معرفت فرهنگی اجتماعی، سال دهم، شماره دوم، پیاپی 38، بهار 1398، صفحات 39-55

    بررسی تطبیقی روش‌شناسی فقها، در مواجهه با مسئله‌ی گسست دولت و ملت در ایران، در دوره‌های صفویه، قاجار و معاصر

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ حامد آزادی / كارشناسي ارشد جامعه‌شناسي دانشگاه باقرالعلوم / hamedazadi29@gmail.com
    قاسم ابراهیمی پور / استاديار گروه جامعه‌شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني / ebrahimipoor14@yahoo.com
    چکیده: 
    فرهنگ شیعی حاکم بر ایران، در دوره های تاریخی متفاوت و نامشروع دانستن حکومت های استبدادی مبتنی بر ایل یا حمایت های استعماری، موجب گسست دولت و ملت بوده است. دانشمندان در دوره های متفاوت، تجربه های عملی و نظری متفاوتی را با رویکردهای بومی یا برون زا رقم زده اند. مواجهه عملی و نظری علامه مجلسی، مرحوم نائینی و امام خمینی ره، با سه رویکرد اخباری، اصولی و حکومتی در سه دوره‌ی متفاوت صفویه، قاجار و پهلوی، مسئله‌ی این پژوهش است. این پژوهش، با رویکرد روش شناختی بنیادین و روش تحلیلی تاریخی، در دو محور عوامل معرفتی و غیرمعرفتی، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از این است که هر سه رویکرد فوق، در نامشروع دانستن حکومت های فوق و اتخاذ رویکردهای ایجابی، از باب دفع افسد به فاسد اشتراک دارند. اما ظرفیت های فقهی نسبتاً متفاوت سه مدل فقه اصلاحی، انتقادی، انقلابی و پیامدهای متفاوتی در عرصه های معرفتی، اجتماعی و سیاسی به دنبال داشته است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Methodology of Jurists in Confronting the Problem of the Gap between the Iranian Government and Nation during the Safavid, Qajar, and Contemporary Periods
    Abstract: 
    The Shiite culture governing Iran in different historical periods and regarding the tribalistic tyrannical governments or colonial supports as illegitimate have led to the gap between the government and the nation. In different periods, scientists have had different theoretical and practical experiences with native or extrinsic approaches. The present research deals with the practical and theoretical encounter of Allameh Majlesi, late Naini and Imam Khomeini with the three traditionalist, fundamentalist and governmental approaches in the three different periods of Safavid, Qajar and Pahlavi. This research has been conducted by using the fundamental methodology approach and the historical -analytical method in two axes of epistemic and non-epistemic factors. The findings of the research indicate that all the mentioned three approaches are similar in regarding illegitimate the above-mentioned governments, adopting positive approaches for elimination of an evil by a worse evil. However, relatively different jurisprudential capacities of the three types of reformist, critical, revolutionary fiqhs have had different consequences in epistemic, social and political areas.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    رابطة دولت و ملت، نه‌تنها در تاريخ معاصر ايران، بلکه پيش از آن نيز گرفتار مشکل بوده است. مشکل مزبور، ريشه در ساختار فرهنگي و اجتماعي جامعه ايران دارد. حضور تشيع و فقه سياسي شيعه از يک سو و وجود مناسبات فرهنگي، سياسي و نظامي ايلات و عشاير از سوي ديگر، زمينه‌هاي تنش و تقابل دولت و ملت را در جامعه ايران پديد آورده‌اند. ظهور سياسي غرب و پيدايش استعمار و حرکت‌هاي فرهنگي ناشي از آن نيز ابعاد نويني به اين مشکل داده است (پارسانيا، 1386، ص 13). بسيار از اين انديشمندان در تبيين مسئلة گسست دولت و ملت، با رويکردهاي مختلف دست به عمل و فعاليت اجتماعي سياسي يا نظريه‌پردازي زده يا اخيراً نظريه‌هاي غربي را به کار گرفته‌اند.
