معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سیزدهم، شماره دوم، پیاپی 50، بهار 1401، صفحات 49-66

    بدن در سبک زندگی دینی و سکولار

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    اسماعیل علی خانی / استادیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران / E.Alikhani@irip.ac.ir
    چکیده: 
    با توجه به تفاوت در بینش ها و گرایش ها، دو نوع سبک زندگی دینی و غیردینی (سکولار) وجود دارد. از موضوعات مهم در این دو گونه سبک زندگی، بدن انسان و نقش آفرینی آن در کمال، سعادت، هویت بخشی و ایجاد آرامش برای فرد است. در جامعه امروزی، بدن یک سرمایه نمادین و سرمایه اجتماعی و دارای جایگاه منزلتی و کارکردی است و اهمیت آن تا جایی است که با دانش ها و موضوعاتی نظیر «جامعه شناسی بدن» و «مدیریت بدن» سعی در مدیریت آن دارند. در سنت ادیان توحیدی نیز بدن دارای جایگاه ویژه کارکردی است. این نوشتار نخست به موضوعات مرتبط با بدن، نظیر چیستی و جایگاه بدن، جامعه شناسی بدن، مدیریت بدن و رابطه بدن با زیبایی پرداخته و در ادامه، چند کارکرد بدن، نظیر کارکرد هویتی، تجاری و نمایشی را در دو نگرش دینی و سکولار واکاوی کرده است. حاصل این نوشتار که به روش کتابخانه ای، تطبیقی و تحلیلی صورت پذیرفته، این است که به رغم جایگاه ویژه بدن در هر دو رویکرد، تفاوت بنیادینی در نوع نگاه به بدن، تعریف و کارکرد آن و نیز مبانی، اهداف و انگیزه های توجه به بدن وجود دارد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Body in a Religious and Secular Lifestyle
    Abstract: 
    There are two types of religious and non-religious (secular) lifestyles, considering the different insights and tendencies. The human body and its role in perfection, happiness, identity and creating peace for the individual is one of the important issues in the two lifestyles. The body, in today's society, is a symbolic capital and a social capital and has a status and function. It is so important that some try to manage it with sciences and topics such as "sociology of the body" and "body management". In the tradition of monotheistic religions, the body has a special functional status as well. This article first deals with issues related to the body, such as what is the body and its position, sociology of the body, body management and the relationship between the body and beauty; then it analyzes several body functions, such as identity, commercial and dramatic functions, in both religious and secular perspectives. The result of this paper - done by library, comparative and analytical methods - is that despite the special position of the body in both approaches, there is a fundamental difference in the type of view to the body, its definition and function, and the principles, goals and motivations of paying attention to the body.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    «سبک زندگی» (Lifestyle) مفهومی نسبتاً جديد در ادبيات علوم اجتماعی است؛ چنان‌که بعضاً پديدار شدن آن را در زمره اختصاصات جامعه امروزی قلمداد کرده‌اند، هرچند زندگی افراد بشر در طول تاريخ و در جوامع گوناگون همواره براساس مجموعه‌ای از قواعد و مناسبات رفتاری معين، نظم و نسق يافته است.
    نخست کسانی همچون ماکس وبر، جرج زيمل، تورشتاين وبلن و آلفرد آدلر در سال‌های آغازين قرن بيستم به مفهوم «سبک زندگی» توجه کردند؛ اما پس از نيم قرن اين موضوع به افول گراييد. مجدداً از سال 1961 اقبال متفکران، به‌ويژه جامعه‌شناسان به آن گرایید.
    دو نوع کلان سبک‌ زندگی با توجه به تأثير بينش‌ها و نگرش‌ها در آن،‌ سبک زندگی «دينی» و «غیردینی» (سكولار) - اعم از الحادی و مادی ـ است. مبانی هر سبک زندگی مستلزم يک‌ سلسله روبناها و کارکردهاست. به ‌بيان ‌ديگر، انتخاب مبانی خاص سبک زندگی موجب شکل‌ دادن به موقعيت‌های فردی و اجتماعی شخص (يعنی سبك زندگی) می‌شود؛ نوع خريد، نوع تفريح، عضويت در گروه‌های اجتماعی و شيوه مديريت بدن. هريك از طرفداران سبك زندگی دينی و سكولار برای نيل به اهداف و ارزش‌هايی تلاش می‌كنند كه در جامعه آنان تثبيت شده است.
    يكی از جلوه‌های مهم سبك زندگی امروز، به‌ويژه سبك زندگی غيردينی، بدن‌گرايی يا توجه افراطی به بدن است. به بيان متخصصان، در دنيای معاصر، بدن به منبعی برای سرمايه‌‌های اجتماعی تبديل شده است. با افزايش اهميت «خود» و «فردگرايی»،‌ که از پيامدهای جامعه نوین است، بدن به‌مثابه واضح‌ترين و آشکارترين حامل، خود جايگاه ويژه‌ای در زندگی و تعاملات روزمره يافته است و نقش مهمی ايفا می‌کند. در سبک زندگی مصرفی و نوین، بدن دربرگيرنده  نوعی علاقه ‌ تجاری، نمايشی و آرامشی است.
    از سوی ديگر، در اديان توحيدی نيز بدن از جايگاه ويژه‌ای برخوردار است و بخش معتنابهی از احكام، موضوعات و شعائر دينی به بدن و مسائل آن مربوط است.
    اين نوشتار درصدد ارائه تصويری، هرچند مختصر، از بدن،‌ اهميت و كاركرد آن، به‌مثابه يکی از دارايی‌های انسان، در دو سبك زندگی دينی و سكولار است.
    تعريف «بدن»
    با توجه به نوع نگرش يك آیين يا مكتب به انسان و تعريف از او، تعريف از بدن نيز متفاوت خواهد بود. در مكاتب مادی و سكولار، انسان تك‌ساحتی و صرفاً مادی است و بعد ديگری برای او تصور نمی‌شود. در تعريف مادی‌نگر از انسان، «بدن» رکن اساسی تصور از خود است و نقش مهمی در توانمندی‌ها و موفقيت او دارد. در دنيای امروزی انسان‌ها به‌منظور انجام تعامل با جامعه اين دارايی را کنترل کرده، به نمايش می‌گذارند (شیلینگ، 1993، ص 82).
    با توجه به اين تعريف، بدن اصالت دارد و هويت‌بخش انسان است. در اينجا بدن انسان نقطه آغازين و ملموس ارتباط او با ديگران و اولين رسانه‌ای است که آدمی با آن خود را به ديگران معرفی مي‌کند. جامعه ابزارها، مهارت‌ها و کالاهايی در اختيار افراد قرار می‌دهد تا خود را از طريق بدن به ديگران معرفی کنند، پذيرش ديگران را بطلبند و احساس خوشايندی در خود و ديگران ايجاد کنند.
    اما در تعريف دينی از انسان، كه به دوساحتی بودن انسان باور دارد و او را متشكل از روح و بدن و بعد مادی و معنوی می‌داند و همه هويت و اصالت را به روح او می‌دهد، بدن بخش فرعی انسان و در خدمت روح و - درواقع - اهداف متعالی انسان است. به ‌بيان ‌ديگر، بدن ابزار و مركب كمال روح و تحقق‌ بخشيدن به آرمان‌های آن است (صدرالمتألهين، 1363، ‌ص 56).
    به ديگر سخن، همه انديشه‌ها، آرمان‌ها، احساسات، هنجارها و همه تجليات رفتاری فرد از آنِ روح و ناشی از روح است و بدن در حکم قالب اين محتوا و ابزاری برای انجام فعاليت‌های آن و بالفعل شدن استعدادها و كمالات بالقوه روح است. بنابراين، همه فضايل اخلاقی و انسانی ریشه در روح دارد و هنگام تعارض ميان خواسته‌های روحی و جسمی، حق تقدم با خواسته‌های روحی است. جسم ابزاری در خدمت روح و کارکردهای آن است.
    البته لازمه  ابزاری بودن جسم بی‌اهميت بودن آن و ناديده ‌انگاشتن آن نيست. جسم در اين نگرش نيز دارای اهميت ويژه‌ای است و قرآن كريم برای هريك از اعضای بدن کارکردهايی قائل است و‌ به اين نکته تصريح می‌کند که صاحبان اين اعضا از كاركردشان بازخواست خواهند شد: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» (اسراء: 36).
