معرفت فرهنگی اجتماعی، سال هشتم، شماره چهارم، پیاپی 32، پاییز 1396، صفحات 83-102

    نمودهای فضایی مدرنیته در شهر یزد و پیامدهای اجتماعی آن

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    فرهاد نصرتی نژاد / استاديار جامعه‌شناسي، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، تهران، ايران / Farhad.nosrati@gmail.com
    ✍️ محمد رضا شعبان زاده / کارشناس ارشد جامعه‌شناسي، دانشگاه پيام‌نور تهران، واحد پرند
    چکیده: 
    ورود مدرنتیه در شهر یزد به لحاظ فضایی، ساختاری چندبخشی در این شهر به وجود آورده و به لحاظ اجتماعی، مناسبات جامعه یزد را دچار دگرگونی کرده است. از این منظر، در شهر یزد حتی در بخش هایی که هنوز ساختار فضایی آن سنتی است، مناسبات خانوادگی و خویشاوندی تغییر کرده و از نظر محتوایی رنگ و بویی شبه مدرن گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی نمودهای فضایی مدرنیته و نسبت های قابل مشاهده اجتماعی آن در شهر یزد است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی و مصاحبه نیمه ساخت یافته جمع آوری شده، به صورت کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نمونه آماری در بخش مصاحبه ها، شامل 15 خانواده از فضاهای سنتی و 15 خانواده از فضاهای مدرن می باشد که با لحاظ تفاوت های شغلی، سنی، جنسی و وضعیت تأهل از فضاهای مختلف شهر یزد، با استناد به قاعده اشباع انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که نمودهای فضاهایی مدرنیته در شهر یزد، به چهار بخش قابل تقسیم بندی است: فضاهای در حال گذار، فضاهای هیبریدی، فضاهای مدرن و فضاهای سنتی. همچنین در فضاهای مدرن و سنتی، نسبت های قابل مشاهده ای از روابط اجتماعی متناسب با آن فضا وجود دارد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Spatial Manifestations of Modernity in Yazd and its Social Outcomes
    Abstract: 
    The arrival of modernity in the city of Yazd has created a multiple structure in this city, and has changed the social relations in Yazd society. From this perspective, in the city of Yazd, even in areas where the spatial structure is still traditional, family relationships have changed into pseudo-modern. The aim of this study is to investigate the spatial manifestations of modernity and its social effects that are visible in Yazd. Data was collected through documentive studies, field observations, and semi-structured interviews and then, it was analyzed qualitatively. In the interview section, the statistical sample consisted of 15 families living in traditional spaces and 15 families residing in modern spaces. In terms of differences in occupation, age, gender and marital status in different areas of Yazd, sample was selected using saturation method. The results show that the manifestations of the modern spaces in Yazd can be divided into four parts: transitional spaces, hybrid spaces, modern spaces and traditional spaces. Also, there are visible proportions of social relationships appropriate to each of the modern and traditional spaces.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    بيان مسئله
    مدرنيته، که شکل فضايي آن شهر مدرن است با تغيير کالبد شهر، مناسبات اجتماعي آن را تحت تأثير قرار داده است. در واقع از يک سو، شهر خاستگاه مدرنيته است و از سوي ديگر، اين مدرنيته است که شهر را محلي براي بروز خود تبديل مي‌کند و اين مسئله به خوبي روشن مي‌سازد که ارتباط و تأثير دو سويه‌اي بين فضاهاي شهري، و روابط اجتماعي وجود دارد. به عقيده نوربرگ شولتز، شهر بافتي است که بايد شناخته شود؛ زيرا بيانگر صفات و خصوصيات اصلي وجود بشري است. بشر بدون شناخت خود، نمي‌تواند شهر را بشناسد و درباره آن طرح‌ريزي کند (شولتز، 1353، ص 21 و 22). به عبارت ديگر، مدرنيته که شکل فضايي آن شهر مدرن است با تغيير کالبد شهر مناسبات اجتماعي آن را نيز تحت تأثير قرار داده است. از‌اين‌رو، جامعه‌شناسي همچون زيمل، از پيامدهاي فضايي آن تحت عنوان «دل‌زدگي» ياد کرده‌اند. مارکس نيز شهر را جايي مي‌داند که هر آنچه سخت و استوار است، دود مي‌شود و به هوا مي‌رود (برمن، 1380، ص 122). به عبارت ديگر، ديويد لاين مي‌گويد: شهر همچون کوره‌اي است که مدرنيته در آن شکل و قالب مي‌گيرد و بازآفريني مي‌شود (ر.ك: لاين، 1380). اين تعابير بيانگر ارتباط دوسويه‌ بين فضا و جامعه است. آنچه اهميت موضوع را بيان مي‌كند، غلبه پرشتاب نمودهاي فضايي مدرنيته، بر فضاهاي سنتي مي‌باشد که به تبع آن، پيامدهاي اجتماعي زيادي را به همراه خواهد داشت. به گفته جين جيکوب، نظر کردن به شهر يا حتي يکي از محلات آن، به‌عنوان يک مسئله هنري، اشتباهي محض است و معنايش اين است که هنر را جانشين زندگي کرده‌ايم. درحالي‌که وقتي سخن از شهر به ميان مي‌آيد، سر و کار ما با زندگي، آن هم به مشکل‌ترين و پيچيده‌ترين صورت آن است (جيکوب، 1373، ص 148).
    در مورد شهر يزد بايد گفت: يزد، شهري تاريخي و فرهنگي است که تاريخ آن به پيش از اسلام برمي‌گردد. مسجد جامع فهرج، که تاريخ ساخت آن به نيمه دوم قرن اول هجري برمي‌گردد، نشان‌دهنده وجود فرهنگ و تفکر اسلامي در همان قرون اوليه در اين سرزمين مي‌باشد. پس از ظهور اسلام و تأسيس اولين حکومت محلي آل‌کاکويه در قرن پنجم قمري، به يزد لقب «دارالعباده» داده شد (سازمان ميراث فرهنگي و جهان گردي استان يزد، 1391). شخصيت‌هاي بزرگ فرهنگي و ديني بسياري در يزد پرورش يافته‌اند که بيانگر عمق غناي فرهنگي و فکري مردم اين سرزمين مي‌باشد. روابط اجتماعي و فرهنگي مردم، داراي عمق و استحکام بسياري در اين سرزمين بوده است. از جمله شواهد اين امر، برگزاري مراسمات با شكوه مذهبي مي‌باشد که بيانگر پايبندي مردم يزد به اصول اخلاقي و ديني است. علاوه بر ويژگي‌هاي اجتماعي، فضاهاي شهري در يزد داراي ويژگي‌هاي منحصر به فردي مي‌باشد که سياحان زيادي در سفرنامه‌هاي خود به آن اشاره کرده‌اند. از جمله مي‌توان به توصيف فروغ پورياوري اشاره کرد که مي‌گويد: «وقتي به يزد سفر مي‌کني، تنها در پهنه جغرافيا جابجا نشده‌اي؛ در عمق تاريخ، به هزار توهاي افسانه خزيده‌اي و تاريخ و افسانه در اين شهر کويري چندان به هم آميخته‌اند که بازشناختنشان ناممکن است. يزد بافتي ديگر، مردمي ديگر و اساساً جنس ديگري دارد. صفا و محبت مردم يزد را کمتر جايي مي‌توان سراغ کرد» (همان، ص 9 و 10). اما آنچه که در ساليان اخير در شهر يزد با آن روبرو هستيم، توسعه فضاهاي شهري و ساخت‌و‌سازهاي بسيار به نام نوسازي يا به تعبيري دقيق‌تر، مدرنيزاسيون انجام مي‌شود. توسعه‌اي که بيشترين پيامد آن در حوزه تخريب و يا تغيير کاربري بافت‌هاي قديمي و به تبع آن، پيامدهاي اجتماعي همسو با تغييرات شهري ناشي از اين تخريب و ايجاد فضاهاي مدرن مي‌باشد. خيابان‌ها و بلوارهايي که از دل محله‌هاي قديمي عبور مي‌کند، آپارتمان‌هايي که در مرکز و اطراف يزد ساخته مي‌شود و پاساژهاي مدرن، با هيبتي ناموزون با فضاهاي سنتي اطراف خود و حاوي فرهنگي متضاد با فرهنگ محيط شهر، تنها بخشي از تحولات مدرن ساليان اخير در شهر يزد مي‌باشد. اين پژوهش، تحولات ناشي از اين گذار را با تأکيد بر وجود ارتباط بين دو متغيير فضاهاي مدرن و پيامدهاي اجتماعي قابل مشاهده در آن فضاها در شهر يزد با رويکردي انتقادي مورد بررسي قرار بدهد. به عبارت ديگر، به اين پرسش‌ها پاسخ گويد که ابعاد فضايي مدرنيته در شهر يزد، چگونه نمود يافته است؟ پيامدهاي اجتماعي مرتبط با نمودهاي فضايي مدرنيته، در شهر يزد کدام است؟
    پيشينه تحقيق
    در پژوهش‌هاي مختصري که در مورد فضاهاي شهر يزد انجام شده، اشاره‌هاي مختصري به پيامدهاي فضايي مدرنيته شده است، بدون اينکه دسته‌بنديي مشخصي در حوزه فضاهاي مدرن و يا پيامدهاي اجتماعي آن شده باشد.