    يکي از رويکردهاي فوق در مواجهه عملي و تبيين اين مسئله، رويکرد فقهي است. فقهاي شيعه در دوره‌هاي مختلف سياسي، با رويکردهاي متفاوت، تجربه‌هاي علمي و عملي متفاوتي را رقم زده‌اند که مقايسه تطبيقي و توجه به وجوه تشابه و تفاوت آنها، زمينة درک عميق‌تر اين مسئله و ظرفيت‌هاي فقهي رويکردهاي مختلف را فراهم مي‌سازد. ازاين‌رو، در اين پژوهش برآنيم تا ظرفيت‌هاي روش‌شناختي سه رويکرد فقهي اخباري، اصولي و حکومتي از منظر علامه مجلسي، مرحوم نائيني و امام خميني را در سه دوره و مدل حکومتي صفويه، قاجار و پهلوي را با الگوي روش‌شناسي بنيادين و روش تحليلي تاريخي مورد مقايسه قرار دهيم.
    بنابراين، ابتدا عوامل غيرمعرفتي نظريه‌هاي سه‌گانة فوق را در عرصه‌هاي ويژگي‌هاي فردي، زمينه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي در سه دورة مذکور مورد بررسي قرار مي‌دهيم. سپس، ظرفيت‌هاي فقهي سه رويکرد اخباري‌گري، اصول‌گرايي و فقه حکومتي را در مواجهه با مسئله مذکور مورد مقايسه قرار مي‌دهيم. سرانجام تلاش مي‌کنيم با تطبيق عوامل فوق بر مسئله گسست دولت و ملت در سه دورة تاريخي فوق، به يک تحليل روش‌شناختي دست بيابيم.
    عوامل غيرمعرفتي
    منظور از «عوامل غيرمعرفتي»، زمینه‌های فردي و اجتماعی موجود در هر دوره است که با نظريه‌هاي علمي نسبت بيروني برقرار مي‌کند. با بررسی عوامل غيرمعرفتي، درپی بررسي شرایط زندگی فردي، اقتصادی، فرهنگی و مدل رفتاری حکومت‌ها، در زمان علامه مجلسی، علامه نائینی و امام و شناخت رابطة بستر اجتماعی، اندیشه و عملکرد فقها است. براین‌اساس، ابتدا شرح زندگی‌، به‌معنای شرایطی که سه انديشمند در آن رشد کرده و آثار و شاگردانی که بر‌جای گذاشتند را بررسی می‌كنيم.
    ويژگي‌هاي فردي
    علامه مجلسی در اصفهان متولد شد (خاتون‌آبادی، 1352، ص 508). ایشان از شاگردان پدرش، فیض کاشانی، ملاصالح مازندرانی، شیخ علی عاملی از نوادگان شهيد ثاني و ملاصدرا است (دوانی، 1370، ص 55 و 59-78). برخی تألیفات ایشان، بحارالانوار، مرآت‌العقول در شرح کتاب کافی به زبانی عربی و زادالمعاد، تحفتة‌الزائر، عین‌الحیاة، حلیة‌المتقین و جلاء‌العیون در بيان تاریخ مصائب اهل‌بیت و شیعه، به زبان فارسی نگارش شده است (همان ص 99). شاگردان او بسیار زیادند که در برخی نسخ، بیش از هزار شاگرد برای ایشان نام می‌برند. در این میان، سیدنعمت‌الله جزایری راه استاد را ادامه می‌دهد (همان). در عصر علامه، علما در دربار صفوی با عناوینی مانند شیخ‌الاسلام، صدر، قاضی و ملاباشی حضور دارند. برخی دیگر از علما، هر چند حقوق دریافت می‌کردند، اما مقام رسمی نداشتند. علامه مجلسی در سال (1099ق) به‌عنوان ملاباشی در دربار شاه سلطان‌حسین انتخاب می‌گردد. این شروعی برای حضور ایشان در عرصه سیاسی اجتماعی است. در نهایت، به بالاترین مقام در دربار صفویه؛ یعنی شیخ‌الاسلامی و قاضی ملقب می‌شود (سینا، 1370، ص ۵۱). سرانجام، بیست و پنج سال پيش از انقراض صفویه، درحالی‌که در مقام شیخ‌الاسلامی و قاضی باقی بود، از دنیا رفت.