    همچنان‌‌که لازمه ابزار بودن يك چيز آن است كه در جهت هدف منظور به‌كار گرفته شود و خود تبديل به هدف نشود، اگر بدن از مركب معراج روح به مرتع لذت‌های جسم فروكاسته شود، هدف انسان از تكامل روح به تكامل بدن تنزل می‌يابد (شه‌گلی، 1399، ص 15) و به جای اينكه بدن در خدمت كمالات روح باشد، روح در خدمت لذت‌های بدن قرار می‌گيرد. غزالی با بيان اين نكته كه انسان‌ها همگی در مسير سفر آخرت قرار دارند، نگاه ابزارانگاری حداقلی به بدن را در حد ضروری می‌داند: «فی السفر الآخرة لايشتغل بتعهد البدن الاّ بالضرورة» (غزالی، بی‌تا، ج 9، ص 195).
    جامعه‌شناسی بدن
    در سال‌های اخير، بدن انسان موضوع مهم مطالعه جامعه‌شناسان معاصر قرار گرفته است. اهميت بدن نه‌تنها در تحقيقات تجربی، بلكه در نظریه‌پردازی‌های جامعه‌شناختی آشكار شده است (هاوسون و اینگلیس، 2001، ص 1297).
    «جامعه‌شناسی بدن» شاخه‌ای از جامعه‌شناسی است که ماهيت اجتماعی جسمانيت بدن، نمايش اجتماعی بدن، گفتمان‌های حاکم بر بدن، تاريخ اجتماعی بدن و تعامل پيچيده ميان بدن، جامعه و فرهنگ را بررسی مي‌کند (ترنر، 1994، ص 36).
    هرچند بدن انسان‌ها در طول تاريخ مطمح‌نظر پزشکان، متخصصان زيبايی، سياستمداران و دیگران بوده، اما در اواخر قرن بيستم بود که بدن به صورت جدی برای جامعه‌شناسان به يک مسئله مهم تبديل شد (فرانک، 1990).
    تغييرات گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سياسی، نظير تغييرات جمعيت‌شناختی، فناوری‌های نوين پزشکی، جنبش‌های فمينيستی،‌ رشد فرهنگ مصرفی، آثار برخی از جامعه‌شناسان و در نهايت، سياسی‌شدن بدن‌ها موجب توجه ويژه به بدن در مطالعات اجتماعی و فرهنگی معاصر شد (ر.ك: هاوسون، 2005، ص 18؛ نلوتن، 1995؛ شیلینگ، 1993).
    مفهوم «جامعه‌شناسی بدن» برای اولين بار توسط برايان ترنر در دهه 90م مطرح شد. ترنر مباحث خود را از جامعه‌شناسی پزشکی به جامعه‌شناسی بدن تعميم داد. وی با کتاب جامعه و بدن (The Body & Society: Explorations in Social Theory, 1996) برای اولين بار به‌طور مستقل به جامعه‌شناسی بدن پرداخت.
    برايان ترنر معتقد است: بدن در نظام‌های اجتماعی امروزی زمينه اصلی فعاليت فرهنگی و سياسی شده است. صنعت زيبايی، ضمن ارائه دانش‌ها و مهارت‌‌های ويژه به‌ كارفرمايان و اشخاص، بر اهميت رو به رشد آن دسته از اشكال اجتماعی هويت بدنی كه از نظر اجتماعی پذيرفته شده‌اند، افزود (ولینگتون و بریسون، 2001، ص 993).
    نكته جالب توجه درباره جايگاه بدن از منظر دين، اينجاست كه پيش از آنكه جامعه‌شناسان امروزی به موضوع بدن ذیل عنوان «جامعه‌شناسی بدن» بپردازند، اديان توحيدی با بيان اهميت بدن انسان، نظير فرودگاه روح الهی بودن و جايگاه آن در همراهی با روح انسان برای كمال و سعادت و همگامی با آن در سفر غايی انسان و پيچيدگی آفرينش آن به‌مثابه جلوه حكمت خداوندی، صفحه گسترده و مهمی را ـ هرچند نه با اين عنوان ـ برای بدن گشوده‌اند كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد:
    منزلت بدن
    توجه به بدن در دهه‌های اخير، به‌ويژه در جوامع مصرفی و سکولار به‌‌گونه‌ای است که به موازات کاربرد استعاره‌هايی نظير بازگشت به فرهنگ يا بازگشت به زبان،‌ در اشاره به رواج انديشه‌های پسامدرن و پساساختاری، می‌توان از استعاره‌های «جامعه بدنی» (somatic society) (ترنر، 1996) يا «عصر بدن» (somatic turn) (هنکوک و همکاران، 2000) نيز سخن گفت (ذکايی، 1386).
    از نظر بورديو، بدن يك «ماهيت ناتمام» و حامل ارزش‌های نمادين و هنجارهای اجتماعی است (لوپس و اسكات، 1385، ص 161؛ شیلینگ، 1993، ص 127). در چنين رويكردی بدن عرصه‌ای برای بازآفرينی اجتماعی و فرهنگی به‌شمار می‌آید.
    به باور فوكو،‌ بدن‌های فيزيكی هميشه و همه‌ جا بدن‌های اجتماعی هستند. او در كتاب مراقبت و تنبيه درباره  قدرت بدن می‌نويسد:
    در عصر كلاسيك، بدن به‌منزله ابژه و آماج قدرت كشف شد. به‌سادگی می‌توان نشانه‌هايی از اين توجه گسترده به بدن را يافت؛ بدنی كه دستكاری و مديريت می‌شود، ساخته می‌شود، تربيت و رام می‌شود؛ بدنی كه اطاعت می‌كند، پاسخ می‌دهد، مهارت می‌يابد يا نيروهايش افزايش می‌يابد (فوكو، 1388، ص170).
    بنابراين، از منظر او، بدن واسطه‌ای برای اعمال و ابراز قدرت است.
    به گفته گافمن، توجه بيش از حد به بدن در دنيای امروز موجب شده است بدن برای عده‌ای تبديل به يك آیين و منسك و محلی برای پرستش شود. به باور او، توجه بيش از حد به وضعيت بدن و ظاهر آن در يك چارچوب آیينی قابل فهم است (گافمن، 1963، ص 124).
    در رويكرد دينی نيز بدن از جايگاه برجسته‌ای برخوردار است. ارزش بدن و سلامت آن در دين تا آنجاست که برخی از انديشمندان اسلامی بر اين باورند که پيامبران الهی در آغاز نبوت و رسالت خود، بايد دارای بدنی سالم و به‌دور از عيب و نقص باشند. درواقع، يکی از قابليت‌های فرد برای تصدی مقام نبوت و جانشينی پيامبر، سلامت جسم اوست. پيامبر يا امام بايد از نظر جسم، کامل‌ترين و معتدل‌ترين مردم عصر خويش باشند (مکارم شيرازی، 1373، ص 197).
    از منظر دينی، بدن منزلگاه روح الهی (ص: 72؛ حجر: 29) و شايسته رستاخيز و حضور در پيشگاه خداوند است. در اين نگاه، به‌رغم اينكه بدن زندان روح است، اما مركب بادپايی است كه در سفر زندگی، روح بر آن سوار است (نصر، 1389، ص 451).
    بدن انسان منشأ الهی دارد و به‌دست خداوند ساخته شده و با عملكرد شگفت‌انگيزش تجلی‌گر حكمت خداوند است. به همين دليل است که در سخن نبوی بدن امانت الهی در دست بشر دانسته شده و توصيه گردیده است که افراد در حفظ و مراقبت از آن بکوشند (نجفی، 1423ق، ج 8، ص 370).
    در اديان توحيدی، در انجام عبادات و مناسك مذهبی، بدن نقش مهمی ايفا می‌كند. انجام بسياری از شعائر دينی همراه با جسم و حركات بدنی است و همواره بدن رکن اساسی عمل به‌شمار می‌رود (نصر، 1389، ص 459). به‌ بيان ‌ديگر، بدن انسان رفيق و همراه و همسفر روح برای نيل به كمال است و كمال انسان در گرو عملكرد روح و جسم. حتی بزرگ‌ترين سير عرفانی عالم، يعنی سفر شبانه و معراج نبی مكرم به ملكوت، جسمانی بود. اين امر بيانگر اين واقعيت است كه روح بدون جسم نمی‌تواند به كمال حقيقی خويش نایل آيد.