    علي شماعي (1389) در مقاله‌اي با عنوان «نقش الگوهاي شهرسازي سنتي در شهرسازي مدرن شهر يزد»، به بيان ديدگاه‌هاي مختلف در حوزه انديشه مدرن در شهرسازي پرداخته است. ايشان در ضمن اشاره به پيامدهاي مثبت فضاهاي سنتي و پيامدهاي منفي فضاهاي مدرن، راهکار تلفيق سنت و مدرنيته را ارائه كرده است، به گونه‌اي که ارزش‌هاي سنتي فضاها حفظ شده، از مزاياي مدرنيته نيز استفاده شود.
    عماد افروغ در کتاب فضا و نابرابري اجتماعي، به بررسي ماهيت فضا از نگاه دانشمندان زيادي پرداخته که هر يک از اين دانشمندان بر اساس ديدگاه بنيادين و فلسفي در مورد فضا، به بررسي ماهيت فضا پرداخته‌اند (افروغ، 1377، ص 36). در اين کتاب، به موضوع نابرابري اجتماعي که يکي از پيامدهاي فضايي شهر مي‌باشد، پرداخته شده است.
    در رابطه با ارتباط مدرنيته و شهر نيز دانشمندان زيادي از پيامدها و ابعاد اين ارتباط سخن به ميان آورده‌اند.
    جابري مقدم در کتاب خود با نام شهر و مدرنيته، ارتباط بين دو مفهوم مدرنيته و شهر را از منظر دانشمندان مختلف، از لحاظ مباني و اصول و ياه به لحاظ پيامدهاي فضايي مدرنيته، در حوزه شهرسازي به خوبي بيان کرده است (هادي جابري مقدم، 1384، ص 29). در اين کتاب، ارتباط شهر با مباني مدرنيته و ارتباط مدرنيته با مباني فلسفي بررسي شده است. نگاه انتقادي به مدرنيته و نقش آن در شهر و نگاه انتقادي به انسان مدرن از ويژگي‌هاي اين کتاب است.
    با توجه به خلأ پژوهش، در خصوص نمودهاي فضايي مدرنيته در شهر يزد و پيامدهاي اجتماعي آن در حوزه‌هاي اجتماعي، بخصوص خانوادگي، خويشاوند و همسايگي، اين پژوهش با هدف بررسي نمودهاي فضايي مدرنيته در شهر يزد و پيامدهاي اجتماعي آن در حوزه‌هاي ياد شده انجام شده است.
    مباني نظري
    در مورد شهر به‌طورکلي، تعاريف گوناگوني ارائه شده است که هر يک، به ويژگي‌هاي بارزي از شهر اشاره دارد. سنبارت، شهر را جايي مي‌داند که افراد همديگر را نمي‌شناسند (پرهام، 1355). بنابر نظر وبر، شهر همانند يک اندام زنده اجتماعي، محل اسکان طبيعي انسان متمدن مي‌باشد (وبر، 1369). در مورد شهر، نگرش‌هاي ساختي، سيستمي و شبکه‌اي وجود دارد که شهر را همچون شبکه‌هاي ارتباطي در نظر مي‌گيرند که در درون آنها، خيابان‌ها اتصال خانه‌ها و فروشگاه‌ها را امکان‌پذير مي‌کنند (برونه و همكاران، 1988، ص 262). ازآنجاکه اين پژوهش، به بررسي نمودهاي فضايي مدرنيته و نسبت‌هاي اجتماعي قابل مشاهده آن در شهر يزد مي‌پردازد، نظريه‌هايي مورد بررسي قرار گرفته‌اند که به يکي از اين دو موضوع اشاره دارند.
    زيمل: در انديشه زيمل، سه وجه اساسي ابعاد فضايي جهان فيزيکي عبارتند از: 1. انحصار: منحصر به فرد بودن فضاي جغرافيايي؛ 2. مجاورت فضايي و فاصله: نزديکي يا فاصله عاملان از يکديگر و از اشياء ساکن و بي‌تحرک؛ 3. جابجايي در فضا: تحرک يا بي‌تحرکي اشياء و مصنوعات موجود در اين فضا.
    در موضوع مجاورت و فاصله فضايي، به عقيده زيمل مجاورت و فاصله فيزيکي، عامل مؤثري در شکل‌گيري روابط اجتماعي است. اکثر روابط مبتني بر مجاورت فيزيکي، شديدتر از روابط مبتني بر فاصله فيزيکي زياد است. فريسبي، در مقدمه کتاب خود در مورد مقاله زيمل با عنوان جامعه‌شناسي فضا چنين مي‌نويسد:
    هر يک از موضوعات زمان، کميت و حجم در مراحل مختلف کار زيمل بررسي شده‌اند، اما بحث فضا بيشترين قسمت کار مهم جامعه‌شناسي وي را شکل مي‌دهد. بررسي فضا به‌عنوان بعد حياتي کنش‌هاي متقابل اجتماعي و همين‌طور ترکيب‌هاي فرهنگي، از آن دست پروژه‌هايي است که در بسياري از جنبه‌ها مي‌توان زيمل را پيشگام آن دانست (فريسبي، 1997، ص 10 و 11).
    ورلن مي‌نويسد:
    ثابت بودن يک شي مادي باعث مي‌شود که کنشگران براي استفاده به سراغ آن بروند. اين بدان‌معناست که برخي روابط اجتماعي بايد پيرامون اشياء مادي غيرمنقول شکل يابند. مکاني که از لحاظ فضايي براي اشياء غيرمنقول تعريف شده است، عنصري مهم در کنش‌هاي متقابل انساني محسوب مي‌شود. اين عنصر، مي‌تواند به شکل يک ساختمان و يا يک شهر باشد. به هر حال، مشخص است که اين نقطه ثابت در دنياي فيزيکي، عامل مهم در روابط و بافت اجتماعي کليه کساني که با آن سروکار دارند است (ورلن، 1993، ص 169).
    از نظر زيمل، شهر يکي از مهم‌ترين مکان‌هاي مدرنيته است که منبعي براي جست‌وجو در شبکه کنش‌ها مي‌باشد که همان جامعه است او مي‌نويسد:
    ... تفاوت شهر و روستا در همه ابعاد به راحتي ديده مي‌شود. شرايط زندگي در شهر يا شرايط زندگي در روستا کاملاً متفاوت است. به نحوي که محيط شهري داراي مشخصه‌هاي پيچيده و در مقابل فضاي روستا به گونه‌اي آرام و پر احساس ديده مي‌شود (زيمل، 1997، ص 175).
    در نتيجه، از نظر زيمل، گسترش بي‌تفاوتي داراي بافتي فضايي است. اساساً از نظر زيمل شهر، فرم فضايي مدرنيته است که از طريق آن، زندگي مدرن تجربه مي‌شود. زيمل در مباحث مربوط به پيامدهاي منفي فضاهاي شهري مدرن، به وجود يک سيستم گردش سريع در شهر اشاره مي‌کند که براي ايجاد فرصتي موقتي، براي کناره‌گيري از فشارهاي کاري تحت تأثير پول قرار دارد. او در کتاب سفر به آلپ، نشان مي‌دهد که چگونه توده‌هاي ساکن در شهر با غلبه بر فاصله، راه‌گريزي به کوهستان‌هاي آلپ پيدا کرده‌اند. هر چند او اين گريز را چيز خوبي مي‌داند، اما معتقد است: اين گريز امري موقتي مي‌باشد و اين چشم‌اندازها در نهايت و زود به حس روزمرگي دچار خوهند شد (ژيلنيتس، 1393).
