معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سیزدهم، شماره دوم، پیاپی 50، بهار 1401، صفحات 27-48

    فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر آسیب‌های جنسی در ایران

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ابراهیم عباسپور / دکترای جامعه شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / eabbaspoor@yahoo.com
    چکیده: 
    امر جنسی در جامعه ایران به مثابه یک آسیب اجتماعی متأثر از انقلاب جنسی غرب و مدرنیته ناقص، موجب بروز مشکلات اجتماعی گوناگون و درهم ریختگی ساختارهای ارزشی و اجتماعی شده است، به گونه ای که بی توجهی علمی و عملی مناسب و بهنگام به آن می تواند جامعه را وارد بحران یا انقلاب جنسی سازد. تغییر الگوی ازدواج و خانواده، افزایش طلاق، گسست اجتماعی و افزایش پوشش های جنسی از جمله مهم ترین پیامدها و عوامل تغییر در زیست جنسی جامعه است که واکنش های متقابلی را موجب می شود. همه اینها تعارض ها و تنش هایی را با فرهنگ دینی ـ ملی ایجاد می کند و زیست جنسی مبتنی بر فرهنگ غرب را ترویج می نماید. مقاله حاضر با استفاده از روش «فراتحلیل کیفی»، چهل مقاله پژوهشی را که در دهه 90 در کشور تولید شده، از طریق جست وجو در پایگاه های داده علمی، به صورت توصیفی (از حیث ابعاد سنخ شناسی امر جنسی، جنسیت پژوهشگران، جامعه آماری، روش، رویکردها و نظریات استفاده شده در تبیین متغیر مستقل و مطالعه انضمامی) بررسی و ارزیابی (در بعد سؤالات، فرضیات، اهداف و نتایج) کرده است. یافته ها نشان می دهد: امر جنسی در ایران سویه آسیبی پیدا کرده است؛ سیاست روشنی در قبال این امر وجود ندارد؛ ازدواج سخت و طلاق آسان شده است؛ فضای بصری فرهنگ عمومی سائقه هایی جنسی دارد که بی عفتی را ترویج می کند؛ اموری مانند امر جنسی تبدیل به امری شخصی شده و افراد مطابق میل و توانایی خود ارضای نیاز می کنند. در انتهای مقاله، پیشنهادهایی علمی و عملیاتی برای مدیریت و رفع آسیب های جنسی ارائه شده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Qualitative Meta-Analysis of Scientific Articles Considering Sexual Harms in Iran
    Abstract: 
    Sex, as a social harm in the Iranian society, which is affected by the Western sexual revolution and the imperfect modernity, has caused various social problems and lead to the disintegration of value and social structures; such that proper and timely scientific and practical negligence of this matter can lead the society into a sexual revolution or crisis. Some of the most important consequences and factors of change in society's sexual life that cause mutual reactions are: changing the pattern of marriage and family, increasing rate of divorce, social disintegration and increasing sexy dress. All these factors creates conflicts and tensions with the religious-national culture and promotes sexuality based on Western culture. Using the "qualitative meta-analysis" method, the present article examines and evaluates forty research articles (in terms of questions, hypotheses, goals and results), produced in the 1990s in Iran, using a descriptive manner (in terms of sexual typology, researchers' gender, statistical population, method, approaches and theories used in explaining the independent variable and concrete study), by searching in the scientific databases. The results of this research are: sexual matters have been harmed in Iran; there is no clear policy in this regard; marriage is hard and divorce is easy; the visual space of public culture has sexual impulses that promote immorality; things like sex have become personal matters and people satisfy their needs according to their desire and ability. At the end, I have presented some scientific and functional suggestions to manage and eliminate sexual harms.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    يك. طرح مسئله
    در خصوص مسائل جنسی و عفاف و حجاب و نابهنجاری‌های اجتماعی حاصل از آن مقالات و پژوهش‌های متعددی صورت گرفته است و می‌توان دهه 70 را مبدأ شروع تحقيقات در اين‌‌‌باره دانست، به‌گونه‌ای‌که ظهور «توسعه سياسی» و به‌تبع آن، تحولات فرهنگی ناشی از جريان دوم خرداد در اين زمینه بی‌تأثير نبوده است.
    امر جنسی موضوعی است که به‌ سبب پيچيدگی و چندلايه بودن و ارتباط آن با ديگر مسائل اجتماعی، از اهميت بالايی برخوردار است و توجه نکردن به آن مشکلات متعددی را به وجود می‌آورد. تغييرات خانواده حضور اجتماعی بيشتر زنان در دانشگاه، بازار و جامعه و تغيير نقش‌های متأثر از آن و تبليغ و ترويج فرهنگ برهنگی و غيرعفيفانه و ترويج تجارت روسپیگري (پورن) توسط برخی شبکه‌های اجتماعی، نگرش‌های متفاوت و بعضاً متضادی در مقابل فرهنگ دينی ـ ملی جامعه به وجود آورده که حوزه‌های متعدد اجتماعی را نيز درگیر کرده است. مشکل شدن ازدواج، بسته شدن راه‌های مشروع برقراری رابطه جنسی، و گسترش الگوهای رفتاری غيرمشروع و نابهنجار (آنومیک) و الگوهايی از رابطه که فرد به‌دنبال يافتن راه‌هايی جديد برای ارضای نيازهای خود باشد برخی از آنهاست. به اعتقاد برخی محققان، افزايش سطح تحصيلات در سال‌های اخير و ورود دختران به عرصه‏های اجتماعی ـ به تدريج ـ ارتباط دختر و پسر را ساده و در کنار آن، فناوری‏های ارتباطی جديد ‏اين ارتباط را پنهان کرده است (آزادارمکی و شريفي ساعي، 1390).
    برخی ديگر معتقدند: بسياری از جوانان ‏ايرانی رابطه جنسی پيش از ازدواج را در متن روابط سالم و کاملاً بهنجار می‏دانند. گزارش‌های مهدوی از نمونه‏های آماری خود نشان می‏دهد: جوانان ‏ايرانی از محدوديت فضای عمومی می‌گریزند و فناوری در ‏اين ميان نقش عمده‏ای ایفا می‏کند. بسياری از جوانان طبقات متوسط و بالای شهر از لوازم پيشگيری از بيماری‌های مقاربتی استفاده نمی‏کنند که در نتيجه خطر بيماری‌هايی همچون ‏ايدز را در ميان آنان به شدت گسترش داده است (کريميان و ديگران،‌ 1394).
    به اعتقاد برخی ديگر از محققان، زندگی مشترک بدون ازدواج در تهران روندی رو به افزايش دارد و تمايل به مناسبات جنسی منهای زندگی زناشويی در بين مجردان و متأهلان به‌چشم می‏خورد (علي‌احمدی، 1389).
    براساس پيمايشی در سال 1390، 22 درصد از شهروندان تهرانی اظهار کردند که در بين بستگان درجه اول آنها افرادی که متارکه کرده‌اند وجود دارند (ر.ك: واعظی، 1390).
    منبع اطلاعات جنسی افراد از دوران کودکی تا بلوغ عمدتاً از طريق فيلم، اينترنت، دوستان و تغيير و تحولات مربوط به بلوغ و اطلاعات افراد نسبت به اين تحولات است. به علت آنکه مخاطبان اين منابع اقشار گوناگون هستند و مطالب و محتويات بدون در نظر گرفتن سن، جنس و فرهنگ ارائه مي‌شوند، تأثيراتی انحرافی در نگرش جنسی افراد ايجاد می‌کنند (دهقانی و ديگران، 1385).
    همه اينها در کنار توسعه سطح دسترسی همه اعضای خانواده و به‌ویژه قشر دانش‌آموز و دانشجو به اينترنت و فناوری‌های ارتباطی متأثر از همه‌گيری بيماری کرونا، می‌تواند جامعه را هرچه بيشتر با آسيب جنسی درگير سازد.
    با توجه به نکات ذکرشده، جامعه ايران به دلايل متعدد، از‌جمله جوان بودن و قرار گرفتن در مسير تحولات اجتماعی از قِبَل توسعه و نفوذ ادبيات اجتماعی غرب، با پديده‌های متنوعی از مؤلفه‌های آسيب جنسی روبه‌رو شده است؛ ازجمله: بالا رفتن سن ازدواج، گسترش طلاق، رواج روابط فراخانوادگی و گسترش پوشش‌های شهوت‌انگیز (اروتيک) و مانند آن.
    در اين زمينه، برخی جامعه‌شناسان از «بحران جنسی» بحث کرده و معتقدند: چون غرب خواهان بروز نابهنجاری‌های جنسی در کشور ماست، بروز انقلاب جنسی را القا می‌کند؛ زیرا با ‏اين اتفاقات ساختار ‏ايران ضعيف می‌شود و ‏اين خواسته غرب است؛ ولی به‌نظر می‌رسد ما شاهد بحران جنسی در کشور هستيم. اگر نتوانيم مطالعات جنسی‌مان را بالا ببريم و برای وضعيت جنسی امروز جامعه‌مان فکری نکنيم،‏ اين انقلاب رخ خواهد داد (فياض، 1395).
    برخی ديگر «انقلاب جنسی» را مطرح می‌کنند. در مقابل، برخی از فعالان اين حوزه، سخن از «کودتای جنسی» به ميان می‌آورند: زمانی می‏توان واژه «انقلاب» را به کار برد که از درون‌مايه فضای اجتماعی اتفاق افتاده باشد و نشانه‌ای مبنی بر فرايند بودن ـ و نه پروژه بودن ـ وجود داشته باشد. در غير اين صورت، «کودتای جنسی» مطرح است که برخی از درون جامعه يارگيری کرده، به‌طور مقطعی با ‏اين فضا همکاری می‏کنند و وقتی به مقاصد خود رسيدند به ‏اين جريان کاری ندارند. بنابراین، در ‏ايران «کودتای جنسی» داريم. با بررسی کتب و مقالات مرتبط با ‏اين موضوع در غرب می‏بينيم به‌دنبال بدل هوشمند الگوی «کودتای جنسی» در ‏ايران هستند (کليدری، 1394، ص 20).
