معرفت فرهنگی اجتماعی، سال دوم، شماره سوم، پیاپی 7، تابستان 1390، صفحات 173-203

    بررسی مسائل پیامک‌های خبری و ارائه‌ی سیاست‌های کاربردی در قبال آنها

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    فرشاد مهدی پور / *دانشجوي دكتراي سياست‌گذاري فرهنگي دانشگاه باقرالعلوم
    چکیده: 
    پیامک خبری پدیده ای نوظهور در عرصه‌ی اطلاع رسانی به شمار می رود. این پدیده که در طیفی وسیع در سازمان های رسانه ای و عمومی در کشور به کار گرفته شده ، دارای مسائل عمده ای است که وجهی از آن، مربوط به فرآیندهای انتشار اطلاعات و بخشی دیگر به پیامدهای آن در سطح جامعه مربوط می شود. این مقاله‌ی حاضر می کوشد با مروری بر تاریخچه‌ی این فناوری در جهان و ایران و شناسایی فهرستی از مسائل عمده، راهکار و سیاست هایی کاربردی بر رفع آنها را پیشنهاد کند. بخش عمده‌ی این مباحث، مرتبط با سازوکارهای ارسال پیامک از سوی یک واحد رسانه ای است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    An Inquiry into the Problems of SMS News and Providing Practical Policies to Solve Them
    Abstract: 
    SMS news is considered a new phenomenon in the sphere of the flow of information. This phenomenon, which is broadly used media and public organizations in our country, has serious problems, some of which are related to the processes of the flow of information and some are related to its effects on society. The present paper tries to provide practical mechanisms for solving these problems by reviewing the history of this technology in the world and in Iran and making a list of the main problems. The major part of these discussions is related to the mechanisms used by the media unit which sends SMS.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    تلفن‌همراه به آدمي نزديك‌شده‌ترين پديدة تجدد است؛ وسيله‌اي كه نام آن، نشانة هم‌راهي دائمي است و حداقل سه حس ديدن و شنيدن و لمس‌كردن را همواره درگير خود مي‌كند. اين ابزار كه بودن ما، بدون وجود آن، رفته‌رفته كم‌رنگ مي‌شود، از مجموعه‌اي امكانات و ابزارهاي جانبي ـ علاوه بر توان انتقال صوت يا تصوير ـ تشكيل شده كه آنها نيز رفته‌رفته جايگاه ويژة خود را يافته‌اند. پيامك، به‌عنوان ابزار، يكي از اين مكمل‌هاي تلفن‌هاي همراه (و ثابت)، آن‌چنان سريع و همه‌جانبه جاي خود را در ارتباطات ميان‌فردي و گروهي باز كرده است كه سرعت فراگيري آن بسيار بيش‌تر از سرعت انتقال يك پيامك از يك گوشي به گوشي ديگر به‌نظر مي‌رسد. اين توسعة خيره‌كننده ، ناشي از متغيرها و تسهيل‌كننده‌هايي است كه ناگزير هزينه‌ها و آسيب‌هايي را نيز ايجاد كرده و البته توجه ناچيزي را نيز در ميان نظريه‌پردازان ارتباطات يا جامعه‌شناسان برانگيخته است. مطابق تحقيقاتي كه در ايران انجام شده، استفاده از پيامك ـ پس از كاربري‌هايي نظير اطلاع از زمان يا به‌كارگيري زنگ ساعت ـ مهم‌ترين كاربري استفاده از تلفن‌همراه در ميان طبقات مختلف اجتماعي است .
    كاربردهاي پيامك‌ها را در اشكال مختلفي مي‌توان تقسيم‌بندي كرد. در يك روش، دو چارچوب فردي و عمومي مي‌توان براي آنها درنظر گرفت: پيامك‌هاي فردي نوعاً شامل محتواهاي شخصي، عاطفي، تفريحي، تبريك و تسليت، قرار ملاقات، طنزآميز  و... مي‌شوند و هرچند ممكن است ميان آنها با سطح عمومي نيز رابطه‌اي برقرار باشد، از آنجا كه رابطه‌اي يك به يك و بدل از چهره به چهره بر آنها حكم‌فرماست، نوعاً محتوايي خصوصي و غيرفراگير دارند. اما پيامك‌هاي عمومي ـ كه آنها نيز بعضاً محتوايي طنزآلود يا طعنه‌آميز دارند و بيش‌تر ذيل كاركردهاي سياسي اين رسانه جاي مي‌گيرد ـ به دو گروه تقسيم مي‌شوند:
    1. پيامك‌هاي تبليغاتي ـ بازرگاني كه هدف از ارسال آن، فروش كالا يا خدمات است و نوعي اسپم  شمرده مي‌‌شود. معمولاً خدمات‌دهندگان مخابراتي راه‌كارهايي براي
    مقابله با اين دسته از پيامك‌ها پيشنهاد مي‌كنند  تا حريم خصوصي افراد در
    كانون تعرض قرار نگيرد. 
    2. پيامك‌هاي اطلاع‌رسان كه هدف كلي از آنها انتقال پيام با محتوايي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... است. اين نوع از پيامك‌ها معمولاً در پيِ اثرگذاري بر مخاطب به‌منظور انجام دادن‌كاري يا اتخاذ رفتارند.
    پيامك‌هاي اطلاع‌رسان را بر حسب ارائه‌دهندگان‌شان  يا مخاطبان‌شان مي‌توان دسته‌بندي كرد. از آنجا كه موضوع مقالة حاضر، پيامك‌هاي خبري است، ارائة نوعي تفكيك ميان ارائه‌دهندگان مي‌تواند كارسازتر باشد. در يك نماي كلي، ارائه‌دهندگان پيامك‌هاي اطلاع‌رسان را براساس نوع سازمان‌شان در دو گروه مي‌توان بررسي كرد:
    1. سازمان‌هاي رسانه‌اي كه از پيامك در مقام يك رسانه مكمل يا مستقل بهره مي‌برند. در اين سازمان‌ها اصل بر گسترش نفوذ و اعتبار در فضاي مجازي است و پيامك‌ها و توانايي‌هاي تركيبي حاصل از آنها ـ نظير توئيتر ـ يكي از مهم‌ترين ابزارهاي ارتباطي شناخته مي‌شود. اين ابزار سبب توان تعاملي‌سازي، خاصيتي منحصربه‌فرد دارد و سريعاً مي‌تواند از رسانه‌اي يك‌سويه به دوسويه و مشاركتي تغيير جهت دهد.
    2. سازمان‌هاي عمومي. در اين سازمان‌ها، از پيامك معمولاً به دو صورت بهره‌برداري مي‌شود: روش اول به‌كارگيري پيامك به مثابة ابزاري براي هماهنگي و اطلاع‌رساني درون‌سازماني است، نظير اعلام برنامه‌ها و سمينارها و تغييرات ساعت كاري و اطلاعيه‌ها و... يا در برخي موارد تعيين زمان جلسات و وقت‌گيري  يا افزايش و جلب مشاركت عمومي . روش دوم اطلاع‌رساني از عملكرد سازمان به خبرنگاران و منابع خبري، كارشناسان و مديران مرتبط و... يا منتشر كردن اخبار در حوزة وظايف براي افراد مورد نظر است. 
    در هر دو نوع سازمان مذكور، پيامك‌هاي اطلاع‌رسان در شكل پيامك‌هاي خبري به‌كار گرفته مي‌شود و معمولاً واحدي مستقل براي راه‌اندازي، اجرا و توسعة اين شبكه به كار گرفته مي‌شود. در واقع پيامك خبري اينجا در ساحت يك رسانة ارتباط جمعي ظهور مي‌يابد كه قابليت جانشيني يا هم‌نشيني با رسانه‌هاي ديگر را دارد و مي‌تواند ديدگا‌ه‌هاي عمومي را شكل دهد. 
    در اين مقاله با مفروض قرار دادن وجود رسانة مستقلي به‌نام پيامك (پيام‌هاي كوتاه در حال حاضر، هم با استفاده از زيرساخت تلفن‌همراه و هم اينترنت قابل بهر‌ه‌گيري و كاربرد است) و وجود دامنة اثر دربارة آن، كوشيده مي‌شود پس از مروري بر تاريخچة اجمالي به‌كارگيري پيامك‌ در ايران، ويژگي‌هاي مهم و مسائل شناخته‌شدة آن، الگويي شود براي ايجاد يك گروه پيامك خبري و سياست‌هايي در مورد مهم‌ترين مسائل مرتبط با آن ارائه گردد.
    بيان مسئله
    گسترش ميزان استفاده، افزايش شمار كاربران و كارپردازان و از همه مهم‌تر حضور و تأثير پيامك در حريم خصوصي، لزوم سياست‌گذاري در حوزة پيامك‌هاي خبري را ضروري مي‌كند؛ چرا كه اين پديده به تأثيراتي گسترده در نظام‌هاي سياست، جامعه و فرهنگ كشور انجاميده است. هم‌اكنون سهم هر ايراني از پيامك، بين 2 تا 3/2 پيامك در روز برآورد مي‌شود و چنين رسانة فراگيري حتماً نيازمند برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري مدون است. از آ‌نجا كه بسياري از واحدهاي رسانه‌اي در كشور، درگير فرايندهاي مرتبط با توليد محتوا و انتشار پيامك‌هاي خبري‌اند، اين حوزه بايد به‌طور ويژه در كانون بررسي و ارزيابي قرار گيرد.
    فقدان سياست‌هاي كاربردي در به‌كارگيري پيامك‌هاي خبري سبب درهم‌ريختگي فضاي رسانه‌اي كشور شده است؛ زيرا تقريباً تمام رسانه‌هاي ديداري-شنيداري، مكتوب و ديجيتالي به يكي از اشكال در حال بهره‌گيري از قابليت‌هاي اطلاع‌رساني پيامك‌ها هستند و هنگامي كه اين قابليت به‌عنوان يك رسانة مستقل يا مكمل به‌كار گرفته مي‌شود، پيامدهاي گسترده‌تري دارد.
