معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سیزدهم، شماره سوم، پیاپی 51، تابستان 1401، صفحات 47-66

    تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب*

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    فضل الله شریفی / دکتری مدیریت مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / sharififi616@yahoo.com
    ✍️ محسن منطقی / دانشیار گروه مدیریت مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / manteghi@qabas.net
    سیدحسین شرف الدین / استاد گروه جامعه شناسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / sharaf@qabas.net
    حسن خجسته / استادیار دانشگاه صدا و سیما تهران / khojastehasan@yahoo.com
    چکیده: 
    با وقوع انقلاب اسلامی، روحانیت نقش خود را در حدوث انقلاب بسیار برجسته و متمایز نشان داد؛ اما بعد از انقلاب، بررسی سازوکارهای تعامل مطلوب حوزة علمیه با سازمان ها، ازجمله رسانه ملی آنچنان که شایسته بوده، به صورت جدی مدنظر واقع نشده است. روحانیان به صورت انفرادی با رسانه ملی تعامل داشته اند، ولی این تعامل سازمان یافته نبوده و به همین سبب، مشکلاتی را به وجود آورده است. این پژوهش به دنبال تبیین الگوی تعامل رسانه ملی با معاونت تبلیغ حوزه های علمیه از منظر رهبر معظم انقلاب است. جهت گیری پژوهش حاضر کاربردی است و در زمره پژوهش های «کیفی» قرار دارد و از میان انواع راهبردهای پژوهش کیفی، راهبرد «نظریه پردازی داده بنیاد نظام مند» را انتخاب کرده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد ارتباط سازمانی میان رسانه ملی و حوزة علمیه مقوله ای محوری است و جلوگیری از ورود کارشناسان دینی کم سواد یکی از عوامل علّی؛ نهادینه سازی ایمان کارکنان رسانه ملی جزو عوامل زمینه ای؛ فقدان تعامل فکری گروهی یکی از عوامل مداخله گر؛ و سیاست گذاری آموزشی، تبلیغی، فرهنگی راهبردی تعاملی است که منجر به پیامدهایی، از جمله تبیین حقیقت دین همراه با هنر می گردد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Explaining the Model of Propagative Interaction of the Vice President of the Islamic Propaganda of Iranian Seminaries with the National Media Based on the Thoughts of the Supreme Leader of the Revolution
    Abstract: 
    With the emergence of Islamic revolution, the clerics proved their very prominent and distinguished role. However, after the revolution, examining the mechanisms of the desired interaction between the seminary school and organizations, including the national media, has not been seriously considered. The clerics have individually interacted with the national media, but this interaction has not been organized and has therefore caused problems. This research seeks to explain the pattern of interaction of the national media with the vice president of the Islamic propaganda of Iranian seminaries from the perspective of the supreme leader of the revolution. Among the various qualitative research strategies, in this applied qualitative research the "systematic data-driven theorizing" strategy has been chosen. The results show that the organizational relationship between the national media and the seminary school is a central category, preventing the entry of poorly educated religious experts is a causal factors, institutionalization of faith in national media staff is a background factor, lack of group intellectual interaction is an intervening factor, and finally the educational, propagative, cultural policy-making is an interactive strategy that leads to results such as explaining the truth of religion along with art.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    پيوند بين رسانه‌هاي ارتباطي و دين به زمان‌هاي دور ـ يعني نخستين روايت‌ها از اسطوره‎ها و خطوط نقاشي حک‌شده بر ديواره ـ نمادها برمي‌گردد. دين يكي از موضوعاتي است كه امروزه راه خود را در وسايل ارتباط جمعي باز كرده است؛ اما اين حضور همواره با فراز و نشيب‌هايي تاريخي روبه‌رو بوده و ارتباطي تنگاتنگ با فرهنگ جامعه داشته است. نخستين برنامه راديويي مذهبي بلافاصله پس از پخش نخستين برنامه‎ها از راديو تجاري «Kdka» در دوم نوامبر 1920 توسط كليساي Calvary Episcopal از پيتزبورگ (Pittsburgh) پخش شد كه توسط ادوين وان اتن (Edwin Van Etten) به گوش شنوندگان رسيد (باهنر، 1387، ص 169).
    حوزة علميه در ايران متولي امور ديني است و از سال 1371 با نام «سازمان مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه» با چندين معاونت (آموزش، پژوهش، تبليغ و امور فرهنگي، تهذيب و تربيت، منابع انساني و پشتيباني) و چندين مركز و دفتر مستقل و با 30 ‌مديريت استاني تشكيل شده است. قبل از انقلاب جدای از مسائل و حوادث عالم، بيشتر به مسائل فردي توجه داشت، ولي بعد از انقلاب «مورد توجه افکار جهاني و انظار جهاني... و شايد مؤثر در سرنوشت جهاني و بين‌المللي» (بيانات رهبر معظم انقلاب، 29/07/89) است و بايد «خودش را با شرايط و امکانات پيشرفته‌ زمان هماهنگ کند... و از ابزارهاي جهان هم استفاده کند» (همان، 1/12/70).
    راديو و تلويزيون در ايران نيز از ابتدا بخشي از برنامه‌هاي خود را ـ ‌هرچند اندك ـ ‌به پخش برنامه‌هاي مذهبي اختصاص داد كه پخش قرآن،‌ اذان و بعدها سخنراني‎ (سخنراني‌هاي حجت‌‌الاسلام شيخ حسينعلي راشد در راديو تهران) و مراسم مذهبي از آن جمله به‌شمار مي‌آید.
    این رسانه بعد از انقلاب اسلامي به «صدا‌ و ‌سيماي جمهوري اسلامي ايران» (IRIB) تغيير نام داد و رياست آن توسط رهبر معظم انقلاب انتخاب‌ مي‌شود و هدف آن انتقال‌ پيام‌ و نشر معارف اسلامي به‌ جامعه‌ است. اساس کار این رسانه قبل از انقلاب بر مباني نظري غرب پايه‌ريزي شده که عموماً سکولار است و به همین سبب، کارکردهايی متناسب با آن داشته است. بعد از انقلاب هنوز هم مباني نظري رسانه تغيير نکرده، بلکه مانند قبل، مبناي مجموعه‌ها و فيلم‌ها کتاب سی و شش وضعيت نمايشي ژرژ پولتی است. بدین‌روی، گاهي بعضى از برنامه‏هاى رسانه‏ ملي آماج انتقاد مراجع معظم تقليد و رهبر معظم انقلاب قرار می گیرد.
    در نظام جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه، حوزة علميه براي رسيدن به اهدافش نياز به رسانه ملي و رسانه ملي برای فراگير شدن ارزش‌هاي اسلامي، در تمام برنامه‌هايش نياز به حوزة علميه دارد. اما بررسي‌هاي انجام‌‌شده نشان می‌دهد تعامل با رسانه ملي در حد سخنراني حجت‌‌الاسلام شيخ حسينعلي راشد در «راديو تهران» قبل از انقلاب (تارنمای رسانه ملي) و سخنراني‌هاي حجت‌الاسلام قرائتي و ديگر روحانيان بعد از انقلاب بوده است. اما اين تعامل مد انتظار مقام معظم رهبري نيست:
    يك واعظ خوش‏زبانى بيايد آنجا، مردم را نصيحت كند؛ نه حوزة علميه بايد كميته‏ها تشكيل بدهند، مجموعه‏ها تشكيل بدهند، اتاق فكرهاى دينى تشكيل بدهند، راجع به مسائل گوناگون بنويسند، بحث كنند، تحليل كنند، تحقيق كنند و محصولات اينها را بدهند بيرون (بيانات رهبر معظم انقلاب، 25/06/89).
    بعد از انقلاب، رسانه ملي با توجه به اهدافش و تأکيدهای امام راحل و مقام معظم رهبري، علاوه بر سخنراني، همکاري‌هاي غيرساختارمندی براي تأمين محتوا براي شبکه‌هاي رسانه ملي (راديو قرآن،‌ راديو تلاوت،‌ راديو معارف،‌ شبکه قرآن و معارف سيما،‌ دانشکده دين و رسانه، اداره کل پژوهش‌هاي اسلامي) داشته است. ولي چون سياست‌گذاري تمام شبکه‌ها براساس مباني اسلامي نيست،‌ بعضي برنامه‌هاي شبکه‌هاي رسانه ملي با شبکه‌هاي معارفي در تضاد است.