    بی‌شک در جامعه ايران، به دلايل گوناگون با مسئله‌ای اجتماعی به نام «آسيب جنسی» روبه‌رو هستيم. نگاهی به وقوع و تداوم انقلاب جنسی در غرب و آمريکا و نشانه‌های وقوع آن در سال‌های قبل از وقوع، هشداری است برای جوامعی مثل ايران که با مشاهده آن علایم، در حل مسئله، اقدامات متناسب و بهنگامی انجام دهند. تحليل اين علایم زنگ خطر اين بحران يا انقلاب را به صدا درآورده است. افزايش سن ازدواج، افزايش طلاق و نمونه‌هایی مانند آن از‌جملة اين علایم هستند. تنها چيزی که به‌نظر می‌رسد باقی مانده، بروز پديده‌هايی مثل طلاق، ازدواج مجدد و انحراف جنسی در ميان مسئولان رده بالای سياسی جامعه است که اين نمونه‌ها قبل از انقلاب جنسی آمريکا هم عيناً رخ داد است (سوروکين، 1399، ص 32ـ45).
    تحقيقات انجام‌گرفته در زمينه امر جنسی که در حوزه‌های متنوع علوم اجتماعی، روان‌شناسی، حقوق، اقتصاد و پزشکی توليد شده، می‌تواند در این زمینه به خوبی بصيرت‌افزا باشد و راهکارهای علمی مقتضی را برای يافتن زمينه‌ها، دلايل و تحليل‌های امر جنسی فراهم آورد.
    يکی از مهم‌ترين ویژگی‌های روش‌شناختی «فراتحليل کيفی» طبقه‌بندی، جمع‌بندی و ارزيابی تحقيقات انجام شده است. در اين پژوهش، قالب مقاله «علمی ـ پژوهشی» برای تحليل انتخاب شده که علت آن، تنوع و فراوانی آثار توليد شده در اين قالب ازیک‌سو، و ظهور خروجی بیشتر تحقيقات رده بالا در قالب مقاله «پژوهشی» از سوی دیگر است.
    مسئله اصلی مقاله حاضر عبارت است از: مطالعه معرفتی ـ تشخيصی از وضعيت توليد مقالات درباره مسئله جنسی در جامعه ايران و جمع‌بندی تحليلی و راهکارهای مقتضی در اين زمينه.
    هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: فراتحليل مقالات در ارتباط با امر جنسی يا آسيب جنسی به منظور جمع‌بندی آخرين تلاش‌های علمی انجام‌گرفته و ارائه تحليل جامعه‌شناختی از امر جنسی برای فعالان اجتماعی و سياست‌گزاران.
    دو. پيشينه پژوهش
    مرور پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه امر جنسی نشان می‌دهد: دو مقاله پژوهشی فراتحليل در موضوعات مرتبط انجام شده است که به اختصار معرفی می‌گردد:
    فراتحليل روابط با جنس مخالف قبل از ازدواج در بين جوانان در 15 سال گذشته (1394-1380) در ايران
    هدف اين تحقيق برآورد شيوع روابط‌ جنسی با جنس مخالف قبل از ازدواج در بين جوانان در ايران به تفکيک جنس، با روش «فراتحليل»، براساس مطالعات انجام‌شده طی 15 سال گذشته (1380ـ1394) است. از بين 147 مقاله منتشرشده و گزارش‌ها، تعداد 15 نمونه معيارهای لازم برای ورود به «فراتحليل» را داشتند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای MEDCALC و  CMA تحليل شده است. حجم‌ نمونه بررسی عبارت است از: 989/14 نوجوان و جوان دانشجو و غيردانشجو در شهرهای تهران، قزوين، تبريز، شاهرود، اصفهان، قوچان، کرج و لرستان با ميانگين سنی 6/16 تا 5/23 سال. شيوع رابطه جنسی قبل از ازدواج در تهران 5/22% و در ساير استان‌ها 7/14% برآورد شده است (خلج‌آبادی فراهانی، 1395).
    ميانگين کشوری بدون در نظر گرفتن سهم جمعيت تهران به کل کشور، 1/19% و پس از در نظر گرفتن سهم جمعيت تهران به کل کشور، 16% برآورد شده است. اين شيوع در پسران به‌طور قابل ملاحظه‌ای بيش از دختران 1/29% در برابر 12% است. ناهمگونی قابل‌توجهی براساس جنس و منطقه جغرافيايی مشاهده می‌شود. بنابراين قریب يک‌ششم جوانان در معرض خطرات سلامتی (بيماری‌ها) و اجتماعی (افزايش سن ازدواج) ناشی از اين روابط هستند.
    فراتحليل آسيب‌شناسی خانواده و سلامت جنسی
    هدف اين پژوهش، فراتحليل آسيب‌شناسی خانواده و سلامت جنسی با روش «مطالعه توصيفی» بوده و به بررسی مروری تحقيقات انجام‌شده در اين زمينه پرداخته است. يافته‌ها نشان می‌دهد: بسياری از اختلافات و حتی طلاق‌ها به سلامت جنسی خانواده مربوط است. بنابراين، حساس‌سازی مسئولان نسبت به اين معضل و فراهم آوردن زمينه لازم برای راه‌اندازی اصولی مراکز معتبری که بتواند در اين زمينه به خانواده‌ها خدمات مشاوره‌ای و درمانی را با همکاری متخصصان گوناگون ارائه کند، ضروری است. آموزش نيز يکی از ابعادی است که بايد با استفاده از هم‌انديشی کارشناسان حوزه‌های گوناگون، درباره شيوه‌های درست آن، راهکارهايی انديشيده شود.
    وجه تمايز تحقيق حاضر با فراتحليل اولی، اولاً محدود نبودن به رابطه با جنس مخالف و پرداختن به مطلق آسيب‌های جنس، و ثانياً تفاوت زمانی و مکانی با آن است.
    این پژوهش با فراتحليل دومی نيز از جهاتی متمايز است: اولاً، محدود به آسيب‌شناسی خانواده نیست. ثانياً، نگاهی جامعه‌شناختی به مسئله دارد. ثالثاً، تمرکز بحث بر آسيب جنسی است، نه سلامت جنسی. بنابراين، هم به‌ سبب آنکه مدت زمانی از تحقيقات فراتحليل مذکور گذشته و هم به سبب ارتباط اندک آنها با بحث حاضر، نياز به انجام مطالعه فراتحليلی در اين زمينه قابل توجيه می‌نمايد.
    مرور نظري
    امر جنسی در اديان و فرهنگ‌های گوناگون معرکه آراء و بحث‌های متفاوتی بوده است. ابهام در امر جنسی و پوشيدگی و حيا در همه اديان از ارزش و جايگاه بالايی برخوردار بوده و فرهنگ متناسب با خود را بازتوليد کرده است. ولی در طول تاريخ، با توجه به تفاسير متفاوت و انديشه‌های نوین که با انگيزه‌های ماترياليستی و ليبراليستی انجام ‌شده، سبک زندگی و زيست جنسی متفاوتی نيز پدیدار گشته است.
    در طول تاريخ ازيک‌‌سو به آيين‌هايی برمی‌خوريم که پيروان آنها همواره از سنت ازدواج و زناشويی تخلف کرده و به گمان خود، تنها راه دستيابی به کمال و سعادت را طرد تمتعات جسمانی و لذايذ دنيوی می‌دانند و به‌تبع آن، از ازدواج و زناشويی اعراض نموده و شيوه تجرد و رهبانيت پيشه کرده‌اند و از سوی ديگر، تغييری بنيادين در عقايد متفکران مشهود است، به‌گونه‌اي‌كه معتقدند: بايد نظامی را بنا نهاد که در آن، ارضای غريزه جنسی بدون محدوديت و ممنوعيت تحقق يابد:
    1. رويکرد‌های تفريطی و مقدس‌مآبانه (نورعليزاده، 1390، فصل اول)
    عقايد و افکار رهبانی از زمان باستان در ايران رواج داشته است؛ مثل آيين مانی (Mani) که روح بدبينی به دنيا و تعلقات مادی و نيز نفی روابط زناشويی، در آن نمودار بوده است (قاسمی، 1373، ص 38). در اين ميان، رهبانيت و تجردطلبی در هند برای رسيدن به سعادت ابدی شيوع دارد. در دين يهود، با وجود ابتنای حيات بر بنياد خانواده، برخی مثل فرقه «اسنس» (Esseness) رهبانيت در پيش گرفته، زناشويی را ترک کرده و در اموال و دارايی‌های دنيوی قايل به اشتراک شده‌اند (مشکور، 1362، ص 218).
    يکی از مظاهر برجسته مسيحيت هم مسئله رهبانيت و تجردطلبی است که بر اثر تحريفات و اختلاف‌های فکری، در خطوط اصلی تعاليم مسيح پديد آمده: شخص مجرد به‌دنبال جلب رضايت خداوند؛ و شخص متأهل به‌دنبال رضايت همسر خود است (کتاب مقدس، 1987، فراز 32ـ39:272).
    2. رويکرد‌های معطوف به آزادی افراطی و لذت‌گرايي
    فرويد با کشفيات خود در زمينه ساختار روانی و مرتبط دانستن علت اختلال‌های روانی با اميال سرکوب‌شده و سپس رانده شدن آن به ناهشيار، اثر عميقی بر زمانه خود و بعد از آن بر علم روان‌شناسی گذاشت. او غريزه جنسی را قوی‌ترين کشش انسان دانسته و معتقد است: همين غريزه بر هر فردی مسلط است و نقش اصلی را در زندگی او دارد. فرويد براساس افراط در توجيه ميل جنسی، مکتبی مبتنی بر اصالت غريزه و آزادی روابط جنسی بنيان نهاد و نيروی «ليبيدو» (Libido) در سائق جنسی را نخستين جوهر زندگی و عميق‌ترين و شديدترين کشش روانی و شخصيتی انسان دانست (جونز و دالبی يزو، 1342، ص 152ـ157).
