معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سیزدهم، شماره سوم، پیاپی 52، پاییز 1401، صفحات 7-26

    تسهیلگرهای نهادینه‌سازی فرهنگ‌ از منظر قرآن

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ وحید وثوقی راد / استادیار گروه مدیریت اسلامی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / vossoughi@iki.ac.ir
    ولی الله نقی پورفر / دانشیار گروه معارف دانشگاه قم / v-naghipoor@qom.ac.ir
    محمدتقی نوروزی فرانی / استادیار گروه مدیریت مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / mtnorozi@yahoo.com
    چکیده: 
    یکی از مسائل پیش روی کارگزاران و متولیان امور در حوزه های حاکمیتی، نهادینه سازی باورها، ارزش ها و رفتارهای مطلوبِ متناسب با مبانی و پیش فرض های نظام حاکم است. ازاین رو، یکی از وظایف اصلی پژوهشگران حوزه علوم انسانی اسلامی تبیین نظری و طراحی الگوهای متناسب با مبانی و پیش فرض های اسلامی است. هدف اصلی این تحقیق بررسی «تسهیلگرهای نهادینه سازی فرهنگ از منظر قرآن» به مثابه یکی از مؤلفه های اصلی الگوی مدنظر است. در این تحقیق از روش «تدبر در قرآن» (نقلی وحیانی) با توجه به راهبرد ظاهرشونده «داده بنیاد» استفاده شده است. یافته ها نشانگر آن است که «نهادینه سازی از منظر قرآن فرایندی است پیوستارگونه که می تواند مثبت (رو به اعتلا) یا منفی (رو به انحطاط) باشد. جهت اعتلای آن برای کسانی است که درصدد تثبیت ایمان، و جهت انحطاط آن برای کسانی است که درصدد تثبیت کفر هستند». متناسب با تعریف مذکور، درصورتی که کارگزاران وظایف خود را در فرایند نهادینه سازی انجام دهند و در جهت نهادینه سازی مثبت حرکت کنند، کمک ها و امدادهای الهی در قالب سنت هدایت به منزله تسهیلگرها در دو سطح فراانسانی و انسانی نصیبشان خواهد شد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Facilitators of the Institutionalization of Culture from the Perspective of the Qur'an
    Abstract: 
    One of the issues faced by those in charge of the areas of governance is the institutionalization of beliefs, values and desirable behaviors in accordance with the foundations and presuppositions of the systems of government. Therefore, one of the main tasks of researchers in the field of Islamic humanities is to theoretically explain and design models according to Islamic foundations and presuppositions. The main goal of this research is to examine "the facilitators of the institutionalization of culture from the perspective of the Qur'an" as one of the main components of the model in question. In this research, the method of "reflection on the Qur'an" (revealed -narrative) has been used according to the emerging strategy of "grounded theory". The findings indicate that institutionalization from the perspective of the Qur'an is a continuous process that can be positive (upward) or negative (downward). The positive direction is for those who seek to establish their faith, and the negative direction is for those who seek to establish their disbelief. According to the mentioned definition, if the agents perform their duties and move in the direction of positive institutionalization, they will receive divine help and assistance in the form of the tradition of guidance as a facilitator at both superhuman and human levels.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    هدف اصلي از انقلاب اسلامي مطابق قانون اساسي ج.ا.ا. ايجاد نظامي بر پايه ايمان به خدا و اختصاصِ حاکميت به او و لزوم تسليم در برابر اوامر خداوند است (قانون اساسي، اصل دوم). در حقيقت وحي الهي و ارزش‌هاي والاي اسلامي در بيان قوانين و چگونگي اداره جامعه نقش بنيادين دارند. ازاين‌رو، تمام ارکان تشکيل‌دهنده نظام مقدس جمهوري اسلامي بايد در همين راستا حرکت کنند و سازمان‌ها و نهاد‌هاي دولتي بازوان اصلي تحقق ارزش‌هاي اسلامي و زمينه‌ساز حرکت جامعه به‌سوي ارزش‌ها به‌شمار می‌روند (موسوي خميني، 1386، ج 12، ص 345).
    پس در گام اول، مسئولان حاكميتي در سطوح گوناگون بايد تلاش کنند که فرهنگ حاکم بر سازمان‌هاي تحت نظارت آنها برگرفته از ارزش‌هاي اسلامي باشد. با اين ‌حال، در عمل مشاهده مي‌کنيم که با وجود گذشت چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي آن‌‌گونه شايسته و بایسته است به ارزش‌هاي اسلامي توجه نشده و يا اگر در مقاطعي به ارزش‌ها توجه شده تلاشي براي نهادينه‌سازي آنها انجام نگرفته است.
    يکي از علل اصلي اين موضوع نبود الگوي اسلامي نهادينه‌سازي و ناآشنايي كارگزاران حاكميتي با وظايف خود در اين زمينه است. در ادبيات رايج، الگوها و نظريات متفاوتي در موضوع نهادينه‌سازي وجود دارد كه غالباً برگرفته از مباني و پيش‌فرض‌هاي غربي است. با توجه به تأثير مباني و پيش‌فرض‌ها در نظريه‌ها و الگوها، يکي از وظايف اصلي پژوهشگران علوم انساني ـ اسلامي فعال در حوزه‌هاي علمي مرتبط (مديريت، علوم تربيتي، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و علوم سياسي) با نهادينه‌سازي، تبيين نظري و طراحي الگوهاي متناسب با مباني و پيش‌فرض‌هاي اسلامي است.
    نكته مهم ديگري كه بايد بدان توجه داشت اين است كه «نهادينه‌سازي» يک برساخته پيچيده است که مشتمل بر مباني، مفاهيم، لوازم، راهبردها، وظايف حاکميت، فرايند، نتايج و مانند آن است و يك مفهوم يا واژه بسيط نيست که با واژگان قرآني مقايسه شود. ازاين‌رو، ارائه الگوي کاملی از نهادينه‌سازي با رويکرد قرآني نيازمند يک تحقيق مبسوط و استخراج چارچوب‌ها و مؤلفه‌هاي اصلي است. در يکي از تحقيقاتي که در اين زمينه انجام شده، ابعاد گوناگون الگوي نهادينه‌سازي از منظر قرآن بررسي ‌شده است (ر.ك: وثوقي‌راد، 1397). نتيجه به‌دست‌آمده استخراج الگوي نهايي نهادينه‌سازي از منظر قرآن است که مؤلفه‌هاي اصلي آن عبارتند از:
    1. ماهيت و مفهوم «نهادينه‌سازي» از منظر قرآن (وثوقي‌راد و همکاران، 1397)؛
    2. راهبرد اصلي حكومت در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن (وثوقي‌راد و همكاران، 1401 الف)؛
    3. وظايف حاکميت در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    4. الزامات نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن (وثوقي‌راد و همكاران، 1401 ب)؛
    5. تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    6. مخاطب‌شناسي و اصول حاكم بر آن در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن (وثوقي‌راد و نقي‌پورفر، 1400ق)؛
    7. محتواي نهادينه‌سازي از منظر قرآن؛
    8. فرايند نهادينه‌سازي از منظر قرآن.