    از سوی ديگر، حوزة علميه با ايجاد «مديريت هنر و رسانه» و تأسیس «‌مدرسه اسلامي هنر» خيلي کم به مسائل رسانه پرداخته است. همچنين بين بعضي از بخش‌هاي رسانه ملي با بعضي از معاونت‌هاي حوزة عليمه 82 تفاهم‌نامه منعقد گردیده، ولي عملياتي نشده‌اند. از آنچه بيان شد به ‌دست مي‌آيد که همکاري و تعامل اين دو سازمان به‌صورت ضعيف و بدون برنامه و الگوي مشخص انجام مي‌گرفته است و نياز به تقويت و جهت‌دهي دارد.
    پرسشي که ذهن صاحب‌نظران را در خصوص کارکرد و تعامل اين دو نهاد به خود مشغول مي‌کند چگونگي تعامل است. این پژوهش قصد دارد با طراحي الگويي مناسب، چگونگي تعامل بين اين دو نهاد را براساس انديشه‌هاي مقام معظم رهبري تدوين کند؛ زیرا ایشان براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نقش بالادستي را در سياست‌گذاري براي رسانه‌ها، به‌ويژه رسانه ملي دارند.
    براين‌‌اساس مسئله اساسي تحقيق حاضر اين است که الگوي تعامل تبليغي حوزه‌هاي علميه با رسانه ملي در چارچوب انديشه‌هاي مقام معظم رهبري چگونه است؟
    پيشينه پژوهش
    در موضوع تعامل دين و رسانه تا کنون آثاري تدوين يافته که به نمونه‌هایی از آن متناسب با موضوع بحث اشاره مي‌شود:
    مقالة «دين و رسانه» (شرف‌الدين، 1382)، به رويکردهاي گوناگون فلسفه رسانه (ابزارگرايانه، ذات‌گرايانه، اقتضا‌گرايانه) و چگونگي ارتباط دين و رسانه، خدمات رسانه به دين و دين‌مداران پرداخته است.
    پايان‌نامه تعامل مطلوب بين رسانه سنتي و رسانه مدرن تلويزيون (جانباز، 1385)، قائل است به اینکه مي‌توان شاهد حضور مطلوب رسانه‌هاي سنتي ديني (مجالس عزاداري و مداحي) در رسانه‌هاي نوین تلويزيونی بود.
    پايان‌نامه دين و تکنولوژي رسانه‌هاي مدرن؛ تعامل يا تعارض (اميدعلي، 1390)، ماهيت فلسفي رسانه‌ها از حیث ابزارگرايي، جبرگرايي، ذات‌گرايي، ساختارگرايي اجتماعي و تعامل‌گرايي يا اقتضا‌گرايي را بررسی کرده است.
    کتاب رسانه‌ها و دين از رسانه‌هاي سنتي اسلامي تا تلويزيون (باهنر، 1385)، در فصل اول به نظريه «نوسازي» دانيل لرنز، نظريه «همگرا»، نظريه مك لوهان و جايگاه آن در فرهنگ و ارتباطات، و در فصل دوم به تعدادي از رسانه‌هاي سنتي ديني در ايران مانند ‌مسجد،‌ مدارس علوم ديني، تعزيه، تكيه، حسينيه و كاركردهاي آنها و در فصل سوم به موضوع تلويزيون و دين در ايران و در فصل چهارم به مسيحيت و تلويزيون در غرب و در فصل پنجم به اصولي براي آموزش تلويزيوني دين اشاره کرده است.
    پايان‌نامه فرصت‌ها و آسيب‌هاي فعاليت طلاب در عرصه رسانه ملي (مهدي‌يار، 1394)، فرصت‌ها و آسيب‌هاي حضور روحانيت در رسانه ملي را آورده است. موضوع اين پايان‌نامه و بخشي از مطالب آن خود مي‌تواند به‌عنوان زيرمجموعه‌اي از عرصه‌هاي تعاملي حوزة علميه و رسانه ملي باشد.
    با نگاهي اجمالي به پژوهش‌هاي مزبور مي‌توان دريافت که با وجود تمام تلاش‌هاي ارزشمند انجام‌گرفته و آثار ارزنده منتشرشده، هرچند در اين تحقيق از آنها به‌تناسب استفاده خواهد شد، اما پژوهش‌هاي مذکور هيچ‌کدام به تعامل تبليغي حوزة علميه با رسانه ملي، با تأکيد بر انديشه‌هاي رهبر معظم انقلاب با روش «داده‌بنياد» نپرداخته‌اند. با توجه به آنکه اين مطالعات پيشينه‌اي در آثار علمي لاتين ندارد و در کتب و مقالات فارسي نيز تعداد کمي تحقيق در این زمینه قابل‌ مشاهده است، بدین‌روی ضرورت تحقيق در اين‌‌باره روشن است.
    تعريف مفاهيم
    الف. تعامل (هماهنگی بين سازماني)
    «تعامل» يا »هماهنگي بين سازماني» فرايندي است که در آن دو يا چند سازمان به‌صورت همساز، همراه و مرتبط، برنامه‌ها و خط‌مشي‌هايي را به ‌منظور دسترسي به اهداف مشترکشان طراحي و اجرا مي‌کنند (کيلگور و الفسون، 1982، ص 3). مراد از «همکاري سازماني» در اين نوشتار همكاري و همراهي در تدوين راهبردها، برنامه‌ريزي، سازمان‌دهي، اجرا و نظارت رسانه ملي با مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه به منظور تبليغ و تعظيم شعائر اسلامي است.
    ب. حوزة عليمه (مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه)
    «حوزة علميه» نهاد سازمانی بخش تربيت علمي، فرهنگي روحانيان است. حوزة علميه در نقش نهادي غيردولتي، متولي سامان دادن به شئون عالمان دين و وظايف آنان در ارتباط با جامعه، مردم و حاکميت است. به ‌عبارت ‌ديگر، مجری فرايندي است که طلبه از آغازِ رشد علمي، فرهنگي و اخلاقي، آن را طي مي‌کند تا در نهايت، عالم ديني شود (عيسي‌نيا، 1395، ص 23).
    مراد از «حوزة علميه» در اين نوشتار، نهاد يا مجموعه‌اي از فرايند‌هاست که متولي سامان دادن به شئون عالمان دين و وظايف آنان در ارتباط با جامعه، مردم و حاکميت است که در قالب «مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه» از مهر ماه سال 1371 شمسي به صورت ساختارمند و تشکيلاتي تأسيس شده است.
    ج. رسانه ملي
    «رسانه» ابزاري است كه به وسيله آن اطلاعات معيني به فاصله معيني فرستاده مي‌شود تا در طول زمان انتقال يابد. در حقيقت، رسانه ‌گيرنده را به فرستنده مرتبط مي‌كند. ازاين‌رو، مي‌تواند يك نوشته ساده يا يك ارتباط ماهواره‌اي پيچيده باشد (دفلور و دنيس، 1383، ص 729).
    «رسانه ملي» وسيله‌اي است كه پيامي را به تعداد زيادي از مردم مي‌رساند (مانند راديو، تلويزيون، روزنامه)؛ وسيله ارتباط جمعي (صدري افشار و همكاران، 1382، ص 1204). منظور از «رسانه ملي» در اين پژوهش، «سازمان صدا و سيما» است.