    به اعتقاد فرويد، يکی از مهم‌ترين عيوب اساسی تمدن، محدوديت گسترده در باره مسئله جنسی است که باعث بيماری‌های روانی می‌شود.
    برتراند راسل اخلاق و سنت‌های اعمال‌شده توسط کليسا را مخالف طبيعت بشری دانسته و معتقد است: قوانين گذشته برپايه محدوديت‌ها و ممنوعيت‌ها بنا شده است. به اعتقاد او، اخلاق جنسی کهن بر مبنای خرافات و جهالت استوار بوده و اموری مانند کفّ نفس و عفاف و پرده‌پوشی در امور جنسی مربوط به گذشته بوده و دوران آن سپری شده است. بر مبنای تفکر راسل، اولين موضوعی که بايد بدان توجه شود مسئله کاميابی آزادانه مردان و زنان از معاشرت‌های جنسی است و اين آزادی جنسی، تاآنجاکه به حقوق ديگران زيانی نرساند، منعی ندارد (راسل، 1355، ص 108و316).
    فوکو در نگاهی ديگر، رفتارهای جنسی (سکسواليته) را با قدرت و گفتمان گره زده، سرکوب و پرهيز از بحث درباره امور جنسی (سکس) در سده‌ 17 را تعمدی می‌داند:
    ممنوعيت سکس نيرنگی است برای آنکه از «ممنوعيت»، عنصری بنيادين بسازند که برمبنای آن، می‌توان تاريخی از آنچه از دوران نوین به اين سو در باره سکس گفته شده است، نوشت. تمام اين عناصر منفی (ممنوعيت، رد، سانسور و انکار) که فرضيه سرکوب را در يک سازوکار عظيم مرکزی به منظور «نه» گفتن گرد می‌آورد، بی‌شک فقط قطعاتی‌اند با نقش موضعی و تاکتيکی در: به گفتمان درآوردن و در تکنيک قدرت و اراده به دانستنی که نمی‌توان تا حد اين عناصر منفی آنها را فروکاست (فوکو، 1390، ص 19).
    لئون فستينگر در رويکرد «روان‌شناسی اجتماعی» معتقد است: افراد برای رهايی از تناقض‌های رفتاری سعی در توجيه رفتارهای هنجارشکنانه خود می‌کنند: يا ارزش انتخاب خود را بالا می‌برند، يا انتخاب‌های بديل را بی‌ارزش جلوه می‌دهند. همین تمايل افراد را برای جست‌وجوی هماهنگی ميان نگرش‌ها و رفتارها می‌نمایاند (سليمی و داوری، 1385، ص 309).
    اگر در اين بين ناهماهنگی وجود داشته باشد، غالباً تغيير می‌کند تا با رفتار همسان‌تر باشد. ناهماهنگي می‌تواند رفتار فرازناشويی را حفظ کند. در توجيه اين امر، لازم به ذکر است که وقتی همسر درگير روابط فرازناشويی برانگيخته  می‌شود و شريك رابطه فرازناشويی يا رابطه فرازناشويی را مثبت‌تر از همسر خود می‌یابد نگرش‌های مثبت  به رفتار فرازناشويی را گسترش می‌دهد.
    امر جنسی موضوعی پيچيده و چندلايه است که هم با رويکردهای گزينشی قابل تحليل است، هم رويکرد اجتماعی ـ فرهنگی و هم زيستی. در رويکرد گزينشی، لئون فستينگر در چارچوب نظريه «تعارض شناختی» معتقد است: افراد هنگام روبه‌رويی با بديل‌هايی مشابه با ارزش‌هايی که برگزيده‌اند، با توجيه و بالا بردن ارزش انتخاب خود، می‌کوشند از ناخوشايندی ترديد بکاهند. آنان برای گريز از ناخوشايندی حاصل از انتخاب خود، به دو صورت انتخاب خود را توجيه می‌کنند: يا ارزش انتخاب خود را بالا می‌برند، يا انتخاب‌های بديل را کم‌اهميت جلوه می‌دهند (همان).
    مطابق همين رويکرد، کرنيش و کلارک در چارچوب نظريه «گزينش عقلانی» معتقدند: کجروی محصول نسبت نهايی تفاضل ميان منافع و مضرات، به علاوه تفاوت‌های فردی ـ اعم از زيستی و روانی ـ است (سليمی و داوری، 1385، ص 283).
    تصميم‌های به‌ظاهر عقلانی، تصميم‌های ابتدايی و سرسری و لحظه‌ای و تحت تأثير عواطف، عقلانی جلوه کردن امور غيرعقلانی (مثل اینکه ازدواج در کنار تعهد و مسئوليت و هزينه‌های سنگينی که به بار می‌آورد)، در قياس با بديل‌های آن، عقلانی نیست و ارضای نياز جنسی از طريق بديل‌های ازدواج، نفع شخصی و لحظه‌ای دارد و با عقلانيت سازگارتر است. کسانی هم که ازدواج می‌کنند، خود را در گردونه پرهزينه تعهد، هزينه و مسئوليت اسير می‌سازند که با اصالت لذت تناسبی ندارد.
    در رويکرد ساختارگرايانه اجتماعی ـ فرهنگی، مرتن در چارچوب نظريه «بی‌سازمانی اجتماعی» معتقد است: «آنومی» (بی‌هنجاری) استثنا نيست، بلکه ذاتی نظام سرمايه‌داری است. ناهمخوانی ميان اهداف مقبول و شيوه‌های در دسترس، نيازهای متعارض به وجود می‌آورد. در چنين شرايطی، کجروی نوعی گزينش و نوعی انطباق با محيط است. در اين وضعيت، ارزش‌ها و اهداف مشترک از اعضای جامعه گرفته و سبب می‌شود که آنان رهنمودهای رفتاری و خطوط اخلاقی روشنی برای خود نيابند. پس کجروی نتيجه نارسايی‌های موجود در فرهنگ و ساخت اجتماعی جامعه است که گاه به شکاف و گسيختگی ميان ابزارهای قابل دسترس و اهداف مقبول جامعه تفسير می‌شود. آنومی وضعيتی به وجود می‌آورد که کجروی طبيعی جلوه می‌کند.
    در هر جامعه‌ای، اهداف و ارزش‌های فرهنگی وجود دارد و وسايل مقبول برای نيل به آن اهداف نيز تعريف شده است. اولی سطح فرهنگی و دومی سطح ساختاری است. شکل ايده‌آل، انطباق بين اين دو سطح است. اما تأکيد بر يکی از اين دو سطحی نوعی عدم توازن به وجود می‌آورد. در روابط خانوادگیِ دنيای امروزی، بين اهداف و وسایل نوعی گسست و عدم تناسب به وجود آمده است.
    هدف از ازدواج در چارچوب خانواده، تنظيم نيازهای جنسی و تناسل است. در دنيای امروزی، تأکيد بر لذت و فردگرايی و رفاه، با ازدواج که وسيله‌ای سنتی و غيرعقلانی از نظر انسان امروزی است، تناسبی با هدف موردنظر ندارد. بنابراين، روابط جنسی خارج از خانواده توجيه می‌شود.
    از سوی ديگر، تغييرات ارزشی و فرهنگی در جامعه متناسب با نظريه اينگلهارت، جنسی شدن فرهنگ و به تعبير مارکوزه، عقلانيت شهوی (اسميت، 1383، ص 217) را به نمايش می‌گذارد.
    از منظر فرهنگ متعالی انسان مسلمان، ارزش انسان در ميزان تقرب به خداوند و ابعاد معنوی اوست. تقرب خداوند هم در تقوا و ميزان نزديکی او به معيارهای موردنظر خداوند معنا می‌شود. چنين انسانی نيازهای خود را در چارچوب دينی و موردنظر خداوند برآورده می‌کند و در خصوص امر جنسی، ارضای اين نياز را تنها در قالب خانواده مشروع می‌داند بود و جلوه‌گری، زيبايی‌نمایی، ابراز عواطف و احساسات، عشوه‌گری، ناز و نياز و مانند آن را در محيط خصوصی و در چارچوب زناشويی مجسم می‌سازد.
    فرهنگ ليبراليستی و غربی به‌تبع تغيير ارزش‌ها، زيبايی و جلوه‌گری را از منظر «ديگری» تعريف می‌کند و ارزش‌های جمعی را به ارزش‌های فردی تبديل می‌کند. در خصوص امر جنسی، «مديريت تأثيرگذاری» گافمن (ريتزر، 1383، ص 292) و «انضباط»  فوکو (فوکو، 1378، ص 170) مبنای عمل است و هويت از طريق مصرف تعريف می‌گردد و «مصرف تظاهری» (وبلن، 1386، ص 106) هويت‌ساز است.
    به‌عبارت دیگر، انسان امروزی هم مثل همه انسان‌ها دوست دارد زيبا باشد؛ ولی زيبايی انسان امروزی بايد مقبول ديگری باشد، و ديگری از چشم رسانه می‌بيند، و رسانه براساس مديريت بدن، باريک‌اندامی را الگو‌سازی می‌کند؛ زيرا زيبايیِ سنتی عبارت است از: تناسب و هماهنگی بين اعضای پیکر، و مطابق تعريف امروزی، در منطق ترکيب نشانه‌ها که تابع همان اقتصاد جبری کارکرد اشيا يا شکيل بودن نمودار (دياگرام) است، زيبايی با باريک‌اندامی مرتبط می‌شود (بودريار، 1389، ص 220).
    بنابراين، ارزش‌های مينی‌ماليستی مانند برجستگی، باريک‌اندامی، جذابيت ظاهری، خودآرایی (تبرج) و تظاهر جای کرامت نفس، هويت خانوادگی و زيبايی واقعی مي‌نشيند و به تعبير بودريار، فراواقعيت (hyper-reality) جای واقعيت قرار می‌گیرد.
