهدی تجربی و تحلیلهای رسمی در حوزههای گوناگون خطمشیگذاری عمومی دیده میشود. برای نمونه، میتوان به تعارض میان اسناد بالادستی و عملکرد اجرایی در ارتباط با سند چشمانداز 20 سالة (1404) جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. این سند، اهدافی مانند «رتبة اول اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه» را ترسیم کرده، اما طبق گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی (1401)، در عمل بسیاری از شاخصهای کلان (رشد اقتصادی، رفاه، اشتغال و بهرهوری) از تحقق این اهداف فاصله دارند.
اکثر دیدگاههای نظری موجود در حوزة خطمشیگذاری عمومی، متکی بر مبانی سکولار، تجربهگرایانه و نفعمحور هستند و کمتر به ظرفیتهای موجود در نظامهای دینی پرداختهاند. فیشر (2003) نیز اشاره داشته است که بیشتر دیدگاههای نظری این حوزة دانشی مبتنیبر عقلانیت ابزاری و ارزشهای سکولار بوده و کمتر به ابعاد هنجاری پرداختهاند. از سوی دیگر، پیچیدگی روزافزون مسائل عمومی، گسترش فناوریهای نوپدید و تحولات فرهنگی و اجتماعی، ضرورت بازاندیشی در مبانی نظری خطمشیگذاری عمومی و طراحی چارچوبهای بومیسازیشده را بیشتر کرده است.
در جامعهای مانند ایران که با میراثی فرهنگی، دینی و ساختار سیاسی مبتنیبر ارزشهای اسلامی اداره میشود، پرداختن به مفهوم «خطمشی» تنها یک دغدغة علمی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای تبیین چگونگی پیوند میان ارزشهای بنیادین و تصمیمات اجرایی حکومت میباشد. در این میان، کشورهای مختلف متناسب با زمینههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خاص خود، ناگزیر از طراحی الگوها و سازوکارهایی بومی برای خطمشیگذاری اثربخش هستند. ایران نیز بهعنوان کشوری با هویت اسلامی و پیشینة تمدنی شناخته میشود، به همین خاطر نیازمند دیدگاههایی است که با مبانی دینی، هنجارهای فرهنگی و ساختار نهادی آن همراستا باشند (شاددل، 1405).
در چنین بستری، یکی از خلأهای مهم در ادبیات خطمشیگذاری عمومی، نبود چارچوبی منسجم برای تبیین جایگاه، نقشها، ویژگیها و تعاملهای کنشگران خطمشی مبتنیبر آیات قرآن کریم بوده و این در حالی است که بسیاری از ضعفها و مسائل خطمشیها نیز، مربوط به عملکرد و جهتگیریهای کنشگران در مراحل مختلف خطمشیگذاری میشود.
بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مفاهیم قرآنی مرتبط با کنشگران خطمشی میکوشد تصویری نظاممند از انواع کنشگران، نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری آنان در خطمشیگذاری عمومی ارائه دهد تا در نهایت، با ارائة دیدگاهی ایرانی ـ اسلامی، به غنای نظری ادبیات خطمشیگذاری عمومی و توسعة رهیافتهای تحلیلی جایگزین در مطالعات مربوط به کنشگران خطمشی کمک کند.
مبانی نظری و پیشینهشناسی تحقیق
1. مدیریت دولتی
تعاریف مختلف و متنوعی از مدیریت دولتی ارائه شده است. شفریتز هیجده تعریف از مدیریت دولتی را از دیدگاههای مختلف مطرح میسازد و درعینحال هیچکدام را جامع و مانع نمیداند (Schifritz & et al., 2009). عبارت «مدیریت دولتی» یا به عبارت دقیقتر «ادارة امور عمومی»، کاربردی دوگانه دارد که هم بر یک حوزة پژوهش فکری و مطالعة نظاممند (بهعنوان یک رشته و حوزة علمی) و هم بر یک فرایند یا فعالیت (بهعنوان یک حوزة عملی) دلالت دارد که این کاربست دوگانهْ خود نیازمند دقت بیشتر به هنگام بررسی این عبارت و تعاریف آن است (Waldo, 1987).
مدیریت دولتی را میتوان همان مرحلة اجرایی چرخة خطمشیگذاری عمومی محسوب کرد که وظیفة تحقق بخشیدن به خطمشیهای عمومی کشور را برای تأمین منافع عموم مردم بر عهده دارد. در واقع، خطمشیگذاری عمومی و مدیریت دولتی، دو روی یک سکهاند؛ یک روی آن تصمیم میگیرد و روی دیگر، آن را تحقق میبخشد (Schifritz & et al., 2009).
بنابراین اجرای خطمشیهای عمومی، محور حوزة مدیریت دولتی است و لزوم نگاه میانرشتهای در اجرای خطمشیهای عمومی نیز نمایان است؛ زیرا خطمشیهای عمومی در پاسخ به یک مسئله یا مشکل عمومی وضع میشوند و این مسائل و موضوعات جامعه ازآنجاکه ناظر به نوع انسان میباشند، پیچیده، چندوجهی و مبتنیبر عقلانیتهای مختلفاند که انبوهی از کنشگران و ذینفعان با اهداف و سلایق گوناگون را دربر میگیرد (امامی و همکاران، 1391).
در چنین شرایطی، مدیریت دولتی با ایفای نقش هماهنگکنندگی میان کنشگران، نهادها و منابع مختلف، زمینة تحقق اثربخش خطمشیهای عمومی را فراهم میکند. از این منظر، مدیریت دولتی نه صرفاً یک سازوکار اجرایی، بلکه عرصة کنش و تعامل کنشگرانی با سطوح متفاوتی از اختیار، عقلانیت و مسئولیت است که میتوانند به موفقیت یا ناکامی خطمشیهای عمومی منجر شوند. بر این اساس، تحلیل مدیریت دولتی بدون توجه به نقش، ویژگیها و رفتار کنشگران آن، تحلیل کاملی نخواهد بود. افزون بر این، ازآنجاکه مدیریت دولتی بدون اتکا به دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی، فاقد جهتگیری روشن در تصمیمگیری و اجراست، شناخت چیستی خطمشی عمومی، ضرورتی اجتنابناپذیر بهشمار میآید.
2. خطمشی عمومی
فهم چیستی و جوهرة «خطمشی عمومی» به سهولت تشخیص مصادیق آن نیست (الوانی، 1392; Smith & Larimer, 2009). علیرغم چندین دهه بحث علمی و دانشگاهی در خصوص خطمشی عمومی و مفاهیم مرتبط با آنکه به شکلگیری ادبیاتی حجیم و گسترده در این حوزه منجر شده است، هنوز تعریف جامع و مانعی از این مفهوم که به توافق پژوهشگران علوم خطمشی رسیده باشد، ارائه نشده است (Birkland, 2011; Zittoun, 2014).
برخی مانند برکلند، هاولت و همکاران، ضمن اشاره به تعدادی از تعریفهای خطمشی عمومی، این تعریفها را نقد و بررسی کردهاند، اما خود تعریف دقیق، کامل و همهجانبهای از این مفهوم ارائه ندادهاند و به تعریفهای حداقلی که میتوان گفت تعریف نبوده و فقط بیان برخی از ویژگیهای مهم خطمشی عمومی هستند، اکتفا کردهاند. در گروهی دیگر میتوان به توماس دای اشاره کرد. تعریف او یکی از قدیمیترین و پرارجاعترین تعریفهای خطمشی عمومی است. او خطمشی عمومی را «هر آن چیزی» معرفی میکند «که دولتها انتخاب میکنند انجام بدهند یا انجام ندهند». این تعریف بیانکنندة چند نکتة کلیدی است؛ از جمله اینکه ماهیت خطمشی عمومی «انتخاب» است؛ انتخاب اینکه دولتها «چه کاری بکنند» و حتی انتخاب اینکه «چه کاری نکنند»؛ یعنی اقدام نکردن دولتها نیز گویای نوعی خطمشی عمومی است. بااینحال، اغلب افراد دیگری که به دنبال بیان تعریفهای دقیقتر رفتهاند، در نهایت به ارائة فهرستی فشرده از برخی مشخصههای خطمشی عمومی اکتفا کردهاند (شاددل، 1404).
