کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار، از منظر آیتالله العظمی خامنهای
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
از منظر جامعهشناسی، همة پدیدههای اجتماعی دارای کارکرد هستند. کارکردی بودن یک پدیده، بهمعنای پیامد و منشأ اثر بودن است. باورها و اعتقادات نیز از این امر مستثنا نیستند. باورها از طریق تأثیرگذاری در زندگی بشر، در میدان اجتماعی به ایفای نقش میپردازند. یکی از باورهای مهم و کارکردی جامعه اسلامی باور به مهدویت و انتظار است. این پدیده، از طریق ایفای نقشهای گوناگون به بازتولید و استمرار دین و جامعه دینی کمک میکند. ازاینرو، یکی از بحثهای مهم از منظر جامعهشناسی دین و نیز اندیشمندان اجتماعی، بحث از کارکردهای اجتماعی عناصر و آموزههای دینی همچون «آموزه مهدویت» و «انتظار» است. در این میان، دیدگاه رهبران اجتماعی و کسانی که خود در متن تحولات اجتماعی به کنشگری فعال پرداختهاند، دارای اهمیت بسیاری است. آیتالله العظمی خامنهای یکی از متفکران و رهبران برجسته جهان اسلام، در این خصوص صاحب نظریه است. با توجه به جایگاه مهم این سیاستمدار بزرگ در ساختار اقتدار مبتنی بر دین از یک سو، و برخورداری ایشان از پایگاه علمی در اندیشه دینی از سوی دیگر، واکاوی کارکردهای آموزه انتظار از منظر ایشان از اهمیت بسياری برخوردار است. ازاینرو، این نوشتار تلاش ميكند با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از روش گردآوری اسنادی و کتابخانهای به واکاوی رویکرد ایشان در خصوص کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار بپردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار از منظر آیتالله خامنهای چیست؟
ضرورت بحث از کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار
برای بیان ضرورت بحث از کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار میتوان به امور ذیل استناد کرد:
1. لزوم آشنایی با ظرفیتهای اجتماعی آموزه انتظار
این لزوم بدانجهت است که از یک سو، این آموزه برگرفته از باورهای مهم شیعه است که باید در خصوص آن آگاهی داشته باشند و از سوی دیگر، آنچه این ضرورت را دو چندان میکند، این است که آموزه انتظار در دو حوزة فردی و اجتماعی داراي کارکرد است. اما باید گفت: حتی جامعه نخبگانی، اغلب با کارکردهای فردی آن آشنا بوده و روایات را هم با این نگرش تحليل میكنند. درحالیکه ظرفیت اجتماعی آن هنوز بهخوبی شناخته نشده است.
2. کمک به تربیت و خودسازی جامعة منتظر
شناخت کارکردهای اجتماعی انتظار، نهتنها برای خودسازی که برای جامعهسازی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این امر، از اين جهت است که جامعهسازی از طریق حرکت در مسیر اندیشه مهدوی میسر خواهد بود. افزون بر اینکه خودسازی و جامعهسازی، زمینة تأمین نیرو و کادرسازی برای آن انقلاب بزرگ را فراهم میسازد.
3. تقویت قدرت اجتماعی و نظام سیاسی حاکم بر جامعه
آشنایی با کارکردهای اجتماعی این آموزه به تقویت قدرت سیاسیِ مبتنی بر آن کمک میکند. وقتی که کارکرد انتظار، مقابله با ظلم و ستم است و همة حاکمیتهای غیردینی، از سنخ غیرمشروع معرفی شده و حکومت دینی تنها حاکمیت مشروع و زمینهساز ظهور شناخته ميشود، افراد به تقویت دولت زمینهساز یاری خواهند رساند.
4. نگاهی نو و فراگیر به اندیشة مهدویت
در طول تاريخ شيعه، از بحث مهدويت براى نظريهپردازى در موضوع حكومت در عصر غيبت استفاده مىشده است. درحالىكه مىتوان از مسئلة مهدويت، نه صرفاً در عرصة تئورىهاى حكومت، بلكه در عرصة فلسفة تاريخ، علوم اجتماعى و ساير حوزهها استفاده نمود و آن را در نحوة مديريت جامعه، اقتصاد، نحوة فقرزدايى، رفتار سازمانى، روابط و مناسبات اجتماعى، قانونمندسازى و قانونپذيرى جامعه، انسانشناسى، روانشناسى و ساير موارد به كار گرفت.
5. آشنایی با اندیشه اجتماعی مقام معظم رهبری
آشنایی با دیدگاه اجتماعی رهبر انقلاب، از دو جهت برای ما دارای اهمیت است: از یک سو، بهعنوان کسی که خود بر اساس آموزة انتظار، در چارچوب اندیشه سیاسی شیعی به کنشگری فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی پرداخته و دارای تجربه سیاسی و اجتماعی در سطوح بالا هستند. از سوی دیگر، اندیشه ایشان بهعنوان یک متفکر و مصلح اجتماعی و صاحبنظر بهخصوص در عرصة اندیشه دینی، از اهمیت بالایی برخوردار است. از سوی دیگر، این نوشتار گامی است برای معرفی اندیشه اجتماعی مقام معظم رهبری به جامعه ایرانی و جامعه جهانی.
پیشینة بحث
بيشک مقام معظم رهبری، یکی از برجستهترین اندیشمندان جهان اسلام است که اندیشههای علمی، ناب و پربار ایشان تحت شعاع شخصیت سیاسی ایشان قرار گرفته و بررسی آنها از سوی جامعه علمی مورد غفلت قرار گرفته است. در این میان، اندیشه ایشان در خصوص آموزه انتظار و مهدویت، بیش از ساير عرصههای اندیشه ایشان مورد غفلت قرار گرفته است. با جستوجو در پایگاههای معروف، در زمینة مقالات علمی از جمله نورمگز، مقالات علوم انسانی و نیز موتورهای جستوجو، هیچ اثری در زمینة اندیشه ایشان در خصوص کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار یافت نشد. هرچند در پایگاههای غیرعلمی بهصورت خام برخی سخنان ایشان در خصوص مهدویت بازنشر يافته است، اما تحلیل علمی اندیشه ایشان بهصورت نظامند و مدون و در قالب اثری علمی و پژوهشی هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. شاید تنها اثری که در این زمینه میتوان بر شمرد، مقاله «بررسی مناسبات انتظار موعود و الگوی اسلامی پیشرفت در اندیشه مقام معظم رهبری» است که توسط حسن ملایی و محمدصابر جعفری نگاشته شده است. اما این اثر نیز آنچنانکه از نام آن پیداست، صرفاً به رابطة مناسبات انتظار و الگوی پیشرفت پرداخته است و هرگز مسئلة اين تحقیق را مورد بررسی قرار نداده است. ازاینرو، این تحقیق از این جهت دارای نوآوری در موضوع و محتواست.
مفهومشناسی
1. کارکرد
«کارکرد»، مفهومی پرکاربرد در ادبیات جامعهشناسی است. از منظر جامعهشناسی، «کارکرد» بهمعنای نتیجه و اثری است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط فراهم میكند (گولد و کولب، 1376، ص ۶۷۹). ازاینرو، کارکرد بهمعناي اثر یا پیامدی است که یک پدیده در ثبات، بقاء و انسجام نظام اجتماعی دارد. به عبارت دیگر، کارکردگرایی هر پدیده یا نهاد اجتماعی را از نظر روابط آن با تمامی ساختار جامعه (که آن پدیده یا نهاد جزئی از آن است) مورد شناخت قرار میدهد (محسنی، ۱۳۸۳، ص ۵۳).