    برای ‏ايجاد تغيير در روابط جنسی، لازم است ارزش‌های سنتی جامعه هدف حذف و ارزش‌های جديدی جايگزين آن شود. با ورود ابزارهای ارتباطی جديد، تغييرات ارزشی با شکاف بين نسل‌ها و پشت کردن نسل‌های جوان‌تر به ارزش‌های سنتی در جامعه شروع می‏شود و ممکن است به تغييرات اجتماعی گسترده‌تری بينجامد و حتی گفتمان موجود را تغيير دهد.
    تغييرات ارزشی در ‏ايران، به‌ویژه ارزش‌های دينی در سه مرحله انجام می‌شود:
    1) تقدس‌زدايی: ابتدا ارزش‌های مقدس و اسلامی ‏مانند نهاد خانواده، امر به معروف و حجاب از حالت تقدس خارج می‌شود و تابوی قدسی آن به صورت آرام و پيوسته از بين می‌رود.
    2) قانون‌سازی: ارزش‌های تقدس‌زدايی‌شده به رويه عمومی ‏و سپس قانون تبديل می‏شود.
    3) شخصی‌سازی: ارزش‌های قانونی‌شده از حالت فراگير خارج و به ارزش‌های فردی و شخصی تبديل می‏شود که فقط برای خود فرد مهم است.
    در اين زمينه مهم‌ترين تغييرات ارزشی که برای تغيير سبک زندگی جنسی لازم است، عبارت است از:
    الف) قبح‌زدايی روابط با جنس مخالف، اعم از خارج از ازدواج و پيش از ازدواج؛
    ب) زيبايی اندام ملاک ارزش‌گذاری زنان می‌شود و به‌تبع آن، پوشش جنسی ترويج می‏شود.
    ج) گسترش نگرش شغلی و رويکرد اقتصادی به روسپیگری؛
    د) از بين رفتن قبح ازاله بکارت در دوران مجردی؛
    و) غيرت‌زدايی و عادی‌سازی روابط فرازناشويی به‌تبع ذائقه‌سازی و تنوع‌طلبی.
    روش‌شناسی
    يک. نوع و سطح فراتحليل
    در پژوهش حاضر، «فراتحليل» يافته‌ها را توصيف می‌کند. فراتحليل دربرگيرنده ترکيب کمّی گزارش‌ها و نتايج پژوهش‌های مشابه، استخراج و جدول‌بندی فراوانی مشخصات پژوهش‌ها و بررسی روبط آماری ميان متغيرهای پژوهش‌هاست. اين مقاله در پی تبديل يافته‌های مطالعات گوناگون به يک مقياس مشترک است. بنابراین، می‌توان خلأهای نظری و پژوهشی را مشخص کرد تا به جهت دادن پژوهش‌های بعدی کمک کند (توکل و عرفان‌منش، 1393).
    در فراتحليل موردی و اجمالی (در روش‌های کيفي)، بيشتر از آمارهای توصيفی استفاده می‌شود. مشخص کردن فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تجمعی و درصد فراوانی تجمعی، ترسيم نمودار ميله‌ای و دايره‌ای برای نمايش نتايج، مشخص کردن نما (Mode)، شاخص تغيير کيفی (Index of Qualitative Variation (IQV)) و واريانس دو جمله‌ای (شاخص تغيير در متغيرهای کيفي) از ارکان مهم محسوب می‌شوند.
    دو. جامعه آماری
    در مجموع، 150 مقاله پژوهشی فارسی مرتبط با امر جنسی در بازه زمانی دهه 90 از منابع علمی پايگاه نورمگز، پورتال جامع علوم انسانی، سيويليکا و برخی پایگاه‌های دیگر شناسايی شد. دامنه مطالعاتی مقالات مربوط به ايران يا مطالعه موردی برخی از شهرهای بزرگ کشور است. از ميان مقالات احصاشده، 40 مقاله در فراتحليل شرکت داده شد. 40 مقاله استفاده‌شده به سبب اشتمال بر مطالب ساير مقالات، محور فراتحليل قرار گرفت. اکتفا به 40 مقاله به‌ سبب کفايت نظری بوده که ما را از مطالعه تفصيلی همه مقالات بی‌نياز می‌سازند. به‌ علت آنکه غالباً خروجی پژوهش‌های مهم در قالب مقاله پژوهشی ارائه می‌شود، مقالات پژوهشی محور فراتحليل قرار گرفت.
    نتايج بررسی مقالات
    در ادامه، نتايج بررسی‌های مقاله در دو بخش «يافته‌های توصيفی فراتحليل» و «ارزيابی مقالات» ارائه می‌شود:
    1. يافته‌های توصيفي
    در يافته‌های توصيفی، سعی شده هفت شاخص اصلی مطالعه شود و از ارائه توصيف درباره اطلاعات زمينه‌ای به‌سبب کم‌اهميت بودن آنها صرف‌نظر شده است. شاخص‌های بررسی‌شده عبارتند از:
    سنخ‌شناسی امر جنسی در مطالعات صورت‌گرفته، جنسيت پژوهشگران، جامعه آماری، رويکرد نظری، متغيرهای مستقل، روش پژوهش، نتايج پژوهش‌ها.
    الف. سنخ‌شناسی امر جنسی مطالعه‌شده
    در نمونه‎‌های بررسی‌شده، 5/22 درصد مربوط به روابط فرازناشويی، 15 درصد مربوط به تربيت جنسی، 5/12 درصد مطالعات مربوط به روسپیگری، 5/12 درصد مربوط به عوامل مؤثر در آسيب‌های جنسی، 5/12 درصد مربوط به اختلال جنسی، 10 درصد مربوط به تظاهرات جنسی، 5/7 درصد مطالعات مربوط به قالب‌های جنسی، 5 درصد مطالعات مربوط به همجنس‌گرايی و 5/2درصد مربوط به همخانگی بود.
    ب. جنسيت پژوهشگران
    از مجموع مقالات مطالعه‌شده، جنسيت 20 درصد مرد بوده؛ 5/32 درصد زن؛ و 5/47 درصد به صورت مشترک زن و مرد پژوهش را انجام داده‌اند. مشارکت زنان در تحقيقات مربوط به امر جنسی چشمگير است که با محاسبه مشارکت آنها در اين نوع تحقيقات، قریب 80 درصد تحقيقات مربوط به آنهاست و اين نشان‌دهنده اهميت موضوع در بين زنان پژوهشگر جامعه است.
    ج. جامعه آماري
    از بين مطالعات انجام‌شده، 5/32 درصد بدون جامعه آماری (مطالعه توصيفی)، 5/12 درصد روسپيان، 40 درصد آسيب‌ديدگان و 5/12 درصد مربوط به دانشجويان و عموم مردم است.
    د. رويکرد نظري
    انواع متنوع و وسيعی از نظريات در تبيين آسيب جنسی و امر جنسی از سوی پژوهشگران استفاده شده، ولی رويکردهای جامعه‌شناختی بيشترين فراوانی را دارند، و از بين رويکردهای جامعه‌شناختی، از نظريه اينگلهارت و «بی‌سازمانی اجتماعی» هيرشی و «کنترل اجتماعی» هيرشی و رکلس از همه بيشتر استقاده شده‌ است. در جدول (1) مهم‌ترين نظريه‌های استفاده‌شده در مطالعات ذکر می‌شود:
    جدول 1: مهم‌ترين نظريه‌های استفاده‌شده در مطالعات صورت‌گرفته
    رويکردهای تربيتي    رويکردهای روان‌شناختي    رويکردهای جامعه‌شناختي
    ـ تربيت جنسی از منظر مبانی ديني
    ـ آموزش جنسی ليبرال    ـ نيازهای اساسی مزلو
    - حساسيت رقابت
    - انتقامجويی
    - طرحواره جنسی
    - انتخاب طبيعی
    - برانگيختگی تعميم‌يافته    ـ يادگيری اجتماعی ساترلند
    - فشار فرهنگی (توزين نامتناسب) مرتن
    - برچسب‌زنی بيکر
    - پيوند افتراقی ساترلند و کرسی
    - کنترل هيرشی و رکلس
    - بازانديشی برگر و اينگلهارت
    - مصرفی بودريار
    - گزينش عقلاني
    - فطرت شهيد مطهری و بهشتي
    - فرهنگ عامه والتر ليپمن
    - نظريه فمینيسم راديکال
    - داغ ننگ گافمن
    - عاملين ـ فرد لاکوستا
    هـ . مطالعه موردی و انضمامي
    به لحاظ مطالعه موردی و انضمامی، می‌توان مقالات مطالعه‌شده را به چند دسته تقسيم کرد: برخی به صورت مطالعه موردی در برخی شهرهای بزرگ، مانند تهران، مشهد، کرمانشاه، يزد، اصفهان، اهواز و تبريز انجام شده ‌است. برخی ديگر صرفاً مطالعه توصيفی و نظری بوده و از منظر مبانی دينی مسئله را تحليل کرده و راهکار ارائه داده‌اند. برخی هم مطالعه ميدانی در جهت تدوين نظريه يا آزمون فرضيه انجام داده‌اند و ميدان مورد مطالعه برای آنها از اين منظر ویژگی خاصی نداشته است.
    و. روش پژوهش
    روش‌های استفاده‌شده در مطالعات، شامل روش‌های کيفی، کمّی، کمّی ـ كيفی و اسنادی است. 30 درصد مطالعات به روش کيفی، 5/52 درصد به روش کمّی، 5 درصد به روش ترکيبی (کمّی ـ کيفی) و 5/12 درصد به روش اسنادی انجام شده‌ است. تکنيک‌های به‌کاررفته در اين مطالعات غالباً عبارت ‌است از: مصاحبه، پرسشنامه، نمونه‌گيری (عمدتاً گلوله برفی) و تکنيک‌های آماری (مانند تحليل رگرسيون، تحليل مضمون، تحليل محتوا، پديدارشناسی، تحليل گفتمان، گرندد تئوری).