    اين مقاله مؤلفه «تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن» را به‌مثابه يکي از اين مؤلفه‌هاي اصلي الگو بررسی می‌کند. براي اجرايي ساختن اين رويكرد، پيمودن چند گام اساسي ضروري است:
    در گام نخست بايد ماهيت و مفهوم «نهادينه‌سازي» در ادبيات رايج روشن شود تا بتوان با تصوير واقعي آن را به منابع اسلامي عرضه نمود.
    در گام بعدي شناسايي و مشخص نمودن مفاهيم مترادف و يا نزديک به مفهوم «نهادينه‌سازي» در قرآن کريم براي ارائه تعريفي متناسب با مباني اسلامي ضروري است.
    در گام آخر با توجه به مفهوم‌شناسي مذكور، باید تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن بيان شود.
    در ادامه ـ به ترتيب ـ گام‌هاي مزبور تبیین خواهد شد.
    مباني نظري و پيشينة پژوهش
    قبل از ورد به بحث، ضرورت دارد ارتباط بين نهادينه‌سازي و نهادگرايي تبيين شود: «نهادينه کردن» عبارت است از: «تدارک و فراهم کردن زمينه‌هايي که موجب پايداري، ثبات، تداوم و فراگير شدن رفتارهاي مطلوب شود» (قلي‌پور، 1384، ص ۲۳). در حقيقت در ايجاد نهادها، سازوکارهايي که براي ايجاد نهاد و تثبيت محتوا به‌کار برده مي‌شود اهميت ويژه‌اي دارد. نظريه‌هاي نهادي، چه در سطح سازمان و چه در سطح کلان در درون خود، بيانگر سازوکار اصلي به‌کارگرفته‌‌شده در فرايند نهادينه‌سازي هستند.
    لورنس و همكاران چهار سازوكار نفوذ، فشار (خشونت)، انضباط و تسلط را به‌منظور نهادينه‌كردن نام ‌برده‌اند (لورنس و همکاران، 2001، ص 630). هریک از اين سازوکارها دربردارنده اصول حاکم بر نظريه‌هاي نهادي در سطح سازمان است.
    در اين نوشتار ارتباط بين نهادينه‌سازي و نهاد در همين موضوع است. در حقيقت نتيجه نهادينه‌سازي با سازوكار اصلي خود در ايجاد نهاد متبلور مي‌شود.
    از واژه‌هاي «نهاد» و «نهادينه‌سازي» با توجه به ديدگاه‌هاي متفاوت، تعاريف متعددي ذکر شده و اين هم به‌سبب وجود ديدگاه‌هاي متفاوت نسبت به دوره نهادي است. ازاين‌رو، بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که در بررسي نهادينه‌سازي، توجه به الگوهاي متفاوت و در نظر گرفتن آنها امري ضروري است. با مراجعه به ادبيات مرتبط با اين موضوع، بين گروه‌ها و تاريخ، وجوه مشابهي وجود دارد؛ ولي درجزئيات اختلاف‌هاي زيادي را مي‌بينيم.
    ريچارد اسکات در مقاله خود با عنوان «دوره رشد کامل نظريه نهادي» با توجه به مطالعات نظريه‌پردازان، نظريه نهادي را بررسي و تجزيه ‌و تحليل کرده و با همين هدف، تحقيقات تجربي در اين زمينه را درباره انواع بحث‌هايي که به‌تازگي درباره رابطه عوامل نهادي با ساختار سازماني و عملکرد انجام ‌شده بررسي کرده است (اسكات، 1987؛ اسكات، 2009، ص 215). وی به‌صورت گذرا چهار الگوي جامعه‌شناسي ارائه مي‌نمايد که ارائه‌کننده‌هاي اين الگوها هرکدام مدعي هستند که همواره نهاد را در کانون توجه قرار داده‌اند (اسكات، 1987).
    الگوي نهادينه‌سازي فرايندي براي تلفيق ارزش‌ها
    در اين الگو منظور از «نهادينه‌سازي» چيزي جز يک فرايند سازگاري با محيط نيست. به ‌عبارت دیگر، «نهادينه‌سازي» يعني تلفيق ارزش‌ها در سطحي بالاتر از الزامات يا شرايط و نوع کاري که در حال انجام شدن است» (سلزنيك، 1957، ص 17).
    در الگوي سلزنيک بر اهميت تاريخ تأکيد مي‌شود؛ يعني «تاريخ طبيعي» سير تکامل يک موجود زنده که با گذشت زمان همواره خود را با شرايط در حال تغيير وفق مي‌دهد. طبق اظهارنظر پرو (پرو، 1986، ص 157)، براي تجزيه ‌و تحليل نهاد بايد کل سازمان را تجزيه ‌و تحليل کرد. با در نظر گرفتن ويژگي «ارگانيک» سازمان اگر بخواهيم عدالت رعايت شود بايد سازمان را در قالب يک کل مدنظر قرار دهيم.
    الگوي نهادينه‌سازي فرايندي براي خلق واقعيت
    دومين و سومين الگوي نظري بيشتر مديون آثار پيتر برگر است. کامل‌ترين و اثرگذارترين ديدگاه برگر درباره نهادينه‌سازي را بايد در اثري مشاهده نمود که با نويسنده ديگري به نام لاکمن منتشر کرد و پرسش اصلي در اين اثر عبارت ‌است از اینکه «ماهيت و منشأ نظم اجتماعي چيست؟» (اسكات، 1987)
    بحث اصلي اين است که نظم اجتماعي بر پايه ‌يک واقعيت مشترک اجتماعي قرار دارد و آن ‌هم به‌نوبه خود، چيزي جز ساخته دست بشر نيست که در سايه روابط متقابل اجتماعي به وجود مي‌آيد. در اين ديدگاه، به اين واقعيت توجه مي‌شود که مرد يا زن، به‌مثابه يک موجود زنده در الگوي فطري با محدوديت‌ها يا عوامل محدودکننده کمي روبه‌رو مي‌شود؛ ولي همين محدوديت‌ها يا عوامل محدودکننده در قالب نظم اجتماعي به وجود مي‌آيد (برگر و لاکمن، 1991، ص 69ـ70).
    برگر و لاکمن همانند سلزنيک بر ضرورت به‌کارگيري ديدگاه تاريخي تأکيد دارند. از منظر آنها، نهادينه‌سازي مستلزم گذر از سه مرحله يا سه مقطع زماني است: برون‌گرايي (Externalization)، عينيت‌گرايي (Objectivation) و درون‌گرايي (Internalization). ما و همکاران دست به عمل مي‌زنيم (برون‌گرايي)، ولي هر دوي ما اين عمليات را به‌منزله يک واقعيت خارجي و جدا از خود تفسير مي‌کنیم (عينيت‌گرايي). گذشته از اين، ما اين دنياي عيني را به درون‌گرايي تبدیل مي‌نماييم؛ يعني درصدد برمي‌آييم ساختار ذهني از نوع آگاهي را مشخص نماييم (نهادينه شدن) (ووثنو، 1984، ص 39).
    ماير و روئان در مقاله مشهور خود با نام «سازمان‌هاي نهادينه‌شده: ساختار رسمي بمانند آداب‌ و رسوم» درباره سازمان‌هاي نهادينه‌شده، از ديدگاه برگر و لاکمن حمايت کردند و آن را تأييد نمودند. از منظر ايشان، نهادينه‌سازي مستلزم فرايندهايي است که در آن فرايندهاي اجتماعي در قالب تعهدات يا آنچه درواقع انجام مي‌شود به‌صورت عمل و انديشه اجتماعي و مبتني بر بستر نظام صورت مي‌گيرد (ماير و روئان، 1977، ص 341).
