کارکرد الگویی رسالت و امامت و نقش آن در سبک زندگی خانوادگی

Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
بيترديد ورود واژگان و اصطلاحات برگرفته از ساير فرهنگها، در فرهنگ جامعه اثرگذار است. ضروري است براي رفع ناهنجاري و هنجارسازي متناسب با فرهنگ بومي، با تطبيق محملها و بسترهاي مرتبط، چگونگي اثرگذاري مثبت و منفي آن بررسي شود. «سبک زندگی»، نمونهای از این اصطلاحات است که با خاستگاه غربی، پیشینة طرح آن بیش از یک قرن است. وبلن (1929)، اولین اندیشمندی بود که به این مسئله پرداخت. پس از وی، آدلر (1937) از این واژه بهعنوان یک اصطلاح در روانشناسی فردی استفاده نمود. وبر (1920)، این اصطلاح را به طور مفصل در علم جامعهشناسی به کار گرفت. اندیشمندان دیگری نیز مانند زیمل، بوردیو و...، این واژه را در فلسفة خود به کار گرفتهاند (گیدنز، 1391، ص 119). معنای سبک زندگي، بر اساس رویکرد علمی دانشمندان و گرایشهای محققان، به اشکال گوناگونی تعریف شده است: برخی با رویکرد جامعهشناسی (همان)، برخی با رویکرد روانشناسی (همان) و... به این اصطلاح پرداختهاند. اغلب از فرایند شکلگیری سبک زندگی، یا نماد بودن آن و مسائلی از این قبیل بحث میکنند. براي تعیین معنای مقصود باید گفت: سبک زندگی بهمعنای «گزینش الگوهاي رفتاري با قابليت استمرار و متأثر از اعتقادات و باورها يا احساسات و اميال است که متناسب با مقتضيات زمان و محيط، به طور آگاهانه يا نيمهآگاهانه، در تمامی ابعاد زندگی تحقق مییابد». اين تعريف، نزدیک بهمعنای لغوی يعني «انتخاب و ترجیح شیوههای رفتاری در ابعاد زندگی» است.
براي تطبیق این اصطلاح با هنجارهای فرهنگی، اين پژوهش با این فرضیه که سبک زندگی متأثر از اعتقادات و باورهاست، اولویت تطبیق را با اعتقادات اساسی و تبیین رابطة آنها با سبک زندگی، در عرصههای بنیادین نظیر خانواده میداند. اين امر میتواند به صورت ریشهای به حل مشکل رهنمون شود. راهنماشناسی از باورهای اساسی و یکی از اصول اعتقادات در اسلام است و رسالت و امامت، تحت عنوان عام معصومین از مصادیق آن است که با دو ویژگی عصمت و گزینش از ناحیة پروردگار، دارای کارکردهای متعددی است. از عمده کارکردهای آن، کارکرد الگویی و اسوهای در زندگی است.
ازاینرو، مسئلة اصلی این نوشتار عبارت است از: کارکرد الگویی امامت و رسالت، چه نقشی در سبک زندگی، خانوادگی دارد؟ با تطبیق این کارکرد و سبک زندگی بهعنوان مجموعهای از الگوهای رفتاری؛ «الگو» نقطة تماس، تلاقی و وجه مشترک راهنماشناسی با سبک زندگی است. ازاینرو الگو، که مورد توجه علوم جديد از جمله روانشناسي، علوم تربيتي و روانشناسي اجتماعي است، در اسلام نیز مورد اهتمام ویژهای است؛ بدین بیان که تقليد از خصوصيات طبيعت در تمامي جانداران در راستاي هدايت غريزي است. اين امر در انسان اختيارمند، با گرايشهاي درهم تنیدة متضاد، دارای ضرورت مؤکد است که اسلام در پاسخ به این نياز طبيعي و براي کارآمدي بيشتر در مديريت زندگي، با توجه به تأثير مهم و سازندة الگو در تربيت، اسوهها و برترین نمونهها در انسانيت را معرفی نموده است. قرآن کريم اطاعت از اين مصاديق برجسته و اسوه را تکليفي بر کمالجويان میداند: «آنچه رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد» (حشر: 7). «مسلماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند» (احزاب: ۲۱).
معصوم، با اجرای شريعت در زندگي، خود تحت عنوان الگو و اسوه، مجري آن است. بنابراین، دامنة بحث اين نوشتار، ناظر به جايگاه الگویی معصومین در زندگی در رفتار و فعل است. امام و رسول، در اين مقام، آيينة تمام نماي الگوي سبک زندگي مطلوب الهي هستند: که به آنچه دستور ميدهند، پيش از دیگران، بدان عاملند و مصداق كامل: «با کردار و رفتارتان مردم را به حق دعوت کنید نه فقط با زبان و گفتار» (مجلسي، 1403ق، ج 5، ص 198) هستند. چنانكه رسول خدا ميفرمود: «همانگونه كه من نماز ميگذارم شما نيز نماز گذاريد» (همان، ج 85، ص 179). حضرت علي نيز فرمود: «به خاندان پيامبرتان بنگريد و همراه آنان باشيد؛ به هر سمتي كه گام برميدارند شما هم به همان سمت گام برداريد» (نهجالبلاغه، خ 97).
در بیان چگونگی این رابطه باید گفت: کارکرد و نقش الگویی امامت و رسالت، مساوی با تعین سبک زندگی اسلامی است. به عبارت ديگر، تصوير سبک زندگي بر مبناي جهانبيني اسلامي، در قالب و قامت امام و رسول مشاهده ميشود. معصومین آینة تمام نمای سبک زندگی مطلوب الهیاند. بنابراين، تصوير دقيق معناي سبک زندگي اسلامي در مرحلة اجرا، چيزي جز کارکرد الگويي و اسوهای معصومين نیست. ميتوان چنين ادعا نمود که سبک زندگي مورد ارادة خداوند، در راستاي رسيدن به کمال، توسط معصومين دريافت، ارائه و به تصوير کشيده شده است.
نکتة مهم و قابل تأملِ الگو در بُعد «رفتار»، نقش آفرینش سبک و «سبکسازي» است که جایگاه راهنما در این عرصه، عينیتبخشی به سبک زندگي اسلامی برآمده از مذهب است و سیره و منش معصومان، بهعنوان «منبع و منشأ سبک زندگي» خواهد بود.
پرداختن به همة ابعاد زندگی حضرات معصومین، پژوهشهای گستردهای میطلبد. در این نوشتار، عرصة خانواده بهعنوان اولين و کوچکترين نهاد اجتماعي، از مؤثرترین بستر تربیت، محبوبترين و ارزشمندترين بنيان نزد خداوند (کليني، 1407ق، ج 5، ص 329) و البته مورد هجمة نرم فرهنگی، مورد پژوهش خواهد بود.
از جمله آثار کاربردی مفيد و سازندة وجود الگوي معصوم در خانواده عبارت است از: «پيشگيري» از انحراف و اختلاف احتمالي در خانواده، بهویژه در بستر اصطکاک مسئوليتها و منافع در خانواده است. همچنین، الگو از عوامل هدفداری و هويتمندی زندگي است که آثاری چون «شاکلهمندی، انسجام و همدلي» بین اعضای خانواده را در پی دارد. از جهت سلبي نیز با رفع بلاتکليفي و تحير، مانع تشتّت در خانواده خواهد شد.
به علاوه، وجود الگو موجب «بهرهوری در زمان و سرعت در رسیدن به مطلوب» میشود. بدینترتیب، رهرو، با وجود راه بلد بينياز از آزمون و خطا، با هزينة کمتر، سرعت بيشتر و اطمينان بالاتر، که در این مکتب، راه را با هدایتی حتی فراتر از راهنمايي صرف و به نحو ايصال به مطلوب ميپيمايد (طباطبائی، 1417ق، ج 1، ص 272). اين مهم، در سبک زندگي خانوادگي به دليل اختلاف اميال، تزاحم آرا و تکثر فرصتها با ضرورت بيشتر، موجب تحليل اختلافات، توسعة موفقیت و برکت در خانواده ميشود.