    اهميت و جايگاه نحوة استفاده از پيامك‌ها در حوزة اطلاع‌رساني تا بدان پايه بود كه در گرماگرم حوادث بعد از انتخابات 88، در بازه زماني نزديك به دو ماه، امكان استفاده از اين رسانه، دستخوش محدوديت‌هايي شد و هم‌چنان نيز در مواقع حساس، چنين روي‌كردي نسبت به اين رسانه جديد مورد توجه قرار مي‌گيرد.
    مسئله اصلي تحقيق را مي‌توان در دو سطح بررسي كرد: سطح اول مسئله‌اي بنيادي است و ناظر به نبود سياست‌هاي كلان‌نگرانه دربارة نحوة به‌كارگيري و پي‌گيري تبعات آن و سطح دوم جنبه‌هاي عملياتي‌كردن فرايند ارسال پيامك در رسانه‌ها.
    در صورت دستيابي به مجموعه‌اي از تدابير براي شناسايي و تعيين سياست‌هاي متناسب براي حل اين مسائل، احتمالاً مي‌توان رسانة پيامك را به نحوي شايسته سامان‌دهي كرد.
    تاريخچه پيامك
    پيام كوتاه يا همان اس. ام. اس  يك پروتكل استاندارشده بر مبادلة پيام‌هاي غيرمستقيم ميان تلفن‌هاي همراه يا ثابت است كه كار تحقيقات روي آن در اواخر دهة 80 ميلادي در آمريكا آغاز شد و سپس شركت‌هاي آلماني و فرانسوي روي اين پروژه متمركز شدند تا سرانجام در 1992 نخستين مورد رسمي به‌كارگيري آن ثبت شد . اين فناوري نيز به‌مانند بسياري ديگر از فناوري‌هاي نوي در ابتدا كاربردي نظامي-امنيتي داشت و در دهة 1920 ميلادي اشكال ابتدايي آن در پليس آمريكا به‌كار گرفته شد. اين سامانه بر اساس ارسال هر پيامك 140 بايتي (160 كاراكتر در حروف انگليسي) طراحي شده است و از آن به دو ‌شكلِ يك به يك يا يك به چند نيز مي‌توان استفاده كرد . اين حجم به‌كارگيري كاراكترها در پيامك‌هاي فارسي به حدود نصف (70 كاراكتر) كاهش مي‌يابد.
    در ايران و در مرداد 1373 (1994ميلادي)، يك دهه پس از آنكه نخستين مكالمه با تلفن‌همراه در انگلستان انجام شد، اولين مرحلة راه‌اندازي شبكه تلفن‌همراه به‌وسيلة شركت ملي مخابرات صورت گرفت؛ در اين مرحله 176 فرستنده و گيرنده و 24 ايستگاه راديويي به 9 هزار و 28 مشترك، آن‌ هم فقط در تهران، خدمات ارائه مي‌دادند. اما پيام كوتاه با تأخيري نسبتاً طولاني در سال 81 (اويل 2003 ميلادي) راه‌اندازي شد؛ در اين سال شمار مشتركان تلفن‌همراه به 268 هزار نفر رسيده بود و علاوه بر همراه‌اول، نخستين و قديمي‌ترين خدمات‌دهنده تلفن‌همراه در ايران، بايد به شركت‌هاي تاليا، ايرانسل و رايتل نيز اشاره كرد كه هريك سهمي در بازار مخابرات بي‌سيم در ايران را از آن خود كرده‌اند.
    شمار مشتركين تلفن همراه از سال 1384 الي 1389 

    از سال 83 شركت ارتباطات سيار در راستاي سياست واگذاري خدمات به شركت‌هاي خصوصي، خدمات ارزش افزودة تلفن‌همراه  را تعريف كرد و اين خدمات از سال 84 به سه اپراتور به نام‌هاي: رهياب، آتيه‌داده‌پرداز و مگفا به ترتيب با سرشماره‌هاي 1000، 2000 و 3000 واگذار شد.
    مطابق آخرين آمار موجود (ارديبهشت 1391)، پيش‌بيني مي‌‌شود تا زمستان 91، ضريب خدمات تلفن‌همراه نيز در ايران به 100 درصد و افزون بر 80 ميليون خط تلفن‌همراه برسد. تا پايان سال 2010 ميلادي شمار مشتركين تلفن همراه در ايران به 5/67 ميليون نفر و ضريب نفوذ خدمات مخابراتي نيز تا پايان سال 2010 به 91 درصد رسيده بود. اين آمار رشدي 8 درصدي را در مقايسه با سال قبل نشان مي‌دهد .
    وضعيت شبكه تلفن همراه تا خرداد 1389

    ويژگي‌هاي پيامك
    زمان ـ مكان دو بُعد اصلي در شناسايي هر موقعيتي هستند و فضاي مجازي از آن‌رو با جهان واقعي متفاوت شده كه اين دو بعد را دگرگون ساخته است. تلفن‌هاي همراه و به‌ناگزير پيامك‌ها اين فاصلة مكان ـ زمان را به‌شكلي بارز كاهش و برخي طبقه‌بندي‌هاي اجتماعي ناشي از دسترسي را تغيير داده‌اند. البته اينكه چرا يك رسانه انتخاب نمي‌شود و رسانه‌اي ديگر انتخاب مي‌شود، به شرايط متفاوتي بستگي دارد؛ چراكه افراد اولويت‌هاي خود را دارند و به‌نظر مي‌رسد اساس اين انتخاب به عواملي غير از خصوصيات عيني رسانه و بيشتر به ارزيابي شخص از رسانه مربوط مي‌شود.  اين مهم به‌ويژه در مورد استفاده از پيام‌هاي كوتاه مهم است؛ زيرا ممكن است ارتباط برقرارشده در اين رسانه، براي بسياري بافت‌ها مطلوب‌تر از ديگر رسانه‌ها باشد.
    سرعت انتقال، نا‌هم‌زماني ارتباط گوينده و مخاطب، ارتباط كوتاه و فشرده، قابليت ارسال براي چندين نفر، امكان ذخيره‌سازي، تنوع محتوايي، ارزاني خدمت و قابليت ذخيره‌سازي از جمله مهم‌ترين ويژ‌گي‌هاي پيامك به‌شمار مي‌رود . اين ويژگي‌ها كه برگرفته از فناوري تلفن‌هاي همراه است و برخي مشكلات آنرا نيز ـ نظير گراني يا ارتباطات محدود ـ در خود مرتفع كرده، پيامك را به يك ابزار ارتباطي هم‌زيست با زندگي در عصر پيشرفتة كنوني بدل كرده است؛ تجدد ترازهاي خود را براي خوب و بد زندگي دارد و حتماً يكي از مهم‌ترين مختصات آن، سرعت‌گرايي است و پيامك اولاً در ‌راه اين سير سريع، ابزاري همراه و هموار است و توأمان با بسياري فعاليت‌هاي ديگر مي‌توان آنرا به‌كار گرفت و خللي هم در امور پيش نياورد (مكالمة تلفني در هنگام رانندگي، حضور در جلسات و كلاس درس، ديدن فيلم و... بسيار دشوار و مخاطره‌آميز است، اما در همه اين موارد پيامك مي‌توان حضور داشته باشد) و ثانياً خود امكان ارتباطي تضمين‌ و تسريع‌شده‌ را فراهم مي‌آورد كه با نمونه‌هاي ديگر نظير تماس تلفني قابل قياس نيست.  يك پيامك همچون نوشتن ليد  درخبرهاست و حاوي چكيدة مهم‌ترين و اصلي‌ترين پيام مورد نظر كه مي‌تواند توجه مخاطب را به‌سوي خود جلب كند و او را به كنش يا واكنش وادارد. شايد اين شيوة اثرگذاري را بتوان در قدرت زيرپوستي نهفته در پيامك جست‌وجو كرد؛ جايي كه فرستنده يا گيرنده مي‌تواند نوعي از قدرت‌نمايي (استنكاف، اجبار، تحميل و...) را به نمايش بگذارد كه در ارتباطات حضوري يا حتي مستقيم، برايش ممكن نيست.  به عبارت ديگر، پيامك به گيرنده فرصت مي‌دهد تا پاسخي دقيق‌تر را آماده سازد و پاسخ‌ها به جاي اينكه واكنش لحظه‌اي و غيرقابل پيش‌بيني به سخنان طرف ديگر مكالمه باشد، بيانگر ايستارهاي ثابت و قابل اعتمادتر خواهد بود. 
    ادبيات پيامك‌هاي خبري نيز ويژگي‌هاي خاصي دارد. برخي بر اين باورند كه پيام كوتاه چون به زبان محاوره و غيررسمي نزديك مي‌شود و مي‌تواند همچون يك گفت‌وگوي شفاهي، تناقض‌بار و شيطنت‌آميز شمرده شود، در ميان جوانان با اقبال وسيعي مواجه شده است. پيامك‌ها معمولاً به سه زبان انگليسي، فارسي و فينگليشي (جملات فارسي با حروف انگليسي) نوشته مي‌شوند؛ روش سوم به‌دليل ناآشنايي بيشتر كاربران ايراني تلفن‌همراه با زبان انگليسي تا چند سال پيش از محبوبيت بالايي در ميان كاربران برخوردار بود، اما بعد از برطرف‌شدن موانع مرتبط با به‌كارگيري فونت فارسي در تلفن‌هاي همراه اكنون به‌نظر مي‌رود پيامك‌هاي متن فارسي بيشتر استفاده مي‌شوند.  البته بايد در اين ميان به زبان‌هاي غيرمتني در پيامك‌هاي MMS يا صوتي نيز اشاره كرد كه هنوز به علل فني، فراگير نيستند. برخي ويژگي‌هاي زبان پيامك عبارت‌اند از: اختصار و ايجاز، نزديكي به زبان محاوره و كنايه‌آميز بودن. درباره زبان پيامك گفته شده است كه زباني است فاقد قواعد نشانه‌گذاري متعارف، حذف يا ايجاد فاصله ميان كلمات بر اساس زبان گفتاري و نه نوشتاري، به‌كارگيري اختصارات و شكلك‌ها و كوتاه‌سازي عبارات.  البته روشن است كه معمولاً اين زبان در مورد پيامك‌هاي غيرخبري كه زباني رسمي دارند و نوعاً منطبق بر زبان معيارند صادق است.