    علامه نائینی، در نائین از توابع اصفهان متولد شد. ایشان کلام و حکمت را نزد جهانگیرخان قشقایی و اصول را نزد آقانجفی آموخت. از دیگر استادان اصفهان استفاده علمی نمود (نائینی، ۱۳۸۳، ص ۳۷۵-۳۹۴). سپس، برای ادامه تحصیل به سامرا رفت و در درس میرزای شیرازی، سیداسماعیل صدر (نائینی، ۱۳۸۲، ص ۱۱–۱۲) و در درس خصوصی آخوند خراسانی شرکت نمود. شاگردان ایشان، آیت‌الله خویی، بروجردی، سیدمحسن حکیم و شمار زیادی از علمای نجف، قم و مشهد بوده‌اند. از آثار ایشان تنبیة‌الامة و مناسک حج به زبان فارسی و رسالة الصلاة فی لباس المشکوک و چند رساله و حواشی ایشان بر عروه و کتاب‌های فقهی و اصولی دیگر که برخی نیز تقریرات درس خارج ایشان است، به زبان عربی است. هر چند از دورة علامه نائینی، علما در دربار قاجار، منصب رسمی نداشتند، اما علامه از همان زمان حضور در سامرا فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی‌اش را شروع كرد. جریان مشروطه، یکی از برجسته‌ترین آن فعالیت‌هاست که ایشان در آن حضور فعال داشته و کتاب تنبة‌الامة را برای تبیین مشروطه نگاشت (حیدری، 1389، ص 18-27). ایشان بعد از شکست ظاهری انقلاب مشروطه از سیاست به صورت کامل کناره‌گیری کرد.
    امام خمینی در خمین متولد شد. ایشان فقه و اصول را نزد آیت‌الله حائری، عرفان را از میرزا جوادآقای ملکی‌تبریزی، آیت‌الله شاه‌آبادی آموخت (زمزم نور، ۱۳۸۷، ص ۹-۱۰). افرادی مانند آیت‌الله فاضل لنکرانی، حاج آقامجتبی تهرانی، سیدمصطفی خمینی و آیت‌الله هاشمی شاهرودی در زمره شاگردان ایشان قرار دارند. از جمله آثار علمی ایشان، مي‌توان به ولایت فقیه، طلب و اراده، حواشی بر عروه، آداب الصلاة، شرح چهل حدیث، کتاب‌البیع، تحریرالوسیله، کشف‌الاسرار اشاره کرد. سیاست‌های حکومت پهلوی در دورة ایشان به سمت حذف علما از عرصه اجتماعی بود. در دوران نوجوانی برای آشنایی با مجلس و شنیدن نطق‌های آیت‌الله کاشانی به مجلس شورای ملی می‌رفت (لک‌زایی، 1390، ص 115-128). ایشان فقه را نزد آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری آموخت، فلسفه و عرفان را نزد آیت‌الله شاه‌آبادی فراگرفت، تعلیم فلسفه و عرفان او را بر آن داشت تا با تدریس عرفان و فلسفه به نوعی با رویه ضدعرفانی حوزه مخالفت کرد و با شرکت در جریانات مختلف سیاسی با رویه بی‌تفاوتی حوزه نسبت به سیاست انتقاد نماید و به انتقاد علیه برخی سیاست‌های رضاخان، مانند ملی‌گرایی و ضدمذهبی دست زد (رجبی، 1366، ص 138-140).
    زمينه‌هاي اقتصادی
    اساساً رفاه و امنیت اقتصادی دو بستر مهم و تأثیرگذار در گسست رابطة دولت و ملت است. دوران صفویه، به لحاظ اقتصادی شکوفاترین دورة تاریخ ایران است. پادشاهان صفوی برای رونق اقتصادی امنیت را در سراسر ایران به وجود آوردند. وجود امنیت در جامعه، موجب رونق اقتصادی و به تبع آن، افزایش شهرنشینی در این دوره شد (سیف، 1373، ص 84-86). هر چند جنگ‌های ایران با عثمانی و ازبکان، خساراتی به ایران وارد می‌نمود، اما تلاش برای حفظ امنیت داخلی، بر رونق اقتصادی آن روزگار افزوده بود (عقیلی، 1394). در اين دوره شاهد رشد تولیدات کشاورزی نیز هستیم.