    يکی از کارهای مرضی خداوند متعال و ـ درواقع ـ معامله با خداوند (بقره: 207) نيز که بدن در آن نقش مهمی ايفا می‌کند جهاد در راه خدا ـ به‌معنای عام و خاص آن است ـ يعنی: هر کاری که در راه اعتلای ارزش‌های الهی و دين خدا باشد ـ که برجسته‌ترين و خاص‌ترين آن ـ نبرد و مبارزه با دشمنان خدا و دين است. بخش عمده‌ای از فشار و مسئوليت جنگ و نبرد بر عهده بدن شخص مجاهد است. بدن در اينجا نقش مهمی در پيشبرد اهداف دين ايفا می‌کند.
    قرآن در توصيف طالوت که از برگزيدگان الهی بود، به اين ويژگی او برای مبارزه با دشمنان اهل ايمان اشاره می‌کند که خداوند به او قدرت جسمانی و وسعت دانش بخشيد (بقره: 247).
    اميرمؤمنان علي از خداوند درخواست می‌کند که در راه خدمت به خداوند و دين او بدنش را قوی گرداند: «قوّ علی خدمتک جوارحي» (دعای کميل).
    بدن در حقيقت غايی انسان نيز نقش ايفا مي‌كند. در اديان توحيدی، معاد جسمانی و باور به سهيم‌ بودن بدن در سرنوشت پايانی انسان جايگاه ويژه‌ای دارد. در قرآن بیشتر توصيف‌ها از بهشت و لذت‌های آن، با تعابير جسمانی و حضور و نياز بدن همراه است.
    راز توجه جدی اديان، به‌ويژه اسلام به ساحت بدنی انسان در قالب دستورهای شرعی حرام، حلال، مستحب، مكروه و مباح و نيز بهداشت و سلامت جسم را بايد در پيوند تنگاتنگ بدن با روح جست. بدن به سبب ارتباط گسترده با روح، پيوسته دارای احكام ويژه‌ای است (شه‌گلی، 1393). مفسر بزرگ، طبرسی، درباره اهميت بدن در زندگی انسان‌ می‌گويد: «هر انسانی برای رسيدن به كمال، نياز به تربيت جسم و روح خود دارد... پس هركس همت و تلاش خود را تنها معطوف به اصلاح بدن خود نمايد، درواقع از حقيقت انسانيت خارج شده است؛ همچنان‌كه اگر كسی تمام تلاش خود را مصروف آخرت كند و در اصلاح بدن خود بي‌توجه باشد، نيز به كمال نمي‌رسد» (طبرسی، 1380، ص 16).
    در نگرش دينی، برخلاف نگرش كمّی و مكانيكی که به بدن در حد يك ماشين مكانيكی و پديده‌ای اجتماعی نگاه می‌شود، بدن انسان مقدس و سرشار از اسرار است؛ چنان‌كه در انجيل می‌خوانيم: «بدن شما هيکل روح‌القدس است» (اول قرنتيان، 20:6) و نيز قرآن کریم می‌فرماید: «خداوند از روح خويش در جسم انسان قرار داد» (سجده: 9)؛‌ يعنی بدن انسان منزلگاه روح الهی است و بنابراين همچون معبدی مقدس است (نصر، 1389، ص 435).
    ازهمين‌روست كه انسان مالك مطلق‌العنان بدن خويش نيست و نمی‌تواند هر كاری با آن انجام دهد.
    متفكران مسلمان، نظير عارفان، حكما و دانشمندان علوم طبيعی به بيان‌های متفاوت، درباره اهميت معنوی جسم و نقش آن در نيل به مقامات معنوی، نماد بودن بدن و ارتباط آن با حقيقت كيهانی، و سلسله‌‌مراتب جسم در دنيا، برزخ و آخرت مداقه کرده‌اند (براي نمونه، ر.ك: مراتا، 1992؛ چيتيك، 1989؛ كربن، 1978). اخوان‌الصفا سه رساله از 51 رساله رسائل خود را به بحث درباره بدن انسان اختصاص داده‌اند: رساله سيزدهم با عنوان «رساله جسمانی طبيعی»، رساله بيست و ششم با عنوان «گفتار حكما درباره انسان به‌مثابه‌ عالم صغير»، و رساله سی‌و‌چهارم با عنوان «گفتار حكما درباره  انسان به‌مثابه عالم كبير».
    ابوحامد محمد غزالی، متفكر دينی قرن يازدهم، نيز می‌نويسد:
    علم شناخت تركيب تن و منفعت اعضای وی را علم «تشريح» گويند و آن علمی عظيم است، و خلق از آن غافل باشند و نخوانند؛ و آنچه خوانند از برای آن خوانند تا در علم طب استاد شوند... اما... نظر در تفصيل آفرينش تن آدمی كليد معرفت صفات الهيت است. بر اين وجه،‌ همچنين مفتاح علم است به عظمت صانع ـ جل جلاله ـ و اين نيز بابی از معرفت نفس است (غزالی، 1378، ص134).
    بعدها ابن‌عربی در چند اثر خود، به‌ويژه الفتوحات المكيه به اهميت بدن انسان پرداخت. وی در اين كتاب با استناد به آيات قرآن به تبيين بدن انسان و حكمت موجود در آن پرداخت. همچنان‌كه در كتاب ديگری به نام التدبيرات الالهية فی اصلاح مملكة الانسانية مستقيماً اهميت معنوی بدن انسان را تبيين کرد. او در فصل اول و سوم اين كتاب به اين حقيقت دينی اشاره می‌كند كه انسان خليفه خداوند است و خليفه الهی در جسم او ساكن است و بدن خانه اوست. بنابراين، بدن انسان منزلگاه متعالی‌ترين حقيقت آفرينش، يعنی روح خداست (نصر، 1389، ص 485).
    مديريت بدن
    امروزه از مهم‌ترين موضوعات مربوط به «‌سبك زندگی»، نوع نگاه به بدن و نحوه رفتار با آن است كه با عنوان «مديريت بدن» مطرح است. هر جامعه‌ای به واسطه فرهنگ خويش برای نحوه رفتار كنشگران با «بدن» خود هنجارهايی تعيين می‌كند؛ جامعه دينی هنجارهای دينی، و جامعه سكولار هنجارهای مادی را.
    مديريت بدن در رويكرد سكولار، هرگونه نظارت و دستكاری پيوسته خصوصيات ظاهری بدن، در قالب اعمال جراحی، رويه‌های پزشكی و حركات ورزشی است (چاووشيان، 1381).
    فرهنگ مصرفی مسئوليت حفاظت و نگهداری از بدن را به خود فرد می‌سپارد و او را تشويق می‌کند تا از راهبردهای ابزاری برای مبارزه  با افول و فساد بدن خويش استفاده کند و اين ايدئولوژی را ترويج کند که بدن ناقل لذت و خودابرازی است (فاذستون، 1991، ص 170).
    به باور بورديو، ميزان مديريت بدن، مطابق ميزان برخورداری افراد از سرمايه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، متفاوت است. طبقه  فرودست جامعه به توسعة جنبه ابزاری بدن گرايش دارد، و حال آنكه طبقه فرادست به بعد زيبايی‌شناختی بدن ـ به‌منظور دستيابی به زيبايی، جذابيت و سلامت آن ـ توجه دارد (جرجان، 2000، ص 141).
    در دين نيز با مديريت بدن مواجهيم؛ اما هدف و ميزان اين مديريت تفاوت فاحشی با مديريت بدن در نگاه سكولار دارد. در نگرش سكولار، بدن انسان یک «شیء» كاملاً‌ عينی در نظر گرفته می‌شود كه با يك وجه از حقيقت انطباق دارد و به هيچ وجه به حقيقت كامل بدن انسان توجه نمی‌شود؛ حقايقی كه هيچ‌گاه خود را بر روی صفحات دستگاه‌های MRI و اشعه X و اتاق‌های عمل زيبايی فاش نمی‌سازد (نصر، 1389، ص 488).
    در نگاه دينی مديريت بدن برای حفظ سلامت، قدرت، آراستگی و نشاط آن به‌منظور استفاده ‌بهينه و مطلوب از آن در جهت اهداف الهی و انسانی است كه عموماً جمع‌گرايانه و غيرسودگرايانه است. به همين سبب است كه پيوسته ميانه‌روی در پوشش، آراستگی، خوردن و خوابيدن و مانند آن مدنظر است. برای نمونه، مؤمنان از به‌كارگيری لباس شهرت و خانه و مركب شهرت و همه چيزهايی كه آنان را در نظر ديگران ويژه می‌سازد منع شده‌اند (ر.ك: حرعاملی، 1402ق، ج 5، ص 24و30).