    «جمع‌زدايي» از ديگر ويژگي‌هاي مهم رسانه‌هاي جديد است كه در تلفن‌همراه و به‌طريق اولي در پيامك متجلي شده است. اگر تا پيش از اين پيام‌ها به‌صورت كلي و براي همة مخاطبان قابل استفاده بود، روند تخصص‌گرايي تا بدان‌جا پيش‌رفته كه حالا يك پيام در يك رسانه و فقط براي يك مخاطب توليد مي‌شود.  در واقع اينجا مي‌توان نمود تجددگرايي را كه فرد در آن مقابل جمع هويت و قدرت يافت، آشكار درك كرد، به‌گونه‌اي كه از جمع‌سازي فاصله گرفته‌‌شده و افراد محل توجه و تأثيرند. البته «تمركززدايي» هم جلوة ديگر به‌كارگيري پيامك‌هاست؛ چراكه حالا يك مركز براي انتقال پيام وجود ندارد.
    كاركردهاي پيامك
    اگر جامعه را سامانه‌اي در نظر بگيريم كه گروه‌هاي مختلف درون آن، به‌شيوة سازمان‌يافته در حال همكاري براساس مجموعه‌اي قوانين و ارزش‌ها هستند و جامعه نظامي باثبات و متمايل به تعادل درنظر گرفته شود، هر گروه يا نهاد در چنين شرايطي كاركرد خاص خود را دارد و به‌نحوي در حال كمك به بقاي خود و نظام مورد نظر است. در واقع اگر اين بخش‌ها به‌شكلي سلامت و توانمند عمل كنند، جامعه مي‌تواند به‌درستي ادامة حيات دهد و اگر دچار كژكاركرد باشند، جامعه را نيز از خود متأثر مي‌سازند؛ پس كاركردها دو حالت پيدا مي‌كنند: كاركردهاي مثبت و منفي. كاركردهاي مثبت عمل‌هايي هستند كه در جهت انسجام‌بخشي به جامعه سودمند‌ند و كاركردهاي منفي يا كژكاركردها جامعه را به سمت بي‌ثباتي و ناپايداري به پيش مي‌رانند.  هارولد لاسول  نظريه‌پرداز آمريكايي ارتباطات براساس منطق كاركردگرايي، سه كارويژه يا وظيفة اصلي براي رسانه‌ها پيشنهاد داد كه عبارت بودند از: نظارت بر محيط؛ ايجاد همبستگي اجتماعي در واكنش به محيط و انتقال ميراث فرهنگي؛ و سرگرمي و پركردن اوقات فراغت. اين سه كاركرد را مي‌توان نظر به ويژگي‌هاي پيامك‌ها در زير بسط داد:

    بدين ترتيب مي‌توان گفت پيامك‌ها در همة حوزه‌ها كاربرد دارند، اما ويژگي‌هاي منحصربه‌فردشان باعث شده تا از آنها براي انتقال اطلاعات زمان‌دار و لحظه‌اي نظير اخبار و رويدادها، آب و هوا، تغييرات بورس و ارز و... به‌شكلي گسترده‌تر استفاده شود. در واقع پيامك به‌عنوان يك رسانة مجازي، دسترسي‌ها را تسهيل مي‌كند و درست مانند اينترنت مي‌توان حتي دست‌اندركار ايجاد شبكه‌هاي اجتماعي مجازي شود. شبكه‌هاي اجتماعي بافت‌هايي در جامعه‌اند كه به‌وسيلة تارهاي نامرئي فضاي مجازي ساخته مي‌شوند و پيامك مي‌تواند هم ايجادكنندة شبكه‌اي اجتماعي باشد و هم تقويت‌كنندة ديگر شبكه‌ها. در مورد اول، بسته به موضوع يا حوزة جغرافيايي شبكه‌هاي همگرا از دريافت‌كنندگان پيامك شكل مي‌گيرند و مي‌توانند كارويژه‌هاي متعددي را ايفا كنند، دامنة اثرگذاري اين شبكه‌ها تا بدان‌جاست كه در برخي موارد حساس و براي جلوگيري از سازمان‌دهي رفتارهاي برهم‌زنندة امنيت ملي از رهگذر پيامك‌ها، خدمات پيام كوتاه را در كشور يا برخي شهرها يا مناطق شهري، متوقف كردند. در مورد دوم نيز، آنچه در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي يا وب‌لاگ‌ها و چت‌روم‌ها مي‌گذرد، داراي قابليت اتصال و هم‌زيستي كامل با پيامك‌ نيز هست.
    يك كاركرد خاص يا ممتاز پيامك‌ها نيز در عرصة سياست است؛ عمل سياسي هم به‌عنوان تابعي از مقتضيات اجتماعي-فرهنگي و هم كنشي مستقل در فرايندهاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد . در حوزة اول، احتمالاً مي‌توان بازخوردهاي يك فرهنگ پنهان و زيرزميني‌شده را مشاهده كرد و در حوزة ديگر، رويدادهايي مانند برگزاري انتخابات و تأثيرات پيامك بر آن‌را. در انتخابات مجلس هفتم و در زمستان سال 82، موجي از پيامك‌هاي تحريم‌ انتخابات در كشور به راه افتاد. در نمونة بعدي و در انتخابات رياست‌جمهوري بهار 84، هم براي تبليغ و هم تخريب، پيامك‌ها به‌ميزان قابل توجهي به كار رفت و اين روش در تمام انتخابات بعدي رايج شد. تا جايي كه صبح 22 خرداد 88، رهبر انقلاب اسلامي در سخنان خود هنگام رأي‌گيري به مسئلة انتشار وسيع پيامك‌ها اشاره كردند و خواستار توجه‌نكردن مردم به موضوعات حاشيه‌اي و انحرافي شدند و اين خود نشان‌دهندة توجه كانوني بدين موضوع بود. 
    مسائل پيامكي
    پيامك‌ها به‌شكلي غيرقابل پيش‌بيني به‌همه جا نفوذ مي‌كنند و حاوي محتواهايي مرتبط با همة موضوعات خرد و كلان در كشورند. اين مسئله را شايد بتوان شاه‌بيت اصلي مسائل محتوايي ناشي از به‌كارگيري پيامك‌ها در كشور دانست؛ به‌ويژه از آنرو كه عرف و هنجارهاي رسمي مانع از ظهور و بروز عادي برخي رفتارها و گفتارها مي‌شود، زمينة خصوصي پيامك، امكاني متمايز براي بروز چنين كنش‌هايي است. از سوي ديگر، پيامك‌ها مي‌تواند بيانگر فرهنگ سياسي و نشان‌دهندة وجود رگه‌هاي پنهان در جامعه براي بيان خواسته‌هاي سياسي ـ اجتماعي يا دگرگوني‌هاي مورد انتظار شمرده شود.
    بحران فردي
    تلفن‌همراه ضمن ايجاد خلوت مستقل فردي، رابطة اجتماعي فرد را در بستري را شبكه‌ها معنادار كرده است؛ بنابراين، فرد ضمن درون‌‌گرايي در شرايطي كاملاً اجتماعي نيز قرار مي‌گيرد كه او را دچار نوعي بحران هويت و دوگانگي شخصي مي‌سازد.  البته در اينجا فرايندي دوسويه را مي‌توان مشاهده كرد: اولاً پيامك و تلفن‌همراه محل تجلي هويت فردي است؛ ثانياً تلفن‌همراه فردگرايي را تقويت مي‌كند و به نوعي از هويت‌گريزي دامن مي‌زند.  عاملي معتقد است كه لايه‌هاي فردي‌شدن متأثر از تلفن‌همراه عبارت‌اند از پنج لاية: توسعة فردي، توسعة نظام ارتباطات بين‌فردي، توسعة انتخاب‌ها و تغيير در نظام ارزشي و ترجيحي فرد، تغيير در پيوندها، دلبستگي‌هاي فردي و حوزة خصوصي زندگي و دسترسي فوري يا فرهنگ فوري. 
    تلفن‌هاي همراه با ضربه زدن به سلسله مراتب قديمي، باعث بسط فضاي فرديت شده‌اند و بدين سبب افراد مي‌توانند از چندين تلفن‌همراه خصوصي استفاده كنند. ظهور تلفن‌هاي همراه باعث تسريع تحولات رفتاري و سبك مصرف نيز شده‌اند تا جايي كه نمي‌توان به‌دقت تشخيص داد كه آيا آنچه از فراگرد اين ارتباطات به‌دست مي‌آيد، صداي افراد است يا جامعه . تلفن‌همراه بازتوليدي از برخي شرايط خاص زندگي هر فرد است آن‌چنان‌كه برخلاف بسياري ديگر از ابزارآلات زندگي مدرن، تلفن‌همراه را مي‌توان در هم‌آهنگي كامل با خود (از نظر رنگ و نوع و اندازه و...) انتخاب كرد. اين خصوصيت در كنار امكانات فردگرايانة نهفته‌شده درون اين ابزار، رابطة عميقي ميان كاربر با وسيله شكل مي‌دهد. در اين مرحله تلفن‌همراه از حريم خصوصي فرد و حق لذت بردن او دفاع مي‌‌كند و در واقع حريم امني را ايجاد مي‌كند كه فرد در چارچوب آن مي‌تواند با ديگران ارتباط مطمئن بگيرد.  اين حريم امن ناشي از تعلق و شخص‌سازي استفاده از تلفن‌همراه است؛ وسيله‌اي با كاربرد عمومي يا فراگير. فرد در خانواده مي‌تواند آن‌را اختيار كند. اين اختيار، نوعي رابطة نظارت‌ناشده را امكان‌پذير مي‌سازد و در فرايندي‌ تدريجي، درون‌گرايي را.