2. کارکردگرایی
«کارکردگرایی»، یکی از نظریههای کلاسیک جامعهشناسی است که به تبیین پدیدههای اجتماعی میپردازد. کارکردگرایی میکوشد تا هر نهادِ مشخصِ اجتماعی و فرهنگی را در قالب پیامدهایی که برای جامعه، بهمثابة یک کل دارد، تبیین کند. تبیین کارکردگرایانه بر این فرض استوار است که همة سنن و مناسبات و نهادهای اجتماعی دوام و بقائشان به کار یا وظیفهای بستگی دارد که در نظام اجتماعی بر عهده دارند (توسلی، 1376، ص 212). بهطورکلی، دیدگاه عمومی کارکردگرایی بر این اصل استوار است که جامعه مانند یک ارگان زیستی بزرگ است که اعضا و جوارح مختلف آن، هر يک وظیفه و کار معینی انجام میدهد که در رابطة با کار و وظیفه سایر اعضا و اجزا، به انجام کل بدن کمک میکند و وظایف هر يک بهنوبة خود، ضروری و اجتنابناپذیر است؛ چراکه به کلیت نظام و حفظ آن کمک میکند (همان، ص ۲۳۶). گیدنز در تعریف کارکردگرایی مینویسد: «دیدگاهی نظری بر پایه این اندیشه که رویدادهای اجتماعی را میتوان به بهترین وجه برحسب کارکردهایی که انجام میدهند ـ یعنی کمکی که به دوام و بقای جامعه میکنند ـ تبیین کرد» (گیدنز، 1387، ص 800).
در تحلیلهای کارکردگرایی (بهویژه در تحلیل نهادها) باید به سطوح متعدد تحلیل کارکردگرایی توجه كرد. تحلیل کارکردی در پایینترین سطح با نقش فرد سروکار دارد. در این سطح، پرسش این است که نقشهایی که افراد بازی میکنند، چه کارکردی دارد؟ در سطحی بالاتر، پرسش این است که کارکرد یک نهاد در جامعه چیست؟ سؤال اول دربارة اثر یک نقش بر محیط اجتماعی است؛ و در سؤال دوم دربارة تأثیر یک نهاد بر محیط اجتماعی است. در سؤال اول، نقش (و نه عامل) و در سطح دوم نهاد مطرح است. یک نهاد ممکن است آمیزهای از فعالیت نقشهای شخصی به نظر برسد، اما در سطح نهادیِ تحلیل، اثر جمعی همه این کنشهای شخصی با هم، مورد توجه است. در چنین سطحی، رفتارهای افراد معمولاً نادیده گرفته میشوند، درحالیکه رفتارِ کل نهاد مورد موشکافی قرار میگیرد (اسکیدمور، 1385، ص 168). در این نوشتار، سطح تحلیل نهادی است؛ بدینمعنا که اثر آموزه نهادمند انتظار بر محیط اجتماعی مورد تأکید است.
3. آموزه مهدویت
«موعود باوری»، بهمعنای اعتقاد به یک نجاتبخش است که در آخرالزمان برای نجات و رهایی انسانها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد. منجی موعود در نزد اقوام و ملل مختلف با آیینها و فرهنگهای کاملاً متفاوت، به اَشکال گوناگون مطرح شده و همه در یک نکته وحدت دارند که نجاتبخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی ستمکاران و رهانیده، جامعهای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد. مسلمانان معتقدند: این موعود حضرت مهدی است. آموزههای مربوط به این باور را «مهدویت» میگویند. امروزه اصطلاح «مهدويت»، با توجه به كاربردهاى آن در سخنرانىها، مقالهها، كتابها، نشريهها و مانند آن، براى اشاره به آموزهها و بحثهايى در نظر گرفته مىشود كه به گونهاى با حضرت مهدى ارتباط دارد (سلیمیان، 1388، ص 434). این اعتقاد، با عناوین دیگری نیز همچون آموزة مهدویت، گفتمان مهدویت، دکترین مهدویت، تفکر مهدوی، نظریه مهدویت، پارادایم مهدویت یاد میشود.
4. انتظار
«انتظار»، در لغت بهمعنای چشم به راه بودن و نگران بودن است (معین، 1381، ص ۱۲۶). اما در اصطلاح، کیفیتی روحی است که موجب پیدایش حالت آمادگی است، برای آنچه انتظار میرود و نقطة مقابل آن یأس و ناامیدی است (موسویاصفهانی، 1381، ج ۲، ص ۲۳۵). مفهوم «انتظار» در اصطلاح کلام، برگرفته از روایات و بهمعنای چشم داشتن به وعدة الهی است که بر اساس آن با ظهور موعود گشایشی در همه شئون زندگی بشر پدید میآید. از انتظار دو برداشت میشود که هر يک در جهتگیریهای سیاسی و اجتماعی تأثیرگذارند.
1. برداشت منفی: در این نگاه، انتظار مفهومی برای تخدیر و مانعی برای حرکت است. ظهور، صرفاً ماهیت انفجاری دارد، و از اشاعه ظلمها، تبعیضها، اختناقها و حقکشیها ناشی میشود. این انفجار، وقتی رخ میدهد که اصلاح به نقطة صفر برسد و حق هیچ طرفداری نداشته باشد. برایناساس، هر اصلاحی در این جریان محکوم است؛ چون هر اصلاحی یک نقطه روشن است و تا نقطه روشن باشد دست غیب ظاهر نمیشود. پس بهترین کمک به تسریع در امر ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است (مطهری، 1388، ص 436-437). درحالیکه این برداشت از ظهور و این نوع انتظار فرج به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی همنوایی ندارد؛ زیرا از یک سو به نوعی تعطیل كردن حدود و مقررات اسلامی و و نوعی اباحیگری است (همان، ص 437). از سوی دیگر، مخالف نص صریح روایاتی است که یکی از ویژگیهای منتظران را خدا پروایی بیان میکند: «کسى که مایل است جزو یاران حضرت مهدى قرار گیرد، باید منتظر باشد و اعمال و رفتارش در حال انتظار با تقوا و اخلاق نیکو توأم شود» (مجلسی، 1364، ج 52، ص 140). بر اساس این برداشت غلط «هدف، وسیله را توجیه میکند» که از نظر دین اشتباه است؛ زیرا همانطورکه حکومت حضرت مهدی، ریشهکنکنندة ظلم و جور و برپاکنندة عدل است، راه پیدایش این مقصود نیز باید چنین باشد: از ظلم و جور دور، از قساوت و قلدری برکنار و از دروغگویی و ریاکاری خالی باشد. قداست مجوز گناه نمیشود؛ چراکه گناه جز گناه نمیزاید و با ظلم نمیشود عدل به پا کرد و با عقیده انتقام نمیتوان دادگری کرد (صدر، 1387، ص 87 و 88).
2. برداشت مثبت: عاملی از عوامل حرکت و قیام و انگیزش در زندگی مردم خواهد بود. نوع برداشت از انتظار، این است که ظهور حضرت مهدی از حلقههای مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق میانجامد. سهیم بودن یک فرد در این فرایند، متوقف بر این است که آن فرد عملاً اهل حق باشد. بنابراین باید اهل حقی باشد، نه اینکه ظهور وقتی محقق میشود که همه اهل باطل باشند (همان، ص 437-438).