    پس از صفویه، امنیت همواره رو به افول بود تا اینکه در زمان نادرشاه افشار به بدترین وضعیت ممکن تبدیل شد. در این دوران،‌ غالب افراد درگیر جنگ بوده و بخش مهمی از تولیدات کشاورزی نیز صرف آنها می‌شد، مردم نیز با مالیات‌های مکرر، به فقر و فلاکت کشیده شده بودند (سیف، 1373، ص 48)؛ زیرا از یک سو نیروی تولیدکننده، در لشکر حضور داشت و توان تولید نداشت. از سوی دیگر، هر آنچه تولید می‌شد، برای مصارف روزانه لشکر هزینه می‌شد. به همین دلیل، اوضاع اقتصادی افول رفت.
    در دورة قاجار نیز امنیت به شدت افول کرد، تولیدات کشاورزی کم شد. جنگ‌های خارجی مانند جنگ با روسیه و پس از مدتی جنگ جهانی اول نیز هزینه دیگری را بر ایران تحمیل می‌نمود. از سوی ديگر، مردم ایران هر روز شاهد امضای یک قطعنامه و جدا شدن قسمت‌های حاصلخیزی از خاک ایران بودند. براین‌اساس، قاجار یکی از بدترین دوره‌های اقتصادی ایران است (رمضان نرگسی، 1389، ص 101).
    در دورة پهلوی، وضعیت اقتصادی و کشاورزی ایران پس از جنگ جهانی اول حالت عقب افتاده‌ای داشت. ایران فشار زیادی را برای مدرنیزاسیون تحمل می‌نمود. براین‌اساس، رضا شاه مدل نوسازیی را شروع كرد که برگرفته از مدل آتاتورک بود. زندگی روستایی با تولیدات کم کشاورزی دست نخورده ماند، حکومت درپی خلع سلاح عشایر به‌عنوان یک نیروی رغیب، دستور یکجانشینی آنها را صادر کرد. بدین‌ترتیب، رکن اقتصادی ایران؛ یعنی دامداری و کشاورزی را از بین برد. هجوم متفقین به ایران و اشغال کل ایران در عرض چند روز و نیاز ایشان به مواد غذایی همه تولیدات ایران را از بين برد که قحطی بزرگ و مشهور آن دوره را به دنبال داشت. کشف معادن نفتی و حضور استکبار جهانی با انگیزه‌های جدید در دورة پهلوی دوم، نقطة عطفی در اقتصاد ایران است. در سال‌های 1320 تا 1332، آمریکا وارد اقتصاد ایران شد و تلاش فراوانی نمود تا خود را جایگزین انگلیس كند. از جمله اقدامات آنها، بر این اساس اجرای کودتای 28 مرداد و دریافت سهام نفتی بیشتر به جای انگلیس بود. آمریکا در مدت کوتاهی، توانست به سومین طرف تجاری ایران تبدیل گردد. پس از جنگ برنامه‌ریزی منظم از سر گرفته شد و در دو مسیر ادامه یافت: 1. تجدید سازمان مؤسسات دولتی، 2. تنظیم یک برنامه عمرانی ملی (همان، ص 81-88). در سال‌های 1341 تا 1350، درآمد نفتی ایران افزایش یافت و از 342 میلیون دلار به 1851 میلیون دلار رسید. این روند تا سال 1354 ادامه یافت و از 5/2 میلیارد دلار به 6/18 میلیارد دلار رسید، بخش زیادی از این دلار صرف هزینه نظامی شد، خرید اسلحه توسط ایران از آمریکا به اقتصاد نظامی آمریکا رونق بخشید. بخشی از درآمد نفتی نیز در تجارت، رفاه و مصرف‌گرایی شهری هزینه شد که موجب مهاجرت بي‌‌رویه از روستاها به شهر گردید (پارسانیا، 1389، ص 283).