    زاکر نيز همين صدا را منعکس کرد و بر اين ديدگاه تأکيد نمود که سازمان داراي شکل نهادينه ‌شده است. او بر «شکل نهادينه‌شده سازمان» تأکيد زيادي نمود (زاكر، 1988، ص 1).
    ساختار‌هاي نهادي به‌مثابه يک طبقه از عناصر
    در ديدگاه سوم از «نظريه نهادي» بر اين موضوع تأکيد مي‌شود که ساختارهاي اعتقادات نهادينه‌شده به‌صورت طبقه متمايزي از عناصر درمي‌آيند که مي‌توان براساس آنها ساختار سازماني را توضيح داد. در اين ديدگاه به‌جاي تأکيد بر ويژگي‌هاي ساختار اعتقادات عمومي، بر ‌گونه‌اي از منابع يا مجموعه‌اي از احکام يا دستورات بي‌طرفانه و منطقي تأکيد مي‌شود که مي‌توان به‌وسيله آنها هدف‌هاي گوناگون اجتماعي را شناسايي کرد و براي تأمين آنها از روش‌هاي مناسبي که مشروعيت مي‌يابد، استفاده نمود (ماير و روئان، 1977، ص 343). در اين ديدگاه منابعي را «نهادينه» مي‌نامند که وجود و اثربخشي آنها در معيار و شاخصي قرار دارد که وراي اختيارات سازمان يا فرد مشارکت‌کننده قرار مي‌گيرند.
    بر همين مبنا اسکات و ماير «محيط فني» را اين‌گونه تعريف کردند: آنچه در درون آن کالا يا خدمتي در بازار توليد مي‌شود و دادوستد مي‌گردد، به‌گونه‌اي‌که سازمان‌ها به سبب اعمال کنترل اثربخش و کارايي در فرايند انجام کارها به انجام صحيح آنها پاداش مي‌دهند (ماير و اسكات، 1983، ص 140).
    نهاد به‌منزله يک حوزه متمايز اجتماعي
    مقصود از «نهاد اجتماعي» يک نظام نسبتاً بادوام از باورهاي اجتماعي و شيوه‌هاي عمل سازمان‌يافته در جامعه است که در زمينه‌هاي گوناگون در درون نظام اجتماعي (مذهب، کار، خانواده و سياست) انجام مي‌شود. در بيشتر اين تعريف‌هاي سنتي، نهاد اجتماعي از اين زاويه مدنظر قرار مي‌گيرد که ازيک‌سو، نظام‌هاي نمادين (هنجاري و شناختي) و از سوي ديگر، نظام‌هاي رفتاري هستند و بر مسئله تداوم و ثبات به‌منزله يکي از ويژگي‌هاي تعيين‌کننده تأکيد مي‌شود (اسكات، 1987، ص 499). برای ‌مثال هيوز در بحث خود اينچنين مي‌گويد:
    معمولاً واژه «نهاد» درباره ويژگي‌هايي از زندگي اجتماعي به‌کار برده مي‌شود که دوام آن بيش از نسل‌هاي زنده است و يا مي‌توان در برابر تغييرات اجتماعي ـ كه انتظار مي‌رود به هستي آنها پايان دهد ـ مقاومت نمايد و به حيات خود ادامه دهد... . انسان‌ها دوست دارند راه برايشان مشخص شود. ترديدي نيست که ساير حيوانات هم تمايل مشابهي دارند. ولي تنها انسان است که تعداد زيادي از شيوه‌هاي رفتاري را به نسل‌هاي بعد منتقل مي‌کند، و فقط انسان است که براي اين نوع رفتار خود دليل‌هايي ارائه مي‌نمايد و به آنها ارج مي‌نهد و براي قدمت آنها ارزش قائل مي‌شود (هيوز، 1939، ص 283).
    بحث هرتزلر درباره نهادهاي اجتماعي نيز اثرهاي مهمي بر جاي گذاشت. او هنگام بيان اين مطلب بر مضمون و درون‌مايه اين ديدگاه تأکيد کرد. وی بر اهميت جنبه‌هاي خارجي ماهيت الگوهاي نهادينه‌شده که داراي نقشه قديمي و سرنوشت‌ساز هستند، تأکيد زيادي نمود (هرتزلر، 1961، ص 84).
    در جدول (1)، خلاصه‌اي از الگوهاي چهارگانه «نظريه نهادي» ارائه خواهد شد:
    جدول 1: خلاصه الگوهاي چهارگانه نظريه نهادي
    نظريه    نظريه‌پرداز    خلاصه نظريه
    تلفيق ارزش‌ها    فيليپ سلزينگ    انسان مي‌تواند دنيايي را به وجود آورد و سپس او مي‌تواند آن را به‌عنوان چيزي غير از دستاورد يا محصول انسان تجربه نمايد.
    خلق واقعيت    پيتر برگر    افراد يک تعريف مشترک از واقعيت اجتماعي را مي‌پذيرند؛ مفهومي که اعتبار آن مستقل از ديدگاه‌ها و عمليات شخصي فرد است.
    يک طبقه از عناصر    ماير و روئان    سازمان‌ها مجموعه‌اي از اعتقادات یا باورهاي نهادينه‌شده را مي‌پذيرند، البته نه بدان سبب که آنها به‌صورت «واقعيت» و يا يک فرض مسلم درآمده‌اند، بلکه بدان سبب که سازمان با چنين اقدامي به پاداش نيکو دست مي‌يابد.
    يک حوزه متمايز اجتماعي    هيوز    مقصود از «نهاد اجتماعي» يک نظام نسبتاً بادوام از باورهاي اجتماعي و شيوه‌هاي عمل سازمان‌يافته در جامعه است که در زمينه‌هاي گوناگون در درون نظام اجتماعي (مذهب، کار، خانواده و سياست) انجام مي‌شود.
    ره‌توشه: نکته کانوني در تمام چهار الگوي بيان‌ شده که مي‌تواند نقطه اشتراک همه آنها باشد عبارت ‌است از: معنا و مفهوم نهادينه‌سازي که تقريباً برايند همه آنها ايجاد، تداوم، ماندگاري و تثبيت است، چه خلق ارزش يا واقعيت باشد و يا طبقه‌اي از عناصر و يا يک حوزه اجتماعي متمايز. آنچه مسئله اصلي اين بخش به‌شمار می‌آید عبارت ‌است از: تبيين معنا و مفهوم «نهادينه‌سازي». به ‌عبارت‌ ديگر، يكي از مسائل مهمي که بايد در مطالعات اسلامي به دنبال پاسخ‌گويي به آن باشيم، در پاسخ به سؤال ذيل نهفته است:
    واژگان و يا مفاهيم متناسب با مفهوم «نهادينه‌سازي» در ادبيات اسلامي چيست؟
    روش تحقيق
    روش اصلي اين تحقيق روش «تدبر در قرآن» (نقلي ـ وحياني) است. روش «نقلي ـ وحياني» ناظر به منبع نقلي وحياني (کتاب و سنت) روشي اجتهادي است و ابزارهاي مستقيم (عقل مصباحي، حس و تجربه و قلب) و غيرمستقيم (ادبيات عرب، علم اصول و مانند آن) در استنباط از قرآن، سنت و ملحقات سنت را دربرمي‌گيرد و مهم‌ترين روش اجتهاد در تفکر اسلامي به‌شمار می‌آید (کارگروه‌ بنيادين ‌مديريت ‌اسلامي، 1397، ص 109).
