بررسی جامعهشناختی عوامل مؤثر بر هویت اجتماعی (مورد مطالعه: دانشآموزان پسر پایه سوم مقطع متوسطه اول شهر شیراز)

Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
يکي از مهمترين و ضروريترين پرسشها در حيات فردي و جمعي انسان پرسش از «هويت» (Identity) است. سؤال «من که هستم؟» و اينکه «چه چيزي مرا تعريف ميکند؟» و بهنوعي پاسخ به اين سؤل که «من چه ميخواهم؟» شکلدهنده هويت ماست (ژونگ، 2016، ص 1).
در جهان امروزي «هويت» مقولهای ازپيشتعيينشده توسط منابع جمعي هويتي (مثل دين و قوميت) نيست، بلکه متناسب با موقعيتهاي شخصي و مبتني بر معناکاوي فردي از نو ساخته و پرداخته ميشود. در دنياي امروزی با تغييرات مداوم و روزمره، افراد با انتخابهاي بسياري از چگونه زيستن و چه نقشي و کارکردي را داشتن روبهرو هستند. بنابراين افراد بهترين منشأ و سرچشمه ساختن خويشتن و آفريدن هويتهاي مختص به خودشان هستند (گيدنز، 1378، ص 47).
پژوهش حاضر شناخت عوامل مؤثر بر هويت اجتماعي پسران دانشآموز پايه يک مقطع متوسطه اول شهر شيراز را مدنظر قرار داده است.
اهداف جزئي اين پژوهش عبارتند از: بررسي و سنجش تأثير اعتماد اجتماعي، گستره شبکه ارتباطي فرد در اجتماع، استفاده از رسانههاي جمعي و همچنين متغيرهاي زمينهاي بر هويت اجتماعي.
1. بررسی مفاهيم
1-1. «هویت»
«هويت» خصوصيات گروهي از انسانهاست که آنها را از انسانهاي ديگر متمايز ميکند (جنكينز، 1388، ص 5) و امروزه معضل اصلي جوانان بهشمار ميآيد.
«هويت» در جريان شناخت تشابهات و تمايزات شکل ميگيرد. اين به معناي شناخت همزمان خود و ديگري است. نوجوانان و جوانان خود را با تمايز خود از ديگران تعريف ميکنند. فرايند «من سازي» با روند سازگاري مستمر فرد با محيط عيني ـ ذهني، فرهنگي و اجتماعي و از سوي ديگر با توانايي و امکان بازگشت به خود همراه است. ازاينرو جوان در فرايند جامعهپذيري صلاحيت و آمادگي گزينش و رد و تصاحب عناصر محيط اجتماعي را کسب ميکند و براي وقايعي که در اطراف او در جريان هستند، از حساسيت خارقالعادهاي برخوردار است.
2-1. «جوانی»
«جواني» دورهاي است که در آن فرد علاقه به کنار گذاشتن تصورات و اعتقادهاي پيچيده و چندپهلو دارد و به جاي امور پيچيده، پديدههايي معين و روشن را قرار ميدهد؛ پديدههايي که جلوة قطعي و مطمئني دارند (شفرز، 1391، ص 117). معمولاً فرد در دوران نوجواني و جواني، ارزشها، باورها، داوريها و هنجارهاي مقبول خانواده و جامعه را زيرسؤال ميبرد و در جستوجوي راهحل و پاسخهاي مناسب به كندوكاو ميپردازد. پاسخهاي دادهشده تعيينکننده امكان حل تعارضات رواني و اجتماعي در مراحل بعدي زندگي انسان است.
3-1. «هویت فردی» و «هویت اجتماعی»
تمايز گذاشتن بين هويت فردي و اجتماعي کاري دشوار است. جنكينز معتقد است:
هويت اجتماعي به شيوههايي که به واسطه آن افراد و جماعتها در روابط اجتماعي خود از افراد و جماعتهاي ديگر متمايز ميشوند، اشاره دارد. شباهتها و تفاوتها با هم اصول پوياي هويت و کنه زندگي اجتماعي هستند. هويت اجتماعي يک بازي است که در آن رودررو بازي ميشود. هويتهاي اجتماعي درك ما از اين مطلب است كه چه كسي هستيم؟ و ديگران كيستند؟ و از آن طرف، درك ديگران از خودشان و افراد ديگر (ازجمله خود ما) چيست؟ (جنكينز، 1388، ص 8).
تاجفل نيز استدلال ميکند که وقتي افراد بهصورت خودخواسته يا بهصورت ديگر در گروهها قرار ميگيرند، هويت آنها از سطح شخصي به سطح گروهي تغيير ميكند. فرد تمايل دارد بهجاي ويژگيهاي شخصي که او را نسبت به افراد ديگر متمايز ميكند، خود را ذيل مقولههاي اجتماعي مرتبط با گروه تعريفکند (تد و الن، 2016، ص 2).
هويت فرد بهنوعي از ارزشهايي شکل ميگيرد که توسط اجتماعات و نهادهايي (نظير خانواده، مدرسه، و کليسا) که شخص به آن تعلق دارد به او تلقين ميشود (ميلر، 1383، ص 50ـ51). به عبارت ديگر، بايد گفت: «هويت» تعريفي است که فرد از خود و وجود خود ميکند و به پرسشهايي همچون «چيستم» و «چه ميخواهم» پاسخ ميدهد و از طريق هويت به ابعاد شخصيت خود، نوعي هماهنگي و انسجام نسبي ميبخشد و از نظر رواني و رفتاري در زمان و مکان موضعيابي ميکند (حاجياني، 1379، ص 196).
هويت اجتماعي از عضويتهاي مشترك در گروههاي اجتماعي ناشي ميشود. با ورود فرد در گروههاي اجتماعي، نوعي جهش در وابستگي عاطفي وي ايجاد ميگردد و اين نهادها و اجتماعات به تعميم وابستگي عاطفي فرد ميپردازند و فرد ضمن پرورش تواناييهاي شناختي و عاطفي، بهتدريج گرايشهای عاطفي مثبتی نسبت به غير خود پيدا ميکند و خود را جزئي از «ما»ي کليتر تعريف ميکند.
