الزامات فرهنگی از منظر رویکرد بازسازی اجتماعی آیندهگرا؛ در اسناد توسعه جمهوری اسلامی ایران
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
از جمله عرصههاي مهم هر جامعه، عرصة فرهنگی است که لازم است همواره براي بهبود و توسعة آن، اقدامات لازم انجام گیرد. صاحبنظران فرهنگی، عدم شناسایی نیازهای جدید و پاسخگویی به مطالبات نو، بهروز نبودن دستگاههای فرهنگی و ديني، بهویژه در بُعد ارتباطی و کاهش کارایی آنها، به علت جهانیشدن را از جمله چالشهای موجود در حوزة فرهنگ میدانند. گرچه اکثر برنامههای توسعه با عنوان اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نامبرده میشوند، اما توجه کمتری به امور فرهنگی میشود و سهم فرهنگ در این برنامهها، ناچیز بوده است (گزارش فرهنگ و رسانه، 1395، ص 11). اهمیت و کارکردهای فرهنگ، از جمله انسجامبخشی، قالبریزی شخصیت، سازگاری با محیط و هویتبخشی آن موجب شده است كه بسیاری از کشورها، برنامههایی برای مدیریت فرهنگ داشته باشند. در ایران نیز سیاستگذاری فرهنگی، بهعنوان یک ضرورت شناختهشده است (آزاد ارمکی و منوري، 1391). به همین دلیل، در برنامههای توسعه، دولت موظف به ارزیابی وضعیت فرهنگی موجود و انجام مطالعات و تحقیقات لازم براي شناسایی چالشها و بحرانهای فرهنگیِ ناشی از توسعه ارتباطات فرهنگی و تهاجم فرهنگی بیگانه و نیز اثربخشی فعالیتهای فرهنگی در دستگاههای مختلف، شده است (مادة 162 قانون سوم توسعه). شناخت ویژگیهای فرهنگی که ضرورتاً در جوامع آینده شکل خواهند گرفت، کمک میکند تا برنامهریزیهای مرتبط با توجه به افقهای زمانی گستردهتر شکل گیرد و پیوسته تجدیدنظر شوند. در بین نظریههای تربیتی، نظریة بازسازی اجتماعی، به لزوم تغییر و بازسازی در جوامع، توجه بیشتری معطوف میدارد. این نظریه، با توجه به تأکیدی که بر آینده دارد، معتقد است: برای رسیدن به موقعیت بهتر و حل بحرانهای موجود در جامعه، باید از افق بالاتری به اهداف تربیتی و آموزشی توجه شود. رویکرد آیندهگرایی در ادامه بازسازیگرایی اجتماعی، به وضعیت جامعه در آینده توجه خاصی دارد. آیندهگرایان، آن دسته از نظریهپردازان تربیتی هستند که سعی دارند تا خط سیر تحولات اجتماعی و فناوری را پیشبینی کنند و انسانها را به دانش کنترل و هدایت تحولات تجهیز نمایند (گوتک، 1388، ص 464). گرچه بازسازی اجتماعی آیندهگرا، یک نگرش کامل و نهایی که بهطور کامل شرایط آینده را ترسیم کرده باشد، نیست، اما میتواند با توجه به امکانات و روند تغییرات آینده، جهت حرکت جامعه آینده را نشان دهد (اسکایرو، 2005، ص 217). در این میان، آلوین تافلر چهرة معروف رویکرد آیندهگرایی و نویسنده کتابهای شوک آینده، موج سوم و تغییر ماهیت قدرت، جنبههای گوناگون زندگی آینده افراد را از زوایا و ابعاد متعدد مورد بررسی قرار داده است. آثار تافلر، به زبانهای مختلف از ژاپنی و چینی و کرهای گرفته تا اسپانیایی، ترکی و دانمارکی و هلندی و فارسی ترجمه شده است. تافلر، در کتاب موج سوم، تاریخ تمدن بشر را به حضور سه موج پیوسته تقسیم کرده است: عصر کشاورزی؛ عصر صنعتی؛ و عصر اطلاعات که به گفتة او از دهة 1950 آغاز شده است. وی معتقد است: چون ورود به موج سوم، همه چیز را عمیقاً دگرگون میسازد، لازم است افراد جوامع مختلف از قبل برای رؤیارویی با این تغییرات آماده باشند. این پژوهش، از اين جهت به بررسی مطالعات تافلر پرداخته است که وی قصد دارد به شکل توصیفی، با توجه به آنچه در حال شدن هست، ساختارهای جامعه آینده را توصيف كند. تحلیلها و نظرات تافلر، برگرفته از مشاهدات وی در موقعیتهای تجربی و واقعی است (استراترن، 2008). او در نظریات خود، به تجویز و نسخهنویسی برای آینده نپرداخته است. به نظر وی، بر اساس وضعیت حال و گذشته جوامع، این آینده ضرورتاً شکل خواهند گرفت. در واقع، پیشبینیهای تافلر از تمدن موج سوم و آینده، همان رخدادهای در حال شکلگیری جوامع است. نظریات او، حاکی از بیان واقعیتهایی است که در سطح وسیع جهانی اتفاق افتاده یا در حال وقوع میباشد. بنابراین به یک محدوده خاص جغرافیایی اختصاص ندارند.
تافلر، به طور جامع به همة ابعاد موجود در مسیر تغییرات آینده، اعم از اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، فرهنگ و ارتباط بین آنها توجه نموده است (خوارزمی، 1395، ص 10). وی با یک نگرش همهجانبه و دقیق، نسبت به پیوستار زمان، چالشها و فرصتهای آینده را تدوین نموده است (پانتزار، 2010). از نظر تافلر، چون بستر کنونی جامعه بر مبنای تغییرات و ناپایداریهای سریع و پرشتاب است، لزوم شناخت تحولاتی که درپی ظهور تمدن جدید و فرا صنعتی خواهد آمد، به همراه آشنایی با ویژگیهای موج دومی، افراد را برای حضور در موج سوم آماده خواهد ساخت. لازم به يادآوري است که این مقاله، قصد نقد اسناد توسعه بر اساس نظرات تافلر را ندارد؛ بلكه هدف این پژوهش، لزوماً انطباق و همانندی با آنچه تافلر در زمینههای مختلف از جمله فرهنگ ميگويد، نیست، بلکه هدف اصلی، ایجاد درک دقیقی از واقعیتهای موجود جهانی در حوزه فرهنگی میباشد تا بتوان از یکسو، با توجه به آن واقعیتها و از سوی دیگر، با نگاه ملی و بومی، به مسائل پیشروی عرصه فرهنگ پرداخته شود و با بومیسازی این ویژگیها، آماده حضور در برابر تغییرات آینده شد. در این راستا، اين پژوهش ابتدا به بررسی ویژگیهای فرهنگی جوامع آینده میپردازد. در ادامه، سند چشمانداز 1404 و سند توسعه برنامه ششم، از لحاظ توجه به این الزامات مورد بررسی و تحلیل قرار خواهند گرفت.