    دورکيم: دروکيم در توضيح ارتباط دين با فضا بيان مي‌کند که کارکرد اصلي دين، تنظيم نيازها و کنش‌هاي افراد از طريق اتصال به امور قدسي و اعضاء به افراد، از طريق انجام مناسک جمعي است. ازآنجاکه عقايد مذهبي دروني شده‌اند فرد به مناسک گوناگون و استحکام آنها نيازمند است. اين امر موجب تقويت اتصال فرد به گروه و افزايش حس همبستگي مي‌شود. او معتقد است: مصنوعات مادي محدوديت‌ها و الزاماتي بر روابط و کنش‌هاي انساني اعمال مي‌کنند. به اعتقاد دورکيم، اين مصنوعات «حکم قالب‌هايي را دارند که ريخته‌گري اعمال و کنش‌هايمان ناگزير درون آن انجام مي‌شود» (دورکيم، 1982، ص 70).
    گارفينگل، بنيان‌گذار مکتب روش‌شناسي مردمي در جامعه‌شناسي، معتقد است: تعامل اجتماعي تنها در زمينه‌ها قابل فهم مي‌باشد. مفهوم «زمينه»، در طرح مفهومي کنش متقابل نمادين نقش اساسي دارد. در واقع، ما در اينجا با دو عنصر زمينه و عرضه کنش مواجه هستيم. «زمينه»، محلي است که کنش متقابل در آن رخ مي‌دهد و «عرصه» کنش يا قلمرو، رفتاري است که داخل زمينه‌ها انجام مي‌شود. هر زمينه فيزيکي، با فرض اينکه بيش از دو عامل در آن حضور داشته باشد، مي‌تواند به يک عرصه تبديل شود (توسلي، 1369).
    مارکس: به اعتقاد وي، هر آنچه جامعه مدرن در فرايند مدرنيزاسيون ساخته است، براي آن ساخته شده که تخريب شود (برمن، 1380، ص 122). تمام ابژه‌هاي مدرن، ساخته مي‌شوند تا زود مصرف شوند. مارکس در خصوص قداست‌زدايي مدرنيته مي‌گويد: «هاله قداست تمام پيشه‌هايي را که تا اين هنگام گرامي شمرده مي‌شد و با هراسي توأم با وقار به آنها مي‌نگريستند، دريده است ...» (مک له لان، 1379، ص 279). در سنت، لباس نماد پوشيدگي فکر، جسم و عمل انسان است. در مقابل در مدرنيته، عريان و برهنگي نمايانگر واقعيتي است که تازه کشف مي‌شود. همه اينها موجب آزادي بيشتر ابژه مي‌شوند. اما همه اينها خود موجب دربند شدني جديد براي او خواهد شد. به تعبير رنه گنون، همراهي مستمر بحران با زندگي مدرن، به مثابه يک ضرورت ذاتي است (داوري اردکاني، 1379، ص 18).
    گافمن: تأکيد خاص گافمن بر زمينه‌هاي فضايي است که در آن تعاملات رخ مي‌دهد. او بيان مي‌کند که مردم در يک زمينة اجتماعي از طريق ابزارهاي گوناگون، مانند شيوة لباس پوشيدن، خانه و کالاهايي که در اطرافشان موجود است، با يکديگر ارتباط برقرار مي‌کنند. او توضيح مي‌دهد که فعاليت‌هاي انسان در اين زمينه‌هاي اجتماعي، ناحيه‌بندي شده مي‌باشد. گافمن اظهار مي‌دارد: «ناحيه جلو جايي است که يک اجرا و نمايش خاص در جريان است و ناحيه عقب جايي است که کنش مرتبط با اين نمايش ظاهري اما مغاير با ظاهر بارور شده از سوي اين نمايش رخ مي‌دهد» (گافمن، 1971).
    با استناد به نظريه‌هاي موجود در حوزه نمودها و پيامدهاي فضايي مدرنيته، که برخي از آنها در بيان شد اين پژوهش، به‌طوركلي به مطالعه و بررسي دو حوزه، در ارتباط با مدرنيته در شهر يزد پرداخته است:
    الف. بيان نمودهاي فضايي مدرنيته: در اين بخش، فضاهاي موجود در شهر يزد با توجه به ويژگي‌هاي موجود در آن و نسبت آنها با فضاهاي مدرن و سنتي براي شده‌اند.
    ب. بيان نسبت موجود بين نمودهاي فضايي مدرنيته و پيامدهاي اجتماعي مرتبط با آن در شهر يزد.
    افزون بر آن، با استناد به نظريه‌هاي ياد شده، مفروض اين است که نمودهاي فضايي مدرنيته، داراي ارتباط و نسبتي با پيامدهاي مختلف در حوزه اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و رواني است. اما ازآنجايي‌که امکان بررسي همه مناسبات ياد شده، به دليل محدويت‌هاي زماني ممکن نبود، و از سوي ديگر، تجربه زيست اجتماعي محقق که با فرهنگ مردم يزد و فضاهاي شهر يزد به خوبي آشنا بوده و مطالعات و پژوهش‌هايي را در اين زمينه داشته است انگيزه‌اي شد تا متغييرهاي اجتماعي، در سه حوزه مرتبط به يکديگر، يعني مناسبات دورن خانوادگي، مناسبات بين‌خانوادگي و مناسبات بين همسايگي مورد بررسي قرار گيرد.
    روش تحقيق
    براي بررسي پيامدهاي فضايي مدرنيته شهر يزد، از روش‌هاي کيفي انسان‌شناختي، يعني مشاهده، و مصاحبه بهره گرفته شده است. مصاحبه عميق، که هم مشاهده‌کنندگان شرکت‌کننده و هم محققاني که وانمود نمي‌کنند جزئي از موضوع مورد مطالعه‌اند، از آن استفاده مي‌کنند (ببي، 1381، ص 584) بخشي از مطالعه اين پژوهش است. در اين بخش، علاوه بر مشاهده و مصاحبه، براي بيان نمودهاي فضايي مدرنيته در شهر يزد، از تحليل عکس‌ها نيز بهره گرفته شده است. در حقيقت، داده‌ها از طريق عکس، نوت‌برداري و مصاحبه نيمه‌ساخت‌يافته به دست آمده‌اند.
    در تحقيق کيفي، تعريف و تبيين حدود جامعه مورد مطالعه، بر حسب مسائلي همچون پرسش‌هاي تحقيق، ضرورت موضوع، ويژگي‌هاي آن و ... مشخص مي‌شود. در اين پژوهش، با توجه به گستردگي موضوع به لحاظ فضايي و اجتماعي، افراد از دو گروه جوانان و بزرگسالان و با جنسيت‌هاي مختلف، بر اساس موقعيت مکاني، بافت قديم و جديد شهر يزد انتخاب شده‌اند. اين افراد، بخش عمده زندگي خود را در شهر يزد و با فرهنگ اين شهر زندگي کرده‌اند. در اين پژوهش، نمونه‌گيري بر پايه معيارهاي معمول روش‌هاي آماري نمونه‌گيري قرار ندارد، بلکه افراد و گروه‌ها، بر اساس معيارهاي نظري و ميزان روشنايي بخشي احتمالي آنها براي نظريه تحقيق به صورت قضاوتي انتخاب خواهند شد. نمونه‌گيري نيز مبتني بر اشباع مي‌باشد؛ بدين‌صورت که گردآوري داده‌ها تا زماني ادامه مي‌يابد که عناصر اساسي مطالعه، از نظر پژوهشگر به حد اشباع نظري برسد. انتخاب فضاهاي مدرن و سنتي نيز بيشتر در محدوده مرکزي شهر يزد و فضاهاي اطراف آن مي‌باشد. براي سنجش پايايي، مصاحبه‌هاي پژوهش، از فرمول ضريب پايايي استفاده شده است (هولستي، 1391، ص 216). براي سنجش پايايي، ابتدا 3 مصاحبه را به صورت تصادفي انتخاب کرده، سپس اين سه مصاحبه را در اختيار 3 رمزگذار قرار مي‌دهيم. مصاحبه‌ها در قالب 18 گزاره، در يک جدول، خلاصه شده‌اند که رمزگذار پس از خواندن مصاحبه‌ها، در مورد گزاره‌ها بايد نسبت به سنتي يا مدرن بودن آن با x+ و x- نظر بدهد. مجموع نظرات که با N1 و N2 و N3 نشان داده مي‌شود، همراه با تعداد تصميم‌هاي مربوط به رمزگذاري که سه داور در مورد آن با هم توافق دارند و با M نشان داده مي‌شود، در قالب فرمول C.R، که همان ضريب پايايي است، نشان داده مي‌شود.