اندیشمندان این حوزة علمی در ایران، خطمشی عمومی را نشاندهندة خطوط کلی در فعالیتها و اقدامات بخش عمومی دانستهاند (الوانی، 1392؛ تسلیمی، 1392؛ گیوریان و ربیعی، 1381؛ قلیپور و غلامپور آهنگر، 1389)، و برخی از اندیشمندان خارجی معتقدند که خطمشی عمومی، انتخابی برای انجام دادن بهمثابة یک مسیر عمل (Dye, 2012) یا یک روند عملیاتی هدفمند است که در طول زمان از سوی یک یا چند بازیگر برای حل یک مسئله یا رسیدن به هدفی مشخص اتخاذ میشود (Anderson, 2015).
بنابراین خطمشیهای عمومی، مسیرهای هدفمندی هستند که با ساماندهی کنشهای جمعی در پرتو قواعد و ارزشهای حاکم، جامعه را بهسوی عدالت، نظم و صلاح عمومی هدایت میکنند. این مسیرهای هدفمند، محصول کنش آگاهانة کنشگران مختلفی هستند که با ترجیحات، ارزشها و عقلانیتهای متفاوت، در شکلدهی به خطمشی عمومی نقش دارند.
3. مؤلفههای دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی
تبیین خطمشیگذاری عمومی در قالب مجموعهای از چارچوبها، نظریهها و الگوها صورت میگیرد که هریک در سطحی متفاوت از انتزاع، به توضیح پدیدة خطمشی میپردازند. ساباتیه (1396) در کتاب نظریههای فرایند خطمشی عمومی دیدگاههای نظری مختلفی را در این حوزه شناسایی و طبقهبندی کرده است.
در سطح چارچوبها، دیدگاههایی مانند «ائتلاف مدافع» و «انتخاب عقلایی نهادی» قرار دارند که با فراهم کردن زبان مشترک مفهومی، امکان طرح پرسشهای کلیدی و مقایسة دیدگاهها را فراهم میکنند. بررسی این چارچوبها نشان میدهد که مجموعهای از مؤلفههای مفهومی مشترک، مبنای تحلیل و مقایسة نظریههای خطمشیگذاری را شکل میدهند. این مؤلفهها شامل هدف، نگاه به کنشگران، سطح تحلیل، فرایند خطمشی، منابع قدرت، نهادها و قواعد، مدتزمان تحلیل و عرصة کنش هستند (شاددل، 1404). چارچوبها، بستر نظری لازم برای تبیین روابط علّی میان متغیرها را فراهم میسازند.
در سطح «نظریهها»، دیدگاههایی مانند جریانات چندگانه، تعادل گسسته، شبکههای خطمشی و ساخت اجتماعی و طرح خطمشی قرار میگیرند که با تمرکز بر روابط علّی میان متغیرها، به تبیین فرایندهای خطمشی میپردازند (ساباتیه، 1396). مؤلفههای مشترک در این سطح، مشابه چارچوبهاست، با این تفاوت که از درجة انتزاع کمتری برخوردارند (شاددل، 1404).
در سطح الگوها، بازنمایی سادهشده از واقعیت برای تحلیل موقعیتهای خاص ارائه میشود. الگوهایی مانند عقلایی، نهادی، سیستمی، مشارکتی، شواهدمحور و چابک، با تمرکز بر کاربرد و عمل، از انتزاع کمتری برخوردارند (Dye, 2012). مؤلفههای مشترک این سطح شامل هدف، نگاه به کنشگران، مدتزمان تحلیل، کاربرد و عرصة کنش است (شاددل، 1404).
بهطورکلی، چارچوبها، نظریهها و الگوها هریک با رویکردی متمایز به مؤلفههای مشترک خطمشیگذاری میپردازند و همین تفاوت، مبنای تحلیل تطبیقی آنها را شکل میدهد. برخی مؤلفهها، از جمله «نگاه به کنشگران» در تمامی سطوح مفهومی حضور دارند و از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ بهگونهایکه میتوانند مبنایی برای تحلیل و تطبیق مفاهیم قرآنی در حوزة خطمشیگذاری عمومی فراهم کنند (شاددل، 1404).
کنشگران خطمشی شامل افراد، گروهها یا نهادهایی هستند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر فرایند خطمشی عمومی اثر میگذارند یا از آن تأثیر میپذیرند و میتوانند رسمی یا غیررسمی باشند (Parsons, 1995). مؤلفة «نگاه به کنشگران خطمشی» ناظر بر تبیین رفتار، ترجیحات، شیوههای تصمیمگیری و تأثیرپذیری آنان از محیط و ساختارهاست؛ امری که در دیدگاههای نظری مختلف، با رویکردهای متفاوتی مورد توجه قرار گرفته است (شاددل، 1404).
4. مطالعات قرآنی و اسلامی با تمرکز بر کنشگران خطمشی
در حوزة مطالعات اسلامی، بحث خطمشیگذاری عمومی عمدتاً در پیوند با مفاهیمی چون قانون، حکومت و نظم اجتماعی طرح شده است. برای نمونه، علامه جوادی آملی با تأکید بر ضرورت قانون در حیات فردی و اجتماعی، جامعه را متشکل از مردم و حکومت دانسته و نقش انسان را بهعنوان فاعل مختار در پذیرش، اجرای و تبعیت از قواعد اجتماعی برجسته میکند (جوادی آملی، 1387). این نگاه، هرچند بهصورت مستقیم به مفهوم کنشگران خطمشی اشاره نمیکند، اما مبنای مهمی برای فهم عاملیت انسانی و نقش کنشگران در تحقق یا اختلال نظام خطمشی بهشمار میآید.
بررسی پژوهشهای پیشین نشان میدهد که در سالهای اخیر تلاشهایی برای استخراج الگوها و مفاهیم خطمشیگذاری عمومی با رویکرد قرآنی و اسلامی صورت گرفته است. بخشی از این مطالعات، با تمرکز بر حوزههای فرهنگی و اجتماعی، به استخراج گزارهها و اصول قرآنی مرتبط با خطمشی پرداختهاند؛ از جمله پژوهش کمالیان و همکاران (1397) که با روش تحلیل مضمون، چارچوبی برای خطمشیگذاری فرهنگی ـ اجتماعی مبتنیبر آیات قرآن ارائه کردهاند. بااینحال، در این دسته از پژوهشها، کنشگران خطمشی غالباً بهصورت ضمنی و مفروض در نظر گرفته شده و نقشها، ویژگیها و الگوهای کنشگری آنان بهطور مستقل تحلیل نشده است.
گروه دیگری از مطالعات، بر مفاهیمی مانند تقوا، عدالت و توکل تمرکز کردهاند و این مفاهیم را بهمثابة اصول راهبردی در فرایند خطمشیگذاری تبیین نمودهاند (عطاران، 1395؛ دانشفرد، 1394؛ پورعزت، 1385). اگرچه این پژوهشها به ابعاد ارزشی خطمشی توجه داشتهاند، اما کمتر به این پرسش پرداختهاند که این ارزشها چگونه در رفتار، تصمیمگیری و کنش کنشگران مختلف متجلی میشوند و چه نقشی در تمایز میان کنشگران اثرگذار، ناسازگار یا مخرب دارند.