با این اوصاف، تصویر سبک زندگی خانوادگی معصومان منوط به جستوجو در سیرة خانوادگی آنان است، بهویژه در دوران دویست و پنجاه سال دوران حضور در تاریخ ثبت شده و در دسترس است. این پژوهش، درصدد ترسیم آن و تحلیل شاخصههای آن است.
پیشینة پژوهش
با توجه به رؤیارویی این مقاله با سه ضلع الگو، معصومان و سبک زندگی خانوادگی، در پیشینة این پژوهش آثار فراوانی پیرامون هر يک، به طور مستقل یا مشترک، به چشم میخورد، بهویژه پس از طرح مقولة سبک زندگی توسط رهبر معظم انقلاب و تأکید مکرر ايشان بر آن، از زوایای مختلف، بخصوص در همایشهای گوناگون به این مقوله پرداخته و آثار متعددی خلق شده است. از جمله آثار نزدیک به موضوع کتابهای، دين و سبک زندگي اثر سعید مهدويکني، همیشه بهار اثر احمدحسین شریفی، سبک زندگی اسلامی و ابزارهای سنجش آن اثر محمد کاویانی است که به نقش دین و منابع دینی در سبک زندگی پرداختهاند. همچنين مقالات: «الگوی سبک زندگی توحیدی با چشمانداز خلیفةاللهی» از ندا جعفری فشارکی که به مبانی سبک زندگی پرداخته، «اسوهپذيري از نگاه قرآن» از سيدمهدي سلطاني و «روش الگویی در تربيت اسلامی» از محمدرضا قائمیمقدم، «نقش الگوهای رفتاری در سبک زندگی اسلامي» از امیرحسین کامرانیراد و «نقش الگو در تربیت دینی» از علیرضا ناصری، به واکاوی نقش الگو در تربیت پرداختهاند. همچنین، مقالة «بررسی الگوی آرمانی سبک زندگی از دیدگاه اسلام» از هادی حسندوست فرخانی و همكاران، به مدیریت بدن و الگوی رفتار و مصرف، «سبک زندگی ائمه در امور معیشتی و بازتاب آن در زندگی اجتماعی شیعیان» از محسن الویری، به امور معیشتی توجه نموده است. مقالات «مختصات سبک زندگی خانوادة اسلامی با محوریت سننالنبی» از عزتالسادات میرخانی و فریبا ولدبیگی و «زندگی و سیرة حضرت زهرا بهعنوان الگوی سبک زندگی دینی» از بهاءالدین قهرمانینژاد شایق و «سبک زندگی فاطمی» از عبدالکریم بهجتپور، به بررسی یک معصوم پرداختهاند. همچنين مقالة «انتظار الگوبخش سبک نوین زندگی امروزی» از حسین الهینژاد به رابطة انتظار پرداخته است. بنابراين، اغلب پژوهشها کلی یا پیرامون بخشی از موضوعاند.
همچنین، برخی آثار علیرغم فراوانی، قرابت و سنخیت بیشتر با موضوع، به روش میدانی به موضوع پرداختهاند و از حیث روش متفاوتند، یا در قالب سخنرانی و تبلیغ در رسانهها و سایتها آمدهاند که نیازی به بيان آنها نیست. وجه مشترک پژوهشهای فوق، عدم تفکیک روایات تعلیمی و روایات مختص سیره و سنت، بهعنوان منشأ سبک زندگی است. نوآوری این پژوهش، تنقیح جایگاه سبکسازی و بازخواني انحصاری به روایات سبک و سیره و نه روایات تعلیمی، در پاسخ به مسئلة اصلی پژوهش، در ترسیم سبک زندگی خانواده است. تحقيق علمي مستقلي، که با رویکرد فوق و به صورت جزئی به مسئله بپردازد، مشاهده نميشود. اين موضوع، به جهت مبنايي بودن، ضرورت آن قابل توجه و ميتواند بهعنوان تحقيق راهبردي و پايه، در پيشبرد علمي و عملي سبک زندگي اسلامی به کار آيد. با توجه به ترويج هدفمند سبک زندگي غربي، اهميت اين مسئله دو چندان است.
ازاینرو، مواردی که طی سیر منطقی ساختار خانواده بيان میشود، منحصر در احادیث و روایات تاریخی سیرة عملی معصومین است. در این بُعد، بیشترین احادیث موجود در عرصة خانواده، پیرامون زندگی خانوادگی حضرت علی و حضرت زهرا با ویژگیهای ذیل است:
الف. هر دو زوج معصومند؛ و به همراه عصمت و الگو بودن خود، پیامبر و حسنین بهعنوان پدر و فرزندان، بستة کاملی از خانوادة اسلامی را به نمایش گذاردهاند.
ب. نقش اسوهای و یگانة حضرت زهرا در بین زنان، که حتی برای مردان نیز به تصریح امام عصر در جای خود الگوی نیکوست (طوسى، 1411ق، ص 286).
ج. برای ساير معصومین، به نوعی ملاک و معیار بوده که تقید به آن داشته و با تعابیری چون: «کان رسولالله، من اخلاقه، من سنته و کان امیرالمؤمنین...» استناد مینمودند (ر.ک: ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 334؛ مجلسی، 1403ق، ج 18، ص 364، ...).
روش پژوهش
در این پژوهش، گردآوری اطلاعات به روش کتابخانهای است که با جستوجو از کتابهای مرجع، مقالات علمی و نرمافزارهای علمی انجام میشود. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است که با توصیف عملکرد معصومین، در ابعاد مختلف خانواده، با تحلیل محتوای احادیث و روایات به کشف شاخصهها میپردازد. تکرار و استمرار یک رفتار و تصریح به عمل، مشروط به اینکه خود متناقض نبوده و هماهنگ با قرآن و دستورات الهی باشد، به مثابه تثبیت سبک زندگی است و نشانگر اهتمام و تأکید هدفمند معصومین به آن عمل، براي نهادینهسازی رفتار است. به عبارت ديگر، چنانچه اکثر معصومین، ملتزم به رفتاری باشند، یا یک معصوم مکرر اهتمام به عملی داشته و یا در بیان معصومین تأکید و تصریح بر انجام فعلی با عباراتی نظیر «سنتی» و... باشد، تحلیل چرایی و علت استمرار و تأکید، تولید شاخصه میکند. میزان اهتمام، بيانگر آن است که جهتگیری طرح شاخصهها با نگاه به چالشها و ناهنجاریهای امروز مسائل خانواده است و در سبک زندگی نقش راهبردی و کاربردی دارد.
مدل تحقق یافتة سبک زندگي خانوادگی معصومین
وجود آزادی عمل در سبک زندگی تجویزی اسلام، به واسطة تخییر بين احکام پنجگانه (مباح، واجب، مستحب، مکروه و حرام) و دشواری انتخاب به دليل مراتب ایمان، استعدادها و تنوع شرایط و اقتضاء زمان، وجه ضرورت رویکرد به الگوست. جنبة کاربردی این پژوهش، منوط به تصویر سبک زندگی معصومین و انعکاس کارکرد اسوهای رسالت و امامت است. ازاینرو، تصویری از سبک زندگی معصومین در عرصة خانواده، به دلایل پیشگفته و نقش بنیادین آن در آرامش و آسایش و مرکز ثقل هجمة نرم فرهنگی دشمن نیز قلّت توجه به این مقوله، دامنة این فصل است. مسائل خانواده در سبک زندگی معصومین در ترتیب منطقی ذیل قابل ارائه است.
