تهاجم فرهنگي و امنيت هستي‌شناختي در گفتمان انقلاب اسلامي ايران

عدم نمايش در فروشگاه: 
نمايش در فروشگاه

* سعيد اللهياري / دانشجوي دکتري علوم سياسي ـ مسائل ايران، دانشگاه آزاد اسلامي، ايران، شاهرود    allahyarisa40@gmail.com
علي محمدزاده / دکتري علوم سياسي، دانشگاه تربيت مدرس    a.mohammadzadeh75@gmail.com
شهروز شريعتي / استاديار گروه علوم سياسي، دانشگاه تربيت مدرس    shariati@modares.ac.ir
دريافت: 28/10/1399 ـ پذيرش: 01/04/1400
چکيده
با پايان جنگ سرد، مفهوم امنيت، فراتر از بعد نظامي آن، به‌ويژه در بعد اجتماعي و با محوريت فرهنگ و هويت در کانون توجه انديشمندان قرار گرفت. نظرية «امنيت هستي‌شناختي» رويکردي جديد است که توسط جنيفر ميتزن در حيطة منازعات موجود در روابط بين‌الملل با تأکيد بر ملاحظات هويتي مطرح شد. براين‌اساس، تضاد اجتناب‌ناپذير فرهنگ غرب با فرهنگ انقلاب اسلامي ايران را بايد در مباني هستي‌شناختي اين دو فرهنگ سياسي جست‌وجو کرد. هدف اين مقاله شناخت مباني هستي‌شناسي متعارض فرهنگ غرب با فرهنگ اسلامي است که در فرايند تهاجم فرهنگي قوام مي‌يابد. اين مقاله درصدد پاسخ به اين پرسش است که از منظر هستي‌شناختي، چرا جمهوري اسلامي ايران فرهنگ غرب را به‌مثابة يک فرهنگ مهاجم تصور مي‌کند‌؟ يافته‌هاي اين مقاله با استفاده از آموزه‌هاي نظرية ميتزن نشان مي‌دهد که نزاع هستي‌شناختي گفتمان انقلاب اسلامي ايران با غرب متأثر از بي‌اطميناني و ادراک ناامني در هستي‌شناختي رهبران انقلاب اسلامي در مواجهه با غرب به‌واسطة تقابل مفاهيم عقل و جهل در اين دو گفتمان است و هرگونه تأمين امنيت هستي‌شناختي از منظر گفتمان انقلاب اسلامي در اين رويارويي، منوط بر حفظ استقلال و هويت فکري و تأکيد بر حفظ صورت و محتواي آموزه‌هاي اسلامي است.
روش تحقيق اين مقاله، تطبيقي ـ مقايسه‌اي است که با مقايسة مباني هستي‌شناسي دو نظام انديشگي غرب و انقلاب اسلامي، تعارض و ناسازگاري اين دو ساحت انديشگي را آشکار و بر تضمن‌هاي تأمين امنيت هستي‌شناختي جمهوري اسلامي ايران در روابط با غرب تأکيد دارد.
کليدواژه‌ها: فرهنگ سياسي، تهاجم فرهنگي، امنيت هستي‌شناختي، تمدن غرب، جاهليت مدرن.
 


 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
47
شماره صفحه: 
85