    يافته‌هاي تحقيق
    يافته‌هاي مشاهده‌اي
    مشاهدات نشان مي‌دهد با مدرن شدن شهر يزد، چهار فرم فضايي در شهر قابل شناسايي است.
    جدول 1
    فضاهاي موجود در شهر يزد    ويژگي‌ها
    سنتي    محدوده بافت مرکزي شهر يزد که از طرف ميراث فرهنگي به‌عنوان بافت قديمي در نظر گرفته شده و محافظت مي‌شود که شامل محلات متعدد مي‌باشد. اين فضاها شامل فضاهاي مسکوني، بازار، مدارس علميه و مساجد مي‌باشد که داراي ويژگي‌هاي خاص خود مي‌باشند.
    در حال گذار    فضاهاي سنتي از قبيل محلات مي‌باشند که به واسطه ايجاد فضاهاي مدرن در مجاورت آنها در حال دگرگوني و تغيير کارکرد مي‌باشند.
    هيبريدي (تاکسي‌درمي شده)    فضاهاي سنتي مسکوني که با وجود حفظ ظاهر سنتي خود در اثر تغييرات دروني و محتوايي مدرن، کارکرد آنها دستخوش تغييرات ماهيتي شده است. مانند خانه‌هاي سنتي که تبديل به هتل سنتي و يا رستوران سنتي شده‌اند.
    مدرن    شامل ميدان‌ها، بلوارها و آپارتمان‌ها مي‌باشد.
    1. فضاهاي سنتي
    به طور طبيعي، براي ورود به بافت سنتي از يک نقطه‌اي بايد وارد شد که آن نقطه، کوچه مي‌باشد. اين کوچه‌ها خود داراي پهنا و عرض متفاوتي هستند که بسته به ميزان تردد و بن‌بست بودن يا نبودن متغيير است. ويژگي ديگر، بعضي از اين کوچه‌ها، مسقف بودن آنها است که معمولاً زير اين سقف‌ها، محلي نيز براي نشستن و استراحت کردن طراحي شده است.
    عکس 1. کوچه‌هاي مسقف همراه با فضايي براي استراحت

    ديوار خانه‌ها معمولاً بلند مي‌باشد که پنجره‌اي رو به کوچه ندارد. اتاق‌ها نور خود را از پنجره‌هايي مي‌گيرند که به سمت حياط خانه باز مي‌شوند. محل ورود به خانه، در چوبي است که دو وزنه فلزي متفاوت از آن آويزان است: يکي به شکل حلقه و ديگري به شکل ميله‌اي صاف است. هنگام کوبيدن درْ اگر مهمان، زن باشد کوبه حلقه‌اي و اگر مرد باشد، کوبه ميله‌اي را مي‌زند. حياط خانه، در وسط و اتاق‌ها در اطراف آن وجود دارند، به‌طوري‌که درها و پنجره‌ها رو به حياط باز مي‌شود. همچنين، اتاق‌ها از درون نيز به يکديگر متصل مي‌باشند. در مورد مصالح استفاده شده، بيرون خانه، که کوچه‌ها را شکل مي‌دهند و يا داخل خانه، از کاه و گل رس مخلوط شده، استفاده شده است. مصالح از محيط طبيعي، تهيه مي‌شود و با اقليم شهر يزد کاملاً سازگار مي‌باشد. درهاي داخل خانه، چوبي و بعضاً داراي شيشه‌هاي رنگي کوچک مي‌باشند که زيبايي خاصي به لحاظ بصري به فضا مي‌دهند. يکي از ويژگي‌هاي مهم در طراحي اين فضاهاي سنتي عنصر حريم مي‌باشد. اتاق مهمان‌ها، جدا طراحي شده و روابط زن و مرد را در چارچوب اعتقادات مذهبي تعريف مي‌کند. در درون اين خانه‌ها، روابط بين اعضاء گرم و صميمي مي‌باشد. روابط بين همسايگي نيز هر چند نسبت به گذشته تفاوت کرده، ولي شناخت نسبتاً بالايي در اين فضاها نسبت به يکديگر وجود دارد. در اين فضاها، يکي از عناصر هويت‌بخش به افراد، «محله» مي‌باشد؛ محله‌اي که افراد خود را متعلق به آن مي‌دانند و احساس تعلق شديد به آن دارند. يکي از نتايج اين احساس تعلق، ايجاد سيستمي غيررسمي از کنترل است که نسبت به ورود و خروج افراد از اين محلات انجام مي‌شود. نتيجه آن، افزايش ضريب امنيت اين فضاها مي‌باشد. هر چند کوچه‌هاي نسبتاً باريک، که موجب کاهش سرعت حرکت و رفت و آمد مي‌شوند، در ايجاد اين امنيت نيز مؤثر هستند. باريک بودن اين کوچه‌ها، علاوه بر ايجاد امنيت، موجب برخورد فيزيکي بيشتر افراد و در نتيجه، افزايش تعاملات اجتماعي مي‌شود. فاصله نزديک ديوارهاي دو طرف کوچه و نزديکي خانه‌ها به هم، ارتباطات همسايگي را افزايش مي‌دهد. برخوردهاي انساني از نزديک صورت مي‌گيرد. ارتباطات کلامي، پيوند همسايگي را مستحکم مي‌کند. در فضاهاي سنتي، معمولاً تجارت در مکاني به نام «بازار» انجام مي‌شود. بازارهاي قديمي يزد اکثراً مسقف هستند. اين سقف‌ها گنبدي شکل و معمولاً بالاي آن، دريچه‌اي براي دريافت نور و روشنايي، طراحي شده است. اين دريچه، علاوه بر نورپردازي داخل بازار، عمل تهويه هوا را نيز به عهده دارد. در داخل بازارهاي قديمي يزد، فضاهاي مختلفي طراحي شده است که مهم‌ترين آنها، مسجد مي‌باشد. اين مساجد، هم براي کاسبان بازار و هم مشتريان، بسيار مهم مي‌باشد. رعايت مسائل ديني کارکردهاي فراواني دارد. از جمله اين کارکردهاع که در دين به آن تأکيد شده، رعايت حقوق مشتري موقع فروش مال، حسن ظن داشتن و اعتماد به يکديگر، کمک به فقرا، عدم اسراف و غيره مي‌باشد که در حوزه روابط اجتماعي، داراي پيامدهاي بسياري مي‌باشد. از جمله اين پيامدها، تقويت حس مشارکت اجتماعي، احساس همبستگي، احساس تعلق و احساس امنيت و آرامش، دوري از تجمل‌گرايي و قناعت مي‌باشد. به همه اين کارکردهاي فضاي ديني در بازار، مورد مهم ديگري را نيز مي‌توان اضافه کرد و آن اعتقاد به تأثير کسب روزي حلال، در تربيت فرزندان و حفظ بنيان و کيان خانواده است. فضاي مهم ديگري که در مجاورت بازارهاي قديمي طراحي شده، مدارس علوم ديني است. احداث اين مدارس، در کنار بازارهاي قديمي بيانگر ارتباط قوي ميان دو نهاد علم و اقتصاد مي‌باشد. در واقع، وجود سه عنصر فضايي مسجد، مدرسه و بازار، در کنار هم و در مرکز شهر، بيانگر اين است که اولاً، در فضاهاي سنتي، اين سه عنصر فضايي يعني، دين، اقتصاد و علم در ارتباطي تنگاتنگ و به هم پيوسته مي‌باشند. ثانياً، مرکز شهر به گونه‌اي طراحي شده که ويژگي ممتاز خود، اين سه عنصر فضايي را حتماً در خود داشته باشد. نکته مهم ديگردر مورد بازارها، پيوستگي آنها به لحاظ فيزيکي با فضاي اطرافشان مي‌باشد. اين به هم پيوستگي و نظم، به طور قطع ناشي از همبستگي و انسجام فکري و رفتاري ساکنان اين فضاها، با يکديگر بوده است. در خصوص بازارهاي قديمي، به لحاظ معناشناسي در مورد سبکي از طراحي شهري، به اين ويژگي از بازارها مي‌توان اشاره کرد که همه آنها به گونه‌اي طراحي شده‌اند که ضمن ايجاد فضايي خاص براي داد و ستد، اتصال‌دهنده دو يا چند بخش از فضاهاي مختلف شهر به يکديگر مي‌باشند. به عبارت ديگر، دو طرف بازار مسدود نيست. بازار از محله‌اي به محله ديگر و يا درون يک محله امتداد دارد، به گونه‌اي که فرد از بازار، به‌عنوان فضايي براي عبور و جابجايي در فضاي شهري استفاده مي‌کند. در واقع اين سبک طراحي، اشاره به اين نکته دارد که فرهنگ گذشته اين شهر، که متأثر از ارزش‌هاي ديني و انساني مي‌باشد، بازار را نه به‌عنوان مقصد، بلکه بخشي از مسير زندگي اجتماعي خود مي‌داند. به‌طورکلي، فضاهاي سنتي در عين به هم پيوستگي، داراي نظم خاصي مي‌باشند. ويژگي‌هاي اين فضاها، تناسب رنگ فضا با اقليم، طراحي داخلي متناسب و يکنواخت و طراحي متناسب و يک دست فضاهاي عمومي است. اين تناسب، بيانگر نسبتي است که بين فضا و روابط انساني به صورت متقابل وجود دارد. فضاهايي که بر اساس فرهنگ و ارزش‌هاي جامعه خود شکل گرفته‌اند و به صورت متقابل، اين طراحي‌هاي فضايي، خود شکل‌دهنده، حفظ‌کننده و تقويت‌کننده آن فرهنگ و ارزش‌ها است.