اهمیت ساختار فرهنگی از منظر آیندهگرایی
یکی از دلایل اهمیت مسائل فرهنگی از منظر رویکرد آیندهگرایی، این است که در آیندة اقتصاد و رفاه اقتصادی، در درجة دوم اهمیت قرار خواهند گرفت و مسائل اجتماعی و فرهنگی مانند بحرانهای جنگ، خشونت، صلح و... در اولویت قرار میگیرند (تافلر، 1989، ص 357). به نظر تافلر، عوامل فرهنگی مانند مذهب و خانواده در موج سوم، اهمیت مجدد خود را بازمییابند. او حتی این موضوع را یک چالش موج دومی در برابر موج اول میداند که در شکلگیری انقلاب اسلامی ایران تأثیرگذار بوده است. تافلر، در این باره میگوید: تکنوکراتهای دولتی تعلیمیافتة غرب، که حکومت تهران را اداره میکردند، توسعه را صرفاً یک فرایند اقتصادی میدانستند. مذهب و فرهنگ و خانواده در نظر آنان، چندان مهم نبود، آنچه اهمیت داشت این بود که وضع اقتصادی روبهراه باشد. اصالت فرهنگی چندان معنایی نداشت (تافلر، 1989، ص 330). تافلر، از جمله ویژگیهای فرهنگی موج سوم را گرایش به تنوع، تغییر و رشد میداند (همان، ص 309). وی بحران را مترادف با شروع تغییرات عمده در زندگی میداند. به نظر او، بحران عبارت است از: هرگونه انتقال چشمگیر و مهم و تغییرات اساسی در زندگی، که بدون آمادگی افراد رخ دهد (تافلر، 1971، ص 197). بنابراین، بحرانهای فرهنگی، هنگامی ایجاد میشوند که به دلیل تغییرات سریع، فرهنگهای جدید در برابر فرهنگهای قدیمی قرار میگیرند. او بیشتر این آشفتگیها را ناشی از برخورد فرهنگ، در حال پیدایش موج سوم با اندیشههای نظام صنعتی میداند؛ زیرا در جریان موج دوم، توجه به تولیدات انبوه و بازاریابی برای کالاهای تولید شده، موجب گردید که جوامع از توجه به فرهنگ، جاری خود بازبمانند. اما با ورود به دوران فراصنعتی، توجه به فرهنگهای متفاوت جایگاه اصلی خود را یافتند.
مرور برنامههای فرهنگی اسناد توسعه
در ابتدا لازم است که در یک نگاه اجمالی، برنامههای فرهنگی ذکرشده در اسناد توسعة اول تا ششم، مورد بررسی قرار گیرد. در برنامة توسعه اول (1368 تا 1372)، روند اجرایی در زمینة فرهنگ، بیشتر شامل تجهیز و تکمیل زیرساختها، از جمله احداث و توسعه مدارس و مراکز فرهنگی هنری ورزشی میگردید. تأسیس نظام متحد و هماهنگ امور فرهنگی و تبلیغی کشور، تفاهمنامه علمی با کشورهای خارجی دوست در زمینة مبادله استاد و دانشجو، تقویت و توسعه ایرانگردی و جهانگردی براي کمک به ارتقا سطح تفاهم و وحدت ملی و اسلامی، از دیگر مواد این برنامه بودند. مسائل فرهنگی برنامة دوم توسعه (1374 تا 1378)، در قالب ترویج ارزشهای انقلاب اسلامی و رشد فضائل آمده است. این امور، شامل رشد فضائل بر اساس اخلاق اسلامی و ارتقا کمّی و کیفی فرهنگ عمومی جامعه، تلاش برای شناخت شیوههای تهاجم فرهنگی دشمن و برنامهریزی برای مقابله جدی با آن، واگذاری فعالیتهای اجرایی به مردم و تقویت مشارکت عمومی، با توجه به سیاستگذاری و تصمیمگیری و نظارت دولت بود. همچنین، در این برنامه ضمن اشاره به تهاجم فرهنگی، بر هویتیابی جوانان از طریق آشنایی با موارد غنی فرهنگی، اسلامی و ملی و مبارزه با روحیه ازخودبیگانگی، در برابر فرهنگ غرب تأکید شده است. در برنامة سوم (1379 تا 1383)، دولت به ارزیابی وضعیت فرهنگی موجود و انجام مطالعات و تحقیقات لازم براي شناسایی چالشها و بحرانهای فرهنگیِ ناشی از توسعه ارتباطات فرهنگی و تهاجم فرهنگی بیگانه و نیز اثربخشی فعالیتهای فرهنگی در دستگاههای مختلف، از جمله ارتباطات جمعی، موظف گردیده است. در این سند، گسترش امکانات و خدمات و فضاهای فرهنگی، ورزشی هنری، اعتلای معرفت دینی و قرآنی، شناخت تحولات فرهنگی جامعه و چگونگی تأمین بودجه و هزینههای فرهنگی، مورد توجه بوده است. در روند تدوین برنامههای توسعه، سند چشمانداز 1404، در سال 1384 بهعنوان معتبرترین سند در راستای شناسایی و معرفی چالشهای جدید کشور در آینده، به تصویب رسید. این سند، براي تبیین افق وسیعتر برای توسعه ایران، در زمینههای مختلف فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تدوین گردید و بهعنوان مبنایی برای سیاستهای کلی برنامة چهارم، پنجم و ششم توسعه قرار گرفت.