همچنین برخی مطالعات با اتکا به منابعی مانند نهجالبلاغه و سیرة نبوی؟ص؟، الگوهایی برای تدوین، اجرا یا ارزشیابی خطمشی ارائه کردهاند (پورعزت و همکاران، 1394؛ آقداغی و همکاران، 1397؛ رضاییمنش و همکاران، 1393). این پژوهشها اگرچه به نقش رهبران دینی و مدیران اشاره دارند، اما اغلب فاقد تحلیل نظاممند از طیف متنوع کنشگران خطمشی شامل حامیان، مخالفان، نخبگان، گروههای ذینفوذ و کنشگران پنهان و تعاملات میان آنان هستند. تحلیل کلی این پیشینه نشان میدهد که مطالعات قرآنی و اسلامی در حوزة خطمشیگذاری عمومی با چهار کاستی اصلی در حوزة کنشگران مواجهاند:
1. فقدان تمرکز مستقل بر کنشگران خطمشی و بسنده کردن به اشارههای ضمنی یا نهادی؛
2. پراکندگی مفهومی در تحلیل نقشها و الگوهای کنشگری در مراحل مختلف خطمشی؛
3. نبود چارچوب مفهومی منسجم برای طبقهبندی کنشگران و الگوهای رفتاری آنان؛
4. استفادة موردی از آیات قرآن کریم بدون استخراج نظاممند مؤلفههای کنشگری.
در سطح بینالمللی نیز، هرچند پژوهشهایی به پیوند دین و خطمشیگذاری عمومی پرداختهاند، مانند مطالعة عبدالغفار (2021) دربارة فهم اسلامی خطمشی عمومی و پژوهش فکیهودین (2023) دربارة نقش فقه اسلامی در فرایندهای خطمشیگذاری، اما بیشتر این آثار نیز بر اصول کلی یا ساختارهای هنجاری تمرکز داشته و کمتر به تحلیل کنشگران بهعنوان فاعلان اصلی خطمشی با ویژگیها، نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری متمایز پرداختهاند.
بر این اساس، میتوان گفت که علیرغم رشد مطالعات قرآنی و اسلامی در حوزة خطمشیگذاری عمومی، تحلیل کنشگران خطمشی در قرآن کریم همچنان با خلأ نظری و مفهومی مواجه است. پژوهش حاضر در پاسخ به این مسئله میکوشد در پرتو آیات قرآن کریم نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری کنشگران خطمشی را بهصورت نظاممند مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد.
روششناسی تحقیق
رویکرد پژوهش حاضر، کیفی، تفسیری و استقرایی بوده که با هدف تبیین و تحلیل مؤلفة «کنشگران خطمشی» و توسعة یک الگوی مفهومی مبتنیبر آیات قرآن کریم در حوزة خطمشیگذاری عمومی انجام شده است. روششناسی پژوهش از سه بخش مکمل تشکیل شده است:
1. تحلیل مفهومی نظاممند؛
2. فراترکیب دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی؛
3. روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم.
الف) تحلیل مفهومی نظاممند
روش تحلیل مفهومی نظاممند، یکی از رویکردهای کیفی در پژوهشهای نظری است که برای بررسی دقیق، مقایسهای و ساختارمند یک مفهوم در متون علمی بهکار میرود. این روش تلاش میکند با شناسایی مؤلفههای مشترک و تمایزبخش تعاریف مختلف، به یک درک جامع و روشن از مفهوم مورد نظر برسد (Walker & Avant, 2019). تحلیل مفهومی نظاممند، با هدف روشنسازی چیستی خطمشی عمومی، شناسایی مؤلفههای تشکیلدهندة آن و ارائة مبنایی نظری برای تبیین جایگاه و نقش کنشگران در مراحل مختلف فرایند خطمشی انجام شد. این مرحله شامل گامهای ذیل بود:
1. تعیین پرسش پژوهش: کنشگران خطمشی در تعاریف و دیدگاههای مختلف خطمشیگذاری عمومی چگونه صورتبندی و چه نقشی در فرایند خطمشی برای آنان قائل شدهاند؟
2. جستوجوی منابع: پایگاههای علمی، مقالات، کتب و سایر اسناد علمی حوزة خطمشی عمومی بررسی شد.
3. استخراج تعاریف: شناسایی تعاریف خطمشی و خطمشیگذاری و استخراج گزارههایی که به نقش، مسئولیت و الگوی رفتاری کنشگران اشاره دارند.
4. شناسهگذاری مفاهیم: مفاهیمی مانند اختیار، الگوهای رفتاری، منابع قدرت، نقشها و مسئولیتهای کنشگران در تعاریف مختلف استخراج شد.
5. دستهبندی مفاهیم: گزارههای موجود در تعاریف ارائهشده توسط اندیشمندان مختلف دستهبندی شد.
6. استنتاج تعریف و نهاییسازی آن: خطمشیگذاری بهمثابة فرایندی کنشگرمحور که در آن، خطمشی نه صرفاً یک سند یا تصمیم، بلکه حاصل کنش، تعامل و تصمیمگیری کنشگران در بسترهای نهادی و اجتماعی است، تبیین شد.
7. ارزیابی اعتبار: یافتههای مفهومی با تعاریف پرارجاع و دیدگاههای برجسته در ادبیات کلاسیک و معاصر خطمشیگذاری عمومی تطبیق داده شد.
ب) فراترکیب
روش فراترکیب بهصورت خاص برای تلفیق و ترکیب یافتههای کیفی از مطالعات مختلف طراحی شده و با رویکردی تفسیرگرایانه سعی میکند مفاهیم موجود را بسط دهد یا بازسازی کند. روش فراترکیب، ترکیب تفسیرات نتایج دادههای اصلی مطالعات گذشته است (Zimmer, 2006). در این پژوهش، از روش فراترکیب برای تحلیل تطبیقی دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی با تمرکز بر نحوة صورتبندی کنشگران خطمشی استفاده شد. فرایند فراترکیب، بهصورت نظاممند و تحلیلی و در مراحل ذیل انجام گرفت:
1. تعیین پرسش پژوهش: کنشگران خطمشی در دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی چگونه تعریف، دستهبندی و تحلیل شدهاند و چه مؤلفههایی برای تبیین نقش و مسئولیت آنان برجسته شده است؟
2. جستوجو و گردآوری مطالعات اولیه: مراجعه به پایگاههای علمی فارسی و لاتین با معیارهایی مانند «تمرکز بر دیدگاههای نظری»، «نوع داده» و «اعتبار».
3. ارزیابی کیفیت مطالعات: ارزیابی با تمرکز بر روایی مفهومی، انسجام درونی و کفایت نظری و بر اساس معیارهای رایج در مطالعات نظری کیفی انجام شد.
4. نهاییسازی دادهها: در نهایت ۱۴ دیدگاه نظری شناختهشده و شاخص که در ادبیات کلاسیک و معاصر خطمشیگذاری عمومی بیشترین ارجاع و کاربرد تحلیلی را داشتند، انتخاب شدند که قابلیت تحلیل تطبیقی مؤلفة کنشگران را دارا بودند.
5. تحلیل و ادغام: مؤلفههای استخراجشده از هر دیدگاه نظری با روش کدگذاری باز و مقایسة مستمر تحلیل شدند. حاصل این مرحله، استخراج نُه مؤلفة اصلی شامل هدف، نگاه به کنشگران، عرصة کنش، سطح تحلیل، مدت زمان تحلیل، نگاه به فرایند خطمشی، کاربرد، نهادها و قواعد و منابع قدرت است. در میان این مؤلفهها، مؤلفة «کنشگران خطمشی» بهعنوان یکی از کانونهای تحلیلی اصلی این پژوهش، مبنای تمرکز در مرحلة تحلیل قرآنی قرار گرفت (برای تحلیل دقیقتر این مؤلفهها در سطوح چارچوب، نظریه و الگو رجوع کنید به شاددل و همکاران (1403) که این سطوح را مورد مقایسه قرار داده است).
نتایج این مرحله نشان داد که هرچند دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی از حیث سطح انتزاع و تمرکز تحلیلی متفاوتاند، اما همگی بهگونهای مستقیم یا غیرمستقیم، کنشگران را بهعنوان عناصر محوری در شکلگیری، تداوم، تغییر یا شکست خطمشیها در نظر میگیرند. بر این اساس، مؤلفة «کنشگران خطمشی» بهعنوان محور اتصال و مقایسة دیدگاههای نظری، مبنای تمرکز در مرحلة بعدی پژوهش قرار گرفت.