    جدول 2: روش‌های استفاده شده در مطالعات
    نوع روش    فراواني    درصد
    کيفی    12    30
    کمّی    21    5/52
    کمّی ـ کيفی    2    5/0
    اسنادی    5    5/12
    ز. متغير مستقل
    عوامل مؤثر در آسيب‌های جنسی از منظر مقالات مطالعه‌شده به دو دسته عمده «عوامل اجتماعی» و «عوامل روانی ـ زيستی» قابل تقسيم است. عوامل اجتماعی شامل عوامل کلان (سياسی ـ اقتصادی)، عوامل ميانبرد (خانواده) و خرد (محيط اجتماعی) می‌شود که برای اختصار و سادگی در تقسيم‌بندی، همه اين عوامل را در قالب «عوامل اجتماعی» قرار می‌دهيم. عوامل اجتماعی در بين عوامل آسيب و انحراف جنسی بيشترين فراوانی را دارد. در مرحله بعد، عوامل روان‌شناختی و بعد از آن، عوامل زيستی قرار می‌گيرد.
    جدول 3: عوامل مؤثر در آسيب‌های جنسی
    عوامل روان‌شناختی ـ زيستی    عوامل اجتماعی
    برون‌گرايی؛ اختلالات روانی؛ اختلالات جنسی؛ بيماری‌های جسمی و روحی؛ باورهای کاذب؛ عدم تناسب جنسی؛ اضطراب و افسردگی؛ ارتباط نامناسب؛ تجربه جنسی پايين؛ عدم رضايت زناشويی؛ احساس نياز؛ حس کنجکاوی؛ جذابيت‌های ظاهری؛ ماجراجويی جنسی    شهرنشينی و فرهنگ شهری؛ بازانديشی سنت؛ انديشه‌های ليبرال و پست‌مدرن؛ وضعيت آنوميک؛ شبکه‌های اجتماعی و رسانه؛ آموزش‌های امروزی؛ افزايش حضور اجتماعی زنان؛ افزايش سن ازدواج؛ افزايش طلاق؛ شکاف نسلی؛ تحصيلات و درآمد بالا؛ ازدواج اجباری؛ موانع فرهنگی؛ کاهش معنويت؛ لذت‌جويی؛ ضعف قوانين؛ انتقام‌جويی؛ تنوع‌طلبی؛ مشکلات اقتصادی؛ نيازسازی‌های امروزی و ثانويه؛ کاهش سرمايه اجتماعی؛ فرهنگ جنسی؛ حيای حمق؛ مديريت بدن و...
    2. ارزيابی پژوهش‌ها
    در فراتحليل، ارزيابی مطالعات شامل اظهارنظر درباره اعتبار پژوهش‌هاست. نتيجه اين بررسی امکان دسته‌بندی بين پژوهش‌های درجه اول و درجه دوم را فراهم می‌آورد. در فراتحليل مي‌توان برخی خطاهای ممکن را بازنمايی و تصحيح کرد. هدف از دستيابی به خطاها، نشان دادن نقاط ضعف پژوهشگر خاص نيست، بلکه رسيدن به يک جمع‌بندی صحيح و نشان دادن خلأها و نيازهای پژوهشی اهميت دارد (توکل و عرفان‌منش، 1393، ص 64، به نقل از: روزنتال، 1991).
    در اين پژوهش، شاخص اصلی برای ارائه ارزيابی پژوهش‌ها، بررسی سؤالات، فرضيات، اهداف و نتايج پژوهش‌ها در نظر گرفته شده است.
    يکم. سؤالات پژوهش‌ها
    سؤالات مربوط به مطالعات امر جنسی و آسيب‌های جنسی از دو جنبه صورت و محتوا قابل بررسی است:
    براساس «شاخص سه‌گانه بليکی»، سؤالات پژوهشی (RQ) مبنای تمام پژوهش‌هاست و به لحاظ شکل، به سه دسته چيستی، چرايی و چگونگی تقسيم می‌شوند (بليکی، 1389، ص 21). انواع سه‌گانه پرسش‌ها يک توالی را شکل می‌دهند. پرسش‌های چيستی معمولاً قبل از پرسش‌های چرايی و پرسش‌های چرايی قبل از پرسش‌های چگونگی می‌آيند (همان، ص 22).
    بررسی مقالات نشان می‌دهد: اکثر قریب به اتفاق پژوهش‌های مذکور از سؤالات چيستی استفاده کرده‌اند. اما نکته اينجاست که تعداد کمی از مقالات مربوط به سطح چيستی، در همين سطح باقی مانده و تنها به مرور ادبيات نظری و بررسی ماهيت موضوع پرداخته‌اند. بیشتر مقالات از سطح اول عبور کرده و به سطح دوم (چرايی مسئله) پرداخته و علل و عوامل و زمينه‌های آسيب جنسی را ذکر نموده و سازوکار علّی ـ معلولی اين پديده را واکاوی کرده‌اند.
    برخی ديگر از مقاله‌ها راهکارها و پيشنهادهای علمی ـ اجرايی مطرح کرده و از سطح تحليل نظری و توسعه ادبيات نظری گذشته، به حل مسائل اجتماعی هم نظر داشته‌اند. دسته آخر معطوف به همان چالش قديمی جامعه‌شناسی است که جامعه‌شناسی مکلف به توسعه نظری و علمی خود است، يا اينکه توسعه نظری و علمی فايده‌ای ندارد و اگر به راه‌‌حل نرسد، کار خاصی نکرده و وظيفه جامعه‌شناسی حل مسائل اجتماعی است (رابينگتن و اينبرگ، 1389، ص 16ـ18).
    ضرورت توجه به پژوهش‌های وسيع در امر جنسی بيش از پيش ايجاب می‌کند تا تحقيقات بعدی بيشتر به سمت پژوهش‌های تفسيری و دريافت معنای ذهنی و رفتاری کنشگران معطوف شود و از اين منظر، سؤالات از نوع چرايی و چگونگی تقويت گردد و با آشنايی بيشتر با معنای ذهنی که ذهن جوان امروزی را می‌کاود، در پی ارائه راهکارها و پيشنهادهای عملياتی برای حل مسئله باشد.
    دوم. فرضيات پژوهش‌ها
    در بیشتر پژوهش‌ها، رابطه بين برخی خصوصيات اجتماعی و روان‌شناختی با امر جنسی سنجيده شده است: عواطف زنانه، روان‌رنجوری، اختلالات جنسی، اضطراب، پرشوری، ميل جنسی، تجربه آزار جنسی، هوس ناآشنابودگی، تنوع‌طلبی، بی‌علاقگی به همسر، ازدواج اجباری، بلوغ زودرس، رسانه‌های ارتباطی، حيا، عفت، خلوت بانامحرم، موقعيت اجتماعی ـ اقتصادی، خانواده ازهم‌گسسته و بی‌ارتباطی در خانواده، و يادگيری جنسی مهم‌ترين متغيرهايی است که در پژهش‌ها سنجش شده‌اند.
    از بين متغيرهای اجتماعی، تأثير رسانه‌ها، يادگيری اجتماعی، بيکاری، فقر و تغيير ارزش‌ها، و از بين متغيرهای روان‌شناختی، اختلال جنسی، اعتماد به نفس پايين و اضطراب بيشترين سهم را در اين‌‌‌باره دارند.
    بيشتر مطالعات انجام‌شده به بحث جذابيت‌های دنيای امروزی پرداخته‌اند که از طريق نظريات و الگو‌های غربی در کشور توسعه پيدا کرده، تغييرات ارزشی ايجاد نموده و نگرش‌ها در خصوص امر جنسی را دستکاری کرده‌اند. تغيير قالب‌های جنسيتی و تغيير در الگوهای خانواده و آشنايی با سبک جديد زيست جنسی از موضوعاتی است که مقالات به آنها اشاره کرده‌اند.
    با توجه به شيوع ويروس کرونا و تغيير در بسياری از معادلات و از ‌جمله توسعه حداکثری فضای مجازی و درگيری اکثر قريب به اتفاق خانواده‌ها با فضای مجازی و کم‌سوادی يا بی‌سوادی بیشتر خانواده‌ها با مختصات و آسيب‌های فضای مجازی و همچنين نبود کنترل خانواده‌ها بر رفتار فرزندان، لازم است اين مسئله موضوع پژوهشی جدی قرار گیرد و با تحليل مناسب، راهکارهایی برای برون‌رفت يا اصلاح سبک زندگی تحقق يافته (مجازی) صورت گيرد.
    از سوی ديگر، صدمات عاطفی که به بسياری از خانواده‌ها و افراد از قِبل نبود ارتباط چهره به چهره به وجود آمده، نيازهای عاطفی انباشته‌ای را به وجود آورده که نيازمند پژوهش‌های درخور و ارائه راهکار است.
    سوم. اهداف پژوهش‌ها
    ارزيابی پژوهش‌ها براساس تطابق و ارتباط ميان سؤالات، فرضيه‌ها و هدف می‌تواند نکات خوبی ارائه دهد. برخی از پژوهش‌ها هدفشان نشان دادن پشت پرده بسياری از رفتارهای جنسی در جامعه بوده و با آزمون فرضيات خود، به اين هدف هم دست پيدا کرده‌اند که در نوع خود، هم بديع است و هم مسير اقدام را نشان می‌دهد.
    برخی ديگر مبتنی بر نظريات غربی، وضعيت بينشی و کنشی رفتارهای جنسی جامعه را بررسی کرده‌اند، ولی به سبب بی‌توجهی يا کم‌اطلاعی بیشتر پژوهشگران اين حوزه از آموزه‌های دينی و راهکارهای موجود در مبانی اسلامی، از ارائه راهکارهای متناسب با آن غفلت کرده‌اند. به ‌نظر می‌رسد لازم است مطالعات مشارکتی بين متخصصان امر جنسی و متخصصان دينی در اين حوزه صورت گیرد تا موضع اسلام و راهکارهایی که بتواند به سالم‌سازی جامعه کمک کند به گوش افراد جامعه، اعم از مراکز دانشگاهی و فرهنگ عمومی برسد.