اين روند در دنياي امروزی با وجود نمادهاي اجتماعي نوین با پيشرفتی چشمگير در عرصه ارتباطات و اطلاعات شدت بيشتري مييابد، بهگونهايکه همبستگي اجتماعي بسط مييابد و برادري قبيلهاي جاي خود را به برادري با همه ميسپارد. ازاينرو شخص همه انسانها را از خود ميداند و در قبال همه احساس تعهد ميکند. بنابراين هرقدر «ما»ی عام يا اجتماع عام که مبتني بر وفاق اجتماعي است، ضعيفتر گردد «ما»هاي کوچکتري مثل خانواده يا گروه قومي قوي میشوند و این موجب سست شدن هويت اجتماعي عام ميگردد. اما هرقدر کنشگران اجتماعي در نظم اجتماعي براساس وفاق اجتماعي عام رفتار کنند و به اجتماع و هويت اجتماعي تعميميافته و تعهد دروني تعميميافته وابستگي عاطفي پيدا کنند، اجتماع عام و «ما»ی تعميميافته را تقويت ميکنند. چنين کنشگري نسبت به همه اعضای «ما» طبق قواعد اخلاقي دروني شده احساس تکليف میکند و با همه افراد انساني بهمثابه يک همنوع رابطه برقرار مينماید (کاظمي و همکاران، 1393).
اما نکته مهم اين است که هويت و ابعاد گوناگون آن در جامعة در حال تغيير امروز به يک مسئله تبديل شده است. جوامع انساني در همه موقعيتها، فرايندهاي تغيير را تجربه کردهاند و کمتر جامعه يا گروهي است که در حالت رکود و ايستايي باشد. همچنين امکان برقراري ارتباطات از راه دور و از خلال رسانههاي چندگانه ارزشها و معناها را دگرگون کرده است (نواح و حيدري، 1395).
بنابراين، با توجه به تحولات سريع و گسترده در نظام جهاني، طرح سؤالات و مباحثي در باب هويت و آينده هويتي جوامع و معضلات پيش روي آنها، از جمله نيازهاي ضروري و اساسي به نظر ميرسد. شخصيت انسان امروزي معجوني است از کثرت ارزشها و هنجارهايي ناهمخوان که او را در کشاکش مسيرهاي زندگي به حيراني کشانده است (نواح و همکاران، 1398).
بدینروی چون هويت اجتماعي زمينهساز رفتارهاي فردي و اجتماعي است، مطالعة عوامل اجتماعي مؤثر بر آن، بهویژه درباره جوانان، برای برنامهريزي و رفع مشکلات از اهميت خاصي برخوردار است. مباحث مزبور از اين نظر براي اين پژوهش اهميت دارند که ميانسالان و کهنسالان بيشتر تحت تأثير رمزهاي آغازين و سنتي هويت جمعي هستند، ولي جوانان بيشتر از رمزهاي عمومي هويت جمعي تأثير ميپذيرند.
2. پيشينة بحث
عبدالرضا نواح و همکاران (1398) در مقالهاي با موضوع «بررسي تأثير شبکههاي اجتماعي مجازي بر هويت جوانان» به اين نتيجه دست يافتند که ميان متغيرهاي مستقل، ميزان حضور در فضاي مجازي، انگيزه استفاده از شبکههاي اجتماعي مجازي و ميزان استفاده از شبکههاي اجتماعي مجازي با متغيرهاي وابسته هويت اجتماعي، هويت ملي و هويت ديني جوانان، ارتباط معناداري وجود دارد. همچنين ميان متغير ميزان استفاده از شبکه اجتماعي مجازي با متغير وابسته هويت ديني ارتباطی معکوس و منفي برقرار است.
محمودرضا رهبر قاضي و همکاران (1398) در تحقيقي با عنوان «رابطه شبکههاي اجتماعي مجازي و دگرگوني هويتهاي جمعي با تأکيد بر هويت ديني، ملي و مدرن» دريافتند که برخي مؤلفههاي شبکههاي اجتماعي تأثيری منفي و معنادار بر هويت ديني و ملي دارند؛ اما مدت زمان عضويت در شبکههاي مجازي و واقعي تلقي کردن محتواي شبکههاي اجتماعي تأثير مثبتي بر ميزان هويت امروزی افراد داشته است.
مژده کياني و سیامک نجفي (1397) پژوهشي با عنوان «اعتماد اجتماعي و هويت اجتماعي» بر روي 360 تن از دانشجويان زن دانشگاه تبريز انجام دادند. نتايج نشان داد اعتماد اجتماعي با هويت نوگرایی (مدرنیسم) و پسانوگرایی (پستمدرنیسم) زنان تحصيلکرده رابطه دارد. همچنين پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي با هويتهاي نوگرایی و پسانوگرایی دارای رابطهای معنادار است. همچنين با استفاده از الگوی «رگرسيون خطي چندگانه»، متغيرهاي سن، رشته تحصيلي، مقطع تحصيلي، اعتماد فردي و اعتماد نهادي ميتوان 36 درصد از واريانس هويت اجتماعي را تبيين نمود.
دنیس چاو و کارمن لي (2017) در پژوهشي که با عنوان «برساخت استدلالي از هويت در شبکههاي اجتماعي» انجام دادند، به اين نتيجه رسيدند که در اين مقاله، «گروه» صرفاً يک گروه دانشگاهي نيست، بلکه يک «فضاي اجتماعي و آموزشي» هم هست. همچنين نتايج نشان دادند که چگونه هويتهاي گوناگون ميتواند با منابع و شيوههاي استدلالي ترکيبي ايجاد شود که هويتهاي کسبشده با توجه به موقعيت و زمانهاي گوناگون، متفاوت باشد.
همچنين يني برگلوند (2013) در مطالعهاي که با عنوان «هويت اسلامي و نقش آن در زندگي جوانان مسلمان سوئدي» انجام داده، در پی پاسخ به اين پرسش بوده است که آيا اسلام تأثير مثبت يا منفي بر نگرش جوانان مسلمان سوئدي دارد؟ دادههاي پژوهش که با استفاده از 4000 پرسشنامهاي بهدست آمد، در ميان جوانان مسلمان سوئدي تقسيم شد. علاوه بر آن با تعداد قابل ملاحظهای از جوانان مسلمان مصاحبه نیز انجام گرفت. بيشتر پاسخگويان اسلام را مسئلة شخصي خود تلقي ميکردند. قریب يکسوم پاسخگويان خود را کساني معرفي نمودند که در جستوجو هستند. در مقابل، بقيه خود را غيرمذهبي معرفي کردند. بیشتر پاسخگويان به رهبران مذهبي اعتماد نداشتند و فقط تعداد اندکي براي انجام مناسک ديني به مسجد ميرفتند. البته اکثريت جوانان ديد مثبتی به اسلام داشنند.
