مباني و اصول حاكم بر ارتباط با خلق در سبك‌زندگي اسلامي از منظر قرآن كريم

حسن يوسف‌زاده اربط / استاديار جامعة‌المصطفي العالمية    usefzadeh.h@gmail.com
دريافت: 12/09/1398 ـ پذيرش: 20/02/1399

چکيده
سبک‌ زندگي، به‌ويژه در سدة اخير جايگاه مهمي در ادبيات علوم انساني مغرب‌زمين به‌ خود اختصاص داده است. اما ورود اين مفهوم با تلقي جديد آن به ادبيات مطالعات اسلامي سابقه چنداني ندارد. در واقع رواج سبک ‌زندگي در کشورهاي اسلامي از جمله در ايران، بيشتر با پسوند «اسلامي» بوده است. بدين‌ترتيب، «سبک‌ زندگي اسلامي» سازه‌اي مفهومي است که در بررسي آن به هر سه واژۀ «سبک»، «زندگي» و «اسلامي» بايد توجه کرد. قيد «اسلامي» به سبک ‌زندگي بيانگر تمايز ماهوي اين نوع سبک ‌زندگي، از سبک‌‌هاي رقيب يا مشابه است. بنابراين، سبک ‌زندگي اسلامي منطقاً بازتاب‌‌هاي خاص در عرصه‌‌هاي ارتباطي، بخصوص در عرصه تعاملات انسان با همنوعان خود دارد. اين پژوهش با توجه به اين تمايز، اين پرسش را مطرح مي‌کند که اصول حاکم بر تعامل با «مردم» در سبک ‌زندگي اسلامي و خاستگاه مباشناختي آن از منظر قرآن کريم کدامند؟ نتيجه‌ تحقيق، که با استفاد از ظرفيت‌‌ روش‌‌هاي توصيفي و تفسيري انجام شد، اين است‌ که سبک‌زندگي اسلامي در بُعد بينشي؛ عقيده به اشتراک در خلقت، برخورداري انسان از کرامت ذاتي و تفاوت‌‌هاي طبيعي زن و مرد؛ و در بُعد کنشي؛ به اصولي از جمله حق‌مداري، ولايت‌مداري، امانت‌داري، جمع‌گرايي، تقدم اخلاق بر حقوق و مانند آن استوار است.
کليدواژه‌‌‌ها: سبک ‌زندگي، مباني و اصول، ارتباطات اجتماعي، ارتباط با مردم، اصول حاکم بر سبک‌ زندگي، جمع‌گرايي.