پ) روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم
قرآن کریم در افادة تعالیم عالیة خود طریقة مخصوص به خود را دارد. قرآن در بیانات خود روشی را اتخاذ کرده است جدا از روشهای معمول که انسانها در مقام محاوره اتخاذ میکنند. قرآن اصطلاحات مخصوص خود را دارد که باید شناخته شود تا دستیابی به حقایق عالیة آن امکانپذیر شود و آن، زبان ویژه خود را بهکار انداخته و ضرورت دارد که آن زبان شناخته شود. راه و روشی که عقلا در مقام محاوره و تفهیم و تفهم مقاصد خود پیش میگیرند، صرفاً در ترجمة الفاظ و عبارات وارده در قرآن بهکار میرود، ولی برای رسیدن به حقایق عالیه راهی دیگر جدا از طریق معمولی باید پیمود (لسانی فشارکی، 1379).
با توجه به هدف این پژوهش که شناسایی و تحلیل مفاهیم قرآنی مرتبط با کنشگران خطمشی، نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری آنان است، از روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم استفاده شد. این روش، امکان آن را فراهم میسازد که آیات قرآن کریم نه بهصورت پراکنده، بلکه در قالب یک نظام معنایی منسجم و با تمرکز بر الگوهای کنش و عاملیت انسانی و نهادی مورد تحلیل قرار گیرند. روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم در چهار مرحلة اصلی انجام میشود: مرحلة مقدماتی، مرحلة مفهومیابی، مرحلة گسترش یا فشردهسازی تحقیق موضوعی و مرحلة تدوین و تألیف. اقدامات انجامشدة روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم در این پژوهش به شرح ذیل است:
1. مرحلة مقدماتی: صورتبندی مسئلة کنشگران مبتنیبر قرآن کریم
در مرحلة مقدماتی، انتخاب عنوان تحقیق همزمان با تعیین سؤال و هدف اصلی پژوهش آغاز شد. سؤال محوری در این مرحله عبارت بود از: «کنشگران در پرتو آیات قرآن کریم چگونه تعریف میشوند و چه نقشها، الگوهای رفتاری و سطوح مسئولیتی در مسیر شکلگیری و هدایت خطمشیها دارند».
در ادامه، تعریف خطمشی در ادبیات علمی و نتایج حاصل از تحلیل مفهومی و فراترکیب دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی مورد توجه قرار گرفت. با توجه به بررسیهای انجامشده، گزارههای اصلی مرتبط با مفهوم خطمشی استخراج و در نهایت، پنج مفهوم «راه»، «خط»، «سیر»، «فرایند» و «خطوط کلی» بهعنوان معادلهای مفهوم خطمشی در این پژوهش تثبیت شدند. این مفاهیم مبنای ورود به تحلیل قرآنی با تمرکز بر کنشگران خطمشی قرار گرفتند.
ازآنجاکه مفهوم «خطمشی» و معادلهای آن بهصورت مستقیم در قرآن کریم بهکار نرفتهاند، این مفاهیم در دسته موضوعاتی قرار میگیرند که باید از بیرون به قرآن عرضه شوند؛ ازاینرو کشف و اعتبارسنجی معادلهای قرآنی مرتبط با مسیر، جهت و هدایت کنش انسانی، نیازمند بهرهگیری از منابع تفسیری، روایی و لغوی بود. برای شناسایی معادلهای قرآنی مفاهیم مرتبط با خطمشی، اقدامات مختلفی انجام شد:
ـ مراجعه به کتاب المفردات فی غریب القرآن: راغب اصفهانی (1416ق) مفاهیم «راه» و «سیر» را با واژگانی چون «صراط»، «سبیل» و «طریق» مرتبط میداند و بر نزدیکی معنایی آنها در قرآن تأکید میکند.
ـ بررسی احادیث: در روایات نبوی؟ص؟، «صراط» بهعنوان راهی معرفی میشود که تحقق عدالت و هدایت کنش انسانی از طریق آن امکانپذیر است (طبرسی، 1403ق، ج1، ص62).
ـ رجوع به تفاسیر: مفسران قرآن کریم، از جمله شیخ مفید، «صراط» را به معنای طریق و راه دانستهاند و آن را ناظر به مسیر هدایت و عمل انسان معرفی کردهاند (شیخ مفید، 1413ق، ص108).
بر این اساس، مفاهیم «صراط»، «سبیل» و «طریق» و همخانوادههای مرتبط با آنها، بهعنوان معادلهای قرآنی «خطمشی» در این پژوهش انتخاب شدند؛ مفاهیمی که مستقیماً با جهتگیری کنشگران، نوع کنش و پیامدهای آن در ارتباطاند.
برای استخراج آیات مرتبط، با مراجعه به المعجم المفهرس، تمامی آیاتی که واژگان «صراط»، «سبیل» و «طریق» و همخانوادههای آنها در آن آیات بهکار رفته بود، شناسایی شد. فهرست اولیه شامل 204 آیه بود. با توجه به اهمیت سیاق در فهم دلالتهای کنشی آیات، دامنة تحلیل به سیاقهای قرآنی گسترش یافت. قرآن کریم بر اساس تعلیم پیامبر اکرم؟ص؟ به 555 واحد موضوعی (رکوعات قرآنی) تقسیم میشود که هریک حداقل محدودة سیاق آیات را مشخص میکنند (لسانی فشارکی و مرادی زنجانی، 1391). با لحاظ سیاقها، تعداد آیات مورد بررسی به 1638 آیه افزایش یافت.
2. مرحلة مفهومیابی: استخراج الگوهای کنشگران
در مرحلة مفهومیابی، آیات اصلی و سیاقهای آنها با قرائت و تلاوت مکرر، مورد تدبر قرار گرفت. تمرکز تحلیل در این مرحله، نه صرفاً بر مفهوم مسیر، بلکه بر شناسایی کنشگران، نقشها، سطوح مسئولیت، شیوههای مداخله، اطاعت، انحراف، اصلاح و هدایت مجدد در بستر این مسیرها بود. برای تعمیق تحلیل، از تفسیر المیزان نیز استفاده شد تا دلالتهای کنشی و نهادی آیات قرآن کریم با دقت بیشتری استخراج شوند.
3. مرحلة تدوین و تألیف: پیوند مفاهیم قرآنی و کنشگران خطمشی
در مرحلة نهایی، مفاهیم استخراجشده بهصورت سراسری بازنگری و ذیل چارچوب مفهومی حاصل از فراترکیب دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی ساماندهی شدند. در این مرحله، مفاهیم قرآنی بهگونهای تنظیم شدند که امکان مقایسه و تحلیل آنها در قالب مؤلفة «کنشگران خطمشی» فراهم شود. در مجموع، روش تحقیق موضوعی قرآن کریم در این پژوهش، با رویکردی تدبری، سیاقمحور و کنشگرمحور، بستر مناسبی برای استخراج و تحلیل نظاممند مفاهیم قرآنی مرتبط با کنشگران خطمشی و الگوهای رفتاری آنان فراهم کرده است.
ت) اعتبار و اعتمادپذیری دادهها
ارزیابی کیفیت دادهها و اطمینان از دقت تحلیل، از معیارهای استاندارد پژوهش کیفی شامل موارد ذیل استفاده شد:
1. قابلیت اعتبار: بازبینی مداوم کدها، استفاده از منابع قرآن کریم و تفسیر المیزان و ارجاع تحلیلها به متخصصان خطمشی و علوم قرآنی.
2. قابلیت انتقال: ارائة توصیف شفاف از گامها و چارچوب مفهومی پژوهش برای امکان استفاده در تحقیقات مشابه.
3. اتکاپذیری: ثبت و مستندسازی کامل مراحل انتخاب آیات، کدگذاری و استخراج مفاهیم.
4. تأییدپذیری: استناد تمامی دستهبندیها به متن آیات و تفاسیر و پرهیز از برداشتهای شخصی.