    جهت‌گيري پژوهش حاضر «بنيادي» و در زمره پژوهش‌هاي «كيفي» است و از ميان انواع راهبردهاي پژوهش كيفي، از راهبرد «داده‌بنياد ظاهرشونده» و براي استخراج کليدواژه‌ها از روش «دلفي» استفاده کرده است. چون در فرصت محدود مقاله امکان بررسي نگاه قرآن و روايات اسلامي، به‌ويژه به سبب گستردگي متون روايي به‌طور همزمان امکان‌پذير نيست، نويسندگان در اين مقاله به‌طور خاص بر قرآن کريم به‌عنوان اصيل‌ترين و موثق‌ترين متن اسلامي تمرکز دارد. برای رسيدن به اين هدف چند گام اساسي و پي‌درپي برداشته شد که در ذيل فقط به عناوين اصلي آنها اشاره مي‌شود:
    انتخاب کليدواژه محوري
    با توجه به اينکه در ادبيات قرآني واژه‌اي مترادف با مفهوم «نهادينه‌سازي» يافت نشد، با انجام مصاحبه‌هاي متعدد و جمع‌آوري نظرات خبرگان و مراجعه به متون، واژه‌هاي مترادف و هم‌معنا با نهادينه‌سازي احصا گردید و بعد از بررسي آنها واژه «تثبيت» انتخاب شد. با توجه به تخصصي ‌بودن پرسشنامه، خبرگان منتخب دارای ویژگی‌های ذيل بودند:
    1. همه خبرگان تحصيلات حوزوي در سطوح بالا داشتند.
    2. علاوه بر تخصص حوزوي، در يکي از رشته‌هاي مرتبط داراي مدرک دکتري بودند.
    3. دو تن از خبرگان در ميان حوزويان مشهور به اجتهاد هستند (آيت‌‌الله رجبي و آيت‌‌الله فياضي).
    نمودار 1: فراواني خبرگان از حيث تخصص

    کليدواژه «تثبيت» به‌صورت جداگانه در دو كتاب تفسير نمونه و فرهنگ قرآن در «کتابخانه الکترونيک نور» بررسي گردید.
    شكل 1: نمایي از رمزهاي مستخرج از «فرهنگ قرآن»

    شكل 2: نمایي از رمزهاي مستخرج از «تفسير نمونه»

    بارگذاري رمزها بر روي نرم‌افزار
    شکل 3: نمونه‌هايی از رمزگذاري اوليه مستخرج از مطالعه كل قرآن در نرم‌افزار «اطلس تي آي»

    رمزگذاري باز با مطالعه كل قرآن
    رمزهای استخراج‌شده از دو کتاب فرهنگ قرآن و تفسير نمونه به انضمام رمزهاي استخراج‌‌شده از مصاحبه‌ها و پيشنهادهاي خبرگان با استفاده از نرم‌افزار «اطلس تي آي» بر روي متن قرآن شريف بارگذاري شد که مجموع آنها به 179 رمز رسيد. آنچنان‌که در شکل (4) نشان داده‌ شده، تمام اين رمزها برايند نظر خبرگان و مراجعه به دو کتاب فرهنگ قرآن و تفسير نمونه است. ازاين‌رو، داراي پشتوانه‌ای بسيار قوي است. مي‌توان ادعا کرد كه چارچوب اصلي کار نيز بر روي همين 179 رمز بسته ‌شده و تلاش محقق بر اين بوده كه طی مطالعه قرآن کريم آنها را در نظر بگيرد (وثوقي‌راد و ديگران 1397).
    شکل 4: نمايي از رمزهاي اوليه و ويژگي‌هاي آنها در نرم‌افزار «اطلس تي آي»

    استخراج مقوله‌هاي اصلي و محوري
    در مرحله بعد با توجه به خانواده‌هاي استخراج‌‌شده و مرور مجدد رمزها مبتني بر چارچوب نظرات خبرگي، الگوی نهادينه‌سازي از منظر قرآن شامل هشت مقوله اصلي به‌ دست آمد:
    مقوله اول: ماهيت و مفهوم «نهادينه‌سازي» از منظر قرآن؛
    مقوله دوم: راهبرد اصلي حكومت در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    مقوله سوم: وظايف حاکميت در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    مقوله چهارم: الزامات نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    مقوله پنجم: تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن؛
    مقوله ششم: مخاطب‌شناسي و اصول حاكم بر آن از منظر قرآن؛
    مقوله هفتم: محتواي نهادينه‌سازي از منظر قرآن؛
    مقوله هشتم: فرايند نهادينه‌سازي از منظر قرآن.
    در جدول (2) مقولة اصلي ناظر به اين مقاله، يعني «تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي در نهادينه‌سازي فرهنگ» همراه با مقوله‌هاي محوري آن «فراانساني و انساني» و رمزهاي اوليه ذيل آنها نشان داده ‌شده است:
    جدول 2: مراحل سه‌گانه رمزگذاري در قالب روش «داده‌بنياد»
    مقوله اصلي    مقوله‌هاي محوري    كدهاي اوليه
    تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي    فراانساني    وعده الهي به استقرار و تثبيت دين؛
    نفی كفر و انتخاب ايمان براي بندگان از جانب خداوند؛
    سنت تثبيت حق و محو باطل؛
    آرامش قلب مؤمن توسط خداوند؛
    زينت ايمان و محبوب شدن آن در قلب توسط خداوند؛
    علم خدادادي؛
    منفور شدن کفر، فسق و گناه توسط خداوند براي انسان؛
    وعده خداوند بر ظهور مؤمنان واقعي؛
    ولي مؤمن خدا ـ كافر بدون ولي.
        انساني    فطري بودن دين‌طلبي؛
    خردمندي (اولولالباب)؛
    پايداري در علم؛
    ايمان قلبي؛
    بزرگ و محكم‌تر بودن دليل نسبت به مخالفان.
    يافته‌هاي تحقق
    1. تعريف «نهادينه‌سازي» از منظر قرآن
    براي تبيين مفهوم «نهادينه‌سازي» از منظر قرآن و ارائه تعريفي مشخص از آن (پاسخ به سؤال اول تحقيق) مي‌توان از نتايج حاصل از پرسشنامه «آزمون خبرگي» برای شروع كار استفاده نمود. نتايج حاصل از پرسشنامه (1) نشانگر آن است که واژه «تثبيت» از نظر خبرگان بيشترين قرابت را با مفهوم «نهادينه‌سازي» دارد. همچنان‌که در جدول (3) مشاهده مي‌شود، شش واژه انتخابي از يک تا شش رتبه‌بندي شدند که در آن 22 تن از خبرگان واژه «تثبيت» را در رتبه يک امتيازبندي قرار دادند.
    جدول 3: رتبه‌بندي‌هاي حاصل از پرسشنامه

    در ادامه، همان‌گونه که در جدول (4) ‌مشاهده می‌شود، امتيازبندي با اعمال ضرايب ارزش‌گذاري‌شده انجام گرفته که حاصل جمع امتيازات هریک از واژگان قابل ‌مشاهده است. برای ‌مثال، واژه «تثبيت» درمجموع 180 امتياز کسب کرد.