    مصرف‌زدگي
    تجدد در تطور تاريخي خود، سيري سريع از توليد به مصرف يافته و اكنون در گوي و ميدان زندگي، مصرف است كه نقش محوري ايفا مي‌كند. با اين توصيف فاوا (فناوري اطلاعات و ارتباطات) به فرهنگ نياز دارد و اين همانا فرهنگ مصرف چيزهاي فني است  و اين فرهنگ همراه با جوهر و عرضيات خاص خود، توسعه و تعميق مي‌يابد. در فرهنگ، بازار در كانون توجه است و بازار، هرچه شلوغ‌تر و آشوب‌ناك‌تر، جذابيت‌هاي آن براي مصرف‌كنندگان بيش‌تر. تبليغات بازرگاني و فضاهاي تجاري مرتبط با تلفن‌همراه در ايران رشدي فزاينده داشته است و دارد و همين تصوير نشانه‌اي بر تأييد رشد مصرف تلفن‌همراه و فناوري‌هاي مرتبط با آن در كشور است.
    اعتياد مجازي
    يكي از جدي‌ترين مسائل مرتبط با فضاي مجازي، شكل‌گيري نوعي اعتياد دائم به كاربري اين فضاست. حتماً شما هم افراد بسياري را ديده‌ايد كه مرتباً به صفحة تلفن‌هاي همراه‌شان نگاه مي‌كنند، به مجرد رسيدن يك پيامك، به تكاپو و تقلا مي‌افتند و اگر آنرا گم كنند، ساعتي نمي‌توانند آسوده بمانند. در يك نظرسنجي از جوانان ايرلندي پرسيده شد كه اگر در جزيره‌اي تنها بمانند، از بين تلويزيون و تلفن‌همراه كدام را انتخاب مي‌كنند؟ 52 درصد خواهان استفاده از تلفن‌همراه بودند و 18درصد تلويزيون . كساني كه نمي‌توانند ميزان استفادة خود را از تلفن‌همراه كنترل كنند، براي آن متحمل صرف هزينه‌هاي فراوان مي‌شوند، فرصت و وقت‌ بسياري را صرف استفاده از آن صرف مي‌كنند، در هنگام استفاده‌نكردن از آن دچار نوعي از افسردگي مي‌شوند و... در رديف معتادان مجازي قرار مي‌گيرند.  كاهش كلي فعاليت‌هاي بدني و بي‌توجهي به سلامت فردي، اجتناب از فعاليت‌هاي مهم زندگي به منظور گذراندن زمان بيش‌تري در شبكه، تغيير الگوهاي خواب، كاهش معاشرت، غفلت از خانواده و دوستان، تمايل‌نداشتن به گذراندن مدت زمان طولاني بدون تلفن‌همراه از جملة مهم‌ترين نشانه‌هاي اين نوع از اعتياد است.
    جنسيت
    زن و مرد بودن در به‌كارگيري فناوري‌هاي ارتباطي عاملي مؤثر به‌شمار مي‌رود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه ميان كاربري زنان و مردان از فضاي مجازي (اينرنت، پست الكترونيك، بازي‌هاي ويدئويي و...) تفاوت‌هاي معناداري وجود دارد.  اين تفاوت‌ها به‌ناگزير در حوزة به‌كارگيري تلفن‌همراه و پيامك نيز درخور مطالعه و بررسي است. مثلاً نشان‌داده شده است كه دختران بيشتر مايل به استفاده از تلفن‌همراه در جهت تعميق روابط ارتباطي و استفاده براي تشخيص زمان دقيق‌اند و پسران به استفادة نرم‌افزاري ـ آموزشي، ارتباطي پيشرفته و تفريحي از تلفن‌همراه. در تحقيقي ديگر دربارة پيامك‌هاي تبليغاتي  نشان‌داده شد مردان در مقايسه با زنان، تبليغات موبايلي را اطلاعاتي‌تر و معتبرتر ارزيابي كرده‌اند و قصد بيشتري براي خريد، بعد از دريافت تبليغات موبايلي دارند.  همراه داشتن تلفن‌همراه البته براي زنان واجد امتيازاتي نيز هست؛ ‌چراكه آنان ممكن است به‌سبب تنها بودن در مجامع عمومي، در فشار و حتي مورد مزاحمت مردان بيگانه قرار بگيرند، تلفن‌همراه اين امكان را براي زنان فراهم مي‌آورد تا سپري رواني در برابر محيط پيرامون خود ايجاد كنند.  در پژوهشي در انگلستان اين مسئله مورد توجه قرار گرفته است كه زنان در نوشتن پيام‏هاي كوتاه از واژه‏هاي بيشتري با ميانگيني در حدود 95/6 واژه در هر متن استفاده مي‏كنند كه در مقايسه با مردان 54/5 واژه در هر متن بيشتر است. زنان همچنين به لحاظ دستوري بيش‏ از مردان از جملات مركب استفاده مي‏كنند. همچنين بررسي‏ها نشان‏ داده‏اند كه حدود 75 درصد از جملات مردان در پيام‏هاي فرستاده شده جملات ساده بوده، حال آنكه در زنان اين ميزان 60 درصد بوده است. زنان از اختصار و نشانه‏هاي عاطفي و سلام‏ و خداحافظ و آيين نگارش و علائم‏ سجاوندي بيش از مردان استفاده مي‏كنند. 
    اخلاق عمومي
    پيامك‌ها مي‌توانند در عملي كاملاً مستقيم، حريم‌هاي اخلاقي را زير پا بگذارند. شوخي‌هاي قداست‌شكن، انتشار زشتي‌ها و ناپاكي‌ها، شايعه‌سازي، بهتان، استهزا و تمسخر و ايجاد مزاحمت و... از جمله مهم‌ترين خصائل ناپسندي‌اند كه پيامك‌ها مجال مناسبي براي عرضة آنهايند. 
    جهاني‌سازي
    نمود عيني جهاني‌سازي، تلفن‌همراه است. وسيله‌اي كه جغرافيا و زمان را در هم آميخته و بشر از جاكنده شده  را در بي‌بُعدي صاحب هويت كرده است. يك جلوة دقيق و قابل فهم اين جهاني‌گرايي، شركت‌هاي ارائه‌دهندة خدمات تلفن‌هاي هم‌راه‌اند؛ چه آناني كه گوشي مي‌سازند و چه آنهايي كه شبكه‌ها را. موتورولا، اينتل، نوكيا، سوني اريكسون، سامسونگ، ودافون، ميكروسافت، بويگ و بسياري ديگر از شركت‏ها در مقياس جهاني، ابزار و خدمات مربوط به تلفن‌همراه را روانة همة بخش‏هاي بازار مي‏كنند. اين شركت‌ها غرب و شرق عالم را به هم دوخته‌اند و گذار آدمي كمتر جايي ـ و به‌راستي كجا ـ مي‌تواند بيفتد كه آنها را نبيند. ذيل اين هم‌گرايي، شركت‌هاي كوچك بلعيده مي‌شوند و اساساً فناوري بزرگ تلفن‌همراه، اجازة كوچك‌گرايي يا خردساختن ارائة خدمات را ـ با اين استدلال كه اقتصادي نيستند ـ به كسي نمي‌دهد.  در واقع فقط پيشرفته‏ترين دستگاه‏ها مي‏توانند با خدماتي همراهي كنند كه شركت‏ها با تلاش بسيار به مشتريان خود مي‏فروشند و شركت‏هايي كه فرآورده‏هاي نو را ناديده بگيرند، هزينة سنگيني خواهند پرداخت.  يك اتفاق مهم ديگر در اين حوزه تأكيد بر خصوصي‌سازي امواج است. اين پيش‌نهاد نخستين بار در 2001 در ايالات متحده مطرح شد كه امواج از حيطة كنترل دولت‌ها خارج شوند  و اگر چنين اتفاقي رخ دهد، فاصله‌گذاري ميان شمال ـ جنوب حتماً به‌نحوي قابل توجه افزايش خواهد يافت.
    وضعيت پيامك خبري
    ارسال نخستين پيامك خبري در كشور، در مؤسسة همشهري و در سال 1385 به ثبت رسيده است. همشهري در اين سال با تأسيس واحد مستقلي براي ارسال پيامك‌هاي خبري اقدام به مشترك‌گيري و ارسال پيامك به‌صورت روزانه كرد و تقريباً هم‌زمان از اين ابزار در رسانه‌هاي ديگر نيز بهره گرفته شد. هم‌اكنون علاوه بر خبرگزاري‌هاي رسمي، تعدادي از وب‌سايت‌هاي خبري، روزنامه‌ها، مجلات و... داراي سامانة ارسال پيامك‌اند كه بايد به اين مجموعه، نهادهاي فعال در اين زمينه را نيز افزود. جدول زير تعداد رسانه‌هاي فعال در اين زمينه را نشان مي‌دهد: 

    حوزة رسانه    نوع فعاليت پيامك    توضيحات
    خبرگزاري‌ها    سه خبرگزاري فعال    خبرگزاري‌هاي مهر و فارس به‌صورت دائم مشغول ارسال پيامك‌اند؛ خبرگزاري رسا نيز در زمينه به تناوب در اين عرصه فعال است.
