معرفت فرهنگی اجتماعی، سال پانزدهم، شماره دوم، پیاپی 58، بهار 1403، صفحات 123-142

    تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    حامد آزادی / دانشجوى دکترى جامعه‌شناسى مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینی / hamedazadi29@gmail.com
    doi 10.22034/marefatefarhangi.2024.5000576
    چکیده: 
    در جامعه‌ی اسلامی، تبلیغ دین از وظایف اصلی نهاد دینی است و حوزه‌ی علمیه به‌عنوان یک نهاد علمی ـ دینی از بدو تأسیس بر اهمیت تبلیغ تأکید ورزیده است. از سویی، امر تبلیغ متأثر از خواست‌ها و نیازهای اجتماعی مردم است و با توجه به حاکمان به‌عنوان عوامل بیرونی و ساختار حوزه به‌عنوان عوامل درونی تحول می‌یابد، که این امر نیازمند بررسی تاریخی است. حوزه‌ی علمیه‌ی قم از بدو تأسیس تا کنون دو دوره‌ی پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده است. دردوره‌ی پیشاانقلاب عوامل بیرونی‌ای همچون رویکردهای پهلوی که سبب مدرن شدن زندگی اجتماعی مردم شد و ازاین‌رو نیازهای جدید مردم درخواست‌های جدیدی را به‌سمت حوزه‌ی علمیه در دوران حاج‌شیخ عبدالکریم حائری و آیت‌الله بروجردی روانه کرد، سبب احساس نیاز به تحول در بخش‌های مختلف حوزه‌ی علمیه، از جمله تبلیغ، شد. پس از انقلاب نیز با توجه به تحول ساختار حکومت و توجه به نیازهای اجتماعی مردم در نسبت با دین (عامل بیرونی) ازیک‌سو و به‌تبع آن، تحول در ساختار حوزه (عامل دورنی) ازسوی‌دیگر، امر تبلیغ دین دچار تحول شگرفی شد، که از نتایج آن تأسیس نهادهای تبلیغی، به‌روزرسانی و تلاش برای کارآمدی امر تبلیغ و پاسخ‌گویی به نیازهای مردم بوده است. افزودنی است که شناخت شرایط سیاسی ـ اجتماعی جامعه به‌منظور تحول در بخش‌های حوزه توسط دانش اجتماعی که با شناخت شرایط اجتماعی، فعالیت‌های تحول‌گرایانه صورت پذیرفت. در این پژوهش با استفاده از روش بررسی اسناد تاریخی مربوط به پیش و پس از انقلاب و به‌کارگیری روش تحلیل متحوای کیفی برای بررسی محتوای شرح وظایف نهادهای تبلیغی، به تحلیل نسبت یادشده پرداخته‌ایم.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Historical Analysis of the Relation between Social Knowledge and the Changes of Missionary Works in the Islamic Seminary of Qom
    Abstract: 
    Missionary work is one of the main duties of religious institutions in the Islamic society; and the Islamic Seminary - as a religious-scientific institution - has emphasized the importance of missionary work since its establishment. Missionary work is affected by people’s social needs and demands on the one hand, and develops according to the society’s rulers and the structure of the Islamic Seminary as external factors, on the other hand; which all requires historical studies. The Islamic Seminary of Qom has experienced the two periods of before-revelation and after-revolution of Iran since its establishment. In the pre-revolutionary period, there were some external factors, such as the Pahlavi approaches to modernize people’s social life, and thus the society’s new needs created some new requests from the Islamic Seminary during the era of Haj Sheikh Abdul-Karim Ha’eri and Mr. Borujerdi. This created the need for changes in its various parts, including missionary work. After the revolution, missionary work had another tremendous change due to the changes of the government structure and paying attention to people’s social needs in relation to religion – as an external factor - on the one hand, and accordingly the structure of the Islamic Seminary – an internal factor - on the other hand. Some of the results of these changes are the establishment of missionary institutions, updating missionary works and efforts for making it effective and responding to people's needs. In addition, knowing the social-political conditions of the society in order to change the different parts of the Islamic Seminary, ---- by social knowledge, that by knowing the social conditions, transformational activities were carried out. I have analyzed the above-mentioned relation(?) in this research, examining historical documents related to before and after the revolution of Iran and using the method of qualitative content analysis in order to examine the content of the description of the duties of missionary organizations.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    نبی اکرم پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت دینی، با ارسال مبلغ به مناطق مختلف، اولین گام تبليغ دین را برداشتند. با توجه به وضوح ضرورت تبليغ دین، این امر در بین عالمان سنی و شیعه مشترک است و همواره با اهتمام مدارس علمی و براساس احساس نیاز مردم به امر تبليغ و با توجه به بسط ید دادن حاکمان به عالمان دینی، امر تبلیغ صورت می‌پذیرفته است. به همین دلیل پس از به‌قدرت رسیدن حاکمان شیعه در ایران، اهتمام حوزه‌های علمیه به امر تبليغ رو به فزونی گذاشت. در گفتمان سنتی ایران، تبليغ رکن اصلی جامعة اسلامی است و کلیة امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی توسط مبلغان سامان می‌یابد (فاضلی، 1399). این امر در دورة صفویه به اوج خود رسید و پایه‌های تبليغ شیعی در ایران نهاده شده و به‌عنوان یک تجربة تاریخی در ذهن مردم ایران جای گرفت. به همین دلیل، حتی حاکمان مخالف امر تبلیغ نتوانستند آن را به‌صورت کامل از بین ببرند؛ بلکه در برخی مواقع این امر را محدود کردند. 
    با تأسیس حوزة علمیة قم و محوریت آن در جهان تشیع و تأکید مرحوم حاج‌شیخ‌عبدالکریم حائری بر توجه طلاب قم به امر تبليغ، این امر به‌عنوان یک وظیفة شرعی نهادینه شد. با توجه به هم‌زمانی تأسیس حوزة علمیه و در دستور کار قرار گرفتن مدرنیزاسیون در ایران، مخالفت با مظاهر دینی و حضور دین در زندگی اجتماعی مردم نیز آغاز شد. روشنفکران که در دربار به قدرت رسیده بودند، برای حذف دین به‌صورت عام و تبليغ دین به‌صورت خاص تلاش‌هایی به‌عمل آوردند؛ اما به‌دلیل وجود تجربة تاریخی مردم ایران از دین اسلام و مذهب تشیع و از سویی با توجه به دانش اجتماعی مدیران حوزة علمیه و شناخت شرایط اجتماعی، احساس نیاز جامعه به حوزة علمیه و تبليغ دین با رویکرد دربار از بین نرود. همین امر زمینة گسترش تبليغ دین و تحول در آن را فراهم کرد. با آغاز حکومت پهلوی دوم و مرجعیت آیت‌الله بروجردی، آزادی حوزه‌های علمیه بیشتر شد. با توجه به شناخت اجتماعی آیت‌الله بروجردی، تبليغ دین گام‌های نخست خود را در زمینة تحول و به‌روزرسانی پیمود. این امر به‌گونه‌ای ادامه یافت که یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، نقش محوری تبليغ و مبلغان شمرده شده است (اعرافی، 1395، 328-330). 
    ساختار حوزة علمیة شیعه به‌گونه‌ای است که مرجعیت در رأس تصمیم‌گیری‌هاست و سیاست‌گذاری در امر آموزش و شناخت مسائل اجتماعی و برنامه‌ریزی برای امر تبليغ را انجام می‌دهد. به همین دلیل از ساختار حوزه به «عوامل درونی» تحول تبليغ تعبیر می‌شود و به نقش حاکمان و زمینه‌های اجتماعی «عوامل بیرونی» اطلاق می‌گردد.
    از آن جهت که ساختار حوزة علمیة شیعه بر محوریت مذهب شیعه بنا شده است، دانش اجتماعی مراجع تقلید ازیک‌سو و رویکرد حاکمیت به دین و احساس نیاز جامعه ازسویی‌دیگر در تحول و چگونگی تبليغ نقش بسزایی دارد. ازاین‌رو تبليغ همواره تحت تأثیر عوامل بیرونی (حاکمیت) و عوامل درونی (ساختار حوزه) دگرگون می‌شود. عوامل درونی با تأکید بر نیازهای روز جامعه و با استفاده از دانش اجتماعی، روش‌های روز و با در نظر گرفتن زمینه‌های حاکمیتی برای رفع نیازهای اجتماعی جامعه، تبليغ را دگرگون می‌کند. بر این اساس، بررسی تاریخی حوزة علمیة قم در امر تبليغ و نسبت آن با دانش اجتماعی رؤسای حوزه در دورة زمانی پیش و پس از انقلاب، به‌منظور شناخت نقاط عطف و تحولات امر تبليغ ضروری است. 
    ازاین‌رو برای بررسی تاریخی دورة پیشاانقلاب و پساانقلاب، به بررسی اسناد تاریخی با روش بررسی تاریخی پرداخته شده است و درخصوص دورة پساانقلاب، با توجه به دگرگونی حکومت ایران به‌عنوان یک عامل بیرونی و تحول ساختاری حوزة علمیة قم به‌عنوان عامل درونی که به تأسیس نهاد تبليغی در این حوزه منجر شد، نیاز به بررسی اسنادی همچون شرح وظایف این نهاد با روش تحلیل محتوای کیفی احساس می‌شود تا بدین‌وسیله نقش عوامل بیرونی و درونی در تحولات تبليغی حوزة علمیة قم در دروه‌های زمانی مختلف مشخص شود.
