تأثیر رسانههای اجتماعی بر هویت قومی طلاب ترک و کرد حوزهی علمیهی قم
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
مسئلة قومیتها و هویت اختصاصی ایشان، از موضوعات مهم و بحثبرانگیز حوزة مطالعات فرهنگی از حیث کارکردی و کژکارکردی در جهت نظمدهی اجتماعی و سیاسی است. این مسئلة چندوجهی در مطالعات فرهنگی، آن هنگام بیشتر مورد توجه واقع میشود که هویت قومی در برابر هویت ملی قرار گيرد و بهموازات آن عمل كند؛ لکن بیشک هویت قومی جایگاه ویژه و منحصربهفردی در تشکیل اجتماع فرهنگی ملی دارد؛ بهويژه آنكه که کشوری مانند ایران از دیرباز شاهد حضور اقوام مختلف بوده است؛ بهگونهاي که از حیث تنوع قومی و بهتبع آن فرهنگی و مذهبی، در میان کشورهای مختلف جهان، رتبة شانزدهم را به خود اختصاص داده است (دیوسالار، 1387، ص 6). ملت ایران واقعیتی است چندوجهی، مرکب از تنوع و تکثر قومی، که آداب و رسوم مشترک، باورهای بنیادین مشترک، فرهنگ و تاریخ مشترک، منافع مشترک، رنج و شادیهای مشترک و آرمان مشترک و نظایر آن، گونهای پیوند میانقومی را ایجاد كرده است.
در دهههای اخیر، بهتدریج، توسعة رسانهها و ارتباطات و بهتبع این دو، آگاهی عمومی سببساز افزایش شدت تغییرات در سطوح فرهنگی و اجتماعی جامعة ایرانی شدهاند. به عبارت دیگر، با توسعة روزافزون رسانهها و شکلگیری شبکههای ارتباطی درهم تنیده و پیچیده، امکان ارتباطات دوسویه و چندسویهای فراهم گردیده که از کنترل اقتدارگرایانه و انسجامطلب حاکمیتها خارج است. یکی از مهمترین نهادهای ارتباطی از این دست، رسانههای اجتماعی مجازی نوظهور و بدیع نظیر اینستاگرام، تويیتر، فیسبوک و تلگرام بوده است که توانسته در برابر رسانههای تحت مدیریت حاکمیت، حضور تأثیرگذار داشته باشد. مطالعات انجام شده بیانگر آن است که کاربران این دست از رسانههای اجتماعی در ایران بهصورت روزافزون افزایش مییابند.
باید توجه داشت که بهرهگیری از رسانههای اجتماعی در میان اقشار مختلف، بهويژه طلاب علوم دینی و حوزویان، از عمومیت بالایی برخوردار است و لذا اين قشر نيز همانند سایر اقشار از محتوای آن متأثر خواهند بود. از سوي دیگر، تحرکات هویتساز و همچنین بازیابی و بازسازی هویت و همچنین ترویج و اشاعهپذیری هویت مورد پذیرش این قشر از جامعه، شدت بیشتری دارد و هویتهای قومی در ضمن بر تأثیرگذاری عمومی بر این اقشار، بهصورت گستردهای از آنان اثر میپذیرند؛ بهگونهایکه در بسیاری موارد، قومیت و الگوی دینی ـ مذهبی یا نگرشهای تفسیری نسبتبه یک الگو، بهعنوان دو موضوع توأمان ظاهر میگردند. به این ترتیب، پژوهش حاضر به مطالعة طلاب علوم دینی کرد و ترک در حوزههای علمیة شهر قم و سازوکارهای اثرگذاری رسانههای اجتماعی مبتنی بر اینترنت بر این جامعة آماری میپردازد. روش پژوهش، کمّی است. بنابراین، پیمایش بهصورت مقطعی و محصور در یک زمان معیّن، میزان بهرهگیری از رسانههای اجتماعی و میزان توجه به الگوهای مرتبط با هویت قومی اندازهگیری شده و با توجه به اندازهگیری متغیرهای واسط، مناسباتی میان این متغیرها بررسی گردیده است. با توجه به اینکه جامعة آماری پژوهش، شامل طلاب کُرد و تُرک حوزههای علمیة علوم دینی شهر قم میباشد، بنابراين قلمرو مکانی پژوهش، شهر قم و بهطور خاص حوزههای علمیة علوم دینی است و از نظر زمانی نیز پژوهش حاضر در دورة زمانی زمستان سال 1396 تا زمستان 1397 انجام شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی الگوی نظری و تجربی در راستای تبیین مناسبات میان رسانههای اجتماعی اینترنت و هویت قومی طلاب علوم دینی بهواسطة متغیّرهای واسط اساسی است.
1. پيشينة تحقيق
در این پژوهش به تأثیر شبکههای اجتماعی بر هویت قومی در میان طلبههای کرد و ترک حوزههای علمیة شهر قم پرداخته شده است. وفق شیوة پذیرفتهشده برای مطالعات علمی، لازم است پیش از انجام هر پژوهش، مروری بر مجموعة ادبیات پژوهشی موجود صورت پذیرد تا از این رهگذر، ضمن بازخوانی و بازنگری پژوهشهای موجود، اشراف نسبی بر موضوع بهدست آید که در نتیجة آن میتوان از معایب و مشکلات احتمالی تجربهشدة دیگران نیز دوري جست.
1-1. پژوهشهای انجامشده در ايران
بر اساس نتایج پژوهش رضا اعظمزاده (1385) با عنوان «بررسي تأثير اينترنت و ماهواره بر تفاوتهاي فرهنگي بين جوانان و بزرگسالان در شهر بهشهر»، از منظر 64 درصد دختران و 45 درصد پسران، استفاده از ماهواره و اينترنت تأثير چنداني بر رابطة آنها با خانوادهشان نداشته است. از منظر 19 درصد از دختران و 23 درصد از پسران، استفاده از اينترنت و ماهواره تأثير منفي بر رابطة آنها با خانوادههايشان گذاشته است. بهنظر 11 درصد از دختران و 7 درصد از پسران، استفاده از اينترنت به بهتر شدن روابط آنها با خانوادههايشان انجاميده است. بر اساس پژوهش شقایق جلیلی (1385) با عنوان «بازنمایی هویت دینی در فضای مجازی: بررسی تأثیر حضور در گروه¬های دینی مجازی بر شکلگیری هویت دینی کاربران جوان ایرانی»، ضعف و قوت عملکرد نهادهاي ديني در فضاي مجازي تأثيرگذار است و بهدليل پنهان ماندن هويت افراد در فضاي مجازي، آنها ديدگاهها و نظرات واقعي خود را با ديد انتقادي بيشتري به مسائل ديني بيان ميکنند. رؤیا حکیمی (1932) در مقاله¬ای به مطالعة تأثیر شبکة اجتماعی فیسبوک بر فرهنگ و هویت کردی پرداخته است و اینکه چگونه فیسبوک باعث حس هویتی مشترک در میان کردها میشود. نتایج بهدست آمده نشان می¬دهد که جهانی شدن برای قومیت¬ها تعریف جهانی محلی شدن دارد و برای کردها باعث شکل¬گیری یک کشور مجازی می¬شود که در آن می¬توانند حاکمیت سیاسی و فرهنگی داشته باشند؛ بهطوریکه فیسبوک توانسته است نقشي اساسي در بازنمایی هویت کردها در جهان داشته باشد و از این راه به یافتن دوستان و همفکران کرد و غیر کرد کمک شایانی کرده است. مصطفی قوانلوقاجار (1391) در پژوهش خود با عنوان «بررسی کارکردهای شبکه¬های اجتماعی با مطالعة موردی فیسبوک در میان دانشجویان دانشگاه¬های تهران» با استفاده از روش پیمایش به این نتایج دست یافت که نزدیک به 48 درصد دانشجویان یک تا نیم ساعت از وقت خود را در فیسبوک میگذرانند. بر اساس اعلام سایت فیسبوک، 50 درصد از کاربران هر روز به این سایت مراجعه می¬کنند. این درحالی است که این آمار در میان دانشجویان ایرانی که استفاده¬کنندگان اصلی اینترنت در ایران را تشکیل می-دهند، 39 درصد است. بر اساس آمار فیسبوک، بهطور متوسط هر کاربر 130 دوست در این شبکه دارد. این تحقیق نشان داد که بیشتر دانشجویان میان یک تا پنجاه دوست در فیسبوک دارند. این تحقیق همچنین نشان داد که بيشتر پاسخگویان (79 درصد)، از نام واقعی خود در فیسبوک استفاده می¬کنند.
1-1-1. نقد و بررسی پژوهشهای داخلی
مطالعات نشان میدهد که در داخل کشور پژوهشهای متنوع و قابل توجهی در زمینة هویت قومی انجام شده است؛ اما پژوهشهای جدی و دقیق در حوزة شبکههای اجتماعی برخط بسیار کم است و پژوهشی هم که هر دو موضوع (هویت قومی و شبکة اجتماعی برخط) را همپوشانی كرده باشد، بهندرت یافت شد و باید مباحث مربوط به آن را از خلال امور پراکنده استخراج كرد. پژوهشهایی که در حوزة شبکة اجتماعی برخط در داخل کشور انجام شدهاند نیز معمولاً بهصورت توصیفی به نوع و میزان بهرهگیری از آن پرداختهاند. تمایزات و تفاوتهای پژوهش پیشرو از لحاظ قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی با پژوهشهاي يادشده آشکار است. اگرچه پژوهشهای داخلی امکانات نظری گستردهای پیشروی ما قرار دادهاند اما به لحاظ بدیع بودن موضوع، پژوهش حاضر کاملاً متمایز از سایر پژوهشها قوام یافته است.