مؤلفههای انتظار از منظر آیتالله خامنهای
پیش از ورد به بحث از کارکردها، لازم است به مؤلفههای انتظار از منظر رهبری اشاره کنیم:
1. اشتیاق برای وضعیت برتر و بالاتر: از نظر ایشان، «انتظار بهمعنای اشتیاق انسان برای دسترسی به وضعی برتر و بالاتر است و این حالتی است که بشر همیشه باید در خود حفظ کند و پیوسته در حال انتظار فرج الهی باشد» (بیانات مقام معظم رهبري، 5/دي/1375).
2. حرکت و آمادگی برای سربازی: در باور ایشان «انتظاری که از آن سخن گفتهاند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار بهمعنای این است که ما باید خود را برای سربازىِ امام زمان آماده کنیم. سربازىِ امام زمان، کار آسانی نیست. ... احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشنبینی دارد» (بیانات مقام معظم رهبري، 30/مهر/1381). ایشان بر این باورند:
انتظار حرکت است. انتظار سکون نیست. انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار بهخودیخود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است (بیانات مقام معظم رهبري، 27/مرداد/1387). انتظار یعنی ترقب، یعنی مترصد یک حقیقتی که قطعی است، بودن؛ این معنای انتظار است. انتظار یعنی این آینده حتمی و قطعی است ... باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمهاش آمادهسازی خود هست (بیانات مقام معظم رهبري، 18/تير/1390).
در ادبیات نظامی، یک چیزی داریم به نام «آمادهباش»؛ انتظار یعنی «آمادهباش»! باید «آمادهباش» باشیم. انسان مؤمن و منتظر، کسی است که در حال «آمادهباش» است. اگر امام شما که مأمورِ به ایجاد عدالت و استقرار عدالت در کل جهان است، امروز ظهور بکند، باید من و شما آماده باشیم. این «آمادهباش» خیلی مهم است؛ انتظار به این معنا است (بیانات مقام معظم رهبري، 20/ارديبهشت/1396).
3. گشایش از فروبستگی کار بشر: از منظر ایشان، «معنای انتظار فرج بهعنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهلبیت وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد. ... منتظر است که این فروبستگىِ کار بشر، این گرفتاری عمومی انسانیت گشایش پیدا بکند» (بیانات مقام معظم رهبري، 27/مرداد/1387).
4. قبول نکردن وضعیت جهالتآمیز حاکم بر بشر: ایشان معتقدند: «انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است» (همان).
5. قانع نشدن به وضعیت موجود: از نظر آیتالله خامنهای، «انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجودِ زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلّم است این وضع مطلوب، با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجتبنالحسن، مهدی صاحب زمان تحقق پیدا خواهد کرد (همان).
6. غلبه حق و استقرار عدالت و توحید: از نظر ایشان «انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطرة ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بندة واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود» (همان).
7. همشکلی با دوران ظهور: از منظر ایشان، «انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمة انتظار است. وقتی بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد. ... ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آمادة عدل کنیم، آمادة پذیرش حق کنیم (بیانات مقام معظم رهبري، 18/تير/1390).
8. عدم یأس از آینده: آیتالله خامنهای معتقدند:
آن ملتی که به آینده امید دارد، میداند که روزگار ظلم و ستم و زورگویی و تجاوز و طغیان و استکبار، با همه حجم عظیمی که امروز در جهان به وجود آورده است، یک روزگار تمامشدنی است و دورانی خواهد رسید که قدرت قاهرة حق، همة قلههای فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشمانداز زندگی بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معنای انتظار دوران امام زمان این است (بیانات مقام معظم رهبري، 30/بهمن/1370). نسبت به آینده امیدوار بودن و مأیوس نبودن. همین روح انتظار است که به انسان تعلیم میدهد که در راه خیر و صلاح مبارزه کند. اگر انتظار و امید نباشد، مبارزه معنى ندارد؛ اگر اطمینان به آینده هم نباشد، انتظار معنا ندارد. انتظار واقعى ملازم است با اطمینان، با اعتماد
(بیانات مقام معظم رهبري، 22/اسفند/1368).
کارکردی بودن آموزه مهدویت از منظر آیتالله خامنهای
از منظر جامعهشناسی، هر پدیدهای دارای کارکردی است که به حفظ عناصر اجتماعی و نیز کلیت نظام اجتماعی کمک میکند. از این منظر، پدیدهای را نمیتوان یافت که دارای کارکرد نباشد. اساساً بیکارکردی، زمینهساز محو پدیدههای اجتماعی است. از منظر مقام معظم رهبری، آموزة مهدویت از جمله عناصر نظام اجتماعی است که در مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای کارکرد بوده و به ایفای نقش میپردازد. ایشان، با تأکید بر این وجهه کارکردی بودن آموزه مهدویت میگویند:
در سندی که من دیدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه میکنند که ما باید کاری کنیم که عقیده به مهدویت، بهتدریج از بین مردم زایل شود... استعماران خارجی، قضاوتشان این بود که تا وقتی عقیده به مهدویت در بین این مردم رایج است، ما نمیتوانیم کشورهایشان را درست در اختیار گیریم! ببینید، عقیده به مهدویت چقدر مهم است! (بیانات مقام معظم رهبري، 25/آذر/1376).
از نظر ایشان، وجه کارکردی این آموزه تا آنجاست که انتظار را از سنخ کنشگری فعال و نه انفعال واپسگرایانه دانسته که درپی آن، کارکردهای فراوانی در همة زمینه برای جامعه فراهم میآید. ایشان معتقدند: «انتظار یک عمل است، یک آمادهسازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همه زمینهها» (بیانات مقام معظم رهبري، ۲۹/شهريور/۱۳۸۴). ایشان، نسبت به رویکرد روشنفکران که بدون فهم درست از آموزه مهدویت و نیز سازوکار کارکردی آن، به ایجاد شک و تردید میپردازند؛ نگاهی انتقادی داشته و معتقدند: «چقدر خطا میکنند کسانی که به اسم روشنفکری و بهعنوان تجدّدطلبی میآیند و عقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع و بدون اینکه بدانند چهکار میکنند، مورد تردید و تشکیک قرار میدهند! (بیانات مقام معظم رهبري، 25/آذر/1376). مسئلة انتظار که جزء لاینفک مسئله مهدویت است، از آن کلیدواژههاى اصلى فهم دین و حرکت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است (بیانات مقام معظم رهبري، 18/تير/1390).
کارکردهای اجتماعی آموزه انتظار از منظر آیتالله خامنهای
پیش از این گذشت که آموزة «انتظار» از منظر مقام معظم رهبری، پدیدهای کارکردی است. با واکاوی اندیشه ایشان، میتوان به شماری از این کارکردها دست یافت که در اينجا به تبیین آنها میپردازیم:
1. ایجاد روحیه امیدواری به آیندهای روشن
از جمله کارکردهای مهم باور به آموزه انتظار، امیدواری به آیندهای روشن است. اساساً امید به آینده، از نیازهای انسان است؛ زیرا امید از بُعد فردی و اجتماعی از یک سو مایة حرکت و پایة پویایی و عامل پیشرفت و تحرک تاریخ است. از سوی دیگر، فقدان آن موجب افسردگیهای فردی و اجتماعی است. با توجه به این حقیقت، پیامبر اکرم میفرمایند: «امید و آرزو، رحمت امت من است، اگر امید نبود هیچ مادری به بچة خودش شیر نمیداد و هیچ کشاورزی نهال درختی را نمیکاشت» (مجلسی، 1364، ج 74، ص 173).