نانسی دويچ و النی تئودورو (2010) پژوهشي با عنوان «شکلگيري هويت جوانان در فرهنگ مصرفي» در ويرجينيا انجام دادند. محور مطالعه آنها مصرف، يک بار بهمثابه ايدئولوژي اجتماعي و بار ديگر بهمثابه عمل شخصي بود. عمل مصرف کردن براي نوجوانان در اين مقاله يک قسمت سازنده از عملکرد هويت آنها را تشکيل ميدهد. مصرف براي خانمها کارکرد جنسیتي دارد و به منظور نگهداري ظاهري جذاب و شيک انجام ميگيرد که به آنها کمک ميکند تا هويتي متناسب با تصور جامعه از زن پيدا کنند. این در حالي است که مصرف براي مردها بيشتر در مسير اجراي مسئوليت مردانه در مقابل اعضاي خانواده (مانند مادر، همسر و بچه) تلقي ميشود.
از نقاط قوت و ضعف مطالعات داخلي و خارجي آن است که به بررسي ارتباط متغير استفاده از شبکههاي اجتماعي بر هويت اجتماعي پرداختهاند، اما به متغير گسترة ارتباطات اجتماعي فرد و تأثير آن بر هويت ـ كه ميتواند عامل مهمي براي اين تأثيرات و تغييرات هويتي باشد ـ توجهی نکردهاند و اين عامل اثرگذار از ديد پژوهشگران و محققان مغفول مانده است. اين پژوهش سعي در پر کردن اين خلأ تحقيقاتي داشته و بهطور دقيق به بررسي اين متغير، در کنار ساير متغيرها و تأثيرات آن بر هويت اجتماعي دانشآموزان متوسطه اول شهر شيراز پرداخته است.
3. چارچوب نظري تحقيق
هويت در روابط متقابل کنشگران شکل ميگيرد. «اجتماعيشدن» يا «جامعهپذيري» مفهومي است که به توصيف و تبيين چگونگي رفتارهايي ميپردازد که فرد را قادر ميسازد تا با فرهنگ جامعه سازگار شود. به عبارت بهتر، «جامعهپذيري» فرايندي است که براساس آن، فرد به اکتساب قوانين، رفتار و نظام باورها و بازخوردهاي جامعه يا گروهي مشخص دست مييابد تا بتواند درون آن جامعه زندگي کند.
در اين ميان، جامعه نهتنها براي بقاي خود، افراد را به شيوههاي گوناگون آموزش ميدهد تا افراد نمادها، الگوها، ارزشها و هنجارهاي اجتماعي را در روابط متقابل خود بهکار گيرند، بلکه در تلاش است تا با دگرگونيهايي که در نظام اجتماعي و ترکيب افراد جامعه رخ ميدهد، از طريق دروني شدن عناصر اجتماعي به خودسازي و نوسازي برسند. براي اينکه جامعه داراي انسجام و دوام معقول باشد، افراد بايد به اجماع و وفاق برسد. بنابراين هويت اجتماعي يک فرد، در تعاملات او با ديگران شکل ميگيرد (رهبر قاضي و همکاران، 1398، ص 36).
صاحبنظران جامعهشناسي سنتی نيز اشاراتي به مقوله «هويت» داشتهاند. برای مثال، جرج هربرتميد بر «کنش اجتماعي» تأکيد داشت و درباره «خود» و نحوه شکلگيري آن معتقد بود: جدای از جامعه، هيچگونه خود، خودآگاهي و ارتباطي وجود ندارد (ريتزر، 1379، ص 445ـ446).
چارلز هورتون کولي نيز در تعريف خود از «هويت» مفهوم «خود آينهسان» را مطرح ميکند (وارد، 1383، ص 185).
در دوران متأخر نيز جامعهشناسان بزرگي مانند هربرت بلومر و اروينگ گافمن به بحث درباره «هويت» پرداختهاند. بلومر در باب خود، کنش و شکلگيري هويت عقيده دارد: اين آدمي است که دنيا را بامعنا ميسازد. گافمن هم زندگي را اساساً نمایشگونه ميدانست و «خود» را مجموعهاي از صورتهاي ظاهري ميدید که پيش روي مخاطبهاي گوناگون افراشته شده است (همان).
مانوئل کاستلز متفکر اجتماعي ديگري است که معتقد است: «هويت» امري مرتبط به متن و زمينههاي اجتماعي است. کاستلز «هويت» را فرايند معناسازي براساس يک ويژگي فرهنگي يا مجموعة به هم پيوستهاي از ويژگيهاي فرهنگي که بر منابع معنايي ديگر اولويت داده ميشود، تعريف ميکند. به عقيده او هر کنشگر جمعي ممکن است چندين هويت داشته باشد، ليکن براي بیشتر کنشگران اجتماعي معنا حول يک هويت اساسي سازمان مييابد (يعني هويتي که ديگر هويتها را در قالبها و چارچوبهايي قرار ميدهد). اين هويت اساسي در طول زمان و مکان قائم به ذات است. حتي هويت فردي هم خصلتي اجتماعي دارد (کاستلز، 1380، ص 17).
ريچارد جنکنز در اثر خود با «هويت اجتماعي» به تشريح هويت اجتماعي، رابطه آن با گروه و با شعور عامه، نظريههاي هويت اجتماعي و مقبولهبنديهاي اجتماعي و تجدد (مدرنيته)، عقلانيت و هويت پرداخته است. به اعتقاد جنکينز «هويت» بر شيوههايي دلالت ميکند که با آنها افراد و جماعتها در روابطشان با ساير افراد و جماعتها مشخص ميشوند.
همچنين «هويتيابي» ايجاد و معناداري نظاممند روابط تشابه و تفاوت بين افراد، بين جماعتها و بين افراد و جماعتها است. تشابه و تفاوت، همراه با هم، همانگونه که آنها فقط ميتوانند باشند، اصول پوياي هويتيابي هستند و در مرکز جهان انساني قرار دارند. ازاينرو اهميت عملي انسانها براي يکديگر، هم بهوسيله تشابهات و هم تفاوتها در ميان آنها تعيين ميشود. تشابه بهعنوان واقعيت يا گرايش، به اندازة تفاوت مهم است.
از سوي ديگر، جنکينز معتقد است: هويت فردي بر تفاوتها و هويت جمعي بر شباهتها تأکيد دارد و اين دو از هم جدا نيستند (جنکينز، 1388، ص 26). به نظر وي، هويت اجتماعي بسيار مهم است و بدون داشتن هويت اجتماعي هيچ اجتماعي معنا ندارد. علاوه بر آن براي ترسيم هويت، چارچوبهايي لازم است تا بتوانيم با ديگران ارتباط معناداري برقرار کنيم. «هويت اجتماعي» در فرديت تجسم مييابد. به عبارت ديگر، هويت يک طبقهبندي چندبعدي يا نقشهبرداري از جهان انساني و جايگاه افراد و اعضای اجتماعات در آن است. از نظر جنکيز اگرچه افراد متفاوت هستند، ولي هويت فردي در اجتماع ساخته ميشود؛ يعني افراد، خودشان و ديگران را در جريان فرايند اجتماعيشدن و تعامل با ديگران، تعريف و بازتعريف ميکنند (جنکينز، 1388، ص 5).
