معرفت فرهنگی اجتماعی، سال چهاردهم، شماره اول، پیاپی 53، زمستان 1401، صفحات 7-28

    صورت‌بندی الگوی مفهومی دعوت افراد اسلام‌گریز به دین

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    نعمت الله کرم اللهی / دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم(ع) / n.karamollahi@gmail.com
    مجید مبینی مقدس / دکترای فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) / majid.mobini@gmail.com
    ✍️ علیرضا نیک بین راوری / کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) / a.nikbean@chmail.ir
    چکیده: 
    یکی از راه های مقابله با انقلاب اسلامی در عرصه جنگ نرم، گسترش فرقه گرایی با هدف درگیر کردن اشخاص، یارکشی و اشغال ظرفیت های فکری و پاسخ گویی کشور است. چگونگی بازگرداندن اسلام گریزان به دینِ پیشین، پرسشی است که در این پژوهش با استخراج، تکمیل و صورت بندی تجربه های موفق پاسخ داده شده است. روش پژوهش در این مقاله «کیفی» است. داده ها با روش «اسنادی» و «میدانی» ( مصاحبه نیمه ساختاریافته ) و حضور در جلسات مشاوره نوکیشان گردآوری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون تحلیل شده است. یافته های تحقیق به صورت بندی یک الگوی مفهومی منجر شد. در این الگو، ابتدا با بهره گیری از رویکرد الهیاتی و با استفاده از روش های روان شناختی، حجیت از کیش ثانویه ستانده شده، موانع بازگشت فرد به کیش اولیه از بین می رود، سپس با بهره گیری از خدمات اجتماعی متناسب با مشکلات زمینه ای هر شخص، روند بازگشت او تسریع می شود.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Formulation of the Conceptual Model of Inviting Islamophobic People to Religion
    Abstract: 
    Involving individuals, fighting and occupying the country's intellectual and responsive capaciti, one of the ways to deal with the Islamic revolution in the field of soft war is the spread of sectarianism. Extracting, completing and formulating successful experiences, returning Islamophobic people to their previous religion is a question that has been answered in this research. The research method in this article is "qualitative". Using the theme analysis method, the data was collected by "documentary" and "field" methods (semi-structured interview) and attendance at counseling sessions of converts. The research findings led to the formation of a conceptual model. Using the theological approach and using psychological methods, in this model, first the authenticity is obtained from the secondary religion, the obstacles to the person's return to the primary religion are removed, then by using social services that are appropriate to the background problems of each person, the process of his return is accelerated.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    تبليغ در ميان پيروان اديان ديگر از گذشته تا به ‌امروز، امري رايج است و گاهی نيز به تغيير کيش مي‌انجامد. اگرچه اين نوع تغيير از نگاه دين مبدأ ممنوع است، اما از منظر جامعه‌شناختي واقعيتي اجتماعي و غيرقابل انکار است. کشور ايران هم از اين قاعده مستثنا نبوده و همان‌گونه که مبلغان مسلمان ايراني طي قرون گذشته در بين پيروان اديان ديگر مشغول تبليغ و جذب بوده‌اند، مبلغان ديگر اديان نيز در ايران به همين کار مي‌پرداخته‌اند. اما آنچه بر حساسيت اين موضوع افزوده و تقابل با آن را ضروري ‌ساخته تبديل هدف تغيير کيش از مسائل الهياتي و معرفتي به مسائل سياسي و مقابله با حکومت‌هاست؛ امري که در دهه‌هاي اخير در کشورمان شاهد آن هستيم.
    در دوران مواجهه دو ابرقدرت شرق و غرب يا به ‌عبارت دیگر تقابل سوسياليسم و ليبراليسم، انقلابي در ايران به وقوع پيوست که ضمن اتخاذ مواضع انتقادي در برابر هر دوی آنها، مدعي تفکر جديدي بر پايه دين اسلام شد. در ابتداي راه، چپ‌گرايان به‌ پشتوانه نيروهاي داخلي و حمايت خارجي، به مقابله سخت با انقلاب اسلامي برخاستند و با وجود تحميل خسارات مادي و معنوي فراوان، نتوانستند آن را از بين ببرند و در نهايت، با فروپاشي بلوک شرق اين تقابل پايان يافت.
    اما رقيب ديگر انقلاب اسلامي ايران با اتخاذ روش مواجهه نرم، برنامه‌هاي گوناگونی در عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، امنيت و فرهنگ تدارک ديد. يکي از راهکارهاي مقابله با انقلاب و جمهوري اسلامي به‌مثابه يک نظام ديني، طرح‌ريزي براي وارد کردن آن در يک جنگ عقيدتي از طريق طرح‌هايي مانند صوفي‌سازي، وهابي‌سازي، باستان‌گرايي، تبشير صهيونيستي، بي‌ديني و عرفان‌هاي کاذب بوده است. بدین‌روی رهبر معظم انقلاب در مهر سال 1389 طي ديدار با مردم قم فرمودند:
    براي اينکه ايمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامي کم کنند، در داخل کشور از طرق مختلف پايه‌هاي ايمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند، از اشاعه بي‌بندوباري و اباحيگري تا ترويج عرفان‌هاي کاذب ـ جنس بدلي عرفان حقيقي ـ تا ترويج بهاييت تا ترويج شبکه کليساهاي خانگي؛ اينها کارهايي است که امروز با مطالعه و تدبير و پيش‌بيني دشمنان اسلام دارد انجام مي‌گيرد. هدفش هم اين است که دين را در جامعه ضعيف کند.
    پايگاه‌ها و حاميان اين فرقه‌ها را در کشورهاي ليبرال به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد. این کشور‌ها علاوه بر حمايت‌هاي ديپلماتيک، با پشتيباني مالي و رسانه‌اي از فرقه‌سازي در ايران، درصدد بر هم زدن يکپارچگي ديني جامعه انقلابي ايران هستند.
    در سال‌هاي اخير با فراگيري فزاينده فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي، فعاليت فرقه‌ها نيز شدت گرفته و با وجود سازمان‌ها و نهادهاي متولّي حراست از مرزهاي عقيدتي جامعه، مواجهه با آنها چندان مؤثر واقع نشده است. در برخورد با اين پديده، اقدامات امنيتي و حتي قضايي نيز نه‌تنها کارساز نبوده، بلکه چه‌بسا بسترساز مظلوم‌نمايي و جذب راحت‌تر براي مبلغان شده است. مراکز علمي ـ پژوهشي نيز در اين خصوص اقدام درخوري انجام نداده‌اند؛ به اين معنا که تاکنون نه رشتة دانشگاهي براي آموزش و پژوهش در باب اين پديده اجتماعي تأسيس شده و نه حتي درسي با عنوان «مبارزه با نوکيشي يا ارتداد» در سرفصل‌هاي برنامه درسي رشته‌هاي موجود گنجانده شده است.
    در قانون مدني و حتي قانون اساسي نيز اهتمام لازم به پديده «نوکيشي» نشده است. البته در سال‌هاي اخير حوزة علميه در سطوح عالي تخصصي، اقدام به تربيت طلبه متخصص براي نقد اديان و فرق انحرافي کرده است؛ اما اين اقدامات حکم پيشگيري دارد و همچنان براي بازگرداندن افراد خارج ‌شده از اسلام، برنامه‌اي وجود ندارد. ازاین‌رو موضوع حاضر به‌منزله يک مسئله مهم برای جامعه اسلامي ايرانِ انقلابي مطرح است.
    عده‌اي از مبلغان مسلمان با بهره‌گيري از روش‌هاي علمي و تجربي مقابله با اديان و فرق، توانسته‌اند بعضي از افراد اغوا شده را به دين اسلام بازگردانند. اين تحقيق سعي دارد روش آنها را استخراج، تکميل، صورت‌بندي مفهومي و معرفي نمايد. بنابراين سؤال اصلي پژوهش حاضر اين است: چگونه مي‌توان يک خارج‌ شده از اسلام را به اسلام بازگرداند؟
    1. پيشينة تحقيق
    در منابع فارسي براي چگونگي تبليغ در بين خارج‌شدگان از اسلام، الگوي مکتوبي وجود ندارد؛ اما چون در اين رخداد، پديده تغيير دين پررنگ است و براي جامعه هدف این کار دو بار صورت گرفته (يک‌ بار از اسلام به دين جديد و يک‌ بار از آن دين جدید به اسلام) به چند نمونه از آثار اين حوزه اشاره مي‌شود:
    رهنما (1391) در پژوهشي با عنوان بررسي نظريات نوديني با تأکيد بر نظريه لوئيس رمبو، به آراء مطرح در حوزه روان‌شناسي، جامعه‌شناسي و انسان‌شناسي پرداخته و سرانجام براساس نظريه رمبو، نوگروي را بررسي کرده است. روش او «اسنادي» بوده و به سؤالاتي هم پاسخ داده است؛ مانند: «نوگروي چيست؟ چگونه مطالعه مي‌شود؟ چه انواعي دارد؟» البته صرف مطالعات کتابخانه‌اي، آن ‌هم از منابع غيربومي، مسئله حاضر را حل نمي‌کند.