رابطة بین امید و آموزه مهدویت و بهخصوص محوریترین مفهوم آن، یعنی انتظار رابطهای تعاملی است؛ زیرا از يك سو، انتظار وقتی معنایی واقعی و کارآمد پيدا ميکند که پشتوانهاي مانند اميد داشته باشد. از این منظر، انتظار فرآورده اميدواري است. هرچه اميد بيشتر باشد، انتظار نيز با معنادارتر خواهد بود. از سوی دیگر، انتظار امام زمان ضمن گسترش روحیه امید در جامعه منتظران و جلوگیری از یأس، ناامیدی و افسردگی، عاملی برای حرکت و پویایی جامعه اسلامی است؛ زيرا همة تضادها و کشمکشها كه ناشي از محدوديت انديشه بشر است، از جامعه رخت برمیبندد و در پرتو شكوفايي خرد، جاي خود را به تعاملات صميمانه میبخشد.
از منظر مقام معظم رهبری، رابطة قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان، امري مستحسن، لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را بهطور دایم در دل انسان زنده نگه میدارد (بیانات مقام معظم رهبري، 22/اسفند/1368). ایشان بر این باورند:
بزرگترین خاصیت این اعتقاد در میان شیعیان، امیدآفرینی است. جامعة تشیع فقط به برجستگیهای تاریخ خود در گذشته متکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئلة مهدویت طبق اعتقاد تشیع، در سختترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمیداند و شعلة امید همواره وجود دارد؛ میداند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد. این یکی از مهمترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است (بیانات مقام معظم رهبري، 14/خرداد/1394). ... انتظار، یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر (بیانات مقام معظم رهبري، 30/بهمن/1370). بهمعنای آن است که وجود ظلم و ستم در عالم، چشمهی امید را از دلهای منتظران نمیزداید و خاموش نمیکند. اگر این نقطة امید در زندگی جمعیتی نباشد، چارهای ندارد جز اینکه به آیندة بشریت بدبین باشد (همان).
ایشان با تشبیه ظهور به روز و دورة غیبت به شب تاریک، نمادهای مهدوی را امری کارکردی دانسته که امیدبخشی به آیندة روشن از جمله کارکردها و آثار آن است:
انسانها گاهی که امواج متراکم ظلمت و ظلم را مشاهده میکنند، مأیوس میشوند. یاد امام زمان نشاندهندة این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد. بله، ظلمات هست، ظالمان و تاریکیآفرینان هستند در دنیا، و قرنهای متمادی بودهاند، اما پایان این شب سیاه و ظلمانی، قطعاً طلوع خورشید است. این آن چیزی است که اعتقاد به امام زمان به ما میآموزد... معتقدین به ظهور ولیعصر و وجود ولیعصر هیچگاه دچار ناامیدی و یأس نمیشوند، و میدانند که قطعاً این خورشید طلوع خواهد کرد و این تاریکیها و این سیاهیها را برطرف خواهد کرد (بیانات مقام معظم رهبري، 20/ارديبهشت/1396).
از منظر حضرت آیتالله خامنهای، امیدآفرینی انتظار فرج صرفاً محدود به سطوح فردی نبوده، بلکه کارکردی اجتماعی است که میتواند با ایجاد امید اجتماعی، مسیر جامعه اسلامی را هدایت کرده و راهبری کند. از منظر ایشان،
روحیة انتظار و روحیة ارتباط با ولىعصر و منتظر ظهور بودن و منتظر آن روز بودن، یکى از بزرگترین دریچههاى فرج براى جامعة اسلامى است. منتظر فرج هستیم؛ خود این انتظار، فرج است. خود این انتظار، دریچة فرج است. امیدبخش است. نیروبخش است. از احساس بیهودگى، از احساس ضایع شدن، از نومیدى، از گیج و گمى نسبت به آینده جلوگیرى میکند. امید میدهد. خط میدهد (بیانات مقام معظم رهبري، 21/خرداد/1393).
از نظر مقام معظم رهبری، کارکرد امیدبخشی آموزة مهدویت، در تقابل با تزریق روح یأس و نومیدی است که دشمنان برای آن تلاش میکنند. از منظر ایشان،
امروز استکبار جهانی مایل است که ملتهای مسلمان و از جمله ملت عزیز ایران، دچار روح ناامیدی شوند و بگویند: دیگر نمیشود کاری کرد؛ دیگر فایدهای ندارد! میخواهند این را به زور در مردم تزریق کنند. ... مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأیوس کنند. متدینین را از گسترش دین مأیوس کنند. آزادیطلبان و علاقهمندان به مسائل فرهنگی و سیاسی را از امکان کار سیاسی، یا کار فرهنگی مأیوس کنند و آینده را در نظر افرادی که چشم به آینده دوختهاند، تیره و تار جلوه دهند! برای چه؟ برای اینکه جوشش و امید را از این مجموعه انسانی که با امید کار میکند، بگیرند و آن را به یک موجود مرده، یا شبیه مرده تبدیل کنند، تا بتوانند هر کاری که مایلند انجام دهند! با یک ملت زنده که نمیتوانند هر کاری بخواهند، انجام دهند... آن وقت اعتقاد به مهدویت و به وجود مقدس مهدی موعود، امید را در دلها زنده میکند. هیچوقت انسانی که معتقد به این اصل است، ناامید نمیشود. چرا؟ چون میداند یک پایان روشنِ حتمی وجود دارد؛ برو برگرد ندارد. سعی میکند که خودش را به آن برساند (بیانات مقام معظم رهبري، 25/آذر/1376).
آیتالله خامنهای بر این باورند که تلاش دشمنان این است که ملتها از اصلاح اجتماعی مأیوس شوند و با تحقیر فرهنگ و هویت ملی آنان، خود را بهعنوان منجی بشریت بر جامعه اسلامی تحمیل کنند. ایشان در این خصوص میفرمایند:
ملتها باید از صلاح مأیوس بشوند، تا حربة استکبار کارگر بیفتد؛ والا اگر ملتها امیدوار باشند و امیدوار بمانند، حربة استکبار چندان کارگر نیست. سعی میکنند فضای تیرهای را در مقابل چشمها ترسیم کنند؛ فضای تیره به این معنا که به ملتها تفهیم کنند که نیروی ذاتی شما، فرهنگ شما، اعتقادات شما، شخصیت و هویت ملی شما، نمیتواند برای شما کاری انجام بدهد؛ باید قدرتهای بزرگ به شما کمک کنند تا بتوانید حرکت کنید. درست صد و هشتاد درجه مقابل این فکر، فکر انتظاری است که بر محیط ما و بر محیطهای اطرافیان مذهب اهلبیت حاکم است (بیانات مقام معظم رهبري، 30/بهمن/1370).
