معرفت فرهنگی اجتماعی، سال پانزدهم، شماره سوم، پیاپی 59، تابستان 1403، صفحات 131-151

    رابطه مجالس روضه زنانه و رفتارهاي سياسي – اجتماعي زنان تهراني در دوره قاجار

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    رضا رمضان نرگسی / استادیار گروه تاریخ اندیشۀ معاصر مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / ramazan@qabas.net
    doi 10.22034/marefatefarhangi.2024.5000551
    چکیده: 
    در دوره قاجار در اوج غیر سیاسی بودن جوامع شرقی، رفتارهای اعتراض جمعی بر علیه حکومت یا استعمار از زنان تهرانی در گزارش‌های تاریخی متعدد ثبت شده که نیازمند تحلیل است. نوشتار حاضر با روش «اسنادی و تحلیل تاریخی» درصدد بررسی این نوع رفتارهای زنان تهرانی برآمده و با توجه تحلیل‌هایی که در این خصوص ارائه شده و با توجه به مطالعات جامعه‌شناسی تاریخی ایران معاصر، به این نتیجه رسیده که تمام تحلیل‌های موجود ناقص است و توان تبیین این پدیده را ندارد و در عوض، مجالس روضه زنانه با ارائه الگو و گروه مرجع مناسب، ارائه انسجام اجتماعی و آگاهی‌بخشی می‌تواند بیشترین نقش را در حرکت‌های مترقیانه زنان تهران داشته باشد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Relationship Between Women's Prayer Meetings and Political-Social Behaviors of Tehrani Women in the Qajar period
    Abstract: 
    During the Qajar period, at the height of the apolitical stance of the eastern societies, traditional Tehrani women showed collective protest behaviors of economic, moral and political nature against the governments of the time or foreign colonialism. These reactions, which have been recorded in numerous historical reports, require analysis. The present research aims to investigate the reaction of Tehrani women between the years 1210 and 1300. The research method is "documentary- historical analysis". According to the analysis presented in this regard and the review of the historical sociology of contemporary Iran, it is concluded that all existing analysis are incomplete and fail to explain this phenomenon. In analyzing why and how completely traditional women had political behaviors, the author has investigated the role of prayer meetings or melodic mourning (Roze). It has come to the conclusion that women's melodic mourning can have a very important role in the progressive movements of Tehran women by providing a suitable model and reference group of social cohesion and awareness.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    ضرورت توجه به دين برخاسته از نفوذ و اعتباري است که پيوسته دين براي اجتماع و انسان داشته است. در مبناي تفکر اسلامي و در معارف و آموزه‌هاي اهل بيت، انسان در مقام جانشيني خدا، خلافت الهي را بر روي زمين برعهده داشته و چون اين امر بسيار خطير و قرين سعادت دنيوي و اخروي بوده، براي زمينه‌سازي نيل به اين مقام، بايد از دوران کودکي‌ و سپس نوجواني گام‌هاي لازم را يکي پس از ديگري بردارد و به انساني مسؤليت‌پذير مبدل شود که آمادۀ پذيرش تکاليف و اوامر و نواهي الهي است. 
    غزالي معتقد است: تربيت ديني بايد از سنين پايين آغاز گردد؛ زيرا انسان در اين مرحله کمتر دليل ‌و برهان مطالبه مي‌کند و آمادگي بيشتري براي پذيرش عقايد ديني دارد. از سوي ديگر نهادينه کردن مفاهيم ديني با تقليد آغاز مي‌شود ‌و سپس با توجه به مراحل گوناگون رشد، دستورات متناسب هر مرحله به تدريج عرضه و در پايان به پديد آمدن باورهاي عميق‌ و مستحکم در ذهن انسان و در نهايت به دينداري وي مي‌انجامد (ملکي ‌و همکاران، 1390، ص 18).
    حال بايد به اين سؤال پاسخ داد که اساساً دين چيست و ديندار و بي‌دين کيست؟ معيار و شاخص هر يک چيست؟ 
    بررسي مفاهيم «دين» و «دينداري»
    در فرهنگ لغت وبستر «دينداري» به کيفيت ديندار بودن و احساس ‌و نگرش مذهبي‌داشتن تعريف شده است. 
    پيرس و ليتل به نقل واندايک و الياس (2007) «دينداري» را تعهد فرد به دين وايمان به آن ‌و آموزش‌هايش بيان مي‌کنند که اين اعتقاد در نگرش‌ها و رفتار فرد نيز بايد منعکس شود.
    ارمسترانگ (1388) نيز «دينداري» ‌را وفاداري به يک نظام‌وارۀ خاص ديني (اعتقادي) و عبادي و تبعيت از يک مجموعه آموزه‌ مذهبي و مقدس و عضويت در يک گروه که اعضاي آن داراي باورهاي مشابه دربارۀ خدا هستند، مي‌داند.
    اما شايد اين تعريف که همسو با مؤلفه‌هاي آن است، بتواند بيشتر راهگشا باشد: «دينداري عبارت است از: برخورداري از شناخت و باور به پروردگار يکتا و انبياي الهي ‌و آخرت و احکام الهي و داشتن عواطف نسبت به خدا، اوليا و بندگان خدا و التزام و عمل به ‌وظايف ديني براي تقرب به خداوند باري‌تعالي (خداياري فرد، 1388، ص 14).
    «دين» مجموعۀ عقايد، اخلاق، قوانين ‌و مقرراتي است که براي ادارۀ جامعۀ انساني و پرورش انسان‌ها باشد. (جوادي ‌آملي، 1372، ص 93). به بيان ديگر، «دين» عبارت است از: روش زندگي دنيايي که هم صلاح زندگي دنيا را تأمين مي‌کند و هم با کمال اخروي و زندگي دائمي ‌و حقيقي در جوار حق‌تعالي موافق‌ است‌ و همۀ ابعاد نياز انسان را در نظر مي‌گيرد (طباطبائي، 1364، ص 130).
    بر اين ‌اساس دين الهي به جهت داشتن طرحي‌ جامع براي سعادت دنيا و آخرت انسان‌ها و الهام از منبع لايزال وحي الهي و وقوف جامع‌الاطراف بر تمام ابعاد نيازهاي انساني، لازم است به مخاطب عام شناسانده شود؛ زيرا از جمله کارکردهاي اصلي رسانه‌هاي جمعي، آگاهي‌بخشي از مقولۀ نيازهاي اساسي ‌مخاطب است.
    پژوهشگران حوزۀ جامعه‌شناسي دين معتقدند: دينداري در جامعۀ کنوني ما و در ميان نوجوانان با تغييراتي در انديشه و کنش‌هاي رفتاري مواجه شده است، به‌ گونه‌اي که پديده‌هايي مانند مهاجرت در ابعاد داخلي و خارجي، ورود فناوري‌هاي نوين ارتباط جمعي، آموزش و پرورش گسترده و رشد فزايندۀ آموزش عالي و تهاجم فرهنگي و القاي فراگير شبهات، ارزش‌ها و ارتباطات سنتي را با چالش‌هايي جدي مواجه ساخته و ذهن نوجوان ايراني مملو از سؤال در حوزه‌هاي گوناگون ديني شده است.
    نوجوانان و جوانان هر مرز و بومي سرمايه‌هاي اصلي انساني آن ديار محسوب مي‌شوند و سرمايه‌اي هستند که با فعليت يافتن مي‌توانند موجبات رشد و بالندگي جامعه را فراهم آورند. اين امر مقتضي سياست‌گزاري‌هاي کلان درحوزۀ رسانه و اتخاذ برنامه‌هاي راهبردي، آموزشي وتربيتي ديني اين نسل است. ازاين‌رو بايد عوامل مؤثر بر تغييرات ارزشي ديني شناسايي شود و با ارائۀ راهکارهاي کاربردي با بهره‌گيري از ابزار رسانه با آنها مقابله گردد. 
    بيشتر دانش‌آموزان مشغول به تحصيل در مدارس شاهد، فرزندان شهدا و جانبازان ‌و اسرا و ايثارگران معزز هستند. اين عزيزان شاهد از ويژگي‌ها و شرايط خاصي برخورند؛ از جمله اينکه‌ بعضاً از نعمت حضور فيزيکي پدر (به‌عنوان رکن تربيتي فرزندان) محرومند و يا به علت آثار ناشي از جنگ تحميلي داراي نقص عضو و ازکارافتادگي هستند و نمي‌توانند نقش تربيتي فعالي در پرورش ديني فرزندانشان ايفا نمايند. 
    اين وظيفۀ متوليان فرهنگي و صاحبان رسانه را در خدمت‌رساني به اين عزيزان دوچندان کرده است. بدين‌روي بايد تدبيري انديشيده شود که با چه رسانه‌اي و با چه شکل و محتوايي در جهت ارتقاي انديشه و تربيت ديني آنها تلاش شود. حال که نهادهاي سنتي ديني در کار انتقال پيام و تربيت ديني کارکرد خود را به رسانه واگذارکرده‌اند و فرزندان ‌معزز‌ ايثارگر مسئوليت دوچنداني بر نهادهاي حاکميت ديني تحميل نموده‌اند، لازم است فکر مناسبي براي سياست‌گزاري پيام‌رساني ديني رسانه‌اي شود. اين نکته که اين قشر ارزشمند براي آيندۀ انقلاب اسلامي و جامعۀ مهدوي، مباني ديني خود را از چه طريقي دريافت مي‌دارد، حايز اهميت بسيار است. 
    اهداف تحقيق
    هدف اصلي اين پژوهش شناخت ميزان استفادۀ فرزندان ايثارگران و دانش‌آموزان راهنمايي و دبيرستان شاهد شهر قم در سال تحصيلي 1398 از رسانه براي دريافت پيام‌هاي ديني است که به بررسي ميزان استفادۀ دانش‌آموزان شاهد از رسانه‌هاي سنتي و رسانه‌هاي نوين در پذيرش پيام ديني و انتقال مؤثرآن پرداخته است. ازاين‌رو شناخت حوزۀ دريافت و کم و کيف آن از رسانه نسبت به پيام‌هاي ديني و به موازات آن، ظرفيت‌هاي رسانه در انتقال مؤثر اين‌گونه پيام‌ها امري راهبردي است.
    1. رسانه و جامعه ديني 
    «رسانه» به معناي هر ابزاري است كه قابليت انتقال فرهنگ‌ و انديشه و تفکرات گروهي را داشته باشد که مصاديق آن شامل رسانه‌هاي نوشتاري (همچون مطبوعات، كتاب ‌و مجله و بولتن‌ها) و رسانه‌هاي شنيداري مانند مانند راديو و ضبط صوت و رسانه‌هاي ديداري (مانند ‌تلويزيون، سينما، اينترنت ‌و تلفن‌ همراه) و رسانه‏هاي ابزاري؛ مثل ‌اعلاميه، جزوه، تابلو و آگهي‌نامه (بيلبورد)، کالانما (كاتالوگ)، اعلاميه (پوستر)، آگهي‌نامه (تراكت)، شعارنوشته (پلاكارد)، نشان (آرم)، نماد (لوگو)، فيلم‌هاي تبليغاتي، فيلم كوتاه ‌و بلند، سخنراني، همايش، هنرهاي نمايشي، نمايش و رسانه‏هاي نهادي يا گروهي (همچون روابط عمومي‏ها، شركت‏هاي ‌انتشاراتي، بنيادهاي سينمايي)‌ و رسانه‏هاي فرانهادي، همچون خبرگزاري‏ها، دفاتر روابط ‌بين‏الملل، شرکت‌هاي فرامليتي (كارتل‌ها)، بنگاه‏هاي سخن‌پراكني و بنگاه‏هاي خبري، شركت‏هاي چندمليتي‌سازه، فيلم‌هاي سينمايي و شبكه‏هاي ماهواره‌اي و تلويزيون‌هاي کابلي را شامل مي‌شود.