2-1 پژوهشهای خارجی
گراسماک و همکارانش (2009) در ارائة خود، به تبیین یک محیط برخط و همچنین تفاوت گروههای مختلف قومی و نژادی میپردازند. نتایج پژوهش نشان می¬دهد که هویتهای قومی و نژادی در این محیطها چشمگیر و شفافاند. یافتههای پژوهش تیلر (2012) نشان میدهد که شبکههای اجتماعی برخط در ترکیب با نفوذ قدرتهای غربی، حرکتی را بهسوی همگنسازی جهان آغاز کردهاند که این حرکت سبب ایجاد تضاد و ستیز در جهان و حرکت برخی ملتها بهسوی شکست و تضعیف هویت ملی و سنتهایشان شده است. سابر حمانیان و همکاران به پژوهشی با عنوان «شبکههای اجتماعی برخط و آفلاین: بهرهگیری از سایتهای شبکههای اجتماعی توسط بزرگسالان» پرداختند. نتایج پژوهش نشان میدهد که شرکتکنندگان، اغلب از اینترنت، بهويژه سایتهای شبکههای اجتماعی، برای برقراری ارتباط و ارتباطات مجدد با دوستان و اعضای خانوادهشان بهره میبرند. بدینترتیب، میان شبکههای برخط و آفلاین شرکتکنندگان، همپوشانی وجود دارد. گرچه این همپوشانی کامل نیست، بزرگسالان ممکن است از موقعیت برخط برای تقویت جنبههای دیگر ارتباطات آفلاین خود بهره ببرند.
1-2-1. نقد و بررسی پژوهشهای خارجی
مطالعات در خصوص پیشینة خارجی موضوع پژوهش نشان میدهد، پژوهشهایی که هر دو متغیر مستقل و وابسته را شامل شوند، وجود ندارند. در زمینة شبکههای اجتماعی برخط، بهرغم نوظهور بودن آنها، پژوهشهاي بسیار زیادی انجام شده است. البته در این پژوهشها نیز بیشتر به بررسی ویژگیهای کاربران این شبکهها پرداخته شده است تا تأثیر آنها در فرایندهای اجتماعی و دموکراتیک. در پژوهشهای خارجی، آثار زیادی در زمینة تأثیر شبکههای اجتماعی برخط بر جنبشهای اجتماعی وجود داشت که سرنخ¬های خوبی برای انجام این پژوهش به محقق داد. پژوهش ما بر هویت قومی داخل ایران تأکید دارد که در هیچ کدام از پژوهشهاي خارجی به آن اشاره نشده است. بهلحاظ بُعد زمانی نیز پژوهش ما از پژوهشهاي ديگر در این زمینه نیز قابل تفکیک است. به دیگر بیان، با توجه به اهمیت و نقش شبکههای اجتماعی در جامعة چندقومیتی ایران و بيتوجهي پژوهشهای پیشین، ضرورت این پژوهش در ایران معاصر انکارناپذير است.
2. مرور نظری
1-2. رسانههای اجتماعی
اصطلاح «رسانههای اجتماعی» نخستین بار در جولای 2006م توسط کريس شیپلی استفاده شد؛ شیپلی معتقد است كه رسانههای اجتماعی هدايتکنندة رويدادهای آتی برای گفتوگو هستند (افتاده، 1389، ص 137). در سالهای اخیر در فضای مجازی مفاهیم تولید و توزيع دادهها دچار تحولاتی شدهاند که متفاوت با شیوة متداول در رسانههای سنتی است. آندره کاپلن و مايکل هانلین در خصوص رسانههای اجتماعی مینویسند: گروهی از برنامههای کاربردی مبتنی بر اينترنت هستند که با اتکا به بنیانهای تکنولوژيک وب، امکان ايجاد و تبادل محتوای تولیدشده به وسیلة کاربران را میدهند (كاپلان و هانلين، 2010، ص 63) به اين ترتیب، هر کاربر اينترنتی بهسهولت و در مدت زمان چند دقیقه میتواند وبلاگ شخصی ايجاد کند يا در انواع ديگر سايتها عضو شود و محتواهايی را که تولید کرده است، اعم از متن، عکس، صدا و ويدئو، را بهراحتی منتشر کند. پس تولید رسانهای در فرايندی متفاوت با رسانههای سنتی صورت میپذيرد و کاربران اينترنتی، خود تولیدکنندة محتوا در عرصة اينترنت محسوب میشوند. در اين چهارچوب، افراد قادر به وارد کردن و دريافت اطلاعات به اينترنت و از اينترنت میشوند و بهصورت پويا برای هدف قابل انعطافی مرتبط خواهند بود (عقیلی و قاسمزاده، 1394، ص 22).
2-2. قوم کرد
كردها كه پس از فارس¬ها و آذری¬ها سومين گروه از ملت ايران بهشمار ميآيند، از حدود چهار هزار سال پيش در منطقة كردستان استقرار يافتهاند (قاسمي، 1383، ص 20). قوم كرد اگرچه بيشتر در غرب كشور در استانهاي كردستان، جنوب آذربايجان غربي و بخشهايي از استانهاي كرمانشاه، ايلام و خراسان شمالي مستقرند (حافظنيا، 1388، ص 164 )، اما در ساير مناطق ايران نيز حضور دارند، و در مناطقي از استانهاي گيلان (لوشان، چمخاله و لنگرود)، قم، قزوين، فارس، مازندران، بلوچستان و همدان، جمعيتهاي پراكندة كرد زندگي ميكنند. در واقع، امروزه در هر جاي سرزمين ايران ميتوان حضور كردها را احساس كرد. بخشي از منطقة كردنشين، مشتمل بر نواحي شمالي عراق، جنوب شرقي تركيه و شمال شرقي سوريه است. دستههايي از اين قوم نيز در كشور ارمنستان و جمهوري آذربايجان بهصورت اقليت قومي بهسر ميبرند. در زمينة آمار جمعيتي كردهاي ايران بهدليل پراكندگي آنها اطلاعات دقيقي در دست نيست. بااينحال، بيشتر ساكنان استان كردستان و استان كرمانشاه را همميهنان كرد تشكيل ميدهند. به عبارت ديگر، خاستگاه و كانون اصلي هموطنان كرد، اين دو استان است (توحيدي، 1378، ص 172ـ 171).
3-2. قوم ترک
جمعیت آذری بومی ایران، دومین گروه قومی ایران پس از فارسی زبان است. بزرگترین گروه قومی ترکزبان، که در گوشة شمال غربی کشور در حد فاصل شمال غربی دریای خزر تا دریاچة ارومیه، جمعیت حداکثری را تشکیل میدهند. زبان اول اين قوم، ترکی آذربایجانی است که ترکی، آذری و آذربایجانی نیز نامیده میشود و ساختاری شبیه به ترکی استانبولی، ولی با لهجهای متفاوت دارد. نیمی از آذریها شهرنشیناند. بزرگترین شهرهای این قوم، بهترتیب تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، خوی و مراغه است. علاوه بر این، حدود یکسوم از جمعیت تهران را نیز شامل میشوند. آذریها بهصورت اقلیتهای قابل توجهی در شهرهایی نظیر همدان، قزوین و کرج سکونت دارند. سبک زندگیشان با دیگر اقوام ایرانی فرقی ندارد. همچنین در میان قشرهاي طبقات بالایشان ازدواجهای مختلط قابل توجهی با دیگر اقوام وجود دارد. تفاوت قابل ملاحظهای در آداب و رسوم میان روستانشینان آذری با روستاهای فارسیزبان بهنظر نمیرسد. اکثریت آذریها بهمانند بیشتر اقوام ایران، مسلمان شیعه با فرهنگ ایرانیاند. اتنولوگ، جمعیت آذریزبانهای ایرانی در سال ۲۰۱۶م را ۱۰٬۹۰۰٬۰۰۰ نفر میداند و گسترش آن را در شمال (غربی) و مرکز ایران میداند.