همچنين گيدنز با تأکيد بر هويت شخصى و اجتماعى در تحليل هويت، بر شكاف ميان فرد و جامعه، كنش و ساختار پرداخته و فرايندهاى هويتيابى و هويتسازى در دوران نوین را با در نظرگرفتن تأثيرات دوسوية افراد و ساختارهاى اجتماعى تبيين ميکند.
گيدنز اشاره دارد که «خود» بهمنزله تصويري بازتابي از خويشتن است که فرد مسئوليت آن را برعهده دارد. حقيقت وجود ما هماني نيست که هستيم، بلکه چيزي است که از خويشتن ميسازيم. اين درست نيست که بگوييم «خود» کاملاً خالي از محتواست، بلکه آنچه فرد را ميسازد وابسته به اعمال و رفتارهاي سازندهاي است که فرد در پيش ميگيرد و اينها ـ درواقع ـ چيزهايي بيش از آن است که خود را بهتر بشناسيم.
خودفهمي منوط به نيت باطني و اساسيتري است که در ساخت و بازساخت مفهومي منسجم و نتيجهبخش براي هويت شخصي نقش دارد. گيدنز «هويت شخصي» را پديدهاي منتظم و مستلزم روايت معيني ميداند. روايت «خود» بايد صريح و بي «اما» و «اگر» باشد. براي ايجاد و استوار داشتن مفهوم جامعي از «خود»، ترتيب دادن يادداشتهاي منظم روزانه و تدوين زندگينامه شخصي، از توصيههاي عمده است. شرححال ـ بهویژه به معناي نوعي روايت تاريخي همراه با تفسير از سوي شخص مدنظر ـ اعم از آنکه کتبي باشد يا غیر آن، در زندگي اجتماعي امروزی، هستة اصلي هويت شخصي را تشکيل ميدهد (گيدنز، 1378، ص 112ـ113).
از نظر گيدنز هويت هر شخص را نبايد در رفتار او و در واکنشهاي ديگران جستوجو کرد، بلکه بايد آن را در توانايي و ظرفيت وي براي حفظ و ادامه روايت مشخصي از زندگينامهاش يافت. زندگينامه شخصي که به حفظ روابط متقابل و منظم با ديگران علاقهمند است، بکلي خيالي و ساختگي نيست. زندگي واقعي بايد بهطور مداوم رويدادهاي دنياي خارج را در خود ادغام کند و آنها را با تاريخچه جاري خود شخص سازگار سازد (همان، ص 84).
از نقطه نظر گيدنز، نيروها، گرايشها و فرهنگهاي جديد احيا شده را نميتوان در قالبهاي سنتي همچنان با روابط سنتي حفظ کرد، بلکه حفظ و تطبيق آنها نيازمند نگرش جديد و بازسازي است و بنابراين، گيدنز هويت را امري غيرقطعي و متغير ميداند. بنابراين محتواي هويت شخصي مانند ديگر عرصههاي وجودي، از نظر اجتماعي و فرهنگي متغير است.
گيدنز معتقد است: سطح و ابعاد فاصلهگيريهاي زماني و فضايي در دوران تجدد کنوني به چنان حدي از گسترش رسيده است که براي نخستين بار در تاريخ بشريت، خود و جامعه در محيطي جهاني با يکديگر به تعامل ميپردازند. در اوضاع و شرايط تجدد کنوني، عوامل متعددي بهطور مستقيم بر روابط بين هويتها و نهادهاي اجتماعي تأثير ميگذارند (گيدنز، 1384، ص 26ـ27).
از ديد گيدنز «هويت اجتماعي» به معناي ويژگيهايي است که از طرف ديگران به يک شخص نسبت داده شده و اين ويژگيها نشان ميدهد که هر شخص معيني اساساً چه کسي است. در عين حال، اين ويژگيها فرد مذکور را به افراد ديگري مرتبط ميکند که همين خصوصيات و کيفيات را دارند (گيدنز، 1386، ص 126).
او معتقد است: هرچه وضع و حال جامعه و محيطي که فرد در آن به سر ميبرد بيشتر به دنياي مابعد سنتي تعلق داشته باشد، شيوه زندگي او نيز بيشتر با هستة واقعي هويت شخصياش و ساخت و همچنين با تجدد ساخت آن سروکار خواهد داشت (همان، ص 120).
بنابراين، گيدنز منابع اصلي هويت هر فرد را جنسيت، تمايلات جنسي، مليت يا قوميت و طبقه اجتماعي ميداند و معتقد است: فرد مسئوليت خود را به عهده دارد و اين افراد هستند که خود را ميسازند. گيدنز «سياست رهاييبخش» در دوره جديد را عامل آزادسازي افراد و گروهها از محدوديتهاي دوره سنتي ميداند و در دوره جهاني شدن، افراد را مسلط بر زندگي خود تصور ميکند. به نظر او، چون در دنياي امروزي امکان گزينش وجود دارد، زندگي روزمره نيز متحول شده و هويت فرد همواره بازتوليد ميشود (ميرفردي و ولينژاد، 1397).
از نظر گيدنز در گذشته «مکان» نقش مهمي در ايجاد هويت اجتماعي افراد داشت و افراد کمتر با دنياي خارج ارتباط داشتند و بخش اعظم هويت افراد در ارتباط رودررو با اطراف و در يک محيط ثابت و نيز سنتهاي بومي و محلي شکل مييافت. از ديدگاه وی، با ورود به تجددگرایی و بسط فناورهای نوين اطلاعاتي و ارتباطي، نقش مکان در شکلدهي به هويت کمرنگ شده است و رسانهها و فناوریهاي ارتباطي فرد را از مکان خود جدا میکنند و به جهان پيوند ميزنند. در نتيجه افراد با منابع هويتيابي بيشماري روبهرو شده، هويتيابي به شکل جهاني نمود پيدا ميکند (الهدادي و همکاران، 1394).
4. الگوی تحقيق
نمودار 1: الگوی تحقيق
5. روش تحقيق
نوع پژوهش در اين تحقيق «کمّي» و روش آن «پيمايشي» است. ابزار گردآوري دادهها پرسشنامه است. جامعه آماري در اين پژوهش دانشآموزان پسر پايه سوم مقطع متوسطه اول شهر شيراز هستند که در سال تحصيلي 1399، تعداد آنها 542/36 تن از تعداد کل 470/66 تن دانشآموز دختر و پسر بوده که در چهار ناحيه آموزش و پرورش اين شهر مشغول به تحصيل هستند.