2. کارکرد امکانپذیری و ضرورت مبارزه با ظلم
از منظر اسلام، نهتنها ظلم به دیگران که ظلمپذیری نیز امری قبیح و مذموم است. اسلام، مکتبی ظلمستیز است که هم با ظلم مبارزه میکند و هم با ظلمپذیری. ازاینرو، محوریترین شعار انقلاب بزرگ مهدوی، مبارزه با ظالمان و گسترش عدالت در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی است. با این حال، گاه در جبهه حق این اندیشه حتی در بین نخبگان سیاسی و اجتماعی وجود دارد که در افتادن با ستمگران و بهویژه با نظام بینالملل سلطهطلب امری نشدنی است. ازاینرو، فضایی از ناامیدی در عرصة تقابل با ظلم در بین ملتها ایجاد میشود که نتیجة آن، ظلمپذیری و سکوت در مقابل ستمگری نظام سلطه و گاه همراهی با آنها در جهت در امان ماندن از شرارت آنهاست. یکی از کارکردهای مهم آموزه مهدویت از منظر مقام معظم رهبری، امکان مبارزه با نظام سلطه بهخصوص نظام سلطة جهانی است. ایشان معتقدند:
اولین درس عملی از این موضوع این است که نابود کردن بنای ظلم در سطح جهان، نه فقط ممکن است، بلکه حتمی است. این، مطلب بسیار مهمی است که نسلهای بشری امروز معتقد نباشند که در مقابل ظلم جهانی، نمیشود کاری کرد. امروز وقتی ما با نخبگان سیاسی دنیا از ظلمهای مراکز قدرت بینالمللی و سیستم جهانىِ ظلم ـ که امروز به سرکردگی استکبار در همه دنیا وجود دارد ـ صحبت میکنیم، میبینیم آنها میگویند بله؛ چیزی که شما میگویید، درست است. واقعاً ظلم میکنند. اما کاری نمیشود کرد؛ یعنی مجموعه بزرگی از نخبگان که سررشته کار در دنیا در دست آنهاست، اسیر یأس و ناامیدی هستند (بیانات مقام معظم رهبري، 30/مهر/1381).
از نظر ایشان، امکانناپذیری با نظام سلطه در نگاه نخبگان اجتماعی هرگز در دایرة آنها محدود نمانده، بلکه «این یأس و ناامیدی را به ملتهای خود سرریز میکنند و آنها را از اینکه بتوان نقشه ظالمانه و شیطانی امروز دنیا را عوض کرد، مأیوس میکنند» (همان). نتیجه این میشود:
انسانهای مأیوس نمیتوانند هیچ حرکتی در راه اصلاح انجام دهند (همان). ... در این میان کارکرد امکانپذیری تقابل با ظلم که در اعتقاد به آموزه مهدویت وجود دارد؛ نقش مهمی ایفا میکند. میشود نقشة سیاسی دنیا را عوض کرد؛ میشود با ظلم و مراکز قدرت ظالمانه درگیر شد و در آینده نه فقط این معنا امکانپذیر است، بلکه حتمی است. وقتی ملتی معتقد است نقشه ظالمانه و شیطانىِ امروز در کل عالم قابل تغییر است، آن ملت شجاعت مییابد و احساس میکند دست تقدیر، تسلط ستمگران را برای همیشه بهطور مسلّم ننوشته است (همان). ... فکر اعتقاد به مهدی، نقطة مقابل این تبلیغات غلط و ظالمانه است. جوانان و روشنفکران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور حضرت مهدی این اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش میدهند که نظم ظالمانه جهانی، قابل زوال است و ابدی نیست. میشود با آن مبارزه و در مقابل آن ایستادگی کرد (همان).
از نظر ایشان آنچه جامعه اسلامی را به جامعة مهدوی نزدیک میکند جریان یافتن کاکرد مبارزه با ظلم است. ایشان بر این باورند:
ما بايد با ظلم نسازيم و بايد عليه ظلم، حركت قاطع بكنيم. هرگونه ظلمى و از هر كسى. ما بايد جهتخودمان را، جهت اقامه حدود اسلامى قرار بدهيم... اين جهتى است كه انتظار ولى عصر به ما و به حركت ما مىدهد. امام زمان ـ در دعاى «ندبه» مىخوانيد كه ـ در مقابل فسوق، عدوان، طغيان، نفاق مقابله مىكند و نفاق و طغيان و عصيان و شقاق و دو دستگى را ريشهكن مىكند و ازاله مىكند. ما هم بايد در جامعهمان، امروز در آن جهت حركت كنيم و پيش برويم. اين است آن چيزى كه ما را به امام زمان از لحاظ معنوى نزديك خواهد كرد و جامعه ما را به جامعه ولىعصر آن جامعه مهدوى علوى توحيدى، نزديكتر و نزديكتر خواهد كرد» (خطبة نماز جمعه، 6/تير/1359).
بُعد دیگر مبارزه با ظلم، تقویت روحیه ایستادگی و مقاومت و تسلیمناپذیری در برابر نظام سلطه است. یکی از شاخصههای فرهنگها و جوامع پویا، وجود روحیه تسلیمناپذیری در مقابل سختیها و ناگواریهاست. این روحیه، ممکن است از راههای گوناگونی به وجود آمده باشد. گاه، ممکن است منتسب به منش ملی فرهنگها باشد. گاه تركيبي از ارزشهای دینی و یا هر چیز دیگر. اما آنچه اهمیت دارد، این است که ملتی که در مقابل شرایط دشوار تسلیمناپذیر است، در مسیر پیشرفت و پیروزی است. به عبارت ديگر، برای این ملت بنبست معنا ندارد؛ زیرا در هنگام مواجهه با مسائل و بنبستهای ظاهری، مسیر را برای خود باز میسازند. در این میان، فرهنگهایی که درونمایه نظام ارزشی آنان، نمادها و اسطورههای آنان تسلیمناپذیری است، نسبت به دیگران، از زمینههای پیشرفت بهرهمندتر هستند.
از منظر مقام معظم رهبری، یکی از کارکردهای مهم آموزه مهدویت، ایجاد روحیه تسلیمناپذیری هم در سطح کنشگران جامعه و هم در سطح نظام اجتماعی است. ایشان معتقدند:
ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متکی است و به آینده امیدوار است و با پردهنشینان غیب در ارتباط است. ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت حضرت مهدی است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد (بیانات مقام معظم رهبري، 17/دي/1374).
ایشان در تحلیل این کارکرد با تأکید بر نیروی قدرتآفرین آموزه مهدویت بر این باورند که «ملتی که معتقد به مهدویت است، هیچگاه احساس ضعف نمیکند و با قدرت و تحمل سختیها و فشارها به مسیر پیشرفت و عزت خود ادامه میدهد و در مقابل زورگویان سر تسلیم فرود نمیآورد» (بیانات مقام معظم رهبري، 29/شهريور/1384).
3. کارکرد ایجاد آمادگی و زمینهسازی
دگرگونی، از شاخصههای همة پدیدههای هستی است. پدیدههای طبیعی و همة عناصر اجتماعی، در حال شدن و دگرگونی هستند. در این میان، ویژگی دگرگونیهای اجتماعی، وجود نوعی آمادگی و زمینهسازی است. عرصة نظم انسانی، عرصة گزینشهای عقلانی و دخالت نیروی اراده و اختیار است. هر جامعهای که بخواهد تغییر کند، نیازمند ایجاد بسترها، زمینهها و گزینشهاست. یکی از کارکردهای مهم مهدویت، ایجاد آمادگی برای دگرگونی اجتماعی است. مقام معظم رهبری از طریق تبیین آموزه انتظار بر این کارکرد مهدویت تأکید دارند. از نظر ایشان، مسئلة انتظار از کلیدواژههای اصلی فهم دین و حرکت اساسی و عمومی و اجتماعی امت اسلامی، به سمت اهداف والای اسلام است (بیانات مقام معظم رهبري، 18/تير/1390). ایشان، با تعریف انتظار به آمادگی برای وقوع حقیقتی قطعی (همان) بر این باورند:
این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک چنین آیندهای هست... مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند ـ باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمهاش آمادهسازی خود هست. بدانیم که یک حادثة بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچوقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکی اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود (همان).