4-2 هویت قومی
مرزهای قومی، الگوهای تعامل اجتماعی و تمایزات گروهی هستند که بر اساس خودتعریفی اعضای درون گروه و تأیید بیرونیها برساخته میشوند. گروههای قومی بر اساس معیارهای متفاوتی تعریف میشوند؛ اما بيشتر آنها بر دو عنصر فرهنگی و جغرافیایی تأکید دارند. مرزبندیهای قومی بهمثابة رسانههای اجتماعی که واسطۀ رابطۀ افراد هستند، بهتر فهمیده میشوند تا مرزبندیهای سرزمینی (ساندرز، 2002، ص41). قوم را سازمان اجتماعی تشکلیافتهای تعریف میکنند که بر پهنۀ سرزمینی معینی قرار دارد و شامل مردمی است که در طول تاریخ با هم پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، خویشاوندی و... برقرار کردهاند و دارای زبان، ویژگیهای فرهنگی، پیوندهای خویشاوندی، ارزشهای اجتماعی و سنتهای مشترکاند (حافظنیا و کاویانی، 1385، ص 24). در ایران، عناصر فرهنگی، بهویژه دو عنصر زبان و دین، بیش از عناصر دیگر در تعیین هویت قومی دخالت دارند (اماناللهی، 1380، ص 19). افراد یک قوم، خود را «خودی» و دیگران را «غریبه» میدانند که دارای باورها و کردارهای فرهنگی مشخصی هستند (ساندرز، 2002، ص42). هویت قومی را میتوان سنت مشترک و احساس هویتیاي تعریف کرد که یک قوم را بهعنوان گروهی فرعی از جامعۀ بزرگتر مشخص میکند و اعضای هر گروه قومی از لحاظ ویژگیهای خاص فرهنگی، خود را از سایر اعضای جامعه متمایز میداند (داوری، 1376، ص 44).
3. چهارچوب نظری پژوهش
در این بخش از پژوهش به بررسی ادبیات نظری موضوع مورد مطالعه پرداخته خواهد شد. ازآنجاکه مفهوم هویت قومی در چندین حوزة مطالعاتی بهعنوان مسئلة قابل توجه و محوری مورد تأمل قرار گرفته و نظریات مختلفی دراین¬باره ارائه شده است، در اینجا بهصورت اجمالی به بررسي نظریه¬های مختلف حوزه¬های متنوع علوم انسانی و مطالعات قومی پرداخته می¬شود. در اینجا سعی شده است با محوریت قومیت¬گرایی به¬عنوان بازتاب هویت قومی، مباحث نظری بررسی شود.
1-3. نظرية هويت قومی تد رابرت گر
در هر بررسی از مسائل قومی، یکی از اساسیترین مباحث آن است که گروههای دارای ویژگیهای قومی، از چه زمانی و به چه دلیلی یا دلایلی هویت قومی را مؤلفة اساسی هویت خویش قرار میدهند؟ به عبارت دیگر، چرا گروههای قومی از موازین و ملاکهای قومی برای بیان، ابراز و تبیین هویت خود بهره میبرند و به چه دلیل یا دلایلی حول هویت مزبور بسیج ميشوند و دست به اقدام میزنند؟ همانگونه که در نمودار زیر ملاحظه می¬کنید، تد رابرت گر، چهار دسته عامل را در شکلگیری هویت قومی و فعال شدن آن در عرصة سیاسی ذکر میکند. این عامل که کمابیش از نظریة محرومیت نسبی (تد رابرت گر) و نظریة بسیج منابع (چارلز تیلی) استخراج شدهاند، بر انگیزههای متنوعی برای فعالیت سیاسی گروههای قومی تأکید میورند (محرومیت، احساسات، همبستگی، جاهطلبی و محاسبه). وی معتقد است که برتر شمردن یک انگیزه و علت، و در حاشیه نهادن مابقی، درست نیست.
نمودار 1. عوامل تقويت هويت قومي و تبديل آن به امر سياسي (قاسمی، 1386، ص 458).
1-1-3. عواملی که باعث تقویت هویت قومی و تبدیل آن به امری سیاسی میشوند، به قرار زیرند:
الف). برجستگی و اهمیت فرهنگ قومی
هرچه هویت قومی فرهنگی گروهی که دارای تبار، ویژگیهای فرهنگی و تجارب تاریخی است، برجستهتر و متمایزتر باشد، احتمال تبیین منافع و علایق آن با موازین و ملاکهای قومی بیشتر است و راهبرانش آسانتر میتوانند اعضای گروه را برای اقدام سیاسی بسیجکنند (زبان و در مواردي مذهب). پیش از این اشاره شد که هویت قومی چند بعدی است و تصور یک بنیان برای آن میتواند مشکلساز باشد؛ چنانکه بنیان قومیت نیز برحسب جامعة مورد نظر ممکن است متغیر باشد (برای مثال، در هندوستان عنصر مذهب، و در جوامع چندنژادی مانند آمریکا و برزیل، خصوصیات ظاهری و جسمانی، عامل تفکیک هویتاند). همچنین برخلاف تصور مارکسیستها، هویت را همواره نمیتوان با منافع مادی توجیه کرد و تبدل و تغییر آن را توضیح داد.
ب) انگیزههای اقدام سیاسی - قومی
هرچه انگیزههای مشترک میان اعضای گروه هویتی قومی - فرهنگی بیشتر باشد، احتمال حمایت آنها از اقدام قومی ـ سیاسی و مشارکتشان در آن بیشتر میشود. منظور از کنش یا اقدام قومی سیاسی، هر نوع فعالیت سازمان یافته برای پیگیری اهداف گروه است که با بسیج یعنی جریان جذب و استخدام افراد در جنبش آغاز میشود. شکل اقدامات، به محیط سیاسی و تصمیمات تاکتیکی یا استراتژیک رهبران بستگی دارد. اقدامات از سیاست متعارف تا اقدامات جمعی (اعتصابات، تظاهرات، اقدامات غیرخشونتآمیز) و شورش را دربر میگیرد.
ج). ظرفیت اقدام سیاسی - قومی
سومین عامل مهم در شکلگیری هویت قومی - سیاسی و فعال شدن آن، قابلیت گروه و توانایی آن برای اقدام سیاسی است. گزارة کلی در این خصوص آن است که هرچه انسجام و بسیج گروه هویتی قومی ـ فرهنگی بیشتر باشد، مشارکت آن در اقدام سیاسی مکررتر و پایدارتر است و احتمالاً کسب امتیازات و دسترسیاش به قدرت سیاسی آسانتر میشود. گروههای منسجم، گروههاییاند که شبکههای متراکم ارتباطی و تعامل، آنها را در کنار نیز نگه میدارند. دربارة بسیج نیز باید به دو معنای آن توجه داشت. بسیج بهمثابة فرایند، اشاره به طرق عضوگیری و انگیزش اعضای سازمانهای سیاسی ـ قومی دارد؛ اما بسیج بهمثابة متغیر، دلالت بر میزان تعهد اعضای گروه برای صرف انرژی و منابع خویش برای اقدام جمعی و در جهت وصول به منافع و علایق جمعی دارد. بهزعم تد رابرت گر، شش عامل هویت مشترک و آگاهی از منافع و علایق مشترک، انگیزههای مشترک برای فعالیت قومیسیاسی، تراکم جغرافیایی، سازماندهی از قبل موجود، غلبه بر دستهها و گروهها و ایجاد ائتلافات، و اصالت رهبری، بر ظرفیت و قابلیت گروه قومی ـ سیاسی برای اقدام سیاسی مؤثر است.
د). فرصتها و گزینهها (ساختار فرصت)
هویتها، انگیزهها و قابلیتهای گروههای قومی، در بستری سیاسی و فرهنگی، به اقدامی قومی - سیاسی ترجمه میشوند. با آنکه برخی اقدامات قومی - سیاسی حالتی آنی و ناگهانی دارند و در پاسخ به اعمال تحریکآمیز رخ میدهند، اما اقدامات قومی - سیاسی مداوم و طولانی، بر اساس محاسبات استراتژیک و تصمیمات تاکتیکی رهبران و فعالان گروههای قومی میسر میشوند. منظور از ساختار فرصت، عوامل دخیل در اقدامات گروهاند که خارج از کنترل گروهند و بر تصمیمات رهبران تأثیر میگذارند. فرصتها را از یک منظر میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
فرصت گذران: تغییراتی است که در ساختار محیط سیاسی گروه رخ میدهند؛ مانند جابهجایی نخبگان، تغییرات در خطمشیهای حکومت، ظهور متحدین سیاسی جدید و نظایر آنها. چنین عواملی میتوانند به گروهها روحیه و امکان بسیج داده، اعتبار رهبران و چهارچوبهای آنها را افزایش دهند و حتی باعث تغییر در دعاوی و استراتژیهای گروه شوند. اهداف و زمانبندی اقدامات گروه نیز از فرصتهای مزبور اثر میپذیرند.
فرصت پایدار: به سرشت سیاسی دولت و منابع آن و اتحادهای بلندمدت گروه قومی با گروههای دیگر صحنة سیاسی یا عدم اتحاد آن مربوط میشود. این عوامل پایدار را میتوان ساختارهای فرصت نامید. این فرصت، طرق سازماندهی گروه را معین ميكند و بر گزینههای استراتژیک و بلندمدت آن اثر میگذارد.