    انصاري (1389) در رساله‌اي با عنوان عوامل مؤثر بر تغيير دين، از اسلام به مسيحيت، هدف خود را فتح بابي در حوزه مطالعاتي تغييرات نوگروي در ايران عنوان کرده است. وي با ابتنا بر الگوي رمبو، به روش «کيفي» و با استفاده از فنون «مصاحبه عميق» و «مشاهده» به اين قبيل پرسش‌ها پاسخ داده که «چرا تغيير دين به مسيحيت در بين مسلمانان اتفاق افتاده است؟ فرايند تغيير دين چگونه رخ‌ داده است؟» يافته‌هاي او نشان مي‌دهد بحران˚ موتور محرک فرايند تغيير دين است. ميداني بودن و تمرکز بر مسئله، از نکات مثبت اين تحقيق به‌شمار مي‌آيد.
    کارل اندرسون آنوِي (1388) در کتاب فرزندان راهي ديگر کوشيده است تا براساس تجربه دختر خودش، راه ديگرِ پيش‌آمده را براي ساير خانواده‌هاي مسيحي آمريکايي تبيين کند. او در اين فرايند به‌عنوان يک کارشناس ارشد علوم تربيتي و روان‌شناسي باليني، پرسشنامه‌هايي تنظيم و بين دختران و زنان تازه‌مسلمان جامعه ايالات‌ متحده توزيع ‌کرده، سپس با دسته‌بندي نتايج، سير تغيير دين را نشان ‌داده است. اين نويسنده خاطرات خود و دخترش را به‌عنوان مقدمه هر فصل به مخاطب عرضه ‌کرده است. کتاب مزبور ضمن بيان علل گرايش به اسلام در يک جامعه هدف متمرکز، يافته‌هاي علمي خود را با زبان داستان به مخاطب ‌رسانده است که از نقاط قوت اين کتاب محسوب مي‌شود.
    همان‌گونه که گفته شد، منابع فارسي به علل تغيير کيش پرداخته‌اند، اما الگويي براي بازگرداندن نو‌کيشان ارائه نکرده‌اند. در جمع‌بندي مي‌توان گفت: با توجه به تشتت آراء در علل تغيير دين، آنچه مشترک همه نظرات است معضلات رواني و اجتماعي است که اين پديده را رقم مي‌زند. بنابراين براي برطرف کردن مسئله نوگروي بايد به آنها توجه شود.
    2. چارچوب مفهومي
    1ـ2. مفهوم‌شناسي
    1ـ1ـ2. کيش
    واژة «کيش» در موضوعات گوناگون، تعاريف متفاوتی دارد. به ‌عبارت دیگر مشترک لفظي است که تعدد معاني را براي يک لفظ واحد بيان مي‌کند. در موضوع بحث، «کيش» به معناي دين و مذهب به‌کار رفته است (دهخدا، 1379، ذيل «کيش»). در ميان صاحب‌نظران، بين «فرقه»، «نحله»، «مسلک»، «مذهب» و «دين» اختلافاتي وجود دارد که خارج از بحث اين نوشتار است، بنابراين همه آنها به يک مفهوم، يعني خارج از مرز‌هاي اعتقادي شيعه در نظر گرفته مي‌شود.
    2ـ1ـ2. نوکيش
    شخص عاقل، بالغ و مختاري است که اقدام به تغيير کيش خود نموده است.
    3ـ1ـ2. نوگروي
    خروج از دين اوليه و ورود به دين بعدي پديده‌اي است که از آن به‌ «نوگروي» ياد مي‌شود.
    1ـ3ـ1ـ2. رويکردهاي تبيين نوگروي
    انديشمندان درباره نوگروي نگاه‌‌هاي متفاوتي دارند. برخي آن را شکلي از آسيب مي‌دانند و عده‌اي ديگر نمونه‌اي از قدرت اجباري. نوگروي توسط دانشمندان حوزه‌هاي گوناگون ديني (الهياتي)، روان‌شناسي، تاريخي و جامعه‌شناسي موضوع بحث قرار گرفته است (جونز و ديگران، 2005، ص 1970). براي درک بهتر نوگروي، در ادامه، اين مفهوم با سه رويکرد الهياتي، روان‌شناختي و جامعه‌شناختي بررسي مي‌گردد:
    2ـ3ـ1ـ2. رويکرد الهياتي
    رهنما با استناد به کتاب انسان‌شناسي و نوگروي به اين سخن رمبو اشاره دارد که الهيات هر ديني DNA نوگروي‌ها را مشخص مي‌کند؛ يعني هويت و تنوع در نوگروي تا حد زيادي به دين مبدأ و مقصد بستگي دارد. تأثير الهيات هر ديني بر تجربه نوگروي موجب شده است نتوان نظريات نوگروي را به شکل کلي تعميم داد. سرشت نوگروي تا حد زيادي در شبکه ديني شکل مي‌گيرد. به ‌عبارت ‌ديگر اين ايده‌ها، الگو‌ها، روش‌ها و استعاره‌هاي يک سنت ديني هستند که تجربه نوگروي را شکل مي‌دهند (رهنما، 1391، ص 85). اعتقادات، خلقيات و شرعيات که در مجموع در الهيات بحث مي‌شوند، سه رکن اصلي ايجاد اين شبکه ديني هستند.
    يکي از عوامل مهم در عرصه تغيير دين، وجود مبلّغ براي معرفي کيش جديد و جذب افراد به سمت آن است. اين الهيات است که اشخاص را تشويق به تبليغ مي‌کند و يا به‌عکس، ارزشي براي آن قائل نمي‌شود. برای مثال، موسي مندلسون از فيلسوفان يهودي قرن 18 معتقد بود: يهوديت دين تبليغي و تبشيري نيست؛ زیرا فعاليت تبشيري با اين دين بيگانه است (گندمي، 1383). البته اگر شخصي بر اثر تلاش و پيگيري خودش به پذيرش کيش يهود، مشتاق و مُصر باشد مورد التفات واقع مي‌شود؛ همچنان‌که راو و ابن‌‌ميمون معتقدند: از نوگروندگان به آيين يهود بايد استقبال کرد، حتي اگر اقدامشان به‌منظور دست يافتن به اهداف دنيوي باشد (کوهستاني نجفي، 1394، ص 20). اما اين استقبال به معناي دعوت و تبليغ نيست، بلکه منظور عدم ممانعت از ورود غير به يهوديت است و اين يکي از علل سرعت پايين گسترش اين دين نسبت به اديان ديگر، همچون اسلام و مسيحيت محسوب مي‌شود.
    برخلاف يهوديت، الهيات مسيحي نقش بسزايي در نوگروي ايفا کرده است. عبارات انجيل نه‌تنها به تبليغ تشویق مي‌کند، بلکه گاهی نيز دستور مي‌دهد: «رفته و ديگران را شاگرد سازيد» (انجيل، باب 8 متي). از سوی دیگر با حذف شريعت، موانع تبليغ، مثل ممنوعيت هم‌سفرگي با غيريهود برداشته مي‌شود. همچنين موانع ورود غير به مسيحيت نيز از بين مي‌رود؛ زیرا همزمان با حذف شريعت، امور سختي، مثل «ختان» ملغا مي‌شود.
    3ـ3ـ1ـ2. رويکرد روان‌شناختي
    نوگروي به‌مثابه نوعي از تغيير، با مفاهيم روان‌شناختي بيشتر سازگار است؛ رشته‌اي که تغيير را از جنبه عيني و ذهني مدنظر قرار مي‌دهد. در بيشتر مطالعات روان‌شناختي درباره نوگروي، از عواملي همچون تشويش و اضطراب، ناآرامي، تعارض، گناه و مشکلاتي از اين ‌دست ياد مي‌شود. همچنين در اين رويکرد، دو الگوواره با عنوان «کلاسيک» و «معاصر» درباره نوگروي مطرح است (اسپيلکا و ديگران، 1390، ص 481ـ482).
    اسپيلکا از زبان ريچاردسون، دو الگوواره را اين‌گونه بيان مي‌کند:
    جدول 1: الگوواره‌هاي رويکرد روان‌شناختي نوگروي
    الگوواره‌ کلاسيک    الگوواره‌ معاصر
    عاطفي است.    عقلاني است.