    رويکرد نظري پژوهش
    تعامل دين و رسانه ـ چه به‌مثابه دو نهاد اجتماعي و چه ابزار انتقال پيام ـ در دوران اخير، فراز و نشيب‌های فراواني داشته است. تاكنون اين تعامل موافقان و مخالفان بسياري را در سراسر جهان برانگیخته است؛ برخي با در نظر گرفتن رسانه به‌مثابه وسيله‌اي براي انتقال پيام، آن را ابزاري براي انتقال مفاهيم ديني تلقي مي‌کنند و برخي نيز ذات دين را با رسانه در تعارض مي‌بينند و از دريچه نگاه آنها رسانه وسيله‌اي براي تبليغ دين قلمداد نمي‌شود، بلکه بيشتر درصدد ضربه زدن به ساحت دين انگاشته مي‌شود و در نتيجه معتقدند: دين در انتقال پيام، رسانه‌هاي اختصاصي خود را دارد. اين مسئله مهمي است که دو حوزه دين و رسانه سال‌هاست با آن دست‌به‌گريبان‌اند. رويکردهاي تعامل دين و رسانه عبارت است از:
    1. رويکرد ابزارگرايانه
    اين ديدگاه بر مبناي تلقي سنتي از فناوري و ابزارانگاري آن استوار است که ريشه در انديشه‌هاي ارسطو دارد؛ چنان‌که هوور نيز بر همين مبنا، «فناوري» را فاقد معنا مي‌داند و آن را صرفاً وسيله‌اي در خدمت اهدافي معين مي‌شمارد (هوور، 1997، ص 67). در اين انديشه، فناوري ـ في‌نفسه ـ واجد هيچ معنايي نيست، بلکه خنثاست. در اين ديدگاه، به رسانه‌ها به‌مثابه يک فناوري نگريسته مي‌شود. در نتيجه، رسانه نيز چيزي جز ابزار نبوده و در ذات خود واجد هويت فرهنگي مستقلي نيست و به‌مثابه ابزار مي‌تواند در خدمت پيام‌هاي متفاوت باشد و اين ابزار مي‌تواند در اختيار مفاهيم و مضامين ديني قرار گيرد؛ همان‌گونه که مي‌تواند در اختيار هر مفهوم ديگري، از جمله معاني غيرديني و حتي ضدديني باشد (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386، ص 136).
    2. رويکرد ذات‌گرايانه
    ديدگاه موسوم به «ذات‌گرايي» مدعي است رسانه ذاتاً داراي هويت فرهنگي و تاريخي مستقلي است. بدین‌روی، در تعامل با ديگر ابعاد زندگي انساني، بايد به‌ تناسب يا نبود تناسب میان اين ذات و ماهيت با هويت‌هاي ديگر توجه کامل داشت (همان).
    3. رويکرد تعامل‌گرايانه
    در بين محققان معاصر، شايد بتوان فعاليت‌هاي استوارت ام هوور و همکاران وي را تلاشي در جهت تعامل‌گرايي دين و رسانه‌ها دانست. اين نگاه بعد از بررسي رويکردهاي ابزارگرايانه و ذات‌گرايانه، به نگاهي بينابين دست مي‌یازد. وي معتقد است: رسانه‌ها همان‌گونه که در گستره موضوعات فرهنگي‌ ـ اجتماعي حضور دارند، به شیوه‌های ديگري نيز با دين مرتبط‌اند. رسانه‌ها به‌مثابه مولدان موفق يا ناموفق پيام‌هاي ديني، داراي قدرت‌اند. اين تلقي با رويکرد ذات‌گرايانه به دين و توجه به نهادهاي تاريخي و آموزشي آن همراه است. همچنين مي‌توان رسانه‌ها را فراهم آورنده مواد خام لازم براي ساخت آگاهانه يا ناآگاهانه معاني ديني در زمينه‌هاي گوناگون زندگي دانست. اين ديدگاه برگرفته از رهيافت «کارکردگرايي» است. بدين‌سان رسانه‌ها مي‌توانند، هم در فرايند آفرينش نمادها (نمادهايي که در متون رسانه‌اي توليد مي‌شوند) و هم در جريان تفسير و کاربرد اين نمادها به دين خدمت کنند (هوور و همكاران، 1389، ص 14).
    هوور براي دين توصيفي ارائه مي‌کند که بتواند در تعامل با رسانه به اهداف مدنظر نزديک شود. وي دين را نه پديده‌اي نهادي و دیوان‌سالارانه (بروکراتيک) مي‌داند و نه آن را تا حد امري صرفاً شخصي و فردي تنزل مي‌دهد. وي تأکيد مي‌کند: دين محدود به رويدادهايي نيست که در قلمروي مقدس رخ مي‌دهد، بلکه بخشي از فرهنگ است و ازاين‌رو، دين و فرهنگ تفکيک‌ناپذيرند. به‌ عبارت‌ ديگر، نقش دين معنابخشي به‌کل زندگي بشر است و از اين حيث بايد مطمح‌نظر قرار‌گيرد (هوور، 1997، ص 18). در مجموع، توصيه شديد هوور و همکارانش به استفاده از رسانه در مضامين ديني، نشانگر تأکيد وي بر ضرورت اجتماعي تعامل اين دو مقوله است (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386، ص 143).
    4. رويکرد کارکردگرايي
    در رويکرد «کارکردگرا» که از دهه 1940ـ1970 حاکم بود، نوعي تعامل ميان رسانه و دين پديد آمد. به رسميت شناختن دين به‌مثابه يک نيروي اجتماعي شاداب و سرزنده و يک منبع فياض و جوشان معنا که به‌طور مستقل واجد نفوذ فرهنگي و اجتماعي است، تا زمان فراگير شدن جنبش احياگرانه «اوانجليست‌هاي محافظه‌کار» در دهه 1970 محقق نشد (هوور، ‌1997، ص 8). اوانجليست‌ها نمونه‌اي عالي از حضور اجتماعي گروه‌هاي سازمان‌يافته ديني در فضاي عمومي در امريکا، یعنی سکولارترين جامعه در جهان معاصر، هستند (گيويان، 1386).
    دين مي‌تواند کارکردي براي رسانه داشته باشد و آن فراهم کردن محتوا، ارزش‌ها و نمادهاست. در مقابل، رسانه نيز به تبليغ دين و گسترش پيام آن کمک مي‌کند. بنابراين، رويکرد کارکرد‌گرايانه مي‌کوشد به سازشي مسالمت‌آميز ميان رسانه و دين برسد و نقشي تفکيک‌شده براي هريک داشته باشد. با پيدايش اين ديدگاه، بحثي با عنوان «کليساي الکترونيکي» در سال 1940 مطرح گرديد که طي آن مبلغان کليسايي به استوديوها آمدند و به اجراي برنامه‌هاي تلويزيوني و تبليغات مذهبي مشغول شدند. آنها حتي شبکه‌هاي ديني راه انداختند و به معرفي رسالت مذهبي خود همت گماردند و نوعي ديدگاه کارکرد‌گرايانه ميان اين دو حوزه برقرار ساختند (دارابي، 1390، ص 168).
    5. رويکرد اقتضاگرايانه
    طبق اين نظريه، رسانه نيز همانند هر مصنوع فناورانه ديگر، اقتضائات، ظرفيت‌ها، امکانات و محدوديت‌هاي خاصي دارد که مي‌توان با بررسي و شناخت دقيق آنها و مديريت مهندسي متناسب، از حداکثر قابليت رسانه در انتقال پيام دين بهره‌گيري نمود. ترديدي نيست که بخشي از اين اقتضا ریشه در ويژگي‌هاي طبيعي و محدوديت‌هاي ذاتي رسانه دارد و قاعدتاً تغييرناپذير و تعين‌بخش است. بخشي نيز محصول درجه رشد و سطح تکامل رسانه و به بيان دیگر، ظرفيت‌هاي شناخته‌‌شده آن است که به سبب ماهيت پويا و امکان خلق و کشف قابليت‌هاي جديد، همواره امکان تغيير و توسعه آن وجود دارد. علاوه بر اين، قابليت‌ها و اقتضائات موجود رسانه به‌‌تبع اوضاع و شرايط متغير فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، مذهبي و جامعه استفاده‌کننده، همواره امکان قبض و بسط دارد و همه جوامع به يک اندازه از ظرفيت شناخته‌شده و بالفعل رسانه استفاده نمي‌کنند.
    لازم به ذکر است که تصرف در اقتضائات يک رسانه و به‌کارگيري آن در عرصه‌هاي گوناگون، مستلزم شناخت همزمان قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي فناورانه و ساختاري رسانه و ماهيت پيام منتخب براي انعکاس در رسانه است. براساس اين ديدگاه، مهم‌ترين قابليت‌ها و محدوديت‌هاي رسانه در خصوص اثرگذاري بر فرهنگ عمومي را مي‌توان در عوامل ذيل مدنظر قرار داد: تمرکز و فراگيري، جذابيت و سرگرم‌کنندگي، استفاده از مجاز و تمثيل، چرخه تکرار، پيام‌هاي پنهان و غيرمستقيم، مديريت نظام‌مند پيام‌ها، منفعل‌سازي مخاطبان، اعتبار، برجسته‌سازي يا کوچک‌نمايي. اين نظريه در مقايسه با نظريه «ابزارگرايانه» و «ذات‌گرايانه» از واقع‌نمايي و مقبوليت بيشتري برخوردار است و در تحليل رابطه ميان دين و رسانه به نظر مي‌رسد مبناي مناسب و تأييدشده‌اي دارد (شرف‌الدين، 1387).