2-3. نظرية رسانههاي جديد
رسانههاي جديد، مجموعة متمايزي از فناوري هاي ارتباطات و داراي ويژگيهاي مشترک ديجيتالي بودن و دسترسي گستردة شهروندان به آن براي استفادة شخصي است. مفهوم رسانه هاي جديد واجد معاني زير است:
تجربيات متني جديد: انواع جديد ژانر، صور متني، سرگرمي، لذت و الگوهاي مصرف رسانهاي (بازيهاي رايانهاي، فرامتنها و...)؛
شيوه¬هاي جديد بازنمايي جهان: عرضة تجربيات و امکانات جديد بازنمايي (محيط هاي مجازي، رسانه¬هاي تعاملي صفحهبنياد)؛
روابط جديد بين کاربران و مصرفکنندگان و فناوريهاي رسانهاي: تغيير در استفاده و دريافت تصاوير و رسانه¬هاي ارتباطي در زندگي روزمره و معاني نهادهشده در فناوريهاي رسانه¬اي؛
الگوهاي جديد سازماندهي و توليد: تجديد سازمان و يکپارچگي گسترده در فرهنگ، صنعت، اقتصاد، دسترسي، مالکيت، کنترل و مقرراتگذاري رسانه¬اي (مهدي زاده،1391، ص 302).
1-2-3. چهار مقوله اصلي رسانههاي جديد از ديد مک کوئيل
الف) رسانة ارتباطات ميانفردي: اين مورد شامل تلفن، موبايل و ايميل است. در کل، محتواي خصوصي و داراي تاريخ انقضاي کوتاه و روابط شکلگرفته، مهمتر از اطلاعات انتقاليافته است.
ب) رسانة نقش تعاملي: شامل بازيهاي رايانهاي و تصويري، بهعلاوة وسايل و امکانات واقعيت مجازي است. مهمترين نوآوري در اين مورد، تعاملي بودن و غلبة فرايند بر رضامنديهاي حاصل از استفادة آن است.
ج) رسانة جستوجوي اطلاعات: اينترنت يا تارنماي جهانگستر، مهم¬ترين مورد از اين نوع رسانه است که منبع گسترده¬اي براي دسترسي تلقي ميشود.
د) رسانة مشارکت جمعي: اين مقوله براي مشارکت و مبادلة اطلاعات، عقايد و تجربه و توسعة روابط شخصي فعال است. دامنة استفاده، حتي به جنبه¬هاي احساسي و عاطفي نيز گسترش مييابد (همان، ص303).
شکل 1. الگوي نظری پژوهش
4. روش تحقيق
در پژوهش حاضر، نوع روش تحقیق، کمّی است. روش انتخابی برای آزمون الگوي نظری روش کمّی، پیمایش است. ابزار جمع¬آوری اطلاعات نیز در این پژوهش، پرسشنامة کتبی خودتکمیلی است و ابزار سنجش متغیرهای تحقیق، در بيشتر موارد با استفاده از طیف لیکرت شکل میگیرد. همچنین واحد مشاهده (واحدی که از آن اطلاعات مورد نظر گرفته میشود) و نيز واحد تحلیل (واحد که ویژگیها و صفتهای آن با هم مقایسه میشوند)، در این پژوهش در سطح «فرد و گروه قومی» بوده است. جامعة آماری پژوهش حاضر، جمعیت طلاب کرد و ترک حاضر در حوزههای علمیة قم میباشد. تعداد طلاب ترک و کرد این حوزههای علمیه بهصورت دقیق مشخص نیست؛ اما بر اساس آمارهای شفاهی از حوزههای علمیه، میتوان به آمار مورد نظر دست یافت. با توجه به گستردگی حجم جامعة آماری، ضرورتاً میبایست از بین آنها نمونهگیری بهعمل آید. جهت تعیین حجم نمونه، با توجه به اهمیت قابلیت تعمیم نتایج، و همچنین با در نظر گرفتن هزینههای انسانی، زمانی و مالی، بر اساس جدول مورگان و فرمول کوکران، حجم نمونة تحقیق 360 نفر در نظر گرفته شده است. در اين تحقيق، دادههاي حاصله پس از گردآوري، در نرم افزار SPSS بازبيني شده، تجزيه و تحليلهاي مورد نظر بر روي آنها انجام میشود. دادههاي تحقيق در دو سطح آمار توصيفي و آمار تحليلي يا استنباطي پردازش میشوند. در قسمت آمار توصيفي، از آمارههاي توزيع فراواني، ميانگين، ميانه، نما، دامنه، واريانس، انحراف معيار، چولگي و كشيدگي استفاده خواهد شد. در بخش آمار استنباطي، با توجه به سطح اندازهگیری متغیرهای تحقیق، از آزمونهاي پارامتریک استفاده میشود. در نهایت، بهمنظور ارائة الگوي تجربی رابطة بین رسانههای اجتماعی و هوّيت قومی بهواسطة متغیرهای مکانیزمی، از تحلیل الگويابي معادلات ساختاری استفاده خواهد شد. در این تحلیل، از نرمافزارهای lisrel و Amos استفاده خواهد شد.
5. يافتههای تحقيق
یافتههای تحقیق، بر مبنای روش پژوهش معین میشوند. در این بخش به گزارش یافتههای به دست آمده از دادههای پیمایش انجامشده در میان طلاب حوزههای علمیة قم میپردازیم. این بخش از یافتهها، جامعة آماری در زمینة استفاده از شبکههای اجتماعی و هویت قومیشان و همچنین وضعیت متغیرهای اجتماعی مؤثر بر هویت قومی را تشریح میکند. همچنین در این بخش، با مطالعة مقطعی و برشی از زمان، ارتباط میان رسانههای اجتماعی و هویت قومی مورد آزمون آماری قرار میگیرد.
1-5. توصيف متغيرهای جمعيتشناختی
1-1-5. سن
جدول 1. توزیع فراوانی سن پاسخگویان
طبقه سنی فراوانی درصد درصد تجمعی
زیر 24 سال 153 42.5 153
24 تا 27 سال 98 27.3 98
27 تا 31 سال 53 14.0 53
31 تا 35 سال 39 10.1 39
35 سال به بالا 25 6.1 25
کل 360 100.0 360
کمترین: 18 سال، بیشترین: 45 سال، میانگین: 25 سال
بر اساس جدول شمارة 1، میانگین سنی نمونة بررسیشده 25 سال و بیشترین سن 45 سال بوده است. همچنین بیش از 42 درصد پاسخگویان زیر 24 سال، بیش از 68 درصد نیز کمتر از 27 سال و 22 درصد بالای 27 سال عمر داشتهاند.
2-1-5. مقطع تحصیلی
جدول 2. توزیع فراوانی مقطع تحصیلی پاسخگویان
مقطع تحصیلی فراوانی درصد درصد تجمعی
سطح یک 153 39.8 153
سطح دو 95 26.3 95
سطح سه 77 21.4 77
سطح چهار 45 12.5 45
کل 360 100.0 360
جدول شمارة 2 ، توزیع فراوانی مقطع تحصیلی طلاب را نشان میدهد. بر اساس این جدول، بیش از 39 درصد نمونة تحقیق، در سطح یک تحصیل کردهاند و بالغ بر 26 درصد آنها در سطح دو بودهاند؛ 4/21 درصد طلاب در سطح سه و 5/12 درصد طلاب نیز در سطح چهار مشغول به تحصیل بودهاند.
2-5. توصیف متغیرهای اصلی
1-2-5. وضعیت استفاده از رسانههای اجتماعی در میان طلاب
اساسیترین متغیر پژوهش حاضر، میزان استفاده از شبکههای اجتماعی بوده است. این متغیر بر اساس دو بعد طولی و عرضی، یا به عبارتی طول مدت برخورداری و عضویت و مدت استفادة شبانهروزی اندازهگیری شده است. این گویهها ابتدا طبق مقیاس ساعت و دقیقه و نیز سال و ماه، دوباره کدگذاری شدهاند و در نهایت، گویههای مورد نظر استانداردسازی شده و میانگین استفادة طولی و عرضی بهعنوان میزان استفاده از شبکههای مورد مطالعه در نظر گرفته شدهاند. در مرحلة پردازش داده، پاسخگویانی که در رسانههای مورد بررسی عضویت نداشتهاند، میزان استفادة آنها برابر با صفر در نظر گرفته شده است.
در این بخش، جهت توصیف میزان استفاده از شبکههای مختلف اجتماعی، به گزارش آمارههای توصیفی گرایش به مرکز و پراکندگی میزان استفادة شبانهروزی (عرضی) بسنده شده است؛ چراکه شبکههای اجتماعی، از جمله رسانههای نوظهورند که اکثر پاسخگویان بهمدت زمانهای مشابهی عضو آنها شدهاند و در زمینة استفادة طولی، واریانس بسیار پایینی میان پاسخگویان وجود داشته است.