    نوگرونده، منفعل و تحت امر نيروهاي بيروني است.    نوگرونده، فعال و جست‌وجو‌گر است.
    تغيير رفتار تابع تغيير عقيده است.    تغيير عقيده تابع تغيير رفتار است.
    يکباره روي مي‌دهد و دائمي است.    مستمر نيست و ممکن است چندبار روي دهد.
    مستلزم دگرگوني عجيب «خود» است.    در دل سنت‌هاي انسان‌گرایانه (اومانيستي) است.
    نوعاً در نوجواني رخ ‌مي‌دهد.    نوعاً در اوايل بزرگسالي رخ مي‌دهد.
    در رويکرد روان‌شناختي، نظريات گوناگوني درباره نوگروي وجود دارد. يکي از آنها نظريه «بحران» است (همان، ص 501). بحران سرآغاز تغييرات يا درون‌رواني است و از فشارهاي رواني شخصي نشئت مي‌گيرد؛ يا ميانه‌رواني است و به‌گونه‌اي از فشار اجتماعي حاصل مي‌شود، که هر دو از علل تغيير دين هستند.
    4ـ3ـ1ـ2. رويکرد جامعه‌شناختي
    لوئيس رمبو مطالعات نوگروي خود را با تمرکز بر رويکرد روان‌شناسانه که رشته اصلي خود او بود، آغاز کرد. پس از مطالعه گسترده، او به ناکافي بودن رويکرد روان‌شناسانه در فهم نوگروي پي‌برد. به همين سبب به مطالعه آثار جامعه‌شناسانه، انسان‌شناسانه و ديگر رويکرد‌هايي که به نوگروي پرداخته‌اند، روي آورد (رهنما، 1391، ص 76) و در نهايت الگوی هفت مرحله‌اي را عرضه کرد. الگوی رمبو، برخلاف سايران به‌صورت پديده‌اي تعاملي، واکنشي و ديالکتيکي و به‌مثابه الگویي جامع و همه‌جانبه ـ كه شامل عوامل تأثيرگذار و تأثيرپذير در نوديني است ـ مدنظر قرار گرفته است. هریک از مراحل قبلي تحت تأثير مراحل بعدي است. نمودار ذیل به‌خوبي الگوی فرايندي رمبو را مشخص مي‌کند. همه مؤلفه‌هاي هفت‌گانه مي‌توانند در مرکز و پيرامون نمودار مطرح باشند.

    شکل 2: نمودار مرحله‌اي رمبو (رمبو، 1993، ص 18)
    از اين منظر، «نوديني» فرايندي کلي است که مراحل اصلي آن چنين است:
    1. زمينه: نيرويي پويا در قلمرو مؤلفه‌هاي چندگانه که شکل تاريخي، ديني، اجتماعي، فرهنگي و شخصي به خود مي‌گيرد.
    2. بحران: شکاف و گسستي درون قدرت نودين که از طريق عوامل شخصي يا اجتماعي پرسش‌هاي جدي ايجاد مي‌کند.
    3. پرسش: برآمده از فشارهايي است که نودينان را به‌طور فعال درگير مي‌کند.
    4. مواجهه: ناشي از تعامل و ارتباط ميان شخص نودين، موضوع ديني و نيروي معنوي جديد است.
    5. تعامل: زماني روي مي‌دهد که فرد نودين به نحو پيچيده‌تري خود را درگير مي‌کند و با توجه به موضوع جديد، فرايند تغيير را ‌پيش مي‌برد. در فرايند تعامل، باورهاي جديد سازگار مي‌شوند و نودين به «مناسک» يا باورهاي جديد مبادرت مي‌ورزد و روابط تازه‌اي از گذر بينش‌ها و آموزه‌هاي الهياتي جديد به‌دست مي‌آورد.
    6. تعهد: تصميمات جديد تعهدات تازه‌اي براي نودين مي‌آورد و در زمینه موقعيت و هويت نو، عضو معتبري از جامعه ديني تلقي مي‌شود.
    7. پيامدها: در آن فرايند، تجربه‌ها، هويت‌ها و تعهدات به نقطه اوج رسيده، استحکام مي‌يابند و نودين خود را در عمل به آن مسئول و متعهد مي‌داند (پژوهشکده باقرالعلوم، بي‌تا، ص 25ـ27).
    جدول 2: هفت مرحله نظريه رمبو
    رديف    عنوان    توضيح
    1    زمينه    زمينه فردي و اجتماعي
    2    بحران    گسستي در درون فرد که به ايجاد سؤال مي‌انجامد.
    3    سؤال    
    4    مواجهه    مواجهه فرد با دين جديد
    5    تعامل    تعامل با ابعاد گوناگون دين جديد (عقايد، اخلاق، احکام)، مرحلۀ شروعِ شدن
    6    تعهد    تعهد نسبت به دين جديد؛ در مسير شدن، پس از تعامل، دين جديد نسبتاً تثبيت مي‌شود.
    7    نتيجه (دستاورد، پيامد)    تثبيت نهايي دين جديد
    با وجود اينکه ادعا شده رمبو رويکردي بين‌رشته‌اي اتخاذ کرده است، اما اين جامعه‌شناسان عرصه نوگروي بودند که الگوی وي را مبناي نظري کار خود قرار دادند.
    3. روش تحقيق
    مسئله اصلي اين پژوهش تبديل دانش ضمني و ناظر به چگونگي، به دانش آشکار و ناظر به چيستي است. بر اين ‌اساس با اتخاذ رويکرد کيفي، اطلاعات لازم با بهره‌گيري همزمان از روش «اسنادي» و «ميداني» گردآوري شده است. در مرحله گردآوري داده‌ها، ضمن بهره‌گيري از منابع علمي، پژوهش‌هاي پيشين، بررسي اسناد و گزارش‌هاي مکتوب، استفاده از فايل‌هاي صوتي ضبط‌شده جلسات موفق و ناموفق و نيز حضور در فرايند مشاورۀ هشت نوکيش با هشت تن از کارشناسان فن، مصاحبه نيمه‌ساختاريافته انجام گرفت.
    داده‌هاي گردآوري‌شده با استفاده از روش «کيفي تحليل مضمون»، رمزگذاري و تحليل شدند. «تحليل مضمون» يکي از روش‌هاي ساده و کارآمد تحليل کيفي است. از «تحليل مضمون» مي‌توان به خوبي براي شناخت، تحليل و گزارش الگوهاي موجود در داده‌هاي كيفي استفاده كرد (شيخ‌زاده، 1390). در «تحليل مضمون»، مضامين براساس معيارهايي همچون جايگاه، زمان، ماهيت و يا حتي سلسله‌مراتب دسته‌بندي مي‌شوند. در اين پژوهش ابتدا در فرايند تحليل مضمون، مضامين اوليه شناسايي و سپس ضمن پالايش و تجميع مضامين اوليه، مضامين نهايي به منظور تدوين گزارش پژوهش انتخاب شدند. در کاربست روش «تحليل مضمون» از نرم‌افزارهاي تحليل کيفي متن، مانند مکس کيودا، ان وي وو، اطلس تي. آي استفاده ‌شده است. در تحقيق حاضر براي پردازش و تحليل کيفي داده‌ها از نرم‌افزار مکس‌کيودا استفاده شده است.
    4. يافته‌هاي تحقيق
    داده‌هاي گردآوري‌شده از منابع گوناگون (ازجمله پژوهش‌هاي پيشين، اسناد و گزارش‌هاي مکتوب، فايل‌هاي صوتي ضبط‌شده جلسات موفق و ناموفق مشاوره به نوکيشان، حضور در فرايند مشاورۀ هشت نوکيش و نيز مصاحبه نيمه‌‌ساختاريافته با هشت تن از کارشناسان مرتبط با نوکيشان)، با بهره‌گيري از روش «تحليل مضمون»، تحليل متني شد و مهم‌ترين مضامين ناظر به مسئله اين مقاله (صورتبندي الگوي مفهومي دعوت به دين)، استخراج و در قالب جدول (3) تنظيم گردید:
    جدول 3: مضامين سازمان‌دهنده و فراگير
    مضامين سازمان‌دهنده    مضامين فراگير
    جداسازي    الهياتي
    رفع موانع بازگشت    
    محيط    روان‌شناختي
    رفتار    
    گفتار    
    خدمات مشاوره‌اي    جامعه‌شناختي
    خدمات مداخله‌اي    
    پيش از ورود به تفسير مضامين استخراج‌شده، بايد اين نکته را يادآور شد که تجربه حضور در جلسات متعدد مشاوره به افراد نوکيش، نشان مي‌دهد که افراد مسلمان تغيير کيش داده، واجد سه ويژگي مشترک روان‌شناختي، جامعه‌شناختي و اعتقادي به شرح ذيل هستند:
    الف. از حيث روان‌شناختي دچار اختلالات رواني، سرخوردگي، و کمبود توجه و محبت هستند.