    دين، انسان‌ها را آگاه می‌سازد كه برای اهداف معقول و دين‌پسند، ظاهر خويش را آراسته و بدن خود را سالم و قوی نگاه ‌دارند. در اينجا، هرچند بدن مهم است، اما همواره فرد توجه دارد كه بدن او فقط بخشی از حقيقت اوست، نه كل آن. بنابراين همه توجهات را به سمت آن معطوف نمی‌دارد و تحت تأثير هنجارهای اجتماعی مرتبط با بدن نيست و كاميابی يا ناكامی را با هنجارهای بدنی تعريف نمی‌كند. به ‌بيان ‌ديگر، دين‌، با وجود احترام به بدن انسان و در نظر گرفتن جايگاه ويژه برای آن، فرد را برابر با «بدن» نمی‌داند. دين با احكام و اعمال مذهبی، به فرد كمك می‌كند تا بدن را همچون يك «ابژه» كنترل و مديريت كند.
    دين نقش مهمی در نظم ‌بخشيدن به بدن و مهار آن در پالايش روحی و اهداف فيزيکی دارد. آموزه‌های اسلام درباره بدن مبتنی بر حفظ جسم از آفت‌ها و آسيب‌ها، سلامت، پرورش و تقويت آن است. پرورش بدن ـ به معنای واقعی آن ـ يعنی: تربيت، تقويت، سالم نگاه‌داشتن و نيرومندکردن بدن، که بی‌شک ممدوح و از ضروريات اسلام است.
    حكمت تأكيد اسلام بر دستورهای بهداشتی فراوان، تقويت بدن است و حرمت بسياری از کارها در فقه اسلامی به سبب مضر بودن برای بدن. اصلاً يك اصل كلی در فقه اين است كه هرچه ضرر قطعی معتنابهی برای بدن داشته باشد يقيناً حرام است، اعم از اينكه حرمت آن در كتاب و سنت آمده باشد يا نه. البته واضح است كه تقويت و پرورش بدن در دين به‌ خودی خود مطلوب و بنابراين هدف نيست، بلكه چون وسيله‌ای برای سلامت روح و فعاليت‌های آن است، سفارش شده است (مطهری، 1390، ج 22، ص 689-690).
    بدن و زيبايي
    در جامعه مصرفی، زيبايی و زشتی نسبی است و بسته به عوامل محيطی، فرهنگ و دوره تاريخی آن جامعه متغير است. در اينجا زشتی و زيبايی فرد از دريچه نظر ديگران، اعم از افراد عادی يا متخصصان، نظير کارگزاران تجاری و رسانه‌ای داوری می‌شود.
    نظام سرمايه‌داری مردم را به اين باور رسانده که زيبايی فرمولی کاملاً انعطاف‌پذير است و می‌توان آن را به شیوه‌های گوناگون به‌دست آورد. راه‌های نيل به زيبايی در موضوعات مربوط به بدن، دستکاری اندام در قالب بدن‌سازی، جراحی پلاستيک، رژيم غذايی و مانند آن، آراستن بدن با انواع لوازم آرايشی و معطر و نيز آراستن آن با انواع لباس‌های مد، جواهرات و زينت‌آلات است (هانسن، 2002).
    این در حالی است که جذابيت و زيبايی با معيارهای خاصی ارائه می‏شود که غالب افراد فاقد آن هستند. کالاهای بازار سرمايه‌‏داری برای دست‌ يافتن افراد به زيبايی و جوانی به کمک ايشان می‌‏آيند. در اين رويکرد، جوانی و زيبايی ذاتی و موروثی نيست، بلکه ويژگی‌‏هايی ساختنی است که اگر آدمی قادر به خريد آن باشد، می‌تواند به آن دست يابد. وسايل آرايشی گوناگون، جراحی‏های زيبايی، کلاس‌های ورزشی و زيبايی اندام، همگی خدماتی هستند که در اختيار کسانی قرار می‏‌گيرند که بخواهند به اين الگوها نزديک شوند. اين خدمات به افراد کمک می‌‏کند تا صاحب مفاهيمی همچون زيبايی شوند، و يا «جوانی» را که مفهومی مشمول زمان و گريزنده است، به امری ثابت و پايدار مبدل سازند (حاجی‌ميری، 1395).
    در نتیجه رويكرد توجه بيش از حد به بدن و بدن‌آرايی موجب كالايی شدن، سكولار و عرفی شدن و شهوانی گردیدن زيبايی شده است.
    در سبك زندگی دينی، زيبايی صرفاً در امور ظاهری خلاصه نمی‌شود و شامل انواع زيبايی‌های مادی و معنوی می‌شود. در برخی احاديث، علم، ادب، صداقت، بردباري، عدالت، قناعت، سکوت و عفو و گذشت زيبايی به‌شمار آمده‌اند (براي مطالعة بيشتر، ر.ك: تميمی آمدی، 1366). البته، دين به آراستگی و زينت بدن در حد اعتدال توجه دارد و در سيره عملی انبيا و امامان معصوم نيز چنین توجهی به‌وضوح ديده می‌شود؛ همچنان‌كه قرآن كريم با پرسشی انكاری از مردمان می‌پرسد: چه كسی مانع استفاده از زيبايی‌ها‌ و آراستگی‌هايی است كه خداوند برای بندگانش در نظر گرفته است؟ (اعراف: 32).
    سخنی از امام حسن مجتبي درباره زيبايی چنين است: «خداوند زيباست و زيبايی را دوست دارد و من برای پروردگارم خويش را می‌آرایم» (مجلسي، 1403ق، ج 80، ص 175).
    سخنان و عملكردهای فراوانی از بزرگان دين درباره آراستگی و زيبا‌سازی خويش و خوشبو كردن بدن، حتی در زمان فقر و تنگدستی، به‌ويژه در روز جمعه و اعياد وجود دارد (ر.ک: كلينی، 1413ق، ج 2، ص 231؛ ج 3، ص 417؛ ج 6، ص 442و512؛ طبرسی، 1371، ص 33-35؛ حرعاملی، 1402ق،‌ ج 5، ص 6و11).
    حکيمان مسلمان نيز غالباً زيبايی را در امور معنوی و معقول ديده‌اند. فارابی در تعريف «زيبايی»، آن را کمال می‌داند و بر اين باور است كه هر قدر موجود به کمال نهايی‌اش نزديک‌تر شود زيباتر می‌گردد؛ چنان‌كه او زيباترين موجود را موجود اول (خدای متعال) مي‌داند.
    الجمال و البهاء و الزينة فی كل موجود هو أن يوجد وجوده الافضل و يحصل له كماله الأخير (فارابی، 1995، ص43).
    ابن‌سينا در رسالة فی العشق، زيبايی را مشتمل بر نظم، ترکيب و اعتدال می‌داند. او همچنين در الهيات نجاة می‌نويسد: زيبايی و جمال هر چيزی هنگامی بروز می‌يابد که آن چيز همان بشود که بايد باشد؛ يعنی به كمال مدنظرش دست يابد: «جمال كل شيء و بهائه هو ان يكون له ما يجب له» (ابن‌سينا، 1379، ص 17و590).
    چنان‌كه از تعريف اين دو حكيم مسلمان پيداست و با توجه به اين باور دينی كه كمال انسان‌ها شكوفايی جلوه‌های اخلاقی، رفتاری، علمی و معنوی آنان است، كسانی زيباترند كه اخلاقی‌تر، معنوی‌تر و انديشمند‌ترند. به ‌بيان‌ ديگر، كسانی زيباترند كه به خدای متعال نزديك‌ترند. بنابراين دين نه‌تنها مخالف حس زيبايی‌خواهی نيست، بلكه آن را تقويت نيز می‌كند و انسان‌ها را تشويق می‌نماید به زيبای حقيقی و زيباترين موجود عالم، يعنی كمال محض و خدای زيبا نزديك شوند.
    در اينجا توجه به چند نكته لازم است:
    نخست اينكه تأكيد اصلی دين بر زيبايی باطنی و معنوی است و زيبايی ظاهری در مرتبه  بعدی قرار دارد.