    روش تحقيق 
    اساساً برای بررسی تحولات یک پدیدة اجتماعی به‌منظور آشنایی تفصیلی با تفاوت‌های موجود در آن پدیده در دوره‌های مختلف زمانی، از روش تاریخی استفاده می‌شود (پاکتچی، 1391، ص76). به همین دلیل در این روش نقش اصلی با شواهد و قرائن است و خبر‌ها و گزاره‌ها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند و درخصوص نظریه‌های مختلف، نفیاً و اثباتاً نظری داده نمی‌شود و گزاره‌های تاریخی که از شواهد و قرائن دریافت شده‌اند، برای اثبات مدعا استفاده می‌شوند (رحیمی، 1377، ص124-125). تحلیل تاریخی بایسته‌هایی دارد که محقق بدان ملتزم است. این بایسته‌ها عبارت‌اند از: 1. تحلیل پدیده‌های طبیعی؛ 2. عدم ورود به قلمرو دانش کلام؛ 3. بررسی و توجیه شواهد متنی و فرامتنی و رد شواهد مخالف؛ 4. عدم تحمیل پیش‌فرض‌ها بر تاریخ؛ 5. عدم استفاده از طرح قبلی در روند تحقیق (عبدالمحمدی و همکاران، 1401).
    روش تحلیل محتوای کیفی نیز برای تفسیر ذهنی محتوایی داده‌های متنی که از طریق فرایندهای طبقه‌بندی نظام‌مند، کد‌بندی و تم‌سازی یا طراحی الگوهای شناخته‌شده به‌دست می‌آید (ایمانی و همکاران، 1390). درحقیقت این روش به محقق اجازه می‌دهد که اصالت و حقیقت داده‌ها را به‌گونة ذهنی، ولی با روش علمی تفسیر کند. عینیت نتیجه نیز به‌وسیلة فرایند کدبندی مشخص می‌شود. از این‌رو آنچه از درون متن استخراج می‌گردد با زمینه‌ها و الگوهای آشکار و پنهان آزموده می‌شود.
    1. عوامل بيرونی و آغاز تحولات ساختاری تبليغ
    حکومت، از آن جهت که عامل اعمال قدرت و سازندة بخش مهمی از ذهن تاریخی جامعه است، با توجه به رویکردهایی که به دین و تبليغ آن دارد، ذهن تاریخی جامعه را متأثر می‌کند. در ایران معاصر، با توجه به رویکرد حکومت و قدرت سیاسی به مسئلة تبليغ دین، حوزة علمیه قم نیز تحولات ساختاری یافته است. در دورة پیشاانقلاب، با توجه به مصادف شدن تأسیس حوزة علمیة قم با دوران پهلوی اول، بررسی تاریخی این مسئله به‌عنوان نقطة آغاز، ضروری می‌نماید.
    پس از پیروزی مشروطه و مصادرة آن از سوی روشنفکران، استعمار انگلیس برای پیشبرد اهداف خود نیازمند یک حکومت مستبد و دست‌نشانده بود. ازاین‌رو با شناسایی رضاخان، آموزش‌های لازم به‌منظور شناخت شرایط اجتماعی ایران به او داده شد. او پس از به‌قدرت رسیدن به عتبات سفر کرد و علما را از جمهوری‌خواهی منصرف نمود. حوزة علمیة قم نیز با توجه به سابقة مشروطه، همچنان در انزوا به‌سر می‌برد (رجبی، 1377، ص23-47). یکی از مأموریت‌های رضاخان مدرنیزاسیون در ایران بود. ازآنجاکه او و روشنفکران از غرب آموخته بودند که مدرنیزاسیون و دین با یکدیگر همسان نیستند، بر محدودیت فعالیت‌های دینی تأکید کرد و حوزة علمیة قم را بیش‌ازپیش منزوی ساخت. با مدرن شدن ساختار حکومت و پدید آمدن دولت ـ ملت، قوانین غیرشرعی نیز به‌تصویب رسید. پس از رضاخان، پسرش محمدرضا شاه ایران شد. او اقتدار پدر را نداشت و با پیشنهاد انگلیس‌ها برای به‌دست آوردن اقتدار، از تفرقه‌افکنی میان مذاهب و ایلات بختیاری سود جست (آبراهامیان، 1386، ص136-157). با توجه به رویکرد شاه جدید مبنی بر آزادی همه‌جانبه، تبليغ دین با آزادی عملی بیشتر نسبت‌به گذشته فعال شد؛ اما ازآنجاکه رویکرد اصلی او نیز مدرنیزاسیون بود که به‌واسطة آن فرهنگ غرب را نیز گسترش می‌داد، از نهادهای رقیب همچون دانشگاه و...، برای تضعیف کارکردی حوزة علمیة قم استفاده کرد.
    1ـ1. تحول تبليغ در مواجهه با نهاد رقيب
    با تأسیس مدارس آکادمیک و دانشگاه، افکار روشنفکری و غربی در بین دانش‌آموختگان این مراکز آموزشی رواج یافت. ازهمین‌رو شبهات فکری ذهن جوانان را مورد هجمه قرار داد. حوزة علمیة قم با شناخت زمینه‌های اجتماعی به‌منظور تأثیرگذاری بیشتر و رفع شبهات، دو رویکرد کلی تدوین کتب و حضور نخبگان قم در تهران و استفاده از سخنرانان غیرطلبه و آشنا با افکار روشنفکری به‌منظور پاسخ‌گویی به شبهات موجود را در پیش گرفت. با این روش، هویت فرهنگی جامعه و جهان اجتماعی حفاظت شد. روش اول: کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم یک نمونه از پژوهش‌های تبليغی این دوران است که با تأکید بر مؤلفه‌های عقاید شیعی و با استفاده از روش فلسفی، به شبهات مارکسیستی آن دوران پاسخ می‌دهد (خسروشاهی، 1385). روش دوم: شهید مطهری پس از سال‌ها تحصیل در حوزة علمیه به‌منظور تبليغ، به تهران هجرت کرد. ایشان دانشگاه تهران را به‌عنوان محلی برای تدریس برگزید که خود دربرگیرندة شیوه‌ای نوین از تبليغ است. ازسوی‌دیگر، شهید مطهری به‌منظور روشنگری و حفظ افکار جوانان در مواجهه با شبهات غربی، اقدام به تشکیل حسینیة ارشاد کرد. ایشان در این حسینیه علاوه بر منبرهای اعتقادی، تاریخی و...، از افرادی همچون دکتر شریعتی، فخرالدین حجازی و... که در تهران شناخته‌شده نبودند، ولی با افکار روشنفکری و غرب آشنایی داشتند، همچنین از فن سخنوری بهره‌مند بودند، برای سخنرانی دعوت کرد. سلسله‌جلسات این حسینیه و تألیفات ایشان نقش موثری در رشد فکری جوانان و حراست آنان از شبهه‌های اعتقادی داشت (همان).
    2. عوامل درونی 
    در ساختار حوزة علمیه، مرجعیت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. پس از آغاز غیبت کبری، ریاست عامة شیعه و حوزه‌های علمیه به‌دست علمای طراز اول رسید که با توجه به شرایط اجتماعی ـ سیاسی، مرکزیت حوزه و مرجعیت از شهری به شهر دیگر یا از کشوری به کشور دیگر منتقل می‌شد. مرجعیت همواره عهده‌دار تعیین نظام آموزشی، تأمین مالی و تعیین مرکزیت علمی (تأسیس حوزة علمیه) بوده است. مرکزیت علمی از غیبت صغری تا زمان شیخ طوسی در بغداد بود. شیخ طوسی به‌منظور هویت‌بخشی به مرکز علمی شیعه و از سویی به‌دلیل آزار علمای اهل‌سنت، مرکز علمی خود را از بغداد به نجف منتقل کرد. در دوره‌های زمانی مختلف، مرکزیت علمی به شهرهای دیگری همچون سامرا، اصفهان و... منتقل شد؛ اما درنهایت پس از انقراض صفویه و کوچ علما از اصفهان، مرکزیت علمی به نجف بازگشت. آیت‌الله میرزای شیرازی نیز در سامرا می‌زیست؛ اما شاگردان ایشان برخی به قم و برخی دیگر به نجف بازگشتند.