    ب. از حيث جامعه‌شناختي، محيط و عوامل اجتماعي مانند خانواده، نزديکان، گروه دوستان، حاکميت، عملکرد و سبک زندگي برخي از افراد منتسب به دين بستر دلزدگي اين افراد از اسلام را فراهم کرده است.
    ج. از حيث اعتقادي، اعتقادات ضعيف، آنها را در اتخاذ معيارهاي صحيحِ شناخت به‌اشتباه انداخته و آنان را آماده پذيرش دين جديد کرده است.
    بنابراين، براي بازگرداندن افراد اسلام‌گريز به دين اسلام، بايد با اتخاذ رويکردي جامع و پرهيز از اتکای صرف به رويکرد کلامي و الهياتي، همزمان از ظرفيت رويکردهاي الهياتي، روان‌شناختي و جامعه‌شناختي استفاده شود. در ادامه، توصيفي از هریک از رويکردهاي سه‌گانه ارائه مي‌گردد:
    1ـ4. رويکرد الهياتي
    کمتر اتفاق مي‌افتد که تغيير دين متأثر از مسائل کلامي و شبهات اعتقادي و در مجموع، مباحث الهياتي رخ دهد. درواقع، پيش از آنکه فرد دچار شبهات اعتقادي شود، ابتدا دستخوش مشکلات رواني و اجتماعي می‌شود و اين قبيل مشکلات بسترساز بروز شبهاتي براي فرد می‌گردد و در صورت ضعف زيربناي اعتقادي و ناتواني از ارائه پاسخ مناسب به اين مشکلات، ازيک‌سو چارچوب تعهد او به دين قبلي از هم گسسته می‌شود و در فرايند خروج از دين قرار مي‌گيرد، و از ديگر سو با دريافت پاسخ‌هاي مناسب از دين جديد و با شکل‌گيري چارچوب الهياتي جديد، تعهد او به دين جديد آغاز مي‌گردد. بنابراين، الهيات بايد براي دين جديد طرح پرسش کند و در قبال سؤالات بدون پاسخ دين قديم، پاسخگو باشد. رويکرد الهياتي داراي دو مرحله «جداسازي» و «رفع موانع بازگشت» است:
    1ـ1ـ4. جداسازي
    نقش الهيات در اين مرحله، ناظر به پرده برگرفتن از چهره حق‌نماي کيش جديد است؛ حقانيت کاذبي که با توجه به شرايط خاص رخ داده و خود را بر آسيب‌ديده تحميل کرده است. اولين هدف از طرح مسائل الهياتي و اعتقادي، جداسازي اين حقانيت از دين جديد است. اين عمل از طريق گفت‌وگو با شرايط خاص ـ در رويکرد روان‌شناسي به آن پرداخته مي‌شود ـ صورت مي‌گيرد و شامل سه مرحله به شرح ذيل است:
    1ـ1ـ1ـ4. مقدمه
    در جداسازي بايد مقدمه‌اي مطرح شود و آن مردود دانستن تفکر کثرت‌گرايي است؛ زيرا اين موضوع مي‌تواند راه فراري در تنگنا‌هاي پيش‌روي نوکيش باز نمايد. معمولاً در متون اديان، نوعي اظهار حقانيت خود و بطلان ديگري وجود دارد که مي‌توان از آن براي چنين مقصودي بهره جست.
    2ـ1ـ1ـ4. معيار صحيح شناخت
    مبلغان فرقه‌هاي انحرافي با استفاده از معيارهاي غيرحقيقي، آسيب‌ديده‌هاي رواني و اجتماعي و احياناً عقيدتي را جذب کرده، آنها را به سمت انتخاب دين جديد سوق مي‌دهند. به ‌عبارت دیگر اعتقادات ضعيف، افراد آسيب‌ديده را در اتخاذ معيار صحيح شناخت به اشتباه انداخته، آنها را مستعد پذيرش دين جديد مي‌کند.
    در اين قسمت بايد 14 نوع معيار غيرحقيقي که از مصاحبه و گفت‌وگو با نوکيشان کشف شده، باطل و شخص به عقل و معجزه ارجاع داده شود تا فرد به معيار صحيح شناخت دست يابد:
    1. در کيش جديد آرامش دارم.
    2. کيش جديد خوب است؛ چون پيروانش خوب هستند.
    3. اسلام دين جنگ و خشونت است.
    4. خداي کيش جديد برخلاف الله خيلي مهربان است.
    5. کيش جديد سرشار از محبت است.
    6. همکيشان جديد شاد هستند.
    7. خواب و رؤيا ديدم.
    8. در کيش جديد شفا گرفتم و يا معجزه ديدم.
    9. کيش جديد از غيب خبر مي‌دهد.
    10. اين‌همه پيرو، نشانه حقانيت است.
    11. اسلام عامل عقب‌ماندگي است، به خلاف پيروان کيش جديد که پيشرفته‌اند.
    12. کيش جديد من دين نيست، بلکه يک نوع زندگي است.
    13. قلبم به من دروغ نمي‌گويد.
    14. خودم را به خدا سپردم.
    در بحث معيار شناخت، همه خطابات بايد به صورت سوم ‌شخص باشد تا کليه شاهد مثال‌ها بر او بار شود. اين کار علاوه بر ايجاد تنبه در مخاطب، از موضع‌گيري‌هاي احتمالي او جلوگيري مي‌کند. برای نمونه مي‌توان بحث را اين‌گونه آغاز کرد:
    «يک انسان را در نظر بگيريم که از قبيله‌هاي بدوي آفريقا آمده است. به هيچ ديني اعتقاد ندارد و در پي يک راه براي رسيدن به خداست. راه‌هاي متعددي پيش‌روي او وجود دارد: قرآن، کتاب مقدس، اوستا، اوپانيشاد و مانند آن. او در ميان هياهوي اديان، سردرگم مانده است. يکي به او قرآن را پيشنهاد مي‌دهد و دیگری کتاب مقدس را، سومی اوِستا و... . اما سؤال مهم اين است که با چه ملاکي مي‌توان حقيقت را يافت؟»
    براي اين مقصود، کارشناس با همکاري مخاطب، معيارهاي مناسب و صحيح اين انتخاب را مرور مي‌کنند و به انسان بدوي پيشنهاد مي‌دهند.
    3ـ1ـ1ـ4. حجيت‌زدايي
    وضعيت شخص نسبت به موضوع از چند حال خارج نيست که از سافل به عالي عبارتند از: وهم، شک، ظن و قطع. «قطع» همان کاشفيتي است که براي قاطع روي مي‌دهد، خواه مطابق با واقع باشد يا خير. قطع در نزد شيخ انصاري چنين است: اعتقاد جازمي که در نظر قاطع، با واقع مطابق است (انصاري، 1428ق، ج 1، ص 30). از نظر ايشان به همين سبب، عمل به قطع ضروري است. به ‌عبارت ‌ديگر، براي قاطع حجيت مي‌آورد. براي اصطلاح «حجيت»، هشت معني ذکر شده که پنج نوع آن عرفي است: 1. واقع‌نما؛ 2. وجوب متابعت؛ 3. معذّر؛ 4. منجّز؛ 5. وسيله احتجاج به غير (محمدي، 1386، ج 1، ص 13).
    دين با حجيت رابطه‌ای مستقيم دارد؛ يعني اگر ديني براي شخصي حجيت داشته باشد، نزد او واقع‌نمايي مي‌کند. پس متابعت از قوانين را به دنبال دارد که در صورت اجرا، مزد و در صورت خطا، عذر مي‌سازد و در نهايت، براي قانع کردن ديگران از آن بهره مي‌برد. غالباً خروج از دين وقتي رخ مي‌دهد که آن کيش از حجيت بيفتد يا به ‌عبارت دیگر نزد شخص، ديگر واقعي و حقيقي نباشد. بنابراين، لزومي براي تبعيت و حتي احتجاج وجود ندارد؛ زیرا اعتقاد به جزا از بين رفته است. ورود به دين جديد نيز زماني روي مي‌دهد که شخص به حجيت برسد؛ يعني آن را واقعيت بپندارد. پس بايد از آن تبعيت کند؛ زیرا براي او تنجّز و تعذّر مي‌آورد. بنابراين براي بازگشت يک نوکيش، ابتدا بايد حجيت از دين جديد اخذ و به دين قديم پس داده شود. اين اقدام با استفاده از بيان تاريخ آن دين، تناقضات موجود و قوانين و رفتارهاي غيرعقلايي موجود در کيش جديد رخ مي‌دهد.