    در اين پژوهش با توجه به رويکرد «تعامل‌گرايانه» و «اقتضا‌گرايانه»، تعامل رسانه ملي و معاونت تبليغ حوزة علميه براساس انديشه‌هاي مقام معظم رهبري بررسی شده است.
    روش‌شناسي پژوهش
    در اين پژوهش از روش‌شناسي «کيفي» بهره برده شده است. «نظريه‌پردازي داده‌بنياد» روشي است که طی آن نظريه‌ها در يک فرايند منظم، به جاي استنتاج از پيش‌فرض‌هاي قبلي يا ساير پژوهش‌ها و چارچوب‌هاي مفهومي موجود، به‌طور مستقيم از داده‌ها کشف مي‌شود (پوول، 1999).
    چون تحقيقات پيشين گوياي ضعف نظريه‌هاي موجود در تبيين مفهوم، ابعاد و نتايج همکاري رسانه ملي با حوزة علميه است، اين موضوع جدید به‌شمار می‌آید و الگو و نظريه‌اي در اين زمینه وجود ندارد. روش «داده‌بنياد» هنگامي توصيه مي‌شود که در موضوع مطالعه، نظريه و پيشينه اندکي وجود دارد (عزيزي، 1395، ص 67).
    کتاب‌ها و تارنمای مقام معظم رهبري و نرم‌افزار «حديث ولايت» منبع گردآوري دادهاي اين تحقيق است. داده‌هاي جمع‌آوري‌شده با استفاده از نرم‌افزار اطلس تي آي محتواي رمز (کد)گذاري باز را شکل داد. تمام داده‌هاي مرتبط با سؤالات پژوهش رمزگذاري گردید و مطالب نامرتبط حذف شد. در گام بعدی تلاش شد ارتباط رمزهاي اوليه با يکديگر شناسايي شود و رمزهايي که به لحاظ معنايي با هم ارتباط نزديکي دارند با يکديگر ترکيب شده، مفهوم‌ها را شکل دهند. اين مفاهيم تحت عنوان «رمزگذاري محوري» (کدهاي خانواده) دسته‌بندي شد. سپس رمزگذاري انتخابي انجام گرفت. بنابراين، براساس داده‌هاي يافت‌شدة حاصل از انديشه‌هاي مقام معظم رهبري، مجموعه داده‌هاي اوليه مطالعه گردید و داده‌هاي تکراري حذف شد و در نهايت، داده‌هاي خام ‌به صورت مفاهيم و مقولات استخراج و دسته‌بندي گردید. الگوی مفهومي براي اين تحقيق به صورت شکل (1) در ذیل ترسيم شده است:

    يکم. تحليل اکتشافي داده‌ها
    همان‌گونه که بيان شد، تحليل داده‌ها در اين تحقيق با استفاده از رويکرد رمزگذاري سه مرحله‌اي اشتراوس و کوربين (2008) انجام شد. مراحل انجام‌گرفته از رمزگذاري باز شروع شده و با رمزگذاري محوري و سپس رمزگذاري انتخابي به اتمام رسيده است.
    دوم. رمزگذاري باز
    نخستين ‌مرحله از رمزگذاري‌ها در فرايند پژوهش داده‌بنياد، «رمزگذاري باز» است. «رمزگذاري باز» عبارت است از: مفهوم‌سازي به وسيله يک نام، عنوان يا برچسب‌هایي که به صورت همزمان هر داده را تشريح مي‌کند. رمزها نشان مي‌دهد که پژوهشگر چگونه داده‌ها را برای آغاز تحليل انتخاب کرده، جدا می‌کند و دسته‌بندي مي‌نمايد (چارمز، 2006، ص 43).
    پژوهشگر پس از داده‌يابي از منابع، براي داده‌هاي به‌دست‌آمده يک مفهوم يا رمز انتخاب مي‌کند. اين مفاهيم يا رمز‌هاي اختصاص‌يافته به داده‌ها موجب تشريح و توصيف هريک از داده‌ها مي‌شود که در فرايند پژوهش، داده‌ها را از طريق اين مفاهيم و رمز‌هاي اختصاص يافته مي‌شناسند (محمدپور، 1392، ص 327). مفاهيم استخراج‌شده از داده‌ها به‌مثابه پايه‌هاي اصلي مراحل بعدي پژوهش محسوب مي‌شوند.
    پژوهشگر در اين مرحله از سخنان مقام معظم رهبري با استفاده از نرم‌افزار اطلس تي آی 700 رمز تعريف‌شده به ‌دست آورد که با دوبار بازيابي و مطالعه دقيق و تلخیص رمز‌های اوليه و ادغام آنها، به 313 رمز باز دست یافت.

    تصویر 1: نمونه رمزهای استخراج شده
    سوم. رمزگذاري محوري
    رمزگذاري محوري مرحله پالايش و تفکيک مفاهيم به‌دست‌آمده از رمزگذاري باز است (فليک، 1388، ص 335). در اين مرحله پژوهشگر با ادغام و بررسي مجدد 313 رمز اوليه، سخنان مقام معظم رهبري را به 38 رمز محوري تقسيم‌بندي کرده که در نرم‌افزار اطلس تي آی با عنوان «code family» تعريف شده است. به علت حجم زياد تمام مؤلفه‌ها و نمونه‌هاي آن در بيانات رهبر معظم انقلاب و محدویت مقاله، به 21 نمونه از بيانات معظم‌له اکتفا شده است (برای مطالعه بيشتر، ر.ك: شريفي، 1400، ص 196).
    چهارم. رمزگذاري انتخابي
    «رمزگذاري انتخابي» مرحله اصلي نظريه‌پردازي است که مقوله‌ محوري را به شکل نظام‌يافته به ديگر مقوله‌ها ربط می‌دهد و مي‌تواند روابط را در يک چارچوب منظم روايت‌گري کرده، پايه‌هاي علمي کار را استحکام بخشد. ازاين‌رو، ‌مقولات فرعي که در سلسله روابط به يک مقوله مربوط مي‌شوند، بياني از شرايط علّي، مقوله‌محوري، شرايط زمينه‌اي، شرايط مداخله‌گر، راهبردها و پيامدها هستند (استراس و کوربين، 1390، ص 97). در مرحله رمزگذاري انتخابي با توجه به نظر خبرگان، ارتباط بين مقولات شش‌گانه بهتر کشف شد.
    به منظور استنباط اين سلسله از روابط نيز نتايج تحقيق در اختيار خبرگان قرار گرفت و با تأييد آنان الگوی مفهومي تحقيق تثبيت شد.
    پنجم. روايي و پايايي پژوهش
    محققاني که معتقد به روايي پژوهش‌هاي کيفي هستند‌‌ معمولاً به واژه‌هاي همچون «باورپذير»، «قابل دفاع» و «امانتدار» بودن اشاره مي‌کنند (فقيهي و ‌عليزاده، ‌1384، ص 11). با پذيرش اين معيارها، ‌به‌مثابه شاخص‌هاي تحقيق کيفي، ‌تحقيق حاضر‌ به سبب نقل داده‌ها از بيانات مقام معظم رهبري (اسناد معتبر) شاخص «امانتداري» و انتساب داده‌ها به منبع مشخص هر دو شاخص «باور‌پذيري» و «قابل دفاع بودن» را در حد بالايي داراست.
    همچنين براي پايايي پژوهش‌هاي کيفي، معيارهاي «قابل اعتماد»، «دقت» و «کيفيت» در پژوهش ارجاع مي‌يابد. به همين منظور استفاده از مستندات و مدارک کافي نقش مهمي در اعتماد‌سازي و کيفيت دارد (گلفشين، 2003، ص 601). در پژوهش حاضر به منظور پايايي پژوهش، پژوهشگر اقدامات ذيل را که مبتني بر معيارهاي فوق است، انجام داد:
    يافته‌هاي تحقيق
    الف) عوامل علّي الگوي تعامل
    «عوامل علّي» زمينه‌ها و شرايط و عواملي هستند که مي‌توان آنها را در تعامل رسانه ملي با حوزة عليمه براي تبليغ ديني مدنظر قرار داد.
