بررسي تطبيقي روش‌شناسي فقها، در مواجهه با مسئلة گسست دولت و ملت در ايران، در دوره‌هاي صفويه، قاجار و معاصر

سال دهم، شماره دوم، پياپي 38، بهار 1398

حامد آزادي / كارشناسي ارشد جامعه‌شناسي دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام    hamedazadi29@gmail.com
قاسم ابراهيمي‌پور / استاديار گروه جامعه‌شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    ebrahimipoor14@yahoo.com
دريافت: 17/11/1397 - پذيرش: 18/03/1398

چکيده
فرهنگ شيعي حاکم بر ايران، در دوره‌هاي تاريخي متفاوت و نامشروع دانستن حکومت‌هاي استبدادي مبتني بر ايل يا حمايت‌هاي استعماري، موجب گسست دولت و ملت بوده است. دانشمندان در دوره‌هاي متفاوت، تجربه‌هاي عملي و نظري متفاوتي را با رويکردهاي بومي يا برون‌زا رقم زده‌اند. مواجهه عملي و نظري علامه مجلسي، مرحوم نائيني و امام خميني ره، با سه رويکرد اخباري، اصولي و حکومتي در سه دورة متفاوت صفويه، قاجار و پهلوي، مسئلة اين پژوهش است. اين پژوهش، با رويکرد روش‌شناختي بنيادين و روش تحليلي تاريخي، در دو محور عوامل معرفتي و غيرمعرفتي، مورد بررسي و مقايسه قرار گرفته است. يافته‌هاي پژوهش حاکي از اين است که هر سه رويکرد فوق،‌ در نامشروع دانستن حکومت‌هاي فوق و اتخاذ رويکردهاي ايجابي، از باب دفع افسد به فاسد اشتراک دارند. اما ظرفيت‌هاي فقهي نسبتاً متفاوت سه مدل فقه اصلاحي، انتقادي، انقلابي و پيامدهاي متفاوتي در عرصه‌هاي معرفتي، اجتماعي و سياسي به دنبال داشته است.
کليدواژه‌ها: گسست دولت و ملت، رويکردهاي فقهي، فقه اجتماعي، روش‌شناسي فقه.