    2ـ1ـ4. رفع موانع بازگشت
    براي برگرداندن حجيت به کيش قديم، لازم است تا سؤالات شخص نوکيش که در فرايند تغيير دين بدون جواب مانده و همچنين شبهاتي که بعد‌ها از زبان مبلغان اديان و فرق انحرافي شنيده است، پاسخ داده شود. براساس يافته‌هاي اين تحقيق، شبهاتي که بيشترين فراواني را در ميان مسلمانان ايراني متأثر از فرقه‌ها دارند عبارتند از: زن، خشونت و شبهاتِ احکام. بهتر است تلاش شود پاسخ‌ها با رويکردي نقضي، مباني کيش جديد را نيز بررسي کنند.
    در شيوه پاسخ‌گويي به سؤالات و شبهات بايد از چند روش همزمان بهره گرفته شود؛ از جمله: بررسي‌هاي متني و سندي، مطالعات فقهي و حقوقي، پژوهش‌هاي مفهوم‌شناسي، بررسي‌هاي تاريخي، پاسخ‌هاي نقضي و مطالعات آماري. تمام ادعاها، نقل‌قول‌ها و پاسخ‌ها بايد مستند و مبتني بر دستور قرآن باشد؛ جانب عدالت و انصاف رعايت شود و تا حد ممکن از طرح مباحث پيچيده علمي که تنها در مراکز تخصصي مي‌توان به آن پرداخت، پرهيز و بيشتر بر پاسخ‌هاي کاربردي تمرکز شود.
    3ـ4. رويکرد روان‌شناختي
    در اين بخش، هدف کاهش اضطراب و ارتقاي اثر‌گذاري سخن براي پذيرش حق است که اين مقصود از طريق ظرفيت‌ها و روش‌هاي روان‌شناختي در سه بخش «محيط»، «رفتار» و «گفتار» دنبال مي‌شود.
    1ـ3ـ4. محيط
    مکان گفت‌وگو بايد داراي چند ويژگي باشد تا اثرات مثبتي بر روان نوکيش بگذارد:
    نخست. موقعيت مکاني: يعني محل گفت‌وگو کجا باشد: عمومي يا خصوصي؟ فضاي باز يا بسته؟ کوچک يا بزرگ؟ چون اماکن خصوصي ممکن است حس جلسه بازجویي و فضاي امنيتي را القا کند فضاي عمومي بهتر است. از سوی دیگر شلوغي و رفت ‌و آمدهاي مکرر اين اماکن، معضلي است که تمرکز جلسه را برهم مي‌زند. شايد وجه جمع اين دو، دانشگاه باشد؛ يعني مکاني که عمومي است، اما اتاق‌هاي آن مشکلات ذکرشده را ندارد. گذشته از آن، سرمايش و گرمايش و امور خدماتي و انضباطي آن نيز تأمين شده است.
    دوم. امکانات محل گفت‌وگو: در مکان جلسه بهتر است از مبلمان استفاده شود تا راحتي بيشتري ايجاد شود. در بين مبل يا ميز و صندلي، دومي مناسب‌تر است؛ زيرا علاوه بر نزديک کردن افراد به يکديگر و همچنين ايجاد شرايط يادداشت‌برداري و قرار دادن کتاب در کنار دست اشخاص، براي پذيرايي نيز می‌توان از آن استفاده کرد.
    سوم. نوع نشستن: نشستنِ رودررو تقابل را القا مي‌کند و شکل بازجويي به خود مي‌گيرد. کنار هم نشستن نيز حريم شخصي را از بين مي‌برد که شايد براي طرفين خوشايند نباشد؛ زيرا ممکن است حضار بخواهند چيزي را از چشم ديگري دور نگاه‌ دارند. بهترين نوع نشستن، L مانند است که تقريباً نوعي وجه جمع به‌حساب مي‌آيد.
    چهارم. پذيرايي: مهيا بودن اسباب پذيرايي افزون بر ايجاد صميميت، فرصت استراحت و ترخيص مقطعي را ايجاد ‌مي‌کند تا ذهن نوکيش دچار خستگي حاصل از تداوم مطالب نشود. از سوی ديگر خوراکي‌هاي تسکين‌دهنده، مثل قهوه و همچنين مواد قندي علاوه بر کاهش اضطراب، به تأمين انرژي طرفين کمک مي‌کند.
    پنجم. عطرآگين کردن فضا: عطرها و رايحه‌ها اهميت بسزايي در سلامت جسم و روح و روان افراد دارند، از ترميم زخم‌ها گرفته تا کاهش روان‌پريشي‌ها. حتي پژوهشگران ارتباط بالقوه بين بعضي رايحه‌ها و تغييرات سلول‌هاي عصبي براي کاهش سوگيري مردان در بيماري‌هايي همچون اوتيسم را نشان مي‌دهند (لينا و همکاران، 2015، ص 731ـ738).
    براي ايجاد تعادل بين حالت‌هاي رواني و احساسي، همچنين بهبود آشفتگي‌هاي رواني مي‌توان از ترنج، ياسمن، نارنج، نعناع هندي، بابونه رومي و رز بهره گرفت و يا براي رفع افسردگي از عصاره شمعداني عطري، گريپ‌فروت، ياسمن، ليموترش، نارنج، بابونه رومي، رز و چوب صندل استفاده کرد (اميرديواني، 1383).
    2ـ3ـ4. رفتار
    شيوه مواجهه با شخص نوکيش اهميت بسزايي دارد. اگر اکراهي در کار باشد، نه‌تنها اثرگذاري ندارد، بلکه چه‌بسا کار به لجاجت نيز کشيده شود. مشاوره براي چنين افرادي که خود را محق مي‌دانند حکم عقب‌نشيني دارد. پس متقاعد کردن آنان به اين کار بسيار سخت است. اگر درگيري عمق کمتري داشته باشد و پيوندهاي خويشي و دوستي پايدار باشد، مواجهه با مشاور مي‌تواند در قالب يک اتفاق و حادثه روزمره، مثل يک مهماني رخ دهد؛ اما اگر درگيري فرقه‌اي عمق داشته باشد، به‌گونه‌اي‌که با همه اطراف خود دچار تنش باشد، بهتر است از سخنان خود شخص استفاده شود؛ زیرا خواه‌ناخواه طمع تبليغ آنها همه اطرافيان را درگير ‌مي‌کند. تن دادن به اين تبليغ مي‌تواند به‌منزله يک راهبرد، راهگشا باشد؛ مثلاً شخص تبشير شده بگويد: «من سخنان تو را قبول مي‌کنم، به شرط آنکه به سؤالات اين شخص (مشاور) پاسخ داده شود».
    شخصي که به‌عنوان مشاور با نوکيش گفت‌وگو مي‌کند بايد بداند که بعد از خروج از دين، ديگر تعلقي به آن باقي نمي‌ماند و حتي ممکن است نوعي تنفر نيز شکل گيرد. بنابراين بهتر است از هر نوع نمادي که اسلاميت را پررنگ و يا يادآوري مي‌کند استفاده نشود. آراستگي در ظاهر و رفتار نيز مهم است. استفاده از عطر، چهره خندان، و آرامش در رفتار نيز به همين صورت است. هديه دادن، به‌ویژه اگر کتاب باشد ابزاري براي تأليف قلوب به شمار می‌آید. البته بهتر است کتاب از موضوعات مطرح‌شده در جلسات انتخاب شود. به ‌عبارت دیگر، آنچه گفته شد، اعم از گشاده‌رويي، خلق نيکو، تواضع و احترام، آراستگي و زيبايي ظاهري همه عوامل محبوبيت‌زا هستند (اسدي و همكاران، 1394، ص 1) که براي اثرگذاري کلام بسيار مفيد و حتي لازم‌اند.
    نکات ديگري نيز در این زمینه وجود دارد که عبارتند از:
    ـ نوکيش اگر تعلقي به شيء و لوازم خاص دارد به همراه داشته باشد.
    ـ نوکيش اگر احتياج به سيگار دارد، قبل از جلسه مصرف کند.
    ـ نوکيش اگر فرزندي دارد که نبودش مشغله‌ساز است، همراه خود بياورد.
    ـ نوکيش قبل از شروع جلسه و ورود مشاور، در مکان حضور داشته باشد.
    ـ نوکيش بداند که هر زمان خواست مي‌تواند جلسه را پايان دهد.
    ـ مشاور به اختلاف اقوام و فرهنگ‌‌ها توجه کند.