اولین برنامة تدوین شده بر اساس سند چشمانداز 20 ساله کشور، برنامة چهارم توسعه (1384 تا 1388) میباشد. در این برنامه، با دید بازتری به مقوله فرهنگ توجه شده است. فرهنگ از مفهوم خاص تقویت و ایجاد ارزشها که در اسناد قبلی وجود داشت فاصله گرفته و محدوده وسیعتری، اعم از اقتصاد، هنر و توسعه تعاملات فرهنگی را دربر میگیرد. در برنامة چهارم، بر صیانت از هویت فرهنگ اسلامی ایرانی، تعمیق ارزشها و باورهای معنوی و اعتلای معرفت دینی، همگرایی میان فرقهها و مذاهب مختلف اسلامی در کشور، تقویت تعامل فرهنگها و زبانهای بومی و معرفی وجوه گوناگون فرهنگ بومی، در سطح ملی تأکید گردیده است. همچنین، دولت مکلف شده بود براي ترویج فرهنگ صلح، عدم خشونت و همزیستی مسالمتآمیز میان ملتها، در مناسبات بینالمللی و تحقق گفتوگو میان فرهنگها و تمدنها، اقدامات لازم را بهجا آورد. از دیگر توصیههای برنامة چهارم، فراهمسازی شرایط لازم برای تبادل آرا و نظرهای متفکران، هنرمندان و نهادهای علمی و فرهنگی، برنامهریزی برای مشارکت و حضور فعال در مجامع منطقهای و جهانی در باب گفتوگوی تمدنها، تقویت زبانها و وجوه گوناگون فرهنگ بومی بود. در برنامة چهارم توسعه، برای اولین بار از مفهوم «رونق اقتصاد فرهنگی» و «هنری»، با هدف ورود به بازارهای جهانی سخن به میان آمد و به ضعف مبادلات فرهنگی نیز اشاره شد. به عبارت ديگر، در این برنامه از محدودیت انحصاری فرهنگی که در اسناد قبل وجود داشت، فاصله گرفته شد. برنامة پنجم (1390 تا 1394)، امور فرهنگی و اجتماعی را در دو بند جداگانه مورد توجه قرار داد. تأکید بر تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن، تقویت هویت ملی جوانان، متناسب با آرمانهای انقلاب اسلامی، مقابله با جریان انحرافات در حوزه دین، تقویت قانونگرایی، انضباط اجتماعی، وجدان کاری و خودباوری، تأکید بر الگوی توسعه اسلامی ایرانی، توسعه تولیدات و فعالیتهای فرهنگی و هنری و حضور در فضای مجازی، از جمله سیاستهای این برنامه بود. همچنین، بر استفاده بهینه از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، برای تحقق اهداف فرهنگی نظیر مقابله با تهاجم فرهنگی و فراهم آوردن زمینة بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت رسانهای تأکید شده است. برنامة ششم (1396 تا 1400)، در بخش مربوط به فرهنگ، هنر و ورزش، طی سیزده ماده به این موارد، از جمله ارائه و ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی، میراث فرهنگی، تقویت نهاد خانواده و توسعه فضاهای مذهبی و فرهنگی پرداخته شده است. مهمترین هدف در سیاستهای فرهنگی پنج سالة ششم، رسیدن به الگوی تفکر اسلامی پیشرفت میباشد. نوع نگاه به ابعاد فرهنگی در برنامة پنجم و ششم توسعه، بیشتر به سبک زندگی اسلامی، ایرانی و ترویج آن معطوف است.
روش پژوهش
روش پژوهش، از نوع تحلیل محتوای کیفی است. تحلیل محتوای کیفی را میتوان روش تحقیقی برای تفسیر ذهنی محتوایی دادههای متنی از طریق فرایندهای طبقهبندی نظاممند، کدبندی و مضمونسازی دانست
(ایمان و نوشادي، 1390). این روش، تلاشی فراتر از شمارش واحدهای متنی است. آنچه در تحلیل محتوای کیفی مهم است، چگونگي ارزیابی و تفسیر داده است (بروس و برگستون، 2017، ص 26). در واقع، تحلیل محتوا درپی دستیابی به دیدگاهی یکپارچه، از متون مختلف در ارتباط با زمینه مورد نظر است. در این پژوهش، از تحلیل محتوای متعارف یا عرفی استفاده شده است. این نوع تحلیل، معمولاً در مطالعاتی به کار میروند که هدف آن، شرح یک پدیده است (شییه و شانون، 2005). در این حالت، پژوهشگران مقولهها را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از دادهها استخراج میکنند (عادل مهربان، 1394، ص 42). منابع مورد استفاده در این پژوهش، شامل کتابها، مصاحبهها و مقالههای آلوین تافلر و همچنین، سند چشمانداز 1404 و سند توسعه برنامة ششم میباشند. براي گردآوری دادهها، 50 کد اولیه از متون مختلف استخراج شد که بیانگر ویژگیهای فرهنگی جوامع آینده بودند. با استفاده از مقایسه مداوم مضامین پایههایی که به یک جنبة مشترک دلالت داشتند، مشخص گردید و بر اساس تفاوتها و شباهتهایشان در سازماندهندههای مربوط قرار داده شدند. سپس، این ویژگیها در اسناد فرادستی ایران مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتههای پژوهش
در این پژوهش، ابتدا بهوسیلة تحلیل محتوای کیفی مضامین الزامات فرهنگی جوامع آینده، شامل توسعه روابط فرهنگی در سطح جهانی، توسعه قومیتگرایی و خردهفرهنگها، رشد ارزشها و معنویات، هویتیابی فردی و نهاد خانواده از متون موردنظر استخراج گردیدند. سپس، سند چشمانداز 1404 (1384) و سند توسعة برنامه ششم (1396 تا 1400)، از منظر توجه به این ویژگیها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند که در این قسمت به این موارد اشاره میگردد:
1. توسعه روابط فرهنگی در سطح جهانی