تشکیل خانواده
ازدواج
سیرة قطعی و عملی معصومین، تأکید بر تشکیل خانواده و پرهیز از تجرد، بهعنوان سنت نبوی است (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 332). پیامبر اسلام، وقتی خبر ازدواج کسی را میشنید، میفرمود: «دینش کامل شد!» (همان، ص 328). اگر ترک ازدواج فضل و کمال بود، پیامبر خدا و حضرت زهرا به طریق اولی ازدواج نمیکردند (همان، ص 509). بنابراین، علیرغم اینکه ازدواج در تجویز اسلام، امری مباح است، اما اقدام و تأکید همة معصومان به ازدواج، نشان از سبک زندگی بودن ازدواج است. این تأکید، بیانگر نقش تشکیل خانواده در اهداف آفرینش انسان و گذر کمال انسانی از مسیر اجتماع است. خانواده اولین کانون آن و سبک زندگی اسوهای معصومان نفی فردگرایی و تجرّد است. این نگاه واقعبینانه به انسان، در نگاهِ الگو به هدف و گزینش او در انتخاب نزدیکترین مسیر به هدف است. ازاینرو، بستر خانواده، عامل تأمین نیازهای حقیقی و مانع بسیاری از ناهنجاریهاست.
معیار انتخاب همسر
همسانی و همتایی زوجین و «کفویت»، امری بدیهی در تحکیم خانواده و مورد تأکید اسلام است (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 333). اما اختلاف در نوع کفویت، مایة بروز سبکهای متنوع میشود که پیامبر اسلام دامنة آن را در ازدواج حضرت زهرا ترسیم نمودهاند و با ردّ خواستگاران، منتظر مراجعة کفو ایشان بودند (قمی، 1367، ج 2، ص 336) که با خواستگاری حضرت علی، این همتایی تحقق یافت. آن حضرت مهمترین ملاک کفویت را خیر و خوب بودن در دین، اخلاق و فضیلت میدانند: «... فَلَقَدْ زَوَّجْتُكِ خير أمّتي أقدمهم سلما و أكثرهم علما و أعظمهم حلما؛ و...» (اربلی، 1381، ج 1، ص 362 و 370؛ بحرانی، 1413ق، ج 11، ص 485). اهمیت این مقوله به حدی است که علیرغم عرف و طبیعت خواستگاری، که از ناحیة مرد است، چنانچه جوانی، دارای شرایط مناسب باشد، خانوادة زن میتواند پیشگام ازدواج شود. نمونة قرآنی آن، حضرت موسی است که با شناخت او به امانتداری، قوت جسمانی و حسن خلق، پیشنهاد ازدواج میشود (قصص: 26-27). این داستان در واقع، بیان و تأکید معیار همسر مناسب است. البته میتوان معیارهای فوق را معیارهای حتمی و شرط لازم معیارهای انتخاب همسر نامید. برایناساس، ساير معیارهای همسر خوب، در عرف و عقل مانند سن، ظاهر، نژاد و... در اولویتهای بعدی، بهعنوان معیارهای غیرحتمی و شرط حسن قرار دارند که برخی از آنها، در روایات عبارتند از: ظاهر (ر.ک: صدوق، 1413ق، ج 3، ص 386، 387 و 390؛ کلینی، 1407ق، ج 5، ص 324-325 و 335)، حسن تبعّل يعني خوب همسرداري (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 324-325). ازاینرو، اینگونه موارد، اگر چه مطلوبند ولی حتمی شمرده نمیشوند. بنابراین، در صورت وجود کفویت دینی و اخلاقی این موارد، قابل چشمپوشی است. همچنانکه پیامبر اکرم، علیرغم عدم تناسب سنی و مالی با خدیجه ازدواج نمودند. عقد نکاح بین سیاه و سفید، زشت و زیبا جاری نمودهاند*؛ این عملکرد، نشانگر «واقعبینی و دوراندیشی» و نه انتخاب احساسی است که پایه و اساس تحکیم خانواده است. از سوي ديگر، به جهت اینکه خانواده بستر تربیت است، هماهنگی زوجین در اندیشه و رفتار، مقدمة تربیت صحیح و سالبه به انتفاء موضوعِ بسیاری از ناهنجاریهاست.
مهریه
از مباحث مهم ازدواج در سیرة معصومین، «مهریه» بهعنوان حق مسلم زن است که در آیات و روایات، با تعابیری نظیر صداق، نحله، فریضه (نساء: 24)، و... در ادبیات فارسی «کابین»، آمده است. رایجترین واژه، «مهریه»، نشانة صدق در عشق و علاقه به همسر است که در سیرة معصومان، دارای ویژگیهای متفاوت با عرف است.
- کم بودن مهریه: بنای اسلام در مهریه بر رضایت طرفین، بدون محدودیت کمّی است (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 378). اما در سبک زندگی معصومان، قلّت مهریه رایج و نشان برکت و میمنت زن است (طبرسی، 1422ق، ص 198). فاطمه زهرا، در شرایطی که زنان به مهر خود میبالیدند، به واسطة مهرِ کم، مورد طعن و کنایه بودند (طبرى آملی، 1413ق، ص 100). البته میزان مهریه در سنت رسول خدا، به مقدار پانصد درهم با عنوان «مهرالسنة» مشهور است كه مهرية زنان حضرت بود (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 399). مستحب است مهر زنان امت آن حضرت نیز به همین مقدار باشد (حرعاملى، 1409ق، ج 21، ص 244). اهلبیت به رعایت این سنت نبوی مقید بودهاند و با پرهیز از تجاوز، در صورت تمایل به بخشش بیشتر، آن را جدای از مهریه اعطا میفرمودند تا عامل خروج از سیره و سنت پیامبر و رواج مهریههای سنگین نشوند (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 397؛ ابن شهرآشوب، 1379، ج 4، ص 39).
- تناسب با استطاعت مالی: معصومان، مقید به استطاعت در پرداخت مهریه، به انحاء مختلف نقد، معادل کسب و کار، تعلیم قرآن و... بودند. نمونة آن، مهریة حضرت زهرا با فروش زره حضرت علی فراهم شد (مجلسی، 1403ق، ج 43، ص 127)، یا مهریة همسر موسی، که با توجه به شرایط زندگی آن حضرت، هشت الی ده سال خدمت به پدر همسر تعیین شد (قصص: 27).
نگاه حقیقی به مهریه، بهعنوان دین و نفی موانع ازدواج، در این مؤلفه در مسائل مادی و اقتصادی جلوه دارد. با هدف تسهیل ازدواج، بیانگر نوعی دیگرخواهی و جامعهگرایی در سبک زندگی معصومین است.
جهیزیه
وسایل شروع زندگی مشترک، در زندگی معصومان بیآلایش و در حد نیاز بوده است. فاطمة زهرا با جهیزیة اندک حاصل از فروش زرة اميرمؤمنان، به خانة همسرش رفت که شامل پيراهنی به مبلغ هفت درهم، نقابی چهار درهمی، قطيفة مشكى خيبرى، تخت بافته شده از ليف خرما، دو عدد تشك پر شده از ليف خرما و پشم، چهار متكا از پوست طائف پر شده از علف، پردهای پشمى، حصيری حجرى، آسياب دستى، باديه مسى، ظرف آبخورى از پوست، كاسهای چوبى، مشك آب، آفتابه، سبوى سبز و كوزههاى سفالى بود. وقتی جهیزیه را به رسول خدا عرضه كردند، فرمود: «خداوند اينها را براى اهلبيت من مبارك نمايد!!» (مجلسى، 1403، ج 43، ص 116). شاخصة برجستة این رفتار، توجه به نیازهای ضروری، زهد و نفی تجملگرایی براي سهولت ازدواج است.
