تأملي در سياست كنترل جمعيت؛ آثار و پيامدهاي آن

سال سوم، شماره اول، زمستان 1390، صفحه 153 ـ 180

Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.1, Winter 2012

محمد فولادي*

چكيده

همواره بحث از جمعيت، و بررسي آثار و پيامدهاي آن از جمله مباحث مهم و جذاب بوده است. در مقاطعي از تاريخ كشور ما، سياست دولت مردان بر فزوني جمعيت و در مقاطعي ديگر بر كنترل و كاهش آن بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بحث كنترل جمعيت به يك سياست راهبردي تبديل شد. نتيجة آن سياست، امروز به بار نشسته و جامعة ايران را با معضل گسل و گسست نسلي، و پيري مفرط جمعيت مواجه ساخته است. از اين رو، امروز تأكيد مسئولان امر بر فزوني جمعيت و دست شستن از سياست كنترل جمعيت مي باشد. به نظر مي رسد، اين موضوع و اتخاذ سياست پيشگيرانه، نيازمند توجه به زيرساخت هاي نهادي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، ساختاري، زمينه اي، و امكانات، ظرفيت ها، محدوديت ها و مؤلفه هاي فرهنگي، ديني و اجتماعي است. به يك باره نمي توان فزوني جمعيت را امري ناپسند و كنترل آن را امري مطلوب تلقي كرد و يا به عكس.

اين مقال، با رويكرد تحليلي و بررسي اسنادي به واكاوي سياست كنترل جمعيت و آثار و پيامدهاي آن مي پردازد.

كليدواژه ها: جمعيت، تنظيم خانواده، كنترل جمعيت.