فرایند جهانیشدن و توسعه روابط فرهنگی در سطح جهانی، با سرعت فزاینده در حال پیشرفت است. تافلر، یکی از عوامل این تغییر جهت را تحرک و مرززدایی میداند (تافلر، 1971، ص 56). ازآنجاکه در عصر اطلاعات، افراد در طول زندگی خود، مکانهای بیشتری را میبینند و مدت پیوند با مکانها نیز کوتاهتر میگردد. ازاينرو، به تفاوتهای فرهنگی توجه بیشتری خواهد شد. تافلر، توجه به این تفاوتها را از ویژگیهای جهانیشدن میداند. جهانیشدن در آینده بهمعنای یکدست شدن فرهنگها و حذف هویتهای فرهنگی و یکسانسازی نیست. آنچه در این فرایند رخ میدهد، توسعه و تعامل فرهنگی است. تبادلات فرهنگی بین ملتها و فرهنگها در آینده، بهراحتی صورت خواهد گرفت، بدون اینکه فرهنگهای مختلف هویت خود را از دست بدهند. سند راهبردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بر پایه برنامة ششم توسعه، بارزترين نقاط فرهنگي را ضعف تعامل سازندة بخش فرهنگ با سایر بخشهای نظام و ناکارآمدی ابزارهای فرهنگی در مواجهه با فرهنگ جهانی و فقدان استراتژیهای منسجم ملی در تعامل فرهنگی با جهان را از نقاط ضعف درون فرهنگی دانسته است (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1394، ص 46). در اسناد قبل از سند چشمانداز، تعاملات جهانی در زمینه فرهنگی کمرنگتر به چشم میخورد، اما در اسناد جدید، به توسعه روابط فرهنگی در سطح جهانی، با هدف ایجاد همگرایی بین کشورهای اسلامی بیشتر توجه شده است. مادة 92 برنامه ششم در بخش فرهنگ، هنر و ورزش، به حمایت از تولیدات و محصولات فرهنگی، مذهبی و هنری و تقویت ظرفیت میراث فرهنگی در تعاملات بینالمللی پرداخته که در ادامه، ماده 100 نیز سازمان میراث فرهنگی را به تدوین سند راهبردی توسعه گردشگری موظف کرده است. مادة 105 این برنامه، بر ایجاد بسترهای لازم برای تنوعبخشی و تقویت پیوندهای همهجانبه با کشورهای هدف، بهویژه کشورهای منطقه و همسایه تأکید گردیده است. در این رابطه، سند چشمانداز نیز به تحکیم روابط با جهان اسلام و ارائه تصویر روشن از انقلاب اسلامی و معرفی فرهنگ و هنر و تمدن ایرانی اشاره نموده است (بند 30 سند چشمانداز). همچنین، در بند 32 این سند به تقویت حضور فرهنگی جمهوری اسلامی، در مجامع جهانی و سازمانهای بینالمللی، پرداخته شده است.
2. توسعه قومیتگرایی
تکثر فرهنگی و توسعه قومیتگرایی، از مسائل مهم آینده جهان محسوب خواهد شد. رشد گروههای محلی و بومی، از جمله ویژگیهای ساختار فرهنگی آینده است. در این باره تافلر معتقد است: در جهان آینده، ما شاهد کثرتهای کاملاً متفاوتی هستیم که فردیت فرهنگی، قومی و ملی خود را حفظ کردهاند (تافلر، 1991، ص 379). به عقیده او انبوهزدایی، جوامع موج سوم را به سمت تنوع هویتها و قدرت یافتن اقلیتها پیش خواهد برد؛ زیرا گروههای قومی و اجتماعی، به دلیل نیازهای متفاوت از هم فاصله خواهند گرفت. جوامع آینده از یکسو، با تکثرگرایی فرهنگی و درهمآمیزی قومیتها روبرو خواهند شد. از سوی دیگر، اقلیتها در تلاشاند تا اجزای مختلف هویت خود را هم حفظ کنند (تافلر، 1989، ص 294 و 316). همچنین، به سبب مهاجرتهای گسترده، ترس از بیریشگی فرهنگی شدت مییابد که در این میان، احتمال کشیده شدن اقلیتها به سمت تعصبگرایی و افراط نیز وجود دارد (تافلر، 1991، ص 223). موج سوم از یکسو، مسئله فراملیتی را افزایش میدهد و از سوی دیگر، موجب میشود احساسات ناسیونالیستی و ملیگرایی کمتر شود (تافلر، 1989، ص 322). در این میان، به احتمال زیاد، به دلیل عدم توجه به ناهمگنیهای فرهنگی، ملیگرایی به سمت قومگرایی و ناحیهگرایی کشیده شود. در این حالت ممکن است تعارض بین اقلیتها به افزایش تنش و خشونت منجر شود. به نظر تافلر، در جوامع آینده، برخورد هویتهای متعدد گروهی به مسئلهای بحرانآمیز تبدیل خواهد شد. بنابراین، انتظار میرود تنشهای فرهنگی در جوامع آینده، رو به افزایش رود. در گزارش آیندهپژوهی 1396، تمایل به تکثر فرهنگی مهمترین مسئله فرهنگی ایران، از نظر کارشناسان بوده است و چالشهای قومی، محلی در رده متغیرهای با اهمیت زیاد قرار گرفته است (آیندهبان، 1396، ص 150). درحالیکه حتی در شاخصهای فرهنگیِ نقشه مهندسی فرهنگی کشور، هویت قومی در بین شاخص هویت آورده نشده است. از جمله هویتهای مورد اشاره در این سند، هویت ملی، هویت دینی، فرهنگ و میراث فرهنگی، اجتماعی و هویت سیاسی است. به خردهفرهنگها و روابط بین قومی و مذهبی فقط در بخش شاخص وحدت و انسجام اشاره شده است (دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 1392). با وجود تفاوتها در میان فرهنگهای مختلف جهان، گرایش به سوی خردهفرهنگها، روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. گرچه حرکت از ملیگرایی به ناحیهگرایی، از جمله چالشهای فرهنگی آینده ایران و جهان خواهد بود، اما پژوهشها نشان میدهند که هویتهای قومی برای یکپارچگی و وحدت ملی و امنیت ملی چالشبرانگیز محسوب نمیشوند (صمیم، 1390). در سند چشمانداز، از بین 52 سیاست کلی، به صورت مستقیم اشارهای به قومیت فرهنگهای متفاوت نشده است. در بند 20 این سند، ایجاد تعادل میان مناطق مختلف کشور، بهعنوان یکی از گزینههای تقویت امنیت و اقتدار ملی بيان شده است. در این سند، در بخش امور فرهنگی در بند 5، به شکل کلی به تقویت وحدت و هویت ملی، مبتنی بر اسلام و انقلاب اسلامی، فرهنگ و تمدن و هنر ایرانی اسلامی اشاره شده است.