    2. فضاهاي در حال گذار
    فضاهاي در حال گذار از چندين فضاي مستقل، که در کنار يکديگر قرار گرفته‌اند و هم‌بستگي چنداني نيز با يکديگر ندارند، تشکيل شده است. بخشي از اين فضاهاي مستقل، مربوط به نمودهاي فضايي سنتي و بخشي ديگر، مربوط به نمودهاي فضايي مدرنيته مي‌باشد. در واقع فضاهاي مدرن، با ورود به داخل بافت و فضاهاي قديمي، آنها را دستخوش تغيير مي‌کنند. در فضاهاي در حال گذار، نمودهاي فضايي مدرن براي تأمين کارکرد خود، و نه همزيستي، درکنار فضاهاي سنتي احداث مي‌شوند. اين‌گونه طراحي، پيامدهاي فضايي و اجتماعي بسياري را با خود به همراه دارد.
    از جمله اين فضاهاي در حال گذار، خيابان‌ها و يا بلوارهايي است که در داخل فضاهاي سنتي احداث شده‌اند. همجواري خيابان‌ها با فضاهاي سنتي، پيامدهايي براي اين فضاها به همراه دارد که موجب تغييراتي در آنها شده است. بي‌ترديد، خيابان‌هاي و بلوارهايي که جديداً در شهر يزد احداث شده‌اند، اگر نگوييم همه فلسفه وجودي، حداقل بخش عمده دليل احداث آنها براي دسترسي‌هاي فضايي صورت گرفته است که خود اين دسترسي فضايي، به دو دليل انجام مي‌شود.: الف. کاهش ترافيک، ب. کوتاه شدن فاصله انتقال.
    بلوار بسيج در داخل بافت تاريخي احداث شده است. در واقع بلوار آيت‌الله کاشاني و خيابان سلمان فارسي را به هم متصل مي‌کند که خيابان سلمان فارسي نيز، خياباني است که از يک سو، به ميدان اميرچخماق منتهي مي‌شود. اين بلوار، با عرض زياد خود امکان انتقال سريع و با سرعت وسايل نقليه را از ابتدا به انتهاي خود ميسر مي‌سازد. از طرف بلوار کاشاني و چهار راه آن، که به داخل بلوار بسج حرکت مي‌کنيم، فضاهايي را در دو طرف بلوار مشاهده مي‌کنيم. به‌عنوان مثال، در سمت راست ما آب‌انباري خود را نشان مي‌دهد که دقيقاً در کنار بلوار است. اين آب‌انبار، کارايي خود را همانند بقيه آب‌انبارها از دست داده و فقط در فصولي از سال مسافران و گردشگراني که از نقاط ديگر مي‌آيند، از آن بازديد مي‌کنند و عکس يادگار مي‌گيرند.
    عكس 2. آب‌انبار واقع در بلوار بسيج

    در کنار اين آب‌انبار، خانه‌اي قديمي وجود دارد که تبديل به «رستوان سنتي» شده است. اين اسم، به همراه «هتل سنتي» را زياد در داخل فضاهاي سنتي مي‌بينيم. «رستوران» اشاره به مدرن بودن و «سنتي» اشاره به سنتي بودن دارد. در سمت چپ بلوار و به فاصله کمي از بلوار، داخل بافت قديمي دو آپارتمان بزرگ وجود دارد که متعلق به شرکت نفت مي‌باشد. اين آپارتمان‌ها، در دل بافت قديمي و در مجاورت کوچه‌هاي مسقف و مسجدي متعلق به دوره قاجار به نام مسجد «کوي تل» ساخته شده‌اند. در قسمت مياني بلوار، جاده‌اي آسفالت شده توجه انسان را به خود جلب مي‌کند که وارد فضاي سنتي مي‌شود. ابتداي اين جاده، ساختمان بزرگ و آجري مدرني وجود دارد که ساختمان کتابخانه مرکزي يزد مي‌باشد. در انتهاي بلوار، بازار و مسجد قديمي وجود دارد که قدمت آن به دوره ايلخاني مي‌رسد. اتفاقي که در اين قسمت بلوار افتاده، اين است که اين بازار قديمي به وسيله بلوار به دو قسمت تقسيم شده است. تکه‌اي از بازار سمت چپ و تکه‌اي سمت راست بلوار قرار گرفته است. در نتيجه، احداث اين بلوار، فضاهاي ديگري به تبع آن احداث شده‌اند. به‌عنوان نمونه، مي‌توان به ساختمان شهرداري منطقه، محوطه‌اي براي بازي کودکان و چند هتل رستوران سنتي ديگر اشاره کرد. مشابه اين اتفاق، در قسمت‌هاي ديگر فضاهاي سنتي شهر يزد نيز افتاده است. محلات براي دسترسي آسان‌تر فضاها به يکديگر، دچار اين چنين شرايطي توسط خيابان شده‌اند که از آن جمله مي‌توان به محله فهادان اشاره کرد که توسط خيابان فهادان، دو خيابان امام خميني و سيد گلسرخ به يکديگر متصل شده‌اند. بلوار دولت‌آباد، که اتصال‌دهنده بين خيابان انقلاب و خيابان شهيد مطهري مي‌باشد، نمونه‌اي ديگر از اين فضاها مي‌باشد. احداث ترمينال اتوبوس، در کنار باغ دولت‌آباد و در دل محله‌هاي قديمي، به واسطه اين بلوار نمونه‌اي بارز از فضاهاي در حال گذار در شهر يزد مي‌باشد. همچنين، بلوار امام جعفر صادق و بلوار استقلال، مانند نمونه‌هاي قبل از مرکز محلات قديمي گذشته و آنها را به تقسيم‌بندي‌هاي اجتماعي شمالي- جنوبي، تقسيم کرده، پيامدهاي اجتماعي خاص خود را به دنبال داشته‌اند. ميدان امام حسين که در مجاورت محله‌هاي قديمي نعيم‌آباد و خرمشاه احداث شده، از نمونه‌هاي ديگر مجاورت فضاهاي مدرن و سنتي در فضاهاي در حال گذار است. افراد زيادي براي تردد و جابجايي از اين مسيرها عبور مي‌کنند که اغلب آنها غريبه مي‌باشند.
    اين تردد زياد، همراه با ناشناخته بودن، موجب کاهش کنترل غيررسمي، که بر اين نوع فضا حاکم است، مي‌شود. مهم‌ترين پيامد کاهش کنترل غيررسمي در فضاهاي سنتي، کاهش امنيت مالي و رواني مي‌باشد. اين کاهش، امنيت مالي و رواني، خود موجب کاهش اعتماد اجتماعي و در واقع افزايش حس بي‌اعتمادي دراين فضاها مي‌شود. در نهايت، افزايش اين حس بي‌اعتمادي موجب کاهش ارتباطات اجتماعي و در نتيجه، کاهش همسبتگي اجتماعي مي‌شود.