مراسم ازدواج و ولیمه
مراسم ازدواج سرور زنان جهان، الگویى براى ازدواج اسلامى است. پيامبر اعظم، مراسم ازدواج را به همراه اعلان، جشن، سرور و خطبهخوانی برگزار نمود و به زنان مجال جشن و شادمانی داد (مجلسى، 1403ق، ج 43، ص 114-117؛ طوسى، 1407ق، ج 7، ص 408) و دستور فرمود: نکاح علنی با سر و صدا یا دود آتش باشد (ر.ک: نورى، 1408ق، ج 14، ص 199؛ بروجردی، 1386، ج 25، ص 266). در ازدواج امیرالمؤمنین با حضرت فاطمه، درحالیکه افسار شتر در دست سلمان بود، پيامبر در پيشاپيش شتر به همراه جمع با تکبیر، شعر و رجزخوانی تا خانة شوهر بدرقه و همراهی کردند، وقتى به خانة على رسيدند، پيامبر پيش رفته و فاطمة زهرا را از مركب پياده نموده، آنگاه دست او را گرفته در دست حضرت على نهاده و سپس با سخنان گهربار، بذر عشق و محبت را با تمجيد از آنها در دل ايشان كاشتند (ر.ک: طبرسى، 1365، ج 1، ص 397-398؛ مجلسى، 1403ق، ج 73، ص 157؛ طبرى آملی، 1413ق، ص 95؛ جزائرى، 1381، ص 718). خود ایشان طبق سنت پیامبران، دست به کار پخت غذای ولیمه شدند (ر.ک: طوسى، 1407ق، ج 7، ص 409؛ حرعاملى، 1409ق، ج 20، ص 94) و فرمودند: عروسی بدون ولیمه نمیشود (مجلسی، 1403ق، ج 43، ص 137) و آن را سنتی پسندیده در امت خود معرفی کردند (اربلی، 1381، ج 1، ص 350)، و فردای عروسی، با کاسهای از شیر حضرت علی و حضرت زهرا را پذیرایی کردند (ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 356). شاخصة این عملکردها، مشارکت اجتماعی فعال در امر ازدواج، ترسیم نشاط و شادی معتدل و نفی اسراف در جهت تنظیم رفتار اقتصادی و فرهنگی جامعه است.
در مجموع، به نظر میرسد همة شاخصههای این مقوله، در تعقیب یک هدف و آن، تسهیل زمینة ازدواج برای تشکیل خانواده و نفی تجرد است. به عبارت ديگر، اسوه با انسانشناسی و واقعبینی در نیازها، سبکی را گزینش و ارائه میدهد که برآورندة نیازهای حقیقی، در رسیدن به کمال است که لازمة آن، نفی فردگرایی است که ریشه در تمایلات و احساسات و دلکندن از برخی لذات دنیوی دارد. در برخی شرایط و اقتضائات، گذشتن از آن، نوعی جهاد و استقامت جدي میطلبد.
فرزندآوری و تربیت فرزند
میل به فرزند و استمرار نسل، خواست طبیعی و از اهداف مهم تشکیل خانواده است. حضرت زهرا، در عنفوان جوانی صاحب پنج فرزند شدند (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 324) و در عملِ همة معصومان کثرت اولاد مشهود است. به دلیل اهمیت این موضوع، مقیّد به آداب ویژهای به هنگام تولد بودهاند (حرعاملی، 1409ق، ج 21، ص 411). همچنین، به افرادی که به دلایلی صاحب فرزند نمیشدند، ادعیه و اذکاری تعلیم میدادند (طبرسى، 1365، ج 1، ص 428-429). نمونة قرآنی آن، دعای حضرت زکریاست (مریم: 5). معصومان پيش از پرسیدن از جنسیت کودک، با دعا، تبریک و تحنیت ولادت کودک، با اظهار شادماني (حرعاملی، 1409ق، ج 21، ص 412) و بهکارگیری تعابیری آميخته با ارزشهاي معنوي، آموزنده و يادآور، شکر پروردگار و دربرگيرندة دعا براي پدر و مادر و آيندة نوزاد (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 17)، به تأثیر مستقیم اظهار شادمانی دیگران در والدین و در اشتیاق آنان به تربیت فرزند توجه داشتهاند؛ چرا که دعا، محبت، شیردادن و رسیدگی با طیب خاطر، در شکلگیری بهتر شخصیت، سلامت و رستگاری کودک، در هر مرحله از تربیت مؤثر است. چنانکه در روایات و سیرة تربیتی معصومین، دعا برای فرزند در مراحل مختلف، از جمله هنگام برداشتن کام کودک، عقیقه، نامگذاری، ازدواج و عقد، ورود بر همسر و آمیزش، و... وارد شده است. معصومان در سیرة خود، با عمل بدان، علاوه بر تأثیر معنوی و جسمی، به تأثیر تربیتی و تلقینی کودک نیز توجه داشتند.
«فرزند عزیز و تربیت او عزیزتر»، در این راستا روایات بسیاری ناظر به اهمیت تعامل والدین، نسبت به کودک در جهت حسن ادب در دست است و در روایات، ادب برترین میراث بر جا مانده از خانواده است (نوری، 1408ق، ج 11، ص 207). البته موفقیت والدین زماني است که خود نیز با حساسیت، عامل به ارزشهای دینی باشند، مسئلهای که در سبک و سیرة اهلبیت مشهود است. روشها و عوامل مؤثر در تربیت فرزند در سبک فرزندپروری معصومان را میتوان اینگونه بیان نمود:
تقیّد به آداب و رسوم
آداب معاشرت، عقیقه و صدقه (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 25)، تحنیک (طریحی، 1375، ص 590) و برداشتن کام با تربت امام حسین و آب فرات (نوری، 1408ق، ج 15، ص 138) ختنه (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 487)، تراشیدن سر، گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد، دعا برای او، انتخاب نام نیک و با مسمّی، تغییر نام نامناسب برخی افراد به نام نیک، سنت و سیرة پیامبر و معصومان بوده است. اهمیت نامگذاری در این نگاه، به حدی است که حتی پیش از تولد کودک، با همفکری پیامبر به انتخاب زیباترین نام برای فرزندانشان اقدام مینمودند
(مجلسی، 1403ق، ج 104، ص 127). نمونة بارز، نامگذاری فرزند حضرت زهرا پيش از تولد، به محسن؛ چرا که کودک را پیش از تولد دارای روح، شخصیت و احترام میدانستند (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 18). همچنانکه کودکانشان را با کمال محبت و احترام با عناوین زیبایی چون امابیها، ولدی، بنیّ، قرة عینی، ثمرة فؤادی، بضعتی، فداک، و... میخواندند (نمونة چنین گفتاری در حدیث کساء مشهود است. ر.ک: شهیدثانی، بیتا، ص 154).