با توجه به شرايط حاضر و همهگيري «ويروس کوويد 19»، پرسشنامه بهصورت برخط توزيع شد. به علت الکترونيکي بودن پرسشنامه، براي اجراي آن و شيوههاي نمونهگيري محدوديتهایی وجود داشت که در نهايت پاسخگويان از طريق روش «نمونهگيري داوطلبانه» انتخاب شدند. حجم نمونه با استفاده از «فرمول کوکران» 268 تن تعيين شد. تصميم بر اين شد که براي اطمينان بيشتر و رفع مشکلات احتمالي (مانند پرسشنامههاي بيپاسخ) حجم نمونه 400 تن در نظر گرفته شود که در نهايت، پس از مشاهده پیوند (لينک) توسط 247/1 تن، تنها 286 پرسشنامه کامل براي تجزيه و تحليل باقي ماند.
=≈
n: حجم نمونه
t: اندازه متغير در توزيع فراواني
p: وجود صفت در افراد جامعه
q: عدم وجود صفت در افراد جامعه
N: تعداد کل افراد جامعه تحت بررسي
D: سطح احتمال مد نظر ـ درجه اطمينان
همچنين برای تعيين روايي تحقيق از روايي صوري، مشاوره متخصصان و استادان و روايي محتوايي استفاده گردیده و براي اطمينان بيشتر، از پژوهشهاي نظري و تجربي پيشين نيز بهره گرفته شده است. در نهايت با استفاده از ابزارهاي اندازهگيري پژوهش، دادهها گردآوري شدند و پس از تشکيل ماتريس دادهها در نرمافزار Spss24 با بهرهگيري از آمارههاي توصيفي و استنباطي، دادهها توصيف و تحليل گردیدند.
رديف نام طيف تعداد گويه مقدار آلفاي کرونباخ
1 هويت اجتماعي 20 84%
2 گستره شبکه اجتماعي 5 69%
3 اعتماد اجتماعي 5 82%
4 رسانههاي جمعي 6 77%
جدول 1: مقادير آلفاي کرونباخ متغيرهاي پژوهش
6. فرضيات پژوهش
بهنظر ميرسد:
ـ بين متغيرهاي جمعيتشناختي (قوميت، مذهب، درآمد، طبقه اجتماعي، رشته تحصيلي، شغل پدر) با هويت اجتماعي رابطه وجود دارد.
ـ بين اعتماد اجتماعي و هويت اجتماعي دانشآموزان پسر رابطه وجود دارد.
ـ بين گستره شبکه ارتباطي فرد در جامعه و هويت اجتماعي دانشآموزان پسر رابطه وجود دارد.
ـ بين رسانههاي جمعي و هويت اجتماعي دانشآموزان پسر رابطه وجود دارد.
7. تجزيه و تحليل دادهها
1-7. تجزيه و تحليل توصيفي
دادههاي جمعيتشناختي بيانگر اين بودند که از بين قوميتهاي فارس، لر، ترک، کرد، و عرب، بيشترين درصد فراواني در بين پاسخگويان مربوط به قوميت فارس با (8/79 درصد) و کمترين آن مربوط به قوميت کرد با (7/0 درصد) است. همچنين يافتهها نشان دادند بیشتر پاسخگويان (9/89 درصد) شيعهمذهب هستند. علاوه بر آن، بيشترين فراواني (32 درصد) دارای درآمد بين 4-5 ميليون تومان بودند. همچنين پاسخگويان اغلب خود را جزو طبقه متوسط ميدانند. بیشتر پاسخگويان (38 درصد) نيز اظهار داشتند که شغل پدرشان آزاد است. همچنين نتايج نشان داد از بين پاسخگويان (8/49 درصد) در رشته رياضي مشغول به تحصيل هستند.
2-7. تجزيه و تحليل استنباطي
در اين بخش، فرضيات پژوهش بررسي میگردد و با توجه به نوع متغيرها از آزمونهاي آماري گوناگونی از قبيل ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون ساده، تحليل واريانس براي سنجش آنها و ارتباط بين متغيرهاي مستقل و وابسته استفاده ميشود.
قوميت ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معناداري
فارس 63/6 499/
621/
684/
لُر 81/3 446/
تُرک 65/3 438/
کرد 50/3 571/
عرب 39/3 351/
ساير 59/3 359/
کل 63/3 481/
جدول 2: آزمون تفاوت ميانگين نمره هويت اجتماعي و قوميت
همانگونه که مشاهده ميشود، ميانگينهاي بهدستآمده نشاندهنده آن است که بين قوميتهاي گوناگون تفاوت چنداني مشاهده نميشود، بجز قوميت فارس که تقريباً ميانگين هويت اجتماعي در بين آنها دو برابر بقيه است. اما براساس مقدار F که برابر با 621/ است و سطح معناداري آن 684/ است، تفاوت ميانگينها ـ دستکم ـ در سطح 95% معنادار نيست و در نتيجه، فرضية وجود رابطه بين اين دو متغير رد ميشود.
مذهب ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معنيداري
شيعه 64/3 467/ 69/1 169/
سني 37/3 583/
ساير 65/3 691/
کل 68/3 486/
جدول 3: آزمون تفاوت ميانگين مذهب فرد و هويت اجتماعي
دادههاي بهدستآمده نشان میدهد ميانگين نمره هويت اجتماعي جوانان براساس مذهب ـ به ترتيب ـ شيعه، سني و ساير عبارتند از: 64/3، 37/3، 65/3. براساس مقدار F بهدستآمده و سطح معناداري 169/. تفاوت ميانگينها ـ دستکم ـ در سطح 95% معنادار نیست و در نتيجه، فرضية وجود رابطه بين اين دو متغير نيز رد ميشود.
طبقه اجتماعي ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معناداري
بالا 70/3 479/ 25/2 063/
متوسط بالا 71/3 482/
متوسط 67/3 418/
متوسط پايين 50/3 561/
پايين 44/3 613/
کل 63/3 486/
جدول 4: آزمون تفاوت ميانگين طبقه اجتماعي و هويت اجتماعي
جدول فوق بيانگر آزمون تحليل واريانس ميزان نمره هويت اجتماعي برحسب طبقه اجتماعي است که فرد خود را متعلق بدان ميداند. براساس مقدارF بهدستآمده 25/2 و سطح معناداري 063/ تفاوت ميانگينها ـ دستکم ـ در سطح 95% معنادار نيست و در نتيجه، فرضيه وجود رابطه بين اين دو متغير نيز رد ميشود.