    به علت آنکه برخی روايات برای روابط فرازناشويی، مانند خيانت، زنا و چشم‌چرانی آثار وضعی متعدد اجتماعی ذکر کرده‌اند که برای همه مردم قابل لمس است، با ترویج آموزه‌های دينی می‌توان ـ دست‌كم ـ آثار وضعی آسيب‌های جنسی را کنترل کرد.
    چهارم. نتايج پژوهش‌ها
    مسئلة جنس در ايران به علل گوناگون ـ که به برخی از آنها در ابتدای مقاله اشاره شد ـ همانند بسياری از کشورهای دنيا ازجمله مسائل اصلی جامعه است و ابهام‌زايی در نفس عمل جنسی که متناسب با آموزه‌های دينی است، گويا به مباحث علمی و نظری هم سرايت کرده و انديشمندان برجسته جامعه‌شناسی و علوم تربيتی از بحث و تبادل نظر در اين‌باره واهمه دارند. نتايج به‌دست‌آمده از طريق اين مقاله نشان می‌دهد: مقالات تدوين‌شده در اين خصوص از چند جهت نيازمند بازنگری يا انجام مطالعات جديد است:
    الف) مطالعات جامعه‌شناختی در همان مرور ادبيات مطالعات غربی باقی مانده و عمدتاً بر کشش ذاتی انسان مبتنی بر نيازهای اساسی او به سمت برآوردن نيازهای پست‌تر تمرکز کرده و در ستيز بين فرهنگ و غريزه، بر تفوق غريزه صحه گذاشته‌اند، يا غلبه فضای فرهنگ جنسی در رسانه يا فرهنگ جهانی را عامل اصلی تغيير ارزشی و در نهايت، زيست جنسی دانسته‌اند.
    اين در حالی است که انسان موجودی مختار است و نبود تمرکز بر نيروی فطری و عقل می‌تواند او را از هر نيروی ديگری متأثر گرداند. بدین‌روی مطالعات جامعه‌شناختی می‌تواند از منظر جامعه‌شناسی خرد و وجودی به اين مسئله بنگرند و با نقد رويکردهای غالب غربی که فرهنگ و زيست جنسی خاصی به‌دنبال آورده، در پی بنا کردن زيستی عفيفانه باشند.
    ب) مطالعات روان‌شناختی زيستی با اينکه تعدادشان از مطالعات ديگر بيشتر است، لیکن توجه زيادی به ابعاد محيطی و اجتماعی نداشته‌ و نوعی غلبه ديدگاه روانکاوی در آنها به‌چشم می‌خورد که يکی از ضعف‌های جدی آن، «جبرگرايی» و غلبه ويژگی‌های زيستی و روانی است.
    ج) مطالعات دينی اولاً، کم صورت گرفته و ثانياً، ادبيات دينیِ علمی و علم‌پسندِ ضعيفی دارند که با بهره‌گيری از ادبيات نظری موجود در علومی مانند جامعه‌شناسی و علوم تربيتی می‌توان بر غنای نظری اين مطالعات افزود. البته به‌نظر می‌رسد مطالعات دينی با نگاه جامعه‌شناختی در ابتدای راه بوده و راه درازی در اين زمنيه بايد پيمود. آنچه در اين برهه حساس تاريخی نياز جامعه است، مديريت فضای اجتماعی در موضوع امر جنسی است که با مباحث قوی علمی در مراکز حوزوی و دانشگاهی می‌توان راهکارهای مناسبی در اين زمينه به نهادهای مجری و مسئول فرهنگ عمومی جامعه ارائه داد.
    بحث و جمع‌بندي
    با توجه به مطالعه فراتحليلی 40 مقاله علمی ـ پژوهشی در خصوص امر جنسی، سيمای کلی مطالعات صورت‌گرفته چنین است: 5/22 درصد مطالعات مربوط به روابط فرازناشويی، 5/12درصد مربوط به روسپیگری، 5/12 درصد مربوط به عوامل موثر در آسيب‌های جنسی، 15 درصد مربوط به تربيت جنسی، 10 درصد مربوط به تظاهرات جنسی، 10 درصد مربوط به اختلال جنسی، 5/7 درصد مربوط به قالب‌های جنسی، 5 درصد مربوط به همجنس‌گرايی و 5/2 درصد مربوط به همخانگی.
    5/37 درصد پژوهشگران مرد، 45 درصد زن و 5/17 درصد ترکيبی از مرد و زن بوده‌اند. اين موضوع نشان‌دهنده اهميت موضوع برای هر دو جنس از پژوهشگران و به‌ویژه زنان است که درصد بالای مطالعات مربوط به آنهاست. 5/32 درصد مقالات مطالعه توصيفی، 5/12 درصد روسپيان، 40 درصد آسيب‌ديدگان و 5/12 درصد دانشجويان و عموم مردم را جامعه آماری خود قرار داده‌اند.
    در تبيين مسئله، رويکردهای جامعه‌شناختی بيشترين فراوانی را دارد و از بين رويکردهای جامعه‌شناختی، از نظريه اينگلهارت و «بی‌سازمانی اجتماعی» هيرشی و «کنترل اجتماعی» هيرشی و رکلس از همه بيشتر استفاده شده‌ است. مطالعه موردی مقالات مربوط به برخی شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد، کرمانشاه، يزد، اصفهان، اهواز و تبريز بوده است. روش‌های استفاده‌شده در مطالعات شامل روش‌های «کيفی»، «کمّی»، «کمّی ـ کيفی» و «اسنادی» است. 5/52 درصد مطالعات به روش کمّی، 30 درصد به روش کيفی، 5/12 درصد به روش اسنادی و 5 درصد به روش ترکيبی (کمّی ـ کيفي) انجام شده ‌است. تکنيک‌های غالب به‌کاررفته در اين مطالعات عبارت‌ است از: مصاحبه، پرسشنامه، نمونه‌گيری (عمدتاً گلوله برفی) و تکنيک‌های آماری (مانند تحليل رگرسيون، تحليل مضمون، تحليل محتوا، پديدارشناسی، تحليل گفتمان و گرندد تئوری).
    فراتحليل حاضر با استفاده از مقالات مطالعه‌شده، نتيجه‌گيری امر جنسی را از دو منظر ارائه می‌دهد:
    1) امر جنسی به‌مثابه آسيب اجتماعي
    به‌نظر می‌رسد امر جنسی امروزه در جامعه ايران، نه يک پديده یا مسئله، بلکه به آسيب اجتماعی تبديل شده است؛ زیرا غير از اينکه يک غريزه انسانی در کنار ساير غرايز است، فرد و خانواده را با خود درگير کرده و از آن مهم‌تر، گروه‌های اجتماعی و جامعه را به خود گرفتار ساخته و نمودها و ظواهر آن در بسياری از نهادها و ساختارهای اجتماعی به ‌چشم می‌خورد، به‌گونه‌ای‌که ارضای نيازهای جنسی را از خانواده خارج کرده، حالتی نابهنجار (آنوميک) به آن بخشيده است. وجود پوشش‌های جنسی، روند رو به رشد طلاق، افزايش سن ازدواج، تجرد قطعی، مصرف کالاهای کمکی جنسی، آمار هشداردهنده خيانت و روسپیگری و روابط فرازناشويی، افزايش روابط دختر و پسر قبل از ازدواج و همجنس‌گرايی نشان‌دهنده اين موضوع است که خانواده تا حد زیادی کارکردهای خود در امر جنسی را به فضای عمومی جامعه و نهادهای ديگر سپرده و روابط زناشويی از سطح خصوصی و شخصی به سطح عمومی و همگانی منتقل شده است. نهادهای متولی امر خانواده هم آنچنان‌که بایسته است، کارايی لازم را نداشته‌اند و در نتیجه،آسيب‌های اين امر به کل جامعه در حالی سرايت است.
    نبود سياستی روشن در رابطه با امر جنسی به لحاظ سياسی و اجتماعی يکی از علل اصلی اين قضيه است. تطورات سياستی در امر جنسی که با آمدن و رفتن دولت‌ها صورت می‌گيرد به اين موضوع دامن می‌زند، به‌گونه‌ای‌‌که افراد جامعه احساس می‌کنند برخی امور هيچ ربطی به دين و فرهنگ و اخلاق ندارد، بلکه اين افراد درون حاکميت هستند که به صورت سليقه‌ای با اموری مثل پوشش، روابط آزادانه زن و مرد و روابط همباشی برخورد می‌کنند. بدین‌روی، نوعی تزلزل اعتقادی به‌وجود‌آمده و تضادهای هنجاری و در مرحله بعد، دوقطبی شدن هنجاری اتفاق می‌افتد که به‌نظر می‌رسد در جامعه کنونی ايران چنين وضعی به وجود آمده است.
    از سوی ديگر، غريزه سرشار جنسی که به علل گوناگون، از‌جمله رسانه‌ها، تغذيه، فضای بصری شهوت‌انگیز (اروتيک) و مانند آن بلوغ زودرس ايجاد کرده و وجود فاصله 14ـ15 ساله بين بلوغ يا آگاهی جنسی تا ازدواج تنها راه ارضای نياز جنسی به‌شمار می‌رود، اهميت اين موضوع را دوچندان می‌کند.
    در غرب و فرهنگ غربی به سبب سابقه انقلاب جنسی و عوامل ماقبل آن که فرهنگ جنسی را تثبيت کرد، در کنار ازدواج، بديل‌های متنوعی از ارضای نياز جنسی به جامعه معرفی شد و به تدریج، شکل قانونی و هنجاری به خود گرفت؛ اما در فرهنگ اسلامی به‌ سبب منع شرعی و عرفی، راه ديگری برای اين قضيه متصور نيست؛ يا ازدواج يا کنترل غريزه. ازدواج هم يا موقت است يا دائم.