    زمينه‌هاي فرهنگی
    دورة صفویه، مصادف با شروع انقلاب صنعتی در اروپا است. به همین دلیل، غرب سعی دارد به این منطقه نفوذ كند. به دلیل عدم نفوذ آن، هنوز فرهنگ و تمدن مردم دست نخورده است، هنرهای دستی و قالیبافی مورد توجه بسياري از شاهان صفوی است. آثار به جای مانده از آن دوران مانند کتاب‌ها، نقاشی‌ها، ابنیه و شهرسازی، دلالت بر توجه به هنر در این دوره دارد. در این دوره به دلیل عدم حضور غرب، روشنفکری در ايران چندان ریشه ندوانده است. به همین دلیل، شاهد بسط و گسترش حکمت و فقه اسلامی، در غالب کتاب‌ها و تربیت شاگردان هستیم (هنرفر، 1350).
    در دورة قاجار، با افزایش سفر به کشورهای غربی، کالاهای فرهنگی مانند کتاب، نشریه، عکس، فیلم و رادیو وارد ایران شد. این تلقی در اذهان حاکمان و روشنفکران به‌ وجود آمد که همة پیشرفت‌ها و همین‌طور ارزش‌های قابل قبول از آن غرب است. ازاين‌رو، تغییر در هویت دینی و ملی مردم رخ داد. تبلیغ و گسترش فرهنگ و ارزش‌های غرب، به‌ویژه ابعاد مادی، مصرفی و مبتذل آن به‌عنوان یک اصل ثابت در دو قرن اخیر شده است. ضعف و عقب‌ماندگی علمی، نتیجه و یکی از مهم‌ترین آثار ورود فرهنگ غرب به ایران بود (منصوری، 1392، ص 31-33).
    اما دورة پهلوی، از جنبه‌های بسیاری متفاوت است: سپردگی حاکمان، حضور روشنفکران غرب‌زده در دربار، بیش از پیش مشاهده می‌شود. از جمله اقدامات پهلوی اول کشف حجاب، تعطیلی مجالس مذهبی و مخالفت با علما و روحانیون است و از اقدامات پهلوی دوم، پس از کودتای 28 مرداد، ایجاد سپاه صلح، تأسیس مدارس ویژه، اداره چند کلیسا، کتابخانه، انتشار نشریات، کتاب، فیلم، فعال کردن انجمن روابط فرهنگی ایران و آمریکا (منصوری، 1378، ص 32)، تأسیس دو ایستگاه تلویزیونی (کتاب، فیلم، نشریه و تلویزیون، برای ترویج فرهنگی غربی و از بین بردن هویت اسلامی، به کار برده می‌شد)، فرستادن هزاران نفر از دانشجویان ایرانی به آمریکا، برای شناساندن فرهنگ آمریکا، به معنای تبادل فرهنگی که یکی از پایه‌های استعمار است. این افراد از سوی رژیم در مشاوره و امور تخصصی، مانند تألیف کتب درسی به کار گرفته شدند. شدت این رفتار، به گونه‌اي بود که کارشناسان آمریکایی گمان می‌کردند پس از جشن 2500 ساله، اسلام در ایران حضوری جدی ندارد. در هر سه دوره، اقداماتی فرهنگی صورت گرفت که متناسب با آن، فعالیت‌های مقتضی صورت گرفت، اما در دورة پهلوی، کمر به حذف اسلام بستند که با اقدام امام خنثی شد (همان، ص 131-132).