            خبرگزاري ايرنا نيز در مقطعي سامانة پيامكي ايجاد كرد كه مدتي بعد متوقف شد.
        يك خبرگزاري پيامكي    خبرگزاري نسيم نخستين خبرگزاري پيامكي در كشور است كه از سال 89 فعاليت خود را آغاز كرده است.
    سايت‌هاي خبري    شش سايت فعال    شش پايگاه خبري كه دو مورد از آنها پيشوند خبرگزاري نيز دارند در زمينة ارسال پيامك فعال‌اند.
            تعداد پرشماري از پايگاه‌‌هاي خبري اينترنتي داراي سامانة ارسال پيامك‌اند كه اين سامانه‌ها معمولاً به‌صورت نوبه‌اي(تحت تأثير دو عامل تأمين اعتبار يا شرايط سياسي) فعاليت‌ مي‌كنند.
    روزنامه‌ها    نامشخص    بعد از متوقف شدن پيامك خبري روزنامة همشهري، روزنامه‌ها معمولاً سامانه‌هاي پيامكي خود را بنا به مورد به كار گرفته‌اند. برخي روزنامه‌ها نظير جام‌جم، خبر، قدس، جوان، وطن‌امروز، همشهري، فرهنگ آشتي و خراسان براي انتشار محتواي روزنامه‌ از سامانة مذكور در برخي فواصل زماني استفاده كرده‌اند يا مي‌كنند.
    هفته‌نامه‌ها و مجلات    دو هفته‌نامه    دو هفته‌نامه به‌صورت پيامك خبري مستقل ـ اما نه‌چندان منظم ـ از نيمة دوم سال 90 از سامانة پيامك استفاده مي‌كنند.
            چندين ماه‌نامه و هفته‌نامه براي اطلاع‌رساني عناوين اصلي خود به‌طور منظم از سامانة پيامك استفاده مي‌كنند.
    سازمان‌هاي فرهنگي-سياسي     نامشخص    اين سازمان‌ها داراي پيامك براي اطلاع‌رساني داخلي‌اند و معمولاً در چند سطح عمومي (جهت اطلاع رسانه‌ها) و ويژه (مديران) پيامك خبري منتشر مي‌كنند.
    در بررسي حجم ارسال پيامك‌هاي خبري مي‌توان جدول زير را در كانون توجه قرار داد: 
    دريافت روزانه پيامك خبري (متوسط)    170 پيامك    از 14 تا 16 منبع ارسال‌كننده
    بالاترين ساعات ارسال    12-13 با 18 پيامك    11-12 با 15 پيامك
    بيش‌ترين ميزان در سال 90     678 پيامك    از 15 منبع خبري
    در نوروز 91    60 پيامك به‌طور روزانه    از 4 منبع
    سياست‌ها و راهبردهاي موجود
    به‌كارگيري لفظ سياست  يا راهبرد  در اين‌ متن، هم مي‌تواند كاربرد داشته و صحيح باشد و هم نباشد؛ چرا كه اگر سياست و سياست‌گذاري را امري حاكميتي درنظر بگيريم كه به حدود، نحوه و بحث مداخلة دولت در امور عمومي  مي‌پردازد ، روشن است كه تلفن‌هاي همراه و خدمات جانبي آن (پيام كوتاه)، حتماً در رديف مسائل حاكميتي قرار مي‌گيرند، چه اينكه سازمان تنظيم مقررات راديويي، مصوب هيئت دولت، چنين وظايفي را برعهده دارد  و دادسرايي نظير دادسراي جرايم فناوري اطلاعات  يا پليس فتا يا كميتة تعيين مصاديق محتواي مجرمانة فضاي سايبر نيز در همين زمينه فعاليت مي‌كنند و بدين اعتبار سياست‌گذاري در مسائل بنيادين مرتبط با پيامك مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد. از سوي ديگر اگر راهبرد را برنامه‌اي براي رسيدن به اهداف در سازمان يا شركت مورد نظر تعريف كنيم ، مباحث مربوط به راه‌اندازي يك سامانة پيامكي، نظير آنچه در بسياري از سازمان‌هاي عمومي و رسانه‌اي در ايران وجود دارد، محل توجه خواهد بود و مي‌توان راهبردهايي را در اين زمينه پيش‌نهاد داد. بدين ترتيب، در‌ آخرين فصل از مباحث مرتبط با پيامك خبري، ضمن مرور سياست‌هاي موجود، فرايندهاي جاري در اين حوزه بررسي و با در نظر گرفتن ملاحظات اجرايي، سياست‌ها و راهبردهايي در اين زمينه ارائه مي‌شود.
    سامانه‌هاي پيامكي موجود از مجموعه‌اي قواعد كلي ـ و معمولاض نانوشته ـ در اطلاع‌رساني خود پيروي مي‌كنند. اين قواعد يا به‌صورت آيين‌نامه‌هاي موردي نوشته شده يا در چرخة داخلي هر رسانه، به‌عنوان تجارب حرفه‌اي در ذهن فعالان اين عرصه ثبت و ضبط گرديده است.
    دو قانون اصلي موجود (قانون مطبوعات و خبرگزاري‌ها، و قانون جرائم رايانه‌اي) شايد اصلي‌ترين اسناد بالادستي موجود در كشور باشند كه سامانه‌هاي پيامكي مختلف خود را موظف به در نظر گرفتن آنها مي‌دانند. در عمل نيز مطابق همين قوانين با ارسال‌كنندگان پيامك‌هاي خارج از ضابطه برخورد مي‌شود و اعتراض‌ها شكلي حقوقي و قضايي پيدا مي‌كند. در اين قوانين از پيامك ذكري به ميان نيامده است، اما از آنجا كه معمولاً سامانه‌ها تحت نظارت يك واحد رسانه‌اي فعاليت مي‌كنند و از حيثي ديگر، چون در قانون جرايم رايانه‌اي، تعبيرِ «هر نوع ابزار الكترونيكي» به كار رفته، مي‌توان شموليت آنها را درباب پيامك مورد توجه قرار داد. مواردي نظير مواجهة دولت با دو خبرگزاري مهر و فارس، به دليل انتشار پيامك‌هايي مرتبط با گراني سكه و ارز در بهار سال 1391 مصاديقي از اين نوع برخوردها به شمار مي‌رود.
    در سطح اجرايي نيز، پاره‌اي مسائل در واحدهاي رسانه‌اي فعال در زمينة ارسال پيامك وجود دارد كه بسته به مورد درباب آنها سياست‌گذاري‌هاي لازم صورت گرفته يا بايد درمورد آنها چاره‌انديشي‌ گردد. براي نمونه، دانشگاه دنور آمريكا، در اطلاعيه‌اي دربارة سامانة پيامكي خود كه با عنوان SMS policy منتشر شده، برخي نكات مرتبط با فرايند ارسال پيامك را توضيح داده است. در اين برگة راهنما گفته شده كه پيامك‌هاي ارسالي از سوي دانشگاه مذكور براي اطلاع‌رساني، اعلام خبر تعطيلي دانشگاه، مشاورة تحصيلي، ثبت‌نام، كمك‌هاي مالي و رويدادهاي دانشگاه‌اند كه اولاً افراد بايد براي دريافت آنها فرم‌هاي مربوط را پُر كنند؛ ثانياً اين پيامك‌ها به مانند اطلاعيه‌هاي مكتوب دانشگاه، داراي رسميت و اعتبارند؛ ثالثاً در موارد اعلام‌شده، پيامك‌ها يگانه مرجع رسمي اطلاع‌رساني‌اند، رابعاً اگر پيام‌ها از 160 كاراكتر بيش‌تر باشد، بايد براي دريافت اطلاعات تكميلي به واحد مربوط رجوع كرد و... .  در اين بخش با برگزاري برخي مصاحبه‌ها و بررسي متون مرتبط ـ در روزنامة همشهري، خبرگزاري مهر، دبيرخانة شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دبيرخانة شوراي اطلاع‌رساني دولت، وزارت نفت و خبرگزاري خانة ملت ـ  برخي از مسائل يا سياست‌هاي مرتبط با ارسال پيامك به دست آمده است:
    1. تدوين اصول محتوايي
    در نخستين بخش معمولاً بايد سياست‌هاي محتوايي در ارسال پيامك روشن شود؛ اين سياست‌ها ناظر به اسناد بالادستي است يا از ميانِ برنامه‌هاي توسعه‌اي مديران ارشد استخراج مي‌شود و در آنها به پرسش‌هايي نظير: دامنة موضوعي انتشار پيامك‌ها، زبان و لحن آن‌ها، نحوة تمركز بر ارزش‌هاي خبري، تنش‌زايي يا جلوگيري از آن، ابهام‌آفريني يا مقابله با آن و... پاسخ داده مي‌شود. اين اصول محتوايي در پاره‌اي موارد سليقه‌اي‌اند و با تغيير مدير واحد مربوط، دگرگون مي‌شوند.
    يك اصل محتوايي مهم ديگر، مقابله با تكرار‌گرايي در پيامك‌هاست. اين مسئله معمولاً در دو سطح بروز مي‌كند: اول آنجا كه اخبار مهم، توسط همة سامانه‌هاي ارسال پيامك انتشار داده مي‌شوند و بدين طريق يك خبر، براي يك كاربر از مجاري مختلف فرستاده مي‌شود؛ دوم آن هنگام كه سامانه‌ها، اخبار مهم يك‌ديگر را به‌صورت ويژه براي مخاطبان ارسال مي‌كنند. صرف‌نظر از بازنشرهاي فاقد منبع كه معمولاً دردسرساز هم مي‌شود، اين موضوعي قابل بحث و بررسي است و حداقل مي‌توان درباب آن گفت كه موجبات ناخرسندي كاربر-مخاطب را فراهم مي‌آورد.