ایشان بر این باورند که کارکرد آمادگی، افراد و جامعه منتظر را وادار ميكند تا خود و جامعه و وضعیت موجود خود را بهگونهای دگرگون سازد که در وضعیت مطلوب، مورد انتظار است. روشن است که این دگرگونی، ایجاد نوعی آمادگی و تمرین برای حضور در جامعه مهدوی در عصر ظهور است. مقام معظم رهبری، در این خصوص میفرمايند:
انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمة انتظار است. وقتی بناست در آن دوران منتظر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد ـ یک چنین دورانی قرار است باشد ـ ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آمادة عدل کنیم، آمادة پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود میآورد» (همان).
برایناساس، از يك سو، جامعه در پرتو این کارکرد، به سوی خودسازی و جامعهسازی حرکت کرده و نوعی استقبال عملی از جامعه پساظهور را به ظهور میرساند. از سوی دیگر، این آمادگی از اين جهت که از شرایط ظهور است، در پیش انداختن زمان ظهور اثرگذار است. از نظر آیتالله خامنهای:
نفس انتظار و امید، به انسان جرأت اقدام و حرکت و نیرو میبخشد و شیعیان و پیروان آن حضرت باید کسب آمادگی معنوی، روحی و ایمانی را جزو وظایف خود بدانند و سرمایه عظیم امید، ایمان و نورانیت را در خود ایجاد کنند تا در حرکت جهانی امام زمان در ردیف نزدیکان، خواص، یاران و همکاران آن حضرت قرار گیرند (بیانات مقام معظم رهبري، 8/بهمن/1372).
از نظر ایشان، حقیقت انتظار ایجاد آمادگی برای سربازی منجی است و قرار گرفتن در شمار سربازان امام نیازمند خودسازی و آگاهی است. ایشان در این خصوص میفرمايند:
انتظار بهمعناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم... سربازى منجى بزرگى که مىخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بینالمللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشنبینى دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفهاى نداریم؛ نه، بهعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان بهمعناى گوشهگیرى نیست. ... امروز اگر ما مىبینیم در هر نقطة دنیا ظلم و بىعدالتى و تبعیض و زورگویى وجود دارد، اینها همان چیزهایى است که امام زمان براى مبارزه با آنها مىآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را براى مبارزه با اینها آماده کنیم (بیانات مقام معظم رهبري، 30/مهر/1381).
4. کارکرد عدم رضایت از وضع موجود
جوامع و فرهنگهای پیشرو، همواره بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب خود، شکافی میبینند که باید از طریق ایجاد اصلاحات ارزشمدارانه، پر شده و زندگی اجتماعی را از وضعیت ناپسند موجود به وضعیت پسندیدة مطلوب، دگرگون سازند. در تاریخ، همواره رویکرد پیامبران و مصلحان بزرگ بشر، اینگونه بوده است. یکی از کارکردهای اجتماعی آموزه مهدویت، همین است. درونمایة این آموزه، عصیانگری در برابر نظم غیرعادلانهای است که بر جوامع حاکم است. ازاینرو، این آموزه با توصیف دوران طلایی بشر در آینده تاریخ، او را نسبت به مناسبات ظالمانه موجود حساس کرده و زمینة حرکت و تلاش برای رسیدن به وضعیت مطلوب را در او بهوجود میآورد. مقام معظم رهبری با اشاره به این کارکرد معتقدند:
یکی از خصوصیاتی که در حقیقتِ انتظار گنجانده شده است، این است که انسان به وضع موجود، به اندازة پیشرفتی که امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبهروز این پیشرفت را، این تحقق حقایق و خصال معنوی و الهی را در خود، در جامعه بیشتر کند. اینها لوازم انتظار است (بیانات مقام معظم رهبري، 18/تير/1390).
از نظر ایشان، معنای انتظار فرج این است که مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهلبیت وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر شناخته و منتظر است که این فروبستگىِ کار بشر، این گرفتاری عمومی انسانیت گشایش پیدا بکند (بیانات مقام معظم رهبري، 27/مرداد/1387). ایشان معتقدند: کارکرد عدم رضایت به وضعیت موجود، صرفاً در سطح فردی و یا سطح ملی و یا محلی قابل طرح نبوده، بلکه مطالبهای جهانی است. همة بشریت از وضعیت موجود خویش ناراضی است و خواستار وضعیتی مطلوب است. از نظر ایشان، «انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است» (همان). ازاینرو، ظهور امام زمان گرهگشایی از وضعیت نامطلوب همه بشریت و نجات تاریخ بشریت است. ایشان در این خصوص میگویند: «مسئله، مسئلة گره در کار شخص من و شخص شما نیست. امام زمان برای اینکه فرج برای همة بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعة بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آیندة بشر را نجات بدهد» (همان).