    تقسيم رسانه به «سنتي» و «نوين» (محسنيان‌ راد، 1378، ص 313) مي‌تواند به صورت منفک دو مبحث رابطۀ ميان دين و رسانۀ سنتي ‌و دين ‌و رسانه‌هاي نوپديد را به دنبال داشته باشد. گرچه اساساً اين تفکيک مفهومي در آثار صاحب‌نظران حوزۀ ارتباطات مشاهده نمي‌شود؛ زيرا رسانۀ سنتي با دين همراهي دارد و ابزاري در خدمت دين به شمار مي‌آيد و رسانه‌هاي امروزي است که با دين زاويه پيدا کرده و چالش‌هايي را فراروي دين پديد آورده‌اند. 
    پس سؤال از نسبت دين و رسانه‌هاي امروزي گرچه ذهن بسياري از متفکران غربي را به خود مشغول داشته و عمدتاً ريشۀ آن در غرب است (کاظمي، 1376، ص 16)، اما از دغدغه‌هاي مرحلۀ گذار از جامعۀ سنتي در مواجهه و تقابل با نوگرايي (مدرنيته) است. تحليل‌هاي نظري بيانگر آن است که در جوامع در حال گذار، دينداري يکي ازمتغيرهاي اجتماعي است که دستخوش تحولات گسترده‌اي شده است (دورکيم، 1383، ص 112).
    امروزه نوجوانان ايراني از يک‌سو متأثر از فرهنگ ديني جامعه و محيط پيراموني خود هستند؛ يعني فرهنگي که مورد احترام خانواده‌ها و اجتماعات وگروه‌هاي محلي است. از سوي ديگر تحت تأثير نهادهاي آموزشي، رسانه‌هاي جمعي - اعم از داخلي ‌و خارجي - و عناصر ساختي دنياي امروزي قرار دارند و همواره از برخي مشکلات اقتصادي و اجتماعي که ناشي از بي‌ثباتي‌هاي خاص قبل و بعد جنگ است در رنج بوده‌اند. (سراج‌زاده، 1383، ص 190). 
    بررسي تغييرات ايجاد شده در ميزان دينداري مي‌تواند موفقيت‌ها و کاستي‌هاي برنامه‌هاي اجرا شده در حوزۀ مسائل ديني را به ما نشان دهد. به واسطۀ دين مي‌توان واپايش (کنترل) ‌اجتماعي ‌يا به قول دورکيم، انسجام و وحدت اجتماعي را تقويت نمود. بي‌ترديد جامعه در شکل‌دهي به تصورات ديني اعضاي خود نقش کليدي ايفا مي‌کند و اين افراد جامعه هستند که القائات جامعه را مي‌پذيرند و به آن شکل مطلوب خود را مي‌دهند (جلالي ‌مقدم، 1379، ص10).
    در جوامع کنوني نگاه نسل جوان و به‌ تبع آن، تظاهرات رفتار ديني در ميان آنان با نسل‌هاي گذشته تغييرات فراواني کرده است. در جوامع امروزي نسل جوان به دنبال يافتن هويت و جايگاه جديدي است که خود به خود با نوع نگرش و رويکردهاي نه تنها نسل‌هاي گذشته، بلکه جوانان و نوجوانان دهه‌هاي پيشين و ميانسالان و بزرگسالان به طريق اولي به چالش برمي‌خيزد. عمدتاً کنشگران و بازيگران اصلي خيزش‌هاي اجتماعي دهه‌هاي اخير در جوامع در حال گذار نسل جوان هستند که به تقابل با بينش‌هاي سنتي به‌پا خاسته‌اند. هرگونه تحول ‌در يک جامعۀ در حال گذار، منجر به شکل‌گيري حرکت‌هايي در ميان نسل جوان آن جامعه مي‌شود، تا جايي که ايجاد يک فرهنگ اختصاصي با ادبيات ويژه را در ميان اين نسل مي‌توان مشاهده نمود.
    از بعد ديگر، با تخصصي شدن هرچه بيشتر امور و پديدۀ تقسيم کار و ايجاد نهادها و ساختارهاي اجتماعي جديدزيست، جهان‌هاي متعددي در جامعه شکل مي‌گيرد ‌و جامعه با چندگانه شدن زيست جهان‌ها مواجه و وظيفۀ قديمي دين آماج تهديد جدي واقع مي‌شود (برگر، 1987، ص 73). به موازات اينکه اجزاي گوناگون جامعه تحت سلطۀ زيست جهان‌هاي متعدد درمي‌آيد، آحاد جامعه نيز در زندگي روزمره خود، پيوسته با ديگراني مواجه مي‌شوند که در زيست جهان‌هاي ديگر سير مي‌کنند و ازاين‌رو لزوماً نه تنها نمادها و تعاريف ديني او را تأييد نمي‌کنند، بلکه گاهي آن را انکار مي‌نمايد. اين نقيصه نيازمند توليد ادبياتي مشترک بين زبان‌ رسانه‌اي و زبان مخاطب است که بايد در چارچوب نظريات تعاملي بازتعريف شود.
    2-1. تعاملات دين و رسانه
    موضوع نسبت ‌و تعاملات دين ‌و رسانه سه مؤلفۀ اساسي را درون خود به همراه دارد:
    اول. دين شامل اعتقادات ‌و مناسک‌ بوده و اعتقادات امري دروني و قلبي است که مظاهر وجود فردي آن در بسياري از موارد انجام مناسکي است که ريشه در آن اعتقادات دارد (کشاورز، 1379، ص7). 
    دوم. ديني که در رسانه در قالب مجموعه‌اي از اعتقادات ‌و مناسک مبتني بر آن به مخاطب معرفي مي‌شود، از خصوصيات و محدوديت‌هاي رسانه‌اي متأثر بوده و با آموزه‌ها و مناسک ديني که فرد با حضور فيزيکي خود در مجامع مذهبي از آن بهره‌مند مي‌شود، متفاوت است. پس بازنمايي ‌و ارائۀ مذهبي که از مجراي رسانه منتقل مي‌شود، مي‌توان آن را «دين رسانه‌اي ناميد» که صرفاً نشانه‌هاي دين را به صورت گسترده اشاعه مي‌دهد.
    سوم. اگرچه رسانه‌هاي امروزي در ماهيت خود ضرورتاً ديني نيست، ليکن چه بسيارند نهادهايي‌ که براي ارتقاي اعتقادات ديني مخاطبان خود، از رسانه‌هاي جديد استفاده مي‌کنند. البته انعکاس‌ دو مؤلفۀ اعتقادي و مناسکي مد نظر رسانه با اين ظرافت به کارگرفته مي‌شود که قالب برنامه‌هايي که با هدف ارتقاي مباني اعتقادي مخاطبان تهيه و پخش مي‌گردد، گفت‌وگومحور است و برنامه‌هاي برانگيزاننده و مشوق‌هاي عمل‌گرايي مناسکي در قالب پخش مستقيم صورت مي‌پذيرد. در حوزۀ گستردۀ مباحث تعاملي دين و رسانه، توجه به رابطۀ ميان اعتقاديات و مناسک موضوعي است که مي‌توان بر عهدۀ رسانه گذاشت. پيش‌شرط آن هم اين است مفهوم ديني صرفاً با تغيير شکلي، قابليت رسانه‌اي شدن را بيابد و با شرايط و قابليت‌ها و ويژگي‌هاي هر رسانه متناسب شود. 
    به اعتقاد بودريا نسخۀ اصيل‌ و واقعي در پس روايت‌هاي رسانه‌اي‌شده ‌گم مي‌شود (دانت، 2003، ص 128). بدين‌سان رسانه مناسک ‌و آيين‌ها و به طور کلي آن نوع معاني را مي‌آفريند که در رقابت با معاني برخاسته از نهادهاي ديني است (هورسفيلد، 1382، ص 222). رسانه امروزي - چنان که پژوهش‌هاي هوور نيز مؤيد آن است- در معنادار کردن نمادها و زندگي مشارکت فعال دارد (ميرعابديني، 1382، ص 152).
    3-1. نظريات تعاملي
    روند رو به تزايد پژوهش‌هايي با محوريت آموزش و نشر مسائل ديني از طريق رسانه در دهه‌هاي گذشته در داخل کشور اين مهم را در پي داشته که چگونگي تعامل رسانه با مفاهيم ديني در جهت افزايش سطح دينداري دانش‌آموزان و نوجوانان، به‌ويژه فرزندان ايثارگران اين مرز و بوم است. براي رسيدن به اين مهم، مرور نظريات تعاملي اين دو حوزه ضروري مي‌نمايد. مجموع ديدگاه‌هاي ارائه شده در خصوص چيستي رسانه در مواجهه با مفاهيم و محتواي ديني را مي‌توان در سه نظريه جست‌وجو کرد:
    1-3-1. نظريۀ ابزاري يا ابزارانگاري
    تلقي ابزاري از فناوري عموماً ميراثي ارسطويي بوده و بر اساس اين ديدگاه، فناوري، نه هدف، بلكه وسيله‏اي در خدمت اهداف انسان است و نسبت به وجود آدمي و ماهيت جامعه امري عارضي است و ارزش آن تابع اهداف غير فناورانه است. در باور اينان، فناوري - في نفسه - خنثا ‌و فاقد معنا بوده و ارزش فراورده‌هاي فني تابع ميزان خدمتي است كه به مقاصد و اهداف انسان انجام مي‌دهند. مصنوعات فني با توجه به كاربردي كه در زندگي انسان دارند، مقبوليت و مشروعيت مي‌يابند. از منظر صاحبان نظريۀ «ابزاري»، فناوري ظرفي است كه بي‌هيچ تعيّني، مظروف خويش را منعكس مي‌سازد. بر اساس ديدگاه ارسطو، دين به‌مثابه جهان نمادين ارزش‏هاي غايي، بيش از هر چيز ديگري براي هدايت فناوري‌هاي پيچيده در جهت نيل به اهداف مطلوب ضروري مي‌نمايد (گليفورد، 1385، ص22). 
    بيشتر انديشمندان تلقي ابزاري ‌از فناوري، به‌ويژه فناوري‌هاي نوين را ناشي از نوعي سطحي‌نگري و بي‌توجهي به پيامدهاي اجتناب‌ناپذير فناوري مي‌دانند. اين تلقي در چند دهۀ اخير، به‌ويژه ‌در خصوص‌ برخي ‌اقلام فناورانه در كشور غلبه محسوس يافته و حساسيت عموم در جذب ‌و پذيرش‌ فناوري‌‌هاي وارداتي را – تقريباً - به صفر رسانده است. اهل نظر نيز اكنون كمتر از مقدمات، مقارنات ‌و ملحقات فرهنگي ‌و اجتماعي فناوري سخن به ميان مي‌آورند. در مجموع، بر اساس اين ديدگاه، رسانه به‌مثابه يك ظرف، قابليت تامي براي انعكاس پيام دين در هر سطح ممكن را داراست.