    2. روش‌‌هاي ارسال
    اين موضوع در رديف برنامه‌هاي اجرايي ارسال پيامك قرار نمي‌گيرد؛ چراكه بايد در آن نوعي انتخاب يا تمييز مهم رخ دهد. سؤال اصلي اين است كه «سامانة پيامك بنا دارد براساس كدام يك از سه اصلِ رايجِ رسانه‌اي: سرعت، صحت و دقت عمل كند.» اين اصول هريك در مواردي نافي يكديگرند، به ويژه آنكه محدوديت تعداد كاراكتر در ارسال پيامك، موجب اثرگذاري بر اصل دقت مي‌شود. اصل سرعت نيز، صحت پيامك‌ها را مخدوش مي‌كند. برخي سامانه‌هاي پيامكي كنوني ترجيح مي‌دهند به جاي سرعت، دقيق و صحيح باشند و لاجرم در هر بار ارسال، افزون بر محتواي سه پيامك را ارسال مي‌كند كه اين خود عاملي تخريبگر و محدودكنندة فعاليت‌ به‌شمار مي‌رود. از سوي ديگر تأكيد برخي سامانه‌ها بر ارسال اخبار دست اول موجب صرف هزينه‌هاي سنگين سياسي و مالي مي‌شود، به‌گونه‌اي كه پس از ارسال سريع پيامك نادرست و بازنشر آن از سوي ديگر رسانه‌ها، رسانة مذكور مجبور به ارسال اصلاحية مجدد مي‌شود كه معمولاً اثرگذار نيز نيست و پيامدهاي فراواني دارد.
    3. شاخص‌هاي كيفي
    خبررساني، جوهرة ايجاد واحدهاي پيامكي در رسانه‌ها يا سازمان‌هايي است كه از اين فناوري بهره مي‌برند. از اين منظر، تبيين دقيق مزيت نسبي ارائة پيامك، در فهرست اوليه مسائل بايد تعيين تكليف گردد. دشواري ماجرا آنجاست كه در پاره‌اي از موارد واحد ارسال‌كننده براساس سياست‌هاي درنظر گرفته ترجيح مي‌دهد به جاي خبر، روي تحليل يا اظهارنظرهاي تحليلي تمركز كند. اين رفتار اگرچه ممكن است از منظر آگاهي‌بخشي مفيد به نظر برسد، رفته‌رفته كاربران را دچار نوعي دل‌زدگي و خستگي مي‌كند و اعتراضات آنها سامانه را وامي‌دارد تا مرتباً راهنماي روش قطع ارسال پيامك‌ها را به مخاطبان ارسال كند. اين موضوع از جمله آسيب‌هايي است كه تا رفع نشدن آن، ديگر حدود فعاليت‌ سامانه نيز مخدوش باقي مي‌ماند.
    فرايندهاي اجرا و ارسال
    در هر سامانة پيامكي معمولاً روال‌هايي براي اجرايي‌سازي امور درنظر گرفته مي‌شوند. در اين فرايندها كه الزاماً شيوه‌اي استانداردشده نيز ندارند، مي‌توان وجوهي از عوامل درون‌سازماني يا برون‌سازمانيِ موثر در انتشار اخبار، نظير سياست‌هاي خبري سازمان ارسال‌كننده، فرهنگِ سازمانيِ غالب، مضايق فيزيكي و اداري، اعمال نظر منابع خبري، حاميان مالي، و گروه‌هاي فشار را مشاهده كرد.  در اينجا پاره‌اي از اين روش‌هاي ارسال بررسي شده است.
    1. تعداد و زمان ارسال پيامك‌ها
    معمولاً در برنامة اجرايي در پيش‌گرفته‌شده، تعداد پيامك‌هاي ارسالي در هر روز
    تعيين مي‌گردد. در اين بحث، محدودة زماني ارسال پيامك‌هاي نيز روشن مي‌شود. 
    تعداد و زمان ارسال پيامك‌ها همچنين متناسب با روزهاي كاري يا تعطيل در هر هفته
    يا رويدادهاي مهم‌ بايد تغيير كند. البته مسائل مالي و تأمين هزينه‌هاي ارسال نيز بر اين فرايند بسيار مؤثر است، به‌گونه‌اي كه تغيير شيوة ارسال رايگان پيامك، به افزودن هزينة مربوطه به فيش پرداخت هزينه تلفن‌همراه ايرانسل يا همراه‌اول، باعث تغيير علايق مخاطب شده است.
    2. ادبيات و قالب پيامك‌ها
    معمولاً براي ارسال پيامك‌ها، از يك شيوه‌نامة مشخص در ارسال محتوا استفاده مي‌شود كه در آن، چگونگي ذكر نام منبع اصلي يا نشاني وب‌سايت منبع، نحوة ذكر منابع ديگر (غير از ارسال‌كننده در خبرها)، ذكر پيش‌وندهايي نظير فوري، ويژه يا محرمانه  در خبر، زمان ارسال خبر و... روشن شده است . اين شيوه‌نامه بسته به تحولات خبري مي‌تواند با افزوده‌شدن گزينه‌هايي براي اخبار تازه، بازبيني شود.
    3. گروه‌بندي محتوا و كاربران
    لازم است پيامك‌ها به‌نحوي مقتضي دسته‌‌بندي شوند. اين دسته‌‌بندي مي‌تواند بسته به نوع مخاطبان، موضوعي (سياسي، فرهنگي، ورزشي، اقتصادي و... ) يا اهميتي (خبر فوري، ويژه، محرمانه و... ) باشد و در هر صورتي بايد اين دسته‌بندي‌ها كاملاً تعريف‌شوند تا كارگزاران و كاربران سامانه دربارة آنها دركي دقيق و درست داشته باشند.
    علاوه بر محتوا، بايد متناسب با شرح وظايف سازمان توليدكنندة محتوا، كاربران  و مخاطبان پيامك نيز گروه‌بندي شوند. اين دسته‌بندي، نحوة ارسال محتوا را روشن، سامانمند و آسان مي‌سازد و از تداخل‌هاي احتمالي آتي جلوگيري مي‌كند.
    4. فرايند ارسال
    اخبار ارسال‌شده بايد مشابه رويه‌هاي ديگر رسانه تأييد شوند و انتشار يابند، اما در اينجا معمولاً در مورد خبرهاي عمومي و غيرخاص، يك‌نفر تصميم‌گير و ارسال‌كننده وجود دارد يا نهايتاً اين فرايند در چارچوب يك اپراتور (خبرنگار) و تأييدكننده (دبير) تعريف مي‌شود. البته به‌طور طبيعي گروه ارسال اخبار نيز بايد از سوي منابع اصلي تصميم‌گيري مشخص شده باشد. اما در مورد خبرهاي مهم و خاص، بايد مسئول ارشد (دبير تحريريه يا سردبير) يا بالاتر (مدير مسئول يا مديرعامل) رسانه نيز از محتوا مطلع گردند و لزوم فرستادن يا نفرستادن آنرا تاييد كنند.
    ملاحظات مربوط به تصميم‌گيري
    در گسترة امور رسانه‌اي، اتكا به يك منطق يا مشرب براي تصميم‌گيري در مقابل مسائل موجود حتماً نتايج مطلوبي به‌بار نخواهد آورد؛ چراكه محيطي ناپايدار و بسيار متغير در پيش روست كه هم به جهت منابع حياتي مورد نياز و هم حوزه‌هاي رقابتي، در حال جابه‌جايي‌هاي مداوم و گسترده است. با اين وصف مناسب است تركيبي از دو نظرية عقلايي  و هنجاري  براي وضع سياست در حوزة پيامك در دستور كار قرار گيرد. اين تصميم از يك صورت‌بندي شناخته‌شده پيروي مي‌كند كه عبارت است از: شناخت مسئله؛ ارزيابي بديل‌ها و تعيين‌دستور كار؛ انتخاب راه‌حل؛ مشروعيت‌بخشي و اجراي خط‌مشي؛ ابلاغ و اجرا و بازخوردگيري و اصلاح خط‌مشي . در تصميم عقلايي، فرايند عمليات مورد نظر از ميان بديل‌هاي مختلف و در پي سنجشگري و در طي مراحلي چندگانه صورت مي‌گيرد و مي‌توان با احصاي بخش عمده‌اي از گزينه‌ها ـ چراكه امكان برشمردن تمام آنها وجود ندارد ـ و در نظر گرفتن اقتضائات هريك، براي برگزيدن‌شان اقدام كرد . شرط ضروري براي تصميم‌گيري شناخت مسئله است و در اين شناخت انبوهي از عوامل از قبيل ارزش‌ها، شخصيت، خطرپذيري و انطباق‌پذيري دخالت دارند.