استفاده از شیوة الگویی
اهلبیت، همواره خود عامل به توصیة آموزشی و تربیتی: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» بودند. کودکان پيش از هر چیز خود شاهد رفتار والدین در نوع ارتباط زناشویی، پدر و فرزندی، رعایت احترام و صمیمیت، دلسوزی و صداقت، ایثار، مهربانی و عبودیت بودند و پيش از هر چیز بر جانشان مینشست و از آن الگو میگرفتند. نمونة چنین رفتاری، در سراسر حدیث کساء مشهود است و روایاتی که در آن فرزندان از شیوة رفتاری والدین نقل میکنند. مداومت در قرائت قرآن و کثرت ذکر (حرعاملی، 1409ق، ج 7، ص 160)، نحوة دعا (مجلسی، 1403ق، ج 90، ص 235)، توجه و توکل به خداوند (کلینی، 1407ق، ج 2، ص 542)، زهد و تقوا (حرعاملی، 1414ق، ج 2، ص 95)، دادن صدقه و توجه به نیازمندان (عياشي، 1380، ج 2، ص 107)، قدردانی و پرهیز از اسراف (قمی مشهدی، 1368، ج 7، ص 283)، رعایت آداب اجتماعی و میهمانداری (مجلسی، 1406ق، ج 7، ص 528) و... بیانگر توجه به این بعد است. بهعنوان نمونه، عبودیت حضرت زهرا و حضرت علی، نوع خضوع و خشوع، کیفیت دعا و نماز شب ایشان به وقت نماز به روایت حسنین (اربلی، 1381، ج 1، ص 468)، خضوع و خشوع امام علی و امام مجتبی در بیان امام سجاد و همان شیوه از امام سجاد، به نقل از فرزندش (بحرانی، 1413ق، ج 4، ص 243)، رعایت احترام به قبر نبیاکرم توسط امام سجاد به نقل از فرزندش امام باقر (عریضی، 1409ق، ص 318) و... قابل ذکر است.
شخصیتبخشی به کودک
در این سبک، با حفظ و ترویج سنت نبوی در سلام کردن به کودکان (شهیدثانی، 1377، ص 359)، جای دادن کودکان در صفهای نماز (نوری، 1408ق، ج 3، ص 14)، پرهیز از عیبجویی و سرزنش، وفای به وعده و صداقت و راستی بر روابط والدین با فرزندان (کلینی، 1407ق، ج 6، ص 50)، استفاده از لحن پیشنهادی در کلام، به جای شیوة آمرانه، و نهی کودکان از کار خلاف به شیوههایی غیرمستقیم (عروسى حويزى، 1415ق، ج 5، ص 454)، رعایت مساوات بین فرزندان حتی در بوسیدن، از جمله موارد شخصیتبخشی به کودک است (حرعاملی، 1409ق، ج 21، ص 485).
بازی با کودک
سیرة معصومان در سرگرمیها و بازیهای کودکانه، رفتارهای جالب در مقابل چشمان متحیر اطرافیان و صحابة دوران کوتاه، پس از جاهلیت است که در این زمینه، از انواع روشهای هدفمند و آموزنده، بهره میجستند (ر.ک: بحرانی، 1413ق، ج 11، ص 898؛ ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 389).
- روش کودک شدن: رسول خدا، با سوار کردن فرزندان دخترش، حسنین بر پشت خود میفرمود: «شتر شما چه شتر خوبی است و شما چه سوارکاران خوبی!» (مجلسی، 1403ق، ج 43، ص 285-286)، یا حضرت زهرا به توصیة پدر: «من كان عنده صبي فليتصاب له» (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 484)، با کودکان همچون کودکان بازی میکرد.
- استفاده از قالب شعر و قصه: حضرت زهرا در قالب شعر، هم کودک را به بازی میگرفت و با او ارتباط عاطفی برقرار میکرد و محبت خود را ابراز مینمود و همزمان، مسائل معرفتی و اعتقادی را به فرزند تعلیم میداد و اسباب نشاط سایر افراد خانواده را نیز فراهم مینمود (بحرانی، 1413ق، ج 11، ص 898؛ ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 389).
- برگزاری مسابقات: مسابقة خطاطی بین فرزندان حضرت زهرا، یا مسابقات کشتی بین حسنین در حضور رسول خدا و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا انجام میگرفت (حميرى، 1413ق، ص 101).
- برقراری گفتوگو و مباحثه علمی: از جمله مباحثة علمی بین حضرت علی و حضرت زینب (نورى، 1408ق، ج 15، ص 215) و یا توجه ویژة حضرت فاطمة زهرا و تشویق کودکان در گفتوگوهای علمی و بیان نطق علمی بهگونهایکه امام حسن مجتبی، در کودکی با شوق و اشتیاق، مواعظ و کلمات پیامبر را به ذهن میسپرد و طبق سفارش مادر، برای او بازگو میکرد (مجلسی، 1403ق، ج 43، ص 338). از شاخصههای عمدة این سبک و سیره، اهتمام به تربیت و تقویت بعد انسانی انسان در اندیشه و عمل، با استفاده از ابزارها و روشهای متنوع نرم فرهنگی و... است که نیازمند، صرف وقت و انرژی و البته هماهنگ با نیازهای حقیقی انسان است که محصول آن، نفی فردگرایی و مبارزه با جهل، کبر و خودخواهی است که در هر عصری قابل اجراست.
روابط خانوادگی
مهرورزی و توجه به نیازها و ظرافتهای زن
روابط معصومان با همسرانشان بر پایة محبت، به همراه حسن سلیقه، توجه به خواست زن در حفظ آراستگی، رعایت نظافت، استفاده از عطر و حساسیت به تأمین نیازهای زناشویی، بهعنوان سبک زندگی انبیاء و اولیاء در عشقورزی توأم با حفظ عفاف همسران، معروف بوده است (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 567؛ صدوق، 1413ق، ج 1، ص 122-131؛ برقی، 1371، ج 2، ص 560). پیامبر بهعنوان فردی با نشاط، سعی در شادی همگان داشته، هزینة مجزایی برای خوشبویی صرف میکرد، بهطوریکه وجود او را از طریق خوشبویی حس میکردند (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 320؛ طبرسی، 1370، ص 21).
در این سبک، توجه ویژه به آراستگی است. در نبود آینه، با نگاه در آب سر و موی خود را مرتب و شانه میکنند (طبرسی، 1370، ص 34، 96 و 97). هیچگاه ارتباط با همسر به بهانة ارتباط با خدا ترک نمیشود و لذت ارتباط با همسر در کنار لذت مناجات و ارتباط با خداوند، مورد توجه است (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 320-321). با کنارهگیری از همسر، به بهانة زهد و عبودیت به طور جدی مخالفت میشود (همان، ص 496). در غذا خوردن ترجیح با همسفرگی با خانواده است (طوسی، 1407ق، ج 9، ص 99) و از تنها نشستن بر سفره، در حد ممکن پرهیز میشود (طبرسی، 1370، ص 31).
پیامبر اکرم، علیرغم مسئولیتها، به همسران خود عنایت ویژه داشتند، به حدی که آمده است: «كَانَ يَطُوفُ عَلَيْهِنَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ» (کلینی، 1407ق، ج 5، ص 567؛ ج 6، ص 475)، بارها از ائمه از رنگ کردن مو و محاسن و... میپرسیدند. در پاسخ میفرمودند:
«إِنِّي رَجُلٌ أُحِبُ النِّسَاءَ فَأَنَا أَتَصَنَّعُ لَهُنَّ» (حرعاملی، 1409ق، ج 2، ص 82). من مردی همسر دوست هستم و برای او، خود را میآرایم. یکی از دوستان امام باقر، ایشان را در خانهای زیبا و آراسته با لباسی زیبا و چهرهای آراسته و مرتب دید. روز بعد امام را در خانهای ساده دیده و متحیر شد. امام با آگاهی از تحیر او، فرمود: دیروز شما پیش من آمدید، درحالیکه من در خانة مربوط به همسرم بودم و او خود را آرایش کرده بود. من نیز خود را برای او آراستم. گفتم تا شبههای در ذهن تو نماند... (كلينى، 1407ق، ج 6، ص 449).