    2-3-1. نظریۀ ذات‌گرايانه
    نظريۀ «هستي‌شناسانه» يا «ذات‌گرايانه» فناوري، نظريۀ منسوب به هايدگر فيلسوف معاصر آلماني است. هايدگر ضمن نقد جدّي نظريۀ «ابزارانگاري»، به طرح نظريۀ خويش‌ و تأكيد بر ماهيت هستي‌شناختي فناوري پرداخته است. به زعم هايدگر، صنعت و فناوري نخستين عطيۀ فرهنگ معاصر و قلمرو اصلي مواجهۀ خردمندانه با هستي انسان بوده است. رابطۀ فناوري با انسان، رابطه‌اي بيروني، بلکه با ساختار وجودي او عجين است. ويژگي فناوري تنها از طريق توافق ‌و انطباق آن‌ با نوع بشر قابل درك است و مباني نوآوري‌هاي فني ريشه در زندگي انسان دارد و معناي فناوري از طريق اثري كه بر انسانيت ما مي‌گذارد و نيز ويژگي‌هايي كه از چنين پايه و پيشينه‌اي كسب مي‌نمايد، قابل فهم است. 
    فناوري ‌و انسان همانند معجوني‌خوراكي درهم آميخته ‌و باهم‌ تركيب شده‌اند. فناوري صرفاً كاربرد علم نيست، بلکه شيوۀ هنرمندانۀ ساخت اجتماعي نيز هست. فناوري به آشكارساختن يا تجلي بخشيدن امر ممكن مي‌پردازد و متعلق به نيروي زايش و قوّه آفرينش است. هنر و فن امري شاعرانه است (همان، ص29). بدين روي، فناوري به‌مثابه واقعيتي عيني به بخش انفكاك‌ناپذيري از دنياي واقعي ما تبديل شده است. فناوري از اين منظر، شكل خاصي از مجموعه امكاناتي است كه زمينۀ ايجاد فنون امروزي را فراهم آورده است.
    فناوري تجلي داده‌ها و دستاوردهاي تمدني بشر است ‌و تحت تأثير پيشرفت علمي و تجاري، عقلانيت ‌و عرفي‌شدن به ظهور رسيده است. فناوري مطابق اين نظريه، به‌مثابه منبعي آماده براي كشف طبيعت تلقي مي‏شود. فرايند صنعت ‌و پيشرفت در عرصۀ فناوري به شكلي بي‌رحمانه و مهيب، طبيعت و هستي انسان را تحت سيطره خود قرار داده است.
    هايدگر اين تصور را كه آزادي و اختيار آدمي از تأثير جبر فناوري بركنار است، مردود مي‌داند و به نظر او، انقلاب فناورانه را به پذيرش و به‌منزله تنها نوع تفكرحسابگرانه، يعني عمل كردن بر اساس تفكر، مقهور كرده و در نتيجه انسانيت اصيل انساني ما را زايل ساخته است. به اعتقاد وي، چون قرارگرفتن وجود انسان در محيط و شرايط فناورانه با آزادي وي تعارض عميق دارد، هيچ حوزه‌اي نمي‌توان يافت كه درآن خلاقيت اخلاقي ما بتواند بدون تعارض شكوفا شود. حداكثر كاري كه از عهدۀ ما برمي‌آيد مبارزه مستمر است، بي‌آنكه تضميني براي موفقيت وجود داشته باشد. البته امكان موفقيت جزئي ‌و ناپايدار وجود دارد (همان، ص 103). 
    بر اساس اين نظريه به سبب آنكه فناوري و از جمله رسانه‌ها متناسب با ماهيت خود، با تسخير طبيعت و فرهنگ، به جهان‌بيني انسان شكل مي‌دهند و اين تسخير و اقتدار به سبب ماهيت مستقل، با هيچ واقعيت ديگري قابل جهت‌دهي و جهت‌يابي نيست، تلاش براي ديني ساختن رسانه، بي‌فايده يا بي‌معنا خواهد بود. به عبارت ديگر، فناوري به سبب ماهيت متصلب و جهت‌يافته‌اش، رابطۀ مشخصي با دين ندارد و دين نيز نمي‌تواند در پرتو ارتباط، آن را با خود هم‌جهت سازد. جملۀ كليدي مك لوهان «رسانه همان پيام است» معطوف به همين نظريه است.
    3-3-1. نظرية اقتضا يا اقتضاگرايانه
    مطابق اين نظريه، رسانه هم بسان هر محصول فناورانه ديگر، اقتضائات، ظرفيت‌ها، امكانات و محدوديت‌هاي خاصي دارد كه مي‌توان با بررسي و شناخت دقيق آنها و مديريت و مهندسي متناسب، از حداكثر قابليت رسانه در انتقال پيام دين بهره ‌گرفت. ترديدي نيست كه بخشي از اين اقتضا از ويژگي‌هاي طبيعي و محدوديت‌هاي ذاتي رسانه ناشي شده و قاعدتاً تغييرناپذير و تعين‌بخش است و بخشي نيز محصول درجۀ رشد و سطح تكامل رسانه و به بيان ديگر، ظرفيت‌هاي شناخته شده آن است كه به سبب ماهيت پويا و امكان خلق و كشف قابليت‌هاي جديد، همواره امكان تغيير و توسعه آن وجود دارد.
    علاوه بر آن، قابليت‌ها و اقتضائات موجود رسانه به تبع شرايط متغيرهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و مذهبي جامعۀ استفاده‌كننده، همواره امكان قبض‌ و بسط داشته و همۀ جوامع به يك اندازه از ظرفيت شناخته‌شده و بالفعل نيز استفاده نمي‌كنند. لازم به ذكر است كه تصرف در اقتضائات يك رسانه، فراهم‌کننده محتواي جديد به‌كارگيري آن در عرصه‌هاي گوناگون و مستلزم شناخت همزمان قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي فناورانه و ساختاري رسانه بوده و ماهيت پيام بر اساس اين ديدگاه، منتخب براي انعكاس در رسانه است. 
    مهم‌ترين قابليت‌ها و محدوديت‌هاي رسانه درخصوص اثرگذاري بر فرهنگ عمومي را مي‌توان در متغيرهاي ذيل مد نظر قرار داد: تمركز و فراگيري، جذابيت و سرگرم‌كنندگي، استفاده از مجاز و تمثيل، چرخۀ تكرار، پيام‌هاي پنهان و غير مستقيم، مديريت نظام‌مند پيام‌ها، منفعل‌سازي مخاطبان، اعتبار، و برجسته‌سازي يا كوچك‌نمايي (محمدي، 1382، ص 205). 
    اين نظريه در مقايسه با دو نظريۀ فوق‌‌الذکر، از واقع‌نمايي ‌و مقبوليت بيشتري برخوردار است ‌و در تحليل رابطۀ ميان دين و رسانه نيز مبناي مناسب و تأييدشده‌اي به نظر مي‌آيد. در نتيجه امکان انتقال مؤثر و مطلوب پيام ديني نسبت به بسياري از ساحت‌هاي آن از طريق رسانه به مخاطب هدف وجود دارد. 
    4-1. چرايي نظري دريافت و پذيرش رسانه‌اي پيام ديني
    مهم‌ترين نظريات مطرح در اين حوزه عبارت است از:
    1-4-1. رويکرد مشابهت
    بر اساس اين نظريه رسانه‌ها و دين از فرايندهاي مشابهي براي برقراري ارتباط بين انسان و خدا استفاده مي‌کنند. در اين رويکرد دين را مي‌توان به خودي خود، به‌مثابه يک رسانه در نظر گرفت. گاهي مي‌توان دين را به‌منزله مجرايي بين انسان و خدا در نظر گرفت که متشکل از مجموعه‌اي از نهادها و اقدامات (مانند مساجد، کليساها، متون مقدس ‌و واعظان) است. همچنين رسانه همانند دين در زمينه تفهيم جهان، از نمادها، نشانه‌ها و داستان‌هاي متنوع استفاده مي‌کند. شايد بدون اين اقدامات وگفتمان‌هاي واسطه‌اي، دين در معرفي خود براي همگان چندان موفقيتي به دست نياورد (هوور، 2007).
    2-4-1. رويکرد تمايز
    اين رويکرد از اينجا نشئت مي‌گيرد که ما دين و رسانه را دو حوزۀ کاملاً متفاوت در نظر مي‌گيريم. افراد و برخي نهادهاي مذهبي از ظهور و ازدحام رسانه‌ها به شدت نگران هستند؛ زيرا رسانه را ابزاري منفي به حساب مي‌آورند و بر اين باورند که رسانه با روش‌هاي غير متناسب و اشتباه بعضاً موجبات انحراف از دين را فراهم مي‌سازد و اقتدار آنها را زير سؤال مي‌برد. نظريه‌ها و پژوهش‌هاي اجتماعي به افزايش چشمگير رسانه‌ها در زندگي کنوني به‌مثابه عامل نوگرايي اشاره مي‌کنند و بر اين باورند که رسانه‌ها عملاً تجارب مذهبي افراد را تغيير مي‌دهند.
    3-4-1. رويکرد همگرايي
    اساساً در اين ‌رويکرد دين به طورکامل به يک تجربۀ رسانه‌اي تبديل شده و افزايش حضور انواع رسانه‌ها در زندگي روزانۀ ما و در حوزه‌هاي اقتصادي، اجتماعي ‌و سياسي به معرفي مفهوم جديدي در علوم اجتماعي تحت عنوان رسانه‌اي منجر شده است. اين مفهوم از رهگذر مطالعات صورت گرفته در حوزۀ دين و رسانه توسط (هاروارد، 2008) معرفي شد. او مدعي ‌شد که به چهار علت نمي‌توان دين و رسانه را به صورت جداگانه مطالعه ‌و بررسي کرد که عبارتند از: 
    اول. براي بسياري از افراد در جوامع غربي، رسانه‌ها به منبع اوليۀ ايده‌ها و عقايد مذهبي تبديل شده‌اند (پول، 2002).
    دوم. رسانه‌ها به منبع اوليۀ تصورات و انگاره‌هاي مذهبي تبديل شده‌اند (پليت، 2003). 
    سوم. بسياري از کارکردهاي اجتماعي دين، به‌ويژه هنگامي که بر آداب و رسوم ‌و ساخت جامعه متمرکز مي‌شود، توسط رسانه‌ها اتخاذ مي‌گردد (مارتين و باربر، 1997). 
    چهارم. خود نهادهاي مذهبي فعاليت‌ها و اقدامات خود را با اصول رسانه‌ها منطبق ساخته‌اند؛ يعني فعاليت‌ها و اقدامات خود را به گونه‌اي عرضه مي‌کنند که براي رسانه‌ها و مخاطباني که با رسانه‌ها زندگي مي‌کنند، جذاب باشد (هورسفيلد، 2004). 
    در اين زمينه هوور (2012) خاطرنشان مي‌کند که دين و رسانه نمي‌توانند دو حوزۀ مجزا از هم محسوب شوند، بلکه اين دو به شدت مي‌توانند با همديگر همپوشاني داشته باشند.
    4-4-1. رويکرد مفصل‌بندي
    اين رويکرد به فرايندهاي ايجاد و قطع ارتباط اشاره دارد. اين عبارت همچنين به روشي که افراد براي رسيدن به مقاصد خود به اشکال و شيوه‌هاي فرهنگي اختصاص مي‌دهند نيز گفته مي‌شود. روشي که دين و رسانه با هم ارتباط برقرارمي‌کنند، روشي ثابت و قابل پيش‌بيني نيست و به استفاده‌هاي مخاطبان و تفسيرهاي آنان بستگي دارد. 