    زمينه‌هاي سياسي
    صفویه، با تشکیل حکومت شیعه موجب شد كه علمای شیعه در مناصب رسمی حاضر شوند (همان، ص 193). در دوران شاه طهماسب، علما حضوری ساختارمند نسبت به گذشته پیدا کردند، به‌گونه‌اي‌که شاه طهماسب منصب شاهی را به محقق کرکی تعارف نمود. محقق کرکی پس از پذیرش منصب، شاه را نماینده خود معرفی کرد (جعفریان، 1389، ص 120)، آنچه در اواخر دوران صفویه اتفاق افتاد، تغییر در معنای قاضی بود. به‌گونه‌اي‌که از شیخ‌الاسلام نیز پیشی گرفت. علامه مجلسی، یکی از قضات دوره شاه سلطان‌حسین و شاه سلیمان بود. ایشان در دورة سلطان حسین نفوذ بیشتری در دربار پیدا نمود. اما این امر، هیچ‌گاه موجب نشد از مردم جدایی گزیند. او هر روز در خانه خود به دعاوی مردم رسیدگی می‌نمود (همان، ص 206). نکتة نهفته در رفتار ایشان، رسیدگی به دعاوی مردم فارغ از بروکراسی اداری و هرگونه سختی است. بدین‌ترتیب، او درپی ترمیم شکاف بین مردم و حکام برآمد.
    در قاجار، ظاهر ساختار حکومت، مانند دورة صفوی بود، حتی برخی علما به‌عنوان شیخ‌الاسلام یا قاضی در برخی شهر‌ها حضور داشتند. اما نفوذ و به طبع آن، حضور علما در دربار قاجار، مانند صفویه نبود. به‌عنوان نمونه، از حضور و نفوذ علما می‌توان به فعل کاشف‌الغطا استناد نمود، که به جهت مشروعیت بخشیدن به حکومت فتحعلی‌شاه، او را در امر جهاد منصوب نمود. برخی علمای حوزه علمیه نیز با تجربه صفویه، مشروعیت ذاتی حکومت را از آن فقها می‌دانستند. حضور و نفوذ علما به صورت محدود، در دورة محمدشاه و نیمه اول حکومت ناصرالدین‌شاه ادامه یافت. اما با شروع ارتباط دولت قاجار با اروپاییان و علائمی مبنی بر باز گذاشتن دست آنان، مخالفت علنی علما شروع شد (رمضان نرگسی، 1389، ص 132-139). پس از وام گرفتن مظفرالدین‌شاه از اروپا برای انجام مراسم تاجگذاری و بی‌توجهی او به بی‌ثباتی سیاسی، مخالفت علما شدیدتر گردید. تفاوت دیگر قاجار و صفویه، حضور روشنفکران در دربار بود (همان، ص 128-131). براین‌اساس، شکاف بین مردم و دولت بیش از پیش مشهود گردید. اين امر موجب درخواست مشروعیت سیاسی از سوی علما شد. این امر، ابتدا با طرح عدالت‌خانه از سوی علما و سپس، با پیشنهاد مشروطه از سوی روشنفکران و موافقت علما انجام شد. با پیشنهاد عدالت‌خانه و مشروطه، روزنه‌های حضور علما بیش از پیش مشاهده می‌شد. شیخ فضل‌الله نوري از فقهای تهران و نماینده آخوند در ایران، از جلوداران مشروطه است. علامه نائینی نیز در نجف، از جمله کسانی است با شرکت در جلسات پی‌در‌پی علما طرح عدالت‌خانه و پس از مشروطه را بررسی می‌نماید. او برای اتقان امر حکومت اسلامی و مسئله مشروطه و جایگاه علما در حکومت کتاب تنبیة‌الملة را می‌نگارد، تا به صورت ریشه‌ای شکاف بین مردم و دولت را ترمیم كند (پارسانیا، 1386، ص 48). نائینی هر روز به‌عنوان پیش‌نماز در نماز جماعت حرم علوی حاضر می‌شد. او هر چند به از بین بردن شکاف دولت و ملت توجه و تلاش می‌نمود، اما مسئلة اساسی عدم حضور او در میدانی بود که برایش نسخه می‌پیچید.
    ساختار پهلوی با صفویه و قاجار متفاوت است، ارتش و بروکراسی نوین در دربار حکم‌فرماست. شاه سعی در ایجاد طبقات جدید اجتماعی نمود. با تصویب قانون‌های غیردینی، عملاً علما را از حکومت حذف نمود. اين امر موجب مخالفت علما و مردم و تحصن شد (آبراهامیان، 1386، ص 136-157).