    1ـ2. دانش اجتماعی حوزه آغازی بر تحول
    آیت‌الله حائری یزدی، مؤسس حوزة علمیة قم، از شاگردان میرزای شیرازی بود. وی پس از بازگشت به ایران، با توجه به مرکزیت حوزة اراک چند صباحی در اراک به تدریس پرداخت. پس از چندی، مراجع سه‌گانة قم با اعلام اعلمیت آیت‌الله حائری، زمینة هجرت ایشان به قم را فراهم کردند. آیت‌الله حائری که اوضاع فرهنگی ایران در زمان پهلوی اول را رو به تباهی می‌دید، با شناخت اجتماعی از شرایط زمان، تصمیم گرفت در ایران بماند و حوزة علمیة قم را با هدف گسترش عقل و اخلاق تأسیس کند (بیانات آیت‌الله محقق داماد در همایش صدسالگی حوزه www.mehrnews.com). در پی هجرت آیت‌الله حائری به قم و با توجه به جایگاه علمی ایشان و نیز شناخت علما از ایشان به‌عنوان فقیهی اجتماعی، علمای بزرگی از اصفهان و دیگر شهرها به قم مهاجرت کردند و همین امر موجبات رشد علمی حوزة علمیة قم را فراهم کرد. این امر به‌گونه‌ای بود که برخی علما، مانند مرحوم سیداحمد زنجانی، مرحوم سیدمحمدرضا گلپایگانی و مرحوم حضرت امام، میان نجف و قم، قم را برای ادامة تحصیل انتخاب کردند. آیت‌الله سبحانی با اینکه در نجف متولد شده بود، با توجه به مرکزیت علمی قم، این شهر برای ادامة تحصیل برگزید و از تبریز به قم هجرت کرد (مجموعه نویسندگان، 1386، ج4، 591-592). با توجه به ساختار حوزه‌های علمیة شیعی، حوزة علمیة قم نیز با محوریت فقیه اعلم یا فقها اداره می‌شد. 
    ازسوی‌دیگر، با توجه به تجربة تاریخی مردم ایران که در دوران صفویه و قاجار شکل گرفته بود و نهاد روحانیت و مرجعیت را به‌عنوان مرجع دینی و آشنا به مسائل اجتماعی می‌دیدند، پس از تأسیس حوزة علمیة قم، این حوزه علاوه بر طالبان علوم دین، مورد استقبال مردم نیز قرار گرفت. رویکرد تحولی آیت‌الله حائری یزدی در امر تبليغ، به دو دلیل بوده است: الف) دانش اجتماعی دریافته از درس میرزای شیرازی و شخصیت همه‌جانبه‌نگر؛ ب) توجه مردم ایران به حوزة علمیه. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که هویت فرهنگی مردم ایران با منبر عجین شده بود و بخش زیادی از زیست‌جهان جامعه توسط منبر ساخته و پرداخته می‌شده است. این امر زمینه‌های گرایش مردم به‌سمت حوزیان را افزایش می‌داد و نیاز حوزه‌های علمیه به دانش اجتماعی را ضروری می‌نمود. این در حالی است که در هویت فرهنگی حوزة علمیة نجف، فارسی‌نگاری و منبر رفتن، نشان از بی‌سوادی بود و برای فقیه باسواد خلاف شأن شمرده می‌شد. با اهتمام مرحوم حاج‌شیخ‌عبدالکریم حائری و دانش اجتماعی این فقیه، رویکرد حوزة علمیه تغییر یافت و خطابه به‌عنوان یک وظیفة شرعی برای هر طلبه تلقی شد و بدین سبب حضور موسمی طلاب در مناطق دور و نزدیک برای امر تبليغ عادی شد. این امر در شرایطی اتفاق افتاد که تا آن زمان سابقة تاریخی نداشت (ذبیح‌زاده، 1387، ص240).
    پس از آیت‌الله حائری، مراجع ثلاث (سیدمحمدتقی خوانساری، سیدصدرالدین صدر و محمد حجت کوه‌کمره‌ای) مدیریت حوزة قم را به‌صورت مشترک به‌عهده گرفتند و سپس با دعوت از آیت‌الله بروجردی، زعامت حوزة علمیة شیعه به ایشان سپرده شد. آیت‌الله بروجردی نیز با توجه به شخصیت همه‌جانبه‌گر، تحولات شگرفی در زمینه‌های ادارة امور مالی، آموزشی و تبليغی صورت داد. 
    2ـ2. رویکرد آیت‌الله بروجردی و تحول حوزه 
    زمینه‌های معرفتی آیت‌الله بروجردی همچون شناخت اجتماعی ایشان و عوامل غیرمعرفتی متعددی ازجمله هجرت به ایران، بر رویکرد تحولی ایشان تأثیر گذاشت. او پس از رحلت پدرش، در بروجرد سکنا گزید و به‌دلیل شاگردی درس آخوند خراسانی در نجف، از شهرت علمی زیادی برخوردار شد و بدین‌وسیله مورد توجه مردم منطقه و علمای ایران قرار گرفت. آیت‌الله بروجردی در دوران حضورش در بروجرد، علاوه بر کار علمی، به امور اجتماعی مردم نیز رسیدگی می‌کرد. ایشان پس از مهاجرت به قم، در حرم حضرت معصومه اقامة نماز می‌کرد و با توجه به اقتداری که داشت، حوزة علمیة قم را مستحکم ساخت و به‌سبب حضور ایشان، شهر قم توسعه یافت. اقدامات تحولی برگرفته از دانش اجتماعی ایشان بدین شرح است:
    الف) تحول نظام آموزشی و به‌تبع آن تبليغ: مصادف با دورة مرجعیت ایشان، دانشگاه منقول و معقول به‌عنوان نهاد رقیب شروع به کار کرد. ازآنجاکه همواره هجوم به حوزة علمیة شیعه سبب زنده و بالنده‌تر شدن آن شده است، نظام آموزشی حوزة علمیة قم نیز در برابر تهاجم‌های صورت‌گرفته تحول یافت و ساختار آموزشی آن شامل مقدمات، سطح و خارج با تدوین کتب آموزشی تشکیل شد. به‌دنبال تحول نظام آموزشی، تحول ساختار تبليغ براساس میزان تحصیلات صورت پذیرفت؛ همچنین تحول محتوایی و اهتمام بر تبليغ نیز یکی از مؤلفه‌های متأثر از تحول نظام آموزشی بوده است. شواهدی بر این مدعا در جدول شمارة 1 ذکر شده است.
    جدول 1
    ردیف    شواهد    مقولة سطحی    مقولة عمیق
    1    اعزام مبلغین برای مقابله با فرقه‌های انحرافی شکل‌گرفته در اقصی‌نقاط ایران مانند بهائیت    تربیت مبلغ    تخصصی شدن تبليغ
    2    رسمی شدن مذهب تشیع در جامعة الازهر    توجه به جامعة جهانی    جایگاه تشیع در جامعة جهانی
    3    توجه به تبليغ تشیع در خارج از ایران و تأسیس مراکز اسلامی در آمریکا و هامبورگ    تربیت مبلغ    اعزام مبلغ
    با توجه به ظهور فرقه‌های انحرافی مانند بهائیت، حوزة علمیه خود را موظف دید برای مقابله با این انحرافات در جامعه، مبلغین را به‌صورت تخصصی تربیت کند و از سویی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در دانشگاه الازهر، علاوه بر توجه به جامعة جهانی، به جایگاه شیعه در جامعة جهانی نیز توجه شد. نتیجة این توجه، تأسیس مراکز اسلامی در برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی و اعزام مبلغ بدین مناطق است. رویکرد آموزشی و تبليغی در حوزة علمیة قم به‌گونه‌ای متحول شد که طلاب تبليغ را بهترین شغل طلبگی می‌دانستند (جمعی از نویسندگان، 1386، ج4، ص606).
    ب) به‌روزرسانی تبليغ: با وقوع تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در این دوره، سواد مردم رشد یافت و به همین دلیل گرایش بیشتری به مطالعة آثار مکتوب پیدا کردند. ازجمله کتب رایج، ترجمه‌های کتب غربی بود که به‌صورت ضمنی عقاید غیردینی و فرهنگ غربی را آموزش می‌دادند. رویکرد اجتماعی آیت‌الله بروجردی اقتضا می‌کرد که برای مقابلة هم‌تراز با این پدیده به تولید آثار مکتوب دست بزند. در این دوره، کتاب‌ها و مجلات زیادی تحت اشراف مستقیم آیت‌الله بروجردی و با هزینة خود ایشان چاپ شد.
    ج) ترمیم و استحکام زیربنای تبليغ سنتی: آیت‌الله بروجردی با نگاه همه‌جانبه‌نگر خود، ازیک‌سو تبليغ را متحول و به‌روزرسانی کردند و ازسوی‌دیگر پایه‌های تبليغ سنتی را نیز مستحکم ساختند. ایشان با احداث مساجد در مناطق دوردست و اعزام طلبة مستقر به این مناطق و بازسازی مساجد کهنه و تأسیس کتابخانه و...، امر تبليغ سنتی را نیز به‌گونه‌ای نوین احیا کردند. برخی از اقدامات ایشان که شاهد بر مدعاست، در جدول شمارة 2 ذکر شده است.