    به هرحال نقطۀ آغاز هرگونه بررسي و تحقيقي درخصوص ارتباط رسانه و دين، بايد خود افراد باشند و اينکه آنها يک رسانه يا برنامۀ خاص را جداي از تجارب ديني خود تجربه مي‌کنند يا در تفسيرآن برنامه، پيشينۀ مذهبي خود را نيز دخالت مي‌دهند. اگرچه اين رويکرد تا حد زيادي با رويکردهاي قبلي متفاوت است، اما احتمال تجربي شباهت بين رسانه و تجربۀ ديني و همچنين تمايز بين رسانه و تجربۀ ديني و همچنين تمايز بين رسانه و دين را مورد تأييد قرار مي‌دهد (هوور، 2006).
    بر مبناي چارچوب نظري پژوهش به يقين بين دين و رسانه در ساحت‌هاي فراواني رابطۀ تعاملي وجود دارد و اين دو يکديگر را ياري مي‌رسانند و چون تعامل بين اين دو مقوله به نحو اقتضاگرايانه است، رويکرد مفصل‌بندي به ما قدرت شناسايي و مديريت محدوديت‌ها را اعطا مي‌نمايد. 
    5-1. نظريۀ گلارک و استارک
    پس از مسلّم دانستن امکان به کارگيري رسانه در انتقال پيام ديني، مبناي نوشتار حاضر اين نظريه است. الگـوي نظريه مزبور شـامل پـنج جـزء اسـت: عبادتي؛ منطقي و عقلي؛ ايدئولوژيكي؛ تجربي؛ و احساسي (پيامد و آثار در زندگي). در حالي كه اجزاي تجربي و پيامـدهاي گلارك ارتباط نزديكي با جزء عرفاني و عملي پرات دارد، به نظر مي‌آيد كه اجزاي مناسكي، ايدئولوژيكي و الگـوي آنان اجزايـي جديـد هستند.
    در اين الگو دين شامل پنج بعد است: اعتقادي (اندازه‌اي که مردم عقايد ديني را حفظ و به آن عمل مي‌نمايند)؛ عمل ديني (اندازه‌اي که مردم در پرستش با آن درگير مي‌شوند)؛ تجربي (درجه‌اي که مردم تماس و ارتباط با ماوراء الطبيعه را حس و تجربه مي‌کنند)؛ معرفتي (ميزان معرفت يا دانشي که مردم از دين دارند)؛ و پيامدي (اندازه‌اي که ابعاد قبلي از يک تا چهار در زندگي روزمره مردم تأثير دارد). وي بر اين باور است که ضمن تفاوت‌هايي که درجزئيات اديان وجود دارد، عرصه‌هاي مشترکي نيز هست که دينداري در آن ضمن مؤلفه‌هاي ذيل متجلي مي‌شود: 
    1-5-1. بعد تجربي يا عواطف ديني
    افراد ديندار به دانش مستقيمي از واقعيت نهايي خواهند رسيد يا همان دين را تجربه خواهند كرد. بعد تجربي يا عواطف ديني ناظر به عواطف، تصورات و احساسات مربوط به داشتن ارتباط با جوهري ربوبي، همچون خدا يا واقعيتي غايي يا اقتداري متعالي است. بعد تجربي در تصورات و احساسات مربوط به برقراري رابطه با وجودي همچون خدا ظاهر مي‌شود که واقعيت غايي يا اقتدار متعالي است.
    2-5-1. بعد ايدئولوژيك يا بعد اعتقادي
    انسان متدين به باورهاي خاصي پايبند است. بعد اعتقادي يا باورهاي ديني باورهايي را كه انتظار مي‌رود پيروان آن دين به آنها اعتقاد داشته باشند، شامل مي‌شود. بعد اعتقادي يا ايدئولوژيکي باورهايي را دربر مي‌گيرد که انتظار مي‌رود پيروان آن دين بدان‌ها اعتقاد داشته باشند. 
    گلارک و استارک اين باورها را در هر دين خاصي به سه نوع تقسيم کرده‌اند: 
    1. باورهاي مسلّم که ناظر به شهادت دادن به وجود خداوند و معرفي ذات وصفات اوست. 
    2. باورهاي غايتگرا که هدف و خواست از خلقت انسان و نقش انسان در راه نيل به اين هدف را بازمي‌نمايانند. 
    3. باورهاي زمينه‌ساز که روش‌هاي تأمين اهداف و خواست خداوند و اصول اخلاقي را که بشر براي تحقق آن اهداف بايد به آنها توجه کند، دربر مي‌گيرند.
    3-5-1. بعد تشريفاتي (آييني) يا بعد مناسکي (اعمال ‌ديني)
    افراد ديندار اعمال ديني خاصي دارند: 
    - مناسک ديني شامل اعمالي مشخص، همچون عبادت، نمـاز، شـركت در آيـين‌هـاي دينـي خـاص و روزه گرفتن است كه انتظار مي‌رود در هر دين بجا آورده شوند. 
    - شعائر يا مناسک ديني که عبارت است از: آداب‌ و رسوم‌ معين‌ يا‌ رفتارهاي نمونه‌اي در ميان معتقدان هر دين، يا به‌ طور کلي مـراسمي کـه هر دين از پيروان خود ‌‌انتظار ‌دارد آنها را بجا آورند. 
    يکي از نکات مهم در اعمال يا رفتارهاي ديني مناسکي، وجه نمادين آنهاست. مناسک ديني اساساً نمادين هستند و يکي از اهداف عمدۀ آنها واجد حالات و ملکات اخلاقي شدن است.
    4-5-1. بعد عقلاني ،بعد فکري يا دانش ديني
    انسان متدين از اصول اساسي ايمان و كتاب مقدس خود آگاه است. بعد فكري يا دانش ديني مشتمل بر اطلاعات و دانسته‌هاي مبنايي درباره معتقدات هر دين مي‌شود كه پيروان هر دين بايد آنهـا را بدانند.
    5-5-1. بعد پيامدي يا آثار ديني
    اين بعد شامل اعمال و نگرش‌هايي است كه افراد در نتيجة دينشان بايد داشته باشند. بعد پيامدي يا آثار ديني ناظر به تأثيرات باورها، اعمال، تجارب و دانش ديني بر زندگي روزمرة پيروان است. بعد‌ پيامدى‌ يا آثار دينى شامل پيامدهاى بـاور، عـمل، تجربه و دانش دينى در زندگى روزمرۀ انسان معتقد و روابط ‌‌او‌ با سايران است. گويه‌هاي اين‌ مفهوم عبارت است از: «ثروت‌ حـق ثـروتمندان»، «پاداش دادن فـقرا در روز آخرت»، «حکمت خدا و ثروتمند شدن ثروتمندان» و «متوسل شدن به استخاره در تعارضات‌ پيش‌‌آمده‌ در زنـدگي». 
    «بعد پيامدي» يعني: تأثير دين در زندگي روزمره يـا بـه‌كـار بسـتن دسـتورات دينـي در زندگي روزانه. فالكنر و ديونگ مؤلفه‌هاي پيشنهادي در الگوي گلارك را تعريف عملياتي كردند. آنها پنج مقياس تهيه كردند كه در هـر كـدام، چهار يا پنج سؤال گنجانده شده که در مجموع 23 سؤال مي‌شود. آنها در تهية اين مقيـاس‌هـا از روشـي موسـوم بـه «تنظـيم مقيـاس تراكمي» استفاده كردند كه اولين بار گاتمن آن را ابداع نمود. بنا بر اين روش، مـواد آزمـون بـر حسـب دشـواري، پيچيدگي يا ارزش وزني مرتب مي‌شوند، به گونه‌اي كه از نظر معنايي و رفتاري، موافقت با تأييد يك ماده، موافقت بـا همـة مـاده‌هـاي كم‌وزن‌تر را ايجاب مي‌كند.
    علامه جعفري در تـأييد‌ اين نظريه براي سنجش دينداري مي‌گويد: به نظر مي‌رسد اين تقسيم‌بندي دربارۀ جنبه‌هاي مختلف دين‌گرايي يکي از عـالي‌ترين تـقسيم‌بندي‌هايي اسـت که در‌ اين‌ زمينه انجام شده (واحدي و ديگران، 1394، ص89) و ازاين‌رو توجه‌ بـه‌ آن بـراي مـحققان ضـرورت درجـه اول دارد. بـدون اين تقسيم‌بندي، جامعه‌شناسي دين قطعاً ناقص خواهد بود.
    2. روش‌شناسي تحقيق
    1-2. فرضيات تحقيقي
    در ميان رسانه‌هاي سنتي، ارتباطات شفاهي و رودررو از اثرگذاري بالاتري برخورداراست و از ميان رسانه‌هاي امروزي، فضاي مجازي ميزان استفاده‌اي بالاتر از ميانگين دارد. همچنين بين مؤلفه‌هاي موقعيت اجتماعي و سن و موفقيت‌هاي تحصيلي و سن و استفاده از رسانۀ سنتي و امروزي رابطۀ معنا‌داري وجود دارد.  
    2-2. سؤالات پژوهش
    1- ميزان استفاده و تأثيرگذاري پيام‌رساني ديني رسانه‌هاي سنتي (رسانه‌هاي شفاهي و چهره ‌به ‌چهره، وعظ وخطابه و سخنراني) در ميان دانش‌آموزان شاهد تا چه حد است؟
    2- رسانه‌هاي مکتوب (کتب مذهبي، مجلات، نشريات و روزنامه‌ها) تا چه ميزان مورد استفادۀ دانش‌آموزان شاهد قرار داشته است؟
    3- راديو (قالب‌هاي برنامه‌سازي راديو معارف) در انتقال پيام ديني تا چه ميزان در بين دانش‌آموزان مورد استفاده قرار مي‌گيرد؟
    4- ميزان استفاده و تأثيرگذاري قالب‌هاي گوناگون در شبکه‌هاي تلويزيوني (مستند، نمايشي، گفت‌وگومحور) در انتقال پيام ديني در بين دانش‌آموزان شاهد چه مقدار است؟
    5- از ميان گونه‌هاي سينمايي (معناگرا، وحشت، تخيلي و تجملي) و هنرهاي‌ نمايشي (نمايش، تعزيه، روحوضي) کدام‌يک بيشتر مورد استفادۀ دانش‌آموزان در انتقال پيام ديني قرار مي‌گيرد؟ 
    6- ميزان استفادۀ دانش‌آموزان از شبکه‌هاي ماهواره‌اي، اينترنت، فضاي مجازي يک‌سويه و تعاملي نرم‌افزارهاي داخلي و خارجي در انتقال مؤثر پيام ديني تا چه ميزان است؟
    7- پيش‌زمينه‌هاي فرهنگي و اجتماعي و محيط اجتماعي و مشخصه‌هاي فردي (سن، جنسيت، موقعيت ‌خانوادگي، موفقيت ‌تحصيلي) تا چه ميزان در پذيرش يا عدم پذيرش پيام‌ ديني از رسانه‌ها در بين دانش‌آموزان تأثير دارد؟
    3-2. روش پژوهش
    پژوهش حاضر «توصيفي» و به روش «پيمايشي» انجام گرفته و داده‌هاي آن به وسيلۀ پرسشنامه گردآوري شده است. جامعۀ آماري تحقيق تمام دانش‌آموزان دختر و پسر مشغول به تحصيل از فرزندان ايثارگران دو مدرسۀ آموزش متوسطه و دو دبيرستان شاهد شهرستان قم است. مطابق سرشماري دقيق، دانش‌آموزان مشغول به تحصيل اين چهار واحد آموزشي 200/1 نفر بوده که جامعۀ آماري تحقيق را تشکيل داده و به سبب حجم نسبتاً بالاي جامعۀ آماري به روش «تصادفي طبقه‌اي سهميه‌اي» 295 تن از ميان دانش‌آموزان با دو جنسيت مختلف و در دو مقطع تحصيلي به وسيلۀ نمونه‌گيري «سهميه‌اي» و نمونه‌ها از ميان کلاس‌هاي مختلف به صورت «تصادفي» انتخاب شد. پرسشنامه بين جامعۀ نمونه توزيع و نسبت به اهميت پاسخنامه و احتمال کاربردي بودن تحقيق براي سياست‌گزاري‌هاي کلان رسانه‌اي تذکرهاي لازم داده شد. 