یافتهها و تجزیهوتحلیل دادهها
در ادبیات خطمشیگذاری عمومی، «کنشگران خطمشی»، مجموعهای از نیروهای متنوع هستند که با منافع متفاوت، منابع قدرت متنوع و راهبردهای گوناگون در خطمشیگذاری درگیرند. «نگاه به کنشگران» به تبیین رفتار کنشگران خطمشی اشاره دارد. کنشگران برای شناسایی مسئله، الگوهای مختلفی از عقلانیت را بهکار میگیرند و در نهایت گزینة مشخصی را انتخاب میکنند (Simon, 1997). کنشگران با انتخاب یک گزینه، تلاش میکنند به جهان خود معنا بخشند. در ادامه، نگاه به کنشگران خطمشی در آیات قرآن کریم بررسی میشود.
1. فرازمانی و فرامکانی بودن
در خطمشیگذاری تمرکز بر ویژگیها و عملکردها، مهمتر از تمرکز صرف بر نامها و جایگاههای رسمی است (Peters & Pierre, 2006). علامه طباطبائی در تفسیر آیة شش سورة حمد میفرماید:
اگر مىبينيم كه در شأن نزول آيات، رواياتى آمده كه مثلاً ميگويند: فلان آيه بعد از فلان جريان نازل شد يا فلان آيات دربارة فلان شخص يا فلان واقعه نازل شده، بارى نبايد حكم آيه را مخصوص آن واقعه و آن شخص بدانيم؛ چون اگر اينطور فكر كنيم، بايد بعد از انقضای آن واقعه يا مرگ آن شخص، حكم آية قرآن نيز ساقط شود و حال آنكه حكم آيه مطلق است و وقتى براى حكم نامبرده تعليل مىآورد، علت آن را مطلق ذكر مىكند (طباطبائی، 1417ق).
2. همراستایی ارزش و کنش
در بسیاری از نظامهای خطمشی، مسئلهای به نام «جدایی میان بیان و عمل خطمشیها» وجود دارد؛ یعنی چیزی در اسناد رسمی گفته میشود، اما در عمل، افراد و نهادها، رفتار دیگری دارند (Fischer & Forester, 1993). امر به عدالت، نهتنها در گفتار کنشگران خطمشی وجود دارد، بلکه در رفتار آنان نیز مشاهده میشود: «وَضَرَبَ اللهُ مَثَلاً رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (نحل: 76)؛ و خدا مثَل دو مرد را بيان مىكند كه يكى لال است و توان هيچ چيز ندارد و بار دوش مولاى خود است، هرجا كه او را بفرستد هيچ فايدهاى حاصل نمىكند. آيا اين مرد با آنكس كه مردم را به عدل فرمان مىدهد و خود بر راه راست مىرود برابر است؟ خداوند متعال انتظار دارد که ارزشهای مورد ادعا با کنشهای واقعی، همراستا باشند (آیات دیگری بر این نکته دلالت دارند، مانند آیة 75 سورة آلعمران و آیات 15 و 16 سورة مائده).
3. مقاومت گروههای ذینفوذ
گروههای ذینفوذ ممکن است به دلیل منافع خاص خود در تلاش باشند تا از توسعه و گسترش خطمشیها جلوگیری کنند. کفار مکه به وضوح از گسترش ایمان و پذیرش پیام رسول خدا؟ص؟ جلوگیری میکردند: «الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُم» (قتال: 1)؛ خدا اعمال كسانى را كه كافر شدند و مردم را از راه خدا باز داشتند باطل ساخته است. علامه طباطبائی میفرماید:
كلمة «صد» كه مصدر فعل «صدوا» است، به اعراض از راه خدا، يعنى اسلام تفسير شده. مراد از جملة «الذين كفروا» كفار مكه و ساير كفارى است كه از ايشان پيروى مىكنند و اين كفار بودند كه مردم را از ايمان آوردن بـه رسول خدا؟ص؟ منع كرده و ايشان را وسوسه مىنمودند و نيز از زيارت مسجدالحرام جلوگيرى مىكردند (طباطبائی، 1417ق).
آیات دیگری نیز به این نکته دلالت دارند، مانند آیة 9 سورة حج.
4. انتخابگری مطابق شاکله
در تحلیل خطمشی، مجریان زمانی بهعنوان کنشگران واقعی و اثرگذار تلقی میشوند که دارای اختیار در قضاوت و تصمیمگیری باشند (Hill & Hupe, 2009). از منظر قرآن کریم، اختیار و ارادهمندی انسان مبتنیبر ویژگیهای شخصیتی، تربیتی و فرهنگی او عمل میکند: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً» (بنیاسرائیل: 84)؛ بگو: هركس به طريقة خويش عمل مىكند و پروردگار تو بهتر مىداند كه كدام يك به هدايت نزديكتر است. در المیزان ذیل این آیه آمده است: «آية كريمه عمل انسان را مترتب بر شاكله او دانسته؛ به اين معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمى است» (طباطبائی، 1417ق).
5. مواجهه با تغییر
کنشگران در هر جامعهای در مواجهه با خطمشیهای جدید مواضعی کاملاً متفاوت دارند. آنهایی که لجاجت میورزند، مسیر خطمشی را کند یا منحرف میکنند، و آنهایی که بصیرت داشته و ظرفیت پیشبرندگی دارند. قرآن کریم واکنشهای مختلف کنشگران را به چگونگی پیمودن راه تشبیه کرده است: «أَفَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (ملک: 22)؛ آيا آنكس كه نگونسار بر روى افتاده راه مىرود، هدايت يافتهتر است يا آنكه بر پاى ايستاده و بر راه راست مىرود؟ این آیه مبنایی برای شناخت نقشها، قدرتها و گرایشهای کنشگران است و بهطور خاص، تفاوت مواضع آنان (از لجاجت تا بصیرت) و اثرگذاریشان بر روند پیشرفت یا انحراف خطمشی را بیان میکند (آیات دیگری نیز به این نکته دلالت دارند، مانند آیات 6 و 7 سورة صف، آیة 30 سورة نجم، آیة 4 سورة قتال، آیة 23 سورة صافات و آیة 7 سورة ابراهیم).
6. کنشگری منافقانه
«خرابکاران خطمشی»، «کنشگران با دستور کار پنهان» و «همنوایان ابزاری» در ادبیات خطمشی، در دستة کنشگرانی محسوب میشوند که خود را همسو با خطمشیهای حاکم جلوه میدهند، اما در عمل اهدافی دیگر را دنبال میکنند (Béland & Cox, 2016). منافقین با فریب دادن از طریق سوگند خوردن و ظاهرسازی، در پی دستیابی به اهداف خود هستند: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (منافقون: 2)؛ از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقيقت، آنچه مىكنند ناپسند است. علامه طباطبائی ذیل این آیه اشاره میکند: «منافقين عامة مردم را از راه دين برگرداندند؛ درحالىكه خود را در پشت سپر سوگندهاى دروغينشان حفظ كردند» (طباطبائی، 1417ق).
7. الگوسازی راهبردی
از منظر نظریههای خطمشی، بهویژه در نظریههای هنجاری یا روایتمحور، کنشگران کسانیاند که با داستانسازی، الگوسازی و وفاداری به مأموریتها، از خطمشیهای ارزشی دفاع میکنند. این کنشگران را میتوان شامل «کنشگران متعهد و هنجاری»، «کنشگران پیشران گفتمان» یا «کنشگران بسیجکننده» دانست (Fischer, 2003). کنشگران در یاری دین خدا باید بهگونهای عمل کنند که به این کار شناخته شوند: «تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ... يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ...» (صف: 11 و 14)؛ به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كنيد، و اين براى شما بهتر است، اگر دانا باشيد... اى كسانى كه ايمان آوردهايد، ياوران خدا باشيد، همچنان كه عيسىبنمريم؟ع؟ به حواريان گفت: چه كسانى ياوران من در راه خدايند؟ حواريان گفتند: ما ياوران خدا هستيم.... مفهوم «انصارالله» در گفتمان خطمشیگذاری، نشاندهندة رهروان حامی و متعهد به خطمشیهای اصولی و ارزشی است (آیات دیگری بر این نکته دلالت دارند، مانند آیة 4 سورة صف، آیة 15 سورة حجرات، آیة 61 سورة زخرف، آیة 35 سورة مائده و آیه 29 سورة انسان).