    جدول 2
    ردیف    اقدامات آیت الله بروجردی    مقولة عمیق
    1    حمایت مالی و اشراف بر اداره و چاپ مجله    به‌روزرسانی تبليغ
    2    ساخت مساجد در دورافتاده‌ترین نقاط ایران؛ مانند مسجد ایران‌شهر که اولین مسجد در این شهر بود    ایجاد زمینه‌های تبليغ
    3    مرمت کتابخانه‌ها و مدارس علمیه (دوانی، علی، 1340، 68-153)    ایجاد زمینه های تبليغ
    4    توجه به نظام آکادمیک آموزشی در مدارس و تلاش برای تدوین کتب تعلیمات دینی توسط حوزة علمیة قم (کتاب تعلیمات دینی توسط عده‌ای از فضلای قم، همچون شهید بهشتی و شهید مفتح به‌رشتة تحریر درآمد) (خردمند، 1386، 528)    ایجاد زمینه‌های تبليغ
    د) کاستی‌های تبليغ: در این دوره، هرچند تحولات تبليغی مهمی صورت گرفت، اما نهاد تبليغ ساختار رسمی نیافت. با توجه به اینکه این دوره مصادف با شکل‌گیری دولت مدرن و رسمیت یافتن نهادهایی چون تعلیم و تربیت و فرهنگ بود، از حوزة علمیه توقع تشکیل نهاد رسمی برای سامان‌دهی امر تبليغ می‌رفت. مرحوم فلسفی با توجه به تجربة خوبی که در امر منبر یافته بود و سختی‌هایی که در این مسیر متحمل شده بود، جمعی از طلاب را در منزل خود آموزش می‌داد. این محفل را می‌توان به‌عنوان اولین مرکز آموزش مبلغ، هرچند به‌صورت غیررسمی، برشمرد (مجموعه نویسندگان، 1386، ج4، ص 536).
    3ـ2. تثبيت موقعيت مرجعيت
    محمدرضا پهلوی مانع مدرنیزاسیون را حوزة علمیه تلقی می‌کرد و با فوت آیت‌الله بروجردی شرایط را برای مقابله با آن مناسب دید. به همین دلیل پس از ایشان، پیام تسلیت را به مرجع بعدی در نجف، آیت‌الله حکیم، ارسال نمود تا مانع را همیشه از سر راه بردارد؛ اما امام خمینی که شرایط سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ایران را به‌خوبی می‌شناخت و از عواقب مدرنیزاسیون و تأثیرات فرهنگی آن آگاه بود، در جواب شاه گفت: «ایران مرجع دارد و نیاز نیست به مرجع نجف تلگراف تسلیت ارسال نمایی»(انصاری، 1380). علمای قم نیز که از آیندة مدرنیزاسیون مطلع بودند، در اولین اقدام، با تشکیل جلسات درصدد انتخاب مرجع واحد برآمدند؛ اما این امر با مخالفت برخی مواجه شد و نتیجه‌ای نداشت. آیت‌الله ربانی که از شاگردان آیت‌الله بروجردی و جزء حلقة فقهی آیت‌الله گلپایگانی، محقق داماد و مجاهد بود، امام خمینی را برای مرجعیت حوزه مناسب می‌دانست؛ اما با مخالفت برخی افراد این طرح به‌ثمر نرسید. در این دوران، امام خمینی از پذیرش مرجعیت امتناع می‌کرد؛ ولی با اصرار شاگردان و با توجه به شناختی که از زمینه‌های سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ایران داشت، به اعلام مرجعیت رضایت داد. با توجه به اینکه در حوزه مرسوم است که مرجع زنده برای مرجع مرحوم مجلس ختم برگزار می‌کند، امام خمینی نیز درنهایت نزدیک به 37 روز پس رحلت آیت‌الله بروجردی مجلس ختمی گرفتند و چند روز بعد اولین شهریه را به طلاب پرداخت کردند. در آن دوران، علاوه بر حضرت امام، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله مرعشی به‌عنوان مرجع مطرح بودند(دوانی، 1340، ص68-153).
    4ـ2. دارالتبليغ گامی ناقص در تحول حوزه
    آیت‌الله بروجردی مأموریت اصلاح ساختار حوزة علمیة قم را به امام خمینی محول نمودند و امام نیز با تشکیل هیئتی متشکل از برخی علما، آماده‌سازی طرح تحول را شروع کردند؛ اما این طرح به‌دلیل وجود مقدس‌مآبانی بر زمین ماند. پس از رحلت ایشان و با توجه به نبود مرجع واحد، آیت‌الله شریعتمداری اولین گام تحول حوزة علمیه را در تأسیس دارالتبليغ دیدند و به همین دلیل درست چهار سال پس از رحلت آیت‌الله بروجردی به تأسیس این مرکز اقدام کردند. امام خمینی با توجه به نگاه ژرف و شناخت اجتماعی‌ای که داشتند، تحول در امر تبليغ را تحولی ناقص می‌دانستند. ایشان معتقد بودند که برای ایجاد تحول، ابتدا باید مدیریت و ساختار ‌مالی حوزه مشخص شود؛ سپس در ذیل آن، نظام آموزشی دقیقی آماده شده، تبليغ در ضمن آن گنجانده شود.
    با مدیریت آموزشی و ارزیابی صحیح علمی، منابع مالی در جای خود مصرف می‌شود و در این صورت، جایگاه تبليغ از جهت تأمین علمی و مالی مشخص می‌گردد. به همین دلیل، زمان تأسیس چنین مرکزی پس از ایجاد تحول در بخش‌های دیگر است و تأسیس دارالتبليغ گامی ناقص در تحول حوزة علمیه است. ازاین‌رو اختلاف امام خمینی و آیت‌الله شریتعمداری در تأسیس دارالتبليغ، علنی شد. امام خمینی علاوه بر مخالفت با تأسیس این مرکز پیش از تحول در ساختار حوزه، با محوریت آیت‌الله شریعتمداری نیز مخالف بودند و آن را مصداق نقص در علم اجتماعی، که براساس آن پیوند میان حوزة علمیه و تبليغ برقرار می‌شد، می‌دانستند (عیسی‌نیا، 1395، ص153).
    دارالتبليغ در سال 1344 با هدف تربیت مبلغ دینی تأسیس شد و کار خود را با 125 نفر از دانش‌آموختگان حوزة علمیه آغاز کرد که بعداً 145 نفر دیگر به این مجموعه اضافه شدند. برنامة درسي دارالتبليغ عبارت بود از: نهج‌البلاغه، عقايد، تراجم علماي اسلام، فن نويسندگي، ادبيات فارسي، فن خطابه، تاريخ اسلام، زبان عربي، زبان انگليسي، درايه و حديث‌شناسي، تفسير قرآن، فقه و هيئت (بی‌نام، 1400). با نگاهی به برنامة درسی این مرکز درمی‌یابیم که تحول ناقص، مسیر را برای طلاب این مرکز نیز طولانی می‌کرد و نتیجه را آن‌گونه‌که باید، فراهم نمی‌کرد؛ زیرا با تحول نظام آموزشی و برجسته شدن عده‌ای از طلاب، افرادی که آمادگی بیشتری دارند، وارد امر تبليغ می‌شوند. در این صورت، آموزش‌ها در راستای تبليغ‌ است. هرچند از مزایای مهم این مرکز، هم‌راستا کردن نیازهای جامعه و تبليغ (نگارش مقالات و اعزام طلاب به مناطق مورد نیاز) بود و از سویی آموزش‌هایی که در این مرکز انجام می‌گرفت نیز در راستای هدف تبليغ بسیار کارآمد و بروز بود، اما چنان‌که امام خمینی معتقد بودند، تحول در امر تبليغ نیازمند دانش اجتماعی است و با تحول تبليغ، حوزه دچار تحول نامتوازن می‌شود.
    5ـ2. تبليغ بلندترين گام در حذف انزوای حوزه
    پس از فوت آیت‌الله بروجردی و و اعلام مرجعیت از سوی امام خمینی، ایشان در سخنرانی‌ها متعددی مبارزه با رژیم را آغاز کردند. روش مبارزاتی ایشان منبر بود. سخنرانی‌های ایشان با مخالفت و تهدید رژیم شاهنشاهی مواجه شد و پس از چندی ایشان را به ترکیه و سپس به عراق تبعید کردند. امام خمینی در عراق و ترکیه به سخنرانی‌های خود ادامه می‌داد. محتوای سخنرانی‌ها، با توجه به دانش اجتماعی، دربرگیرندة مبانی حکومت اسلامی و تشجیع مردم به مبارزه با رژیم شاهنشاهی بود. مردم پس از دریافت سخنرانی‌ها آنها را پیاده و به‌صورت اعلامیه در کوچه و خیابان نصب می‌کردند.
    جدول 3 
    ردیف    اقدامات امام خمینی    مقولة عمیق
    1    منبرهای مبارزاتی    روش سنتی تبليغ
    2    کاست‌های ضبط‌شده    روش نوین تبليغ
    3    پیاده‌سازی کاست‌ها و نصب اعلامیه در خیابان‌ها    روش نوین تبليغ
    در این دوره، سخنرانی‌های مذهبی آقای راشد نیز از رادیو پخش می‌شد. این شیوه از تبليغ را می‌توان نمونة بارز تحول در تبليغ دانست (جمعی از نویسندگان، 1386، ج4، ص407). 