    پس از بررسي شاخص‌هاي دينداري و مشاوره با صاحب‌نظران اين حوزه و آزمون و خطا، پرسشنامه تهيه گرديد. براي اعتبار شاخص‌هاي گنجانده شده در پرسشنامه از اعتبار محتوايي صوري استفاده شد و پرسشنامۀ پاياني به چند تن از استادان خبره داده شد و تأکيد آنان درباره شاخص‌ها مؤيد اعتبار پرسشنامه بود و براي سنجش پايايي ابزار تحقيق و بررسي متغيرهاي پژوهش از آزمون کلموگروف - اسميرنوف و براي آزمون فرضيات تحقيق از آزمون‌هاي ناپارامترتيک استفاده شد.
    4-2. روايي و پايايي پژوهش
    در اين پژوهش براي افزايش روايي محتواي پرسشنامه از نظر متخصصان درباره ميزان هماهنگي محتواي ابزار اندازه‌گيري و هدف طرح، از ضريب نسبي روايي محتوا (CVR) استفاده شد. پرسشنامه بين ده تن از استادان و کارشناسان و نخبگان توزيع گرديد. حداقل مقدار روايي براي ده کارشناس 62/0 است. با توجه به پاسخ افراد خبره، روايي پرسشنامه تأييد مي‌گردد. (نتايج در جداول درج گرديده است.) 
    براي بررسي پايايي پرسشنامه يک پيش‌آزمون به تعداد 30 نمونه انجام گرديد و آلفاي کرونباخ براي متغيرهاي تحقيق و کل پرسشنامه محاسبه شد. (حداقل مقدار آلفاي مورد تأييد جهاني 7/0 است.) با توجه به اينکه مقدار آلفاي مندرج در جدول زير براي متغيرهاي تحقيق و کل پرسشنامه بيش از 7/0 است، پايايي پرسشنامه تأييد مي‌گردد.
    جدول 1: متغيرها و درصد آلفاي کرونباخ آنها
    متغير    آلفاي کرونباخ
    عقيده ديني    86/0
    رفتار    891/0
    احساس ديني    763/0
    پيامرسان سنتي    916/0
    پيامرسان امروزي    934/0
    کل پرسشنامه    971/0
    3. يافته‌هاي تحقيق
    با استفاده از داده‌هاي ‌به دست‌آمده، ‌ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي نمونه بررسي ‌و در قالب جداول آماري‌ توصيف خواهد شد.
    1-3. توزيع فراواني نمونه‌ بر حسب متغيرهاي گوناگون
    1-1-3. توزيع فراواني نمونه بر حسب متغير جنسيت 
    3/50 درصد از اعضاي نمونه دانش‌آموز دختر و 7/49 درصد پسر هستند. بيشترين فراواني مربوط به دانش‌آموزان دختر است.
    جدول 2: جنسيت 
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    جنسيت    دختر    148    2/50    3/50
        پسر    146    5/49    7/49
        بي پاسخ    1    3/0    -
        مجموع    295    100    100
    2-1-3. توزيع فراواني نمونه بر حسب متغير شغل پدر
    با توجه به داده‌ها بيشترين فراواني 62 (23درصد) مربوط به رده شغلي کارمند و کمترين فراواني2 (7/0درصد) مربوط به رده‌هاي شغلي کارگر و وکيل است.
    جدول 3: شغل پدر 
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    شغل پدر    بازنشسته    46    6/15    1/17
        طلبه/ روحاني    34    5/11    6/12
        مهندس    8    7/2    3
        کارمند    62    21    23
        نظامي    8    7/2    3
        فرهنگي    36    2/12    4/13
        کارگر    2    7/0    7/0
        مدير    4    4/1    5/1
        آزاد    53    18    7/19
        وکيل    2    7/0    7/0
        بيکار    4    4/1    5/1
        پزشک    10    4/3    7/3
        بي‌پاسخ    26    8/8    -
        مجموع    295    100    100
    3-1-3. توزيع فراواني اعضاي نمونه بر حسب متغير شغل مادر
    با توجه به اطلاعات گردآوري شده بيشترين فراواني 207 (5/74 درصد) مربوط به رده شغلي خانه‌دار و کمترين فراواني 1 (4/0 درصد) مربوط به رده شغلي مبلّغ است.
    جدول 4: شغل مادر
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    شغل مادر    خانه‌دار    207    2/70    5/74
        بازنشسته    2    7/0    7/0
        فرهنگي    47    9/15    9/16
        کارمند    9    1/3    2/3
        پرستار    5    7/1    8/1
        آزاد    7    4/2    5/2
        مبلغ    1    3/0    4/0
        بي‌پاسخ    17    8/5    -
        مجموع    295    100    100
    4-1-3. توزيع فراواني اعضاي نمونه بر حسب متغير تحصيلات پدر
    جدول توزيع تحصيلات پدر اعضاي نمونه نشان مي‌دهد بيشترين فراواني 55 (8/21 درصد) مربوط به رده تحصيلاتي کارشناسي و کمترين فراواني 7 (8/2 درصد) مربوط به رده تحصيلاتي ابتدايي است.
    جدول 5: تحصيلات پدر
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    تحصيلات پدر    ابتدايي    7    4/2    8/2
        راهنمايي    16    4/5    3/6
        ديپلم    51    3/17    2/20
        فوق ديپلم    15    1/5    6
        کارشناسي    55    6/18    8/21
        کارشناسي ارشد    52    6/17    6/20
        دکتري    42    2/14    7/16
        حوزوي    14    7/4    6/5
        بي پاسخ    43    14/6    -
        مجموع    295    100    100
    5-1-3. توزيع فراواني اعضاي نمونه بر حسب متغير تحصيلات مادر
    بيشترين فراواني 79 (3/31 درصد) مربوط به رده تحصيلاتي ديپلم و کمترين فراواني 4 (6/1 درصد) مربوط به رده تحصيلاتي دکتري بوده است.
    جدول 6: تحصيلات مادر
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    تحصيلات مادر    ابتدايي    14    7/4    6/5
        راهنمايي    37    5/12    7/14
        ديپلم    79    8/26    3/31
        فوق ديپلم    14    7/4    6/5
        کارشناسي    67    7/22    6/26
        کارشناسي ارشد    32    8/10    7/12
        دکتري    4    4/1    6/1
        حوزوي    5    7/1    2
        بي پاسخ    43    14/6    -
        مجموع    295    100    100
    6-1-3. توزيع فراواني اعضاي نمونه بر حسب متغير ايثارگري پدر
    پدر 7/24 درصد اعضاي نمونه رزمنده، 8/69 درصد جانباز، 5/0 درصد شهيد و 1/5 درصد آزاده بوده‌ است.
    جدول 7: ايثارگري پدر
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    مقطع تحصیلی    راهنمایی    142    1/48    1/49
        دبیرستان    147    8/49    9/50
        بی پاسخ    6    2    -
        مجموع    295    100    100
    جدول 8: مقطع تحصيلي
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    ايثارگري پدر    رزمنده    53    18    7/24
        جانباز    150    8/50    8/69
        شهيد    1    3/0    5/0
        آزاده    11    7/3    1/5
        بي پاسخ    80    1/27    -
        مجموع    295    100    100
    7-1-3. توزيع فراواني بر حسب متغير مقطع تحصيلي
    1/49 درصد اعضاي نمونه در مقطع راهنمايي و 9/50 درصد در مقطع دبيرستان مشغول به تحصيل هستند.
    8-1-3. توزيع فراواني نمونه بر حسب متغير سن
    بيشترين فراواني 65 (3/23 درصد) مربوط به رده سني 17سال و کمترين فراواني 5 (8/1 درصد) مربوط به رده سني 12سال است.
    جدول 9: سن 
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    سن    12سال    5    7/1    8/1
        13سال    36    2/12    9/12
        14سال    50    9/16    9/17
        15سال    45    3/15    1/16
        16سال    59    20    1/21
        17سال    65    22    3/23
        18سال    19    4/6    8/6
        بي پاسخ    16    4/5    -
        مجموع    295    100    100
    9-1-3. توزيع فراواني نمونه بر حسب متغير معدل
    چنانچه معدل درسي اعضاي نمونه را شاخص موفقيت تحصيلي لحاظ کنيم، مي‌بينيم که بيشترين فراواني 196 (8/77درصد) مربوط به معدل بين 18 تا 20 و کمترين فراواني 12 (8/4 درصد) مربوط به معدل بين 13تا 15 بوده است.
