فرهنگ دانشگاهي؛ كاستي‌ها و بايسته‌ها

اعظم رحمت‌آبادي / استاديار تاريخ و تمدن ملل اسلامي    a_rahmatabady@yahoo.com
طوبي كرماني / استاد فلسفه دانشگاه تهران    kermani@ut.ac.ir
دريافت: 04/09/1398 ـ پذيرش: 20/02/1399

چکيده
اگرچه بعد از انقلاب اسلامي ايران تغييرات فرهنگي زيادي در دانشگاه ايجاد شده، اما نمي‌توان ادعا کرد که تحول کامل فرهنگي صورت گرفته است. از نظر فکري، مادي‌گرايي، رسوخ نرم تفکرات پست‌مدرنيسم و رويکرد پوزيتويستي مي‌کوشد بر فرهنگ دانشگاهي غلبه کند. اين مسئله از يک سو به نظام معنايي ترويج‌يافته از جانب نظام سلطه بازمي‌گردد؛ و از سوي ديگر، به نگرش نخبگان، برنامه‌ريزان و اساتيد مرتبط است. در اين راستا، علم‌زدگي و تعهد به منابع غربي و ناآگاهي اساتيد از مباني فلسفي اسلام و نظريه‌هاي ديني، و تلقي جدايي دين از علم با وجود تعهد به هر دو به اين مسئله دامن مي‌زند. برخي سياست‌هاي نادرست حاکم بر فرهنگ دانشگاهي سبب ادامة اين روند شده است. ازاين‌رو توجه به شگردهاي نفوذ فرهنگ غيرخودي و جلوگيري از آن، ارتباط منطقي بين علم و دين، آينده‌نگري، ترويج روحيه مسئوليت‌پذيري، تصحيح قوانين نادرست، شناخت نيازهاي جامعه و ارتباط بين صنعت و دانش، تعالي‌بخشي و تلاش براي گنجاندن آموزه‌هاي مورد نياز فرهنگي از مواردي است که بايد براي ترميم کاستي‌هاي فرهنگ دانشگاهي مورد توجه قرار گيرد. بر‌اين‌اساس در اين پژوهش با روش توصيفي، تحليلي، اسنادي، به بررسي کاستي‌ها و بايسته‌هاي فرهنگ دانشگاهي پرداخته‌ايم.
کليدواژه‌ها: فرهنگ دانشگاهي، انقلاب اسلامي، تعالي دانشگاه، مديريت دانش.