8. مرجعیت تبیینی
در خطمشیگذاری ممکن است «کنشگران مزاحم یا معارض» یا «کنشگران بازدارنده» در یک ساختار نهادی، با فشارهای بیرونی یا منافع درونی، در مسیر تصمیمگیری صحیح اخلال ایجاد کنند (Stone, 2002). کنشگرانی که بتوانند کانال ارتباطی با منبع مشروعیت ایجاد کنند، نقش نهادی بیبدیلی خواهند داشت. خداوند متعال میفرماید که اگر در فهم آیات دچار مشکل شدید، به پیامبر اکرم؟ص؟ رجوع کنید: «وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (آلعمران: 101)؛ چگونه كافر مىشويد درحالىكه آيات خدا بر شما خوانده مىشود و رسول او در ميان شماست؟ و هركه به خدا تمسك جويد به راه راست هدايت شده است. پیامبر اکرم؟ص؟ یک کنشگر اصلی با قابلیت مرجعیت تبیینی و حل بحران تفسیری است. ایشان اگر افکار عمومی یا حتی سایر کنشگران نهادی (مثل اصحاب، نهادهای دینی نوپا یا تازهمسلمانان) در درک خطمشیها دچار ابهام یا شبهه میشدند، گرهگشایی میکردند و از اثرگذاری کنشگران ناسازگار در فرایند خطمشی جلوگیری میکردند (آیات دیگری بر این نکته دلالت دارند، مانند آیة 6 سورة سبا).
9. جایگاههای گفتمانی متفاوت
برخی کنشگران در خطمشیگذاری دارای جایگاه معرفتی و گفتمانی و برخی دیگر، دارای نقش هدایتگری و اجرایی هستند. توانمندیها، دانش و مهارتهای کنشگران، در تعیین نقشها و جایگاههای آنان و تعاملشان با مخاطبان اثرگذار است. ابراهیم؟ع؟ به پدر خود توجه میدهد كه من علمى به اين مسئله دارم كه تو ندارى و بايد مرا پيروى كنى تا به راه مستقيم هدايتت كنم: «يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا» (مریم: 43)؛ اى پدر، مرا دانشى دادهاند كه به تو ندادهاند، پس از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم. در تفسیر این آیه در المیزان نیز ذکر شده که:
مراد از هدايت به معناى راه نشان دادن است، نه به راه رساندن؛ چون شأن پيامبر اين نيست كه امت خود را به راه برساند، بلكه شأن او تنها راه نشان دادن است و به راه رساندن شأن امام است كه ابراهيم؟ع؟ در آن روزها به چنين مقامى نرسيده بود (طباطبائی، 1417ق).
10. مخاطبشناسی هوشمند
کنشگران باید فعالانه شیوههای ارتباطی اثرگذار برای ابلاغ خطمشیها و دعوت مخاطبان را طراحی کنند. نوع ارتباط (دعوت، اقناع، ابلاغ، الزام، گفتوگو و...) بر اساس موقعیت و مخاطب تنظیم میشود تا بالاترین اثر را ایجاد کند. خداوند متعال میخواهد پیامبر اکرم؟ص؟ بهعنوان یک دعوتکننده تعامل خود را با توجه به موقعیت طراحی کند: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (نحل: 125)؛ مردم را با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله كن؛ زيرا پروردگار تو به كسانى كه از راه او منحرف شدهاند، آگاهتر است و هدايتيافتگان را بهتر مىشناسد. علامه طباطبائی ذیل این آیه میفرماید:
حكمت، موعظه و مجادله، مربوط به طرز سخن گفتن است، رسول گرامى مأمور شده كه به يكى از اين سه طريق دعوت كند كه هريك براى دعوت، طريقى مخصوص است. تشخيص موارد استفاده اين سه، به عهده خود دعوتكننده است، هركدام حُسن اثر بيشترى داشت آن را بايد بهكار بندد (طباطبائی، 1417ق).
11. توکل بهمثابة محور کنش
کنشگران مقتدر و مشروع، نهتنها در اقدامات خود «حُسن نیت» دارند، بلکه برای «مداخلة اثربخش» نیز توانمند هستند. رهروان خطمشیهای قرآنی، بر اساس اعتمادی که به منبع هدایت دارند، التزام خود را در نظر و عمل نشان میدهند. اعتماد به منبع هدایت همان توکل است و صبر جلوة عملی آن خواهد بود: «وَمَا لَنَا أَلاّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» (ابراهیم: 12)؛ چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه او راه ما را به ما بنمود؟ و ما بر آزارى كه به ما مىرسانيد صبر خواهيم كرد و توكلكنندگان بر خدا توكل كنند. این آیه، صبر در برابر آزار را فرع بر توکل دانسته است. کنشگران خطمشیهای الهی، وقتی از درون به توکل متعهد شدند، از بیرون نیز به صبر مسلح میشوند.
12. دوگانة اصلاح و فساد
کنشگران خطمشی همیشه در معرض فشارهای مختلف سیاسی، اجتماعی و... هستند که این موضوع میتواند آنان را در معرض فساد قرار دهد. جلوگیری از بروز فساد، مسئولیت تمامی سطوح مدیریتی است. بیش از همه بر عهدة مدیر و رهبر سازمان و در مراحل بعدی متوجه جانشین، قائممقام، معاونان و مدیران ارشد خواهد بود. حضرت موسی؟ع؟ برادرش هارون؟ع؟ را امر به اصلاح و اجتناب از پيروى روش اهل فساد در غیاب خود مىكند: «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» (اعراف: 142)؛ سى شب با موسى وعده نهاديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعدة پروردگارش چهل شب كامل شد و موسى به برادرش هارون گفت: بر قوم من جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و به طريق مفسدان مرو. نهی موسی؟ع؟ به هارون؟ع؟ از پیروی اهل فساد، نه نهی اخلاقی، بلکه یک نهی مدیریتی است. علامه طباطبائی در تفسیر این آیه ذکر میکند: «مقصود آن حضرت از اين كلام، نهى هارون از كفر و معصيت نبوده، بلكه مقصودش اين بوده كه در ادارة امور مردم به آرای مفسدين گوش ندهد و مادامى كه موسى؟ع؟ غائب است از آنان پيروى ننمايد» (طباطبائی، 1417ق).
13. مصون از نفوذ
میزان نفوذ خطمشیهای حقنما به نوع کنشگران وابسته است. برخی کنشگران ویژگیهایی دارند که میتواند آنان را از تحت تأثیر خطمشیهای انحرافی قرار گرفتن مصون دارد. این افراد تحت تأثیر فشار یا اقناع کنشگران مخرب قرار نمیگیرند؛ زیرا معیارهای تصمیمگیریشان بهجای مصلحت و منافع شخصی مبتنیبر خواست و رضایت خداوند است: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ × ثُمَّ لآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (اعراف: 16ـ17)؛ گفت: حال كه مرا نوميد ساختهاى، من هم ايشان را از راه راست تو منحرف مىكنم، آنگاه از پيش و از پس و از چپ و راست بر آنها مىتازم و بيشترينشان را شكرگزار نخواهى يافت. در این صورت، حتی شیطان نیز بهعنوان یک دشمن اصلی دارای حوزة نفوذ محدود خواهد بود و قابلیت تسلط بر کنشگران شاکر را نخواهد داشت.
14. عقل جمعی و پیروی از اکثریت
کنشگران خطمشی بر اساس مبنای معرفتیشان قابل دستهبندی هستند. مبنای معرفتی در تبعیتپذیری کنشگران اثرگذار است؛ برخی اهل علم و یقین بوده و مبنای تصمیمگیری آنان وحی الهی است. این کنشگران واجد مشروعیت در خطمشی هستند؛ اما برخی دیگر، از ظن و تخمین پیروی میکنند و مبنای تصمیمگیریشان عرف، حدس و نظر اکثریت است که این موضوع زمینه را برای گمراهیشان فراهم میکند: «وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاّ يَخْرُصُونَ × إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين» (انعام: 116ـ117)؛ اگر از اكثريتى كه در اين سرزميناند پيروى كنى، تو را از راه خدا گمراه سازند؛ زيرا جز از پى گمان نمىروند و جز به دروغ سخن نمىگويند. پروردگار تو به كسانى كه از راه وى دور مىگردند آگاهتر است و هدايتيافتگان را بهتر مىشناسد. در تحلیل کنشگران باید دانست که مقبولیت اجتماعی جایگزین مشروعیت معرفتی نمیشود (آیات دیگری بر این نکته دلالت دارند، مانند آیة 142 سورة بقره).