    جدول 10: معدل نمرات درسي 
    متغير    فراواني    درصد    درصد معتبر
    معدل     بين 13 تا 15    12    1/4    8/4
        بين 15 تا 18    44    9/14    5/17
        بين 18 تا 20    196    4/66    8/77
        بي پاسخ    43    6/14    -
        مجموع    295    100    100
     ميانگين -74/18، انحراف استاندارد= 44/1، کمترين مقدار= 5/13، بيشترين مقدار= 20
    3-2. شاخص‌هاي دينداري اعضاي نمونه
    بر اساس داده‌هاي پژوهش، ابعاد دينداري اعضاي نمونه به وسيلۀ سنجه‌هاي ذيل برآورد شده است:
    1-2-3. جدول توزيع درصد پاسخگويي به سؤالات متغير عقيده ديني
    گزينه    گويه    کاملاً مخالف    مخالف    نظري ندارم    موافق    کاملاً موافق    پاسخ غالب
    11    خدا يکي است و تنها بايد او را پرستيد.    7/0    0    7/2    8/5    8/90    کاملا ًموافق
    22    براي اينکه آدم خوبي باشيم حتماً لازم نيست مذهبي و ديندار باشيم. مهم پاکي قلب است؟    3/15    9/11    18    4/34    4/20    موافق
    33    سرنوشت هر کس بيشتر به دست خودش است تا ديگران و خدا.    6/5    8/15    1/28    9/23    8/16    موافق
    118    براي ‌رسيدن به خواسته‌هايم از هر راه ممکن -حتي دروغ گفتن- اقدام مي‌کنم.    2/40    8/23    9/19    1/10    9/5    کاملا ًمخالف
    222    اگر امر به معروف و نهي از منکر را ترک کنيم بدي همه جا را مي‌گيرد.    5/10    7    2/24    3/26    9/31    کاملاً موافق
    227    به خاطر اينکه در قيامت به همۀ کارهاي ما رسيدگي مي‌شود و جزاي آنها را حتماً مي‌بينيم، مواظب رفتارم هستم.    2/3    2/3    2/21    5/43    29    موافق
    2-2-3. جدول توزيع درصد پاسخگويي به سؤالات متغير رفتار ديني
    گزينه    گويه    کاملاً مخالف    مخالف    نظري ندارم    موافق    کاملاً موافق    پاسخ غالب
    66    داشتن حجاب زياد اهميت ندارد و افراد غير مؤمن نيز مي‌توانند حجاب داشته باشند.    19    3/18    3/30    3/19    1/13    نظري ندارم
    110    علاقه‌مندم در شب‌هاي قدر دعاهايي مثل «جوشن ‌كبير» را در مكان‌هاي مذهبي (مثل مساجد و زيارتگاه‌ها) بخوانم.    8/3    5/4    1/13    9/28    8/49    کاملا ًموافق
    116    پدر و مادر دو موجود دوست داشتني و قابل احترام ‌هستند.    4/1    3/0    4/3    6/9    2/85    کاملا ًموافق
    117    پايمال شدن حقوق ديگران حساسيت مرا برمي‌انگيزد؟    8/2    7/1    10    6/34    9/50    کاملا ًموافق
    119    سعي مي‌کنم نمازهايم را در مسجد بخوانم.    1/11    8/11    4/33    4/33    1/10    نظري ندارم
    221    اگر مريض يا مسافر نباشم تمام روزه‌هايم را مي‌گيرم.    2/4    9/4    6/6    7/14    6/69    کاملا ًموافق
    226    از عادت‌هاي هميشگي من ديدار اقوام و فاميل است.    5/27    19    6/23    6/17    3/12    کاملا ًمخالف
    3-2-3. توزيع درصد پاسخگويي به سوالات متغير احساس ديني 
    گزينه    گويه    کاملاً مخالف    مخالف    نظري ندارم    موافق    کاملاً موافق    پاسخ غالب
    88    حضور در زيارتگاه‌ها (مثل حرم‌ اهل بيت ع) احساس‌خاص و توجه ويژه‌اي نسبت به خداوند در من ايجاد مي‌كند.    4/2    1/2    6/8    9/26    60    کاملاً موافق
    111    در کارهايم که به خدا توکل مي‌کنم خيالم راحت مي‌شود و آرامش دارم.    1/2    1/2    6/8    4/24    9/62    کاملاً موافق
    112    وقتي با سختي‌هاي زندگي روبه‌رو مي‌شوم نااميد وغمگين مي‌شوم و مرگ را ترسناک مي‌دانم.    1/28    6/23    7/25    9/14    6/7    کاملاً مخالف
    115    وقتي‌ احساس نزديکي به خدا مي‌کنم، خودم را خوشبخت مي‌دانم.    1/3    1    5/5    3/21    1/69    کاملاً موافق
    4-2-3. توزيع درصد پاسخگويي به سؤالات متغير پيامرسان سنتي 
    گزينه    گويه    کاملاً مخالف    مخالف    نظري ندارم    موافق    کاملاً موافق    پاسخ غالب
    چهره به چهره    225    براي اينكه بپذيرم مسئوليت‌پذيري موجب زندگي صحيح اجتماعي مي‌شود، بهتر است تجربيات ديگران را بشنوم.    9/3    8/2    2/16    3/43    8/33    موافق
        229    در مدرسه، به‌ويژه در كلاس‌هاي ديني اطلاعات مذهبي‌ام افزايش مي‌يابد.    4/13    6/10    3/24    5/33    3/18    موافق
        334    مطالب ديني را که تا کنون آموخته‌ام بيشتر در مساجد و محفل‌هاي مذهبي بوده است.    6/14    1/21    1/22    4/30    8/11    موافق
    وعظ    330    براي افزايش معلومات ديني‌ام علاقه‌مندم پاي صحبت‌هاي عالمان دين بنشينم.    4/11    9/14    3/25    8/27    6/20    موافق
    خطابه و سخنراني    55    براي اينكه باورمان شود که دروغ گفتن مانع نظم زندگي است، بهتر است عالمان ديني آن را با دليل بيان کنند.    14    6/11    6/36    7/24    13    نظري ندارم
        335    احساس حاصل از بخشش به ديگران را بهتر است عالمان ديني با دليل بيان ‌كنند و به سؤالاتم پاسخ دهند.    3/16    8/12    3/44    17    6/9    نظري ندارم
    کتاب، جزوه، مجله    331    براي افزايش معلومات ديني‌ام، كتاب و مجلات مذهبي مطالعه مي‌كنم.    9/14    8/18    29    1/26    2/11    نظري ندارم
    روزنامه    99    از مطالعۀ روزنامه‌ها پايبندي به حرف و وعده‌ها را آموخته‌ام.    25    4/19    4/42    4/9    8/3    نظري ندارم
    5-2-3. توزيع درصد پاسخگويي به سؤالات متغير پيامرسان نوين
    گزينه    گويه    کاملاً مخالف    مخالف    نظري ندارم    موافق    کاملاً موافق    پاسخ غالب
    راديومعارف    336    گفت‌وگوهاي راديويي مي‌توانند به سؤالات من درباره نقش دين در زندگي پاسخ گويند.    1/21    9/21    8/34    6/18    6/3    نظري ندارم
    ساير شبکه هاي راديو    113    برنامه‌هاي راديويي را در آموزش اعتقادات مثل نبوت و امامت و احکام مثل روزه موفق مي‌دانم.    8/18    2/9    1/41    9/21    9/8    نظري ندارم
    تلويزيون مستند    339    با تماشاي فيلم‌هاي مستندي كه نشان مي‌دهد زنان باحجاب لباس و چهرۀ زيبا دارند، از داشتن حجاب لذت مي‌برم.    3/9    6    2/30    5/23    31    کاملاَ موافق
    فيلم و مجموعه‌هاي تلويزيوني    442    توليد فيلم‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني مي‌تواند روشي مؤثر در افزايش اعتقادات به قيامت و روز رستاخيز ‌باشد.    10    6/8    6/28    1/32    7/20    موافق
        445    آثار و پيامدهاي نذري دادن را از طريق فيلم‌ها و مجموعه‌ها به خوبي مي‌توان درك كرد.    7.8    3/10    31    2/35    7/15    موافق
    ميزگرد    441    توليد برنامه‌هاي ميزگرد (نظرات موافق و مخالف) در تلويزيون مي‌تواند روش مؤثري براي معرفي امر به معروف و نهي از منكر باشد.    5/11    6/8    8/47    9/21    1/10    نظري ندارم
    پويانمايي    220    پويانمايي (انيميشن) مي‌تواند زشتي نگاه به نامحرم را براي من مشخص کند.    6/24    2/10    8/42    6/12    8/9    نظري ندارم
    ساير گونه‌هاي سينما    223    تمام گونه‌هاي سينما مي‌تواند آموزه‌هاي ديني (مثل احساسات ديني و ميل به نيايش با خدا) را به ما بياموزد.    8/19    6/21    2/32    17    5/9    نظري ندارم
        224    سفرهاي تفريحي و رفتن به سينما را بايد بر سفرهاي زيارتي و معنوي ‌ترجيح داد.    4/23    4/22    9/33    2/12    8    نظري ندارم
        440    فيلم‌هاي سينما كه نشان مي‌دهد حضور افراد در زيارتگاه‌ها احساس خاصي ايجاد مي‌كند و به گونه‌اي حاجت‌روا مي‌شوند، برايم باورپذير است؟    3/5    8/6    3/25    1/33    5/29    موافق
    هنرهاي نمايشي    444    عواقب منفي خشم و عصانيت در زندگي فردي و اجتماعي به خوبي در هنرهاي نمايشي قابل درك است.    5/8    2/8    7/38    1/30    2/14    نظري ندارم
    شبکه‌هاي پخش مستقيم ماهواره‌اي    44    شبکه‌هاي ماهواره‌اي خارجي مرا به شک انداخته است که پس از مرگ حيات ديگري وجود داشته باشد.    69    6/12    2/12    4/4    7/1    کاملا مخالف
        338    علاقه دارم مراسم عاشورا و تاسوعا را از شبکه‌هاي ماهواره‌اي مذهبي ببينم؟    6/46    9/18    8/22    1/7    6/4    کاملاً مخالف
    اينترنت    333    آموزه‌هاي ديني خود (مانند اعتقاد به عدل) و احکام (مثل خمس) را در اينترنت و فضاي مجازي دنبال مي‌کنم.    4/27    1/23    8/31    4/13    3/4    نظري ندارم
    يکسويه    228    چون خجالت مي‌کشم پرسش‌هاي ديني را در اينترنت (فضاي مجازي يکسويه) جست‌وجو مي‌کنم.    9/31    9/18    5/23    4/15    2/10    کاملاً مخالف
    تعاملي    77    فضاهاي‌ مجازي تعاملي (دوسويه) نقش زيادي در يادگيري آموزه‌هاي ديني من (مثل راستگويي) داشته است.    1/14    2/18    3/42    2/19    2/6    نظري ندارم
    برنامه ي کامپيوتري    114    برنامه‌هاي رايانه‌اي و بازي‌هاي رايانه‌اي به من ياد داده که آدم‌هاي مذهبي بيشتر خرافاتي و قديمي هستند.    6/47    20    5/24    2/5    8/2    کاملاً مخالف
        443    برنامه‌هاي رايانه‌اي روش مؤثري در بيان اهميت و دلايل آموزه‌هاي ديني مثل اعتکاف است.    2/17    5/16    6/46    8/10    9    نظري ندارم
    6-2-3. بررسي شاخص هاي توصيفي متغير تعهد سازماني
    متغير    ميانگين    انحراف استاندارد    کمترين مقدار    بيشترين مقدار
    عقيده ديني    3/55    429/0    2/1    67/4
    رفتار ديني    3/77    542/0    1    5
    احساس ديني    3/96    621/0    5/1    5
    چهره به چهره    3/46    785/0    1    5
    وعظ    3/31    271/1    1    5
    خطابه و سخنراني    01/3    949/0    1    5
    کتاب و جزوه    3    22/1    1    5
    مجله    3    22/1    1    5
    روزنامه    47/2    081/1    1    5
    راديو معارف    61/2    118/1    1    5
    ساير شبکه‌هاي راديو    92/2    192/1    1    5
    تلويزيون مستند    6/3    24/1    1    5
    فيلم و مجموعه تلويزيوني    39/3    013/1    0    5
    ميزگرد    1/3    07/1    1    5
    پويانمايي    72/2    239/1    1    5
    ساير گونه‌هاي سينما    02/3    686/0    1    5
    هنر نمايشي    32/3    105/1    0    5
    شبکه‌هاي پخش مستقيم ماهواره‌اي    79/1    824/0    1    5
    اينترنت و فضاي مجازي    44/2    151/1    1    5
    يکسويه    52/2    346/1    1    5
    تعاملي    85/2    08/1    1    5
    برنامه رايانه‌اي    34/2    828/0    5/0    5
    3-3. يافته‌هاي استنباطي
    1-3-3. بررسي متعادل بودن توزيع داده‌هاي تحقيق به کمک آزمون كولموگروف – اسميرنوف
    متغير    آماره کلموگروف - اسميرنوف Z    سطح معناداري    نتيجه آزمون
    سنتي    081/1    193/0    متعادل
    نوين    11/1    17/0    متعادل
    چهره به چهره    901/1    001/0    غير متعادل
    وعظ    177/3    000/0    غير متعادل
    خطابه و سخنراني    251/3    000/0    غير متعادل
    کتاب، جزوه و مجله    761/2    000/0    غير متعادل
    روزنامه    1/4    000/0    غير متعادل
    راديو معارف    408/3    000/0    غير متعادل
    ساير شبکه‌هاي راديويي    156/4    000/0    غير متعادل
    تلويزيون مستند    965/2    000/0    غير متعادل
    فيلم و مجموعه تلويزيوني    632/2    000/0    غير متعادل
    ميزگرد    335/4    000/0    غير متعادل
    پويانمايي    033/4    000/0    غير متعادل
    ساير گونه‌هاي سينما    05/2    000/0    غير متعادل
    هنرعاي نمايشي    611/3    000/0    غير متعادل
    شبکه‌هاي پخش مستقيم ماهواره‌اي    3/65    000/0    غير متعادل
    اينترنت و فضاي مجازي    3/013    000/0    غير متعادل
    يکسويه    3/23    000/0    غير متعادل
    تعاملي    3/943    000/0    غير متعادل
    برنامه رايانه‌اي    2/583    000/0    غير متعادل
    4. بحث و نتيجه‌گيري
    1-4. نتايج مبتني بر آزمون فرضيه‌ها
    ابتدا با استفاده از آزمون کلموگروف - اسميرنوف توزيع متغيرها بررسي شده و چون مقدار سطح معنا‌داري دو متغير رسانه سنتي و نوين- به ترتيب- برابر193/0 و 17/0 و اين مقدار بيش از 05/0 بوده، بنابراين توزيع داده‌هاي دو متغير متعادل است. سطح معناداري ساير متغيرهاي تحقيق از مقدار خطا 05/0 بزرگ‌تر است. ازاين‌رو، نتيجه مي‌گيريم توزيع داده‌هاي ساير متغيرها متعادل نيست. بنابراين براي آزمودن فرضيات تحقيق از آزمون‌هاي ناپارامتريک استفاده مي‌کنيم.