    ازدواج موقت به سبب سابقه عملکرد بد و زننده متوليان امر و سوء‌استفاده افراد عمدتاً متمول جامعه، جايگاهی در انتخاب افراد ندارد. بنابراین، تنها گزينه مشروع و بهنجار ازدواج دایم است که آن هم به سبب مشکلات اقتصادی و ضعف فرهنگی جامعه به معزلی تبديل شده و انگاره «ازدواج سخت و طلاق آسان» در جامعه در حال اجراست.
    راه باقی‌مانده، تعفف، تقوا و کنترل غريزه تا حصول شرايط ازدواج است که نيازمند توجه جدی انديشمندان و مسئولان برای تحقق جامعه عفيفانه با کمترين علایم و سائق‌های جنسی است. برای تحقق اين فرهنگ و مديريت امر جنسی در جامعه، پژوهش‌ها و راهکارهای ذیل که برگرفته از مقالات مطالعه‌شده است، پيشنهاد می‌گردد:
    2) پيشنهادهای پژوهشی و عملياتی برای کاهش آسيب و مديريت امر جنسي
    الف) پيشنهادهای علمی ـ پژوهشی
    بسياری از امور مربوط به امر جنسی و جنسيت غامض بوده، نيازمند بررسی علمی، به‌ویژه از منظر اسلام و آموزه‌های اسلامی است. با توجه به مقالات بررسی‌شده و مطالعات ميدانی، به‌نظر می‌رسد موضوعات ذیل نيازمند پژوهش علمی است:
    ـ روش‌شناسی بنيادين نظريه‌های جنسی بنيادی و ترويجی امروزین از منظر فلسفه اسلامی؛
    ـ تکنيک‌های پيشگيری و مهار فشارهای جنسی از منظر آموزه‌های اسلامی؛
    ـ تحليل مقايسه‌ای دوگانه خصوصی ـ عمومی در امر جنسی از منظر اسلام و غرب (جامعه هیز، تماشاگری جنسی و مانند آن)؛
    ـ بررسی فقهی، حقوقی و اخلاقی انواع گرايش‌های جنسی (LGBT)؛
    ـ نقش قوه خيال و عقل در امر جنسی از منظر مبانی معرفتی اسلام؛
    ـ حکومت اسلامی و امر جنسی؛
    ـ فضای مجازی و امر جنسی؛
    ـ آسيب‌شناسی تطورات سياستی درباره عفاف و جنسيت و امور جنسی.
    ب) پيشنهادهای عملياتی
    برای مديريت و جهت‌دهی مناسب به امر جنسی برخی اقدامات و راهکارهای عملياتی ضروری است؛ از جمله:
    ـ برنامه‌ريزی برای ارتقای سرمايه اجتماعی ـ فرهنگی؛
    ـ اشتغال مناسب درگيري به معنای افزايش همبستگی اجتماعی از طريق گره خوردن اعضای جامعه با خانواده و عدم برخورد ايدئولوژيک با مسئله اوقات فراغت؛
    ـ تأمين مکان‌های ورزشي ـ تفريحی مناسب ویژه بانوان جامعه و برنامه‌ريزی فرهنگی متناسب با فرهنگ دينی؛
    ـ مديريت فضای مجازی و جهت‌دهی مناسب گروه‌های سنی گوناگون در خصوص استفاده از فضای مجازی سالم؛
    ـ برنامه‌ريزی مناسب برای محور قرار دادن خانواده در همه امور اجتماعی؛
    ـ ترويج ازدواج آسان و برنامه‌ريزی برای آن؛
    ـ آموزش‌های مهارتی و تخصصی قبل از ازدواج با نگاهی سرمايه‌گذارانه، نه رفع تکليف؛
    ـ مديريت عرصه‌های اجتماعی ـ تفريحی؛ مثل در منظر بودن مراکز تفريحی به‌مثابه اقدامی پيش‌دستانه در جهت از بين بردن موقعيت ايجاد فضای جنسی؛
    ـ توجه و مديريت فضای بصری جامعه در جهت شهوت‌زدایی (اروتيک‌زدايی) و سالم‌سازی آن؛
    ـ سياست‌گزاری لازم برای صدا و سيما و مراکز فرهنگی در جهت ارتقای عقلانيت جامعه؛
    ـ هدفمندسازی خدمت سربازی به‌مثابه مانعی بزرگ برای ازدواج و اشتغال جوانان.
    پيوست: ليست مقالات بررسی‌شده در فراتحليل
    ابوذری، حسین، «بررسی شیوع اختلالات جنسی و عوامل مؤثر برآن در زنان و مردان متأهل شهر یزد»، در: کنفرانس ملی دستاوردهای نوین جهان در: تعلیم و تربیت، روان‌شناسی، حقوق و مطالعات فرهنگی ـ اجتماعی.
    اجتهادی، مصطفی و گلناز واحدي، 1395، «ﺑﺮرﺳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ‌ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ»، جامعه‌شناسي ايران، دورة هفدهم، ش 4، ص 105ـ138.
    اسلام‌زاده، بابک و همكاران، 1398، « تحلیل کیفی عوامل بازدارنده از روابط فرا زناشویی در زوجین متأهل»، تحقیقات کیفی در علوم سلامت، سال هشتم، ش 1، ص 83ـ95.
    آزادارمکی، تقی و محمدحسین شریف ساعی، 1390، «تبیین جامعه‌شناختی روابط جنسی آنومیک در ایران»، خانواده‌پژوهی، سال هفتم، ش 28.
    آزادارمكي، تقي و همكاران، 1391، « هم‌خانگي؛ پيدايش شكل‌هاي جديد خانواده در تهران»، جامعه‌پژوهي فرهنگي، ش 1، ص 43ـ77.
    باوی، عادله، 1393، «اثربخشی آموزش جنسی قبل از ازدواج بر خودپنداره جنسی مردان و زنان در آستانه ازدواج»، در: کنفرانس راهکارهای ارتقاء کیفیت خدمات پرستاری و مامایی، یزد، دانشگاه علوم پزشکی.
    بلوریان، زهره و جواد گنجلو، 1386، «اختلال عملكرد جنسي و برخي عوامل مرتبط با آن در زنان مراجعه‌كننده به مراكز بهداشتي درماني شهر سبزوار»، باروري و ناباروري، ص 163ـ170.
    پنجه‌بند، سیدیوسف و حلیمه عنایت، 1395، «فرایند شکل‌گیری رابطه فرازناشویی از نگاه مردان»، ارمغان دانش، دوره بيست و يكم، ش 8.
    حاجی، حمزه، 1394، «فرهنگ‌سازی قرآن پیرامون پیش‌گیری از انحرافات جنسی»، پژوهش‌های اخلاقی، سال ششم، ش 2.
    حسين‌زاده، علي‌حسين و ايمان ممبني، 1390، «عوامل اجتماعي مؤثر بر ميزان باورپذيري كليشه‌هاي جنسيتي در دو سپهر عمومي و خصوصي»، جامعه‌شناسي مطالعات جوانان، سال دوم، ش 3، ص 67ـ84.
    خدابخش، روشنک و همكاران، 1389، «بر عوامل اثرگذار بر گرایش جنسی انسان»، تحقيقات روانشناختي، دوره دوم، ش 8، ص 119ـ141.
    دریاب، سمن، «دگردیسی عاطفي امر جنسی»، 1394، انسان‌شناسی، دوره سيزدهم، ش 22، ص 62-91.
    دوست‌كام، محسن و همكاران، 1390، «آسيب‌شناسي لزبينيسم»، زن و فرهنگ، سال دوم، ش 8، ص 83-96.
    ربانی خوراسگانی، علی و فرزانه قانع عزآبادي، 1394، «بررسی تجارب زیسته زنان روسپی (مورد مطالعه: شهرهای یزد و اصفهان)»، پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی ایران، ص 49-68.
    رستگار خالد، امیر و معصومه باقريان، 1392، «بدن و ارزش‌ها اهميت باريك‌اندامي در ميان زنان و دختران و رابطة آن با جهت‌گيري ارزشي آنها»، مطالعات روان شناختی اجتماعی زنان، ش 1، ص 7ـ54.
    رمضاني تهراني، فهميه و همكاران، 1391، «اختلالات جنسي و عوامل مؤثر بر آن: مطالعه مبتني بر جمعيت در بين زنان ساکن مناطق شهري چهار استان کشور»، پايش، سال يازدهم، ش 6، ص 869ـ875.
    زراعت‌پیشه، رویا و همكاران، 1399، «کلیشه‌های جنسیتي مؤثر بر وقوع تجاوز جنسي در مؤلفه‌های فرهنگ ایراني»، پژوهش حقوق کیفری، دوره نهم، ش 32، ص 151ـ177.
    سعادت‌فرد، فاطمه و همكاران، 1394، «بررسی تربیت جنسی کودکان ونوجوانان ازدیدگاه اسلام»، در: اولین کنفرانس علمی پژوهشی راهکارهای توسعه و ترویج آموزش علوم در ایران.
    سياح، مونس و اکرم حسيني، 1390، «مجرد بررسي بحران مادري در جهان غرب و تأثيرات آن بر جامعه ايراني»، مطالعات راهبردی زنان، سال چهاردهم، ش 5.
    شرف‌الدین، سیدحسین و عبدالهادي صالحي‌زاده، 1395، «زمينه‌هاي روابط فرازناشويي در ايران؛ مطالعه موردي شهر تهران»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال هفتم، ش 3.
    شیرازی، آسیه و همكاران،‌1394، «بررسی نقش خانواده در تربیت جنسی و علل آسیب جنسی از منظر دختران آسیب‌دیده»، در: مجموعه مقالات نهمین همایش اشراق اندیشه مطهر، خانواده و تربیت جنسی، ص 361-378.