    جدول 4: امتيازبندي با اعمال ضرايب ارزش‌گذاري‌شده

    نتايج به‌دست‌آمده نشانگر آن است که واژة «تثبيت» بالاترين امتياز را دارد. در نتيجه «تثبيت» مفهوم کليدي نهادينه‌سازي است.
    فرايندي بودن نهادينه‌سازي نتايج حاصل از پرسشنامه (2) آزمون خبره‌اي (مراحل اصلي و گام‌هاي هر مرحله از نهادينه‌سازي از منظر قرآن) نشانگر آن مطلب است كه تمام خبرگان بر فرايندي بودن نهادينه‌سازي تأکيد دارند.
    پس تا اینجا مي‌توان گفت: نهادينه‌سازي از منظر قرآن «فرايندي است براي تثبيت». با پايه قرار دادن اين دو مؤلفه‌ اصلي و مراجعه به رمزهاي استخراج‌‌شده از متن قرآن، مي‌توان مؤلفه‌هاي ديگر تعريف را استخراج کرد. نتيجه به‌دست‌آمده از بررسي آيات درباره ماهيت نهادينه‌سازي (وثوقي‌راد و همکاران، 1397)، بيانگر آن است كه نهادينه‌سازي از منظر قرآن ـ همان‌گونه كه در نمودار (2) قابل ‌مشاهده است ـ به‌صورت يك پيوستار قابل تبيين است. در اين پيوستار همواره براي نهادينه‌سازي ارزش‌ها بايد به نقطه مقابل آن، يعني چگونگي عملکرد رقبا و دشمنان براي نهادينه‌سازي ضدارزش‌ها توجه شود. به ‌عبارت‌ ديگر، نمي‌توان بدون توجه به عملکرد جبهه مقابل فرايند تثبيت ارزش‌ها را طي نمود. ازاين‌رو، مي‌توان نهادينه‌سازي را در قالب يک پيوستار در نظر گرفت که يک سمت پيوستار عبارت است از: نهادينه شدن ارزش‌هاي الهي که در قالب نهادينه شدن «ايمان» و حركت در مدار حق قابل ‌تصور است و سمت ديگر اين پيوستار مي‌تواند نهادينه شدن ارزش‌هاي شيطاني باشد که در قالب نهادينه شدن «کفر» و حركت در مدار باطل قابل‌ تصور است. اين پيوستار داراي ويژگي‌هاي برجسته‌اي است (وثوقي‌راد، 1397).
    با در کنار هم قرار دادن مباحث مطرح‌‌شده در اين قسمت، مي‌توان نهادينه‌سازي را از منظر قرآن اين‌گونه تعريف نمود: «نهادينه‌سازي از منظر قرآن فرايندي است پيوستارگونه که مي‌تواند مثبت (رو به اعتلا) يا منفي (رو به انحطاط) باشد. جهت اعتلاي آن براي كساني است كه درصدد تثبيت ايمان، و جهت انحطاط آن براي كساني است كه درصدد تثبيت کفرند».
    يکي از مؤلفه‌هاي اصلي و اثرگذار بر موفقيت نهادينه‌سازي در بعد مثبت آن عبارت ‌است از: عوامل و شرايطي که نقش تسهيلگري را ايفا مي‌نمايند، كه در قالب سنت هدايت مي‌گنجند.
    نمودار (2): پيوستار نهادينه‌سازي

    خداوند ـ تبارک ‌و تعالي ـ در جريان هبوط آدم و همسرش به زمين در مقابل توبه حضرت آدم و حوا، سنت «هدايت» را در زمين براي آنها در نظر گرفت: «قُلْنَا اِهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره: 38)؛ گفتيم: همگي از آن [مرتبه و مقام] فرود آييد. چنانچه از سوي من هدايتي براي شما آمد، پس کساني که از هدايتم پيروي کنند نه ترسي بر آنان است و نه اندوهگين شوند.
    مفسر گرانقدر علامه طباطبائي در ذيل اين آية شريفه، بعد از اشاره به ‌فرمان اول خداوند مبني بر خروج از بهشت و هبوط به زمين و توبه آدم مي‌نویسد:
    توبه‏اى كه كرد موجب شد قضايى ديگر و حكمى دوم درباره او بكند و او و ذريه‏اش را بدين‌وسيله احترام نماید و با هدايت آنان به‌سوي عبوديت خود، آبِ از جوى رفته او را به جوى بازگرداند. پس قضايى كه اول رانده شد، تنها زندگى در زمين بود، ولى با توبه‏اى كه كرد، خداوند همان زندگى را زندگى طيب و طاهرى كرد، به گونه‌ای ‌که هدايت به ‌سوي عبوديت را با آن زندگى تركيب نمود (طباطبائي، 1416ق، ج ‏1، ص 206).
    از اين جمله به‌خوبي اراده خداوند بر سنت هدايت در خصوص انسان استفاده مي‌شود. آيات فراواني (بيش از 100 نقل‌قول) بر هدايت انسان دلالت دارند؛ از جمله: «يُرِيدُ اَللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اَللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (نساء: 26)؛ خداوند مي‌خواهد (با اين دستورها، راه‌هاي خوشبختي و سعادت را) براي شما آشکار سازد و به سنت‌هاي (صحيح) پيشينيان رهبري کند، و خداوند دانا و حکيم است.
    2. تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي الهي (سنت هدايت)
    چنان‌که در بيان مقولات گذشت (جدول 2)، تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي الهي (سنت هدايت) را مي‌توان در دو تقسيم‌بندي كلي، به انساني و فراانساني تقسيم نمود كه در ادامه بيان آنها خواهد آمد:
    الف. فراانساني
    تسهيلگرهاي فراانساني كه ناشي از سنت‌هاي خاص خداوند نسبت به كساني است كه در مدار حق حركت مي‌كنند، عبارتند از:
    یک. وعده الهي به استقرار و تثبيت دين
    يکي از تسهيلگرهاي مهم نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، «وعده خداوند بر استقرار و تثبيت دين خويش» است. آياتي از قرآن وعده اکيد خداوند بر استقرار و تثبيت دين مرضی خويش در تمام کره زمين را بيان مي‌كنند:
    ـ «هُوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللّهِ شَهِيداً» (فتح: 28)؛ او کسي است که رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه اديان پيروز کند؛ و کافي است که خدا گواه اين موضوع باشد!
    اين وعده‌اي است صريح و قاطع از سوى خداوند قادر متعال در رابطه با غلبه اسلام بر همه اديان؛ يعنى اگر خداوند از طريق رؤياى پيامبر به شما خبر پيروزى داده كه با نهايت امنيت وارد مسجدالحرام مى‏شويد و مراسم عمره را بجا مى‏آوريد بي‌آنکه كسى جرئت مزاحمت شما را داشته باشد، و نيز اگر خداوند بشارت «فتح قريب» (پيروزى خيبر) را مى‏دهد، تعجب نكنيد. اينها اول كار است. سرانجام˚ اسلام عالمگير مى‏شود و بر همه اديان پيروز خواهد گشت (مکارم شيرازي و همكاران، 1380، ج ‏22، ص 110).
    ـ «وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِم...» (نور: 55)؛ خداوند به کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده‌اند وعده مي‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روي زمين خواهد کرد؛ همان‌گونه که به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد.