    2-4. نتايج فرضيه‌ها
    فرضيه    نتيجه    تفسير
    تأثيرگذاري پيامرساني ديني رسانه‌هاي شفاهي و چهره به چهره در ميان دانش‌آموزان در حد متوسط است.    67/0 دانش‌آموزان براي متغير «تأثيرگذاري پيامرساني ديني رسانه‌هاي شفاهي و چهره به چهره«، پاسخ‌هاي بيش از 3 (موافق و کاملاً موافق) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 46/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري پيامرساني ديني رسانه‌هاي شفاهي و چهره به چهره، گزينه‌هاي «موافق» و «کاملاً» موافق را انتخاب کرده‌اند و ميزان اثرگذاري بيش از حد متوسط است.
    اثر پيامرساني ديني وعظ در حد متوسط است.    52/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري پيامرساني ديني وعظ»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 31/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري پيامرساني ديني وعظ گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان اثرگذاري در حد متوسط است.
    ميزان تأثير پيامرساني ديني خطابه و سخنراني درحد متوسط است.    63/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري پيامرساني خطابه و سخنراني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 01/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري پيامرساني ديني خطابه و سخنراني گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان اثرگذاري در حد متوسط است.
    رسانه‌هاي مکتوب کمتر از حد متوسط است.    73/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري رسانه‌هاي مکتوب»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 74/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري رسانه‌هاي مکتوب گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد کمتر از متوسط است.
    تأثير مطالعۀ کتاب در انتقال پيام ديني در حد کمتر از متوسط است.    63/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري کتاب در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري کتاب گزينه‌هاي نظري ندارم، مخالف و کاملاً مخالف را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد متوسط است.
    مجلات و نشريات به ميزان متوسط در انتقال پيام ديني مؤثرند.     63/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري مجلات و نشريات در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري مجلات و نشريات گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد متوسط است.
    روزنامه به ميزان کمتر از حد متوسط مؤثر واقع مي‌شود.    87/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري روزنامه در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 47/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري روزنامه، گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر از حد متوسط است.
    راديو در انتقال پيام ديني به ميزان کمتر از حد متوسط مؤثر است.    68/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تاثيرگذاري راديو در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري راديو، گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر از حد متوسط است.
    استفاده و تأثيرگذاري راديو معارف در انتقال پيام ديني در حد متوسط است.    78/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري راديو معارف در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 61/2 مشخص مي‌شود افراد در خصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري راديو معارف، گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر از حد متوسط است.
    تأثيرگذاري ساير شبکه‌هاي راديويي در انتقال پيام ديني کمتر از حد متوسط است.    69/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري ساير شبکه‌هاي راديويي در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 92/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري ساير شبکه‌هاي راديويي گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد متوسط است.
    ميزان تأثير قالب‌هاي گوناگون برنامه‌سازي تلويزيوني در حد متوسط است.    60/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده برنامه‌هاي تلويزيون در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي بيشتر از 3 (موافق وکاملا موافق) را انتخاب کرده‌اند    با توجه به مقدار ميانگين 2/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان استفاده برنامه‌هاي تلويزيوني گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «موافق» و «کاملاً موافق» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده درحد متوسط است.
    ميزان تأثير برنامه‌هاي مستند و گزارشي تلويزيون در انتقال پيام ديني بيش از حد متوسط است.     0/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده از برنامه‌هاي مستند در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي بيش از 3 (موافق و کاملاً موافق) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 6/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري و استفاده از برنامه‌هاي مستند، گزينه‌هاي «موافق» و «کاملاً موافق» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده بيش از حد متوسط است.
    ميزان اثربخشي برنامه‌هاي نمايشي بيش از حد متوسط است.    61/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري برنامه‌هاي نمايشي در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي بيش از 3 (موافق و کاملاً موافق) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 39/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري برنامه‌هاي نمايشي گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «موافق» و «کاملاً موافق» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده بيش از حد متوسط است.
    ميزان استفاده دانش‌آموزان از برنامه‌هاي گفت‌وگومحور در حد متوسط است.    68/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري برنامه‌هاي گفت‌وگو محور در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (نظري ندارم، مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 1/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري برنامه‌هاي گفت‌وگومحور گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد متوسط است.
    ميزان استفادۀ دانش‌آموزان از برنامه‌هاي پويانمايي تلويزيون بيش از حد متوسط ‌است.    78/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري برنامه‌هاي پويانمايي تلويزيون در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 72/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري برنامه‌هاي پويانمايي تلويزيون گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر ازحد متوسط است.
    ميزان استفادۀ دانش‌آموزان از گونه‌هاي سينما پايين‌تر ازحد متوسط است.    57/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري گونه‌هاي سينما در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 02/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري گونه‌هاي سينما گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده در حد متوسط است.
    استفادۀ دانش‌آموزان از هنرهاي نمايشي در حد متوسط است.    56/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري هنرهاي نمايشي در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 23/3 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري هنرهاي نمايشي گزينه‌هاي «نظري ندارم»، «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده بيش از حد متوسط است.
    مقدار استفادۀ دانش‌آموزان از شبکه‌هاي ماهواره‌اي بيش ازحد متوسط است.    95/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري شبکه‌هاي ماهواره‌اي در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 79/1 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري شبکه‌هاي ماهواره‌اي گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده بسيار کم است.
    ميزان استفاده دانش‌آموزان از اينترنت بيش ازحد متوسط است.    82/0 دانش‌آموزان براي متغير استفاده و تأثيرگذاري اينترنت در انتقال پيام ديني، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 44/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري اينترنت گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر ازحد متوسط است.
    بهره‌مندي دانش‌آموزان از فضاي مجازي يکسويه در انتقال پيام ديني درحد متوسط است.    74/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري فضاي مجازي يکسويه در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين52/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري فضاي مجازي يکسويه گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملا ًمخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر از حد متوسط است.
    ميزان استفادۀ دانش‌آموزان از فضاي مجازي تعاملي دوسويه در حد متوسط است.    75/0 دانش‌آموزان براي متغير «استفاده و تأثيرگذاري فضاي مجازي تعاملي در انتقال پيام ديني، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملاً مخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 85/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري فضاي مجازي تعاملي گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملاً مخالف» را انتخاب کرده‌اند و ميزان استفاده کمتر از حد متوسط است.
    استفاده از نرم‌افزارهاي رايانه‌اي در انتقال پيام ديني در حد متوسط است.     89/0 دانش‌آموزان براي متغير «تأثيرگذاري نرم‌افزارهاي رايانه‌اي در انتقال پيام ديني»، پاسخ‌هاي کمتر از 3 (مخالف و کاملا ًمخالف) را انتخاب کرده‌اند.    با توجه به مقدار ميانگين 34/2 مشخص مي‌شود افراد درخصوص سؤالات مربوط به ميزان اثرگذاري نرم‌افزارهاي رايانه‌اي گزينه‌هاي «مخالف» و «کاملا ًمخالف» را انتخاب کرده‌اند.
    بين سن دانش‌آموزان و پذيرش پيام ديني از رسانه‌هاي سنتي و نوين رابطه وجود دارد.    رده سني 12 سال از هر دو رسانه بيشترين پذيرش را دارد و رده سني 17 سال کمترين پذيرش دريافت پيام ديني را دارد. مقدار معناداري آزمون در هر دو گروه، به ترتيب 38/0 سنتي و 221/0 نوين بيش از 05/0 است.    سن دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيزفتن دريافت پيام ديني از رسانه سنتي و نوين مؤثر است.
    جنسيت دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن دريافت پيام ديني از رسانه سنتي و نوين تأثير دارد.    سطح معناداري آزمون در گروه سنتي 767/0 و نوين 821/0 بيش از 05/0 است. در آزمون t مستقل براي گروه نوين آماره آزمون و درجه آزادي به ترتيب برابر 323/1- و 292 است. سطح معناداري آزمون 187/0 بوده است.    جنسيت دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين تأثيري ندارد.
    موقعيت خانوادگي دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين مؤثر است.    در هر دو گروه به ترتيب 665/0سنتي و 472/0 نوين بيش از 05/0 بوده است.    تفاوت معناداري در پذيرش پيام ديني از رسانه سنتي و نوين به تفکيک رده‌هاي موقعيت خانواده وجود دارد. بنابراين موقعيت خانوادۀ دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانۀ سنتي و نوين تأثير دارد.
    وضعيت شغلي خانوادگي دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين تأثير دارد.    مقدار معناداري آزمون در هر دو گروه به ترتيب 219/0 سنتي و 198/0 نوين بيش از 05/0 بوده است. مقدار معناداري آزمون در هر دو گروه به ترتيب 672/0 سنتي و 777/0 نوين بيش از 05/0 بوده است.    بنابراين وضعيت شغلي پدر دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين تأثيري ندارد. وضعيت شغلي مادر دانش آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين تأثيري ندارد.
    وضعيت تحصيلات خانوادگي دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانه سنتي و نوين مؤثر است.    مقدار معناداري آزمون در هر دو گروه به ترتيب 403/0 سنتي و 572/0 نوين بيش از 05/0 است. مقدار معناداري آزمون در هر دو گروه به ترتيب 845/0 سنتي و 209/0 نوين بيش از 05/0 بوده است.    وضعيت تحصيلات پدر دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانۀ سنتي و نوين تأثيري ندارد. وضعيت تحصيلات مادر دانش‌آموزان در پذيرفتن و نپذيرفتن پيام ديني از رسانۀ سنتي و نوين تأثيري ندارد.
    بين معدل دانش‌آموزان و پذيرش از طريق رسانه‌هاي سنتي رابطه وجود دارد.    سطح معناداري آزمون براي دو رده معدل بين 13 تا 15 و بين 18 تا 20 برابر 006/0 بوده که اين مقدار کمتر از 05/0 بوده است.    بنابراين ميانگين پذيرش پيام ديني از رسانه سنتي در ردۀ معدل بين 15 تا 18 بيش از رده معدل بين 13 تا 15 بوده و بين 18 تا 20 بيش از رده معدل بين 13 تا 15 بوده است.