15. زمینهسازی رشد
مجریان نهتنها ابزار اجرای خطمشیاند، بلکه خود نیز در فرایند اجرا رشد میکنند. چنین نگاهی، مجری را بهعنوان یک کنشگر فعال و تحولپذیر در نظر میگیرد که در بستر خطمشی تأثیر میپذیرد و اثر میگذارد. بنابراین خطمشی و رشد مجریان آن، ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با یکدیگر دارد: «... إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا × يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا» (جن: 1ـ2)؛ ... ما قرآنى شگفت شنيديم، به راه راست هدايت مىكند، پس ما بدان ايمان آورديم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان نمىسازيم. در المیزان ذیل آیة 11 سورة جن آمده:
در مجمع البيان گفته: در زمانی که رسول خدا؟ص؟ مشغول نماز صبح بود، طايفهاى از جن صوت قرآن را از آن جناب شنيدند، بدون درنگ نزد قوم خود برگشتند و گفتند: ما قرآنى شگفت شنيديم که بهسوی رشد هدايت مىكند... (طباطبایی، 1417ق).
نمودار1 :الگوی مفهومی پژوهش
از آیات قرآن کریم برداشت میشود که کنشگران خطمشی، مجموعهای از نیروهای متنوعی هستند که با منافع متفاوت، منابع قدرت متنوع و راهبردهای گوناگون در خطمشیگذاری درگیرند. این کنشگران نقشهای مختلفی بر عهده دارند، مانند خطمشیگذار اصلی (مقامات عالیرتبه)، خطمشیگذاران (تبیینکنندگان خطمشیهای اصلی)، رهبران خطمشیگذار (تبیینکنندگان و مجریان خطمشیهای اصلی)، رهبران و مدیران (مدیران راهبردی، میانی و عملیاتی)، کارکنان (مجریان مستقیم خطمشیها)، مردم (رأیدهندگان و مصرفکنندگان خطمشیها)، حامیان (گروههای مدنی، گروهی از ذینفعان و سازمانهای غیردولتی)، احزاب (گروههای ذینفع با دیدگاهها و منافع متفاوت)، شوراها و نهادها (اتاقهای فکر و مراکز تصمیمسازی فعال)، نخبگان (نخبگان علمی و مشاوران تخصصی)، گروههای ذینفوذ و فشار (لابیها، انجمنها و گروههای فشار غیررسمی)، مخالفان (رقیبان، گروههای مدنی معترض و مخالفان فکری) و خرابکاران (مخالفان پنهان). این نکته قابل ذکر است که برخی کنشگران همزمان میتوانند نقشهای متفاوتی بر عهده داشته باشند.
جدول 1: انواع کنشگران در بیان قرآن کریم
ردیف کنشگران نقشها و کنشها تطبیق با ادبیات خطمشی
1 خطمشیگذار اصلی طراحی و تدوین خطمشیها برای دستیابی به اهداف مقامات عالیرتبهای که مسئولیت تعیین جهت کلی خطمشیها را بر عهده دارند.
2 رهبران خطمشیگذار نشر خطمشیهای اصلی، پیادهسازی و تحققبخشی آنها مجریانی که وظیفة اجرایی کردن خطمشیهای مصوب را بر عهده دارند و در این راستا اقدام به تصویب شیوهنامهها و دستورالعملهای داخلی میکنند.
3 خطمشیگذاران تبیین و نشر خطمشیهای اصلی مجریانی که وظیفة تبیین و ابلاغ خطمشیهای مصوب را بر عهده دارند.
4 رهبران و مدیران کنشگران یاریدهنده به خطمشیگذاران برای انجام مأموریتهای تعیینشده مدیران راهبردی، میانی عملیاتی که مسئول اجرای خطمشیها هستند.
5 کارکنان پذیرش و اجرای خطمشیها یا عدم تبعیت از آنها در سازمان کارکنان دولتی بهعنوان مجریان مستقیم خطمشیها در سازمانها عمل میکنند.
6 انتخابگران (مردم) پذیرش و اجرای خطمشیها یا عدم تبعیت از آنها مردم بهعنوان رأیدهندگان یا مصرفکنندگان خطمشیها عمل میکنند.
7 حامیان پذیرش و حمایت از خطمشیها و اجرای آنها حامیان عمومی و سازمانی مانند گروههای مدنی، گروهی از ذینفعان و سازمانهای غیردولتی میشوند که در راستای پیشبرد خطمشیها فعالیت دارند.
8 احزاب گروههای ذینفع یک ساختار نهادی با هدف و منفعت مشخص نقشآفرینی برخی گروههای ذینفع با دیدگاهها و منافع متفاوت.
9 شوراها و نهادها گروههای اثرگذار بر خطمشیها با منافع و مصلحت مشخص اتاقهای فکر یا مراکز تصمیمسازی فعال در فرایند خطمشیگذاری عمومی
10 نخبگان کنشگران پیرو علم، یقین و بصیرت نخبگان علمی که با ارائة مشاوره به کیفیت خطمشیگذاری کمک میکنند.
11 گروههای ذینفوذ و فشار گروههای پیرو ظن و تخمین و القاکنندگان خطمشیهای حقنما لابیها، انجمنها و گروههای فشار که بهصورت غیررسمی در فرایند خطمشیگذاری نقش دارند.
12 مخالفان گروههای ناسازگار و مخالف خطمشیها رقیبان، گروههای مدنی معترض و مخالفان فکری
13 خرابکاران پنهانسازی مخالفت با خطمشیها و آسیب زدن مخالفان پنهان که در سازمانها با اقدامات منفعلانه یا فعالانه به خطمشیها ضربه میزنند.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر با هدف تبیین «نقشها، مسئولیتها و الگوهای رفتاری کنشگران خطمشی در پرتو آیات قرآن کریم» انجام شد. یافتههای تحقیق نشان داد که قرآن کریم فهمی پویا، چندلایه و چندسویه از کنشگران ارائه میدهد که زمینهای غنی برای تحلیل نقشآفرینی آنان در طراحی، اجرا و ارزشیابی خطمشیها فراهم میسازد. مفاهیم قرآنی، کنشگران خطمشی را افرادی مختار با دستهبندیهای متنوع و دارای مراتب متفاوتی از فهم، نیت، اراده، ظرفیت اثرگذاری و جایگاههای گفتمانی میداند؛ برداشتی که امکان تحلیل کنشگری فراتر از محدودیتهای زمانی و مکانی را فراهم میآورد (بر اساس مضامین سورههای مریم، ملک، بنیاسرائیل و جن).
برخلاف رویکردهای تقلیلگرایانة رایج که کنشگران را عمدتاً در قالب نقشهای رسمی و ساختارهای نهادی تحلیل میکنند، قرآن کریم بر ویژگیهای درونی، شاکلة وجودی، جهتگیریهای معرفتی و اخلاقی و میزان همراستایی ارزش و کنش تأکید دارد. نتایج تحلیل آیات قرآن کریم نشان میدهد که کنشگران خطمشی در نگاه قرآن کریم، نهتنها بر اساس موقعیت نهادی، بلکه بر مبنای نوع مواجهه با تغییر، شیوة کنشگری (آشکار یا پنهان)، توان روایتسازی و دعوت، پایداری بر مأموریتهای محوله، درجة مصونیت از نفوذ و مبنای معرفتی تصمیمگیری قابل تمایز و ارزشیابی هستند (مضامین سورههای اعراف و قتال).