    پس از تبعید امام در سال 1341، ازآنجاکه شناخت اجتماعی به‌عنوان یک اصل مبنای رفتار حوزه قرار گرفته بود، علاوه بر امام، شاگردان ایشان نیز در اقصی‌نقاط ایران با منبرهای مذهبی و با محتوای دینی به‌صورت غیرمستقیم مردم را به مبارزه دعوت می‌کردند. پس از انقلاب، اسناد تاریخی انقلاب نشان می‌دهد که یکی از کارویژه‌های ساواک پیاده کردن سخنرانی‌های شاگردان ایشان و رصد کامل تحرکات مذهبی‌ها و سخنرانان دینی بود (همان، ص578).
    جدول 4 
    خروج از انزوا    مقولة عمیق
    محتوای سخنرانی‌ها به‌دلیل فشار رژیم شاه به‌صورت غیرمستقیم به امور سیاسی می‌پرداخت    محتوا
    3. پساانقلاب و دانش اجتماعی حوزة علميه 
    با پیروزی انقلاب اسلامی، تحول ساختار حوزه به‌عنوان عامل درونی و همسو شدن حکومت و حوزة علمیه با یکدیگر در یک نقطه تلاقی کرد و این حاصل تطور دانش اجتماعی حوزة علمیه و در نتیجة آن، تحول حوزه است. با توجه به تجربة زیستة مردم در دوران پهلوی و تلاش آن رژیم برای از بین بردن مظاهر دینی، مردم پس از انقلاب به‌محض احساس آزادی برای انجام مناسک و نمادهای دینی، گرایش خود به حوزة علمیه را با حضور در مجالس مذهبی، نمازجمعه‌ها و استفاده از نمادهای دینی (عکس مراجع در مغازه‌ها و خانه‌ها و...) نشان دادند. پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها، بسیاری از دانشجویان به‌منظور تولید علوم انسانی اسلامی به حوزة علمیه وارد شدند. این امر و علاوه بر آن، حضور اجتماعی فضلای حوزة علمیة قم، تحول نظام آموزشی، تبلیغی و پژوهشی را ضروری می‌نمود. 
    انقلاب اسلامی به‌عنوان یک حکومت دینی و حاکمیت ولی‌فقیه که برخاسته از حوزة علمیه است، توقع تحول ساختار حوزة علمیة قم به‌عنوان نماد و راهبر حکومت را گریزناپذیر کرد. ازاین‌رو برای مدیریت حوزة علمیه شورایی نه‌نفره متشکل از نمایندگان امام، آیت‌الله گلپایگانی و جامعة مدرسین تشکیل شد. این شورا در اولین اقدام طرحی را برای مدیریت حوزة علمیه آماده کرد و پس از تأیید حضرت امام فعالیت خود را آغاز نمود. این طرح شامل نظام آموزشی (تشکیل پرونده، مشخص کردن کتب و سنوات درسی)، جذب، تبليغ و... می‌شد.
    در اوایل انقلاب، حوزة علمیة قم و مراکز وابسته به آن با کارویژة تبليغ، فعالیت خود را آغاز کرد. پس از تحول ساختاری حوزة علمیة قم و ارزیابی صحیح در امر آموزش، برخی علما ازجمله آیت‌الله مشکینی طرحی مبنی بر تأسیس مرکزی تبليغی وابسته به حوزة علمیة قم ارائه کردند که در همان سال دفتر تبليغات و سازمان تبليغات به‌عنوان دو نهاد وابسته به حوزة علمیة قم با فرمان امام خمینی تأسیس شد. علاوه بر این، نهاد طرح هجرت نیز با عنوان بخشی وابسته به شورای مدیریت و با هدف تربیت و اعزام طلاب آغاز به کار کرد. این بخش در دوران‌های مختلف، با توجه به خلاقیت مدیران حوزه، در زمینه‌های تربیت مبلغ، اعزام مبلغ، توجه به جامعة هدف، سازمان‌دهی مبلغین، تبليغ تخصصی و به‌روزرسانی تبليغ، تحول یافت؛ تا اینکه با اضافه شدن معاونت تبليغ و امور فرهنگی به مدیریت حوزة علمیة قم، این بخش نیز ذیل این معاونت جای گرفت و با تأسیس سفیران هدایت ـ مرکزی که از بدو ورود طلاب وظیفة تربیت طلاب متخصص در امر تبليغ را به‌عهده دارد ـ توسعه یافت (شیرخانی، 1383).
    1ـ3. دانش اجتماعی و تحول ساختار تبليغ
    شورای مدیریت حوزه‌های علمیة قم با توجه به دانش اجتماعی‌ای که در طول دوره ساخته و پرداخته شده بود، تحول تبليغ را با توجه به شرایط اجتماعی، در تربیت تخصصی مبلغین دید. این دوره‌ها به‌صورت پودمانی و دوره‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت انجام گرفت که زمینة گام نخست در جهت تحول نظام آموزش تبليغی بود؛ سپس در دهة هفتاد با پیشنهاد مقام معظم رهبری تحول آموزشی با تحول تبليغی پیوند یافت و کارویژه‌های دو ارگان سازمان تبلیغات و دفتر تبليغات توسعه یافت. علاوه بر این، دو ارگان طرح هجرت کوتاه‌مدت نیز موفقیت‌هایی کسب کرد و این امر سبب تأسیس طرح هجرت بلندمدت شد. با توجه به نیاز مبرم جامعه به امر تبليغ و از سویی طولانی بودن دورة تحصیل طلاب در حوزه، بخش دیگری با عنوان طرح هجرت و با هدف تربیت تخصصی مبلغ آغاز به کار کرد؛ سپس معاونت تبليغ حوزه مسئولیت طرح هجرت بلندمدت، کوتاه‌مدت، سفیران هدایت و آموزش تخصصی تبليغ در مقاطع سطح سه و چهار را به‌عهده گرفت (همان). 
    2ـ3. به‌روزرسانی تبليغ
    تحولات اجتماعی و شناخت اجتماعی حوزة علمیه سبب شد که معاونت تبليغ در قالب آموزش‌های تخصصی تبليغ، همچون فن خطابه، مشاوره، کلاس‌داری، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی به‌منظور مخاطب‌شناسی و...، امر تربیت مبلغ و در نتیجة آن، تبليغ را به‌روزرسانی کند. ازاین‌رو مراکز تخصصی تبليغ در مقاطع تحصیلی سطح دو، سه و چهار، گرایش‌های مختلف تبليغی و ارائة پایان‌نامة متناسب با امر تبليغ به‌روزرسانی تبليغ علمیاتی کردند؛ اما با توجه به نیاز جامعه و براساس علم اجتماعی حوزة علمیه، معاونت تبليغ حوزه وجود مرکز تخصصی تبليغ و سفیران را کافی ندانست؛ زیرا بسیاری از طلاب در زمینه‌های مختلفی همچون فقه و اصول، فلسفه و کلام مشغول تحصیل بودند و در امر تبليغ نیز ورود می‌کردند. ازاین‌رو تربیت چنین مبلغانی نیز ضرورت داشت. به همین دلیل، علاوه بر مرکز تخصصی تبليغ، کارویژه‌های جدیدی همچون ستاد گسترش تفسیر، آموزش تبليغ مخصوص جوانان و نوجوانان، مجلة مبلغان، سامان‌دهی تبليغات دینی، و بررسی کتب دینی آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت (همان).
    3ـ3. تبليغ بين‌الملل
    دانش اجتماعی ازیک‌سو و تحول تبليغی حوزة علمیه ازسوی‌دیگر، اقتضا می‌کرد که علاوه بر تبليغ در داخل ایران، به تبليغ در خارج از ایران نیز توجه ویژه شود. ازهمین‌رو در دوران پساانقلاب، تبليغ بین‌الملل جایگاه ویژه‌ای یافت. این امر ابتدا در معاونت بین‌الملل سازمان تبلیغات و دفتر تبليغات سامان‌دهی شد و در کنار این مرکز، سازمان مدارس علمیة خارج از کشور نیز تأسیس گردید؛ سپس معاونت تبليغ سازمان تبليغات به سازمانی جداگانه با عنوان «سازمان فرهنگ و ارتباطات» (مرکز اعزام مبلغ به برخی کشورها) تغییر نام داد. سازمان مدارس خارج از کشور نیز با چند مرکز دیگر تجمیع شد و «جامعةالمصطفی» (دانشگاهی بین‌المللی برای تربیت طلاب غیرایرانی) را تشکیل داد؛ اما با توجه به دانش اجتماعی، علاوه بر تأسیس مراکز اعزام و تربیت طلاب خارجی، به مرکزی برای تربیت نیروی کارآمد بین‌المللیِ آشنا به فرهنگ و زبان در بطن حوزه نیاز بود؛ ازاین‌رو مراکزی مانند مؤسسة مطالعات اسلامی وابسته به حوزة علمیة قم، دانشگاه باقرالعلوم (برگزاری دورة مطالعات اسلامی به زبان‌های مختلف)، مدرسة علمیة شهیدین (آموزش زبان عربی و انگلیسی به‌عنوان درس اصلی در شش سال مقدمات) و جامعةالمصطفی، با تأسیس رشته‌های جدید مرتبط با تبليغ دین، آموزش تخصصی تبليغ بین‌الملل را دنبال کردند. در برخی از این مراکز، دوره‌های سطح دو، سه و چهار تعریف و مواد درسی متناسب با تبليغ بین‌الملل گنجانده شد؛ اما برخی دیگر به آموزش زبان و فرهنگ اکتفا کردند.