    3. فضاهاي هيبريدي (تاکسي‌درمي شده)
    «هيبريد»، به‌معناي دو رگ، پيوندي، داراي اجزاي ناجور، نامتجانس، واژه‌هاي که از چند زبان ترکيب شده است (حييم، 1377، ص 444). در تحقيقاتي که تاکنون با موضوع فضاي هيبريدي انجام شده است، فضاي هيبريدي، يک نمونه از تکنيک‌هاي کامپيوتري براي طراحي معماري با ويژگي ترکيب دوباره و آميختگي مضاعف با حفظ اصل خود است (فرخ‌فر، 1392). از سوي ديگر، «تاکسي‌درمي»، در لغت به‌معناي صنعت پرکردن پوست جانوران و درآوردن آنها، به شکل جانوران زنده است (حييم، 1377، ص 990). آنچه که محقق در اين پژوهش از فضاهاي هيبريدي اراده کرده است، فضاهايي مي‌باشد که ترکيبي از فضاهاي مدرن و سنتي است. ترکيبي که قرار است از فضايي به ظاهر مرده، شکلي از موجود زنده ارائه کند. گردشگري، مثل سرطاني خوشايند همة سلول‌هاي مرده و نيمه‌زنده بافت‌هاي تاريخي را مي‌بلعد. اين يک رفتار کاملاً مدرن است که با جنازة سنت صورت مي‌گيرد. هر طرح مرمت و احياء، نه در جهت تقويت است، بلکه روشي براي هزينه کردن سنت در پاي امر مدرن است. کالبدهاي باقي مانده ماهيت و معناي فضا را در جهت منافع اقتصادي، از دريچه گردشگري تغيير مي‌دهند پس بايد صادقانه گفت: چيزي به نام «احياء» وجود ندارد. آنچه واقعيت دارد، تاکسي‌درمي فضاست (اکبرزاده، 1396). اين فضاها، در هر دو فضاي مدرن و سنتي وجود دارند. فضاهاي هيبريدي، در بافت‌هاي مدرن بيشتر خود را به شکل خانه‌ها، هتل‌ها و يا رستوران‌ها نشان مي‌دهند. در خانه‌ها و هتل‌ها، ويژگي هيبريدي خود را به صورت طراحي بيروني سنتي و دروني مدرن نشان مي‌دهد. هتل‌هايي در شهر يزد وجود دارد که زمان ساخت آنها، جديد و به شکلي کاملاً مدرن فضاي داخلي آنها طراحي شده است؛ اما نماي بيروني آنها به شکل سنتي طراحي شده است. به‌عنوان نمونه، مي‌توان به هتل صفاييه اشاره کرد. مناسبات انساني در درون اين فضاها کاملاً مدرن مي‌باشد. افرادي که به اين هتل‌ها مي‌آيند، با نمايي متفاوت از هتل‌هاي مدرن مواجه مي‌شوند و احساس مي‌کنند که تجربه جديدي را براي اقامت در اين فضا، پشت سر خواهند گذاشت. رستوران، کافي‌شاپ، لابي، اينترنت و هر آنچه که مربوط به فضاهاي مدرن مي‌باشد، در اين مکان‌ها يافت مي‌شود. از سوي ديگر، اين فضاهاي هيبريدي، خود را در بافت‌هاي قديمي، بيشتر به شکل هتل سنتي و يا رستوران سنتي نشان مي‌دهد. اين اتفاق، زماني شکل خاص به خود مي‌گيرد که به اين نکته توجه کنيم که در بافت‌هاي مدرن، فضاهاي هيبريدي از ابتدا با اين رويکرد و به اين شکل، طراحي و احداث شده‌اند. هر چند اين فضاها، نوعي استفاده در به خدمت گرفتن طراحي سنتي براي جلب مشتري است. اما در بافت‌هاي سنتي، فضاهاي هيبريدي از تغيير کارکرد فضا، با به خدمت گرفتن عناصر مدرن به وجود آمده‌اند. تعبير دقيق‌تري که از «تغيير کارکرد» مي‌توان کرد، تغيير هويت اين مکان‌ها است؛ تغيير هويتي که از هويت قبل تهي شده و منجر به هويتي جديد هم نمي‌شود، بلکه در بي‌هويتي باقي مي‌ماند. به عبارت ديگر، اين فضاها که کالبد و محتواي آن درهم تنيدگي و ارتباط معنايي مستحکمي با يکديگر داشتند، به يکباره با ايجاد محتوايي جديد و کاملاً متضاد با کالبد اين فضاها و محتواي قبلي، عملاً دچار دوگانگي شده و به موجوداتي تاکسي‌درمي شده تبديل مي‌شوند. اين تغيير کارکرد و رويکرد تجاري به اين فضاهاي سنتي را با جست‌وجويي ساده در تبليغات اينترنتي اين فضاها نيز مي‌توان مشاهده کرد.
    بزرگ‌ترين بي‌هويتي که در ابتدا با آن روبرو مي‌شويم، تغيير خانه‌اي مسکوني با طراحي فاخر، به مرکزي تجاري است. ابتدايي‌ترين نماد اين در هم ريختگي هويتي، تابلويي است که بالاي در اين خانه‌ها نصب شده است. «هتل سنتي»، «رستوران سنتي». کلمه «هتل» معرف فضاي مدرن و کلمه «سنتي» معرف معناي سنتي است. زماني که داخل خانه مي‌شويم، اولين فضايي که داخل خانه با آن مواجه مي‌شويم، رستوران و کافي‌شاپ است. ميزها و صندلي‌هاي مدرن در کنار هم و به تعداد زياد، براي مهماني و ميل کردن غذا چيده شده‌اند. ما افرادي را مشاهده مي‌کنيم که مشغول جابجا کردن ظروف غذا و يا مشغول نظافت هستند. افرادي که براي ميل کردن غذا به اين مکان‌ها مي‌آيند، اعم از فردي و يا گروهي، هيچ‌گونه ارتباطي بين آنها و افراد ديگر، که براي صرف غذا آمده‌اند وجود ندارد. در واقع ارتباطات انساني، به هيچ وجه شکل نمي‌گيرد. حتي ارتباطي بين انسان و فضا نيز شکل نمي‌گيرد؛ زيرا نهايت تأثيري که فضا روي افراد مي‌گذارد، اين است که لذت آنها را از غذا خوردن بيشتر مي‌کند. اتاق‌هاي داخل اين خانه‌ها، مبل و تخت‌خواب شده هستند. اطراف خانه سيستم‌هاي صوتي وجود دارند که صداي موسيقي پاپ از آنها به گوش مي‌رسد.
    عكس 3. طراحي رستوران، داخل هتل سنتي داد

    4. فضاهاي مدرن
    بر اين نکته اتفاق نظر وجود دارد که مدرنيته، يعني منش و شيوه زندگي امروزي و جديد که به جاي شيوه کهن نشسته و آن را نفي کرده باشد. در تعبيري فراتر از اينکه بودلر ارائه کرده، مدرنيته يعني درک اين واقعيت که چيزهايي از زندگي کهنه در زندگي نو باقي مانده‌اند و ما بايد با آنها بجنگيم (بهنام و جهانبگلو، 1382، ص 11). اين مفهوم، در مسير تاريخي خود، با مسئله تغيير شکل شهرها و رشد شهرنشيني و پيدايش نهادهاي جديد اجتماعي، حضور مردم در عرصه‌هاي مختلف و ايجاد نظام‌هاي قانوني همراه شده است (حقيقي، 1381، ص 19). فضاهاي کاملاً مدرن در شهر يزد، بيشتر به صورت آپارتمان و يا خانه‌هاي سازماني يک يا چند طبقه احداث مي‌شود. انبوهي از خانه‌ها، با نمايي معمولاً آجري، که در بعضي موارد از سنگ‌هاي ديگر هم استفاده مي‌شود. عناصر پيونددهنده اين فضاها، بيشتر خيابان و بلوار مي‌باشد و کوچه نقش کمتري در اين پيونددهي دارد. افرادي که در اين فضاها ساکن مي‌شوند، معمولاً از نقاط ديگر شهر يزد به صورت پراکنده و يا حتي از شهرهاي ديگر، به آنجا آمده‌اند. در نتيجه، غيرهمگن بودن و تراکم، از ويژگي‌هاي مهم اين فضاها مي‌باشد. امام شهر، آزاد شهر، صفائيه و شهرک‌هاي اطراف شهر يزد، نمونه‌هايي از اين فضاها هستند.

