كاركردگرايي و دلالت‌هاي آن در برنامة درسي

محسن آيتي / دانشيار گروه علوم تربيتي دانشگاه بيرجند    ‌mayati@birjand.ac.ir
صادق موسوي / دانشجوي دکتري برنامه‌ريزي درسي دانشگاه شهيد بهشتي    sadeghmousavi.planing@gmail.com
ندا باقري مهياري / دانشجوي دکتري برنامه‌ريزي درسي دانشگاه بيرجند    nedabagheri01990@gmail.com
دريافت: 12/07/1398 ـ پذيرش: 05/12/1398

چکيده
توجه به جنبه‌هاي اجتماعي تربيت، از وظايف اصلي برنامه‌هاي درسي است و توجه به مباني نظري علوم اجتماعي مي‌تواند برنامه‌ريزان درسي را در زمينة استحکام‌بخشي به برنامه‌هاي درسي کمک کند. نظرية کارکردگرايي، از جمله نظريات مطرح در اين زمينه است و اين سؤال دربارة آن مطرح است که اين نظريه چه دلالت‌هايي براي برنامه‌هاي درسي دارد. در اين پژوهش، از روش استدلال استنتاجي استفاده شده است. يافته‌هاي پژوهش به‌طورکلي نشان مي‌دهند که کارکردگرايي اصولاً جدايي مدرسه از بافت اجتماع را رد مي‌کند و بر آمادگي دانش‌آموزان براي حضور در جامعه تأکيد دارد. از يافته‌هاي پژوهش مي‌توان نتيجه گرفت که کارکردگرايي به‌طور اخص براي هريک از عناصر برنامة درسي، از جمله معلم، دانش‌آموز، شيوه‌هاي ياددهي ـ‌ يادگيري، ارزشيابي و محتواي آموزشي، وظايف ويژه‌اي قائل است که با جامعه ارتباط درهم‌تنيده‌اي دارد.
کليدواژه‌ها: برنامة درسي، کارکردگرايي، آموزش و پرورش.