درآمد خانواده ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معناداري
زير 2 ميليون 59/3 535/ 74/2 029/
بين 2 تا 4 ميليون 65/3 450/
بين 4 تا 5 ميليون 75/3 463/
بين 5 تا 7 ميليون 62/3 490/
بيش از 8 ميليون 63/3 482/
کل 63/3 486/
جدول 5: آزمون تفاوت ميانگين درآمد خانواده و هويت اجتماعي
جدول فوق بيانگر آزمون تحليل واريانس ميزان نمره هويت اجتماعي برحسب درآمد خانوداه افراد است. براساس مقدارF بهدستآمده 74/2 و سطح معناداري 029/ ، تفاوت ميانگينها در سطح 95% معنادار است و در نتيجه، فرضيه وجود رابطه بين اين دو متغير (يعني ميزان درآمد خانواده و هويت اجتماعي) پذيرفته ميشود.
رشته تحصيلي فراواني ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معناداري
رياضي 130 60/3 511/ 24/9 000/
تجربي 113 59/3 453/
انساني 25 02/4 297/
کل 268 63/3 486/
جدول 6: آزمون تفاوت ميانگين رشته تحصيلي فرد و هويت اجتماعي
جدول 6 بيانگر آزمون تحليل واريانس ميزان نمره هويت اجتماعي برحسب رشته تحصيلي افرد است. براساس دادههاي بهدستآمده، ميانگين نمره هويت اجتماعي جوانان براساس رشته تحصيلي (به ترتيب رشتههاي رياضي، تجربي و انساني) عبارتند از: 60/3، 59/3، 02/4. براساس مقدارF بهدستآمده 24/9 و سطح معناداريِ 000/. تفاوت ميانگينها در سطح 95% معنادار است و در نتيجه، فرضية وجود رابطه بين اين دو متغير (يعني بين رشته تحصيلي و هويت اجتماعي) پذيرفته ميشود.
شغل پدر ميانگين نمره هويت اجتماعي انحراف معيار مقدار F سطح معناداري
کارمند 58/3 500/ 665/ 678/
آزاد 66/3 471/
کارگر 68/3 354/
نظامي 80/3 362/
بازنشسته 56/3 673/
ساير 50/3 524/
کل 63/3 388/
جدول 7: آزمون تفاوت ميانگين شغل پدر و هويت اجتماعي
جدول 7 بيانگر آزمون تحليل واريانس ميزان نمره هويت اجتماعي برحسب شغل پدر فرد است. مطابق دادههاي بهدستآمده، ميانگين نمره هويت اجتماعي براساس شغل پدر (به ترتيب کارمند، آزاد، کارگر، نظامي، بازنشسته و ساير) عبارتند از: 58/3، 66/3، 68/3، 80/3، 56/3 و50/3. براساس مقدار F بهدستآمده 665/0 و سطح معناداري 678/0 تفاوت ميانگينها ـ دستكم ـ در سطح 95% معنادار نيست و در نتيجه، فرضيه وجود رابطه بين اين دو متغير نيز رد ميشود.
نام متغير سطح معناداري ضريب همبستگي مقدار T F
اعتماد اجتماعي 000/ 278/ 319/24 36/22
گستره ارتباط اجتماعي 000/ 247/ 854/20 26/17
رسانههاي جمعي 015/ 149/- 79/35 04/6
جدول 8: آزمون همبستگي بين متغيرهاي اجتماعي و ميزان هويت اجتماعي
همانگونه که جدول 8 نشان ميدهد ميزان همبستگي ميان دو متغير «اعتماد اجتماعي» و «هويت اجتماعي» 278/0 و جهت آن نيز مثبت است. با توجه به مقدار T که برابر با 319/24 و سطح معناداري 000/0 است، رابطه بين اين دو متغير ـ دستكم ـ در سطح 95% معنادار است و فرضيه وجود رابطه بين اين دو متغير پذيرفته ميشود.
همانگونه كه مشخص ميشود، ميزان همبستگي ميان متغيرهاي گستره ارتباطات اجتماعي و هويت اجتماعي 247/0 و جهت آن نيز مثبت است. با توجه به مقدار T که برابر با 854/20 و سطح معناداري 000/0 است، رابطه بين اين دو متغير ـ دستكم ـ در سطح 95% معنادار است و فرضية وجود رابطه بين اين دو متغير پذيرفته ميشود.
همانگونه كه از جدول فوق استنباط ميشود، ضريب همبستگي بين دو متغير رسانههاي جمعي و هويت اجتماعي 149/0- و جهت آن منفي است که نشاندهنده آن است که اين دو متغير بر يکديگر اثرگذارند؛ اما اثر آنها در جهت عکس است. به عبارت دیگر با زياد شدن يکي، ديگري کم ميشود. با توجه به مقدار T که برابر با 79/35 و سطح معناداري 015/0 است، رابطه بين اين دو متغير ـ دستكم ـ در سطح 95% معنادار است و فرضيه وجود رابطه بين اين دو متغير پذيرفته ميشود.
3-7. رگرسيون
در اين پژوهش از رگرسيون چندمتغيره و روش «گام به گام» براي تعيين متغيرهايي که بهتر ميتوانند تبيينکننده متغير وابسته باشند، بهره گرفته شده است.
شاخصها R R2 F سطح معناداري sig
ضرايب 674/0 413/0 132/17 000/0
جدول 9: ضرایب رگرسیونی
متغيرهاي مستقل B Beta مقدار T سطح معناداري sig
گستره شبکه ارتباطي 7/0 299/0 95/4 000/0
اعتماد اجتماعي 176/ 0 265/0 711/4 000/0
رسانههاي جمعي 90/0- 153/0- 17/2- 007/0
درآمد 182/0 101/0 182/2 032/0
جدول 10: متغيرهاي مستقل واردشده به معادله براي پيشبيني هويت اجتماعي
نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيره نشان ميدهد که ميزان F الگوی فوق 132/17 و ميزان معناداري آن برابر 000/0 بوده و نشاندهنده معناداري کل الگوست. برحسب اطلاعات بهدستآمده، متغيرها تقريباً 41 درصد از واريانس متغير اصلي را تبيين ميکنند. با مقايسه ضرايب رگرسيوني (Beta) مشخص ميشود که بيشترين تأثير بر هويت اجتماعي متعلق به متغير «گستره شبکه اجتماعي» است. گستره شبکه اجتماعي (0.299Beta=) واريانس ميزان هويت اجتماعي دانشآموزان پسر شهر شيراز را تبيين کرده است؛ بدينمعنا که با واپایش ساير متغيرهاي پژوهش، بازاي هر واحد انحراف معيار در گستره شبکه اجتماعي 299/0 درصد واحد انحرافمعيار در هويت اجتماعي افراد تغيير بهوجود ميآيد.
