Pages:
43-58
Receive Date: 2025/04/05
Accept Date: 2025/04/05
Abstract:
Owing to the extensive media publicity, the world has witnessed tremendous changes in the style of dress in recent decades. Insofar, most of these changes are not compatible with the norms and cultural values of society. The styles of dress in the form of a special lifestyle, such as ‘’ consumption of symbols ’’or ‘’ conspicuous consumption’’, which have influenced the different aspects of girls and women’s and identity, is moving towards a dire future. This paper sheds light on the theory of conspicuous consumption proposed by Veblen, who is responsible for modifying the style of dress in modern time, in order to analyze and criticize it according to the assessment criteria of social knowledge i.e. (criticism of internal and external logic, sociological and psychological validity, philosophical validity and functional validity). According to the results of assessment criteria, Veblen’s theory of conspicuous consumption is rendered unsuccessful because it lacks an all-embracing view about the desired aims, concentrates on the upper and lower levels, considers consumption as the basis of identity and supposes that man is passive and lacks free will before the assessment criteria.
چکیده و کلیدواژه فارسی (Persian)
Title :نقد و بررسی نظریه مصرف نمایشی وبلن بر مبنای معیارهای سنجش معرفت اجتماعی
Abstract:
در دهه های اخیر، در پرتو تبلیغات گسترده رسانه ها، در سبک های پوشش و لباس تغییرات شگرفی رخ داده است. تا جایی که در بسیاری از مواقع، این تغییرات با هنجارها و ارزش های فرهنگی جامعه تعارض پیدا کرده است. سبک های پوشش در قالب سبک های زندگی خاص، اعم از «مصرف نشانه ها» و یا «مصرف نمایشی»، در ابعاد هویتی دختران و زنان تأثیر گذاشته، مسیری آسیب زا را طی می کند. این مقاله، نظریه مصرف نمایشی وبلن را به عنوان تبیین کنندهی سبک پوشش و لباس در دنیای معاصر مورد استفاده قرار داده است تا بر اساس معیارهای سنجش معرفت اجتماعی، (نقد منطق درونی و بیرونی، اعتبار جامعه شناختی و روان شناختی، اعتبار فلسفی و اعتبار کارکردی) مورد نقد و واکاوی قرار گیرد. نتایج حاصل از معیارهای سنجش نشان می دهد که نظریه مصرف نمایشی وبلن، به دلیل عدم طرح جامع و مانع اهداف مورد انتظار، تمرکز بر دو طبقه بالا و پایین، مصرف را مبنای هویت پنداشتن، فرض انسان منفعل و بی اراده در برابر معیارهای نقد موفق نبوده است.
References:
- آدميان، مرضيه و همكاران، 1391، «تحليل جامعهشناختي سبک پوشش زنان»، زن و جامعه، سال سوم، ش 4، ص 161-186.
- الياسي، امير، 1392، تبيين جامعهشناختي آرايش و پوشش ظاهري در ميان زنان بالاي 15 سال شهر مهاباد، پاياننامه کارشناسي ارشد، تبريز، دانشگاه آزاد اسلامي.
- باقري تودشکي، مجتبي، 1388، «الگوي مصرف بر مبناي ارزشهاي اسلامي»، اقتصاد اسلامي، ش 34، ص 39-65.
- پاداش، حميد، 1385، «ارزيابي محتواي تطوري آراي تورستين وبلن (با تأکيد بر داروينيسم)»، مجله علمي تخصصي تکاپو، ش 15 و 16، ص 69-85.
- تفضلي، فريدون، 1381، تاريخ عقايد اقتصادي، تهران، نشر ني.
- حميدي، نفيسه و مهدي فرجي، ۱۳۸۶، «سبك زندگي و پوشش زنان در تهران»، تحقيقات فرهنگ، ش 1، ص 65-۹۲.
- ديليني، تيم، 1393، نظريههاي کلاسيک جامعهشناسي، ترجمة بهرنگ صديقي و وحيد طلوعي، تهران، نشر ني.
- رستمي، احسان و مرجان اردشيرزاده، 1392، «نگاهي به نظريههاي سبک زندگي»، مطالعات سبک زندگي، ش 3، ص 9-31.
- رفعتجاه، مريم، 1386، «هويت انساني زن در چالش آرايش و مد»، شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، سال دهم، ش 38، ص 136-179.
- رنجبريان، بهرام و همكاران، 1391، «عوامل مؤثر بر همنوايي بانوان در انتخاب سبک پوشش (مورد مطالعه: دانشجويان دانشگاه اصفهان)»، فرهنگي- تربيتي زنان و خانواده، سال هفتم، ش 21، ص 147-179.
- سيدمن، استيون، 2004، کشاکش آراء در جامعهشناسي، ترجمة هادي جليلي، تهران، نشر ني.
- شعباني، احمد و علياكبر کريمي، 1394، «بررسي مقايسهاي مفهوم شأن در الگوي مصرف فرد مسلمان و نظريه مصرف متظاهرانه»، مطالعات اقتصاد اسلامي، سال هفتم، ش 2، ص 107-155.
