چيستي و هستي جامعه هم‌كنشي آن با اجزاي تشكيل‌ دهنده‌اش

 

 

سال سوم، شماره دوم، بهار 1391، صفحه 5 ـ 26
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.2, Spring 2012

سيدحسين فخرزارع*

چکيده

بحث از هويت، اصالت و ترکيب جامعه، از مباحث درخور تأملي است که در شمار مبادي فلسفة نظري تاريخ قلمداد مي‌شود و رهيافت‌هاي مختلفي دربارة آن وجود دارد. نظريه‌هاي بنيادين انديشوران نيز در اين بحث، متأثر از نوع تفسير و رهيافتي است که از وجود جامعه پديدار مي‌‌شود و از طريق برهان فلسفي محور استدلال قرار مي‌گيرد. در اين ميان، ادراک ديالکتيکي اين‌دو و پيوند ميان اين دو سطح از انتزاع و ترابط عميق سطوح خرد و کلان در انديشة عالمان پيشين و معاصر همواره از دغدغه‌هاي فلسفي بوده که بسياري از تأملات علمي را با خود به همراه داشته است. دربارة رابطة متقابل اين دو جنبة ساختي و کنشي، گرچه بسياري از عالمان اجتماعي به هم‌کنشي جامعه و فرد معتقدند، سرانجام به ترجيح يک‌سويه از دو سطح تمايل يافته‌اند. آنچه در اين مبحث از اهميت جدي برخوردار است، نوع نگاه قرآن و استخراج شيوة برخورد آن در اين تعامل دوسويه و نيز تأثيرات متقابل آنهاست، که در حدّ بضاعت در اين مقاله بدان پرداخته مي‌شود.

كليدواژه‌ها: جامعه، فرد، اصالت و ترکيب، تعامل فرد و جامعه.