جدول 3. آمارههای توصیفی پاسخگویان برحسب میزان استفادة شبانهروزی از شبکههای اجتماعی
(مقیاس ساعت و دقیقه) نمونه کمترین بیشترین میانگین انحراف معیار چارک اول چارک سوم
تلگرام 360 0 8 2.40 1.2932 0.30 3.0
سروش 360 0 8 1.32 0.968 0.15 1.0
واتساپ 360 0 4 0.25 0.718 0 0.15
اینستاگرام 360 0 4 0.21 0.136 0 0
گپ 360 0 3 0.11 0.191 0 0
توییتر 360 0 6 0.8 0.867 0 0.15
فیسبوک 360 0 3 04 0.081 0 0
جدول شمارة 3، آمارههای توصیفی میزان استفادة شبانهروزی از رسانههای اجتماعی را نشان میدهد. بر اساس این نتایج، بیشترین میزان استفاده با میانگین دو ساعت و چهل دقیقه، مربوط به تلگرام بوده است؛ و بیش از 75 درصد پاسخگویان بیش از نیم ساعت در شبانهروز از این رسانه استفاده کردهاند و حتی 25 درصد آنها بیش از سه ساعت مشغول به فعالیت در آن هستند. سروش با میانگین استفادة یک ساعت و 32 دقیقه در رتبة دوم قرار داشته است؛ بهگونهايکه تنها 30 درصد پاسخگویان کمتر از یک ربع در شبانهروز و بیش از 25 درصد طلاب بیش از یک ساعت در شبانهروز از این رسانه استفاده میکنند. پیامرسان واتساپ و اینستاگرام نیز بهترتیب با میانگینهای 25 دقیقه و 21 دقیقه در شبانهروز رتبههای بعدی استفاده را به خود اختصاص دادهاند و اگرچه بخش قابل توجهي از پاسخگویان کمتر از نیمساعت در شبانهروز از این دو شبکة اجتماعی استفاده کردهاند، اما بالغ بر 25 درصد اظهار داشتهاند که بیش از یک ربع از زمان خود را در شبانهروز در واتساپ یا توییتر سپری میکنند.
طبق نتایج ذكر شده، چنانکه انتظار میرفت، میزان استفاده از رسانههای اجتماعی دیگر بسیار پایین بوده است؛ بهگونهاي که میانگین استفاده از شبکة گپ، فقط يازده دقیقه بوده و میانگین استفاده از توییتر نیز هشت دقیقه و میانگین استفاده از فیسبوک در شبانهروز، تنها چهار دقیقه بوده است که این آمارها نیز بهمدد موردهای پرت پرمصرف و محدود در میان نمونة آماری بوده است؛ به همین دليل، چارک سوم دربارة هر سه شبکه برابر با صفر بوده و بیش از پنجششم نمونة تحقیق، بهطور معمول هیچ استفادهای از این رسانهها در طول شبانهروز نمیکنند. به این ترتیب، یافتههای مربوط به این سه رسانة اجتماعی، به عنوان رسانههای بسیار کممصرف، از مرحلة تحلیل حذف شده است.
3-5. توصیف متغيرهای مکانيزمی
در این بخش، آمارههای توصیفی با استفاده از جداول توزیع فراوانی و شاخصهای گرایش به مرکز و پراکندگی، در دو محور متغیرهای مکانیزمی و متغیر هویت قومی توصیف میشوند. ابتدا متغیرهای واسطی را که از الگوي نظری استخراج شدهاند، بررسی توصیفی میکنیم:
1-3-5. برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی
جدول 4. توزیع فراوانی میزان برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی
میزان برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی پایین 126 35.0 35.0
پایین 110 30.6 30.6
متوسط 70 19.4 19.4
بالا 38 10.6 10.6
خیلی بالا 16 4.4 4.4
کل 360 100.0 100.0
بر اساس جدول شمارة 4، میانگین برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی در میان طلاب، برابر با 7.5 در مقیاس صفر تا صد، و در میان بیش از 65 درصد طلاب، برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی در سطح پایین و خیلی پایین بوده است.
2-3-5. انگیزههای اقدام قومی ـ سیاسی
جدول 5. توزیع فراوانی میزان انگیزههای اقدام قومی ـ سیاسی
میزان انگیزههای اقدام قومی ـ سیاسی فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی پایین 112 31.1 31.1
پایین 130 36.1 36.1
متوسط 73 20.3 20.3
بالا 34 9.4 9.4
خیلی بالا 11 3.1 3.1
کل 360 100.0 100.0
بر اساس جدول شمارة 5، میانگین انگیزههای اقدام قوم ـ سیاسی در میان طلاب، برابر با 6.25 در مقیاس صفر تا صد، و انگیزه¬های اقدام قومی ـ سیاسی بیش از 67 درصد طلاب، در سطح پایین و خیلی پایین بوده است.
3-3-5. ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی
جدول 6. توزیع فراوانی میزان ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی
میزان ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی پایین 121 33.6 33.6
پایین 106 29.4 29.4
متوسط 85 23.7 23.7
بالا 34 9.4 9.4
خیلی بالا 14 3.9 3.9
کل 360 100.0 100.0
بر اساس جدول شمارة 6، میانگین ظرفیت اقدام سیاسی ـ قومی در میان طلاب، برابر با 65/6 در مقیاس صفر تا صد، و بیش از 63 درصد طلاب ظرفیت اقدام سیاسی ـ قومیشان در سطح پایین و خیلی پایین بوده است.
فرصتها و گزینهها (ساختار فرصت)
جدول 7. توزیع فراوانی میزان فرصتها و گزینهها (ساختار فرصت)
میزان فرصتها و گزینهها (ساختار فرصت) فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی پایین 95 26.4 26.4
پایین 83 23.1 23.1
متوسط 77 21.3 21.3
بالا 59 16.4 16.4
خیلی بالا 46 12.8 12.8
کل 360 100.0 100.0
بر اساس جدول شمارة 7، میانگین میزان فرصتها و گزینهها یا ساختار فرصت از دید طلاب، بررسی شده، برابر با 6/14بوده است. این میانگین نیز در سطح پایینی ارزیابی میشود و نزدیک 50 درصد طلاب، این فرصتها را در سطح پایین ارزیابی کردهاند.
4-5. توصیف متغیر وابسته (هویت قومی)
در این بخش، وضعیت هویت قومی در میان طلاب بررسی شده بهعنوان متغیر وابستة تحقیق توصیف میشود و هویت قومی کردی،ترکی در سه بعد آگاهی، تعلق و تعهد سنجیده شده است. در این بخش به گزارش توصیفی آن نیز میپردازیم:
1-4-5. آگاهی از هویت قومی
جدول 8. توزیع فراوانی بُعد آگاهی از هویت قومی
آگاهی از هویت قومی (مقیاس 0ـ100) فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی ضعیف 125 34.7 34.7
ضعیف 110 30.6 30.6
متوسط 54 15 15
قوی 49 13.6 13.6
خیلی قوی 22 6.1 6.1
جمع 360 100.0 100.0
جدول شمارة 8، توصیف بعد آگاهی از هویت قومی است که میانگین آن برابر با 8/9 درصد است. این آمار و توزیع فراوانی فوق نشان میدهد که میزان آگاهی از هویت قومی در میان طلاب بررسی شده، در حد پایینی بوده است.
2-4-5. تعلق به خردهفرهنگ قومی
جدول 9. توزیع فراوانی بعد تعلق به خردهفرهنگ قومی
تعلق به خردهفرهنگ قومی (مقیاس 0ـ100) فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی ضعیف 87 24.2 24.2
ضعیف 124 34.4 34.4
متوسط 77 21.4 21.4
قوی 57 15.9 15.9
خیلی قوی 15 4.1 4.1
جمع 360 100.0 100.0
احساس تعلق به خرده فرهنگهای قومی نیز یکی دیگر از ابعاد هویت قومی است که در اینجا توصیف شده است. بر اساس این جدول میانگین این بعد نیز برابر با 10 درصد بوده که نشاندهنده تعلق پایین طلاب به هویت قومی بوده است. به همین جهت احساس تعلق حدود 58 درصد طلاب پایینتر از سطح متوسط ارزیابی شده است.
3ـ4ـ5. تعهد به هویت قومی
جدول 10. توزیع فراوانی بعد تعهد به هویت قومی
تعهد به هویت قومی (مقیاس 0ـ100) فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی ضعیف 116 32.2 32.2
ضعیف 103 28.6 28.6
متوسط 82 22.8 22.8
قوی 43 12 12
خیلی قوی 16 4.4 4.4
جمع 360 100.0 100.0
تعهد به هویت قومی، دیگر بعد پایبندی به هویت قومی است که نتایج جدول شمارة 10 حاکی از آن است که میانگین این بعد پایینتر از دو بعد دیگر هویت قومی بوده و مقدار آن برابر با 2/8 درصد بوده است. طبق این نتایج، بیش از 60 درصد پاسخگویان در سطح کمتر از متوسط به هویت قومی خود تعهد داشتهاند؛ 8/22 درصد در سطح متوسطی به آن تعهد داشته و بیش از 16 درصد پاسخگویان در سطح بالاتر از متوسط به هویت قومی متعهد بودهاند.
4-4-5. پایبندی به هویت قومی
هویت قومی یا پایبندی به هویت قومی کردی و ترکی، یک متغیر سازهای است که از میانگین سه بعد تعلق، تعهد و آگاهی از هویت قومی برساخته و در اینجا توصیف شده است.