    دو. نفی كفر و انتخاب ايمان براي بندگان از جانب خداوند
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، «نپسنديدن كفر و پسنديدن ايمان براي بندگان از جانب خداوند» است.
    ـ «إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اَللّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لايَرْضى لِعِبادِهِ اَلْكُفْرَ...» (زمر: 7)؛ اگر کفران کنيد، خداوند از شما بي‌نياز است و هرگز کفران را براي بندگانش نمي‌پسندد.
    اين آيه درصدد بيان اين معناست كه دعوت به‌سوي توحيد و اخلاص دين براى خداى سبحان، از اين نظر نيست كه خداى تعالى محتاج است به اينكه مشركان رو به ‌سوي او آورند و از عبادت غير او منصرف شوند، بلكه بدين‌ سبب است كه خداى تعالى به سعادتمندى ايشان عنايت و لطف دارد و ايشان را به‌سوي سعادتشان دعوت مى‏كند... عنايت الهيه‏اش اقتضا مى‏كند كه كفر را براى شما نپسندد؛ چون شما بندگان او هستيد؛ همچنان‌که اقتضا مى‏كند هريك از آفريده‏هايش را به كمالى كه براى آن كمال خلق شده، برساند (طباطبائي، 1416ق، ج ‏17، ص 364).
    سه. سنت تثبيت حق و محو باطل
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، سنت «تثبيت حق و محو باطل» از جانب خداوند است.
    ـ «و َقُلْ جاءَ اَلْحَقُّ وَ زَهَقَ اَلْباطِلُ إِنَّ اَلْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (اسراء:81)؛ و بگو: حق آمد و باطل نابود شد. بي‌ترديد باطل نابود‌شدني است.
    آية شريفه دلالت بر اين دارد كه هيچ‌وقت باطل دوام نمى‏يابد؛ همچنان‌که در جاى ديگر راجع به اين معنا فرموده‏ است:
    ـ «و َمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ» (ابراهیم: 26) (طباطبائي، 1416ق، ج ‏13، ص 244).
    ـ «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى اَلْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ اَلْوَيْلُ مِمّا تَصِفُونَ» (انبياء: 18)؛ بلکه ما حق را بر سر باطل مي‌کوبيم تا آن را هلاک سازد، و اين‌گونه باطل محو و نابود مي‌شود. اما واي بر شما از توصيفي که (درباره خدا و هدف آفرينش) مي‌کنيد!
    ـ «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً و َنَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ» (قصص: 5)؛ ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!
    چهار. آرامش قلب مؤمن توسط خداوند
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن (5 نقل‌قول) که جنبه فراانساني و الهي دارد، «آرامش قلب مؤمن توسط خداوند» است:
    ـ «هُوَ اَلَّذِي أَنْزَلَ اَلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ...» (فتح: 4)؛ او کسي است که آرامش را در دل‌هاي مؤمنان نازل کرد تا ايماني بر ايمانشان بيفزايند.
    ظاهراً مراد از «سكينت» آرامش و سكون نفس و ثبات و اطمينان آن به عقايدي است كه به آن ايمان آورده و ازاین‌رو، علت نزول سكينت را اين دانسته: «لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ‏»؛ تا ايمانى جديد به ايمان سابق خود بيفزايند (طباطبائي، 1416ق، ج ‏18، ص 387).
    ـ «ثُمَّ أَنْزَلَ اَللّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ اَلْكافِرِينَ» (توبه: 26)؛ سپس خداوند «سکينه» خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکرهايي فرستاد که شما نمي‌ديديد و کافران را مجازات کرد، و اين است جزاي کافران!
    این تثبيت روح تقوا در پيامبر و مؤمنان در ماجراي فتح حديبيه به اراده الهي است (هاشمي رفسنجاني و همكاران، 1383، ج 10، ص 382).
    پنج. زينت دادن ايمان و محبوب شدن آن در قلب توسط خداوند
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، «زينت ايمان و محبوب شدن آن در قلب توسط خداوند» است:
    ـ «... وَلكِنَّ اَللّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ اَلْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ...» (حجرات‏: 7)؛ ... ولي خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل‌هايتان زينت بخشيده است.
    مضمون اين آيه روشن كردن مؤمنان است به اينكه خداى سبحان ايشان را به جاده رشد انداخته و به همين سبب است كه ايمان را محبوبشان كرده و در دل‌هايشان زينت داده و كفر و فسوق و عصيان را از نظرشان انداخته است (طباطبائي، 1416ق، ج ‏18، ص 466).
    شش. منفور شدن کفر، فسق و گناه توسط خداوند براي مؤمنان
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، «منفور شدن کفر، فسق و گناه توسط خداوند براي مؤمنان» است.
    ـ «... وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ اَلْكُفْرَ وَ اَلْفُسُوقَ وَ اَلْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ اَلرّاشِدُونَ» (حجرات: 7)؛ ... و (بعکس) کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است. کساني که داراي اين صفات‌اند هدايت‌يافتگانند!
    مضمون اين آيه روشن كردن مؤمنان است به اينكه خداى سبحان ايشان را به جاده رشد انداخته و به همين سبب است كه ايمان را محبوبشان ساخته و در دل‌هايشان زينت داده، و كفر و فسوق و عصيان را از نظرشان انداخته است (طباطبائي، 1416ق، ج ‏18، ص 466).
    هفت. وعده خداوند بر ظهور مؤمنان واقعي
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه فراانساني و الهي دارد، «وعده خداوند بر ظهور مؤمنان واقعي» است:
    «ياأَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اَللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى اَلْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اَللّهِ وَ لايَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اَللّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اَللّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ» (مائده: 54)؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد، هر کس از شما از آيين خود بازگردد، به خدا زياني نمي‌رساند. خداوند جمعيتي را مي‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نيرومندند. آنان در راه خدا جهاد مي‌کنند و از سرزنش هيچ ملامتگري هراسي ندارند. اين فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شايسته ببيند) مي‌دهد و (فضل) خدا وسيع و خداوند داناست.
    اينكه فرمود: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ» و نسبت آوردن قوم را به خودش داد، براى اين بود كه ياري‌کردن از دينش را تثبيت كند؛ زیرا از سياق كلام فهميده مى‏شد كه براى اين دين ياورى هست و احتياج به يارى بيگانگان ندارد و آن ياور خود خداست (طباطبائي، 1416ق، ج ‏5، ص 629).
    ـ «و َلَقَدْ كَتَبْنا فِي اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّكْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ اَلصّالِحُونَ» (انبياء: 105)؛ در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته‌ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد.
    هشت. تثبيت دين نعمت الهي
    «تثبيت و نهادينه شدن ايمان» به‌طور کامل از نعمت‌هاي بارز خداوند ـ تبارک‌ و تعالي ـ و از ويژگي‌هاي پيوستار نهادينه‌سازي الهي است. همين امر خودش انگيزه‌اي است براي حرکت به سمت نهادينه‌سازي مثبت و تقويت و تعميق ايمان به دين در نهاد مؤمنان.
    «وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ اَلْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (يوسف: 6)؛ و اين‌گونه پروردگارت تو را برمي‌گزيند و از تعبير خواب‌ها به تو مي‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و کامل مي‌کند؛ همان‌گونه که پيش‌ از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام کرد. به‌يقين، پروردگار تو دانا و حکيم است.