    دوم‌ اينكه در زيبايی ظاهری، اثرات فردی و اجتماعی اين آراستگی، نظير نشاط و شادابی فردی و اجتماعی، امنيت روانی، ايجاد پرهيز از تنفرآفرينی در جامعه، احترام به ديگران، حفظ حيا و عفاف خانوداگی مدنظر است، نه خودنمايی و دلربايی (ر.ك: کلينی، 1413ق، ج 6، ص 442) و آلودن ديگران به تباهی‌های اخلاقی و جنسی و ايجاد چشم‌‌وهمچشمی. به‌ بيان‌ ديگر، زيبايی ظاهری نيز در جهت همان زيبايی معنوی است. تحقيقات نيز نشان می‌دهد که به ميزان فزونی دينداری افراد، ميزان مديريت نمايشی بدن نيز رو به کاهش می‌نهد و بعکس (ر.ک: فاتحی و اخلاصی، 1387). تعبير ديگر اين است که به ميزان توجه به بدن، توجه به روح و جان و سلامت و آرامش و خواسته‌های آن کم می‌شود و بعکس.
    سوم اينكه آنچه «عمل جراحی زيبايی» ناميده می‌شود، در صورتی از منظر دين مجاز است كه يا به حد اضطرار و ضرورت برسد (همچون سوختگی) يا انجام آن عقلايی باشد و موجب آسيب به بدن نشود و منع شرعی واضحی در برابر آن وجود نداشته باشد؛ مانند آسيب زدن به بدن برای مدتی طولانی يا تماس با نامحرم برای انجام آن، يا تغيير طبيعت بدن مرد به زن و بعكس.
    بنابراين، حفظ تن از آسيب و حرمت ضرر زدن به آن يکی از شروط اساسی دين برای مواجهه با بدن است. در رويکرد دينی، سلامت بدن از چنان اهميتی برخوردار است که با وجود اهميت كار و تلاش و كسب روزی حلال، سخنی از معصوم می‌فرمايد: كسی كه تلاش توانفرسا و كار مداوم شبانه‌روزی‌اش موجب ناديده‌گرفتن حق اعضای بدن و استراحت آنها شود، كسبش حرام است (كلينی، 1413ق، ج 5، ص 127).
    لازمه بهره‌مندی جامعه ايمانی از انسان مؤمن، سلامت جسم و روان اوست. به همين علت است كه مؤمنان، حتی هنگام مصيبت نيز از آسيب‌زدن به جسم خويش بازداشته شده‌اند و حق ندارند سلامتی خويش را دچار خطر سازند (ر.ك: يزدی، 1385، ج 2، ص 131؛ ج 4، ص 424).
    اهل‌بيت در سخنان فراوانی، با توصيه به مؤمنان در خصوص كم‌خوردن، به‌موقع خوردن، كم‌خوابيدن، حفظ بهداشت فردی و اجتماعی، نظافت و تطهير بدن و مانند آن برای حفظ سلامتی بدن تأكيد كرده‌اند (ر.ك: طبرسی، 1371، ج 41، ص 362؛ تميمی آمدي، 1366، ص 320؛ مجلسی، 1403ق، ج 59، ص 291؛ ابن‌شعبه حرانی، 1394ق، ص 66و100و442؛ صدوق، 1362، ص 258 و 271 و 391و391؛ حرعاملی، 1402ق، ‌ج 7، ص 362). البته شکی نيست که در اين تأکيدها اهداف ديگری غير از حفظ بدن نيز مدنظر است که در جای خود بايد بررسی شود.
    اهميت سلامت بدن از منظر دين تا آنجاست که حتی اگر انجام واجباتی همچون نماز و روزه سلامت آن را به مخاطره اندازد، وجوب آن عمل موقتاً برداشته می‌شود يا چگونگی انجام آن به مقتضای توانايی جسم تغيير می‌يابد.
    كاركرد بدن
    در اين بخش، ضمن اشاره مختصر به سه كاركرد «هويتی»، «تجاری» و «نمايشی» بدن در رويكرد سكولار، به نقد و بررسی اين كاركردها و بيان ديدگاه دين درباره كاركرد بدن مي‌پردازيم:
    الف) بدن و هويت
    از نکات قابل توجه درباره بدن، ارتباط بين منزلت، جايگاه و کسب موفقيت افراد با بدن است. در بسياری از ساحت‌های نظام سکولار، برای کسب موفقيت بايد جلوه و ظاهری موفق داشت؛ روابطی که در سطح کلان بيانگر جايگاه و اولويت بدن در نظام اجتماعی نيز هست، برخلاف نگاه دينی که تنها جلوه و ظاهر شخص ملاك اصلی شايستگی و لياقت نيست، بلكه تعهد، تخصص و توانايی افراد نيز از معيارهای موفقيت است (برای نمونه، ر.ك: يوسف: 55؛ قصص: 26).
    در اين نگاه، بدن حامل ارزش در زمينه‌‌های اجتماعی است و هويت‌‌های افـراد با ارزش‌‌هـای اجتماعی، با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی آنان مـرتـبط است (شیلینگ، 1993، ص 14). از رهگذر بدن است که خودپنداری شکل می‌گيرد و با تغييراتی که در ظاهر بدن ايجاد می‌شود، خودپنداری افراد تغيير مي‌کند (غراب، 1392). مطابق يافته‌های گيملين، بدن در دنيای امروزی يکی از نقاط کانونی هويت است (گیملين، 2006).
    بدن در جامعه امروزی مصرفی، به يک عنصر فرهنگی و سرمايه اجتماعی تبديل شده است. در جامعه مصرفی بدن‌های فيزيکی هميشه و در همه جا بدن‌های اجتماعی هستند. در اينجا هويت افراد ـ البته عموماً زنان ـ با ظاهر آنان پيوند می‌خورد. به ‌بيان ‌ديگر، «ظاهر، بدن و هويت با مصرف‌گرايی قرن بيست‌و‌يکم پيوند خورده است» (فراست، 2003، ص 55).
    بنابراين، در جامعه مصرفی، بدن به منبعی از سرمايه  نمادين تبديل می‌شود؛ یعنی کمتر به اين نکته توجه می‌گردد که بدن قادر به انجام چه کاری است، بلکه از اين نظر بدان نگريسته می‌شود که بدن چگونه به نظر می‌رسد. در چنين جامعه‌ای مديريت بدن مرکز اصلی کسب منزلت و حفظ تمايزهای طبقاتی است (بوردیو، 1984، ص197).
    افراد با به‌كارگيری زبان بدن روايتی خاص از هويت شخصی خويش، برای تماشا و ارزيابی ديگران ارائه می‌دهند. گيدنز معتقد است:
    خودآرايی و تزیين خويشتن با پويايی شخصيت مرتبط است. در اينجا، پوشاک علاوه بر آنکه وسيله مهمی برای پنهان‏سازی يا آشکارسازی وجوه مختلف زندگی شخصی است، نوعی وسيله خودنمايی نيز محسوب می‌شود؛ چراکه لباس، آداب و اصول رايج را به هويت شخصی پيوند می‌زند (گيدنز، 1393، ص 95).
    بررسي بعد هويتي بدن از منظر دين
    نگاه تك‌سويه به بعد ارزشی انسان و او را در ظاهرش خلاصه‌ كردن، ریشه در فرهنگ مصرفی و مادی دارد و برای جوانی و زيبايی و بعد مادی انسان ارزش زيادی قائل است. توجه به برازندگی و تناسب اندام، تلاشی است برای به هم پيونددادن ظاهر بيرونی افراد با مفهوم درونی خود.
    از منظر فرهنگ مصرفی و سرمايه‌داری،‌ افراد فاقد هويت روحی و معنوی و از خود بيگانه‌اند و از ظاهر بدنی خويش نيز متنفرند. بنابراين بايد با خريد کالاها و خدماتی در جهت زيبانمايی بدن اين نقص را جبران کنند. در چنين جامعه‌هايی «بدن‌گرايی» ترفندی برای سرپوش نهادن بر تنهايی انسان امروزی است. او می‌‌خواهد تنهايی خويش را به‌نوعی جبران كند. تنهايی‌ مهم‌ترين دستاورد اخلاقی فردگرايی است و از شاخصه‌های اصلی دنيای نوین به‌شمار می‌رود (احمدی، 1387، ص 43). به بيان نيچه، دنيای امروزی که بشر غربی در آن خدا را کشته، انسان‌ها را به انفراد می‌خواند. بشر فردگرای غربی مثل هر قاتلی تنهاست (همان، ص 45).