    ـ مشاور تماس چشمي خود را معطوف به نوکيش کند.
    ـ مشاور از زبان بدن به‌درستي استفاده کند.
    ـ مشاور هرازگاهي با تأييد گفتار نوکيش، توجه خود به بحث را نشان دهد.
    ـ مشاور با تن صداي پايين به همراه حرکات آرام بدن با مخاطب ارتباط بگيرد.
    3ـ3ـ4. گفتار
    ارتباطات کلامي جايگاه خاصي در ارتباطات انساني دارند. بنابراين در فرايند دعوت، بايد اهميت ويژه‌اي براي آن قائل شد. هرچند در جلسات آسيب‌ديده‌هاي فرقه‌اي، تلاش بايد براي حاکم کردن عقل بر جلسه و کاهش اضطراب مخاطب صورت گيرد، اما يک دعوت خوب از محبوبيت و مقبوليت مبلّغ و مشاور شروع مي‌شود. براي اين منظور به نکاتی که در ايجاد محبويت و مقبوليت مؤثرند اشاره می‌کنیم:
    1ـ3ـ3ـ4. ايجاد محبوبيت و مقبوليت
    ـ مشاور، خود را به طور کامل معرفي کند، چه با اسم مستعار و چه حقيقي؛ زيرا نبايد امر مبهمي باقي بماند.
    ـ در همان ابتداي سخن، به اين نکته اشاره کند که هيچ ارتباطي با نهادهاي امنيتي و قضايي ندارد و صرفاً براي يک کار علمي حاضر شده است.
    ـ مزاح و شوخي از کارهای مهمی است که نبايد فراموش شود، البته با توجه به فرهنگ و خط قرمز‌هاي نوکيش و جلسه.
    ـ مشاور از سفرها و تجربه‌هاي خارج کشور، خاطره‌اي متناسب با موضوع ذکر کند. مطلوب آن است که مشاور˚ صاحب تجربه باشد. در غير اين صورت مي‌تواند آن تجربه را از زبان ديگري نقل کند.
    ـ نوکيش با اسم کوچک خطاب شود.
    ـ از محاورات طلبگي پرهيز شود؛ زیرا افزون بر غيرقابل فهم بودن براي عموم، رنگ و بوي عربي و اسلامي دارد؛ همان چيزي که غالب نوکيشان نسبت به آن حس تنفر دارند.
    ـ از واژه‌هاي لاتين بهره گرفته شود.
    ـ از ناقدان و مخالفان غربي مسيحيت، شاهد مثال آورده شود.
    ـ تعريف کردن از شخصيت نوکيش در ايجاد محبوبيت مشاور تأثيرگذار است؛ زیرا نوکیشان معمولاً طردشدگي از جامعه و خانواده را تجربه کرده‌اند. بنابراین، قرار گرفتن در کانون توجهات، موجب شکل‌گيري احساس خوشايند در نوکيش مي‌شود. اين روشي است که مبلغان فرقه‌ها از آن بهره مي‌برند.
    ـ با احترام و ادب با نوکيش رفتار شود، تا جايي که رفتار متقابل در او نيز صورت گيرد.
    ـ تأييد بعضي از حرف‌هاي او به ايجاد محبوبيت و پذيرش سخنان مشاور کمک مي‌کند. درواقع شخص نوکيش نيز رگه‌هايي از حقيقت در گفتار و رفتار خود دارد و انصاف حکم مي‌کند که آنها ديده و منعکس شود.
    ـ اين جلسات براي بازجويي تشکيل نمي‌شود. پس مشاور نبايد دنبال مقصر باشد.
    ـ پايان جلسه اندکي با شوخي و مزاح همراه باشد تا از سنگيني بحث کاسته شود.
    ـ مشاور الطاف اهل‌بيت در طول زندگي‌اش را بازگو و خاطرات حضورش در مراسم و مناسک را يادآوري کند.
    2ـ3ـ3ـ4. گفت‌وگو براي اقناع
    مباحث الهياتي که قرار است به نوکيش ابلاغ شود بايد اقناع‌کننده باشد. اين هدف احتياج به گفت‌وگويي دارد که در صناعات خمس به نام «مجادله» شناخته مي‌شود. «قياس جدلي» براي غلبه بر خصم و يا اقناع اوست. در اين قياس نيازي به استفاده از مقدمات يقيني نيست، بلکه بايد از مقدماتي استفاده شود که مقبول خصم است (پارسانيا، 1383، ص 115). معمولاً اين منظور در متون مقدس و سنت دين جديد قابل دستيابي است. با توجه به اينکه اديان گذشته گرفتار اختلاط حق و باطل شده‌اند، اختلافات روايي و عقلي قابل‌توجهي در منابع آنها قابل مشاهده است. بنابراين نقدهاي الهياتي به متون مقدس و سنت‌هاي دين جديد، روشي مناسب براي حجيت‌زدايي از آن دين است.
    البته بايد از کشمکش و برتري‌جويي پرهيز ‌شود؛ زيرا هدفِ دعوت، نه اسکات و الزام خصم، بلکه اقناع اوست. بنابراين از نوع بدون الزام آن، يعني مناظره استفاده مي‌شود. غرض در مناظره ميان دو تن، الزام يا غلبه بر يکديگر نيست، بلکه حصول علم و کشف حقيقت است. به همين سبب، وقتي يکي از طرفين مناظره، رأي ديگري را حق دانست، به آن اعتراف مي‌کند و دست از بحث برمي‌دارد (طوسي، 1367، ص 448).
    در جدلِ مبتني بر حقيقت‌کاوي و حق‌طلبي، هر دو طرف منازعه علاوه بر استفاده از حجت معتبر، بايد آداب مناظره و جدل را مراعات نمايند.
    حسيني ميلاني مهم‌ترين آداب مناظره را که در قرآن کريم با عبارت «بِالَّتي هِي أَحْسَنُ» آمده، به شرح ذيل بيان مي‌کند:
    هر دو طرف بايد با رعايت کامل مدارا، آرامش و وقار، ديدگاه و حجت معتبر خود را ارائه نمايند.
    هر دو طرف بايستي از الفاظ روشن و عبارات زيبا براي بيان مقصود خود استفاده نمايند.
    هر دو طرف بايستي از بدگويي و دشنام بپرهيزند.
    هر دو طرف بايد از روش‌هاي پيچيده و خروج از موضوع بحث ـ که سازمان فکري طرف مقابل را به هم مي‌ريزد ـ خودداري کنند.
    هر دو طرف بايد از افزودن يا کاستن از سخنان طرف مقابل بپرهيزند و از انتساب باورها يا حجت‌هاي موهوم به وي خودداري کنند.
    در صورت گفتاري بودن بحث و جدل، آداب ديگري نيز بدان افزوده مي‌گردد؛ ازجمله اينکه:
    طرفين مناظره نبايد سخن يکديگر را قطع نمايند.
    طرفين نبايد صداي خود را بيش از حد معمول بالا ببرند.
    ... جدل به دو نوع «حق» و «باطل»، تقسيم مي‌شود و «جدل حق» بدين معناست که ضمن رعايت آداب و اخلاق والاي نيکو، از حجت معتبر و مورد قبول دو طرف يا طرف مقابل نيز استفاده گردد (حسيني ميلاني، 1389، ص 12).
    3ـ3ـ3ـ4. مناظره به روش «در‌هاي بسته»
    اهل فن با مطالعه روش‌هاي گوناگون مناظره و تجربه آنها در عمل، روشي به نام «در‌هاي بسته» ابداع کرده‌اند که با اجراي آن توانسته به بازگرداندن يک خارج‌شده از اسلام کمک شاياني کنند.
    خصمي را در نظر بگيريد که براي نپذيرفتن موضوع بحث، مي‌تواند توجيهاتي بياورد. کارشناس مشاور ابتدا بايد آن توجيهات را بشناسد، سپس با اقراري که از او مي‌گيرد تمام آن توجيهات را قبل از شروع بحث نامعتبر کند. به ‌عبارت ديگر تمام در‌هاي فرار را به روي او ‌ببندد، مگر دري را که مطلوب وي است. هر قدر کارشناس مهارت بيشتری در اين کار داشته باشد، مناظره موفق‌تري خلق خواهد کرد.
    علاوه بر آداب مناظره، سبک «درب‌هاي بسته» قواعدي خاص ‌دارد که مشاور را ملزم به رعايت آنها مي‌کند؛ قواعدی از اين قبيل:
    ـ روي منافع مُصر باشد، نه مواضع. بنابراين اگر در مناظره توهيني شنيد به فکر تلافي نباشد.
    ـ از منافع به حاشيه نرود؛ زیرا اصل هدف گم مي‌شود.