    4. دفتر تبليغات حاصل دانش اجتماعی حوزه
    این مرکز در ابتدا با عنوان «دایرة تبليغات امام» و سپس «دفتر تبليغات امام» و درنهایت «دفتر تبليغات حوزة علمیة قم» آغاز به کار کرد. پس از کودتای نوژه و خلع مرجعیت از آیت‌الله شریعتمداری توسط جامعة مدرسین، مکان دارالتبليغ در طی نامة دادستان وقت و با تنفیذ امام خمینی به دفتر تبليغات واگذار شد (موسوی خمینی، ج19، ص103). دفتر تبليغات با هدف تربیت مبلغ و به‌کارگیری دانش‌آموختگان حوزوی در امر تبليغ تأسیس شد و آغاز به کار کرد؛ اما در طرح چشم‌اندازه بیست‌سالة دفتر تبليغات مواردی از این دست گنجانده شد: 1. نظریه‌پردازی و الگوسازی برای نظام اسلامی و جریان‌سازی در برابر چالش‌های فرهنگی؛ 2. مشارکت در مراجع سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی تبليغی و علمی کشور؛ 3. کارآمدسازی تبليغات اسلامی و پژوهش‌های دینی؛ 4. ارائة آموزش‌های مورد نیاز برای تربیت فضلا در عرصة تبليغات اسلامی؛ 5. جذب؛ 6. سامان‌دهی و اعزام روحانیون برای تبليغ؛ 7. نظریه‌پردازی و اندیشه‌سازی در عرصة علوم و معارف اسلامی. در سال 1370، دانشگاه باقرالعلوم به‌عنوان مرکزی علمی برای تربیت نیروی نظریه‌پرداز در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و تبليغی آغاز به کار کرد؛ سپس برای تکمیل پازل نظریه‌پردازی با توجه به اهداف یادشده، مرکزی با عنوان «مطالعات و تحقیقات اسلامی» تأسیس شد که دو دهه به فعالیت پژوهشی پرداخت و سرانجام در سال 1383 به «پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» تغییر نام داد. دانش اجتماعی و تحول درونی حوزه ازیک‌سو و تحولات بیرونی جامعه ازسویی‌دیگر، این مرکز را بر آن داشت تا علاوه بر تأسیس دانشگاه و پژوهشگاه، روش‌های نوین تبليغ را نیز مورد توجه قرار دهد. در جدول شمارة 5 به برخی از این روش‌ها اشاره شده است.
    جدول 5 (برگرفته از سایت دفتر تبليغات)
    ردیف    اقدامات تبلیغی بعد از انقلاب    مقولة عمیق
    1.    تأسیس معاونت فضای مجازی    به‌روزرسانی تبليغ
    2.    چاپ مجلات در راستای پاسخ‌گویی به شبهات و فرقه‌های نوظهور    به‌روزرسانی تبليغ
    3.    تأسیس مرکز ملی پاسخ‌گویی به‌منظور پاسخ‌گویی آسان (تلفنی) در زمینه‌های شبهات اعتقادی، احکام و مشاورة خانواده    به‌روزرسانی تبليغ
    4.    تأسیس مرکز آموزش‌های کابردی    تخصصی نمودن تبليغ
    5.    برگزاری دوره‌های تخصصی تبليغ    
    1ـ4. تبليغ مجازی
    شناخت اجتماعی حوزه از شرایط دنیای مدرن و تحولات اجتماعی (عامل بیرونی) و تحول ساختاری حوزه (عامل درونی)، همگام‌سازی تبليغ با نیاز مخاطب را ضروری می‌نماید. از آن جهت که در دنیای مدرن رسانه به‌معنای عام و فضای مجازی به‌معنای خاص به‌عنوان نهاد رقیب در کنار نهاد آموزش، خانواده و... جایگاه ویژه‌ای یافته و مخاطبان زیادی را به خود مشغول کرده است، دفتر تبليغات در سال 1397 به‌منظور پاسخ‌گویی به مخاطب در فضایی که بیشتر در آن حضور دارد، معاونت فضای مجازی را تأسیس کرد. این معاونت شامل بخش‌ها و اهدافی است که در جدول شمارة 6 به آن اشاره شده است.
    جدول 6  
    بخش‌ها و اهداف معاونت فضای مجازی    اقدامات دفتر تبلیغات
    بخش‌های مختلف معاونت فضای مجازی    1. ادارة کل فضای مجازی
    2. ادارة کل هنر و رسانه
    3. جشنوارة اشراق
    4. تعاملات و بازاریابی
    5. آموزش مجازی
    6. کتابخانة تخصصی ادبی و هنری و انجمن‌های تخصصی طلاب
    اهداف بخش‌ها    1. پایش، رصد و آینده‌پژوهی فضای مجازی
    2. تعامل، هم‌افزایی و حمایت از فعالان و فعالیت‌های فضای مجازی
    3. بسترسازی، شبکه‌سازی، آموزش‌های عمومی و تخصصی ویژة فعالان فرهنگی
    4. گفتمان‌سازی و تأسیس انجمن‌های نخبگانی، تولید و نشر تولیدات فاخر
    علاوه بر تحول در شیوة دریافت اطلاعات، محتوای اطلاعات نیز در جامعة امروزی تحول یافته و به همین دلیل، شبهات اعتقادی و گرایش به معنویات کاذب روزافزون شده است. ازهمین‌رو این دفتر با چاپ مجلات و تأسیس مرکز ملی پاسخ‌گویی با دسترسی آسان، رویکرد تحولی خود را با توجه به محتوای تبليغ تکمیل کرد.
    2ـ4. محتوای تبليغ آموزش تخصصی
    دفتر تبليغات به‌منظور تکمیل رویکرد تحولی، با تأسیس مرکز آموزش‌های کاربردی تبليغ، موادی را به‌صورت پودمانی (دوره‌های کوتاه‌مدت) آموزش داد و در جهت آموزش‌ها کاربردی، از مبلغان در زمینه‌های مختلف استفاده کرد. رشته‌های تخصصی مرکز آموزش تخصصی در جدول شمارة 7 ذکر شده‌اند.
    جدول 7  (برگرفته از سایت دفتر تبليغات)
    تخصص‌گرایی    ماده دروس
    رشته‌های تخصصی    کلام
    جامعه‌شناسی
    روان‌شناسی
    ارتباطات
    ادیان
    و...
    دوره‌های تخصصی    تربیت کودک (با عناوین اسلامی و قرآنی)؛ تربیت مربی نقد عرفان‌های نوظهور؛ دانستنی‌هایی برای همسران مبلغین؛ نقد و بررسی انجمن حجتیه؛ نقد و بررسی وهابیت؛ تربیت مربی نقد و بررسی مسیحیت؛ کارگاه نقد و بررسی مدعی یمانی؛ نقد و بررسی بهائیت؛ کارگاه خانواده و نماز؛ کارگاه تعامل خانواده با نوجوانان؛ دانش‌افزایی مبلغین اربعین؛ تربیت مبلغ تخصصی جنسی؛ تربیت مربی اخلاق اجتماعی روحانیت؛ اقتصاد مقاومتی؛ کارگاه ارتباط مؤثر با مخاطب؛ رسانه و خانواده؛ تربیت مبلغ خانواده؛ و موارد متعدد دیگری که در قالب مجازی و حضوری برگزار شده‌اند
    بدین شکل دفتر تبليغات در زمینه‌های تبليغ و محتوای تبليغ به‌روزرسانی شد.
    3ـ4. تحليل محتوای شرح وظايف دفتر تبليغات
    جدول 8
    بند    شرح وظایف    مقولة عمیق    مقولة سطحی    توضیحات
    1    تبیین و تدوین عقاید و اندیشه‌های دینی و معارف قرآن کریم    فرهنگ‌سازی    تبليغ به‌روز    
    3    بهره‌گیری از توان علمی و اسلامی حوزه‌ها جهت تأمین پشتیبانی‌های لازم از نظام فرهنگی و تبليغی کشور در راستای تحقق اندیشه‌ها و آرمان‌های پیشوای بزرگ امت اسلامی، حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی)        تربیت مبلغ    ساخت فرهنگی اندیشه‌های بنیادین جامعه توسط حوزه‌های علمیه
    4    بررسی و شناخت نیازها و اولویت‌های آموزشی، تحقیقاتی، سیاسی و فرهنگی و هنری حوزه‌های علمیه و اقدام در جهت رفع کمبودهای آن در چهارچوب سیاست‌های مصوب            با نگاهی آسیب‌شناسانه به تربیت مبلغ به‌عنوان نیروی سازندة فرهنگ در جامعه
    5    شناسایی و جذب و اعزام روحانیان واجد شرایط تبليغ به سازمان‌ها و مناطق مورد نیاز کشور    تربیت مبلغ    تبليغ تخصصی    
    6    نشریه، بچه‌ها سلام، ماهنامه    جامعة هدف    تبليغ به‌روز    جامعة هدف نوجوانان
    7    نشریه، با معارف اسلامی آشنا شویم، دوفصلنامه    جامعة هدف    تبليغ به‌روز    
    1ـ3ـ4. تربیت مبلغ
    با توجه به عبارت «بهره‌گیری از توان علمی و اسلامی حوزه‌ها جهت تأمین پشتیبانی‌های لازم از نظام فرهنگی و تبليغی کشور»، در بعد تربیت مبلغ کارآمد برنامه‌ریزی شده است. ازسوی‌دیگر مبلغ کارآمد برای آمادگی در زمینه‌های مختلف نیازمند شناخت زمینه‌های تبليغی است که این امر از عبارت «بررسی و شناخت نیازها و اولویت‌های آموزشی، تحقیقاتی، سیاسی و فرهنگی و هنری حوزه‌های علمیه» قابل استفاده است.