5. کارکرد عاملیت پیشرفت
امروزه پيشرفت، نقطة آرمانی بسیاری از جوامع و فرهنگهاست. ازاینرو، ضرورت دستیابی به پيشرفت و توسعه پایدار آنان را به برنامهریزیهایی در افقها و چشماندازهای خرد و کلان، وادار ميكند. نوسازی با محوریت مفهوم پيشرفت و اشاعه سبک زندگی متناسب با آن، دگرگونیهای بسیاری را در ساحتهای مختلف زندگی اجتماعی ایجاد کرده است (چراغیکوتیانی، 1397، ص 257). جامعة ایران نیز از این امر مستثنا نبوده است. اما توسعه مفهومی غربی با مختصات معنایی ویژهای است که با اندیشه اسلامی انطباق ندارد. به تعبیر رستو، نوسازی مستلزم عرفی شدن است؛ به این معنا که بروز دگرگونی در مذهب و جایگزینی خرد به جای مناسک و امور دینی، لازمة و مقدمه توسعه است (لاور، 1373، ص 232). این بهمعنای نادیده گرفتن نقش امور متافیزیک (چون خداگرایی) در جریان توسعه، نقشناپذیری سنتها و قوانین الهی در شکلگیری، جهتدهی و تأثیر روند توسعه در جامعه بشری و جدا کردن آن از عالم معنا، تولید ارزش انسانی و اجتماعی بدون توجه به منبع الهی آنها و... خواهد بود. ازاینرو، باید از مفهومی متناسب با رویکرد دینی و فرهنگ ملی در این خصوص استفاده کرد؛ زیرا توسعه در الگوی غربی مبتنی بر رشد اقتصادی و مزیتهای دنیوی بوده، درحالیکه اندیشه دینی رشد بشر را در ساحتهای دینی، اخلاقی، دنیوی و اخروی، طلب میکند. در نتیجه، مناسبترین مفهوم برای نقطة آغاز الگوپردازی، مفهوم پیشرفت است. پیشرفت را فرایند حرکت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب، تبیین وضعیت مطلوب، راهبرد حرکت از وضعیت موجود به مطلوب، تعریف میکنند. با توجه به این تعریف، الگوهای پیشرفت دستکم در یکی از این سه با یکدیگر اختلاف دارند و یکی از دلایل اصلی اختلاف نیز جهانبینی حاکم بر این الگوها است (میرمعزی، 1390، ص 60-61). مقام معظم رهبری در خصوص اسلامی بودن الگوی پیشرفت با تأکید بر این مسئله معتقدند: «این الگو مبتنی بر مبانی نظری و فلسفی اسلام و مبانی انسانشناختی اسلام استوار است. به عبارت دیگر، غایات، اهداف، ارزشها و شیوههای کار همه از اسلام مایه خواهد گرفت؛ یعنی تکیه ما به مفاهیم اسلامی و معارف اسلامی است» (بیانات مقام معظم رهبري، 10/آذر/1389). ایشان، یکی از آموزههای مهم اسلامی تأثیرگذار بر فرایند پیشرفت را آشنایی و ارتباط مستمر با امام زمان دانسته و بدینگونه بر عاملیت این آموزه بر مقوله پیشرفت تأکید میکنند. از نظر ایشان، «هرچه دلها با مقوله مهدویت آشنا شود و انس پیدا کند و حضور آن بزرگوار براى ما مردمى که در دوران غیبت هستیم، محسوستر شود و بیشتر حس کنیم و رابطه بیشتر داشته باشیم. این براى دنیاى ما و براى پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود» (بیانات مقام معظم رهبري، ۱۸/تير/۱۳۹۰). بيشک منظور ایشان از تصویر رابطة بین آشنایی و انس با مهدویت و پیشرفت، آشنایی و انس معطوف به عمل است؛ بدینمعنا که مسیر حرکت جامعه، در راستای آرمانها و شعارها و اهداف آموزه مهدویت و انتظار قرار میگیرد. انس و آشنایی با این آموزه، همت جامعة دینی را بالا برده و انگیزه او را برای نشانه گرفتن اهداف بزرگ افزایش میدهد. از منظر رهبر انقلاب، «در هــدفگيــري و نشــانه گــرفتن بــراي دورخيزهــاي تــاريخي، بــاز مســئله مهدويت نقش دارد؛ ملتی كـه به چنين چيزي اعتقاد دارد، ببينيد كه براي چه اهدافي دورخيز مـيكنـد و چـطـور همتش بالا میرود» (بیانات مقام معظم رهبري، 7/دي/1380). در حقیقت، کارکرد آموزة انتظار این است که با ترسیم مسیر پیشرفت، جامعه منتظر را ترغیب میکند تا آینده خویش را بر اساس همان الگویی سامان دهد که به انتظارش ایستاده است. آیتالله خامنهای در این خصوص معتقدند: «ما که منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتي كه حكومت امام زمان تشكيل خواهد شد، زندگي امروز در را همان جهت بسازيم بنا و كنيم» (بیانات مقام معظم رهبري ، 22/اسفند/۱۳۶۸). با توجه به این سخن روشن است که از منظر ایشان لازمة انتظار حرکت پیشروانه آن هم در مسیر الگوی پیشرفت جامعه مهدوی است.
7. کارکرد نظارتپذیری
یکی از فرایندهای مهم اجتماعی که در کنار جامعهپذیری به ایجاد نظم اجتماعی کمک میکند، نظارت است. نظارت اجتماعی به ابزارها و روشهایی اطلاق میشود که برای وادار کردن فرد به انطباق با انتظارات گروه معین یا کل جامعه به کار میرود (کوئن، 1375، ص 197). در واقع، نظارت اجتماعی مشروط و محدود شدن رفتار و اعمال فرد به اهداف و هنجارهای جامعه میباشد (گولد و کولب، 1376، ص 705). یکی از آثار مهم نظارت اجتماعی، دستیابی به نوعی نظارتپذیری و خودنظارتی است که یکی از ملاکهای سلامت روان شمرده میشود. خودنظارتی، یک ویژگی شخصیتی است که به توانایی نظارت در رفتار و فرایند تغییر دادن فکر یا رفتاری است که برای خود و دیگران مفید نیست (زارع و رجبزاده، 1395، ص 42). خودنظارتی، یکی از راهبردهای خودکنترلی است. خودکنترلی، بهمعنای توانایی پیروی از درخواست معقول، تعدیل رفتار مطابق با موقعیت و به تأخیر انداختن ارضای یک خواسته در چارچوب قابل قبول اجتماعی، بدون مداخله مستقیم فردی دیگر است. اساس خودکنترلی، توانایی فرد در کنترل ارادی فرایندهای درونی و برون دادهای رفتاری است (قدیری، 1389، ص 80). نظارت موجب تسهیل رشد اخلاق میشود. باورها و اعمال مذهبی مانند نماز و دعا، میتوانند زمینه نظارت در افراد شده و با ایجاد انگیزه، امید و آرامش، به حفظ رفتارهای خوب در فرد کمک کنند؛ زیرا مسلمان خود را در مقابل خدا مسئول میداند. توجه به نظارت خداوند بر رفتار، مسلمان را خودکنترل میسازد. هرچه میزان ایمان به خدا قوي باشد، میزان پایبندي به ارزشها نیز بیشتر و در نتیجه، نظارتپذیری نیز شدیدتر میشود. از سوی دیگر، در نظام اعتقادي اسلام، هستی به این جهان محدود نمیشود که با مرگ پایان پذیرد، بلکه زندگی دنیا، مقدمهاي بر حیات ابدي است و چگونگی زندگی در آن جهان، بستگی به چگونگی زندگی او در این جهان دارد. ازاینرو، با توجه به اینکه معادباوري با تقویت باورهاي، اسلامی موجب کمالجویی میشود، میتواند عامل مؤثر بر نظارتپذیری باشد. عبادات نیز در تقویت نظارتپذیری تأثیرگذارند؛ هر عبادتی در تنظیم رفتار انسان اثر تربیتی ویژهاي دارد. مثلاً، نماز عامل بازدارنده از فحشا و منکر است: «إِنَّ الصلاةَ تَنْهى عنِ الْفحَشآء و الْمَنکرِ» (عنکبوت: 45). اما آنچه در اینجا مناسب با بحث این نوشتار است، تأثیر نظارت اولیا الهی در کل گیری روحیه نظارتپذیری است. از آموزههای اسلامی به دست ميآيد که پیامبران و امامان معصوم، شاهد و ناظر بر اعمال پیروان خود هستند. در تفسیر آیة «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالَمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (توبه: 105)؛ امامان معصوم مصداق «المؤمنون» معرفی شدهاند که هر شبانهروز اعمال بندگان بر آنها عرضه میشود (کلینی، 1407ق، ج 1، ص 219). همچنانکه حضرت مهدی میفرماید: «ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نمیماند» (مجلسی، 1364، ج 53، ص 175). مسلمان، بنا به آموزههای دینی، همواره حضرت مهدی را ناظر کردارها دانسته و در برابر گناه از خود مراقبت میکنند و طریق درستکاری پیش میگیرند. اين انديشه موجب مىشود كه معتقدان در مراقبت دائمى فرو روند و هنگام ورود در هر كارى توجه به آن نظارت عالى داشته باشند.
