تأملي هستي‌شناختي درباره بي‌حجابي مجازي به‌مثابه آسيب اجتماعي

سال سيزدهم، شماره دوم، پياپي 50، بهار 1401، ص 67ـ82

محمدرضا قائمي‌نيک/ استاديار گروه علوم اجتماعي دانشگاه علوم اسلامي رضوي    ghaeminik@Razavi.ac.ir
دريافت: 14/08/1400 ـ پذيرش: 23/12/1400

چکيده
جامعه‌شناسان معاصرِ غربي به آسيب‌هاي اجتماعي، نظير خودکشي، فقر، نابرابري، بيکاري، حاشيه‌نشيني، اعتياد به مواد مخدر و امثال آن پرداخته‌اند؛ اما در اين ميان، برخلاف آنچه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده، بي‌حجابي زنان (يا مردان) مطمح‌نظر آنان قرار نگرفته است. در تاريخ معاصر ايران نيز محققان در جريان سياست‌هاي کشف حجاب رضاخان پهلوي، بي‌حجابي را عمدتاً به‌مثابه يک آسيب اجتماعي، اغلب در ميدان فيزيکي شهرها و ديگر محافل عمومي فيزيکي مدنظر قرار داده‌اند. اين مقاله کوشيده با بهره‌گيري از آراء مارتين هايدگر، ژاک دريدا و مکتب ‌فرانکفورت به تمايز هستي‌شناختي بي‌حجابي در فضاهاي سايبري ـ مجازي (اعم از عکس، فيلم و مانند آن) نسبت به فضاي فيزيکي ـ اجتماعي اشاره کند. نتيجه توجه به اين تفاوت آن است که اولا،ً بي‌حجابي مجازي از طريق فرايند اعمال سلطه ناخودآگاه بر مخاطب، نوعي آسيب اجتماعي در جامعه اسلامي و ايراني تلقي مي‌شود؛ زيرا با هويت تاريخي و مباني آن سازگار نيست. ثانياً، بايد به سبب ماهيت مجازي آن، نه‌تنها از منظر اسلامي، بلکه از منظر عامِ جامعه انساني نيز آسيب اجتماعي محسوب ‌شود.

کليدواژه‌ها: بي‌حجابي، فضاي مجازي، آسيب اجتماعي، مباني اسلامي، جامعه ايراني.

 

 

اين مقاله در همايش ملي «مواجهه با آسيب‌هاي اجتماعي از ديدگاه اسلام» که در 26و27 دي‌ماه 1400 در دانشگاه شاهد تهران برگزار شد، ارائه گرديده و از حمايت اين همايش برخوردار گرديده است.
 

سال انتشار: 
1401
شماره مجله: 
50
شماره صفحه: 
67