- صديقي، بهرنگ، 1389، «تئوري ساختيابي آنتوني گيدنز: پيامدهاي تئوريک و روششناختي و کاربرد عملي آن در جامعه شناسي»، پژوهش اجتماعي، سال سوم، ش 9، ص 141-167.
- صميم، رضا، 1393، «نگاهي انتقادي به پيشينه داخلي مطالعات جامعهشناختي بر روي سبک زندگي»، تحقيقات فرهنگي ايران، دوره هفتم، ش 1، ص 145-166.
- عسکري ندوشن، عباس و همكاران، 1390، «تمايلات مصرفي زنان در شهر يزد»، زن در توسعه و سياست، دوره نهم، ش 1، ص 93-116.
- فاضلي، محمد، ۱۳۸۲، مصرف و سبك زندگي، قم، صبح صادق.
- قريشي، فردين، 1393، مباني معرفتشناسانه انديشهورزي اجتماعي در ايران، تهران، جامعهشناسان.
- کوزر، لوئيس، 1392، زندگي و انديشه بزرگان جامعهشناسي، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، گلرنگ يکتا.
- محمدي، جمال و همكاران، 1394، «پوشش زنان و دلالتهاي معنايي آن (مورد مطالعه: زنان شهر کرمانشاه)»، مطالعات و تحقيقات اجتماعي در ايران، دوره سوم، ش 4، ص 639-666.
- معيدفر، سعيد و عبدالحميد حقيقي، 1386، «عوامل اجتماعي گرايش به مد در ميان جوانان 15 تا 29 ساله ايراني»، مطالعات جوانان، ش 14، ص 1-14.
- مقدس، علياصغر و مريم سروش، 1390، «فضاي اجتماعي زندگي و طبقه اجتماعي بازنمايي فعاليتهاي فراغتي زنان در شيراز»، بررسي مسائل اجتماعي ايران، سال دوم، ش 5 و 6، ص 41-67.
- موسايي، ميثم، 1388، «نقش فرهنگ بر الگوي مصرف»، اقتصاد اسلامي، ش 34، ص 125-149.
- وبلن، تورستاين، 1383، نظريه طبقه تنآسا، ترجمة فرهنگ ارشاد، تهران، نشر ني.
- هزارجريبي، جعفر و رضا صفري شالي، 1388، «بررسي مفهوم شادکامي اجتماعي و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: استان مرکزي)، برنامهريزي رفاه و توسعه اجتماعي، دوره اول، ش 3، ص 1-31.
- Banister, E. N, & Hogg, M. K, 2004. "Negative symbolic consumption and consumers’ drive for self-esteem: the case of the fashion industry", European Journal of Marketing, V. 38 (7), P. 850-680.
- Cash, T, & Pruzinsky, T, 2002, "Body image: A handbook of theory, research and clinical practice", London, The Guilford Press.
- Entwistle, J, 2000, The Fashioned Body: Fashion, Dress and Modern Social Theory, Cambridge: Polity.
- Maleki Shomali, F, 2012, "A study of young females’ experience of fashion and its relation to anxiety", Master Thesis in Marketing, Gothenburg university.
- Nettelton, S, 1998, "Body in everyday life", London & NewYork, Routledge.
- Reddy, S, & Otieno, R, 2013, "Relationship between body image and clothing perceptions: Among women aged 18-55 years in UK", International Journal of Arts and Commerce, V. 2, N. 5, P. 40-49.
- Simmel, G, 1904, ‘Fashion’, On Individuality and Social Forms: Selected Writings, trs D.C.Levine, Chicago, University of Chicago Press.
- Twigg, J, 2009, "Clothing, Identity and the Embodiment of Age", New York, Nova Science Publishers.
- Veblen, T, 1899, The Theory of the Leisure Class: An Economic Study of Institutions, New York, Mentor.
Cite this article:
RIS
Mendeley
BibTeX
APA
MLA
HARVARD
VANCOUVER
APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER
Ghoreyshi, Fardin, Ghasem Zadeh, Dawood, Ghasem Zadeh, Zaker.(2025) A Critique of Veblen’s Theory of Conspicuous Consumption according to the Assessment Criteria of Social Knowledge. Ma`rifat-e Farhangi Ejtemai, 7(4), 43-58
APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER
Fardin Ghoreyshi; Dawood Ghasem Zadeh; Zaker Ghasem Zadeh."A Critique of Veblen’s Theory of Conspicuous Consumption according to the Assessment Criteria of Social Knowledge". Ma`rifat-e Farhangi Ejtemai, 7, 4, 2025, 43-58
APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER
Ghoreyshi, F, Ghasem Zadeh, D, Ghasem Zadeh, Z.(2025) 'A Critique of Veblen’s Theory of Conspicuous Consumption according to the Assessment Criteria of Social Knowledge', Ma`rifat-e Farhangi Ejtemai, 7(4), pp. 43-58
APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER
Ghoreyshi, F, Ghasem Zadeh, D, Ghasem Zadeh, Z. A Critique of Veblen’s Theory of Conspicuous Consumption according to the Assessment Criteria of Social Knowledge. Ma`rifat-e Farhangi Ejtemai, 2025; 7(4): 43-58