    2ـ3ـ4. هنر و تبليغ
    عبارت «بررسی و شناخت نیازها و اولویت‌های آموزشی، تحقیقاتی، سیاسی و فرهنگی و هنری حوزه‌های علمیه و اقدام در جهت رفع کمبودهای آن در چهارچوب سیاست‌های مصوب» نشان می‌دهد که تبليغ موفق پس از بررسی عرصه‌های مختلف، نیازمند انجام فعالیت‌های جدی هنری است.
    3ـ3ـ4. تبليغ تخصصی و جامعه هدف
    عبارات «نشریه، با معارف اسلامی آشنا شویم، دوفصلنامه» و «نشریه، بچه‌ها سلام، ماهنامه» بیانگر روش تبليغ تخصصی هستند؛ زیرا تبليغ تخصصی، در سه زمینة «مخاطب»، «محتوای قابل عرضه» و «روش ارائه» معنا می‌یابد.
    5. سازمان تبليغات
    در سال 1357 با فرمان امام سازمان تبليغات به‌منظور پاسخ‌گویی در بخش‌هایی از جامعه، همچون ادارات و...، تأسیس شد. این سازمان اهدافی را در بدو تأسیس برای خود برمی‌شمرد که عبارت‌اند از:
    الف) احیا و اشاعة اندیشة اسلام در همة زمینه‌ها در میان مردم و به‌ویژه نسل جوان؛ 
    ب) دفاع از اصول اسلام، نظام جمهوری اسلامی و آرمان‌های انقلاب، شناخت توطئه‌های فرهنگی دشمن، تبیین انحطاط و بطلان مکاتب الحادی و انحرافی، و مبارزه با آفت‌های التقاط و تحجر براساس جامعیت اسلام؛ 
    ج) گسترش کمی و کیفی تبليغات دینی مردمی و ایجاد احساس مسئولیت عمومی در قبال اسلام و نظام جهوری اسلامی.
    با توجه به رویکرد تحولی در جامعه به‌عنوان عامل بیرونی و به‌دلیل آگاهی سیاست‌گذاران سازمان تبليغات دربارة نیازهای جامعه و براساس رهنمودهای رهبری، از سال ۱۳۸۰ محورهای اساسی آموزش و پژوهش، نشر و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی و انس با قرآن، با بهره‌گیری از ابزارهای جدید و فناوری روز، به‌عنوان رویکرد جدید به‌روزرسانی شد و بخش‌هایی همچون گفت‌وگوی‌های دینی، گزارش‌های فرهنگی، مقالات دین و فرهنگ، و بخش منبرهای معرفتی، به‌عنوان کارویژة جدید این سازمان افزوده شد. در رویکرد تحولی سازمان تبليغات، علاوه بر بخش‌های یادشده، بخش‌هایی همچون «کانون مداحان کشور» (به‌منظور تربیت و سامان‌دهی مداحان کشور)، «حوزة هنری (به‌منظور سامان‌دهی بخش سینمایی، هنر و رسانه) و «پژوهشکدة فرهنگ و هنر اسلامی»، تحول و سامان‌دهی بخش‌های مختلف تبليغ را سیاست‌گذاری و هدایت می‌کنند.
    1ـ5. تحليل محتوای رويکرد سازمان 
    از آن جهت که اهداف و شرح وظایف یک سازمان بیش از هر چیز نشان‌دهندة رویکرد آن سازمان است، در این بخش با تحلیل محتوای شرح وظایف این مراکز تبليغی، رویکرد تحولی آنها شناخته می‌شود. بدین منظور، ابتدا مقوله‌های سطحی و سپس مقوله‌های عمیق برای سازمان‌دهی تحلیل انتخاب می‌شود و براساس آن، شرح وظایف دسته‌بندی می‌گردد.
    سازمان تبليغات به‌عنوان یک نهاد تبليغی و با توجه به هدف گسترش فرهنگ دینی، وظایف خود را در بیست بند بیان کرده است که در جدول شمارة 9، به صورت خلاصه در سیزده بند آورده و با روش تحلیل محتوا تحلیل شده‌اند. 
    جدول 9  
    بند    شرح وظایف سازمان تبليغات    مقولة سطحی    مقولة عمیق    توضیحات
    1    تحقیق و بررسی در خصوص تبليغات سوء و تهاجم فرهنگی دشمنان و شناسایی و تحلیل ترفندهای تبليغی برضد انقلاب اسلامی با هماهنگی سایر دستگاه‌های ذی‌ربط و ارائة سیاست‌های لازم در جهت خنثی‌سازی آنها و تنویر افکار عمومی    محتوای تبليغ    فرهنگ    در تبليغ، توجه به فرهنگ یکی از ضروریات است. ازاین‌رو امعان نظر به تهاجم فرهنگی نیز ضروری می‌نماید
    2    انجام مطالعات راهبردی و بررسی‌های کاربردی در زمینة نیازهای فرهنگی اقشار مختلف جامعه به‌ویژه جوانان و طراحی برنامه‌ها و شیوه‌های تبليغی نوین و اصلاح و احیای روش‌های سنتی در تبليغات اسلامی            پس از شناخت فرهنگ جامعه، نیازهای فرهنگی شناخته می‌شود. به همین دلیل طرح‌ها و برنامه‌ها با هدف رفع نیازهای جامعه توسعه می‌یابند
    3    همکاری با وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های دولتی و وابسته به دولت و نهادهای انقلابی به‌منظور تعمیق و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی در محیط سازمان‌های دولتی و نهادهای انقلابی    جامعة هدف تبليغ    ادارات    در این بند با توجه به اصل گسترش فرهنگ دینی به‌عنوان یک محتوا، جامعة هدف ادارات است
    4    زمینه‌سازی برای یافتن نیروهای مؤمن و پیدایش تشکل‌های انجمن‌های اسلامی و جمعیت‌های مشابه و نظارت بر فعالیت آنها        جامعة مؤمنانه    سبک زندگی مؤمنانه در صورتی در جامعه نهادینه می‌شود که این سبک زندگی در جامعه ظهور داشته باشد
    5    برنامه‌ریزی، زمینه‌سازی و انجام اقدامات لازم برای هرچه فعال‌تر شدن افراد تأثیرگذار، مانند روحانیون، دانشگاهیان، معلمان و هنرمندان در جهت رشد فرهنگ اسلامی و مقابله با آثار نامطلوب فرهنگ‌های بیگانه    روش تبليغ    از طریق نخبگان فرهنگی    
    6    تدوین و انتشار کتب و نشریات مناسب و ضروری به‌منظور معرفی فرهنگ و تمدن اسلامی، و تبیین مواضع انقلاب اسلامی و انجام پژوهش‌های لازم به‌ویژه در زمینة نظام تربیتی و مبانی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حکومت اسلامی و حمایت از پژوهشگران متعهد        تبليغ مکتوب    یکی از راه‌های تبليغ در دنیای امروز، تبليغ به‌وسیلة مکتوبات است
    7    تلاش برای هدایت افکار عمومی با استفاده از رسانه‌‌های همگانی و فعالیت مستقیم رسانه‌ای در صورت لزوم        از طریق رسانه    
    8    برگزاری کنفرانس‌ها، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های بین‌المللی مردمی در کشور به‌منظور تعمیق و گسترش معارف اسلامی و فراهم کردن زمینة شرکت هنرمندان و شبکه‌های تبليغی ـ مردمی در کنفرانس‌ها، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های فرهنگی        کنفرانس، جشنواره و نمایشگاه    
    9    تأسیس و ادارة مؤسسات آموزشی و مراکز دانشگاهی در جهت تربیت مبلغان کارآمد و هنرمندان متعهد و مربیان دینی    مبلغ    تربیت مبلغ    
    10    سازمان‌دهی و اعزام مبلغ در سراسر کشور به‌ویژه مناطق محروم با همکاری روحانیت و مردم        سامان‌دهی مبلغ    
    11    نظارت بر چاپ و نشر قرآن کریم و انجام فعالیت‌های قرآنی از طریق تربیت مربی، تدوین جزوات آموزشی، و همکاری با وزارت‌خانه‌های ذی‌ربط جهت گسترش آموزش و معارف قرآن کریم (برگفته از سایت سازمان تبليغات)        تربیت مبلغ براساس محتوا    
    12    شناسایی و معرفی آثار نمونة فرهنگی و هنری، افراد و شبکه‌های تبليغی ـ مردمی جامعة اسلامی و تهیه و عرضة فرآورده‌ها و آثار نمونة فرهنگی ـ هنری، در جهت ارائة الگوهای مناسب هنرمندان متعهد و انقلابی و حمایت از آنان    نتیجة تبليغ    فرهنگ‌سازی    
    13    نظارت بر ترجمة متون دینی و تعیین ضوابط و مقررات مربوط به تهیه، ترجمه و انتشار این متون جهت بهره‌برداری در کشور        براساس محتوای فرهنگی    
    از آن جهت که جامعه همواره در حال تحول است و مبلغان وظیفة سامان‌دهی فرهنگی جامعه را به‌عهده دارند، تربیت مبلغ کارآمد، به‌روز و متخصص ضروری است.