    از سوي ديگر، نظريات هنجاري مورد نظر در اين بحث، در يك سطح كلان، ناظر به كل فرآيندهاي مديريتي و تصميم‌گيري‌‌هاست، به‌گونه‌اي كه نشان مي‌دهد نمي‌توان سياستي را بدون توجه به چشم‌اندازهاي ارزشي و اخلاقي وضع كرد و در اين سطح، تعهداتي گسترده بر تصميم‌سازي‌ها مؤثرند.  همچنين در گستره‌اي خردتر، به تبيين بايدها و نبايدهاي حاكم بر وسايل ارتباط جمعي در شرايط مختلف مي‌پردازد كه اين بايدها و نبايدها، ماهيتي تعهدآور و الزام‌آور دارند؛ اين نظريه‌ها به ترسيم رابطة دولت، رسانه و جامعه مي‌پردازند و انتظارات از رسانه‌ها، ضوابط و شرايط حاكم بر آنها و توقعات مربوط به نقش اجتماعي رسانه‌ها را در جوامع مختلف بررسي مي‌كنند.  تئوري هنجاري مورد توجه در اينجا، تئوري مسئوليت اجتماعي است.  اين نظريه، محور است و بر اساس آن، راهكارهايي پيشنهاد مي‌شود كه با استفاده از منطق حاكم بر تئوري عقلايي آنها ارزيابي و انتخاب مي‌شوند. تئوري مسئوليت اجتماعي در تلاش براي انطباق سه اصلِ نسبتا واگراست: فرد آزاد است و قدرت انتخاب دارد؛ رسانه‌ها نيز آزادند؛ و رسانه‌ها در برابر جامعه مسئول‌اند. اين تئوري به دو نوع راه حل اساسي توجه كرده است: 
    1. توسعة مؤسسات عمومي اما مستقل براي مديريت رسانه‌ها؛
    2. رويكرد به تخصص‌هاي حرفه‌اي به منظور دستيابي به استانداردهاي بالايي از كارايي و خودگرداني رسانه‌ها.
    سياست‌هاي پيشنهادي
    مسائل بررسي‌شده ـ متكي بر همان فرايند پيش‌گفته در مورد مراحل سياست‌گذاري ـ به دو سطح بنيادين و كاربردي تقسيم و در سطح بنيادين سياست ـ راه‌حل و در سطح كاربردي راه‌برد ـ راه‌حل‌هاي مورد نظر ارائه شده‌اند.
    روشن است كه اين مسائل گرچه از كليت موضوعات مرتبط با فضاي مجازي و تلفن‌هاي هم‌راه مجزا نيستند، به اقتضاي نحوة عمل پيامك خبري و مباحث عرضه‌شده در اين كتاب، تفكيك و تحديد شده‌اند. جداول 7 و 8 مهم‌ترين مسائل، راهبردها يا راه‌حل‌هاي مرتبط با آنها، نظام تصميم‌گيري، الگوي اجرايي و ارزيابي راه حل‌ها را ارائه كرده‌اند.

    مسئله    سياست/ راه‌حل    نهاد رسمي مرتبط    بخش مرتبط در رسانه    الگوي اجرايي    روش ارزيابي
    ابهام در مستقل بودن پيامك به‌عنوان يك رسانه    ايجاد عرصة عمومي گفت‌وگو و تعامل ميان نهادهاي واسط و كارفرمايان و مجريان
    اصلاح دستور‌العمل‌ها و رويه‌هاي سازماني    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي    مديريت ارشد رسانه    گفتمان‌سازي فرهنگي
    رهيافت نهادي    نقد و ارزيابي حرفه‌اي نخبگان
    تأثيرات پيامك‌هاي خبري بر نحوة استفاده كاربران از رسانه‌هاي ارتباط جمعي    ايجاد بستري براي انتخاب آزادانة مخاطب، رفع نگراني از ذينفعان، گسترش سواد رسانه‌اي    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي    مديريت ارشد رسانه    رهيافت نهادي،
    رهيافت فرايندي    بحث با ذينفعان
    رويه‌هاي تنظيم استاندارسازي
    پيامك خبري مي‌تواند بحران‌هاي اجتماعي ـ سياسيِ محدود يا گسترده ايجاد كند.    شناسايي عوامل زمينه‌اي بروز بحران، استفاده از ابزارهاي كنترلي    وزارت اطلاعات و ديگر نهادهاي امنيتي مسئول، شركت مخابرات    مديريت ارشد رسانه، مدير اجرايي مربوطه    رهيافت نهادي،
    رهيافت بازي    موردپژوهي
    مدل‌سازي مقايسه‌اي
    نامشخص بودن اولويت راه‌اندازي پيامك خبري براي رسانه‌ها    تأمين برنامه-بودجه‌اي مناسب
    تأسيس واحد مربوط
    ارزيابي تجارب پيشيني    ---    مديريت ارشد رسانه    رهيافت انتخاب عقلايي    نيازسنجي
    خودارزيابي
    نامشخص بودن اولويت حوزة موضوعي عمل پيامك خبري    تدوين سياست‌هاي بالادستي در هر رسانه و تعيين تكليف حوزة عملكردي    ---    مديريت ارشد رسانه
    واحد مربوط    مديريت پروژه
    رهيافت انتخاب عقلايي    نقد و ارزيابي خبرگان
    داشتن تصاوير واژگونه از اثربخشي يا اعتبار پيامك    بالابردن سواد رسانه‌اي،
    اطلاع‌رساني دربارة مصاديق صدق و كذب،
    مجازات تخلفات    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تقريباً تمام نهادهاي حاكميتي    مديريت ارشد رسانه    رهيافت فرايندي،
    رهيافت تدريجي    پيمايش
    فقدان آيين‌نامه‌هاي اجرايي انتشار پيامك در رسانه و بروز نوعي هرج‌ و مرج    تنظيم اسناد مورد نياز
    برگزاري دوره‌هاي آموزشي    ---    مديريت ارشد رسانه
    واحد مربوط    مديريت پروژه،
    رهيافت گروه    نقد و ارزيابي نخبگان
    اشكالات شرعي به‌كارگيري پيامك خبري    دريافت استفتائات شرعي مورد نياز    مراجع تقليد
    حوزه‌هاي علميه،
    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي    مديريت ارشد رسانه
    واحد مربوط، خبرنگاران    رهيافت نخبگان، رهيافت فرايندي    نقد و ارزيابي نخبگان
    نبود قوانين حقوقي به‌روز و مناسب    تنظيم اسناد حقوقي مورد نياز و اصلاح قانون مطبوعات    مجلس شوراي اسلامي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي    مديريت ارشد رسانه
    واحد مربوط، خبرنگاران    رهيافت نهادي    نقد و ارزيابي نخبگان
    تعدد منابع تصميم‌گيري در حوزة پيامك    اعتمادسازي بالادستي، تأسيس شوراي هماهنگي فضاي مجازي    مجلس شوراي اسلامي، دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
    قوة قضاييه    مديريت ارشد رسانه    رهيافت نهادي، رهيافت انتخاب عقلايي    ارزيابي ذينفعان

    جدول مسائل بنيادي

    مسئله    راهبرد/ راه‌حل    نهاد رسمي مرتبط    بخش مرتبط در رسانه    الگوي اجرايي    روش ارزيابي
    هزينة به‌كارگيري پيامك بايد از سوي منبع يا كاربر تأمين شود    كاهش هزينه‌هاي دريافت پيامك در امور اطلاع‌رساني    مخابرات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شركت‌هاي خدمات‌دهنده    مديريت مالي رسانه    بودجه‌ريزي عملياتي
    انعقاد تفاهم‌نامه    تحليل هزينه
    بروز فاصلة ارتباطي در فهم متن پيامك به سبب محدوديت كلمات    افزايش سواد رسانه‌اي
        صدا و سيماي جمهوري اسلامي    واحد مربوط    رهيافت انتخاب عقلايي    ارزيابي نخبگان
    زبان پيامك خبري    تنظيم آيين‌نامه‌هاي نگارش مجازي    فرهنگستان زبان و ادب فارسي    واحد مربوط
    خبرنگار    رهيافت گروه، رهيافت تدريجي    ارزيابي نخبگان
    فقدان تجربه مضبوط و اتخاذ شيوه‌هاي نادرست در رسانه‌هاي مختلف    تدوين شيوه‌نامه‌هاي مرتبط    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي    واحد مربوط    رهيافت گروه، رهيافت تدريجي    ارزيابي نخبگان
    فقدان نظام تحليل محتوا و ارزش‌يابي پيامك‌ها    ايجاد نرم‌افزارهاي تحليل محتوا    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شركت مخابرات    خبرنگار    رهيافت تدريجي    مطالعات مقايسه‌اي
    آشفتگي رواني براي كاربر دريافت‌كنندة پيامك    امكان پذيرش يا رد دريافت پيامك    ---    واحد مربوط    رهيافت بازي    نيازسنجي
    مسائل كاربردي
    ملاحظات مربوط به اجرا
    پيامك‌ها ويژگي‌هاي دارند كه نوع ارتباطات ميان‌فردي را گسترش داده و رسانة پيامك خبري را در چشم‌انداز يك رسانة ارتباط جمعي قرار داده است. با اين حال، برخي از اين ويژگي‌ها، ذاتي چنين ارتباطي به‌شمار مي‌روند و بر هر مجموعه راهكاري اثرگذارند. مهم‌ترين يا اولويت‌دارترين مسئله در اينجا، هزينه‌هاي مبادله است. در فرايندهاي ارتباطي بين فردي، هر پيامك ارسال‌شده توقع يك پيامك دريافت‌شده را در ضمن خود دارد و اين برخلاف روش تماس تلفني است كه يك نفر تنها براي برقراري ارتباط هزينه مي‌پردازد. مبادلة هزينه‌ها، نوعي توازن‌گرايي را در برقراري رابطه پديد مي‌آورد و شايد آنرا بتوان يك زمينة روان‌شناختي مهم در گسترش كاربرد پيامك در ايران و جهان دانست، اما پيامك‌هاي خبري معمولاً از اين قاعده پيروي نمي‌كنند  و همين عامل سرمايه‌گذارانه موجب سستي يا كندي حل مسائل بنيادي و به‌ويژه كاربردي در اين حوزه شده است. چرا؟ چون سازمان‌هاي متولي با وجودِ داشتن انديشه‌ها و طرح‌هاي بلندپروازانه در توسعة شبكه پيامكي خود، در عمل از تأمين هزينه‌ها ناتوان‌اند و نمي‌توانند بر اين مشكل فائق آيند.