    شیردل، ملیحه، «عوامل گرایش زنان و مردان متأهل به رابطه نامشروع جنسی»، رفاه اجتماعي، سال ششم، ش 22.
    صداقت‌زادگان، شهناز، 1394، «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی و بلوغ زودرس بر جامعه‌پذیری دختران (مطالعۀ موردی: دختران دوره راهنمایی شیراز)»، مطالعات و تحقيقات اجتماعي در ایران، دورة چهارم، ش 3.
    صغری، خانی، 1395، «تأثير اختلال عملکرد جنسی بر کیفیت زندگی زنان: مطالعه مروری»، در: ششمین همایش سراسری راهکارهاي ارتقای سلامت و چالش‌ها با محوریت مراقبت مبتنی بر جامعه، ساری، دانشگاه علوم پزشکی.
    فرهمند، مهناز و همكاران، 1393، «جهانی‌شدن فرهنگ و بازاندیشی تعاملات جنسی (مورد مطالعه، جوانان شهر یزد)»، مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی، دوره پنجم، ش 14، ص 175ـ204.
    فسایی، صادقی و ابوالفضل اقبالي، 1399، «ﺧﻮاﻧﺶ ﮔﻔﺘﻤﺎﻧﻲ از ﻣﻨﺎﻗﺸﺎت اﻣﺮ ﺟﻨﺴﻲ در اﻳﺮان»، زن در فرهنگ و هنر، دورة دوازدهم، ش 1، ص 51ـ70.
    قربانی، اسماعیل و همكاران، 1396، «روسپی‌گری: تحمیل اجتماعی یا انتخاب شخصی؛ ارائه یک تحلیل کیفی»، پژوهش‌نامه مددکاری اجتماعی، سال سوم، ش 12.
    کرمی، جهانگیر و همكاران، 1394، «نقش عوامل روانی و اجتماعی در پیش‌بینی نگرش به روابط خارج از چهارچوب زناشویی در زنان متأهل و ارائۀ یک مدل براساس عوامل مرتبط»، مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق)، ص 129ـ152.
    کریمی، سارا و همكاران، 1396، «نقش صفات بنیادی شخصیت در پیش‌بینی مؤلفه‌های خیانت زناشویی از دیدگاه دانشجویان»، روانشناسي باليني و شخصيت(دانشور رفتار)، دوره پانزدهم، ش 2، ص 97ـ109.
    محمدی‌سیف، معصومه و محمد عارف، 1394، «آسیب‌شناسی تأخیر در سن ازدواج جوانان ایرانی»، مهندسی فرهنگی، سال دهم، ش 86.
    مختاری، مریم، 1396، «هرزه‌نگاری و فراواقعیت: مطالعه کیفی تجارب کاربران ایرانی در استفاده از محصولات هرزه‌نگاری»، راهبرد فرهنگ، ش 38.
    مدنی قهفرخی، سعيد و همكاران، 2011، «بازار تن‌فروشی خیابانی زنان در کلانشهر تهران»، مطالعات اجتماعی ایرانیان، ش 4.
    مروتی، سهراب و همكاران، 1393، «علل و عوامل انحرافات جنسی از دیدگاه قرآن و روایات»، پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده، سال دوم، ش 2.
    مسلمی بیدهندی، پروین و همكاران، 1392، «نحوة تأمین نیاز عاطفی زنان از سوي مردان و نقش آن در روسپی‌گري زنان»، پژوهش اجتماعی، سال ششم، ش 19.
    معتمدی، هانیه و همكاران، 1394، «طرح‌واره جنسی و مؤلفه‌های عملکرد جنسی متأهلین»، در: مجموعه مقالات پنجمین کنگره انجمن روان‌شناسی ایران، روان‌شناسی معاصر، ص 681-679.
    مقدادی، محمدمهدی و مریم جوادپور، 1396، «پیش‌گیری از آسیب‌های جنسی کودکان در اسلام»، اخلاق زیستی، دوره هفتم، ش 23.
    مهاجری، مریم، 1390، «آسيب‌شناسي پيامد اخلاقي فيمنيسم در غرب و بازتاب آن در نهاد خانواده»، پژوهش‌نامة زنان، سال دوم، ش 1، ص 99ـ115.
    میرابی، سعیده، ‌«شناسایی علل و فرایندهاي مؤثر بر پدیده روسپیگري (مورد مطالعه: شهر مشهد)».
    هاشمیان‌فر، سیدعلی، 1393، «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر پدیده مزاحمت جنسی زنان در اصفهان»، علوم اجتماعی (دانشگاه آزاد اسلامي شوشتر)، ش 25، ص 11-130.
    هدایتی، فرشته و سوسن باستانی، 1397، «مطالعه نسبت پوشش و امر جنسي با استفاده از رويكرد كيفي»، جامعه‌شناسي ايران، دوره نوزدهم، ش 3، ص 54ـ77. 
     

    References: 
    • آزادارمکی، تقی و محمدحسين شريفی ساعی، 1390، «تبيين جامعه‌شناختی روابط جنسی آنوميک در ايران»، خانواده‌پژوهی، سال هفتم، ش 28، ص 436-464.
    • اسميت، فليپ، 1383، درآمدی بر نظريه‌های فرهنگی، ترجمة حسن پويان، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، مرکز بين‌المللی گفتگوی تمدن‌ها.
    • بليکی، نورمن، 1389، استراتژی‌های پژوهش‌ اجتماعی، ترجمة هاشم آقابيک‌پوری، تهران، جامعه‌شناسان.
    • بودريار، ژان، 1389، جامعه مصرفی، اسطوره‌ها و ساختارها، ترجمة پيروز ايزدي، تهران، ثالث.
    • توکل، محمد و ايمان عرفان‌منش، 1393، «فراتحليل كيفي مقالات علمی ناظر بر مسئلة فرار مغزها در ايران»، بررسی مسائل اجتماعی ايران، دوره 5، ش1، ص 45ـ75.
    • جونز، ارنست و يزو رولان دالبی، 1342، اصول روان‌کاوی، ترجمة هاشم رضی، تهران، کاوه.
    • خلج‌آبادی فراهانی، فريده، 1395، «فراتحليل روابط با جنس مخالف قبل از ازدواج در بين جوانان در 15 سال گذشته (1394-1380) در ايران»، خانواده‌پژوهی، دوره دوازدهم، ش 3، ص ۳۳۹-۳۶۷.
    • دهقانی، اکرم و ديگران، 1385، «اثربخشی آموزش مهارت‌های جنسی بر نگرش جنسی زوج‌های در شرف ازدواج»، دانش و پژوهش در روان‌شناسی، ش 30، ص21-38.
    • رابينگتن، ارل و مارتين واينبرگ، 1389، رويکردهای نظری هفت‌گانه در بررسی مسائل اجتماعی، ترجمة رحمت‌الله صديق سروستانی، تهران، دانشگاه تهران.
    • راسل، برتراند، 1355، زناشويی و اخلاق، ترجمة مهدی افشار، تهران، کاويان.
    • ريتزر، جرج، 1383، نظريه‌های جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علمی و فرهنگي.
    • سليمی، علی و محمد داوری، 1385، جامعه‌شناسی کجروی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • سوروکين، پيتريم الکساندرويچ، 1399، انقلاب جنسی آمريکايی، ترجمة روح‌الله گل‌مرادی، اصفهان، آرما.
    • علی‌احمدی، اميد، 1389، تحولات معاصر خانواده در شهر تهران، تهران، شهر تهران.
    • فوکو، ميشل، 1378، مراقبت و تنبيه: تولد زندان، ترجمة نيکو سرخوش و افشين جهانديده، تهران، نشر نی.
    • ـــــ ، 1390، اراده به دانستن، ترجمة نيکو سرخوش و افشين جهانديده، چ ششم، تهران، نشر نی.
    • فياض، ابراهيم، 1395، «هشدار یک مردم‌شناس درباره وقوع «انقلاب جنسی»، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، در:
    • https://asremrooz.ir
    • قاسمی، حميد، 1373، اخلاق جنسی از ديدگاه اسلام، تهران، سازمان تبليغات اسلامی.
    • کتاب مقدس، 1987، ترجمة انجمن کتاب مقدس، تهران، انجمن کتاب مقدس.
    • کريميان، نادر و ديگران، 1394، «رابطه همخانگی در ايران: بررسی کيفی علل و انگيزه‌های گرايش به آن»، مطالعات روان‌‌‌شناسی، سال ششم، ش 21، ص 178ـ200.
    • کليدری، اميرمهدی، 1394، مصاحبه با ويژه‌نامه وضعيت‌شناسی انقلاب جنسی در ايران، نسخه منتشرنشده.
    • مشکور، محمدجواد، 1362، خلاصه اديان در تاريخ دين‌های بزرگ، تهران، شرق.
    • نورعليزاده ميانجی، مسعود، 1390، سلامت و اختلال جنسی همسران (رويکردی اسلامی و روان شناخت)، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمينی.
    • واعظی، منصور، 1390، فرهنگ عمومی، طرح بررسی و سنجش شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور (شاخص‌های غيرثبتی): گزارش مربوط به کل کشور، تهران، کتاب نشر.
    • وبلن، تورستين، 1386، نظريه طبقه تن‌آسا، ترجمة فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عباسپور، ابراهیم.(1401) فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر آسیب‌های جنسی در ایران. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(2)، 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    ابراهیم عباسپور."فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر آسیب‌های جنسی در ایران". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13، 2، 1401، 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عباسپور، ابراهیم.(1401) 'فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر آسیب‌های جنسی در ایران'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(2), pp. 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عباسپور، ابراهیم. فراتحلیل کیفی مقالات علمی ناظر بر آسیب‌های جنسی در ایران. معرفت فرهنگی اجتماعی، 13, 1401؛ 13(2): 27-48