جدول 11. توزیع فراوانی میزان پایبندی به هویت قومی
هویت قومی (مقیاس 0ـ100) فراوانی درصد درصد تجمعی
خیلی ضعیف 109 30.3 30.3
ضعیف 112 31.1 31.1
متوسط 71 19.8 19.8
قوی 50 13.8 13.8
خیلی قوی 18 5.0 5.0
جمع 360 100.0 100.0
جدول شمارة 11 توزیع فراوانی وضعیت پایبندی به هویت قومی طلاب بررسیشده را نشان میدهد. بر اساس نتایج این جدول، هویت قومی حدود 30 درصد از پاسخگویان خیلی ضعیف بوده است و حدود 31 درصد نیز هویت قومی نسبتاً ضعیفی داشتهاند که نشاندهندة وضعیت پایبندی ضعیف طلاب به هویت قومی است.
6. یافتههای دومتغیره و چندمتغیره
در این بخش، یافتههای مربوط به آزمون فرضیههای تحقیق، اعم از روابط دوبهدوی میان متغیرهای مستقل و هویت قومی و روابط مرتبة دوم (با کنترل سایر متغیرها) گزارش میشود. قبل از گزارش تحقیق باید به این مهم توجه داشت که سطح اندازهگیری متغیرهای اجتماعی، هویت قومی و استفاده از رسانههای اجتماعی در مقیاس فاصلهای در نظر گرفته شده و با استفاده از روش ریشة دوم و روش لگاریتمی در نرمافزار coxـbox، متغیرهای غیرنرمال تبدیل به متغیرهای نرمال شدهاند؛ لذا متغیرهای تحقیق شرایط استفاده از تحلیلهای آماری استنباطی را پیدا کردهاند.
1-6. وضعیت هویت قومی برحسب قومیت طلاب بهتفکیک کرد و ترک
در این بخش به وضعیت هویت قومی برحسب قومیت طلاب بهتفکیک کرد و ترک میپردازیم.
جدول 12. آزمون مقایسة میانگینهای هویت قومی برحسب قومیت
متغیر مستقل
متغیر وابسته آزمون همگنی واریانسها آزمون T
T معنیداری T درجة آزادی معنای داری (دو دامنه) تفاوت میانگین کرد با ترک
قوميت کرد و ترک هویت قومی برابری واریانسها 0.018 0.892 3.14- 398 0.018 5.11756-
عدم برابری واریانسها 3.14- 397 0.018
براساس نتایج بهدستآمده از آزمون مقایسة میانگینهای مستقل، مقدار معناداری این رابطه کمتر از 05/. بوده است. بنابراین فرض صفر رد شده، فرض اصلی مبنی بر واقعی بودن تفاوت میانگین دو گروه تأیید میشود. بر اساس این آزمون، طلاب کردزبان بهمیزان 1/5 درصد بیشتر از طلاب ترکزبان به هویت قومی خود پایبند بودهاند و این تفاوت میانگین در هر سه بعد هویت قومی مشهود و معنادار بوده است.
2-6. رابطة میان عوامل مکانیزمی (اجتماعی) و هویت قومی
در این بخش به بررسی رابطة میان متغیرهای مکانیزمی تحقیق و متغیر وابستة تحقیق میپردازیم. این عوامل در الگوي نظری، بهعنوان متغیرهای واسط میان رسانههای اجتماعی و هویت قومی در نظر گرفته شدهاند. لذا در اینجا مستقیماً با بررسی رابطة همبستگی و رگرسیونی آنها با هویت قومی، میزان تأثیر خالص هر کدام از این متغیرهای واسط بر هویت قومی را ارزیابی میکنیم. در این تحلیل، از آزمون رگرسیون چندگانه به روش enter یا ورود همزمان استفاده شده است:
جدول 13. تحلیل رگرسیون هویت قومی بر اساس عوامل مکانیزمی
متغیرهای مستقل b Beta t معناداری همبستگی مرتبة صفر
مقدار ثابت 17.301 ـ 8.015 0.004 ـ
برجستگی و اهمیت قومی – فرهنگی 0.289 0.291 4.890 0.000 0.700
انگیزههای اقدام قومی ـ سیاسی 0.117 0.116 2.683 0.008 0.650
ظرفیت اقدام قومی – سیاسی 0.430 0.519 11.000 0.006 0.780
فرصتها و گزینهها (ساختار فرصت) 0.69 0.093 2.200 0.020 0.679
R=0/850 R2= 0/687 Adjusted R2= 0/687 Sig= 0/000 F= 218/11
طبق نتایج بهدستآمده از تحلیل رگرسیون چندگانة فوق، مقدار معناداری آزمون f کمتر از مقدار قابل قبول باست. بنابراين نتایج بهدستآمده معنادار است و این نتیجه قابل تعمیم به کل جامعة آماری است. بررسی نتایج نشان میدهد که هر چهار متغیر واسط مؤثر بر هویت قومی در میان جامعة آماری بر تقویت هویت قومی طلاب اثر معناداری نداشتهاند. طبق این نتایج در مرتبة صفر و بدون کنترل، هر چهار متغیر مستقل رابطة همبستگی ضعیفی با هویت قومی داشتهاند؛ اما تأثیر خالص آنها به واسطة مقادیر بتای استاندارد، حاکی از آن است که فرصتها و گزینهها بیشترین تأثیر مثبت را بر هویت قومی داشته و بعد از آن، برجستگی و اهمیت قومی - فرهنگی بر تقویت هویت قومی اثر داشته است. ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی و انگیزههای اقدام قومی - سیاسی نیز تا حدی بر تقویت هویت قومی در میان طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم اثر داشتهاند.
3-6. رابطة میان رسانههای اجتماعی و متغیرهای مکانیزمی (واسط)
در این بخش، رابطة میان متغیرهای مربوط به رسانههای اجتماعی و هویت قومی بررسی میشود. این متغیرها عبارتاند از: میزان استفاده از رسانههای اجتماعی پرمصرف؛ اعتماد به رسانههای اجتماعی؛ و محتواهای استفادهشده در این رسانهها. لازم به ذکر است با توجه به الگوي نظری تحقیق، رابطة میان استفاده از رسانههای اجتماعی و هویت قومی در مرتبة صفر (بدون کنترل تأثیر سایر متغیرها) و در مرتبة اول (همبستگی نیمهتفکیکی، شامل کنترل تأثیر متغیرهای واسط) با هدف دستیابی به تأثیرات خالص رسانهها ارزیابی شده است و آنچه برای آزمون فرضیههای تحقیق حائز اهمیت و تفسیر است، وضعیت ارتباط استفاده از رسانههای اجتماعی بر هویت قومی با کنترل تأثیر متغیرهای واسط میباشد. همچنین باید ذکر کرد که دلیل عدم استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه جهت سنجش تأثیر خالص استفاده از رسانههای اجتماعی، عدم اثرگذاری رسانهها بر روی همدیگر و محدودیت آزمون رگرسیون در اغماض از عدم اثرگذاری متغیرهای مستقل بر روی همدیگر بوده است.
در تحلیلهای پیشرو، منظور از متغیرهای واسط، همان متغیرهای مکانیزمی برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی، انگیزههای اقدام قومی - سیاسی، ظرفیت اقدام قومی - سیاسی و فرصتها و گزینههای قومی است که در برخی از تحلیلهای ذیل، تأثیر آنها بر روی متغیر هویت قومی کنترل شده است. بدین ترتیب، تأثیر خالص رسانههای اجتماعی بر هویت قومی ارزیابی شده است:
1-3-6. استفاده از تلگرام و هویت قومی
جدول 14. آزمون همبستگی پیرسون میان استفاده از تلگرام و هویت قومی
آماره هویت قومی بدون کنترل هویت قومی با کنترل تاثیر متغیرهای واسط
استفاده از تلگرام ضریب پیرسون 0.381 0.075
سطح معنا داری 0.003 0.042
طبق نتایج جدول شمارة 14، رابطة میان استفاده از تلگرام و هویت قومی در مرتبة صفر معنادار بوده و شدت رابطه نیز 38/. بوده است. به این ترتیب، استفاده از تلگرام در میان طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم، تأثیر چندانی بر هویت قومی ایشان ندارد؛ اما همبستگی نیمهتفکیکی با کنترل عوامل محیطی نشان میدهد که شدت رابطه بسیار کم شده و اثر خالص استفاده از تلگرام بر روی هویت قومی، برابر با 075/. بوده و مقدار معناداری این رابطه نیز کمتر از مقدار 05/. بوده است و میتوان گفت با کنترل عوامل محیطی یا متغیرهای واسط، تأثیر خالص استفاده از تلگرام بر روی هویت قومی در میان طلاب کرد و ترک جامعة آماری، برابر با 075/. بوده و جهت این تأثیر نیز مستقیم بوده است. به عبارت دیگر، هرچه از تلگرام بیشتر استفاده شود، امکان تقویت هویت قومی در همة ابعاد آن، بیشتر شده است و برعکس.
2-3-6. استفاده از سروش و هویت قومی
جدول 15. آزمون همبستگی پیرسون میان استفاده از سروش و هویت قومی
آماره هویت قومی بدون کنترل هویت قومی با کنترل تاثیر متغیرهای واسط
استفاده از سروش ضریب پیرسون 0.301 0.037
سطح معنا داری 0.004 0.366
طبق نتایج جدول شمارة 15، رابطة میان استفاده از سروش و هویت قومی معنادار بوده است. به این ترتیب، در میان طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم تأثیر داشته است. مقدار معناداری همبستگی نیمهتفکیکی، با کنترل عوامل محیطی تأیید میشود و با کنترل عوامل محیطی، سروش در تقویت و تضعیف هویت قومی طلاب تأثیر داشته است. لذا با توجه به همبستگی بالای مرتبة صفر این دو متغیر میتوان ادعا کرد که سروش از طریق متغیرهای واسط، باعث تقویت هویت قومی طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم شده است.