    برخي گفته‌اند: مراد از اتمام نعمت بر آل‌يعقوب (برادران يوسف) تثبيت آنان بر دين الهي و قرار دادن پيامبري در دست آنان است (طبرسي، 1372‏، ج 5ـ6، ص 321؛ هاشمي رفسنجاني و ديگران، 1383، ج 33، ص 353).
    ب. انساني
    تسهيلگرهاي انساني كه ناشي از سنت‌هاي خاص خداوند نسبت به كساني است كه در مدار حق حركت مي‌كنند، عبارتند از:
    یکم. فطري بودن دين‌طلبي
    يکي از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه انساني دارد «فطري بودن دين‌طلبي» است. درست است که فطري بودن دين‌طلبي وديعه‌اي است که خداوند در نهاد انسان قرار داده و چه‌بسا در نگاه اول چنين به نظر بيايد که بهتر است اين عامل را در بخش تسهيلگر هاي فراانساني قرار دهيم، منتها چون حرکت اصلي به سمت اين عامل فطري خود انسان است، آن را در بعد انساني آورده‌ايم.
    ـ «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اَللّهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّاسَ عَلَيْها...» (روم:30)؛ پس‌ روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار کن! اين فطرتي است که خداوند انسان‌ها را بر آن آفريده است.
    كلمة «فطرت» بر وزن «فعلت» ـ به‌اصطلاح اهل ادب ـ بناى نوع را مى‏رساند و در كلمه مورد بحث به معناى نوعى از خلقت است، و «فِطْرَتَ اللَّهِ» به نصب خوانده مى‏شود؛ چون در مقام وادارى شنونده است و چنين معنا مى‏دهد كه ملازم فطرت باش و بنابراين در جمله مزبور اشاره است به اينكه اين دينى كه گفتيم واجب است براى او اقامه وجه كنى، همان دينى است كه خلقت بدان دعوت، و فطرت الهى به سويش هدايت مى‏كند؛ آن فطرتى كه تبديل‌پذير نيست (طباطبائي، 1416ق، ج ‏16، ص 267).
    ـ «وَ ما لَكُمْ لاتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ اَلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (حديد: 8)؛ چرا به خدا ايمان نمي‌آوريد، درحالي‌که رسول (او) شما را مي‌خواند که به پروردگارتان ايمان بياوريد، و از شما پيمان گرفته است (پيماني از طريق فطرت و خِرد)، اگر ايمان آورده‌ايد.
    دوم. عقلايی بودن پيروي از حق
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه انساني دارد، «عقلایي بودن پيروي از حق» است: «اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ» (زمر: 18)؛ همان کساني که سخنان را مي‌شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي‌کنند، آنان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده و آنها خردمندان‌اند.
    از اين جمله استفاده مى‏شود كه «عقل» عبارت است از: نيرويى كه با آن به‌سوي حق راه يافته مى‏شود، و نشان داشتن عقل پيروى از حق است. در تفسير آية «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ» نیز استفاده مى‏شود كه «سفيه» كسى است كه از دين خدا پيروى نكند. در نتيجه عاقل کسي است كه از دين خدا پيروى نماید (طباطبائي، 1416ق، ج ‏17، ص 381).
    ـ «هُدىً وَ ذِكْرى لِأُولِي اَلْأَلْبابِ» (غافر: 54)؛ کتابي که مايه هدايت و تذکر براي صاحبان عقل است.
    سوم. پايداران در علم (مطابقت دين با شناخت قبلي)
    يکي ديگر از تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي از منظر قرآن که جنبه انساني دارد، «مطابقت دين با شناخت قبلي پايداران در علم» است:
    «لكِنِ اَلرّاسِخُونَ فِي اَلْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ اَلْمُقِيمِينَ اَلصَّلاةَ وَ اَلْمُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً» (نساء: 162)؛ ولي راسخانِ در علم از آنها و مؤمنان (از امت اسلام) به تمام آنچه بر تو نازل ‌شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مي‌آورند. (همچنين) نمازگزاران و زکات‌دهندگان و ايمان‌آورندگان به خدا و روز قيامت به‌زودي به همه آنان را پاداش عظيمي خواهيم داد.
    علامه طباطبائي در اين زمينه مي‌نویسد: از ميان اهل كتاب «راسخان در علم» به سبب علم به اينكه وحى به پيامبر اکرم با وحى به انبيای پيشين فرقى ندارد، به آن حضرت ايمان مى‏آورند (طباطبائي، 1416ق، ج ‏5، ص 228).
    ـ «أفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ اَلْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا اَلْأَلْبابِ» (رعد: 19)؛ آيا کسي که مي‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل ‌شده حق است، همانند کسي است که نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذکر مي‌شوند.
    خرده‌الگوهای تسهيلگرها
    با توجه به مطالب ارائه‌‌شده در باب تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي، ريزالگوی تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي كه خود بخشي از الگوی نهايي نهادينه‌سازي فرهنگ‌ از منظر قرآن است، در قالب نمودار (3) قابل‌ مشاهده است که در آن تسهيلگرها در دو بخش «انساني» و «فراانساني» بر فرايند و بر ديگر مؤلفه‌هاي اصلي الگوي نهادينه‌سازي تأثيرگذارند. در اين الگو تمام کارگزاران و مستخدمان سازمان‌هاي خرد و کلان در سطوح گوناگون حاکميتي مي‌توانند با توکل به خدا، خود را در مسير حرکت در راه حق و تثبيت ارزش‌ها و رفتارهاي ملهم از اين ارزش‌ها قرار دهند.
    نمودار 3: ريزالگوی تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي

    نتيجه‌گيري و پيشنهاد
    يکي از نتايج اين تحقيق تفاوت مفهوم «نهادينه‌سازي» بين نگاه قرآن و يافته‌هاي علمي است. مفهوم «نهادينه‌سازي» اشاره به فرايندي دارد که کارگزاران از آن فرايند براي تثبيت و تعميق ارزش‌هاي مدنظر خودشان اقدام مي‌کنند. اما از نگاه قرآن فرايند نهادينه‌سازي در يک پيوستار مشاهده مي‌شود و داراي بعد مثبت و منفي است. به ‌عبارت‌ ديگر، از منظر قرآن، نهادينه‌سازي فرايندي است پيوستارگونه که مي‌تواند مثبت (رو به اعتلا) يا منفي (رو به انحطاط) باشد. جهت اعتلاي آن براي كساني است كه درصدد تثبيت ايمان، و جهت انحطاط آن براي كساني است كه درصدد تثبيت کفر هستند. کارگزاران و مديران اداره سازمان‌هاي خرد و كلان (خصوصي و دولتي) بايد همواره به اين نکته اساسي توجه داشته باشند كه در كدام سمت پيوستار حركت مي‌كنند. همچنان‌که در نمودار (1) ملاحظه مي‌شود، الگوي قرآني نهادينه‌سازي داراي ويژگي‌هاي برجسته‌اي است به شرح ذيل:
    الف. الگوي نهادينه‌سازي در مرکز خود داراي يک پيوستار است. در پيوستار نهادينه‌سازي از منظر قرآن بُعد مثبت را مي‌توان در چهار مرتبه ديانت (مسلمانان، مؤمنان، محسنين و معصومان) در نظر گرفت كه سير صعودي دارند و کارگزاران نهادينه‌سازي ـ همچنان‌که در الگو قابل ‌مشاهده است ـ در سه مرتبه اول سعي مي‌کنند با تثبيت الزامات مربوط به آن (اجزاي اصلي فرهنگ مطلوب اسلامي) مقدمات ارتقاي سطح ديانت به‌ مراتب بالاتر را فراهم کنند. همچنين مي‌كوشند مخاطبان غيرمسلمان را به درجات بالاتر هدايت نمايند تا وارد سير صعودي شده، مراتب را تا رسيدن به قرب الهي ادامه دهند. درصورتي‌که کارگزاران وظايف خود را در فرايند نهادينه‌سازي انجام دهند و در جهت نهادينه‌سازي مثبت حركت ‌كنند، كمك‌ها و امدادهاي الهي در قالب سنت هدايت به‌عنوان تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي، در دو سطح فراانساني و انساني نصیبشان خواهد شد.