3. توجه به ارزشها و معنویات
ازآنجاکه بین دین و فرهنگ، ارتباط نزدیکی وجود دارد؛ برخلاف دوران صنعتی، دین و معنویت در جوامع آینده مورد توجه بیشتری قرار خواهد گرفت. تمدن موج سوم و دوران فراصنعتی، شاهد ظهور عرفانها و گروههای دینی زیادی خواهد بود. همچنین، مذاهب بنیادگرا به سرعت احیا میشوند؛ زیرا مردم از روی یأس و نومیدی در جستوجوی هر چیزی هستند که بتواند به آن ایمان آورد و به آن چنگ زنند، (تافلر و تافلر، 1995، ص 288). در بُعد مذهبی، تافلر عقبنشینی سکولاریسم را در کشورهای مختلف پیشبینی میکند (تافلر، 1989، ص 414). وی بازگشت نهایی به مذهب را بازتاب فروپاشی باورهای موج دوم، مانند ملتگرایی و علمگرایی میداند. در این میان، سوءاستفاده سیاسی از جریانات مذهبی نیز رو به افزایش خواهد رفت (تافلر و تافلر، 1993، ص 260). به نظر آنها، آتش شور و اشتیاق مذهبی خواه واقعی باشد، یا پوششی برای دیگر احساسات، از سوی عوامفریبان سیاسی شعلهور خواهد گردید و بسيار آسان به تب خشونت تبدیل میشود. بنابراین، لازم است دولتها و نهادهای فرهنگی دراینباره هوشیار باشند. بر اساس نظر تافلر، دین و معنویت در جوامع آینده، نقش مهمی پیدا خواهند کرد، بهگونهايکه تمدن موج سوم، شاهد ظهور عرفانها و گروههای دینی زیادی میگردد. نقش مهم دین و معنویت در جوامع آینده، در گزارش آیندهپژوهی نیز تأکید شده و گرایش به معنویتگراییهای جدید و غیربومی در رده متغیرهای دارای اهمیت آمده است (آیندهبان، 1395، ص 155).
در راستای توجه به ارزشها و معنویات، در بند 1 و 7 سند چشمانداز، به اعتلای معرفت و بصیرت دینی بر پایه قرآن و مکتب اهلبیت و همچنین، سالمسازی فضای فرهنگی، رشد آگاهیها و فضائل اخلاقی تأکید شده است. در مادة 95 برنامة ششم، توسعه فضاهای فرهنگی و بهرهگیری از اماکن مذهبی و تثبیت جایگاه مسجد، بهعنوان اصلیترین پایگاه عبادی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه، به اقداماتی نظیر تشکیل کانونهای فرهنگی هنری در مساجد، استفاده بهینه از ظرفیت معنوی اماکن زیارتی و توسعه امکانات و خدمات این مکانها اشاره گردیده است. در راهکارها و اقدمات اشاره شده در این سند، بیشتر به جنبههای ساختاری و اقتصادی فضاهای فرهنگی توجه شده است.
4. هویتیابی
به عقیدة تافلر، تغییرات مداوم منجر به ایجاد شایعترین بیماری معاصر که بحران هویت است، نیز میگردد. در جوامع فراصنعتی، به دلیل افزایش آگاهی افراد و توجه به فردیت، ساخت هویت فردی توسط خود اشخاص صورت میگیرد، اما روبرو شدن فرد با فراوانی و پیچیدگی انتخابهای متعدد، به ایجاد بحران در روند هویتسازی منجر میگردد (تافلر، 1971، ص 163). همچنین، او معتقد است: انسانهای آینده بهطور مداوم در معرض سبکها و خردهکیشهایی که بهطور مرتب در تغییرند، قرار میگیرند که این امر سبب تغییر مرتب هویت افراد میگردد (همان، ص 157؛ همو، 1989، ص 124). ازخودبیگانگی نیز از جمله چالشهای هویتی است که افراد در آینده با آن روبرو خواهند شد (همو، 1989، ص 207). در رؤیارویی با تغییرات، بین آنچه مورد باور افراد است و آنچه واقعاً وجود دارد، شکاف ایجاد میشود. اگر اشخاص نتوانند خود را با این وضعیت تطبیق دهند، نخواهند توانست با محیط کنار بیایند و ناخودآگاه پدیده ازخودبیگانگی شکل میگیرد. گرچه افراد براي هویتیابی، خود را به خردهکیشها و سبکهای متفاوت و متنوع وصل میکنند، اما به دلیل عدم تعهد و وابستگی و ناپایداریهای موجود در آینده، مرتب روش خود را هم تغییر میدهند. در نهایت، برای رفع این بحرانها به رواندرمانیهای گروهی، شکلهای مختلف از عرفانها، گروههای مد و... روی خواهند آورد. در این رابطه، در بند 5 سند چشمانداز، به تقویت وحدت و هویت ملی مبتنی بر اسلام و انقلاب اسلامی و آگاهی کافی دربارة تاریخ ایران، فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی تأکید نموده است. در بند 15، بر تقویت هویت ملی جوانان، متناسب با آرمانهای انقلاب اسلامی و در بند 19 به حفظ هویت اسلامی و ایرانی اشاره گردیده است. بهطورکلی در زمینه هویتیابی، راهکارهای اسناد توسعه آگاه ساختن جوانان نسبت به مواریث غنی فرهنگی، اسلامی و ملی و مبارزه با روحیه ازخودبیگانگی، در برابر فرهنگ غرب، تلاش برای شناخت شیوههای تهاجم فرهنگی دشمن و برنامهریزی برای مقابله جدی با آن، صیانت از هویت فرهنگ اسلامی ایرانی، تقویت هویت ملی جوانان متناسب با آرمانهای انقلاب و تأکید بر الگوی توسعه اسلامی ایرانی هست.