    يک. فراگير نبودن ارزش‌هاي اسلامي در تمام برنامه‌هاي رسانه ملي
    بايد ارزش‌هاي اسلامي در تمام برنامه‌هاي رسانه ملي گنجانده شود. متأسفانه بعضي از برنامه‌ها به مسائل ارزشي توجه ندارند. رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايد:
    يک نکته، آن جنبه‌هاي ارزشي است که بايد در کار تفريح دخالت داشته باشد. من برنامه «صبح جمعه با شما» را گوش مي‌کنم و اين برنامه حقيقتاً يکي از برنامه‌هاي بسيار هنرمندانه است. ... شما بايد به جنبه‌هاي ارزشي اهميت بدهيد؛ يعني ارزش‌هاي انساني و اسلامي را در لابه‌لاي نمايش‌هاي مختلف بگنجانيد و آنها را معرفي کنيد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/10/1371).
    دو. تربيت نيروي متعهد و متخصص
    مقام معظم رهبري معتقد است: اگر نياز جامعه و حکومت اسلامي مطرح شد ‌بايد حوزة علميه نيروي انساني آن را تأمين کند:
    حوزه علميه بايد كارخانه سازندگى‏ انسان‏، سازندگى فكر، سازندگى كتاب، سازندگى مطلب، سازندگى مبلّغ، سازندگى مدرس، سازندگى محقق، سازندگى سياستمدار و سازندگى رهبر باشد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 30/11/ 1370).
    همچنين رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و در جواب انتقاداتي که يکي از نمايندگان دانشجويان به عملکرد صدا و سيما اظهار داشت:
    شما بدانيد که من در مواجهه با صدا ‌و ‌سيما هميشه موضع انتقادي دارم، هم در مديريت فعلي، هم در مديريت‌هاي قبلي... . کار اساسي‌اي که بايد انجام بگيرد... اين است که بايد عناصر جوان و مؤمن و پرانگيزه و انقلابي در بدنه اين دستگاه‌ها تزريق بشوند که ـ ان‌شاءالله ـ اين کارها را بنا دارند بکنند (بيانات رهبر معظم انقلاب، 07/03/1397).
    سه. سيطره تفکرات سکولاريسم
    رهبر معظم انقلاب «سکولاريسم» بودن حوزه را در کنار‌گيري حوزه از مسائل نظام مي‌داند:
    حوزه‌هاي علميه بايد خود را سربازان نظام بدانند، براي نظام کار کنند، براي نظام دل بسوزانند، در خدمت تقويت نظام حرکت کنند... بنابراين حوزه‌هاي علميه نمي‌توانند سکولار باشند. اينکه ما به مسائل نظام کار نداريم، به مسائل حکومت کار نداريم، اين سکولاريسم است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 19/07/91).
    چهار. تبليغ دين به شيوه هنرمندانه و جذاب
    امام خامنه‌اي درباره استفاده از شيوه‌هاي هنرمندانه تبليغ مي‌فرمايد:
    در گفتن و شنيدن و استفسار کردن و در انتخاب مخاطب و نشاندن نکته‌ها در جاي جاي ذهن او، از روش‌هاي صحيح روان‌شناسي تبليغي استفاده کنيد. شايد در جمع شما کساني باشند که در زمينه مسائل ارتباطات ـ که امروز مسئله بسيار مهمي است ـ آگاهي‌هايي داشته باشند. اگر ندارند تحصيل کنند؛ زيرا هنر برقراري ارتباط با ذهن‌ها و فکرها و چگونگي آن، همچنين درست هدف گرفتن و درست، بجا قرار دادن آنچه براي ذهن مخاطب موردنظرشان است، بسيار مهم است. از اين امکانات استفاده کنيد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 27/10/1377).
    پنج. بهره‌مندي از کارشناسان معرفي‌شده حوزه
    امام خامنه‌ای معتقد است: هر کسي نبايد براي تبليغ دين در رسانه ملي دعوت شود:
    در سابق، هر روز هفته ـ غير از جمعه ـ ... در راديو سخنرانى مى‏گذاشتند، كه بعضاً سخنرانى آدم‏هاى نه‏چندان شايسته‏اى... پخش مى‏شد! من يك‏وقت به مسئول راديو گفتم كه شما سخنرانىِ سخنران‌هاى ممتاز را بگذاريد، نه كسى كه وقتى سخنرانى مى‏كند، مثل كسى است كه دارد تمرين منبر مى‏كند! واقعاً چه لزومى دارد كه شما سخنرانى اين آقايى كه به اصول و اركان سخنرانى واقف نيست ـ به صرف اينكه وجهه سياسى دارد ـ از راديو پخش كنيد؟! اين غلط است... (بيانات رهبر معظم انقلاب، 13/12/ 1370).
    ب) عوامل زمينه‌اي
    «عوامل زمينه‌اي» وضعيتي است که زمينه‌ساز تعامل رسانه ملي با حوزة علميه شده است.
    يك. پژوهش و تدوين فلسفه و فقه رسانه
    ایشان از حوزة علميه مي‌خواهد تعريف «رسانه ملي» و تکليف موسيقي مطالب و محتوا و حواشي لازم برای رسانه ملي را مشخص کنند:
    تعريف جامع و مانع «صدا و سيماي اسلامي» ـ ولو تقريباً ـ چيست؟ اين را مشخص کنيم و تکليف موسيقي را روشن کنيم. از من مکرر راجع به موسيقي سؤال مي‌کنند... آيا نظر مجموعه ديني و مجموعه علمي و فقهي ما همين است؟ خوب راجع به اين مسئله بحث کنيد، آن را مشخص کنيد. بحث موسيقي حلال و موسيقي حرام يک بحث است. اينکه از صدا و سيمای ما چه انتظاري هست و از نگاه حوزه علميه چه آرايشي از لحاظ مطالب و محتوا و حواشي بايد داشته باشد... (بيانات رهبر معظم انقلاب، 13/12/ 1370).
    دو. نهادينه‌سازي ايمان کارکنان رسانه ملي
    حوزويان موظفند با حضور در رسانه و ارتباط با هنرمندان، ايمان ديني، منطقي و استوار را در بدنه هنرمندان جامعه تزريق کنند تا با اصلاح جامعه هنري و حرکت به سوي دين اصيل، موجبات ساخت برند‌هاي ناب اسلامي را فراهم کنند. مقام معظم رهبري معتقد است:
    اگر ما بخواهيم آن اساس و استخوان‌بندي را اصلاح کنيم (در صدا و سيما) باز برمي‌گردد به اينکه ايمان ديني منطقي و استوار را در بدنه‌هاي صنوف مختلف، ازجمله هنرمندها، برنامه‌سازها و روشنفکرها تزريق کنيم (بيانات رهبر معظم انقلاب، 6/8/89).
    سه. ضرورت فکر نو، دانش خوب، بيان رسا
    رهبر معظم انقلاب اعتقاد دارد: حوزة علميه بايد نيازهاي جامعه را از لحاظ فکري برطرف کند که بعضي از اين نيازها با تحقيق و پژوهش انجام خواهد گرفت:
    حوزة علميه يك دستگاه توليدى...؛ بايد دائم توليد كند، بايد كتاب توليد كند...، فكر توليد كند و حرف تازه‏اى بزند؛ حرف تازه كه تمام نشده است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 30/11/70).
    چهار. مقوله محوري (ارتباط سازماني ميان حوزة علميه و رسانه ملي)
    اين الگو ارتباط سازماني ميان حوزة عليمه و رسانه ملي است.
    پنج. عدم امکان تحول در رسانه ملي بدون حوزه
    امام خامنه‌اي می‌فرماید:
    اصلاح در علوم انساني و تحول در سينما و تلويزيون بدون اصلاح پايه‌هاي معرفتي علوم انساني غربي امکان‌پذير نيست و اصلاح اين پايه‌ها نيز در گرو ارتباط مؤثر با حوزه‌هاي علميه و علماي دين است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 01/12/1391).
    شش. همکاري متين و سنجيده رسانه ملي با حوزة علميه
    نظر رهبر معظم انقلاب این است که:
    در مباحث ‌اسلامي به‌ کيفيت ‌و عمق ‌و والایي مطالب ‌توجه ‌شود و از طرح‌ مطالب ‌ضعيف ‌و آميخته ‌به ‌اوهام ‌و سلایق ‌شخصي پرهيز گردد و براي برآمدن‌ اين ‌مقصود، همکاري متين ‌و سنجيده‌اي با حوزه‌هاي علميه‌ و علماي دين، ‌بخصوص ‌فضلا و علماي عالي‌مقام ‌حوزة مبارکه قم برقرار گردد. به‌طورکلي صدا و سيما مدرسه‌اي گسترده‌ براي طرح‌ حقايق ‌اسلام‌ ناب ‌محمدي ‌و معارف ‌اهل‌بيت ‌به گونه اصيل ‌و صحيح‌ گردد (بيانات رهبر معظم انقلاب، ‌24/11/1372).
