بررسي انتقادي روش‌شناسي فمينيستي از منظر رئاليسم صدرايي

سال دوم، شماره سوم، تابستان 1390، صفحه 33 ـ 62
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 2. No. 3, Summer 2011

اسماعيل چراغي كوتياني*

چكيده

بي‌شک فهم دقيق و درست درون‌ماية نظريه‌هاي اجتماعي، بدون شناخت مباني فکري و فلسفي آنها ناممکن يا دست‌کم بسيار دشوار است. نظرية فمينيسم به مثابة يک جريان ـ نظرية اجتماعي، انديشه‌هاي خود را وام‌دار مباني فکري و فلسفي خويش است. هدف اين پژوهش تحليل روش‌شناسي فمينيستي ـ با تأکيد بر فمينيست‌هاي راديکال و پست‌مدرن و چالش‌هاي پيش‌روي آن است. كه با استفاده از روش توصيفي و تبييني به پرسش‌هاي ذيل پاسخ داده‌ايم: روش‌شناسي فمينيستي چيست؟ مباني معرفت‌شناختي و هستي‌شناختي و انسان‌شناسي آن کدام است؟ از منظر رئاليسم حکمت صدرايي كاستي‌هاي روش شناسي فمينيستي كدامند. يافته‌هاي تحقيق حکايت دارد که خرد و عقلانيت شاخصه‌اي انساني است و جنسيت فاعل شناسا دخالتي در معرفت بشري ندارد. غفلت فمينيست‌ها از هويت عقلاني انسان موجب شده است که معرفت را جنسيت‌بردار تصور کنند و در دام نسبيت‌گرايي گرفتار آيند که سر از شکاکيت درمي‌آورد.

کليدواژه‌ها: فمينيسم، انسان‌شناسي، هستي‌شناسي، معرفت‌شناسي، روش‌شناسي.