پیامبر با شهرت به صبر و بردباری، بهعنوان عاطفیترین مردم، هرگز به کسی ظلم نکرد و عذرخواهی را میپذیرفت. اهل تبسم و مزاح بود، نه بیادب و بدصدا، خشن و سختگیر (ابنشهرآشوب، 1379، ج 1، ص 145-148). اطرفیان را به القاب زیبا میخواند. چنانکه عایشه را با نام حمیرا میخواند. نمود عصبانیت و خشم ایشان فقط در چهره بود و با یک عذرخواهی خشم فرو مینشست (طبرسی، 1370، ص 19). این ویژگیها، در سبک زندگی خانوادگی پیامبر چنان مشهود بود که دیگر زنان، رفتار همراه با نرمش پیامبر، در مقابل خواهشهای بیش از اندازه و حاضرجوابی همسران را، به رخ همسران خود میکشیدند (مجلسی، 1403ق، ج 16، ص 385). همچنین، ارتباط سرشار از کلمات مهرآمیز و عاشقانه میان حضرت علی و حضرت زهرا، علیرغم تلاشهایی که سعی در مخدوش جلوه دادن روابط این دو معصوم بوده، از نظرها پنهان نمانده است. با تعابیری چون روحی فداک، یا سیدی، یا سیدتی، حبیبی و... يَا فَاطِمَةُ حَبِيبَتِي وَ بِنْتُ أَحْمَدَ و... (محلاتی، 1385، ج 2، ص 91).
امام علي، دربارة زندگي خود با فاطمة زهرا ميفرمايد: «در طول زندگي هرگز مخالفتي از او نديدم و هيچگاه کاري برخلاف ميل من انجام نداد و هرگاه به او مینگریستم غم و اندوهم زایل میشد» (اربلی، 1381، ج 1، ص 363). حضرت زهرا با احترام، کمتوقعی، تحمل سختیها و بیتوجهی نسبت به ارزشهای دروغین، همسرش را از خود راضی نگه میداشت (ابنشهرآشوب، 1379، ج 2، ص 77). در غیاب او، حافط مال، آبرو و ناموس او و قدردان خوبیهای او بود. در برابر مخالفان در حمایت از او چنان مصر بود که حتی مخالفان، همسرش را از نماز خواندن و شرکت در تشییع جنازة خود، محروم کرد (ر.ک: ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 356؛ مجلسی، 1403ق، ج 28، ص 355؛ بحرانی، 1413ق، ج 11، ص 874؛ طبری آملی، 1413ق، ص 68).
این رفتارها، حتی پس از وفات همسران معصومان ادامه داشت و با وفاداری، همواره از ایشان به نیکی یاد میکردند. حضور بر سر قبر، ذکر، دعا، صدقه و قربانی به نیت ایشان، احترام به دوستان و بازماندگان همسر، و... در سیرهشان بود. نمونة آن، رفتار رسول خدا پس از رحلت حضرت خدیجه است که پیوسته او را به نیکی یاد میکرد و با قربانی گوسفند، به نیت او، از آن به دوستان همسر خود میفرستاد (فتال نیشابوری، 1375، ج 2، ص 269؛ ابنبطریق، 1407ق، ص 393؛ اربلی، 1381، ج 1، ص 512). رفتار کریمانه معصومان در برخورد با همسرانی که سر ناسازگار داشتند، سریان داشته است. رفتار پيامبر با برخی از همسران، برخورد امام حسن مجتبي و امام جواد، گواه بر اين مطلب است. با این توضیح که علیرغم وجود برخوردهای نامناسب برخی از زنان پیامبر و برخی همسران و اطرافیان امامان، هیچ نوع روایت معتبر از تلاش انتقامجویانه یا رفتار مقابله به مثل، از پیامبر و امامان گزارش نشده است. در تعامل با همسران غیرمعصوم، که حتی برخی در ناسازگاری اقدام به قتل همسران معصوم خود کردهاند، با توجه به شخصیت قرآنی معصومان، بهعنوان الگوی عملی قرآن در عمل به «...و انتم لباس لهن» (بقره: 187)، آنچه مشهود است رازداری و عدم افشای اختلاف و عیوب همسران همراه با تغافل، صبر و اصلاح، روشها و اصول در سبک زندگی معصومین است. ازاینرو، احادیث معتبر سیره در این مقوله بسیار معدود است. چنانچه مواردی از ناسازگاری در رابطه با زندگی خانوادگی ایشان سخن به میان آمده است، از سوی همسران یا به طریقی غیر از معصومان ... و به نحو اشاره و در بیان توصیف نرمش کریمانة معصومین در تنشها است (ر.ک: مفید، 1413ق، ص 217؛ فتال نیشابوری، 1375، ج 2، ص 269).
اصالت مهرورزی و نگاه تکریمی نسبت به زن، علیرغم نگاه جاهلانة استثماری به زن در آن دوران و حتی امروزه، جلوهای از نگاه الهی به انسان، عدالت جنسیتی، دیگرخواهی، عدم توجه به منافع دنیوی و ترجیح پاداش آخروی در این مقوله است.
ارشاد اعضای خانواده
در سبک زندگی خانوادگی معصومان بر اساس توصیة قرآنی: «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها...» (طه: 132)؛ ارشاد خانواده در قول و عمل، همواره مورد عنایت و اهتمام بوده است. آموزش نماز و احکام دین از کودکی و پيش از شکلگیری شخصیت به كودكان، در سن هفت سالگی با در نظر گرفتن توان و ظرفیت كودكان به روش عملی (صدوق، 1413ق، ج 3، ص 493؛ راوندی، 1376، ص 157)، دعوت افراد خانواده به نماز اول وقت (مجلسی، 1403ق، ج 81، ص 168؛ حلی، 1407ق، ص 152)، دعوت به شبزندهداری در شبهای قدر و احیا (مجلسی، 1403ق، ج 43، ص 55 و 148)، دعوت به پرهیز از اسراف (ابنحیون، 1385، ج 2، ص 114 و 115؛ قمی مشهدی، 1368، ج 7، ص 283) و... بهعنوان نمونه، امام علی در نامه به امام حسن با توصیههای تربیتی به ارشاد فرزندان مشهود است (نهجالبلاغه، 1414ق، ص 394).
رابطة متقابل والدين و فرزندان
در سبک زندگی معصومان، احترام به کودک از کودکی تا بزرگسالی، به گونهای است که این احترام به طور نهادینه بین فرزندان و والدین برقرار میشد. بهعنوان نمونه، پیامبر به احترام حضرت زهرا از جا برمیخاست، ایشان را میبوسید و جای خود مینشاند یا پيش از سفر، آخر از همه با او خداحافظی میکرد. در برگشت از سفر، اول از همه بر او وارد میشد. حضرت زهرا نیز به تبع پدر، همین احترامات را رعایت میکرد (ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 333). در چنین شرایطی، امام حسین به گونهای تربیت میشود که به احترام در حضور برادر بزرگتر، سخن نگوید (همان، ص 401). احترام والدین، در این سبک از يك سو، بر جايگاه محوري پدر در خانواده و از سوي ديگر، بر نقش مادر بهعنوان لازمترين حقوق خانواده توجه شده است (ر.ک: نورى، 1408ق، ج 15، ص 180؛ ابنشعبه حراني، 1382، ص 415-417).
صبر و اصلاح
به دليل اهميت بنيان خانواده و اثر اسوهای معصومان در اين زمينه و تناسب بحث الگو با مقتضيات زمان، خداوند مقدر فرمود كه در مسير زندگي اسوههاي بزرگي چون لوط نبي، آسيه همسر فرعون و برخی امامان، همسراني ناسازگار قرار گيرد تا با استمداد از سبک زندگي معصومانه، در ناسازگاریها، راه روشن بوده و با تأکید بر منفوریت طلاق، فضيلت و خوش عاقبتي، از آنِ صابران باشد. در این موقعیتها، اهلبیت سختيها را نردبان ترقي، و صبر در آن را ستودهترين و برترين خوبيها و رسيدن به رضاي الهي میدانند که مُهر افتخار صبر، در مقابل آزار ديگران، بهعنوان رأس ايمان، از ثمرات و زينت آن است (ر.ک: ارموی، 1366، ج 4، ص 295، 50، 109؛ ج 3، ص 66؛ ج 2، ص 488)، از عمده شاخصههای بخش روابط در سبک معصومین، توجه به نیازهای همهجانبه، بهویژه محبت به همسر بهعنوان کانون آرامش خانواده است که مستلزم شناخت حقیقی زن و حس مسئولیت در تربیت است. نمود آن، آموزش عملی ادب و امور معنوی مثل نماز یا توجه به احیای کودکان نشان از جدّیت و سختکوشی در تقویت بعد معنوی است و برخورد کریمانه با ناملایمات، با نمایش صبر و گذشت، جملگی بهعنوان محور انسجام و تعالی خانواده است.