5. نهاد خانواده
تافلر، دربارة خانواده در موج سوم از یکسو، تنوع ساختار خانواده را پیشبینی میکند. به نظر او، خانواده در موج سوم به سمتی میرود که انواع مختلف زندگی اعم از تک والدی، مجردی، خانواده هستهای و... را دربر میگیرد. اما از سوی دیگر، بر تمایل جوامع آینده به بازگشت به خانواده تکهستهای و گسترده موج اول هم تأکید میکند (تافلر، 1989، ص 215). موج سوم، تنوع ساختارهای خانواده را به دنبال دارد و با هجوم این موج، نظام خانوادگی همگام با نظام تولید و ساختار اطلاعات و فناوری دستخوش تغییرات خواهد شد. بهگونهايکه خانواده هستهای فقط یکی از اشکال مورد پذیرش در اجتماع، میشود. این امر به این معنی نیست که خانواده در موج سوم از هم میپاشد، بلکه بر این واقعیت دلالت میکند که در همان حال که خانواده هستهای موج دوم سلطهاش را از دست میدهد، اشکال دیگری از خانواده جایگزین آن خواهد شد. در کنار این تغییرات، سبک زندگی آینده، به نوعی بازگشت به تداوم نیز میرسد؛ زيرا جوامع آینده موج سومی، با جوامع موج اول مشابهتهایی پیدا میکنند، بازگشت به سنتهای گذشته، ازجمله توجه به خانواده هستهای، نیز در حال شکلگیری است (تافلر، 1989، ص 288). تافلر، همچنین پیشبینی میکند که شیوههای کار در آینده، میتواند به تداوم خانوادهها کمک کند. وی با طرح کلیه الکترونیک معتقد است: در جوامع آینده، انتقال کار، تولید و... از کارخانهها و ادارات به خانهها امکانپذیر است (همان، ص 207). به عبارت ديگر، انجام کار در خانه، میتواند جزيی از سبک زندگی آینده باشد. این نوع کارکرد، در تحکیم روابط خانوادگی نیز مؤثر است و موجب میشود که افراد خانواده، زمان بیشتری را با هم باشند. همکاری اعضای خانواده در فعالیتها در دوام و پایداری خانواده مؤثر واقع میگردد.
در میان مسائل مهم جامعه ایرانی نیز در سال 1393، چهار موضوع عمده و اساسی در رابطه با خانواده، زندگی خانوادگی تشخیص داده شده است که عبارتند از: افزایش آمار طلاق، کاهش آمار ازدواج، افزایش سبک زندگی مجردی و افزایش ناهنجاریهای جنسی. این چهار موضوع، با محور کلی تزلزل نهاد خانواده مورد بررسی قرار گرفته شده است (آیندهبان، 1393، ص 52). همین موضوع، در سال 94 و 95 نیز از جمله متغیرهای اصلی مسائل اجتماعی بوده است. در بند 14 سند چشمانداز، ذیل امور اجتماعی، سیاسی و دفاعی به تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن و استیفای حقوق شرعی و قانونی بانوان در همة عرصهها اشاره شده است. در سند توسعة ششم، در مادة 101 بيان شده که کلیه دستگاههای اجرایی موظفند نسبت به تقویت و تحکیم نهاد خانواده و جایگاه زن در آن اقدام نمایند و با رعایت شاخصهای الگو و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در این جهت تلاش كنند. در ادامه، براي حفظ نهاد خانواده، مقابله فعال و هوشمند با جنگ نرم در عرصه خانواده و منع نشر برنامههای مخل ارزشها در حیطه خانواده، توصیه شده است. محورهای اصلی سبک زندگی اسلامی، ایرانی در این سند عبارتند از: حفظ حرمت خانواده، فرهنگ افزایش پایبندی زوجها به خانواده و ترویج ازدواج و ضدارزش بودن طلاق (مادة 104، برنامة ششم).
بحث و نتیجهگیری
اين مقاله، با توجه به مؤلفههای فرهنگی آینده، به واكاوي رویکردهای اسناد توسعه جمهوری اسلامی ایران بر اساس یک نگاه آیندهگرا پرداخته است. آلوین تافلر (2016-1928)، نویسنده و پژوهشگر، که بعضاً از او بهعنوان «پاپ» یا مرجعیت آیندهگرایی یاد میکنند. وی تمام زندگی حرفهای خود را بیوقفه کار در ارائه تصویری از آینده قرار داد که آکنده از بیم و امیدهاست. همة اندیشهها و آثار تافلر، دربارة آیندهگرایی پیرامون محور تغییر میچرخند، تغییراتی آنچنان سریع و غافلگیرکننده که از آن بهعنوان «شوک آینده» یاد میکند. موج تغییرات، چنان دامنهدار و فراگیر است که درهرصورت تمامی جوامع را دربر خواهد گرفت. تافلر در کتاب موج سوم، به سه موج از تحولات کشاورزی، صنعتی، فراصنعتی یا عصر اطلاعاتی میپردازد و آثار و پیامدهای این امواج را در ساحتهای گوناگون زندگی بشری بررسی میکند. همچنین، وی در کتاب جابهجایی در قدرت، معنای تازهای از قدرت به دست داده، نشان میدهد که در قرن بیستویکم، چگونه معنای قدرت تغییر یافته و از عضله و کار یدی موج اول، به قدرت پول در موج دوم و در نهایت، به دانش در موج سوم، انتقال پیداکرده است. وی پیامدهای جابهجایی قدرت را بهطور عمیق در اقتصاد سیاست، آموزش و دیگر حوزهها کاویده است.