    يكی از علل اهميت هويتی بدن در رويكرد سكولار اين است كه بی‌ثباتی و عدم قطعيت جهان امروزی انسان‌ها را دچار سردرگمی و تزلزل در هويت كرده است، و حال آنكه قطعيات حاکم بر جامعه‌های سنتی و دينی موجب پايداری «هويت فردی» می‌شود. در جهان متزلزل نوین، انسان‌ها هر روز با چيزی به دنبال هويت‌بخشی به خويش هستند؛ مصرف بيشتر، تجمل‌گرايی، بدن‌گرايی و مانند آن.
    اما در سبک زندگی دينی، انسان‌ها دارای هويت الهی و فطرت خدايی هستند و بی‌هويت نيستند تا بخواهند با جلوه‌های بدنی به خود هويت ببخشند. در نگاه ايمانی، بدن هويت اجتماعی برای کسی ايجاد نمی‌کند؛ همه هويت يک فرد، علاوه بر مخلوق و بنده خدا بودن، به آگاهی و توانمندی علمی، اخلاقی و معنوی است؛ چنان‌که روايت نبوی می‌فرمايد: «بی‌شک، خداوند به صورت‌ها و اموالتان نمی‌نگرد، بلکه به دل‌ها و اعمالتان می‌نگرد» (ابن‌ ‌ابی‌الحديد، 1404ق، ج 2، ص 181) و «بی‌شک، خداوند به صورت‌ها و بدن‌هایتان نمی‌نگرد، بلکه به دل‌ها و نيت‌هایتان می‌نگرد» (مجلسی، 1403ق، ج 25، ص 331).
    در فرهنگ اسلامی، ظاهر انسان‌ها تنها معيار قضاوت برای خوب و بد يا زشت و زيبا بودن نيست. در اينجا، علاوه بر آراستگی ظاهر و موقر و تميز بودن، امور معنوی و ارزشی نيز مدنظر قرار می‌گيرد. بنابراين، مؤمنان دارای هويت بدنی و روحی و مادی و معنوی هستند و چنين نيست که بخواهند ازخودبيگانگی خويش را صرفاً با خريد کالاها و خدمات زيبانمايی جبران کنند.
    ب) بدن و تجارت
    در مدرنيته متأخر، كه عصر مصرف‌گرايی و سودگرايی است، دقت لازم در مديريت بدن از ضروريات مديريت تجارت است تا با ايجاد نياز روزافزون به مصرف در مردم، موجب رشد روزافزون توليد و در نهايت، سود حداكثری برای صاحبان سرمايه شود. اين مديريت بدن شامل انواع مديريت و انواع بدن می‌گردد؛ مديريت بهداشتی، مديريت پزشكی، مديريت ورزشی و مديريت غذايی؛ و بدن كارگر، بدن مصرف‌كننده و بدن تبليغ‌كننده كالا.
    يكی از مهم‌ترين مديريت‌های بدن، مديريت بدن تبليغ‌كنندگان كالاها و خدمات تجاری است. بی‌شك، يكی از برجسته‌ترين ابزارها برای سوق ‌دادن جامعه به سمت مصرف بيشتر، تبليغات است و يكی از كاراترين شيوه‌های تبليغ، استفاده از بدن‌ زيبا، ورزيده و جذاب، و در درجه اول، بدن زن و جلوه‌های بدنی اوست. برای نمونه، شركت‌های هواپيمايی، برای جلب مشتری بيشتر، از مهمان‌داران زن در هواپيما استفاده می‌کنند و همزمان از این کار دو انتظار دارند: نخست. توجه به نيازهای مسافران؛ دوم. ايجاد شرايطی در محيط به منظور احساس آرامش مسافران. اين مهم در گرو توجه جدی مهماندار زن به نحوه آراستن خويش، لبخندزدن،‌ اطمينان‌بخشی و مانند آن است (شیلینگ، 1993، ص 120).
    هاكشيلد اين موضوع را با عنوان «مديريت عاطفی» بيان می‌كند. «مديريت عاطفی» بدين معناست كه شخص از طريق ايجاد روابط عاطفی و تحريك احساسات طرف مقابل، در محيط و برای كسی كه نياز به آن نيست، موجب پيشبرد اهداف خويش می‌شود. از مصاديق بارز مديريت عاطفی، تدارك بدن سازمانی در ابعاد گوناگون آن است. به باور او، لازمه حضور در سازمان‌های دیوان‌سالار (بروكراتيك)، وجود زنان رسميت‌يافته و برخوردار از جذابيت‌های جنسی لازم است (گاتفرید، 2003، ص 259). از زنان كارمند و شاغل در سازمان‌ها انتظار می‌رود مديريت احساس، تظاهرات بدنی، آفرينش نمايش‌ها و نمايش چهره‌ای خاص از خود بروز دهند (هوکشیلد، 1983، ص 7).
    بررسی بعد تجاری بدن از منظر دين
    چنين رويكردی از منظر اديان توحيدی قابل پذيرش نيست و تعدی به جايگاه و منزلت يك انسان و يك زن و تنزل دادن شخصی مستعد خلافت الهی تا حد عروسك خيمه‌‌شب‌بازی و مبلغ كالاها و خدمات و به استثمار كشيدن او در برابر اندك سود اقتصادی است.
    بزرگ‌نمايی بيش از حد بدن و اهميت اجتماعی و هويت دادن به آن و سوق دادن افراد به سمت استفاده فزاينده از باشگاه‌های بدن‌سازی، و لوازم و اعمال جراحی زيبايی در جهت دستيابی به تمايز و برتری اجتماعی نيز در دين پذيرفتنی نيست و سوء‌استفاده  از نياز افراد به تمايز و هويت و غفلت از زيبايی‌های معنوی است.
    بدن از منظر دينی نقش مهمی در تجارت اجتماع و معيشت خانواده و فرد ايفا می‌کند. روايات فراوان اسلامی که بر منزلت کارگر و اهميت کار او تأکيد می‌کند و او را همچون مجاهد راه خدا توصيف می‌نماید، عمدتاً به کار جسمی و بدنی اشاره دارد (ر.ك: متقی هندی، 1409ق، ج 4، ص 8؛ كلينی، 1413ق، ج 5، ص 74). اهميت بعد شغلی و حرفه‌ای بدن مؤمنان مربوط به تأمين معيشت خانواده، حفظ ارکان اقتصادی جامعه ايمانی و بی‌نياز ساختن آن از بيگانگان است.
    پيامبر خدا و امامان معصوم كارهای بدنی می‌كردند؛ همچون دامداری، كشاورزی و باغداری. به سخن امام صادق، اميرمؤمنان علي از دسترنج خود هزار برده آزاد كرد (كلينی، 1413ق، ج 5، ص 74).
    ج) بدن و نمايش
    در رويكرد غيردينی، چون اهداف الهی و دينی مطرح نيست، برداشت از «خود» غالباً با رهيافت نمايشیِ فرد شكل می‌گيرد؛ يعنی «خود»، نه در تملك كنشگر، كه محصول كنش نمايشی متقابل بين كنشگر و افراد پيرامون است كه عموماً شبيه خود او هستند. «خود يك اثر نمايشی است كه از... صحنه نمايش برمی‌خيزد» (ريتزر، 1374، ص 280). در اينجا فرد هنگام كنش متقابل تلاش می‌كند با نظارت بر خويش و تنها توجه به بدن، صحنه‌ای از خود را به نمايش بگذارد كه در هر حال، مقبول ديگران قرار گيرد. اين فرايند «مديريت تأثيرگذاری» ناميده می‌شود (همان،‌ ص 292) كه با توجه به مخاطب خداباور یا بی‌خدا / سكولار، جهت تأثير آن متفاوت است.
    در پشت صحنه  نمايش فرد سكولار و بی‌تفاوت نسبت به آرمان‌های دينی، عموماً باشگاه‌های بدن‌سازی، مراكز درمانی زيبايی، مراكز رژيم غذايی و فروشندگان لباس و زيورآلات قرار دارند كه افراد طالب نمايش را برای حضور در صحنه  نمايش (اجتماع) آماده می‌سازند.