مديريت خانواده
تقسيم کار
بر اساس سيره، به جهت قيوميت مرد در خانواده، سرپرستي و مديريت کلان ادارة خانواده بر عهدة اوست (نساء: 34). این امر عقلايي، به جهت توان مرد در مسائل اجتماعي، شم اقتصادي و تلاش او در تحصيل ثروت، در حسن اجراي مسئوليت تأمين هزينة زندگي است. زن نيز به دليل اهميت نقش، جايگاه و کارآيي خود در امور داخل خانواده، به ويژه تربيت و مسائل معنوي از کارهای بيرون خانه معاف است تا با معطوف ساختن تلاش و توجه خود در امر خانه و خانواده، محيط خانواده را از نظر رواني، امن و آرام نگه دارد؛ مسئلهای که در خانة حضرت زهرا نیز جریان داشت. ایشان با درخواست از پیامبر در تقسیم کار خانه، امور بیرون از خانه به حضرت علی و امور داخلی به حضرت زهرا واگذار شد. حضرت على هيزم و آب مىآورد، جارو مىكرد و حضرت فاطمه آسياب مىكرد، خمير درست مىكرد و نان مىپخت (مجلسى، 1403ق، ج 43، ص 151). شاخصة این عملکرد، علیرغم مجاز بودن فعالیتهای اجتماعی برای زن، توجه به استعداد طرفین برای همافزایی در جهت آرامش و تعالی خانواده است.
تعاون و همکاري
کانون گرم خانواده، نيازمند صفا، همکاري و همدلي اعضاي خانواده است، حضرت علي، علاوه بر امور بیرون خانه، در خانه نيز به حضرت زهرا در پاک کردن عدس و سبزي، جارو، آسياب و دستاس کردن، نگهداری فرزندان و... کمک ميکردند (كلينى، 1407ق، ج 5، ص 86). گاه رسول خدا با مشاهدة این تعاون و همکاری، خود نیز به یاری ایشان میپرداختند (مجلسي، 1403ق، ج 43، ص 50 و 51؛ ابنشهرآشوب، 1379، ج 3، ص 341)، بهویژه که نياز شديد فرزند به مادر، بخصوص در دوران نوزادي و کودکي، که وقت و توان زيادي از مادران را صرف میکند، او را ياري کنند. در این سبک و سیره خانواده، در وقت نیاز و حاجت همه با هم و در خوشی و ناخوشی کنار هم هستند (طبرسی، 1370، ص 334). نمونة آن، داستان نذر خانوادگی حضرت زهرا به سه روز روزه براي شفای حسنین است که در سورة دهر بدان اشاره شده است. شاخصة عمدة این سیره، وجود حس مسئولیت با همگرایی و همپوشانی اعضای خانواده و انسجام به هدف آسایش دنیوی و تعالی معنوی است.
مسکن و چیدمان
مدیریت خانواده، امکانات و نحوة برخورداری و استفاده از آن، نقش تعیینکننده در سعادت و آسایش خانواده دارد. مسکن بهعنوان عمدهترین مسئله در این بخش از سیرة معصومان مورد توجه است. در این سبک، با توصیه به مد نظر قرار دادن همسایه پيش از خرید خانه، با رعايت اصل اعتدال در توجه به مسکن، وسعت خانه، مایة سعادت مؤمن و تنگي آن ماية شقاوت اوست و دعای مشهور و مکرر ایشان از خداوند، خانة وسیع است: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي و وَسَّعَ لِي فِي» (پاینده، 1382، ص 248)؛ سقف خانههايشان نه چنان بلند و بالاتر از هشت ذراع و نه بهگونهایکه در ساخت خانههاشان از آن کم گذارند (مجلسى، 1403ق، ج 73، ص 149). از وجود تمثال و تصاویر جانداران پرهیز (ر.ک: برقی، 1371، ج 2، ص 608-611) و در طراحی ساختمان به مسائل بهداشتی، دینی (قبله)، تربیتی، امنیتی و... متناسب با امکانات، همواره توجه شده است (مجلسی، 1403ق، ج 3، ص 76؛ کلینی، 1407ق، ج 6، ص 529).
حضرت علی، خانة حضرت زهرا را در کنار مسجد مهیا کرد با پخش كردن ماسه نرم در اتاق، نصب چوب بين دو ديوار و رختآويز افقى، كه روى آن لباس پهن مىكردند، پهن كردن زيرانداز، قرار دادن يك پشتى در اتاق (مجلسي، 1403ق، ج 43، ص 130) و محلی ساده، امن و بیآلایش را بهعنوان نمازخانه در نظر گرفت. در این خانه، از پردههای مزیّن به نقاشی و تصاویر، مجسمه، تمثال؛ نقش و نگارها بر در و ديوار خانه پرهیز و بر نظافت و بهداشت از نجاست، گرد و غبار، تار عنکبوت تأکید میشد و با نگهداشتن حيوانات اهلي، از حضور سگ در این خانه خبری نبود (مجلسى، 1403ق، ج 73، ص 159؛ برقی، 1371، ج 2، ص 612-624).
از شاخصههای این بخش، مدیریت و اعتدال در زندگی و پرهیز از زخارف دنیا، در عین توجه به نیازها نمود دارد که همراه با استقامتِ ستودنی، در مقابل تمایلات دنیوی است.
از تحلیل محتوای مجموع آنچه از سبک اسوهای بيان شد، شاخصهای کلان بر اساس چگونگی عمل معصومین استنباط میشود و آن، جهتگیری عمل به هدف نهایت تعالی و بهرهگیری از عمل و رفتار، مطابق جهانبینی الهی است که رسیدن به قرب الهی و پاداش اخروی، از ارکان آن است که تعبیر «تعالی حداکثری» شایستة آن است؛ با این توضیح که عموم معصومان به گونهای عمل را انتخاب مینمایند که بیشترین اثر در رضایت الهی و بالاترین پاداش اخروی را در پی داشته باشد که این شاخصه، از ترجیحات آنان هویداست که نمونههایی نظیر بخشش غذا به یتیم، اسیر و فقیر، علیرغم نیاز و گرسنگی خود یا بخشش پیراهن عروسی به فقیر یا تقسیم کار با خادم خود و...، نشان از ترجیح پاداش اخروی به متاع دنیوی، سادهزیستی به تجملگرایی، دیگرخواهی به خودخواهی و... است. اين امر نیازمند مسئولیتپذیری سختکوشی و ایثار فوقالعاده است و پیام اساسی سبک اسوهای آنان «استقامت عملی» است؛ چراکه در مقابل کشش طبیعت دنیوی انسان، صبر و استقامت لازم است و در راستای تعالی حداکثری، بالاترین اثر در تعالی همهجانبه مد نظر است. همچنین، در تحلیل محتوای سیرة از بین مؤلفههای خانواده، توجه و اهتمام به مقولة ازدواج و نفی تجرد، احترام به والدین، تربیت فرزند و توجه به کرامت همسر، به جهت ظرافت وجودی جنس زن، بیشتر از سایر مؤلفههاست که نشان از تأثیر بنیادین آنها در تحکیم خانواده است.