    ـ براي اثبات حرف خود ـ ولو باطل ـ حتماً يک‌راه وجود دارد.
    ـ طرف مقابل را سرزنش نکند؛ زیرا بحث شخصي مي‌شود.
    ـ اگر نوکيش از موضعي متشنج شد، اجازه دهد تا تشنج وي خالي شود.
    ـ با مسئله روبه‌رو شود، نه با افراد.
    ـ در مناظره براي شنيدن پاسخ خصم، کاملاً مکث کند، حتي در انتهاي صحبت نوکيش گفته شود: «مسئله ديگري نداري؟»
    ـ حق‌جويي خود را نشان دهد؛ مثلاً بگويد: «اگر اشتباه مي‌کنم مرا از اشتباه در بياوريد».
    ـ اصلاً نتيجه‌گيري نکند؛ مثلاً به جاي آنکه به مدعي ديدن معجزه‌ احمدالحسن بگويد: «تو دروغ مي‌گويي»، از او بپرسد: «آيا هر کس معجزه کند دليل بر حقانيت است؟» سپس نمونه‌های کذب را مثال بزند؛ مثل هندوها.
    ـ افراد ساکت را به ياري خود بخواند؛ مثلاً از يک شخص ديگر تأييد يک مطلب بديهي را بگيريد.
    ـ کمي از ديد طرف مقابل به مشکل نگاه کند.
    ـ اولين کسي که عصباني شود بازنده بحث است.
    ـ در شخصيت (نه سخن) نوکيش نقطه قوتی پيدا کند و به او بگويد.
    ـ در مناظره، رفاقت ايجاد کند، نه رقابت.
    ـ حرف‌هاي طرف مقابل را يادداشت کند. با اين کار نشان می‌دهد به نوکيش اهميت داده است و از سوی دیگر منظومه سخن طرف مقابل را از دست نمي‌دهد.
    ـ گاهي بگويد: «اجازه دهيد کمي فکر کنم!» (با اين کار به‌طرف می‌فهماند که حرف‌هايش قابل تأمل است.)
    ـ بعد از صحبت خصم، حرف‌هاي او را دوباره بازگو کند؛ مثلاً «اجازه دهيد من استنباط خودم را از حرف‌هاي شما بگويم...».
    ـ از تحکم پرهيز شود.
    ـ وقتي مي‌خواهد سخن نوکيش را بازگو کند حرف‌ها را شاخه‌شاخه کند؛ مثلاً، بگوید: اگر منظورتان اين است که اين... و اگر منظورتان آن است که آن... .
    ـ به نوکيش اجازه تغيير موضوع مذاکره را ندهد و دایم موضوع را يادآوري کند.
    ـ جمع‌بندي جامعي را رقم بزند که حرف او نيز در انتها باشد (مصاحبه با مشاوران، 1400).
    4ـ4. رويکرد جامعه‌شناختي 
    آخرين قسمت، شتاب‌دادن بازگشت نوکيش با استفاده از خدمات اجتماعي است. برخي همچون بولت معتقد‌ند: نوگروي قبل ‌از آنکه براساس آگاهي و اختيار باشد، از نوعي اجبار اجتماعي تبعيت مي‌کند (کوهستاني نجفي، 1394، ص 23). بر اين ‌اساس تغيير دين واجد يک لايه سطحي (الهياتي ـ اعتقادي) و يک لايه عميق‌تر (مشکلات روان‌شناختي ‌ـ جامعه‌شناختي) دارد. يکي از اقدامات اوليه، کشف لايه زيرين است که احتمالاً خود شخص نيز چندان از آن آگاه نيست. بعد از مشخص شدن نوع مشکل، بايد رايزني‌ها و پيگيري‌ها براي رفع آن انجام شود تا بعد از جدايي از مسلک جديد و رفع موانع بازگشت به اسلام، با برطرف شدن مشکلات زمينه‌‌اي، برگشت او به اسلام سرعت بيشتري بگيرد.
    برخي از مشکلاتي که معمولاً افراد نوکيش با آنها دست به گريبان هستند، عبارتند از:
    اعتياد: از مشکلاتي است که برخي از نوکيشان با آن درگيرند. البته منظور پاک شدن از اعتياد نيست؛ زیرا اين کار را فرقه‌ها انجام مي‌دهند، بلکه منظور پاک ماندن از اعتياد است.
    فقر و بيکاري: در همه آسيب‌هاي فردي و اجتماعي دخيل‌اند. پژوهشگر شاهد آسيب‌ديده‌اي بود که بعد از 10 سال همچنان بر انتخاب خود اصرار مي‌کرد. از ديد کارشناس مشاور او، اگر از همان ابتدا يک مقرري ماهيانه به اين فرد اختصاص مي‌يافت در اين چاه نمي‌افتاد؛ زیرا مبلغان فرقه‌ها به‌درستي او را کشف کرده و با کمک‌هاي مالي ذهن او را تسخير کرده بودند.
    معضلات خانوادگي: طلاق و يا درگيري‌هاي اعضاي خانواده از ديگر مشکلاتي است که حضور پررنگي در زمينه‌هاي تغيير دين دارد.
    ازدواج و مباحث عاطفي: از موارد ديگري است که افراد به طمع آن، می‌لغزند و با تلاش فرقه‌ها، حاضر مي‌شوند تغيير دين بدهند.
    اختلالات جنسي و حتي آشنا نبودن با قوانين: این موضوع که موجب ضرر کيفري و حقوقي می‌شود نیز از ديگر نمونه‌هاست.
    فهرست آسيب‌ها و مسائل افراد نوکيش در جدول (4) آمده است:
    جدول 4: گونه‌شناسي آسيب‌ها و مسائل رواني و اجتماعي نوکيشان
    آسيب‌ها    مسائل
    طلاق    خانوادگي
    دعواي خانوادگي    
    کم‌توجهي اعضاي خانواده    
    ازدواج    
    آشنا نبودن با قوانين    حقوقي
    درگيري‌هاي اداري    
    فقر    مالي
    بيکاري    
    اختلالات جنسي    رواني
    افسردگي    
    وسوسه‌هاي اعتياد    
    سؤالات اعتقادي    ديني
    سؤالات احکام    
    براي رفع اين مشکلات به افراد و مجموعه‌هاي ذیل نياز است:
    ـ مشاور خانواده؛
    ـ مشاور حقوقي؛
    ـ مشاور اعتقادي؛
    ـ مؤسسات و افراد خيّر؛
    ـ روان‌شناس.
    ازآنجاكه با افراد به‌صورت مصداقي رفتار مي‌شود، پس چارچوبي قطعي وجود ندارد. به‌ بيان ‌ديگر، نياز زمينه‌اي مخاطب است که تعيين‌کننده نوع آسيب‌ و نيز نوع خدمات موردنياز است. اين روش در سنت و احتجاجات امامان معصوم نيز موجود است؛ مثلاً امام حسن مجتبي با شناخت نيازهاي هتاک شامي و اعلام آمادگي براي تأمین آنها، موجبات جذب او را فراهم ‌کردند (قمي، 1422ق، ج 1، ص 522).
    تجربه نشان مي‌دهد خدماتي که بايد به آنها داده شود تا برگشت به دين قبلي سرعت گيرد دو نوع است: خدمات مشاوره‌اي و خدمات مداخله‌اي.
    جدول 5: انواع خدمات به‌منظور بازگشت افراد نوکيش
    انواع خدمات    مشاوره‌اي    خانوادگي
            حقوقي
            اعتقادي
        مداخله‌اي    مادي
            روان‌پزشکي
            عاطفي و...
    اين خدمات بايد تا زمان توبه فرد و بازگشت وي به اسلام ادامه پيدا کند. در فرايند پيگيري اين امور، احوال‌جويي، تماس‌هاي تلفني و يا اينترنتي علاوه بر روحيه‌بخشي به تواب، فرصت شکار دوباره او توسط فرقه‌ها را از بين مي‌برد.
    براساس آنچه در مبحث يافته‌هاي تحقيق آمد، مي‌توان الگوي مفهومي دعوت افراد اسلام‌گريز به دين اسلام را به شکل (2) ترسيم کرد:

    شکل 2: الگوي مفهومي دعوت اسلام‌گريزان
    نتيجه‌گيري
    شايد تغيير کيش با نگاه غيرديني يک پديده طبيعي باشد، اما هنگامي که هدف˚ از مسائل الهياتي و معرفتي به مسائل سياسي و مقابله با حکومت‌ها تبديل مي‌شود، بايد در مقابل آن حساس بود. اگرچه وجود نهاد‌هاي ديني و فرهنگي و افزايش کمّي و کيفي فعاليت آنها ضروري است، اما حکم پيشگيري را دارد. عموم نوکيشاني که از اسلام خارج مي‌شوند به علت ملاحظات امنيتي، مشمول اقدامات قضايي مي‌شوند که اين امر افزون بر ايجاد آسيب‌هاي اجتماعي، خوراک تبليغاتي و مظلوم‌نمايي را براي مبلغان غيراسلامي فراهم مي‌کند.