ازآنجاییکه تحقق آرمانها، بدون در نظر گرفتن وقایع و اتفاقاتی که قرار است با آنها مواجه شویم، امری دور از دسترس خواهد بود. لازم است با در نظر گرفتن واقعیتهای موجود، بدانیم در آینده از یکسو، چه فرصتهایی در اختیار داریم و چگونه از این فرصتها میتوان در جهت تحقق آرمانهای جامعه بهره گرفت. از سوی دیگر، با چه تهدیدها و چالشهایی مواجه هستیم و چگونه میتوان با برنامهریزی و تدبیر آنها را به فرصت تبدیل نمود. در مسیر حرکت به سوی آیندة اجتنابناپذیر، لزوم شناخت تحولات فرهنگیِ حاصل از ظهور تمدن فراصنعتی امری ضروری است. بنابراین، لازم است که با ایجاد یک نگاه بومی، به مسائل پیشروی حوزة فرهنگ، تدابیر و سیاستگذاریهای هوشمندانه را در برابر واقعیتها و آنچه در آینده رخ خواهد داد، اتخاذ نمود.
در این پژوهش، پس از تحلیل محتوای کیفی در اسناد موجود، مضامین پایة الزامات فرهنگی آینده که شامل توسعه روابط فرهنگی در سطح جهانی، توسعه قومیتگرایی، رشد ارزشها و معنویات، هویتیابی فردی و نهاد خانواده هستند، به دست آمدند.
ازآنجاکه در سند چشمانداز 1404، از جمله ویژگیهای جامعه ایرانی، تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت بيان شده است و بر اساس پیشبینی این سند، ایران به لحاظ حضور تأثیرگذار در سطح جهان جایگاه ممتازی خواهد داشت، لازم است که روابط فرهنگی در برنامههای توسعه، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. اما آنچه در این مورد قابل تأمل است و میتواند بهعنوان نقطهضعف این اسناد محسوب گردد، این است که تبادلات و روابط در اسناد، غالباً در جهت سیاسی و اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است و به تعاملات فرهنگی کمتر توجه شده است. ازاينرو، انتظار میرود که در اسناد توسعه بعدی، به تبادلات فرهنگی بخصوص از بُعد صنعت توریسم و گردشگری به شکل دوجانبه بیشتر توجه شود. به عبارت ديگر، دولت وظیفه دارد همانگونه که جهت رونق گردشگری و حضور اتباع فرهنگی مختلف در کشور برنامهریزی میکند، زمینههای مساعدی نیز برای حضور ایرانیان براي آشنایی با دیگر فرهنگها را نیز فراهم سازد. در مجموع، مسیر گردشگری خارجی را تسهیل و هموار سازد. اینگونه میتوان فرهنگ غنی ایرانی اسلامی را در سطح جهانی مطرح نمود.
همچنین، طبق یافتههای این پژوهش، توسعه قومیتگرایی در اسناد کمتر مورد توجه بوده است. با وجود گسترش پیوندهای فرهنگی و گرایش به سوی تکثر فرهنگی، در سند چشمانداز و برنامة ششم، توسعة قومیتگرایی و فرهنگهای بومی با توجه به وحدت و انسجام در قالب یکپارچگی ملی مورد توجه قرار گرفته شده و به تفاوتهای فرهنگی اشارهای مستقیم نشده است. باید توجه داشت که در جریان برقراری وحدت ملی با اتخاذ رویه یکسان، احتمال تقلیلگرایی وجود دارد، ممکن است نیازهای خاص فرهنگهای قومی حذف شوند. ازآنجاکه در آینده، با افزایش مسئله فراملیتی، احساسات ناسیونالیستی و ملیگرایی کمتر میگردد. لازم است که دولت در کنار رویکرد ملیگرایی و سیاست تحکیم وحدت ملی، نسبت به خردهفرهنگها توجه نماید. نادیده گرفتن خردهفرهنگها، منجر به بروز آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مختلفی خواهد شد. ازاينرو، ضروری است که در اسناد جدید توسعه، دولت نسبت و خواستهای اجتماعی و فرهنگی قومیتها متعهد باشد و نیازهای ویژه از جمله آموزش زبانهای مادری در کنار زبان رسمی کشور نیز در نظر گرفته شوند.
در اسناد توسعه، گرچه به فرهنگسازی در زمینه ارزشها و معنویات توجه خاصی شده است، اما در بیشتر موارد راهکارهای ارائه شده، مربوط به محورهای فیزیکی و ساختهای روبناییاند. همچنین، این راهبردها بیشتر به بُعد آیینی و مناسکی دین رسمي كشور تأکید دارند و به ابعاد دیگر دینورزی و معنویت، توجه کمتری شده است. در رابطه با دینداری نیز هیچ اشارهای به اقلیتهای مذهبی موجود در کشور نشده است. در روند اجرایی این اقدامات از یکسو، بر خودگردانی فعالیتهای فرهنگی تأکید شده و از سوی دیگر، به همگونسازی فعالیتهای فرهنگی و نظارت بر روند اجرای آنها، توسط دولت اشاره شده است. در اين ميان، تأثير ساختار تمركزگرا و آمرانه بر فرهنگسازي آشكار است. به نظر میرسد، راهکارهای ارائه شده در بُعد فرهنگسازی و توجه به معنویات بیشتر جنبه بیرونی و ازپیشتعیینشده دارند. در نتیجه، فردیت و عاملیت انسانها، کمتر مورد نظر قرار گرفته است. این نکته، موجب میشود که افراد و جامعه به وظایف فرهنگی و معنوی از بُعد قانونمندی و جامعهپذیری نگاه کنند. بنابراین، لازم است که اسناد جدید به توسعه توانمندی فردی و اجتماعی افراد، در عرصه دینورزی بیشتر میدان داده و همه ابعاد معنویت و دینداری را مدنظر قرار دهند.
در آینده به دلیل وجود انتخابهای متعدد از یکسو، و دامنه فراگیر اطلاعات از سوی دیگر، آگاهی و فردیت افراد افزایش یافته و در نتیجه، ساخت هویت توسط خود افراد، صورت خواهد گرفت. ازآنجاکه هویت انسان دو وجهة فردی و جمعی دارد، به نظر میرسد، در اسناد بر نقش فردی افراد، در ساختن هویت خود کمتر توجه شده است. در راهکارهای مربوط به شکلگیری هویتها، نظارت و دستورات بیرونی، نسبت به فعال بودن فرد، نقش غالب و پررنگی دارند. هویتیابی در اسناد توسعه با تأکید بر هویت اسلامی ایرانی، به صورت جمعي و هدايتشده در راستای یکپارچگی ملی به چشم میخورد و بر هویت جمعی تأکید بیشتری شده است.