    هفت. ضرورت تعامل با حوزويان
    در این‌باره سخن مقام معظم رهبري این است:
    ممكن است شما بگوييد كه ما اين را چگونه تأمين كنيم؟ شما بايد يك گروه مشاوره محتوايى از مناسب‏ترين شخصيت‌هايى كه امروز مى‏توانيد پيدا كنيد، داشته باشيد؛ مثلًا از آقاى مصباح دعوت كنيد و اصرار هم بكنيد؛ يا مثلاً از شاگردان آقاى مصباح دعوت كنيد. خوشبختانه يكى از موفقيت‌هاى آقاى مصباح يزدى در قم اين است كه ايشان برخلاف خيلى از فضلاى ما كه فضلشان در خودشان منحصر مانده، فضلش در شاگردانِ خوب سرريز شده است؛ فرضاً از همين آقاى محمدى عراقى كه از شاگردان آقاى مصباح است و طلبه بسيار فاضل و چيزفهمى هم هست، استفاده كنيد. سراغ شخصيت‌هايى هم كه كنار هستند و در صحنه معارف مذهبى خيلى حضور پيدا نمى‏كنند، اما آماده هستند كه به شما كمك كنند، برويد؛ مثلاً سراغ آقاى محمدرضا حكيمى برويد و از ايشان استفاده كنيد. بنابراين، يك گروه مشاوره درست كنيد و از اينها خوراك فكرىِ محتوايى بخواهيد؛ اينها هم برنامه‏ريزى كنند و اصلاً به شما بگويند كه امروز چه چيزى لازم است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 13/12/1370).
    ج) شرايط مداخله‌گر
    «شرايط مداخله‌گر» شرايط و زمينه‌هايی است که در تعامل و عدم تعامل رسانه ملي با حوزة علميه دخالت دارد.
    1. ساختار حوزة علميه
    مقام معظم رهبري معتقد است: بايد در ساختار حوزة علميه يک اتاق فکر برای رسانه ملي ايجاد شود:
    حوزه‌هاي علميه نقش‌شان در صدا و سيما فقط اين نيست که يک واعظ خوش‌زباني بيايد آنجا، مردم را نصيحت کند؛ نه، حوزه علميه بايد کميته‌ها تشکيل بدهند، مجموعه‌ها تشکيل بدهند، اتاق فکرهاي ديني تشکيل بدهند، راجع به مسائل گوناگون بنويسند، بحث کنند، تحليل کنند، تحقيق کنند و محصولات اينها را بدهند بيرون. فضا وقتي که درست شد، طبعاً اثر مي‌گذارد. روي بازي هنرمند هم اثر مي‌گذارد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 25/06/89).
    2. فقدان تعامل فکري گروهي در حوزه
    مقام معظم رهبري بر کار گروهي، به‌ویژه تحقيقات علمي تأکيد مي‌کند و معتقد است: بايد کارهاي فردي سازماندهي شود و نظم لازم را داشته باشد:
    اين حوزه بايستى دستگاه‏هاى تحقيق داشته باشد. اگر يك نفر بنشيند براى خودش تحقيق كند... اما كار اين مجموعه عظيم اين نيست... . امروز در يك مجموعه علمى، كار تحقيقات، ضابطه و قانون و روش‌هاى پيشرفته دارد... تحقيق دسته‏جمعى هست؛ تحقيق در چيزهاى لازم هست؛ اما در حوزه، يكى در امرى كه لازم نيست، تحقيق مى‏كند؛ دو نفر در امر واحدى تحقيق مى‏كنند و توليد واحدى را به وجود مى‏آورند! در باب تحقيق، سازماندهى و نظم لازم است. اين نظم در حوزه علميه وجود ندارد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 30/11/1370).
    3. عالم به زمان بودن حوزه
    مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى مي‌فرمايد:
    دويست، سيصد نفر از هنرمندان.... با من ملاقات كردند... بعد من... همان‌جا هم گفتم: اگر شماها که... هنرمنديد... از من بپرسيد كه ما مى‏خواهيم فيلم دينى درست كنيم...؛ مثلاً... مسئله ولايت فقيه را... تقويت كنيم، موضوع و محتوا چه باشد؟ اين آدمى كه در محيط غيردينى پرورش پيدا كرده... چه مى‏دانند...؟ ما كه مى‏دانيم بايد آماده كنيم و كمك كنيم. وقتى ما توانستيم اين فكرها را منظم كنيم، مرتب كنيم، منطقى كنيم، قابل فهم كنيم، باورپذير كنيم، آن را در مجموعه‏هایى در اختيار گذاشتيم؛ اين هنرمند وقتى مى‏خواند، خودش تحت تأثير قرار مى‏گيرد... پس كار ماست، كار روحانيت است كه در اين زمينه اين كمبودها را برطرف كند (بيانات رهبر معظم انقلاب، 25/06/1389).
    4. عدم تعهد و مسئوليت‌پذيري
    رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايد:
    يک وقتي جمع کثيري از سينما‌گران آمده بودند... از جمله اينکه گفتم: ما از شماها انتظار داريم که چيزهايي بسازيد با مباني ديني... اين مباني ديني‌اي که ما بايد به آن اعتقاد داشته باشيم و براساس آن بسازيم، کو؟ ديدم آثار تصديق در آنها آشکار شد... يکي هست که حالا مثل آقاي سلحشور، آدم مؤمني است و اعتقادات ديني عميقي دارد... بعضي‌هاشان هم هستند که اصلاً اعتقادي به دين ندارند. به نظر من، اين هم باز به ما برمي‌گردد. ما بايد بتوانيم سطح فکر دين اينها را بالا ببريم (بيانات رهبر معظم انقلاب، 06/08/1389).
    د) راهبردها
    «راهبردها» اقداماتي است که براي شکل‌گيري تعامل رسانه ملي و حوزه علميه مي‌توان انجام داد.
    مقام معظم رهبري معتقد است: حوزه علميه بايد در رسانه ملي به‌مثابه سياستگذار، اداي وظيفه کند:
    نمي‌خواهم روحاني در حد يك مبلّغ در رسانه ملي حضور داشته باشد؛ اين حداقل توقع ماست. توقع ما اين است كه روحاني از اين ابزار فرهنگ‌ساز به شكل استراتژيك استفاده كند ـ كه نكرده است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 01/08/1389).
    اول. سياست‌گذاري آموزشي، ‌تبليغي، فرهنگي
    مقام معظم رهبري معتقد است: بايد طبق نياز مخاطبان، براي آنها سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي تبليغي صورت بگيرد:
    بنابراين در حوزه علميه... بايد براي... جريان‌سازي و هماهنگ کردن و سياست‌گذاري براي تبليغ، حتماً يک کار خوبي انجام بگيرد... اين کار را بايد طراحي کرد. ما اين را هميشه سفارش مي‌کنيم... که نيازسنجي کنيد... اما اين کارِ يک فرد نيست. افراد ممکن است در اين شناخت و ارزيابي هم بعضاً اشتباه بکنند. اين، کار يک جمع متمرکز و يک برنامه‌ريزي است که ـ ان‌شاء الله ـ بايد انجام بگيرد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 22/09/88).
    دوم. برنامه‌ريزي هوشمندانه برنامه‌هاي معارفي
    ایشان در خصوص مراسم و اعياد مذهبي معتقد به برنامه‌ريزي هوشمندانه است؛ زیرا تأثير آن زياد است:
    براى مراسم دينى، اعياد و عزادارى‏ها برنامه‏ريزىِ هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‏هايى كه اجرا مى‏شود كاملاً ناهوشمندانه است... اين‏گونه برنامه‏ها، نه ايمان كسى را زياد مى‏كند، نه لذتى دارد و نه در آن، هنر نويسندگى... به‌كار رفته. چرا ما اين برنامه‏ها را پخش مى‏كنيم؟ ... نتيجه بد دارد؛ مثل داستان آن مؤذن بدصدا (بيانات رهبر معظم انقلاب، 11/09/83).