    بنابراين کاربست راهکار‌هاي غيرقهري، همچون الگوهاي تبليغي براي مقابله با اين جريان، ضروري است. ازاين‌رو پژوهش حاضر کوشید براي پاسخ به چگونگي دعوت اسلام‌گريزان به دين، با بهره‌گيري از روش‌هاي علمي و تجربي برخي از مبلغان اسلامي که در مقابله با اديان و فرق، توانسته‌اند بعضي از افراد اغوا شده را به دين اسلام برگردانند، روش آنها را استخراج، تکميل و به شکل مفهومي صورت‌بندي کند.
    پژوهشگران با رويکرد‌هاي گوناگون به بررسي اين پديده پرداخته‌اند. وجود مشوق تبليغي و يا عدم آن در متون مقدس و سهل‌گيري در آيين‌ها و مناسک براي نوکيشان از نتايجي است که در رويکرد الهيات به‌دست ‌مي‌آيد. عقلايي يا عاطفي بودن اين پديده، محرک و متحرک بودن رفتار و عقيده، سن غالب در نوگروي، بحران دروني و مياني و مسائلی از این دست در رويکرد روان‌شناسي پيگيري مي‌شود. همچنين تجميع و تکميل نظريات موجود با رويکرد جامعه‌شناسي حاصل مي‌شود که از شاخص‌ترين آنها مي‌توان به نظريه لوئيس رمبو اشاره کرد. البته بررسي برگشت آنها و ايجاد دانش‌کاربردي براي اين مهم مغفول واقع شده که اين تحقيق در پي پر کردن خلأ موجود است.
    فارغ از اينکه چه عاملي مقدم دانسته شود و چه رويکردي حقيقت را بيشتر آشکار سازد، بايد گفت: براساس تجربه فعالان اين عرصه، به علت تأثير همزمان عوامل اعتقادي، رواني و اجتماعي در ادبار نوکيشان از دين قبلي و اقبال به دين جديد، استفاده از هر سه رويکرد «الهياتي»، «روان‌شناختي» و «جامعه‌شناختي» براي بازگرداندن يک نوکيش به دين قبلي خود، کاری ضروري است.
    با استفاده از رويکرد الهياتي، بايد جداسازي از دين جديد رخ دهد که اين کار به کمک حجيت‌زدايي پس از تفاهم بر رد تکثر‌گرايي و تأييد معيار صحيح شناخت اتفاق مي‌افتد. براي بازگشت به دين قبلي، لازم است سؤالات اعتقادي شخص پاسخ داده شود؛ زیرا مانعي براي برگشت او به‌حساب مي‌آيد. تمام اين مراحل از طريق رويکرد روان‌شناسانه در سه سطح (محيط، رفتار، گفتار) مناسب‌سازي مي‌شود تا کمّيت و کيفيت تأثيرگذاري و پذيرش افزايش يابد. در انتها، رويکرد جامعه‌شناختي به‌مثابه يک شتاب‌‌دهنده، به رفع مشکلات زمينه‌اي شخص مي‌پردازد و اين خدمات تا زمان بازگشت وي به دين قبلي ادامه خواهد داشت.
    با توجه به پيچيده بودن تغيير کيش، نهايتِ اقدامات سلبي و قهري˚ انهدام سرشبکه‌ها و راه‌هاي ارتباطي آنان است که کار را به لجاجت و حتي مقابله، آن ‌هم با روحيه‌اي مصمم‌تر مي‌کشاند. نتايج اين پژوهش و پژوهش‌هاي مشابه، افزون بر اينکه چنين آثاري را از بين مي‌برد، در حالت ايده‌آل مي‌تواند از خود نوکيشانِ پشيمان، عليه جريان فرقه‌گرايي استفاده کند.
    تدوين روش‌هاي ارتباط مؤثر با اين قشر خاص (خارج‌شدگان از اسلام) توسط محققان علوم ارتباطات و روان‌شناسي مي‌تواند به ارتقاي دانش کاربردي فعالان اين عرصه کمک شاياني نمايد.

     

    References: 
    • اسپيلکا، برنارد و ديگران، 1390، روانشناسي دين، ترجمة محمد دهقان، تهران، رشد.
    • اسدي سيدصالح و همكاران، 1394، «بررسي عوامل مقبوليت و محبوبيت معلم در متون اسلامي»، در: دومين اجلاس ملي توسعه پايدار در علوم تربيتي و روانشناسي، مطالعات اجتماعي و فرهنگي، تهران، مرکز راهکارهای دستیابی به توسعه پایدار.
    • اميرديواني، ابوالفضل، 1383، «عطر و عطر درماني»، پيام زن، سال سيزدهم، ش 8، ص 105-110.
    • انجيل متي، 2006، ترجمة سازمان ايلام، چ دوم، انگليس، انتشارات ايلام.
    • انصاري، مرتضي، 1428ق، فرائد الأصول، قم، مجمع الفكر.
    • انصاري، مريم، 1389، عوامل مؤثر بر تغيير دين از اسلام به مسيحيت، تهران، دانشگاه تربيت مدرس.
    • آنوي، كارل اندرسون، 1388، فرزندان راهي ديگر، ترجمة ابراهيم ‌نظري مونا، تهران، دف.
    • پارسانيا، حميد، 1383، علم و فلسفه، چ سوم، تهران، فرهنگ و انديشه اسلامي.
    • پژوهشکده باقرالعلوم، بي‌تا، الگوي استبصار، قم.
    • حسيني ميلاني، سيدعلي، 1389، آداب مناظره و گفتگو در اصول دين، قم، مرکز حقايق اسلامي.
    • دهخدا، علي‌اکبر، 1379، لغت‌نامه دهخدا، چ هفتم، تهران، دانشگاه تهران.
    • راهنما، اسحاق، 1391، بررسي نظريات (نوديني) با تأکيد بر رويکرد لوئيس رمبو، قم، دانشگاه اديان و مذاهب.
    • شيخ‌زاده، محمد، 1390، «تحليل مضمون و شبكه مضامين»، انديشه مديريت راهبردي، سال پنجم، ش 2، ص 151- 198.
    • طوسي، نصيرالدين، 1367، اساس‌الاقتباس، ترجمة محمدتقي مدرس رضوي، تهران، دانشگاه تهران.
    • قمي، شيخ عباس، 1422ق، منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل، قم، جامعة مدرسين.
    • کوهستاني نجفي، طيبه، 1394، مطالعه جامعه‌شناختي نوگروي به اسلام، آشتيان، دانشگاه آزاد اسلامي.
    • گندمي، رضا، 1383، «نوديني در يهوديت»، هفت ‌آسمان، ش 21، ص 48- 72.
    • محمدي، علي، 1386، شرح رسائل، چ هفتم، قم، دارالفکر.
    • Jones, Linday & Eliade, Mirceai & Adams Charles, 2005, Encyclopedia of religion, V. 14, Usa, Macmillan Reference.
    • Leanna A. Sealey & Other, 2015, "Environmental factors may contribute to autism development and male, bias Effects of fragrances on developing neurons", Environmental Research, V. 142, p 731-738.
    • Rambo, Lewis, R, 1993, Understanding of Religious Conversion, New York, Yale, University Press.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرم اللهی، نعمت الله، مبینی مقدس، مجید، نیک بین راوری، علیرضا.(1401) صورت‌بندی الگوی مفهومی دعوت افراد اسلام‌گریز به دین. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 14(1)، 7-28

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نعمت الله کرم اللهی؛ مجید مبینی مقدس؛ علیرضا نیک بین راوری."صورت‌بندی الگوی مفهومی دعوت افراد اسلام‌گریز به دین". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 14، 1، 1401، 7-28

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرم اللهی، نعمت الله، مبینی مقدس، مجید، نیک بین راوری، علیرضا.(1401) 'صورت‌بندی الگوی مفهومی دعوت افراد اسلام‌گریز به دین'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 14(1), pp. 7-28

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرم اللهی، نعمت الله، مبینی مقدس، مجید، نیک بین راوری، علیرضا. صورت‌بندی الگوی مفهومی دعوت افراد اسلام‌گریز به دین. معرفت فرهنگی اجتماعی، 14, 1401؛ 14(1): 7-28