در موج سوم اطلاعات، نهاد خانواده در معرض چالشها و خطراتی است که تافلر پیشبینی نموده است. بنابراین، تحکیم خانواده و حفظ این نهاد، از ضرورتهای زندگی آینده میباشد. این نکته، در همه اسناد توسعه جمهوری اسلامی، مورد تأکید قرار گرفته است. در این رابطه، لازم است برنامهریزان و سیاستگذاران کشور، از چالشهایی آینده بهعنوان فرصتهایی برای این منظور استفاده كنند. بهعنوان مثال، هرقدر که بتوان از شرایط و امکانات فناوری براي انتقال فرصتهای شغلی به داخل خانواده استفاده شود، افراد خانواده میتوانند زمانهای بیشتری را در کنار هم سپری نمایند. به نظر میرسد، اسناد توسعه جدید باید توجه بیشتری به کارآفرینی و استارتآپهاي خانوادگی نشان دهند. همچنین، براي ایجاد قوانین اجرایی مانند بهرهمندی زوجهای شاغل از قانونهای دورکاری، تقلیل ساعات کاری زنان و اختصاص مرخصیهای خاص، برای مردان شاغل براي حضور بیشتر در خانه، لازم است تمهیداتی در نظر گرفته شود. در کنار توجه به زنان شاغل، تسهیل روند بیمه زنان خانهدار نیز میتواند در تحکیم نهاد خانواده مؤثر واقع گردد. بنابراین، لازم است این موارد در اسناد آینده بهعنوان راهکارهای اجرایی و عملی در نظر گرفته شود. در مجموع در سند توسعه ششم، نگاه سیستمی به مسائل جامعه بیشتر دیده میشود. از این لحاظ، اجزا و ساختارهای مختلف جامعه مورد توجه قرار گرفتهاند. بهطوریکه این برنامه شامل بیست بخش اساسی جامعه میگردد و تقریباً به همة مسائل درگیر و مرتبط نگاه خاصی شده است. اما همچنان به برنامههای اقتصادی توجه بیشتری گردیده است. این مهم ایجاب میکند که برنامهریزیهای آینده، با توجه به این تغییرات، پیوسته تجدیدنظر شوند و انتظار میرود که در تدوین اسناد توسعه جدیدتر به تحولات و چالشهای فرهنگی مرتبط، توجه بیشتری گردد.
- آزاد ارمکی، تقی و نوح منوری، 1391، «تحلیل محتوای سیاستهای فرهنگی ایران، بر اساس قانون اساسی، سند سیاستهای فرهنگی و برنامه پنجم»، راهبرد اجتماعی و فرهنگی، سال اول، ش 91، ص 7ـ37.
- آقابخشی، علی، 1374، فرهنگ علوم سیاسی، تهران مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.
- آیندهبان، 1393، گزارش آیندهپژوهی ایران، رسانه تخصصی آیندهپژوهی، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، انتشار دیجیتالی.
- آیندهبان، 1394، گزارش آیندهپژوهی ایران، رسانه تخصصی آیندهپژوهی، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، انتشار دیجیتالی.
- آیندهبان، 1395، گزارش آیندهپژوهی ایران، رسانه تخصصی آیندهپژوهی، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، انتشار دیجیتالی.
- آیندهبان، 1396، گزارش آیندهپژوهی ایران، رسانه تخصصی آیندهپژوهی، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، انتشار دیجیتالی.
- ایمان، محمدتقی و محمودرضا نوشادی، 1390، «تحلیل محتوای کیفی»، پژوهش، سال سوم، ش 2، ص 15-44.
- خوارزمی، شهیندخت، 1395، ماهیت و میراث فکری آلوین تافلر مصاحبه، مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1392، نقشه مهندسی فرهنگی کشور.
- دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1384، سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت.
- صمیم، رضا، 1390، «ارزیابی سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برساخت هویت ملی در مواجهه با تکثر قومی»، انجمن ایران مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش 23، ص 144ـ157.
- قانون برنامه اول توسعه، 1368، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- قانون برنامه پنجم توسعه، 1390، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- قانون برنامه چهارم توسعه، 1384، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- قانون برنامه دوم توسعه، 1374، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- قانون برنامه سوم توسعه، 1379، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- قانون برنامه ششم توسعه، 1396، مصوبه مجلس شورای اسلامی، تهران، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.
- گزارش فرهنگ رسانه و اجتماعی، 1395، ابعاد فرهنگی برنامه ششم توسعه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ش 11.
- گوتک، جرالد، ال، 1388، مکاتب فلسفی و آرا تربیتی، ترجمة محمدجعفر پاکسرشت، تهران، سمت.
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1394، سند راهبردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه ششم توسعه، ویرایش هفتم، دفتر مطالعات و برنامهریزی راهبردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- عادل مهربان، مرضیه، 1394، مروری بر تحلیل محتوای کیفی و کاربرد آن در پژوهش، اصفهان، دانشگاه علوم پژشکی.
- Boreus, K, & Bergstrom, G, 2017, Analyzing Text and Discourse, SAGE Puplications LTD.
- Hsieh, H, & SHanon, s, 2005, Three Approaches to Content Analysis, Qualitativr Health Research, v. 15, N. 9.
- Pantzar, M, 2010, Future Shock – Discussing the Changing Temporal Architecture of Daily Life Journal of Futures Studies, 14: pp1 - 22Strathern,O (2007). A Brief history of the future. Endeavor Press.
- Schreiner, c, et al, 2005, Climate education empowering today,s youth to meet tomorrow, s challenges, Studies in science education (in press).
- Schiro, S, 2007, Curriculum theory, Saga, Publishing.
- Strathern, O, 2008, A Brief history of the future, Endeavor Press.
- Toffler, A, 1989, The thirdwave, Bantam, Book.
- _____ , 1991, Power shift, Bantam books.
- _____ , 1971, Future shock, Bantam book.
- Toffler, A, & Toffler, H, 1993, War and anti war, A Time Warner Company.
- _____ , 1995, Crating a new civilization, Turner Publishing Inc, Atlanta USA.