یافتههای تحقیق در تحلیل پدیدههایی مانند نقش مرجعیت تبیینی، کنشگری منافقانه، مقاومت گروههای ذینفوذ و دوگانة اصلاح و فساد، ظرفیت تبیینی بالایی برای توضیح اختلالها، انحرافها و شکستهای خطمشی در اجرا فراهم میکنند؛ ظرفیتی که در بسیاری از دیدگاههای نظری خطمشیگذاری عمومی بهصورت یکپارچه مورد توجه قرار نگرفته است.
کنشگران خطمشی در قرآن کریم طیفی گسترده از نقشها را دربر میگیرند؛ از خطمشیگذار اصلی و رهبران خطمشیگذار تا مدیران، مجریان، مردم، نخبگان، گروههای ذینفوذ، مخالفان و کنشگران مخرب پنهان. در این نگاه، کنشگران صرفاً افراد دارای نقشهای رسمی نیستند، بلکه شامل حامیان، مصلحان، مخالفان، منافقان، مفسدان و سایر کنشگران اثرگذار اجتماعی نیز میشوند (مضامین سورة منافقون). نکتة کلیدی، ماهیت سیال نقشها بوده که موجب میشود یک کنشگر بتواند همزمان واجد چند نقش متفاوت شود.
آیات قرآن کریم بر نقش عوامل نرم و غیرمادی مانند صبر، توکل و پیروی از مرجعیت تبیینی، معرفتی و دینی در کنشهای خطمشی تأکید دارند (مضامین سورههای انعام، ابراهیم و آلعمران). بنابراین در نگاه قرآن کریم کنشگری خطمشی حاصل ترکیبی از مشروعیت اخلاقی، توان اثرگذاری و میزان همراستایی میان ارزشها، گفتار و رفتار است (مضامین سورههای صف و نحل).
یافتههای پژوهش حاضر میتواند مبنایی برای توسعة چارچوبهای بومی خطمشیگذاری عمومی در ایران و غنیسازی دیدگاههای نظری موجود در حوزة خطمشیگذاری عمومی با تکیه بر منابع قرآنی و اسلامی قرار گیرد؛ زیرا الگوی مفهومی استخراجشده از این پژوهش، ضمن برخورداری از انسجام درونی و اتکای تفسیری معتبر، قابلیت آن را دارد که بهعنوان دیدگاهی ایرانی ـ اسلامی برای تحلیل کنشگران خطمشی مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس یافتههای پژوهش، پیشنهادهای مختلفی قابل طرح است:
ـ در تحلیل کنشگران خطمشی، علاوه بر موقعیت نهادی و منابع قدرت، شاخصهایی مانند مشروعیت اخلاقی، انسجام گفتار و رفتار، میزان تعهد ارزشی و قابلیت مقاومت در برابر نفوذ نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
ـ بر اساس قرآن کریم روایتسازی معتبر، دعوت اقناعی و مرجعیت معرفتی از ابعاد مهم کنشگریاند؛ بنابراین لازم است که طراحی خطمشیها با توجه به ابعاد گفتمانی و اقناعی انجام شود.
ـ یافتهها حاکی از آن است که عواملی مانند صبر، توکل و پایداری کنشگران در شرایط عدم قطعیت، بحران یا تعارض منافع، نقش کلیدی در تداوم و اثربخشی خطمشی ایفا کنند که این موضوع، ضرورت توجه به عوامل نرم در مدیریت فرایند خطمشی را نشان میدهد.
- قرآن کریم.
- آقداغی، میثم، خنیفر، حسین، داناییفرد، حسن و دلشاد تهرانی، مصطفی (1397). واکاوی و فهم اصول اسلامی خطمشیگذاری فرهنگی مبتنیبر سیرة حکومتی پیامبر اکرم(ص). مدیریت اسلامی، 26(1)، 107ـ145.
- الوانی، سیدمهدی (1392). تصمیمگیری و تعیین خطمشی دولتی. تهران: سمت.
- امامی، سیدمجتبی، ذوالفقارزاده، محمدمهدی و خصاف مفرد، حسین (1391). آموزش میانرشتهای مدیریت دولتی در ایران: الزامات برنامهریزی درسی. مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی، 4(4)، 107ـ143.
- پورعزت، علیاصغر (1385). طراحی و تبیین سیستم خطمشیگذاری حقمدار برای تحقق عدالت اجتماعی بر اساس نهجالبلاغه. دانشور رفتار، 13(17)، 31ـ56.
- پورعزت، علیاصغر، کیانی، پاکنوش و پورعزت، زینب (1394). خطمشیگذاری مالی در حکمرانی متعالی از منظر نهجالبلاغه. النهج، 14(46)، 51ـ74.
- تسلیمی، محمدسعید (1392). تحلیل فرایندی خطمشیگذاری و تصمیمگیری. تهران: سمت.
- جوادی آملی، عبداله (1387). تفسیر موضوعی قرآن کریم: جامعه در قرآن. قم: اسراء.
- دانشفرد، کرمالله، ادیبزاده، مریم و ابراهیمی، رقیه (1394). بررسی ابعاد خطمشیگذاری عمومی از دیدگاه اسلام با محوریت توکل و مشورت در سطوح فردی و سازمانی. اسلام و پژوهشهای مدیریتی، 1، 83ـ97.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1416ق). مفردات الفاظ القرآن. بیروت: دارالقلم.
- رضاییمنش، بهروز، عبدالحمید، مهدی، پورعزت، علیاصغر و شریفزاده، فتاح (1393). الگوی ارزشیابی خطمشیهای عمومی در پرتو معرفت علوی. راهبرد فرهنگ، 7(28)، 123ـ152.
- ساباتیه، پل. ای. (1396). نظریههای فرایند خطمشی عمومی. ترجمة حسن داناییفرد. تهران: صفار.
- شاددل، امیرحسین (1404). شناسایی آموزههای قرآنی اثرگذار در طراحی الگوی خطمشیگذاری عمومی (مبتنیبر کلیدواژههای صراط، سبیل و طریق و همخانوادههای مرتبط با آنها). رسالة دکتری. دانشگاه جامع امام حسین(ع).
- شاددل، امیرحسین (1405). شناسایی و تحلیل آموزههای قرآنی فرایند خطمشی: پیوستگی، تحول و منطق مرحلهای. محیطشناسی راهبردی، 10(34).
- شاددل، امیرحسین، بابایی طلاتپه، محمدباقر و رضایی، سیدعابد (1403). راهبردهای سادهسازی خطمشیگذاری عمومی: بررسی چارچوبها، نظریهها و الگوها. راهبرد فرهنگ، 7(66)، 95ـ125.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- طبرسی، احمد بن علی (1403ق). الإحتجاج على أهل اللجاج. مشهد: مرتضی.
- عطاران، جواد، الوانی، سیدمهدی، زارعیمتین، حسن، امیری، علینقی و راد، علی (1395). تبیین تقوا بهعنوان معیار سنجش در خطمشیگذاری فرهنگی در پرتو آیات قرآن کریم. پژوهشهای مدیریت عمومی، 9(33)، 5ـ33.
- قلیپور، رحمتاله و غلامپور آهنگر، ابراهیم (1389). فرایند سیاستگذاری عمومی در ایران. تهران: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- کمالیان، سیدیوسف، عبدالحسینزاده، محمد و عبدالحمید، مهدی (1397). الگوی مفهومی خطمشیهای فراگیر نظام فرهنگی اجتماعی مبتنیبر قرآن کریم. فرهنگ در دانشگاه اسلامی، 8(3)، 337ـ364.
- گیوریان، حسن و ربیعی مندجین، محمدرضا (1381). تصمیمگیری و تعیین خطمشی دولتی. تهران: یکان.
- لسانی فشارکی، محمدعلی و همکاران (1379). گزارش نهایی طرح پژوهشی آموزش زبان قرآن. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
- لسانی فشارکی، محمدعلی و مرادی زنجانی، حسین (1391). روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم. قم: بوستان کتاب.
- مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی (۱۴۰۱). ارزیابی میزان تحقق اهداف سند چشمانداز بیستسالة جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۴). تهران: دفتر مطالعات کلان بخش عمومی، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- مفید، محمد بن محمد (1413ق). تصحیح الاعتقاد. قم: کنگرة شیخ مفید.