3-3-6. استفاده از واتساپ و هویت قومی
جدول 16. آزمون همبستگی پیرسون میان استفاده از واتسآپ و هویت قومی
آماره هویت قومی بدون کنترل هویت قومی با کنترل تاثیر متغیرهای واسط
استفاده از واتسآپ ضریب پیرسون 0.066 0.037
سطح معنا داری 0.301 0.557
طبق نتایج جدول شمارة 16، رابطه میان استفاده از واتساپ و هویت قومی در مرتبة صفر معنادار نبوده است. بنابراین، فرض صفر مبنی بر نبود رابطه میان این دو متغیر تأیید شده است. به همین ترتیب، زمانی که متغیرهای واسط نیز کنترل شدهاند، این رابطه غیرمعنادار بوده است و میتوان ادعا کرد که استفاده از رسانة اجتماعی واتساپ، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، هیچ تأثیر معناداری بر هویت قومی طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم نداشته و این رسانه بهواسطة محدودیتهای کارکردی خود، تنها نقش ارتباطی میان کاربران ایفا کرده است.
4-3-6. استفاده از تويیتر و هویت قومی
جدول 17. آزمون همبستگی پیرسون میان استفاده توئیتر و هویت قومی
آماره هویت قومی بدون کنترل هویت قومی با کنترل تاثیر متغیرهای واسط
استفاده از توئیتر ضریب پیرسون 0.036 0.016-
سطح معنا داری 0.664 0.797
طبق نتایج بهدستآمده از بررسی رابطة میان استفاده از تويیتر و هویت قومی در مرتبة صفر و مرتبة اول، مقدار معناداری در هر دو سطح از رابطه، بالاتر از مقدار قابل قبول بوده است، لذا فرض صفر مبنی بر نبود رابطة میان استفاده از رسانة اجتماعی تويیتر و هویت قومی طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم، تأیید شده است. این رسانة اجتماعی، تنها قابلیت ارسال محتوای متنی دارد و بیشتر در جهت تقویت روابط میانفردی بهکار میرود؛ به همین دليل، قابلیت تولید محتواهای فرهنگی و تأثیر بر وضعیت فرهنگی و ارزشی کاربران داشته است.
5-3-6. اعتماد به رسانههای اجتماعی و هویت قومی
جدول 18. آزمون همبستگی پیرسون میان اعتماد به رسانههای اجتماعی و هویت قومی
آماره هویت قومی بدون کنترل هویت قومی با کنترل تأثیر متغیرهای واسط
اعتماد به رسانههای اجتماعی ضریب پیرسون 0.240 0.029
سطح معنا داری 0.004 0.499
جدول شمارة 18 نتیجة بررسی آماری رابطة میان میزان اعتماد به رسانههای اجتماعی و هویت قومی طلاب را نشان میدهد. بر اساس این نتایج، مقدار معناداری ضریب همبستگی مرتبة صفر این دو متغیر، کمتر از مقدار 05/. بوده و فرض اصلی تأیید شده است. به این ترتیب، در جامعة آماری با افزایش سطح اعتماد به رسانههای اجتماعی، پایبندی به هویت قومی نیز افزایش پیدا کرده است و برعکس. شدت این رابطه نیز 24/. بوده؛ اما با کنترل تأثیر متغیرهای واسط بر هویت قومی، رابطة اولیه غیرمعنادار شده است. به این ترتیب، اعتماد به رسانههای اجتماعی، بهخودیخود و بهصورت مستقیم، اثری بر هویت قومی نداشته است.
6-3-6. استفاده از محتواها و کارکردهای رسانههای اجتماعی و هویت قومی
در این تحقیق، شش کارکرد و محتوا برای رسانههای اجتماعی در نظر گرفته شده و میزان استفاده از این محتواها بررسی گرديده است؛ اما با توجه به سطح اندازهگیری ترتیبی این محتواها و تکثرشان در این مرحله از تحلیل، بر روی شش کارکرد، بررسی تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد. طبق این بررسی، سه محتوای همبستگی و حفظ روابط دوستی، تفریح و سرگرمی، و توسعة روابط دوستی، تحتعنوان عامل «حفظ و توسعة ارتباطات» طبقهبندی شده و دو محتوای فعالیتهای سیاسی ـ قومی و مسائل فرهنگی و هنری تحتعنوان عامل «محتوای سیاسی ـ هویتی» طبقهبندی شدهاند و محتوای علمی نیز بهتنهایی یک عامل را تشکیل داده است. با توجه به ماهیت تحلیل عاملی اکتشافی، سطح اندازهگیری عاملهای شناساییشده، از نوع مقیاس فاصلهای بوده و همبستگی این عوامل با هویت قومی بررسی شده است. نتایج این بررسی در جدول شمارة 19 آمده است:
جدول 19. آزمون همبستگی پیرسون میان استفاده از محتواها و کارکردهای رسانههای اجتماعی و هویت قومی
استفاده از محتواها و کارکردهای رسانههای اجتماعی
متغیر وابسته حفظ و توسعة ارتباطات محتوای سیاسی ـ هویتی محتوای علمی
هویت قومی ضریب پیرسون 0.040 0.370 0.060-
سطح معنا داری 0.193 0.006 0.071
بررسی جدول شمارة 19 نشان میدهد که استفاده از دو محتوای حفظ و توسعة ارتباطات و محتوای علمی، تأثیر معناداری بر هویت قومی نداشته است. هرچند در زمینة محتوای علمی شدت تا حدی وجود داشته و جهت آن نیز معکوس بوده است، اما مقدار معناداری آن بالای 05/. بوده و نمیتوان ادعا کرد که افزایش استفاده از محتوا و کارکردهای علمی رسانههای اجتماعی، تضعیف هویت قومی طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم را دربر داشته است؛ اما بررسی رابطة میان استفاده از محتوا و کارکرد سیاسی ـ قومی (شامل دو محتوای مسائل فرهنگی و هنری و فعالیتهای سیاسی و قومی) با متغیر وابسته نشان میدهد که مقدار معناداری، برابر با صفر نبوده و این رابطه در جامعة آماری وجود داشته و شدت آن نیز برابر با 37/. بوده است که در سطح بالایی ارزیابی نمیشود. در تفسیر این رابطه میتوان ادعا کرد که در میان طلاب کرد و ترک حوزههای علمیه بررسی شده، هرچه استفاده از محتوای سیاسی ـ هویتی افزایش يابد، تأثیری در بالا رفتن سطح هویت قومی آنها ندارد.
جمعبندی يافتهها
در این تحقیق برای اینکه بدانیم با شبکهای شدن جامعة ایران و گسترش رسانههای اجتماعی، تأثیر رسانههای اجتماعی مبتنی بر نرمافزارهای پیامرسان بر هویت قومی چگونه است، میزان هویت قومی در جامعة هدف، عوامل تأثیرگذار بر هویت قومی بهعنوان متغیرهای مکانیزمی، و میزان استفاده از رسانههای اجتماعی مبتنی بر نرمافزارهای پیامرسان را سنجیدیم. وضعیت کلی هویت قومی طلاب بررسیشده به این شکل بوده است که تنها هویت قومی 8/18 درصد طلاب در سطح قوی و خیلی قوی قرار داشته و هویت قومی 2/81 درصد طلاب در سطح متوسط، پایین و خیلی پایین بوده است. نتایج تحلیلی نشان داده است که طلاب کرد بیش از 5 درصد بیشتر از طلاب ترک پایبند به هویت قومی خود بوده و این تفاوت در همة ابعاد این متغیر مشهود بوده است.
از سوی دیگر، نتایج آماری نشان داده است که میزان استفاده از تلگرام با وضعیت هویت قومی طلاب کرد و ترک همبستگی آماری مثبت داشته؛ اما میزان استفاده از سروش با وضعیت قومی طلاب ترک و کرد همبستگی آماری نداشته است. به عبارت دیگر، با افزایش استفاده از تلگرام، شدت پایبندی به هویت قومی استفادهکنندگان نیز افزایش داشته است و طلابی که کمتر از این رسانهها بهره بردهاند، دارای هویت قومی ضعیفتری بودهاند؛ اما تحلیل چندمتغیرة این رابطهها با کنترل متغیرهای مکانیزمی برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی، انگیزههای اقدام قومی - سیاسی، ظرفیت اقدام قومی - سیاسی، و فرصتها و گزینههای ضعیفی نشان داده است که از لحاظ آماری، شدت رابطة استفاده از تلگرام و هویت قومی طلاب بهشدت کاهش يافته و میزان استفاده از سروش، رابطة معنادار و قابل تعمیمی با هویت قومی طلاب نداشته است.