همچنين متغير «اعتماد اجتماعي» 256/0 و «رسانههاي جمعي» 153/0- در مرتبه دوم و سوم تأثيرگذاري بر متغير وابسته پژوهش بودهاند. علاوه بر آن، کمترين ميزان تأثيرگذاري بر متغير «هويت اجتماعي» با ضريب رگرسيوني 101/0 به متغير «درآمد خانوار» اختصاص يافته است. هرچند بين متغير «رشته تحصيلي» و «هويت اجتماعي» رابطه معنادار قوي وجود داشت، ليکن از آن نظر که فقط متغيرهاي نسبي و فاصلهاي در رگرسيون وارد ميشود، از اعمال متغير رشته تحصيلي امتناع شده است.
نتيجهگيري
فرضيه اول پژوهش ارتباط بين متغيرهاي «جمعيتشناختي» و «هويت اجتماعي» را نشان ميدهد. برخلاف انتظار، نتايج بهدستآمده نشان داد بين «قوميت» و «هويت اجتماعي» ارتباط مستقيمی وجود ندارد. البته شايد يکي از علل اين نبود رابطه در جامعه آماري اين باشد که اکثريت نمونه آماري از يک قوميت (نزديک به 80% فارس) و باقيمانده از پنج قوميت ديگر تشکيل شدهاند.
همچنين ارتباط بين «مذهب» و «هويت اجتماعي» نيز بررسي شد. نتايج بهدستآمده نشان داد اين بار نيز برخلاف انتظار، بين «مذهب» و «هويت اجتماعي» رابطه معناداري وجود ندارد. علت آن است که 90% پاسخگويان به مذهب شيعه تعلق دارند که اين يکپارچگي نسبي مذهبي سبب شده است تا عامل «مذهب» تأثير قابل انتظاری بر هويت جامعة آماري نداشته باشد. علت ديگر ميتواند بيتوجهي جوانان در اين سن نسبت به تفاوتهاي مذهبي باشد.
در چارچوب فرضيه بعدي ارتباط «درآمد خانوادگي» و «هويت اجتماعي» سنجيده شد. نتايج بهدستآمده نشان داد بين «درآمد خانوادگي» و «هويت اجتماعي» جامعة آماري رابطه وجود دارد که از جمله علل آن نيز ميتواند اين باشد که درآمد خانواده بر نگرش فردي تأثير دارد. علاوه بر آن، يافتهها مبيّن نبود رابطه بين «طبقه اجتماعي» و «هويت اجتماعي» است. علت اصلي پایين بودن سطح آگاهيْ طبقات جامعة آماري است که هنوز فعاليت اقتصادي قابلتوجهی ندارند و در نتيجه به فاصلة طبقاتي در جامعه حساس نيستند. بنابراين فرضيه مزبور تأیید نميشود.
رابطه بين «رشته تحصيلي» و «هويت اجتماعي» تأييد شد؛ يعني بين رشته تحصيلي و هويت اجتماعي فرد رابطه وجود دارد و اينکه دانشآموز در کداميک از رشتههاي رياضي، تجربي و انساني درس بخواند، در ميزان هويت اجتماعي او تأثيرگذار است. علت آن ميتواند اين باشد که اولاً، در آموزش و پرورش ايران معمولاً انتخاب رشته براساس ميزان کارایي آموزشي تعيين ميشود. علاوه بر آن، کتب درسي متفاوتی در رشتههاي گوناگون تدريس ميشود که بر نوع نگرش فرد تأثيرگذار است.
همچنين رابطه بين «شغل پدر» و «هويت اجتماعي» تأييد نشد. شايد بتوان نتيجهگيري کرد که نبود رابطه مستقيم بین شغل پدر در شکلگيري هويت اجتماعي فرد در سن جواني بيشتر مربوط به نبود ارتباط قوي عاطفي پسران جوان با پدرانشان در اين سن باشد.
فرضيه دوم به ارتباط بين «اعتماد اجتماعي» و «هويت اجتماعي» مربوط ميشود. نتايج بهدستآمده نشاندهنده آن است که اين فرضيه نيز تأييد نشده و رابطهاي مستقيم بين اعتماد اجتماعي که فرد نسبت به افراد جامعه خود دارد و هويت اجتماعي او برقرار است و هرچه فرد به افراد جامعه خود اعتماد بيشتري داشته باشد ميزان هويت اجتماعي شکلگرفته در او قويتر است. عکس اين قضيه نيز صادق است.
بسياري از تحقيقات همچون کاظمي (1393) نشان ميدهد در نتیجه کاهش اعتماد اجتماعي، بحران شخصيت و هويت افزايش مييابد و این مؤید نتايج مطالعه حاضر است.
فرضيه سوم به ارتباط «گستره شبکه ارتباطي» و «هويت اجتماعي» مربوط ميشود. نتايج بهدستآمده نشاندهنده آن است که اين فرضيه تأييد شده و رابطه مستقيمي بين «گستره شبکه اجتماعي» فرد در جامعهاي که زندگي ميکند و «هويت اجتماعي» او وجود دارد؛ يعني هرچه فرد گستره شبکه ارتباطي خود را بيشتر کند مسلماً داراي هويت اجتماعي قويتري است و بعکس.
گيدنز بيان مىدارد که انسان در كنش متقابل با ديگران هويتش را ايجاد ميكند و در جريان زندگي آن را پيوسته تغيير ميدهد و جرح و تعديل ميكند و هيچكس داراي هويت ثابتي نيست و هويت، سيال و همواره در حال ايجاد شدن و عوض شدن است. هستي جامعه بهمثابه يك كل، در سايه پيوندهاي متقابل و تعلقات مشترك تحقق ميپذيرد؛ همانند يك ساختار يا يك پیکره كه وجودش در گرو پيوندهاي متقابل ميان اجزايش است. بنابراين جامعه به يمن وجود پيوندهاي متقابل و تعلقات مشترك افراد، شكل میگیرد و دوام مييابد. بنابراين هرچه دايره روابط گستردهتر باشد، همبستگي و تعلقات مشترک بيشتر خواهد بود که در نهايت منجر به همبستگي و هويت مشترک ميشود.
پژوهش مستوفي (1392) با نتايج پژوهش حاضر همخواني دارد.