    عكس 4. فضاهاي مدرن (خيابان، ميدان، آپارتمان)

    يافته‌هاي مصاحبه‌اي
    در اين پژوهش، براي طراحي مصاحبه نيمه‌ساخت‌يافته، ابتدا جهت‌هاي مورد نظر در مصاحبه مشخص و بر اساس آنها، جدولي طراحي شده است که شامل سه بخش: 1. مناسبات درون خانوادگي، 2. مناسبات خويشاوندي، 3. مناسبات همسايگي مي‌باشد. در هر بخش، گزاره‌هايي طراحي شده‌اند که مرتبط، و مختص حوزه مورد نظر خود مي‌باشند. روابط افراد را در اين حوزه‌ها، به دو صورت مدرن يا سنتي مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. منظور از «مناسبات درون خانوادگي»، مناسبات بين افراد درون خانواده و بين آنها و افرادي که به خاطر ازدواج، از خانه بيرون رفتند مي‌باشد. شاخص‌هايي که اينجا در نظر گرفته شده است، به‌طور‌کلي: 1. ميزان معاشرت با افرادي که به دليل ازدواج بيرون از خانه هستند؛ 2. اينکه ملاقات‌ها بيرون از خانه بيشتر انجام مي‌شود، يا درون‌خانه؛ 3. ميزان اطاعت‌پذيري فرزندان از والدين؛ 4. تفريح و سرگرمي، بيشتر درون خانه انجام مي‌شود يا بيرون خانه؛ 5. ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعي؛ 6. مدت زماني که والدين براي فرزندان وقت صرف مي‌کنند؛ 7. اولويت ملاک‌هاي ازدواج براي يک زوج در يک خانه.
    در مورد مناسبات بين خانوادگي، منظور مناسبات خويشاوندي است. در اينجا بيشتر، مناسبات بين يک خانواده و عمو، دايي، خاله و عمه مورد نظر محقق است. ملاک‌هايي که اينجا در نظر گرفته شده است، به‌طورکلي: 1. ميزان معاشرت (شبکه خويشاوندي محدود يا مستحکم)؛ 2. ميزان همدلي (پايين يا بالا)؛ 3. ملاقات‌ها بيرون از خانه انجام مي‌شود، يا درون خانه. در مورد روابط بين همسايگي نيز شاخص‌هاي در نظر گرفته شده، به‌طور‌کلي عبارتند از: 1. ميزان معاشرت (پايين يا بالا)؛ 2. ميزان شناخت (پايين يا بالا)؛ 3. احساس امنيت و آرامش.
    بر اساس اين جدول و گزاره‌هاي موجود در آن، فرم مصاحبه طراحي شده است. اين فرم، شامل مجموعه‌اي از سؤالات باز و بسته مي‌باشد که در سه حوزة مناسبات درون خانوادگي، مناسبات خويشاوندي و مناسبات همسايگي مطرح شده است. اين فرم‌ها، با حضور مصاحبه‌شونده و پژوهشگر به‌عنوان مصاحبه‌کننده تکيمل شده، پس از پر شدن فرم‌ها، آنها به صورت يک متن، دوباره بازنويسي مي‌شوند. بر اساس اين متن بازنويسي شده، که به صورت گزارشي از زندگي فرد مصاحبه شونده در حوزه‌هاي سه‌گانه مي‌باشد، جدول مورد نظر توسط مصاحبه‌گر تکيمل مي‌شود. سرانجام، مصاحبه‌کننده، اين جدول را جمع‌بندي کرده و در مورد خانواده مورد مصاحبه، در سه حوزه مورد مطالعه، به يک نتيجه‌گيري نهايي، طي يک جدول کوچک‌تر مي‌رسد. نمونه‌اي از جدول نتيجه‌گيري نهايي در زير آورده شده است.
    جدول 2
    نتيجه‌گيري مصاحبه چهاردهم (فضاي سنتي)
    مناسبات درون خانوادگي    مناسبات خويشاوندي    مناسبات همسايگي
    مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي
                                    
    جدول 3. جمع‌بندي کل پانزده مصاحبه انجام شده (فضاي مدرن)
    شماره مصاحبه    مناسبات درون خانوادگي    مناسبات بين خانوادگي    مناسبات همسايگي
        مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي
    اول                                    
    دوم                                    
    سوم                                    
    چهارم                                    
    پنجم                                    
    ششم                                    
    هفتم                                    
    هشتم                                    
    نهم                                    
    دهم                                    
    يازدهم                                    
    دوازدهم                                    
    سيزدهم                                    
    چهاردهم                                    
    پانزدهم                                    
       
    در مناسبات درون خانوادگي
    در فضاهاي مدرن، مناسبات درون خانوادگي مدرن، 46 درصد و تقريباً دو برابر سنتي (27درصد) و ترکيبي (27 درصد) است.
    در فضاهاي مدرن، درصد خانواده‌هاي ترکيبي 27 درصد، يعني حدوداً دو برابر ميزان ترکيبي در فضاهاي سنتي که 13 درصد مي‌باشد. اگر مسير حرکت سبک زندگي در شهر يزد را از سنتي به ترکيبي و سپس، به مدرن در نظر بگيريم، در فضاهاي مدرن درصد قابل ملاحظه‌اي از خانواده‌ها در مرحله ترکيبي هستند؛ يعني درحال گذار از مرحله سنتي و ورود به مرحله مدرن هستند. ازاين‌رو، درصد ترکيبي در فضاهاي مدرن، در مقايسه با درصد ترکيبي در فضاهاي سنتي بيشتر است و سير حرکت در فضاهاي سنتي کمتر و يا کندتر است.
    در مناسبات همسايگي و خويشاوندي
    در فضاهاي مدرن، تقريباً اکثر خانواده‌ها داراي روابط مدرن مي‌باشند.
    جدول 4. جمع‌بندي کل پانزده مصاحبه انجام شده (فضاي سنتي)
    شماره مصاحبه    مناسبات درون خانوادگي    مناسبات بين خانوادگي    مناسبات همسايگي
        مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي    مدرن    سنتي    ترکيبي
    اول                                    
    دوم                                    
    سوم                                    
    چهارم                                    
    پنجم                                    
    ششم                                    
    هفتم                                    
    هشتم                                    
    نهم                                    
    دهم                                    
    يازدهم                                    
    دوازدهم                                    
    سيزدهم                                    
    چهاردهم                                    
    پانزدهم                                    
       
    در مناسبات درون خانوادگي
    در فضاهاي سنتي، مناسبات سنتي درون خانوادگي، 73 درصد؛ يعني حدوداً 6 برابر ترکيبي (13 درصد) و مدرن (14 درصد) مي‌باشد، اين موضوع با توجه به توضيح شماره دو، مربوط به اين است که درصد ترکيبي کمتري داريم؛ به اين معني که در فضاهاي سنتي و مناسبات دورن خانوادگي، خانواده‌هاي کمتري در حال گذر به مدرن شدن هستند و بيشتر در همان روابط سنتي استقرار دارند.
    در مناسبات بين خانوادگي
    نسبت تغييرات و سبک زندگي در هر دو فضا، به لحاظ آماري شبيه و نزديک به هم مي‌باشد. هر چند به لحاظ آماري، فضاهاي سنتي و مدرن شبيه به هم هستند، ولي يکي از دلايل اين تغييرات گسترده در فضاهاي سنتي، با توجه به مصاحبه‌هايي که انجام شده، اين است که درصد زيادي از خانواده‌هايي که در فضاهاي سنتي زندگي مي‌کنند، اقوامشان در فضاهاي مدرن زندگي مي‌کنند. اين تغييرات متأثير از فضاهاي مدرن مي‌باشد. در واقع، اين رفتار ساکنان فضاي سنتي، متأثر از فضاي مدرن مي‌باشد که به لحاظ اندازه و حجم، کوچک هستند. در نتيجه، در روابط بين خانوادگي مؤثر مي‌باشند. به عبارت ديگر، دو فضاي سنتي و مدرن در يک زورآزمايي و اعمال قدرت، از توسعه يکي به نفع ديگري جلوگيري کرده‌اند. اين خود، بيانگر تأثير فضاهاي شهري بر مناسبات اجتماعي مي‌باشد.