    1ـ1ـ5. تبليغ تخصصی
    تبليغ زمانی مؤثر است که براساس نیازهای جامعه ساخته و پرداخته شود. با توجه به پیچیدگی جامعة مدرن، مبلغ باید توانایی پاسخ‌گویی به نیازهای افراد جامعه را داشته باشد. ازاین‌رو و با توجه به پیچیدگی‌های جامعة امروز، برآورده کردن نیازهای جامعه نیازمند تبليغ تخصصی است.
    با توجه به عبارت «نیازهای فرهنگی اقشار مختلف جامعه به‌ویژه جوانان»، علاوه بر توجه به فرهنگ عمومی، به‌عنوان مهم‌ترین راه برای ارائة تبليغ مناسب، با ذکر «جوانان» به‌طور ویژه، بر تبليغ تخصصی تأکید شده است. 
    با توجه به تخصصی شدن تبليغ، روش‌های تبليغ نیز بر همین اساس متفاوت می‌شود. در بند دوم با تأکید بر انواع روش‌ها براساس جامعة هدف، در عبارت «زمینة نظام تربیتی و مبانی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حکومت اسلامی» چند نمونه از تخصص‌های لازم تذکر داده می‌شود و با استفاده از کلمة «پژوهشگران»، روش تبليغ در استفاده از رسانه به‌صورت عام و ارسال پیام به‌صورت شفاهی منحصر دانسته نشده و پژوهش نیز یکی از عرصه‌های تبليغ برشمرده شده است.
    2ـ1ـ5. تبليغ به‌روز
    از آن جهت که در دنیای امروز، رسانه نقش مهمی ایفا می‌کند، یکی از اموری که دال بر به‌روز شدن تبليغ است، استفاده از رسانه است. با بررسی متن، عبارت «استفاده از رسانه‌‌های همگانی و فعالیت مستقیم رسانه‌ای» استفاده و حضور فعال تبليغی یادآوری شده است. 
    3ـ1ـ5. هنر و تبليغ
    امروزه علاوه بر نهادهای مختلف جامعه، هنر را می‌توان یکی از بارزترین پدیده‌های مؤثر در فرهنگ‌سازی برشمرد. ازاین‌رو در زمینة تبليغ دین، توجه به هنر ضروری است. در بررسی متن، با توجه به عبارت «معرفی آثار نمونة فرهنگی و هنری»، به فرهنگ‌سازی هنر توجه شده و عبارت «تهیه و عرضة فرآورده‌ها و آثار نمونة فرهنگی ـ هنری» تولید هنری را مورد توجه قرار داده است. در بند دوم، عبارت «هنرمندان متعهد» به‌معنای تربیت هنرمندانی است که با توجه به فرهنگ اسلامی به خلق آثار هنری می‌پردازند. ازاین‌رو در این بند، علاوه بر فرهنگ‌سازی، تربیت نیروی هنرمندی که این وظیفه را انجام دهد، مورد توجه قرار گرفته است.
    نتيجه‌گيری
    در این مقاله، ابتدا با بررسی تاریخی آشکار شد که دانش اجتماعی نقشی محوری در تحولات حوزة علمیه و به‌ویژه تبليغ دارد. از آن جهت که حوزة شیعه از نظر قدرت سیاسی از استقلال مالی برخوردار است، عوامل درونی تلاش می‌کنند تا با شناخت اجتماع و عرصه‌های مختلف آن، تحولات لازم را انجام دهند. این تحولات براساس گذر زمان به‌ترتیب عبارت‌اند از:
    1. اهتمام به امر تبلیغ با آماده‌سازی مکان‌های تبليغ و تعطیلی بخشی از سال برای فراغت طلاب و انجام امور تبليغی؛
    2. توجه به تبليغ تخصصی و شناخت زمینه‌های اجتماعی برای اقناع مخاطب (تبليغ مکتوب)؛
    3. تربیت غیررسمی مبلغ (اهتمام، بیش از هر چیز به منبر بوده است)؛
    4. شناخت عرصه‌های تبليغی و استفاده از آن عرصه‌های جدید، مانند تبليغ بین‌الملل؛
    5. شناخت نهادهای فرهنگ‌ساز و مقابله با فرهنگ وارداتی نهاد رقیب (اعزام شهید مطهری به دانشگاه و برگزاری جلسات با دانشجویان و استفادة خطبا و منبری‌های ناشناخته و قوی).
    واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهند که پس از انقلاب اسلامی، با توجه به دانش اجتماعی حوزه و نظام سیاسی موجود که بر مبنای ولایت فقیه شکل گرفته است، تحولات حوزه در بخش‌های آموزش و به‌تبع آن تبليغ، به‌صورت رسمی، ساختاریافته و همگام با تحول روز جامعه بوده است که عبارت‌اند از:
    1. تأسیس نهادهای ویژة تبليغ برای تربیت مبلغ متخصص (معاونت تبليغ حوزة علمیة قم)؛
    2. تأسیس نهادهای ویژه به‌منظور سامان‌دهی مبلغین (دفتر تبلیغات و سازمان تبليغات)؛
    3. تأسیس نهادهای ویژه به‌منظور تبليغ بین‌المللی (سازمان فرهنگ و ارتباطات و جامعةالمصطفی).
    نتیجة تأسیس نهادهای یادشده عبارت بوده است از: تربیت مبلغ، تبليغ تخصصی و توجه به جامعة هدف و نیازهای روز جامعه، همچون هنر و فضای مجازی.

    References: 
    • آبراهامیان، یرواند، 1386، ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب، ترجمة کاظم فیروزمند و حسن شمس آوری، چ یازدهم، تهران، مرکز.
    • اعرافی، علیرضا، 1395، حوزة علمیه (گذشته/حال/آینده)، قم، مؤسسة اشراق و عرفان.
    • ایمانی و همکاران، 1390، «تحلیل محتوای کیفی»، پژوهش، ش2، ص 15-44.
    • انصاری، حمید، 1380، حدیث بیداری، چ بیستم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • پاکتچی، احمد، 1391، روش تحقیق عمومی، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).
    • بی‌نام، 1400، پیدا و پنهان ماجرای میانجی‌گری علامه طباطبائی در جریان دارالتبلیغ، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
    • جمعی از نویسندگان، 1386، گلشن ابرار، تهران، نورالسجاد.
    • خسروشاهی، سیدهادی، 1385، «معرفی کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم»، پاییز 1377، خردنامه صدرا، ص84-100.
    • دوانی، علی، 1340، زندگانی حضرت آیت‌الله بروجردی، تهران، حکمت.
    • ذبیح‌زاده، علی نقی، 1387، مرجعیت سیاست در عصر غیبت، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.
    • رجبی محمد حسن، 1377، زندگی‌نامه سیاسی امام خمینی، چ پنجم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
    • رحیمی، اسدالله، 1377، بررسی و نقد علم غیب امامان در کتاب مکتب در فرآیند تکامل، رساله دکتری، علوم سیاسی، دانشگاه تهران.
    • فاضلی، نعمت‌الله، 1399، تجربة تجدد، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی.
    • شیرخانی، علی، 1383، «اصلاح و اصلاح‌گری در حوزه علمیه قم»، مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، ش 3 و4، ص 109-150.
    • عبدالمحمدی، حسین و همکاران، 1401، «بررسی و نقد خوانش کتاب مکتب در فرآیند تکامل از روش تاریخی»، مطالعات تاریخ جهان اسلام، ش 21، ص35-54.
    • عیسی نیا، رضا، 1395، استقلال حوزة علمیه و دولت جمهوری اسلامی ایران، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • موسوی خمینی، سیدروح‌الله، 1361، صحیفه امام خمینی، تهران، آثار امام خمینی.
    • https://www.mehrnews.com/news
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد.(1403) تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15(2)، 123-142 https://doi.org/10.22034/marefatefarhangi.2024.5000576

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حامد آزادی."تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15، 2، 1403، 123-142

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد.(1403) 'تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15(2), pp. 123-142

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد. تحلیل تاریخی نسبت دانش اجتماعی و تحولات تبلیغ در حوزه علمیه قم. معرفت فرهنگی اجتماعی، 15, 1403؛ 15(2): 123-142