    سوم. مشارکت حوزه در سياست‌گذاري محتوايی رسانه ملي
    مقام معظم رهبري معتقد است: رسانه ملي بايد از انديشه‌هاي علامه مصباح و شاگردان ايشان مشاوره محتوايي بخواهد:
    شما بايد يک گروه مشاوره محتوايي از مناسب‌ترين شخصيت‌هايي... مثلاً از آقاي مصباح يزدي... شاگردان آقاي مصباح دعوت کنيد... بنابراين، يک گروه مشاوره درست کنيد و از اينها خوراک فکرىِ محتوايي بخواهيد؛ اينها هم برنامه‌ريزي کنند و اصلاً به شما بگويند که امروز چه چيزي لازم است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 7/12/70).
    هـ ) پيامدها
    «پيامدها» شامل نتايج حاصل از تعامل رسانه ملي با حوزة عليمه است.
    الف. ارتقاي شاخص‌هاي اسلامي در توليدات رسانه ملي
    رهبر معظم انقلاب معتقد است: هدف رسانه ملي بايد ارتقاي شاخص‌هاي اسلامي در تمام برنامه‌هاي رسانه ملي باشد:
    هدف اين است که ما صدا و سيما را به آن اوج و کمالي برسانيم که کليه برنامه‌هاي آن، با بهترين کيفيت‌ها، در جهت رسوخ و نفوذ دادن انديشه اسلام ناب و همه ملحقاتش... در زندگي مخاطبانش باشد... از اول صبح تا آخر شب که پيچ راديو و تلويزيون را باز مي‌کنيم ... حتي آرم برنامه‌ها، موزيک متن فيلم‌ها... بايد اين خصوصيات را داشته باشد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 14/12/69).
    ب. تبيين حقيقت دين با هنر اصيل و سالم
    ايشان معتقد است:
    آنچه در مورد اين رسانه‏ مهم، مطلوب و ايده‏آل است عبارت از اين است که دانشگاهي باشد که در آن عالي‌ترين و زيباترين مفاهيم انقلاب، به شکل هنرمندانه‏ ارائه بشود و جاذبه داشته باشد، نه اينکه فقط چيزي را بگويند، بدون اينکه فکر جاذبه و تأثير آن باشند (بيانات رهبر معظم انقلاب، 07/05/69).
    ج. ارائه الگوي انسان کامل
    اعتقاد مقام معظم رهبري این است که رسانه ملي نبايد فقط وقت مردم را با هر برنامه‌اي پر کند. برنامه‌ها باید انسان اسلامي و انقلابي تربيت کنند:
    اصلاً راديو و تلويزيون براي ساختن انسانِ باب اسلام و انقلاب است؛ غير از اين نيست. هيچ هدفي فراتر و بالاتر از اين هدف وجود ندارد. اهداف ديگر در دل اين هدف است. ما مي‌خواهيم روي مخاطب خودمان اثر بگذاريم (بيانات رهبر معظم انقلاب، 08/11/70).
    د. مديريت افکار عمومي و بنيان‌هاي ديني
    مقام معظم رهبري يکي از مأموريت‌هاي رسانه ملي را مديريت افکار عمومي مي‌داند که در تعامل با رسانه ملي اثربخشي آن بيشتر مي‌شود:
    سازمان صدا و سيما با مأموريت خطير «هدايت و مديريت فرهنگ و افكار عمومى جامعه» به‌مثابه دانشگاه عمومى، با تكيه بر فعاليت‌ها و برنامه‏هاى حرفه‏اى پيشرفته و عميق رسانه‏اى، وظيفه گسترش دين و اخلاق و اميد و آگاهى و ترويج سبك زندگى اسلامى ـ ايرانى در ميان آحاد ملت را بر عهده دارد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 17/08/93).
    چگونگي تعامل مؤلفه‌هاي مقوله‌محوري با ديگر مقوله‌ها
    همان‌گونه که نمودار (2) نشان مي‌دهد:
    ـ عوامل علّي مهم‌ترين عامل تعامل رسانه ملي با معاونت تبليغ حوزه‌هاي علميه هستند.
    ـ گفتمان تعامل رسانه ملي با حوزه‌هاي علميه منجر به استفاده از راهبرد تعامل مي‌گردد.
    ـ عوامل مداخله‌گر در شکل‌گيري راهبردهاي تعامل رسانه ملي و حوزة علميه مؤثر است.
    ـ روابط بين عوامل علّي، عوامل مداخله‌گر، پديده‌محوري و راهبردها درون شرايط زمينه رخ مي‌دهد.
    ـ در نهايت، رابطه بين تمام عناصر مذکور منجر به پيامدهاي تعامل مي‌گردد.

    نمودار 2. تعامل مؤلفه‌هاي مقوله‌محوري با ديگر مقوله‌ها
    نتيجه‌گيري
    «امروز رسانه‏ها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و ـ در حقيقت ـ هويت فرهنگى انسان‌ها را القا مى‏كنند و تعيين‏كننده هستند... رسانه‏ها امروز نقش‏شان خيلى زياد است. اگر در سطح بين‏المللى مديريت و برنامه‏سازى رسانه‏اى براساس معيارهاى اخلاق، فضيلت، برابرى و تكيه بر مفاهيم واقعى انسانى باشد، ملت‌ها سود خواهند برد. اگر رسانه‏ها برنامه‏سازى و مديريتشان براساس منافع كمپاني‌هاى اقتصادى، ثروتمندان بين‏المللى، قدرتمندان تماميت‏خواه و انحصارطلب باشد، يقيناً بشر زيان خواهد كرد» (بيانات رهبر معظم انقلاب، 26/02/1385).
    از سوی ديگر، نقش حوزه‌هاي علميه، به‌مثابه متولي ارزش‌هاي اسلامي در تبليغ دين مبين، اسلام بسیار است.‌
    با توجه به مهم بودن نقش رسانه ملي و حوزه علميه، تعامل اين دو سازمان موجب هم‌افزايي تبليغ معارف اسلامي مي‌شود. اين پژوهش براي رسيدن به تعامل اين دو سازمان، به مؤلفه‌هاي عوامل علّي و شرايط زمينه‌اي و عوامل مداخله‌گر و راهبردهایي که منجر به پيامدهاي تعامل مي‌شود، براساس روش تحقيق «داده‌بنياد نظام‌مند» پرداخته است:
    پديده‌محوري اين الگو ارتباط سازماني ميان حوزة علميه و رسانه ملي است و مهم‌ترين عوامل علّي تعامل اين دو سازمان سيطره تفكرات سكولار بر برنامه‌هاي رسانه ملي و حوزة علميه، فراگير نبودن ارزش‌هاي اسلامي در تمام برنامه‌هاي رسانه ملي، واکنش به تبليغات دشمن، تدوين محتواي هنرمندانه، بهره‌مندي از کارشناسان معرفي‌شده حوزة علميه، و تضاد بعضي برنامه‌هاي رسانه ملي با محتواي برنامه‌هاي ديني است.
    شرايط زمينه‌اي (نظام جمهوري اسلامي ايران؛ پژوهش و تدوين فقه رسانه؛ پژوهش و تدوين فلسفه رسانه؛ تغيير و تحولي در نظام آموزشي حوزه؛ شناسايي طلاب هنرمند؛ ضرورت فکر نو، دانش خوب، بيان رسا؛ نظام جمهوري اسلامي ايران؛ نهادينه‌سازي ايمان کارکنان رسانه ملي) باعث روابط بين عوامل علّي، عوامل مداخله‌گر، پديده‌محوري و راهبردها مي‌شود.
    همچنين عواملي مانند ساختار رسانه ملي و حوزة عليمه، و شناخت و نگرش مثبت به هم داشتن در تعامل اين دو سازمان دخالت دارند. مشارکت حوزة علميه در سياست‌گذاري و امور اجرايي رسانه ملي و نظارت ساختارمند و هوشمندانه راهبردهاي رسيدن به پيامدهاي تبيين حقيقت دين با هنر، باورمندي به اسلام انقلابي، تحقق انسجام و اتحاد مسلمانان، حفظ و پاسداشت ارزش‌هاي اسلامي، انقلابي و ملي، ارتقاي شاخص‌هاي اسلامي در توليدات رسانه ملي، مديريت افکار عمومي و بنيان‌هاي ديني، الگوي سبک زندگي و اقتصاد مقاومتي است.