    در مناسبات همسايگي
    در فضاهاي سنتي، درصد قابل توجهي از خانواده‌ها روابط سنتي دارند، هر چند درصد آن نسبت به روابط بين همسايگي در فضاي مدرن کمتر است. در اين فضاها، در مقايسه با فضاهاي مدرن، که تمام خانواده‌ها روابط مدرن دارند، خانواده‌ها در فضاهاي سنتي، به ميزان زيادي توانسته‌اند روابط سنتي خود را حفظ کنند. در واقع، اينجا مقايسه آماري نمي‌تواند تحليل خوبي ارائه دهد، بلکه مقايسه بايد به صورت کيفي باشد؛ بدين‌صورت که در فضاهاي مدرن، روابط به‌طورکلي مدرن شده است، بدون اينکه درصدي از روابط سنتي باقي گذاشته باشد. اما در فضاهاي سنتي، درصد قابل توجهي از مناسبات سنتي است و اين بيانگر تأثير فضاهاي سنتي مي‌باشد.
    نتيجه‌گيري
    از آنچه گذشت، اين پژوهش پاسخ به پرسش اصلي پژوهش است که فضاهاي شهري، داراي نسبت‌هاي قابل مشاهده‌اي در مناسبات اجتماعي و سبک زندگي است. به تعبيري دقيق‌تر، بين دو متغيير فضاهاي مدرن، و پيامدهاي اجتماعي در شهر، رابطه و نسبت وجود دارد. نسبت قابل مشاهده در نمودهاي فضايي مدرنيته، که مربوط به يافته‌هاي مصاحبه‌اي هستند و در اکثر مصاحبه‌ها ثابت مي‌باشند، بدين‌صورت است.
    در فضاهاي سنتي:
    1. در روابط بين همسايگي شناخت نسبت به همسايه‌ها بالاست.
    2. در روابط بين همسايگي معاشرت پايين است.
    3. در روابط بين خانوادگي (خويشاوندي) همدلي بالا است.
    4. اولويت ملاک‌هاي ازدواج در درجه اول ايمان و اخلاق مي‌باشد.
    نکته قابل توجه در روابط بين خانوادگي در فضاهاي سنتي، اين است که درصد قابل توجهي از روابط مدرن مي باشد. اين ويژگي، بنابر اطلاعات دريافتي از مصاحبه‌ها، به علت وجود تعداد زيادي از بستگان در فضاهاي مدرن مي باشد. اين ويژگي موجب شده که ارتباط افراد ساکن در فضاهاي سنتيع بيشتر با فضاهاي مدرن صورت گيرد. ارتباط اين فضاها با يکديگر، نسبت‌هاي قابل مشاهده‌اي از مسائل اجتماعي را موجب شده است.
    در فضاهاي مدرن:
    1. در روابط بين همسايگي، شناخت نسبت به همسايه‌ها پايين است.
    2. نوع معاشرت در روابط بين همسايگي، به ميزان 100 درصد مدرن است.
    3. اولويت ملاک‌هاي ازدواج در درجه اول ايمان و اخلاق مي‌باشد.
    به‌طورکلي، نتايج به دست آمده نشان مي‌دهد که هر چند مدرنيته در ابعاد مختلف و با متغييرهاي گوناگون، بر تعاملات اجتماعي تأثيرگذار است، اما نمودهاي فضايي آن در حوزه شهري، که موضوع پژوهش مي‌باشد، داراي نسبت‌هاي قابل مشاهده‌اي با تعاملات روزمره زندگي افراد مي‌باشد.

     

    References: 
    • افروغ، عماد، 1377، فضا و جامعه، فضا و نابرابري اجتماعي، تهران، دانشگاه تربيت مدرس.
    • اداره کل ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري استان يزد، 1391، يزد پرديس کوير راهنماي گردشگري استان يزد، انتشارات آرتاکاوا.
    • اکبرزاده، محسن، 1396، دوهفته‌نامه طراح امروز، ش 22، ص 3.
    • برمن، مارشال، 1380، تجربه مدرنيته، ترجمة مراد فرهادپور، تهران، طرح نو.
    • ببي، ارل، 1381، روش‌هاي تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمة رضا فاضل، تهران، سمت.
    • پرهام، باقر، 1355، «زندگي و شهر»، نامه علوم اجتماعي، ش 20، دانشگاه تهران، تهران.
    • توسلي، غلام‌عباس، 1369، نظريه‌هاي جامعه‌شناسي، تهران، سمت.
    • بهنام، جمشيد و رامين جهانبگلو، 1382، تمدن و تجدد، تهران، نشر مزکز.
    • جيکوب، جين، 1373، شهر يک اثر هنري نيست، ترجمة منوچهر مزيني، از کتاب مقالاتي در باب شهر و شهرسازي، تهران.
    • حقيقي، شاهرخ، 1381، گذار از مدرنيته، تهران، نشر آگه.
    • حييم، سليمان، 1374، فرهنگ معاصر انگليسي، تهران، فرهنگ معاصر.
    • داوري اردکاني، رضا، 1379، اتوپي و عصر جديد، تهران، نشر ساقي.
    • ژيلنيتس، آندژي يان لئون، 1393، فضا و نظريه اجتماعي، ترجمة محمود شورجه، تهران، مديران روز.
    • فرخ‌فر، سوده، 1392، بررسي ويژگي‌هاي معماري فضاي هيبريدي و مقايسه آن با معماري اسلامي، اولين همايش ملي ساختمان آينده، ساريف کانون مهندسين ساري.
    • شولتز، کريستيان نورنرگ، 1353، هستي، فضا و معماري، ترجمة محمدحسن حافظي، تهران، بي‌نا.
    • لاين، ديويد، 1380، پسامدرنيته، ترجمة محسن حکيم، تهران، نشر آشتيان.
    • مک له لان، ديويد، 1379، کارل مارکس، ترجمة عبدالعلي دستغيب، تهران، نشر پرسش.
    • وبر، ماکس، 1369، شهر در گذر زمان، ترجمة شيوا کاوياني، تهران، شركت سهامي انتشارات.
    • هولستي، ال، آر، 1391، تحليل محتواي در علوم اجتماعي و انساني، ترجمة نادر سالارزاده اميري، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي
    • هادي جابري مقدم، مرتضي، 1384، شهر و مدرنيته، تهران، فرهنگستان هنر.
    • شماعي، علي، 1389، «نقش الگوهاي شهرسازي سنتي در شهرسازي مدرن شهر يزد»، مطالعات شهر ايراني اسلامي، ش 1، ص93-105
    • Brunet R, et al, 1992, Collection dynamigue duterri to ire, les most de la geographie dictionnaire critigue Gip reclue, la documentation francaise.
    • Durkeim, 1982, The Rules of sociological Method and selected texts on sociology ain its Methods.
    • Frisby, D, 1997, Intyoduction to the texts in frisby, d. and feathersone , M. simmel on culture, London, sage.
    • Simmiel, G, 1997, The sociology of space, in frisby, D. and Featherstone , M . (eds) sinmelon culture, London.
    • Goffman, E, 1971, The presention of self in Every day life, Harmonds worth: pelican.
    • Werlen, B, 1993, society, Action and space, London, routledg.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نصرتی نژاد، فرهاد، شعبان زاده، محمد رضا.(1396) نمودهای فضایی مدرنیته در شهر یزد و پیامدهای اجتماعی آن. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 8(4)، 83-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فرهاد نصرتی نژاد؛ محمد رضا شعبان زاده."نمودهای فضایی مدرنیته در شهر یزد و پیامدهای اجتماعی آن". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 8، 4، 1396، 83-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نصرتی نژاد، فرهاد، شعبان زاده، محمد رضا.(1396) 'نمودهای فضایی مدرنیته در شهر یزد و پیامدهای اجتماعی آن'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 8(4), pp. 83-102

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نصرتی نژاد، فرهاد، شعبان زاده، محمد رضا. نمودهای فضایی مدرنیته در شهر یزد و پیامدهای اجتماعی آن. معرفت فرهنگی اجتماعی، 8, 1396؛ 8(4): 83-102