    ب. همان‌گونه که در نمودار مشهود است، در اين پيوستار سنت هدايت جريان دارد. سنت هدايت يا همان تسهيلگرهاي نهادينه‌سازي به موفقيت فرايند و رسيدن آن به هدف، کمک شاياني مي‌کنند. ويژگي مهم سنت هدايت در اين الگو، ايجاد اميد و پايداري در کارگزاران و مخاطبان نهادينه‌سازي است؛ زيرا آنها خود را تحت حمايت خالق هستي با سنت‌هاي بي‌بديلش مي‌دانند.
    پيشنهادها
    پيشنهادهاي اساسي اين تحقيق فراروي پژوهشگران عرصه مديريت اسلامي عبارت ‌است از:
    1. براي تکميل کار اين موضوع با توجه به منابع روايي نيز تحقیق و بررسي صورت گيرد.
    2. اين موضوع با استفاده از مطالعات تاريخي در سيره حکومتي پيامبر اکرم و اميرمؤمنان علي بررسي گردد.
    3. با در نظر گرفتن اقتضائات نظام جمهوري اسلامي ايران اين موضوع در پژوهشي جديد براي پياده کردن در حکومت جمهوري اسلامي ارزيابي شود. 
     

    References: 
    • طباطبائي، سيدمحمدحسين، 1416ق، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات.
    • قلی‌پور، آرین، 1384، نهادها و سازمانها (اکولوژی نهادی سازمانها)، تهران، سمت.
    • کارگروه ‌بنیادین ‌مدیریت اسلامی، 1397، نقشه جامع مدیریت اسلامی(نجما)، قم، دانشگاه قم.
    • طبرسي، فضل‌بن حسن، 1372‏، مجمع‌البيان في تفسير القرآن، ترجمة سيدآقا موسوي کلانتري و رضا ستوده، تهران، فراهاني.
    • كارگروه بنيادين مديريت اسلامي، 1395، نقشه جامع مديريت اسلامي(نجما). قم: انتشارات دانشگاه قم
    • مکارم شيرازي، ناصر و همكاران، 1380، تفسير نمونه، تهران، دار الکتب الاسلاميه.
    • موسوي خميني، سيدروح‌الله، 1386، صحيفه امام، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني.
    • وثوقي‌راد، وحيد، 1397، طراحي و تبيين الگوي قرآني نهادينه‌سازي فرهنگ‌سازماني از منظر قرآن، رسالة دكتري مديريت رفتار، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • وثوقي‌راد، وحيد و همكاران، 1397، «ماهيت و مفهوم نهادينه‌سازي از منظر قرآن»، اسلام و پژوهش‌هاي مديريتي، سال هفتم، ش 2 (17)، ص ۶۱ـ۸۲.
    • وثوقي‌راد، وحيد و ولي‌الله نقي‌پورفر، 1400، «مخاطب‌شناسي و اصول حاكم بر آن در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن»، معرفت فرهنگي اجتماعي، سال دوازدهم، ش 3 (47)، ص 63ـ83.
    • ـــــ ، 1401 الف، «راهبرد اصلي حاکميت در نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن»، راهبرد فرهنگي اجتماعي، دوره يازدهم، ش 42، ص 165-206.
    • وثوقي‌راد، وحيد و همكاران، 1401 ب، «الزامات نهادينه‌سازي فرهنگ از منظر قرآن»، مديريت فرهنگ سازماني، ش 63، ص 143ـ164.
    • هاشمي رفسنجاني، اکبر و همكاران، 1383، فرهنگ قرآن، قم، دفتر تبليغات اسلامي.
    • Berger, P. L. & Luckmann, T., 1991, The Social Construction of Reality, A Treatise in the Sociology of Knowledge, Penguin Adult.
    • Hertzler, J. O, 1961, American social institutions: a sociological analysis, Allyn and Bacon.
    • Hughes, Everett C., 1939, "Institutions", in Robert E Park (ed.), An Outline of the Principles of Sociology, New York, Barnes & Noble.
    • Lawrence, Thomas B, Winn, Monika I, & Jennings, P Devereaux, 2001, "The temporal dynamics of institutionalization", Academy of Management Review, N. 26(4), p. 624-644.
    • Meyer, J.W & Rowan, Brian, 1977, "Institutionalized Organizations: Formal Structure as Myth and Ceremony", American Journal of Sociology, N. 83(2), p. 340-363.
    • Meyer, J.W. & Scott, W. R, 1983, Organizational environments: ritual and rationality, India, SAGE Publications.
    • Perrow, C., 1986, Complex Organizations: A Critical Essay, McGraw-Hill Companies, Incorporated.
    • Scott, W. Richard, 1987, "The Adolescence of Institutional Theory", Administrative Science Quarterly, N. 32(4), p. 493-511.
    • _____ , 2009, "The Adolescence of Institutional Theory", in H. L. Tosi (ed.), Theories of Organization, SAGE, Publications.
    • Selznick, P., 1957, Leadership in administration;a sociological interpretation, Evanston, Ill. Row.
    • Wuthnow, R, 1984, Cultural analysis: the work of Peter L. Berger, Mary Douglas, Michel Foucault, and Jürgen Habermas, Routledge & Kegan Paul.
    • Zucker, Lynne G, 1988, (ed.), Institutional patterns and organizations: Culture and environment, Boston, Ballinger Press.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    وثوقی راد، وحید، نقی پورفر، ولی الله، نوروزی فرانی، محمدتقی.(1401) تسهیلگرهای نهادینه‌سازی فرهنگ‌ از منظر قرآن. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(3)، 7-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    وحید وثوقی راد؛ ولی الله نقی پورفر؛ محمدتقی نوروزی فرانی."تسهیلگرهای نهادینه‌سازی فرهنگ‌ از منظر قرآن". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13، 3، 1401، 7-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    وثوقی راد، وحید، نقی پورفر، ولی الله، نوروزی فرانی، محمدتقی.(1401) 'تسهیلگرهای نهادینه‌سازی فرهنگ‌ از منظر قرآن'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(3), pp. 7-26

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    وثوقی راد، وحید، نقی پورفر، ولی الله، نوروزی فرانی، محمدتقی. تسهیلگرهای نهادینه‌سازی فرهنگ‌ از منظر قرآن. معرفت فرهنگی اجتماعی، 13, 1401؛ 13(3): 7-26