    راهکارهاي تعامل
    ـ ايجاد دفتر همکاري‌هاي رسانه ملي و حوزة علميه؛
    ـ ايجاد نظام آموزشي و پژوهشي سواد و مهارت رسانه‌اي در حوزة علميه به منظور ارتقاي حضور مؤثر روحانيان در رسانه؛
    ـ زندگي کردن رسانه‌اي‌ها با طلبه‌ها در حجره، اردو و مسافرت؛
    ـ همکاري رسانه ملي در نظرسنجي و نيازسنجي موضوعات با مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه؛
    ـ تأسيس دانشگاه، مدرسه يا مرکز پژوهش‌هاي اسلامي رسانه‌اي با نظارت و همکاري رسانه ملي و مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه با مشارکت همديگر (نه به‌طور جداگانه؛ مثل «مدرسه هنر» و «دانشگاه رسانه و دين» و «مرکز پژوهش‌هاي اسلامي رسانه ملي» کنونی)؛
    ـ نوشتن آيين‌نامه (کارشناسان مذهبي رسانه‌اي) با همکاري مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه و رسانه ملي؛
    ـ نوشتن آيين‌نامه (استفاده از لباس روحانيت) با همکاري مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه و رسانه ملي؛
    ـ الزام قانوني به نظارت مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه ـ دست‌كم ـ براي فيلم‌ها و برنامه‌هاي مذهبي؛
    ـ الزام قانوني به حضور نماينده مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه در شوراي سياست‌گذاري رسانه ملي؛
    ـ اجماع و هماهنگي بين حوزويان براي پاسخ‌گویي به مسائل رسانه ملي (مانند موسيقي و...)؛
    ـ ارزش قایل شدن حوزويان براي هويت کار اصحاب رسانه و آنها را از خود دانستن؛
    ـ برگزاري «طرح ولايت» براي دانشجويان دانشگاه «صدا وسيما» و نيروهاي رسانه ملي؛
    ـ تبليغ ارزش‌هاي اسلامي در تمام برنامه‌ها و در تمام زمان‌ها بر محور رسانه ملي؛
    ـ ايجاد کرسي‌هاي نظريه‌پردازي رسانه‌اي، نقد برنامه‌ها و فيلم‌هاي رسانه ملي در حوزة علميه؛
    ـ حمايت از پايان‌نامه‌هاي رسانه‌اي سطح 3 و4 و محصولات رسانه‌اي حوزويان؛
    ـ ساماندهي طلاب رسانه‌اي و کارشناسان ديني رسانه‌اي؛
    ـ موضوع‌شناسي فقه رسانه، نظريه ديني رسانه، برگزاري دروس خارج فقه رسانه؛
    ـ ايجاد سازوکار لازم براي نظارت حوزة علميه به‌مثابه يک شخصيت حقوقي در «شوراي نظارت بر رسانه ملي»؛
    ـ ايجاد سازوکار لازم براي مشارکت حوزة علميه به‌مثابه يک شخصيت حقوقي در «شوراي سياست‌گذاري رسانه ملي»؛
    ـ ايجاد سازوکار لازم براي مشارکت حوزة علميه به‌مثابه يک شخصيت حقوقي در «شوراي معارف رسانه ملي»؛
    ـ ايجاد شوراي متمرکز براي معرفي کارشناس مذهبي و مبلّغ رسانه‌اي با هماهنگي مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه و رسانه ملي (ر.ك: شريفي، 1400، ص 207).

     

    References: 
    • استراس، آنسلم و ژوليت کوربين، 1390، اصول روش تحقيق کيفي، ترجمة بيوک محمدي، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.‌
    • اميدعلي، ميثم، 1390، دين و تکنولوژي رسانه‌هاي مدرن؛ تعامل يا تعارض، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، قم، دانشکده صدا و سیما.
    • باهنر،‌ ناصر، 1385، رسانه‌ها و دين از رسانه‌هاي سنتي اسلامي تا تلويزيون، تهران، مركز تحقيقات صداوسيما.
    • ـــــ ، 1387، رسانه‌ها و دين: از رسانه‌هاي سنتي اسلامي تا تلويزيون، چ دوم، ‌تهران، مركز تحقيقات صداوسيما.
    • بيانات رهبر معظم انقلاب، در: http://farsi.khamenei.ir
    • جانباز، مجتبي، 1385، تعامل مطلوب بين رسانه سنتي و رسانه مدرن تلويزيون، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، قم، دانشکده صدا و سیما.
    • جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان، 1386، دين و رسانه،‌ تهران، دفتر پژوهش‌هاي راديو.
    • دارابي، علي، 1390، «رسانه ملي و بايسته‌هاي ديني»، در: دين و رسانه، قم، مرکز پژوهش‌هاي اسلامي صدا‌و‌سيما،.
    • دفلوئر، ملوين و اورت اي،‌ دنيس، 1383، شناخت ارتباطات جمعي، ‌ترجمة سيروس مرادي، تهران، دانشكده صداوسيما.
    • شرف‌الدين، سيدحسين، 1387، «دين و رسانه»، معرفت، ش 131، ص 13ـ38.
    • شريفي، فضل‌‌الله، 1400، تبيين الگوي تعامل تبليغي رسانه ملي با حوزه‌هاي علميه براساس انديشه‌هاي مقام معظم رهبري (مورد مطالعه تعامل معاونت تبليغ حوزه‌هاي علميه با رسانه ملي)، رسالة دکتري، ‌قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
    • صدري افشار، غلامحسين و همكاران، 1382، فرهنگ معاصر فارسي، چ سوم، تهران، مؤسسة فرهنگ معاصر.
    • عزيزي، ‌شهريار، 1395، روش پژوهش در مديريت، تهران، سمت.
    • عيسي‌نيا، رضا، 1395، استقلال حوزه علميه و دولت جمهوري اسلامي ايران، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
    • فقيهي، ابوالحسن و محسن عليزاده، 1384، «روايي در تحقيق کيفي، مديريت فرهنگ سازماني»، فرهنگ مديريت، ش9، ص 1-19.
    • فليک، اووه، 1388، درآمدي بر تحقيق کيفي، ترجمة هادي جليلي، تهران، نشر ني.
    • گيويان، عبدالله، 1386، «دين، فرهنگ و رسانه»، رسانه، ش 69، ص 75-94.
    • محمدپور، احمد، 1392، روش تحقيق کيفي ضدروش، تهران، جامعه‌شناسان.
    • مهدي‌يار، محمدهادي، 1394، خود، فرصت‌ها و آسيب‌هاي فعاليت طلاب در عرصه رسانه ملي، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، قم، دانشکده صدا و سیما.
    • هوور، استوارت و همكاران، 1389، باز انديشي درباره رسانه، دين و فرهنگ، ترجمة مسعود آريايي‌نيا، ‌تهران، سروش.
    • Charmaz, Kathy, 2006, Constructing Grounded Theory A Practical Guide Through Qualitative Analysis, London, Sage Publications.
    • Golafshani, Nahid, 2003, "Understanding Reliability and Validity in Qualitative Research", the qualitayive trport, V. 18, N. 4, p. 597-606.
    • Hoover, s, M, 1997, "Introduction: Setting the Agenda", in S.M.Hoover, and K. L ndy (eds), Rethinking Media, Relihion, and Cultuer, London, Sage.
    • Kilgor,M.A, and Elefson,P.K, 1982, Coorrtinorion of foregi rgggycg policies and programs, U.S.A, University of Minnesota.
    • Powell, R, 1999, "Recent trends in research: a methodological essay", Library and Information Science Research, V. 21, N. 1, p. 91-119.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شریفی، فضل الله، منطقی، محسن، شرف الدین، سیدحسین، خجسته، حسن.(1401) تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب*. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(3)، 47-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فضل الله شریفی؛ محسن منطقی؛ سیدحسین شرف الدین؛ حسن خجسته."تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب*". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13، 3، 1401، 47-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شریفی، فضل الله، منطقی، محسن، شرف الدین، سیدحسین، خجسته، حسن.(1401) 'تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب*'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 13(3), pp. 47-66

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شریفی، فضل الله، منطقی، محسن، شرف الدین، سیدحسین، خجسته، حسن. تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب*. معرفت فرهنگی اجتماعی، 13, 1401؛ 13(3): 47-66