نتیجهگيري
- نقش اسوهای رسالت و امامت، علاوه بر دلالت بر توجه اسلام به سبک زندگی، نقش آفرینش سبک زندگی را ایفا میکند. بنابراین، کاربردیترین اعتقاد اساسی در تحقق عملی سبک زندگی اسلامی است و تبلور سبکسازی در کارکرد اسوهای معصومان نهفته است که اثر آن، هویتبخشی سبک زندگی، بهرهوری زمان، پیشگیری و... است که نتیجة آن، رفع تشتت در خانواده و توسعة موفقیت در خانواده است.
- سبک زندگی تجویزی اسلام، بهطورکلی و در خانواده دارای مراتبی است که سبک زندگی معصومان، مطلوبترین و با کیفیتترین آن است و مدل تحققیافتة سبک زندگی خانوادگی معصومان، نمایانگر شاخصة راهبردی «تعالی حداکثری» است که با ترجیح مسئولیتپذیری به سهلانگاری، پاداش اخروی به متاع دنیوی، سادهزیستی بر تجملگرایی، سختکوشی به عافیتطلبی، دیگردوستی به خودخواهی تحقق یافته و با «استقامت عملی»، اعجاب انگیزی در نفی تمایلات مادی بوده است.
در سبک زندگی خانوادگی معصومان، بیشترین اهتمام و دقّت به «احترام به والدین»، «تربیت فرزند» و «توجه به حفظ کرامت و حقوق زن» است که هر سه، پایههای تحکیم خانواده محسوب میشوند.
- نفی فردگرایی در سبک زندگی معصومان محسوس است. جلوة آن، در تأکید همهجانبه به تسهیل ازدواج و تحکیم خانواده نیز در گرو پایبندی به سبک زندگی معصومان است که عدم توجه به آن، شنا برخلاف مسیر آب و منجر به مشکلات و گرفتاریهای جسمی و روانی جبرانناپذیر میشود.
- در مجموع، فرد یا خانوادهای که در زبان ادعای پیروی از معصومان دارند و در کردار هماهنگ نیستند، یا دارای جهل مرکب یا متناسب با میزان ناهماهنگی، دچار درجهای از نفاق عملیاند که نیاز به کمک فکری داشته و رفع آن، مستلزم مسئولیتشناسی مسئولان مربوط و اهل فرهنگ و تبلیغ است!.
- نهجالبلاغه، 1414ق، تحقیق صبحي صالح، قم، هجرت.
- ابنبطريق، يحيى بن حسن، 1407ق، عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، قم، نشر الاسلامي.
- ابنحیون، نعمان بن محمد مغربى، 1385، دعائم الإسلام، چ دوم، قم، مؤسسة آلالبيت.
- ابنشعبه حراني، حسنبن على، 1382، تحفالعقول، ترجمة احمد جنتى، چ دوم، تهران، اميركبير.
- ابنشهرآشوب مازندرانى، محمدبن على، 1379، مناقب آلأبي طالب، قم، علامه.
- اربلى، علىبن عيسى، 1381، كشف الغمة في معرفة الأئمة، تبريز، بنىهاشمى.
- ارموی، جلالالدین، 1366، غررالحكم و دررالكلم، شرح آقاجمال خوانساری، چ چهارم، تهران، دانشگاه تهران.
- بحرانى، سيدهاشم، 1413ق، حلية الأبرار في أحوال محمّد و آلهالأطهار، قم، المعارف الإسلاميه.
- برقى، احمدبن محمدبن خالد، 1371، المحاسن، چ دوم، قم، دارالكتب الإسلامية.
- بروجردی، آقاحسین، 1386، جامع أحاديث الشيعة، تهران، فرهنگ سبز.
- پاينده، ابوالقاسم، 1382، نهجالفصاحة، چ چهارم، تهران، دنياى دانش.
- جزائرى، نعمتالله، 1381، قصص الأنبياء، چ دوم، تهران، فرحان.
- حرعاملى، محمدبن حسن، 1409ق، تفصيل وسايلالشيعه الي تحصيل مسائلالشريعه، قم، آلالبيت.
- ـــــ ، 1414ق، هداية الأمة إلى أحكام الأئمة، مشهد، مجمع البحوث الإسلامية.
- حسينينسب، سيدداود و علياصغر اقدم، ۱۳۷۵، فرهنگ واژهها، چ دوم، تبريز، احرار.
- حلى، ابن فهداحمدبن محمد، 1407ق، عدة الداعي و نجاح الساعي، بيروت، دارالكتب الإسلامي.
- حميرى، عبدالله بن جعفر، 1413ق، قرب الإسناد، قم، آلالبيت.
- راوندى، قطبالدين، 1376، قصص الأنبياء، مشهد، مركز پژوهشهاى اسلامى.
- شهيدثانى، زينالدين بن على، 1377، شرح مصباح الشريعة، ترجمة عبدالرزاق گيلانى، تهران، پيام حق.
- ـــــ ، بیتا، مُسكّن الفؤاد عند فقد الأحبّة و الأولاد، قم، بصيرتى.
- صدوق، محمدبن على، 1413ق، من لا يحضره الفقيه، چ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامى حوزه علميه.
- طباطبائی، سيدمحمدحسين، 1417ق، الميزان فى تفسير القرآن، چ پنجم، قم، جامعة مدرسين.
- طبرسى، حسنبن فضل، 1370، مكارمالأخلاق، چ چهارم، قم، شريف رضى.
- طبرسى، علىبن حسن، 1365، مشكاةالأنوار في غرر الأخبار، چ دوم، نجف، المكتبة الحيدرية.
- طبرسى، فضلبن حسن، 1422ق، تاجالمواليد، بيروت، دارالقارى.
- طبرى آملى، محمدبن جرير، 1413ق، دلائل الإمامة، قم، بعثت.
- طريحى، فخرالدين، 1375، مجمعالبحرين، چ سوم، تهران، كتابفروشى مرتضوى.
- طوسى، محمدبن حسن، 1407ق، تهذيبالأحكام، چ چهارم، تهران، دارالكتب الإسلاميه.
- ـــــ ، 1411ق، الغيبة، قم، دارالمعارف الإسلاميه.
- عروسى حويزى، عبدعلى بن جمعه، 1415ق، تفسير نور الثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان.
- عريضى، علىبن جعفر، 1409ق، مسائل عليّ بن جعفر و مستدركاتها، قم، آلالبيت.
- عياشي، محمدبن مسعود، 1380، تفسير العيّاشي، تهران، المطبعة العلمية.
- فتال نيشابورى، محمدبن احمد، 1375، روضةالواعظين و بصيرةالمتعظين، قم، رضى.
- قمى، علىبن ابراهيم، 1367، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتاب.
- قمي مشهدي، محمدبن محمدرضا، 1368، تفسير كنزالدقائق و بحرالغرائب، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
- کلینی، محمدبن يعقوب، 1407ق، الكافي، چ چهارم، تهران، دارالكتب الإسلاميه.
- گیدنز، آنتونی، 1391، تجدد و تشخص، ترجمة ناصر موفقیان، چ هفتم، تهران، نشر نی.
- مجلسى، محمدتقى، 1406ق، روضةالمتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، چ دوم، قم، كوشانبور.
- مجلسي، محمدباقر، 1403ق، بحارالأنوار، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربي.
- محلاتی، ذبیحاله، 1385، ریاحینالشریعة، چ هفتم، تهران، اسلامیه.
- مفيد، محمدبن محمد، 1413ق، الإفصاح في الإمامة، قم، كنگره شيخ مفيد.
- نورى، ميرزاحسين، 1408ق، مستدركالوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آلالبيت.