در نهایت، بررسی یافتههای بهدستآمده از تحلیل مسیر انجامشده نشان میدهد که متغیرهای واسط برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی، انگیزهها و ظرفیتهای قومی ـ سیاسی و ساختار فرصت، تأثیر بیواسطه و مستقیمی بر تقویت هویت قومی طلاب کرد و ترک نداشتهاند. همچنین استفاده از تلگرام نیز از یک سو بهصورت مستقیم و بیواسطه بر هویت قومی تأثیر مثبت ضعیفی داشته؛ و از سوي دیگر، با تقویت متغیرهای مکانیزمی، از جمله ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی، برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی، انگیزههای اقدام قومی ـ سیاسی، و ساختار فرصت، اين شبکة اجتماعی در تقویت هویت قومی طلاب کرد و ترک حوزههای علمیة قم نقش نداشته است. به این ترتیب، تأثیر غیرمستقیم این رسانة اجتماعی بهمراتب کمتر از تأثیر مستقیم آن بر هویت قومی بوده است. علاوه بر این رسانة اجتماعی، شبکة اجتماعی سروش، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم و از طریق تقویت متغیرهای واسطهای برجستگی و اهمیت قومی ـ فرهنگی و ظرفیت اقدام قومی ـ سیاسی، باعث تقویت هویت قومی در میان طلاب کرد و ترک حوزههای علمیه قم نشده است. ديگر شبکههای اجتماعی پرمصرف (واتساپ و تويیتر) نیز تأثیر مستقیم و غیرمستقیم واقعی بر هویت قومی طلاب نداشتهاند.
نتيجهگيری
همانگونه که در مورد هویت گفته شد، افراد میتوانند بهصورت همزمان هویتهای جمعی مختلفی داشته باشند. مثلاً فرد میتواند هم دارای هویت قومی باشد و هم هویت ملی. رابرت گر معتقد است که وجود تبعیض و احساس وجود بیبهره ماندن در گروههای قومی، موجب ایجاد نارضایتی در آنها ميشود و هنگامی که برخی از اعضای طبقة متوسط متوجه تفاوتها و تبعیضهایی میان خود و دیگران - که خاستگاه قومی متفاوتی دارند - شوند، صرفنظر از آنکه میان خودشان چقدر پیوستگی خونی و خویشاوندی دارند، موجب میشود که از موازین و ملاکهای قومی برای بیان، ابراز و تعریف هویت خود بهره ببرند.
مطالعة گروههای قومی در ایران نشان میدهد که در گذشته و در ساختار سنتی، کنش قومی فقط در چهارچوب روابط خویشاوندی (ایلی ـ عشیرهای) سامان میپذیرفت و راهبری آن بر عهدة یک نفر بهعنوان رئیس سازمان سیاسی قوم بود؛ اما در جامعة کنونی ایران، نوع کنشگری در اقوام در گذر زمان دچار تحول شده است و طبقة متوسط جدید - که تشابه و تجانس آنها در برخورداری از آموزههای جدید، بهواسطة تحصیلاتی در سطح عالیه است - کنشگران اصلی جنبش نوین قومی ایران شدهاند؛ و از همین رو در این تحقیق نيز جامعة هدف، طلاب حوزههای علمیة قم انتخاب شد.
اعضای دو قوم کرد و ترک، بهویژه طبقه تحصیلکردة علوم دینی آنها - که جامعة هدف ما هستند – بهطور گسترده از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و به آنها اعتماد دارند. شبکههای اجتماعی تلگرام و سروش پرکاربردترین شبکههایی هستند که این افراد از طریق خود از آنها استفاده میکنند.
نتایج تحقیق نشان داد که رسانههای اجتماعی بهخودیخود تأثیر چندانی بر هویت قومی نداشتهاند؛ هرچند که از طریق برجستهسازی عوامل اجتماعی و سیاسی مؤثر بر هویت قومی نیز بر این نوع هویت جمعی طلاب کرد و ترک تأثیری نداشتهاند. بر اساس این یافتهها میتوان نتیجه گرفت که متغیرهای مکانیزمی یا عوامل اجتماعی محیطی، در تأثیر استفاده از رسانههای اجتماعی تلگرام و سروش بر هویت قومی مؤثر نبودهاند؛ درحالیکه تد رابرت گر بر آنها تأکید داشت.
- احمدی، حمید، 1387، قومیت و قوم گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت، تهران، نشر نی.
- افتاده، جواد، 1389، رسانههای اجتماعی و کتاب بازگشت عموم و باز نشر کتاب، کتاب مهر، ش 1.
- اعظم¬زاده، رضا، 1385، بررسي تأثير اينترنت و ماهواره بر تفاوتهاي فرهنگي بين جوانان و بزرگسالان در شهر بهشهر، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.
- اماناللهی بهاروند، اسکندر، 1380، «بررسی علل گونهگونی قومی در ایران از دیدگاه انسانشناسی»، مطالعات ملی، ش 9، ص 34ـ12.
- توحیدی، امین، 1378، تاریخ تمدن اقوام آریایی، تهران، سرچشمه.
- حافظنیا، محمدرضا و همكاران، 1388 «رابطه سیستم سیاسی بسیط با همبستگی ملی: بررسی موردی ایران»، پژوهشنامه علوم سیاسی، س 5، ش 1، ص 68-41.
- ـــــ ،1385، «نقش هویت قومی در همبستگی ملی (مطالعه موردی قوم بلوچ)، علوم انسانی، ج 20، ش1 ، ص 15- 46.
- حکیمی، رؤیا، 1392، نقش شبکه¬های اجتماعی بر هویت (مطالعه¬ای موردی روی فيیس بيوک و کاربران کرد)، پایاننامه¬ کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی، دانشکده¬ علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
- جلیلی فیروزی، شقایق، 1385، بازنمايي هويت ديني در فضاي مجازي بر شکلگيري هويت ديني کاربران جوان ايراني، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.
- داوری، رضا، 1376، ناسیونالیسم و انقلاب، تهران، مؤسسه مطالعات ملی.
- دیوسالار، مجید،1387، «امنیت ملی و تهدیدهای قومی»، پگاه حوزه، ش 251، ص 10ـ7.
- قاسمی، فرزانه،1383، مراتب و مولفههای هویت، در مبانی نظری هویت و بحران هویت، به اهتمام اکبرعلیخانی، تهران، پژوهکشدةعلوم انسانی و اجتماعی
- قاسمی، صفتالله، 1386، «تأثیر انقلاب اسلامی بر انسجام اقوام ایرانی»، آفاق امنیت، پیششماره 2 و 3.
- قوانلوقاجار، مصطفی،1391، بررسی کارکردهای شبکه¬های اجتماعی با مطالعه¬ موردی فیسبوک، پایان¬نامه¬ کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات.
- عقیلی، سیدوحید و همكاران، 1394، «رسانه¬های اجتماعی؛ چیستی، کارکردها و چالش¬ها»، مطالعات توسعه اجتماعی ایران، دوره 8، ش 1، ص 36ـ21.
- مهدی زاده، سیدمحمّد، 1387، نظریههای رسانه، اندیشههای رایج و دیدگاههای انتقادی، تهران، انتشارات همشهری.
- Dalsgaard, C. (2008) Social networkking sites: Transparency in online education. presented at EUNIS 2008 - Vision IT – vision for use of IT in Higher Education, Arhus, 24. 6.2008 – 27.6.2008.
- Fuchs, Christian (2009) Social Networking Sites and the Surveillance Society. Austria Vienna, Forschungsgruppe Unified Theory of Information (Research Group Unified Theor of Information).
- Grasmuck, S & et al. (2009) “Ethno-Racial Identity Displays on Facebook”, Journal of Computer-Mediated Communication, 15 : 158–188.
- Huertas, M.A., Casado, C., Corcoles, C., Mor, E & Roldan, A.E.G. (2007). Social Networks for Learning. Wikis, Blogs and Tagging in Education. In Szucs A. & Bo I. EDEN (2007) annual Conference Book of Abstracts. European Distance and ELearning Netwok.
- Kaplan, Andreas M. and Heanlein, Michael, (2010) Users of the world, unite! The challenges and opportunities of social media, Business Horizons, Vol. 53, Issue 1,p. 59-68.
- Montserrat, Guibernau and rex, jan(2010), the ethnicity reader. polity press
- Sanders, Jimy, M. (2002) "Ethnic Boundaries and Identity in Plural Societies", Annual Review of Sociology, Vol. 28, Pp: 327- 357.
- Subramanian, Vent, Tony T. Tang, Hang Yue, Xin Zhou (2011).” Firm structure and corporate cash holdings” Journal of Corporate Finance, No 17, 759–773.
- Tyler, T. (2012). “ Social networking and Globalization”, Mediterranean Journal of Social Sciences, Vol. 4, No. 6.
- Webtrends (2011). The Web 2.0 Glossary. R-Z :www. webtrends .About. Com/od/web20/a/web20-glossary_2htm (access: Apr. 22, 2011).
- Williams, Kate and Durance, Joan C. (2008) Social Networks and Social Capital. Rethinking Theory in Community Informatics. The Journal of Community Informatics, Vol 4, No3.
- .