    دومين نكتة مهم همان‌گونه كه در فهرست مسائل نيز بدان‌ها اشاره شد ـ وضعيت حقوقي ـ قانوني ارسال پيامك‌هاي خبري است. قانون مطبوعات و خبرگزاري‌ها در اين‌باره ساكت است و به‌دليل تعدد مراكز تصميم‌گيري به نظر نمي‌رسد در آينده‌اي نزديك نيز اين مسئله رفع شود؛ به‌ويژه آنكه حساسيت مقامات سياسي نيز به اين مقوله جلب شده و در پاره‌اي موارد (نظير بحران افزايش قيمت سكه و ارز و در بهمن 90) رسماً يك وزير، پيامك‌هاي خبري يك خبرگزاري را مسئول افزايش قيمت‌‌ها معرفي مي‌كند.
    از آنجا كه هويت كاربر در شبكة ارسال محتوا، در نسبت با يك شمارة تلفن تعريف مي‌‌شود و تغيير تلفن مذكور مي‌تواند تغيير هويت به شمار آيد، سومين مشكل اجرايي در حوزة مخاطبان جلوه‌گر مي‌شود. مخاطبان تلفن‌هاي همراه خود را به هر دليل تغيير مي‌دهند يا مايل به استفاده از خدمات پيامكي نيستند، اما سازوكار مشخصي براي چنين بازبيني‌هايي در شبكه‌هاي ارسال‌كننده طراحي نشده است و در اين‌جا لااقل دو مشكل حاد پديد مي‌آيد: اولاً پيامكي خاص براي مخاطباني خاص ارسال مي‌شود و با تغيير مخاطب پيامك در حالي كه وي هم‌سو با محتوا نيست براي وي ارسال مي‌گردد و بيم افشاي برخي محتواها ايجاد مي‌شود؛ ثانياً مخاطب به هر علتي (مثل ارسال بي‌موقع پيامك در نيمه شب ـ مايل به خروج از شبكه است، اما روشي براي اين اقدام نمي‌شناسد.
    جمع‌بندي
    شكل‌گيري نسل انگشت شست (به معناي كاربراني كه در همه جا، همواره دست‌شان روي صفحه كليد تلفن‌هم‌راه‌شان است و در حال ارسال يا دريافت پيام جديدي هستند) دشواري‌هاي فناوري‌هاي مرتبط با تلفن‌همراه را چند برابر كرده است.  پيامك پركاربردترين استفاده از تلفن‌همراه است و پيامك‌هاي خبري نقطة تعامل ميان كاربران و سازمان‌ها. اين نقطة برخورد از منظر سازمان‌‌هاي ارائه‌دهندة پيامك خبري چندان شناخته‌شده نيست و نه تنها در ايران، بلكه در جهان نيز تمركز خاصي بر اين حوزه صورت نگرفته است. سير شتابناك تحولات اين عرصه شايد يكي از مهم‌ترين علل چنين بي‌توجهي عميقي به‌شمار رود. به هر روي، با توجه به همين سرعت شگفت‌انگيز ضروري است تا نهادهاي مسئول در كشور هرچه سريع‌تر براي بهينه‌سازي فضاي ارسال پيامك‌هاي خبري اقدام كنند برسانند كه در آن، ضمن حفظ حدود معقول، آزادي بيان رسانه‌ها نيز مخدوش نشود.

     
     

    References: 
    • احمدي، ثريا و ديگران، «تأثير استفاده از تلفن همراه بر شكل‌گيري هويت شخصي مدرن در نوجوانان و جوانان شهر تهران»، فصل‌نامه پژوهش‌هاي ارتباطي، ش 4، زمستان 1388، ص 125-150.
    • اكرامي، محمود، مردم‌شناسي ارتباطات خودماني، مشهد، ايوار، 1386.
    • داوري اردكاني، رضا، «رابطه فرهنگ و فن‌‌آوري»، در مجموعه مقالات: فرهنگ، فناوري اطلاعات و ارتباطات، تهران، موسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني، 1386.
    • ذكايي، محمدسعيد و ولي‌زاده، وحيد، «تأملي در دلايل، كاركردها و معاني فردي و اجتماعي كاربرد تلفن‌همراه»، فصل‌نامه رشد آموزش علوم اجتماعي، ش 36، پاييز 1386، ص 24-29.
    • زارعي، عبدالرسول و صلاحي احمد، «ارائه روشي هوشمند جهت كاهش حجم سيگنالينگ در سيستم‌هاي موبايل و شبيه‌سازي آن»، فصل‌نامه دانشكده فني، جلد 39، ش 4، آبان 84، ص 459-468.
    • سعيدي، علي‌اصغر، «اثرات ارتباط پايدار بر رفتار مصرف‌كننده»، فصل‌نامه جهاني رسانه، ش 1، بهار 1385.
    • شريفي، ليلا، «پيامك، اسپرانتويي نوين»، فصل‌نامه زبان و ادبيات فارسي، ش 16، بهار 1389، ص 155-176.
    • شيلر، دان، «دنياي سحرآميز تلفن‌همراه»، ماه‌نامه سياحت غرب، ش 22، اردي‌بهشت 1384، ص 46-54.
    • عابدين، بهار و سياوشي، مليحه، «بررسي نگرش و عكس‌العمل افراد نسبت به دريافت پيامك‌هاي تبليغاتي در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات»، فصل‌نامه مديريت فناوري اطلاعات، دوره يك، ش 3، پاييز و زمستان 1388، ص 53-68.
    • عاملي، سيدسعيدرضا، «فردگرائي جديد و تلفن‌همراه: تكنولوژي فردگرائي و هويت»، فصل‌نامه جهاني رسانه، ش 1، خرداد 1385.
    • كرجي، علي، «پيامك، بايدها و نبايدها» نشريه فرهنگ كوثر، ش 80، زمستان 1388، ص 149-160.
    • كلانتري، عبدالحسين و حسني، حسين، «رسانه‌هاي نوين و زندگي روزمره»، فصل‌نامه رسانه، سال 19، ش 4، زمستان 1387، ص 119-135.
    • كوثري، مسعود و خيرخواه، طاهره، «تحليل محتواي پيام‌هاي كوتاه دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران»، فصلنامه تحقيقات فرهنگي، ش 2، تابستان 1387، ص 57-78.
    • كوثري، مسعود و ديگران، «كاربرد تلفن‌همراه براي كاربران ايراني»، فصل‌نامه مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ش 2، زمستان 1385، ص 205-226
    • كيا، علي‌اصغر، «تلفن‌همراه، يك رسانه»، كتاب‌ماه علوم اجتماعي، ش 30، شهريور 1389، ص 4-17.
    • محمودي بختياري، بهروز و آدي‌بيك، آرزو، «تلفن‌همراه به عنوان رسانه مكتوب: مطالعه‌اي گفتماني از متون طنز پيام كوتاه فارسي»، فصل‌نامه پژوهش زبان و ادبيات فارسي، ش 15، زمستان 1388، ص 175-198
    • مزرعي جوشري، سحر، «بررسي جامعه‌شناختي تقابل بين فرهنگ و فناوري نوين ارتباط (تلفن‌همراه و اينترنت)»، كتاب ماه علوم اجتماعي، ش 24، اسفنده 1388، ص 100-105.
    • معيدفر، سعيد و گنجي، احمد، «كاربرد تكنولوژي‌هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي در بين دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهر تهران»، فصل‌نامه جهاني رسانه، ش 8، پاییز 1388.
    • مقصودي، مجتبي و عرب، منيره، «SMS و كاركردهاي سياسي و اجتماعي آن»، ماه‌نامه اطلاعات سياسي-اقتصادي، ش 246-245، بهمن و اسفند 1386، ص 202-221.
    • مك‌كوئيل، دنيس، درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمه پرويز اجلالي، چاپ سوم، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1388.
    • منطقي، مرتضي، «بررسي چگونگي كاربري دختران و پسران دانشجو از امكانات جانبي تلفن‌همراه»، فصل‌نامه فناوري اطلاعات و ارتباطات در علوم تربيتي، سال اول، ش دوم، زمستان 1389، ص 95-128.
    • الواني، سيدمهدي و شريف‌زاده، فتاح، فرآيند خط مشي‌گذاري عمومي، چاپ دوم، تهران، سمت، 1386.
    • Cole, Jeffrey and others, Surveying the Digital Future, http://ccp. ucla. edu/UCLA-Internet-Report. Pdf.
    • Rifikin, jermy, GLOBAL Media Giants Are Lobbying For The Privatization Of Information, HTTP://WWW. FOET. ORG/JEREMYRIFKIN. HTM.
    • Sherman, Richard, The Mind’s Eye in Cyberspace: Online Perceptions of Self and Others, www.vepsy.com/communication/book2/2SECTIO _04. PDF.
    • Suler, John, Computer and Cyber space Addiction. http: //www. rider. edu/users/suler/psycyber/suler. Html.
    • University of Denver SMS Policy: http: //www. du. edu/registrar/general/SMSPolicy. Pdf.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مهدی پور، فرشاد.(1390) بررسی مسائل پیامک‌های خبری و ارائه‌ی سیاست‌های کاربردی در قبال آنها. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 2(3)، 173-203

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فرشاد مهدی پور."بررسی مسائل پیامک‌های خبری و ارائه‌ی سیاست‌های کاربردی در قبال آنها". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 2، 3، 1390، 173-203

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مهدی پور، فرشاد.(1390) 'بررسی مسائل پیامک‌های خبری و ارائه‌ی سیاست‌های کاربردی در قبال آنها'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 2(3), pp. 173-203

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مهدی پور، فرشاد. بررسی مسائل پیامک‌های خبری و ارائه‌ی سیاست‌های کاربردی در قبال آنها. معرفت فرهنگی اجتماعی، 2, 1390؛ 2(3): 173-203