    در نتيجه، در بين رسانه‌هاي سنتي ميزان علاقه و استفادۀ نوجوانان دانش‌آموز و ميزان تأثير وعظ و سخنراني در بين آنها بالاتر از حد متوسط و تأثيرگذاري پيام‌هاي ديني راديو درصد قابل توجهي را به خود اختصاص نداده و ميزان علاقه و استفاده و تأثيرگذاري پيام‌هاي ديني تلويزيون - به ترتيب - در قالب‌هاي پويانمايي، نمايشي و مستند در بين دانش‌آموزان در حد متوسط و ميزان استفاده از سينما و هنرهاي نمايشي در گونه‌هاي مختلف در انتقال پيام ‌ديني به دانش‌آموزان، پايين‌تر از ميانگين، و استفاده از شبکه‌هاي ماهواره‌اي بسيار پايين و ميزان استفاده از اينترنت براي انتقال و تأثيرگذاري پيام‌ ديني در بين دانش‌آموزان در هر دو فضاي مجازي يکسويه و دوسويه و شبکه‌هاي اجتماعي و ميزان استفاده و تأثيرگذاري از نرم‌افزارهايي با محتواي ديني و در قالب بازي‌هاي رايانه‌اي داخلي پايين‌تر از حد معمول بوده و ميان پيش‌زمينه و محيط اجتماعي و مشخصه‌هاي فردي رابطۀ معناداري وجود دارد.

     

    References: 
    • اجتهادی، مصطفی، 1382، دایرة المعارف زن ایرانی، تهران، مرکز امور مشارکت زنان.
    • الإربلی، ابن أبی الفتح، 1405ق، کشف الغمة، بیروت، بی‌نا.
    • رمضان نرگسی، رضا، 1385، «عزاداری در عصر قاجار»، تاریخ اسلام در آینه پژوهش، ش9، ‎ص53-90.
    • محرابی، محسن، 1399، گذری بر سیر تکوین و تحول عزاداری‌ها و تعزیه‌خوانی‌ها در ایران عصر قاجار، قم، اندیشه و فرهنگ جاویدان.
    • تفضلی، ابولقاسم و خسرو معتضد، از فروغ السلطنه تا انیس الدوله زنان حرمسرای ناصر الدین شاه، بی‌جا، گلریز.
    • آزاد، حسن، 1364، پشت پرده‌های حرمسرا، چ سوم، ارومیه، انزلی.
    • سرنا، کارلا، 1362، آدم‌ها و آیین‌ها در ایران، سفرنامه مادام کارلا سرنا، تهران، زوار.
    • بنجامین، س. ج. و.، 1369، ایران و ایرانیان، (سفرنامه بنجامین عصر ناصرالدین شاه) چ دوم، تهران، جاویدان.
    • تبریزی، محمدعلی، 1328، ریحانة الادب، بی‏جا، چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب.
    • استرآبادی، بی بی، 1371، معایب الرجال، ویراستار افسانه نجم آبادی، نیویورک، نگرش و نگارش زن.
    • نوری، میرزا حسین، بی‌تا، لولو و مرجان، بی‌جا، نور.
    • الازدی، أبو مخنف، 1398ق، مقتل الحسین(ع)، تحقیق حاج میرزا حسن غفاری، قم، مرعشی نجفی.
    • اشرفی، ملامحمد، 1389، کشف اسراسر الشهاده، تحقیق مجتبی خورشیدی، قم، طوبای محبت.
    • اعتمادالسلطنه، محمدحسن، 1385، روزنامه خاطرات، تهران، امیرکبیر.
    • اعظام قدسی، حسن، 1342، خاطرات من یا روشن شده تاریخ صدساله، تهران، بی‌جا.
    • افشار، ایرج، 1379، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه (مقدمه و فهارس)، چ پنجم، تهران، امیرکبیر.
    • آفاری، ژانت، 1377، انجمن‌های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه، ترجمة جواد یوسفیان، تهران، بانو.
    • باش فراش، زهرا، 1347، بازتاب مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان در عکس‌های پس از مشروطه تا سقوط قاجار، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ، دانشگاه قزوین.
    • بامداد، بدرالملوک، 1347، زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفید، تهران، ابن سینا.
    • بروگش، هنریش، 1367، سفری به دربار صاحبقران 1859 - 1861، ترجمة حسین کردبچه، تهران، اطلاعات.
    • بشیریه، حسین، 1376، جامعه‌شناسی سیاسی، چ سوم، تهران، نشر نی.
    • بیرجندی، محمد باقر، 1388، کبریت احمر فی شرایط المنبر، قم، صبح پیروزی.
    • بینشی‌فر، فاطمه، 1394، «سیر تحوّل روضه و روضه‌خوانی دوره قاجاریه»، تاریخنامه خوارزمی، ش 10، ص47-72.
    • پولاک، یاکوب ادوارد، 1368، سفرنامه پولاک (ایران و ایرانیان)، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران، خوارزمی.
    • تاج‌السلطنه، 1361، خاطرات تاج السلطنه، تهران، تاریخ ایران.
    • تاج‌الواعظین، محسن، 1324ق، درة التاج ومرقاة المعراج (فارسی فی المواعظ)، باکو، مطبعه حیات و کاسپی.
    • تیموری، ابراهیم، 1361، اولین مقاومت منفی در ایران، تهران، جیبی.
    • حسنی، سیدبن طاووس، 1378، اللهوف فی قتلى الطفوف، ترجمة عبد الرحیم عقیقی بخشایشی، چ پنجم، قم، نوید اسلام.
    • دلریش، بشری، 1375، زن در دوره قاجار، قم، سوره.
    • دورکیم، امیل، 1369، درباره تقسیم کار اجتماعی، بابل، باقر پرهام.
    • راش، مایکل، 1387، جامعه و سیاست (مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی)، ترجمة منوچهر صبوری، چ ششم، تهران، سمت.
    • رمضان‌نرگسی، رضا، 1392، زنان در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران، تهران، مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.
    • سالور، عین السلطنه، 1374، روزنامه خاطرات عین السلطنه، به کوشش مسعود سالور، ایرج افشار، تهران، اساطیر.
    • سعدوندیان، سیروس، 1368، آمار دارالخلافه، تهران، تاریخ.
    • شوستر، مورگان، 1351، اختناق در ایران، ترجمة ابوالحسن موسوی شوشتری ، تصحیح فرامرز برزگر و اسماعیل رائین، تهران، صفی علیشاه.
    • طاهراحمدی، محمود، 1380، «تشکل‌های مذهبی: مجالس روضه خوانی به روایت تاج واعظ»، تاریخ اسلام، ش 8، ص 99-126.
    • طبرسی، 1417ق، إعلام الورى بأعلام الهدى، قم، آل‌البیت لاحیاء التراث.
    • فقیه حقانی، موسی، 1381، عزاداری به روایت تایخ و تصویر، تاریخ معاصر، ش 21، ص 493-574.
    • فوران، جان، 1377، مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی، ترجمة احمد تدین، تهران، رسا.
    • کار، مهرانگیز، 1376، حقوق سیاسی زنان ایران، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.
    • کدی، نیکی آر، 1381، ایران دوران قاجار و برآمدن رضاخان، ترجمة مهدی حقیقت‌خواه، تهران، ققنوس.
    • کربلایی، حسن، 1377، تاریخ دخانیه، به کوشش رسول جعفریان، قم، الهادی.
    • کرمانی، ناظم الاسلام، 1362، تاریخ بیداری ایرانیان، چ چهارم، تهران، امیرکبیر.
    • کرمعلی، اکرم و همکاران، 1401، «گونه‌شناسی اعتراض‌های زنان در عصر ناصری، (1264-1313ق)، تاریخ ایران»، ش 15، ص 235-262.
    • کسروی، احمد، 1322، شیعیگری، تهران، پیمان.
    • کسروی، احمد، 1357، تاریخ مشروطة ایران، چ چهاردهم، تهران، امیرکبیر.
    • کوفی، محمدبن سلیمان، 1412ق، مناقب أمیر المؤمنین(ع)، تحقیق محمد باقر محمودی، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة.
    • کوئن ، بروس، 1372، مبانی جامعه شناسی، ترجمة غلامعباس توسلی، رضا فاضل، تهران، سمت.
    • الگار، حامد، 1359، نقش روحانیت پیشرو در نهضت مشروطیت ایران، ترجمة ابوالقاسم سری، تهران، توس.
    • گزارش‌های نظمیه از محلات تهران: راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (1303- 1305) ،1377، تهران.
    • مارتین، ونسا، 1393، دوران قاجار: چانه‌زنی، اعتراض و دولت در ایران سدة نوزدهم، ترجمة افسانه منفرد، تهران، اختران.
    • مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحار الأنوار، لبنان، بی‌نا.
    • مستوفی، عبدالله، 1371، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه، چ سوم، تهران، زوار.
    • مصفا، نسرین، 1375، مشارکت سیاسی زنان در ایران، تهران، وزارت امور خارجه.
    • معتضد، خسرو و نیلوفر کسری، 1379، سیاست وحرمسرا: زن در عصر قاجار، تهران، علمی.
    • معیرالممالک، دوست علی خان، 1372، یادداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، چ سوم، تهران، تاریخ ایران.
    • منتظری مقدم، حامد، 1282، «قرة العین»، حورا، ش 1، ص 28-34.
    • ناصرالدین شاه قاجار، 1372، شهریار جاده‌ها، سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات، به کوشش محمدرضا عباسی، پرویز بدیعی، تهران، سازمان اسناد ملی.
    • نجفی، موسی و موسی فقیه حقانی، 1381، تاریخ تحولات سیاسی ایران، تهران، مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.
    • نجفی، موسی، 1378، تعامل سیاست و دیانت در ایران، تهران، مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.
    • نیرشیرازی، عبد الرسول، 1383، تحفه نیز: تاریخ مشروطیت در فارس، شیراز، بنیاد فارس شناسی.
    • ویلز، چارلز، 1363، تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجار، به کوشش جمشید دودانگه و مهرداد نیکنام، تهران، زرین.
    • هدایت، مهدی قلی خان، 1344، خاطرات و خطرات، چ دوم، تهران، زوار.
    • E. B. Eastwick, 1864, Journal of a Diplomat’s Three Years Residence in Persia, Vol. I, London, Smith, Elder and Co.
    • Sumuel Huntington and Jean Nelson, 1976, participation no easy choice, London, Harvard U.P.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    رمضان نرگسی، رضا.(1403) رابطه مجالس روضه زنانه و رفتارهاي سياسي – اجتماعي زنان تهراني در دوره قاجار . فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15(3)، 131-151 https://doi.org/10.22034/marefatefarhangi.2024.5000551

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    رضا رمضان نرگسی."رابطه مجالس روضه زنانه و رفتارهاي سياسي – اجتماعي زنان تهراني در دوره قاجار ". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15، 3، 1403، 131-151

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    رمضان نرگسی، رضا.(1403) 'رابطه مجالس روضه زنانه و رفتارهاي سياسي – اجتماعي زنان تهراني در دوره قاجار '، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 15(3), pp. 131-151

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    رمضان نرگسی، رضا. رابطه مجالس روضه زنانه و رفتارهاي سياسي – اجتماعي زنان تهراني در دوره قاجار . معرفت فرهنگی اجتماعی، 15, 1403؛ 15(3): 131-151