مقام معظم رهبری، با اشاره به نظارت امام زمان بر رفتار انسانها، بر گستره وسیع جریان این کارکرد، در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی تأکید میکنند. ایشان در این خصوص خطاب به کنشگران اجتماعی میگویند:
امام زمان ناظر است و میبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوانها را برای آذینبندی نیمة شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدانهای گوناگون، امام زمان دیده است و میبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدانهای مختلف، امام زمان میبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانة مسلمانی و نشانة عزم راسخ ایمانی در آن هست و از ما سر میزند، خرسند میشود. اگر خدای نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند میکنیم. ببینید، چه عامل بزرگی است (بیانات مقام معظم رهبري، 29/شهريور/1384).
روشن است که باور به نقش نظارتی امام زمان، نقش مهمی در گسترش روحیه نظارتپذیری در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهد داشت. رواج این نگاه، به نظمبخشی رفتار کنشگران اجتماعی در این عرصهها، یاری میرساند. اهمیت این کارکرد، آنگاه روشن میشود که بدانیم حكومت جهانى حضرت مهدى پيش از هر چيز، نيازمند به عناصر آماده و انسانى است كه بتوانند بار سنگين اصلاحات وسيعى را در جهان بدوش بكشند.
نتیجهگیری
آموزه انتظار، چشمة جوشانی است که هر فردی به اندازة ظرفیت وجودی خود، از آن بهرهمند میشود. تأمل دقیق در این آموزه و بررسی و واکاوی زوایای گوناگون آن میتواند جامعه ما را در حل مسائل خود، در عرصههای گوناگون یاری رساند. یافتههای تحقیق حاکی از اين است که از منظر آیتالله خامنهای، آموزة انتظار پدیدهای کارکردی است که از جنبههای فردی و در عرصههای اجتماعی، توانایی حل تعارضات و مسائل را داشته و از طریق پویایی درونی که در جوهره این آموزه وجود دارد، پایایی و پویایی و پیشرفت جامعه اسلامی قابل پیگیری است. این آموزه هم امیدبخش است و هم حرکتآفرین. هم دگرگونساز است و هم تقویتکنندة اعتماد به نفس ملی. هم بر وضعیت ناپسند موجود عصیان میکند و هم طالب وضعیت پسندیده مطلوب و آرمانی است که دست یافتنی است. اما آنچه از نظر ایشان، اهمیت توجه به سویه کارکردی این آموزه و جریان دادن آن در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی است. هر میزان که جامعه اسلامی از این کارکردها استقبال کند و آنها را به درستی بهکار گیرد، به همان میزان بهره بیشتری از پیشرفت و تعالی خواهد داشت. اما باید گفت: محدود کردن چشمانداز آموزة انتظار و بهرهگیری از آن در عرصههای شخصی، اعتقادی صرف و گاه منسکگرایی سرگرمکننده و غیرمحرک، آفت بزرگ جامعه اسلامی در بهرهگیری از آموزة حرکت آفرین و دگرگونساز انتظار است. اگر اقتصاد و بازار، سیاست و تحزب، فرهنگ و سبک زندگی جامعه ما رنگ انتظار بگیرد، آن روز به واقعیت کارکردی آموزه انتظار نزدیکتر شده و از آثار تعالیبخش آن بهرهمند خواهد شد. اما پرسش این است که چه نهادهایی باید عهدهدار اشاعه این رویکرد تأثیرگذار باشند؟ به نظر میرسد، همة نهادهای جامعه از سیاست گرفته تا فرهنگ در این خصوص تکلیف دارند. از سویی، حاکمیت اسلامی باید با سیاستگذاریهای مناسب و با روشهای گوناگون، به دامنگستر شدن این اندیشه در عرصههای عمومی و نخبگانی یاری رساند. از سوی دیگر، نهادهای دینی و کنشگران سپهر تبلیغ دین در جامعهپذیر کردن کنشگران اجتماعی در این خصوص، باید فعالانه به ایفای نقش بپردازند.
- اسکیدمور، ویلیام، 1385، تفکر نظری در جامعهشناسی، جمعی از مترجمان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
- بیانات مقام معظم رهبري در خطبة نماز جمعه، 6/4/59.
- بیانات در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین، 20/۰۲/1396.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت، 18/۰۴/1390.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اعضای مجمع عمومی کنفرانس جهانی اهلبیت، 8/۱۱/1372.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمة شعبان در مصلاى تهران، 30/07/1381.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمة شعبان، 27/۰۵/1387.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمة شعبان، 29/۰۶/1384.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مختلف مردم، 25/9/1376.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار اقشار مردم با رهبر انقلاب، 5/10/1375.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار با اقشار مختلف مردم، 10/9/1389.
- بیانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود، 7/10/ 1380.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار پژوهشگران و کارکنان مؤسسه «دارالحدیث» و پژوهشگاه «قرآن و حدیث»، 21/۰۳/1393.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار روز میلاد حضرت ولی عصر، 17/۱۰/1374.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار مردم قم، 30/۱۱/1370.
- بیانات مقام معظم رهبري در دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم، 22/۱۲/1368.
- بیانات مقام معظم رهبري در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی، 14/3/1394.
- توسلی، غلامعباس، 1376، نظریههای جامعهشناسی، تهران، سمت.
- چراغیکوتیانی، اسماعیل، 1397، بحران خاموش «واکاوی جامعهشناختی علل فرهنگی اجتماعی کاهش باروری در ایران»، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- زارع، حسين و سميه رجبزاده، 1395، «پيشبيني رابطۀ ميان خودنظارتي و كنترل تفكر»، افق توسعه آموزش پزشكي، دورة هفتم، ش 1، ص 31-37.
- سلیمیان، خدامراد، 1388، فرهنگنامه مهدوی، تهران، بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود.
- صدر، سیدرضا، 1378، راه مهدی، به اهتمام باقر خسروشاهی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
- قدیری، محمدحسین، 1389، «خودکنترلی کودک؛ خمیرمایه خویشتنداری اخلاقی»، مطالعات فقه تربيتي (راه تربيت)، ش 11، ص 87-116.
- کلینی، محمدبنیعقوب، 1407ق، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
- کوئن، بروس، 1375، مبانی جامعهشناسی، ترجمة توسلی و فاضل، تهران، سمت.
- گولد، جولیوس و ویلیام کولب، 1376، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمة زاهدی و همكاران، تهران، مازیار.
- گیدنز، آنتونی، 1387، جامعهشناسی، ترجمة منوچهر صبوری، چ بیست و دوم، تهران، نشر نی.
- لاور، رابرت. اچ، 1373، دیدگاههایی درباره دگرگونی اجتماعی، ترجمة کاووس سیدامامی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
- مجلسی، محمدباقر، 1364، بحارالأنوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
- محسنی، منوچهر، 1383، مقدمات جامعهشناسی، تهران، نشر دوران.
- مطهری، مرتضی، 1388، مجموعه آثار، تهران، صدرا.
- معین، محمد، 1381، فرهنگ فارسی، تهران، اميركبير.
- ملايي، حسين و محمدصابر جعفري، 1393، «بررسی مناسبات انتظار موعود و الگوی اسلامی پیشرفت در اندیشه مقام معظم رهبری»، انتظار، ش 45، ص 1-4.
- موسوی اصفهانی، محمدتقی، 1381، مکیالالمکارم، ترجمة مهدی حائری قزوینی، قم، نگین.
- میرمعزی، سیدحسین، 1390، «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محصول اسلامیسازی علوم انسانی»، در: الگوی اسلامی ایرانی، تهران، پیام عدالت.