فرضيه چهارم درصدد تعيين رابطه بين «وسايل ارتباط جمعي» و «هويت اجتماعي» است. نتايج بهدستآمده اين فرضيه را نيز تأييد کرده و اين نشاندهنده آن است که ميزان استفاده از وسایل ارتباط جمعي بر هويت اجتماعي افراد اثر معکوس دارد. امروزه رسانهها يکي از ابزارهاي مهم و تأثيرگذار در عقايد، رفتار و فرهنگ محسوب ميشوند؛ زيرا رسانهها شامل مجموعه گستردهاي از پيامها، تصاوير و افکاري هستند که عمدتاً از جامعه سازنده رسانه شروع شده، در مسيري شبکهاي به ساير جوامع نيز نفوذ ميکنند. برنامههاي مبتني بر فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي نوين در کشورهاي در حال توسعه موجب پذيرش افکار جديد و روشهاي زندگي وارداتي در بين قشر جوان جامعه ميزبان ميشود و همين موجب میگردد جوانان از عمل به بسياري از عادات و رسوم سنتي جامعه خود که از مؤلفههاي مهم هويت فرهنگي آنان محسوب ميشود، سرباز زنند و دائم از فرهنگ بيگانه تقلید کنند و در مقابل، از ميراث فرهنگي و تمدنشان دور شوند.
ارتباطات نقش تعيينکنندهاي در فرهنگ و شکلدهي هويتهاي ملي و ديني و فرهنگي ايفا ميکند. در اين ارتباط، نوع محتواي برنامههاي رسانه با عرضه هنجارهاي متفاوت و بعضاً متعارض آثار متفاوتي در هويت جوانان دارد. بنابراين هرچه استفاده از شبکههاي مجازي بيشتر باشد، هويت افراد دچار خلل بیشتری ميشود.
نتيجه پژوهش حاضر با مطالعه شاماني و همکاران (1395) و رهبر قاضي و همکاران (1398) همسو ميباشد.
بسياري از همکاران (از جمله آزادارمکي و حاجياني) ارتباط بين چهار عنصر (ديني، قومي، گروهي و ملي) تشکيلدهندة هويت اجتماعي ايرانيان را قوي ارزيابي ميکنند و معتقدند: اين عناصر هويتدهنده هماهنگ عمل ميکنند. با توجه به مطالب مطرحشده، مجريان اين طرح در اينباره چندان مطمئن نيستند. پيشنهاد اين است که از هماکنون درباره اجزای متعارض اين عناصر، تحقیق شود، بهویژه با توجه به رخدادهايی که اکنون در ديگر کشورهاي منطقه درحال وقوع است.
- الهدادي، نورالدين و همكاران، 1394، «تأثير سبک زندگي بر هويت قومي مطالعه نمونهاي در استان لرستان»، جامعهشناسي ايران، ش 3، ص 65ـ91.
- جنکينز، ريچارد، 1388، هويت اجتماعي، ترجمه تورج ياراحمدي، تهران، پرديس.
- حاجیانی، ابراهیم، 1379، جامعه¬شناسی هویت ایرانی، تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک.
- رهبری قاضی، محمودرضا و همكاران، 1398، «رابطه شبکه¬های اجتماعی مجازی و دگرگونی هویت¬های جمعی باتأکید بر هویت دینی، ملی و مدرن»، مجلس و راهبرد، سال بیست و پنجم، ش 95، ص 34-48.
- ريتزر، جورج، 1379، نظريههاي جامعهشناسي در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، علمي و فرهنگي.
- شامانی، اسماعیل و همكاران، 1395، «رابطه استفاده از شبکه¬های اجتماعی مجازی با هویت جوانان شهر تهران»، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، سال هفتم، ش 28، ص 163-182.
- شفرز، برنهارد، 1391، مباني جامعهشناسي جوانان، ترجمة کرامتالله راسخ، چ هشتم، تهران، نشر ني.
- کاستلز، مانوئل، 1380، عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ، ج 1 (ظهور جامعه شبکهاي)، ترجمة علي پايا، احد عليقليان و افشين خاکباز، تهران، طرح نو.
- کاظمی، محمود و همكاران، 1393، «رابطه عمل به باورهای دینی و هویت اخلاقی با بهزیستی روانشناختی: نقش واسطهای هویت اخلاقی»، روان¬شناسی و دین، ش 39، ص 71-84.
- کیانی، مژده و سيامك نجفی، 1398، «اعتماد اجتماعی و هویت اجتماعی؛ بازاندیشی در هویت اجتماعی زنان تحصیلکرده(موردمطالعه: دانشگاه تبریز)»، زن و جامعه، سال نهم، ش 2، ص 275-294.
- گيدنز، آنتوني، 1378، تجدد و تشخص، جامعه و هويت شخصي در عصر جديد، ترجمة ناصر موفقيان، تهران، نشر ني.
- ـــــ ، 1384، چشماندازهاي جهاني، ترجمة محمدرضا جلائيپور، تهران، طرح نو.
- ـــــ ، 1386، جامعهشناسي، ترجمة حسن چاوشيان، تهران، نشر ني.
- مستوفی، اکرم، 1392، «بررسی رابطه هویت اجتماعی بااحساس امنیت در زنان شهر تهران»، مطالعات پلیس زن، ش 19، ص 55-77.
- ميرفردي، اصغر و عبدالله ولينژاد، 1397، «تحليل جامعهشناختي ـ راهبردي»، مديريت سرمايه اجتماعي، دوره پنجم، ش 1، ص 67ـ90.
- ميلر، ديويد، 1383، مليت، ترجمة داوود قرايان زندي، تهران، مؤسسة مطالعات ملي، تمدن ايراني.
- نواح، عبدالرضا و خيري حیدری، 1395، «بررسی هویت قومی و تأثیر آن براحساس طرد اجتماعی (مورد مطالعه: عرب های شهر اهواز)»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، سال پنجم، ش 18، ص 52-69.
- نواح، عبدالرضا و همكاران، 1398، «بررسی تأثیر شبکه¬های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان (موردمطالعه: جوانان 18 تا 30 سال شهر اهواز)»، جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، سال هشتم، ش 2، ص 391-421.
- وارد، گلن، 1383، پستمدرن، ترجمة قادر فخر رنجبري و ابوذر کرمي، تهران، ماهي.
- Berglund, J., 2013, "Islamic identity and its role in the lives of young Swedish Muslims", Contemporary Islam, V. 7, p. 207-227.
- Dennis, Chau, & Lee, Carmen, 2017, "Discursive construction of identities in a social network-educational space: Insights from an undergraduate Facebook group for a linguistics course, Discourse", Context & Media, V. 18, p. 31-39.
- Deutsch, Nancy L. and Eleni Theodorou, 2010, "Aspiring, Consuming, Becoming: Youth Identity in a Culture of Consumption", Youth and Society, N. 42, p. 229–254.
- Jenkins, R., 2008, Social identity.london and newyork: thirdediyion, RoutleggeTaylor 8 Francis group.
- Ted, Hopf & Allan, Bentley, 2016, Making Identity Count: Building a National Identity Database, Oxford.
- Zhong, Yang, 2016, "Explaining national identity shift in Taiwan", Journal of Contemporary China, N. 25(99), p. 336-352.