    يکی از جلوه‌های مهم بعد نمايشی بدن‌، كه عموماً در رويكرد سكولار و مقلدان آن مطرح است، کاربرد بدن در تبليغات و رسانه‌‌های جمعی است. در اين رويکرد، که مفاهيم زنانگی و مردانگی بر مبنای جسم و الگوهای بدنی شکل می‏گيرد، بدن با سخت‌گيری هرچه بيشتر به سمت ايده‏آل‏‌های زنانگی و مردانگی حرکت مي‌کند.
    يکی از مهم‌ترين عوامل ايجاد بعد نمايشی بدن، رسانه‌های جمعی هستند. امروزه رسانه‌ها هستند كه گزينش‌های افراد را مشخص مي‌كنند و به آنان سبك زندگی ارائه مي‌دهند. مردمان عصر رسانه در تعيين هويت فردی و جمعی‌شان بيشترين تأثير را از رسانه دريافت می‌كنند.
    در فرهنگ مصرفی كه عموماً دارای گرايش سكولار است، فشارهای عمومی و تبليغات باعث به‌وجودآمدن تعداد زيادی از تصويرهای بدنی سبک‌وار مي‌شود. به‌بيان‌ديگر، در فرهنگ مصرفی عامل اصلی مديريت بدن، فناوری‌های نوین، به‌ويژه رسانه‌ها هستند (فتستون، 2010).
    بررسی بعد نمايشی بدن از منظر دين
    بعد نمايشی بدن در اسلام، مربوط به آراستن بدن مردان برای عبادت، ديدار با مؤمنان، حضور در اجتماع و انجام وظيفه خانوادگی در راستای ايجاد عفاف (ر.ک: كلينی، 1413ق، ج 2، ص 231؛ ج 3، ص 417؛ ج 6، ص 442و512؛ طبرسی، 1371، ص 33-35؛ حرعاملی، 1402ق،‌ ج 5، ص 6و11و31؛‌ پاينده، 1360، ص 72) و نيز آراستن زن برای همسر در جهت حفظ حيا در خانه و اجتماع (ر.ک: حرعاملی، 1402ق، ج ۲۰، ص ۳۰و178؛ کلينی، 1413ق، ج ۵، ص ۳۳۴و519) است. بنابراين، هدف نمايش بدن در سبك زندگی ديني، نه تنظيم بدن برای خودنمايی و مد و تجارت و نه صرفاً مقبول ديگران واقع‌شدن، بلكه برای ايجاد محبت و علاقه ميان مؤمنان و ايجاد حيا و عفاف در جامعه است.
    نكته ديگر اينكه آنچه با عنوان «نمايش بدن»،‌ به‌ويژه بدن زنانه در تبليغ خدمات و كالاها و در فيلم و رسانه مطرح است، به‌ویژه اگر همراه با رنگ و لعاب و جراحی زيبايی و جلوه‌گری و مانند آن باشد، به هيچ وجه از سوی دین پذیرفته نيست و با منزلت و كرامت انسان، بخصوص زن ناسازگار است و به وضوح در متون دينی ممنوع و حرام دانسته شده است. برای نمونه آية 31 سورة «نور» تصريح مي‌كند كه زنان مؤمن حق ندارند زينت‌های ذاتی و عارضی خويش، يعنی زيورآلات خود يا محل زينت را که بخش‌هايی از بدن باشد (ر.ک: حرعاملی، 1402ق، ج 14، ص 145) برای غيرمحارم آشكار سازند و خود را در معرض نمايش مردان قرار دهند. در آية 33 سورة «احزاب» نيز از زنان می‌خواهد که به «تبرج» و خودآرايی و خودنمايی و جلوه‌گری و عرضه زيبايی در برابر مردان نپردازند.
    جمع‌بندی و ارزيابي‌
    جمع‌بندی و ارزيابی نگاه دوگانه سبك زندگی به بدن و دستاوردهای اين نوشتار را می‌توان اين‌گونه برشمرد:
    1. در بررسی تنها يكی از شاخص‌های سبک زندگی به اين نتيجه می‌رسيم که با توجه به تفاوت مبنايی و ظاهری سبک زندگی يک مؤمن با ديگران، به‌وضوح می‌توان سخن از دو نوع سبک زندگی دينی و غيردينی داشت.
    2. مطابق آنچه گذشت، سبک زندگی غيردينی بيشتر بر ظواهر و روبناهای زندگی تأکيد دارد، اما تأکيد سبک زندگی دينی بر مسائل بنيادين زندگی، نظير ارزش‌های اخلاقي، سعادت ابدی، لذت پايدار، زيبايی‌های معنوی، حقيقت‌جويی و آرمان‌خواهی است.
    به‌بيان‌ديگر، به‌رغم اهميت بدن در هر دو سبك زندگی دينی و سكولار، بدن در سبك زندگی مادی يك سرمايه نمادين و اجتماعی و در جهت اهداف مادی، همچون تمايز، تجارت و نمايش است؛ اما در سبك زندگی دينی، يك سرمايه حقيقی و ابزار، مركب و لازمه كمال حقيقی و معنوی انسان است.
    3. آنچه با عنوان «بدن‌گرايی» مطرح است، بيشتر در جوامع سكولار است تا ديندار. اگر هم توجه به بدن در هر دو يكسان باشد، در يك‌ جا به‌منظور اهداف متعالی، و در جای ديگر به قصد اهداف مادی است.
    4. در رويكرد سكولار، جسم هدف دانسته و پرستيده می‌شود. آنچه در اين رويكرد مهم است تمجيد از شكل ظاهری آن و تقدس‌زدايی از آن و تقليل آن به فعاليت جسمی محض و در جهت ارضای فزاينده غرايز و لذت‌جويی است.
    در نگاه سكولار و جلوه‌های گوناگون تمدن مادی غرب، نظير علم و فناوری و فرهنگ و هنر و رسانه و ورزش، بدن به ابزاری برای فعاليت‌ها و اهداف مادی تنزل یافته است.
    اما در رويکرد دينی، به‌موازات تعالی هدف و عمل، بدن نيز به تعالی دست می‌يابد و مقدس می‌شود.
    5. توجه دين به بدن و روح انسان به صورت سلسله‌مراتبی و تشكيكی است؛‌ در درجه نخست روح، نيازها و كاركردهايش قرار دارد، سپس بدن، نيازها و توانمندی‌هايش.
    6. زيبايی در نگرش دينی، بيشتر «عينی» و دارای پشتوانه حقيقی است؛ همچنان‌كه بيشتر «معنوی»، «درونی» و «كيفی» است، و حال آنكه مطابق زيبايی‌شناختی مادی‌نگر، عموماً «نسبی» و وابسته به عوامل محيطی، فرهنگی و دوره تاريخی و بيشتر «نمايشی»، «ظاهری» و «مادی» است.
    در رويكرد دينی تأكيد اصلی بر اهميت باطن و معنويت است، هرچند ظاهر نيز ناديده گرفته نمی‌شود؛ اما در رويكرد سكولار تأكيد بر اهميت ظاهر هر چيز است؛ ظاهر ماشين، ظاهر لوازم منزل، ظاهر خود شخص.
    به‌بيان‌ديگر، در جهان مادی‌نگر عناصر نمايشی و اموری كه مربوط به ظاهر كنشگران اجتماعی است، در مقايسه با عناصر باطنی و درونی، به‌مراتب از قدرت منزلت‌آفرينی بيشتری برخوردارند؛ همچنان‌كه عكس آن نيز صادق است.
    در آنجا جلوه‌های ظاهر، همچون موقعيت اجتماعی، سطح زندگی، ظاهر جذاب و زيبا، بدن مديريت‌شده و چهره مشتری‌پسند منزلت و ارزش به حساب می‌آيد؛ در اينجا داشتن ويژگی‌های درونی و توانمندی‌های گوناگون، نظير مراتب بالای ايمان، اخلاق خوب و دانش كافي.
    در آنجا لازمه دستيابی به مراتب بالای منزلت و كمال، نشانه‌های مادی افراد است، كه يكی از مهم‌ترين، اثرگذارترين و دردسترس‌ترين آنها بدن است؛ در اينجا ايمان، اخلاق، بصيرت، و عمل صالح افراد را به كمال می‌رساند، هرچند بدن نيز نقش مهمی ايفا می‌کند.
    7. توجه افراطی به بدن در جامعه‌‌ و بين گروه‌هايی بروز می‌يابد كه اولا،ً آرامش و آسايش نسبی در آن برقرار است و ثانياً، افراد توجه چندانی به امور معنوی و دينی ندارند. در جامعه‌هايی كه رخداهای طبيعی و غيرطبيعی ناگواری همچون جنگ و بيماری‌های سهمناك و فقر موجب اضطراب و عدم قطعيت‌ها در محيط و موقعيت اجتماعی می‌شود و نيز در جوامع دينی ـ سنتی، مديريت و بازسازی بدن به پايين‌ترين سطح خود می‌رسد. 
     

    References: 
    • ابن ابی‌الحديد معتزلي، عبدالحميدبن هبة‌الله، 1404ق، شرح نهج‌البلاغه، تصحيح محمدابوالفضل ابراهيم، قم، كتابخانة آيت‌الله مرعشي نجفي.
    • ابن‌سينا، حسين‌بن عبدالله، 1379، النجاة من الغرق فی بحر الضلامات، ويرايش محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، دانشگاه تهران.
    • ابن‌شعبه حرانی، حسین‌بن علي، 1394ق، تحف العقول، بيروت،‌ مؤسسة الاعلمی.‌
    • احمدی، بابک، 1387، مدرنيته و انديشه انتقادی، تهران، نشر مرکز.
    • پاينده، ابوالقاسم، 1360، نهج الفصاحه، تهران، جاويدان.
    • تميمی آمدی، عبدالواحدبن محمد، 1366، غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامی.
    • چاووشيان، حسن، 1381، «بدن به مثابه رسانه هويت»، جامعه‌شناسی ايران، ش 4، ص 57ـ75.
    • حاجی‌ميری، فاطمه، 1395، «قدرت و بدن: بدن زنانه، به مثابه ابژه قدرت»، در: تارنمای انسان‌شناسی و فرهنگ anthropology.ir.
    • حرعاملی، محمدبن حسن، 1402ق، وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربی.
    • ذكايی، محمدسعيد، 1386، «جوانان،‌ بدن و فرهنگ تناسب»، تحقيقات فرهنگی، سال اول،‌ ش 1، ص 117ـ141.
    • ريتزر، جرج، 1374، جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علمي و فرهنگي.
    • شه‌گلی، احمد، 1393، «ساحت جسمی انسان و نقش آن در ارتقای سبك زندگی دينی»، در: مجموعه مقالات برگزیده همايش ملی سبک زندگی رضوي، مشهد، بنياد پژوهش‌های اسلامی.
    • صدرالمتألهين، 1363، مفاتيح الغيب، تهران، مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگی.
    • صدوق، محمدبن علی، 1362، الخصال، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.
    • طبرسی، حسن‌بن فضل، 1371، مكارم الاخلاق، قم، شريف الرضي.
    • طبرسی، فضل‌بن حسن، 1380، الآداب الدينية للخزانة المعينية، قم، زائر.
    • غراب، ناصرالدين، 1392، «بدن و دين»، نامه پژوهش فرهنگی، سال نهم، ش 2، ص 145ـ170.
    • غزالی، محمد‌بن محمد، 1378، كيميای سعادت، تهران، علمی و فرهنگی.
    • ـــــ ، بي‌تا، احياء العلوم، بيروت، دارالكتاب العربی.
    • فاتحی، ابوالقاسم و ابراهيم اخلاصی، 1387، «مديريت بدن و رابطه آن با پذيرش اجتماعی بدن»، مطالعات راهبردی زنان، ش 41، ص 9-42.
    • فارابی، ابونصر، 1995، آراء اهل المدينة الفاضلة و مضادتها، بيروت، مكتبة الهلال.
    • فوكو، ميشل، 1388، مراقبت و تنبيه: تولد زندان،‌ ترجمة نيكو سرخوش و افشين جهان‌ديده، تهران،‌ نشر ني.
    • كتاب مقدس، 1996، ایلام، انجمن كتاب مقدس ايران.
    • كلينی، محمدبن يعقوب، 1413ق، الكافی، بيروت،‌ دارالاضواء.
    • گيدنز، آنتونی، 1393، تجدد و تشخص؛ جامعه و هويت شخصی در عصر جديد، ترجمة ناصر موفقيان، تهران، نشر نی.
    • لوپس، خوزه و جان اسكات، 1385، ساخت نظريه اجتماعی، ترجمة حسين قاضيان، تهران، نشر نی.
    • متقی هندی، علاءالدین، 1409ق، كنزالعمال، بيروت، مؤسسة الرساله.
    • مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربی.
    • مطهری، مرتضی، 1390، مجموعه آثار، تهران، صدرا.
    • مكارم شيرازی، ناصر، 1373، رهبران بزرگ، قم، مدرسة امام على‌بن ابي‌طالب.
    • نجفی، هادی، 1423ق، موسوعة احاديث اهل‌البيت، بيروت، دار احياء التراث العربی.
    • نصر، سيدحسين، 1389، دين و نظم طبيعت، ترجمه انشاءالله رحمتي، تهران، نشر ني.
    • يزدی، محمدكاظم، 1385، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.
    • Bourdieu, Pierre, 1984, Distinction: A Social Critique of the Judgment of Taste, Harvard University Press.
    • Chitik, William, 1989, The Sufi Path of Knowledge, State University of New York Press.
    • Corbin, Henry, 1978, The Man of Light in Iranian Sufism, trans. by: Nancy Pearson, London, Shambata.
    • Featherston, Michel, 1991, Consumer Culture and Postmodernism, London, Sage.
    • _____ , 2010, "Body, Image and Affect in Consumer Culture", Body & Society Journal. V. 16 (1), p.193-221.
    • Frank, Arthur W., 1990, "Bringing Bodies back", in A decade review, theory, Culture and Society, N. 7, p. 62-131.
    • Frost, L., 2003, "Doing Bodies Directly? Gender ,youth Aearance and Damage'', journal o youth studies, V. 6, N. 3, p. 145-167.
    • Gimlin, Debra, 2006, "The Absent Body Project: Cosmetic Surgery as a Response to Bodily Dys-appearance", Sociology, V. 40, N. 4, p. 699-716.
    • Goffman, E., 1963, Behavior in Public Places: Notes on the SocialOrganization of Gatherings, New York, Free Press.
    • Gorgan, Sarah, 2000, Body Image: Understanding Body Dissatisfaction in Men Women and Children, New York, Routledge.
    • Gottfried, Heid, 2003, "Tempting Bodies: Shaping Gender at Work in Japan", Sociology, V. 37, N. 2, p. 259-278.
    • Hancock, Philip, et al, 2000, The Body, Culture, and Society, An Introduction, Open University Press, Buckingham, Philadelphia.
    • Hochschild, Arlie Russell, 1983, The Managed Heart, Commercialization of Human Feeling, Barkeley CA: University of California Press.
    • Honsen, J., 2002, Ivelin Deid, Marry Allys Watters. Make up, Fashion and exploitation, trans. By: A. Mansouri, Tehran, Golazin Publication, p.110-154.
    • Howson, Alexandra & Inglis, D., 2001, "The body in sociology: tensions inside and outside sociological though", The Editorial Board of Sociological Review,V. 49, Issue 3, p. 297-317.
    • Howson, Alexandra, 2005, Embodying Gender, London, Sage Publications Ltd.
    • Murata, Sachiko, 1992, The Tao of Islam, Albany, State University of New York Press.
    • Nettleton, Sara, 1995, The sociology of Health and Illness, Cambridge, polity press.
    • Shilling, Chris, 1993, The Body and Social Theory, Culture & Society, London, Sage Publisher.
    • Turner, Bryan, 1994, Regulating Bodies, Essay in Medical Sociology, London, Routledge.
    • Wellington, A. Christine & Bryson, R. John, 2001, "At Face Value: Image Consultancy Emotional Labour and Professional Work", Sociology, V. 35, N. 4, p. 933-954.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    علی خانی، اسماعیل.(1401) بدن در سبک زندگی دینی و سکولار. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(2)، 49-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    اسماعیل علی خانی."بدن در سبک زندگی دینی و سکولار". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13، 2، 1401، 49-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    علی خانی، اسماعیل.(1401) 'بدن در سبک زندگی دینی و سکولار'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(2), pp. 49-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    علی خانی، اسماعیل. بدن در سبک زندگی دینی و سکولار. معرفت فرهنگی اجتماعی، 13, 1401؛ 13(2): 49-66