    با توجه به ساختار جدید، علما عرصه را خالی نگذاشتند و با رویکرد دیگری در عرصه، هر چند با حضوری کم‌رنگ حاضر شدند. در زمان پهلوی، برخی علما مانند مدرس و کاشانی راه مشروطه را ادامه دادند و دورة پهلوی دوم، مصادف با مرجعیت آیت‌الله بروجردی بود. اما آيت‌الله بروجردی و حوزه علمیه، رویکردی سلبی را برگزید. پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، امام خمینی با اتخاذ رویکردی ایجابی و فعال به سخنرانی و جریان‌سازی دست زد. بدین‌وسیله، ايشان جایگاه دین و علما را در حکومت پر رنگ و محکم كرد. مخالفت با کاپیتالاسیون شروع حرکت ایشان بود و با نگارش کتاب ولایت فقیه، راه‌حل ترمیم شکاف دولت و ملت را در حذف استبداد و تشکیل حکومت اسلامی دید (مدنی، 1362، ص 608).
    عوامل معرفتي
    فقه پویای شیعه، در دوره‌های مختلف و در بستر‌های اجتماعی متفاوت، در قالب مکاتب مختلفی ظهور می‌کند. هر يک از این مکاتب، مبانی نظریی را پشتوانه فکر و توجه به عرصه حکومت و اجتماع قرار داده‌ است. براین‌اساس، به بررسي مبانی فقهی این مکاتب می‌پردازیم. بدین‌ترتیب، رویکرد مجلسی، نائینی و امام خمینی در مقام نظر و جایگاه آنان در مکاتب عصرشان مشخص می‌شود.
    فقه اخباری‌
    در دورة صفویه که مصادف با قرن یازدهم و دوازدهم است، شاهد قیام اخباری‌گری و رکود اصول هستیم، اخباری‌ها تنها منبع فقه و استنباط احکام را در اخبار می‌دانند و در صورت نبود خبر در مورد موضوع خاصی به اصالةالاحتیاط تمسک می‌کنند. به همین دلیل، جوامع حدیثی مهمی در این دوران شکل گرفت. در این دوران، به دلیل فضای باز علمی که از سوی صفویه برای علما شیعه شکل گرفته بود، با توجه به حضور اخباری‌ها در دورة صفویه، نماز جمعه فراگیر می‌شود؛ زیرا اخباری‌ها قائل به وجوب عینی آن هستند. علت این امر، اطلاق روایات بود که عصر غیبت را نیز شامل می‌شود (جعفریان، 1389، ص 288). با انتقال حوزة درس از نجف به اصفهان (همان، ص 22) گرایش اخباری‌گری نیز از نجف به اصفهان منتقل شد. به‌گونه‌اي‌‌که برخی از فلاسفه را از این گرایش در امان نمی‌گذارد (همان، ص 31). در این زمان، اخباریین سراسر حوزه را اشغال كرده بودند و پرداختن به اصول را حرام مي‌دانستند (لنگرودی، 1370، ص 278).
    این دوره مصادف با علامه مجلسی است، که اخباری‌گری در اصفهان به اوج رسید (گرجی، 1375، ص 230). در اصولی یا اخباری بودن ایشان اختلاف است. برخی با مستنداتی تلاش دارند ایشان را اصولی بدانند و برخی آن مستندات را قبول نمی‌کنند و در نهایت او را اخباری معتدل می‌دانند (ملکی، 1385، ص 18). مجلسی، منابع استنباط فقه را مانند اخباریان منحصر در قرآن و سنت می‌داند (مجلسی، 1403ق، ص 268-283)، شاهدی مانند وجوب عینی نماز جمعه، در مقام نظر، بدین‌ترتیب که در بحارالانوار، پس از بیان روایات و اخبار مربوط به نماز جمعه، نظر به وجوب عینی آن در عصر غیبت می‌دهد (همان، ج 89، ص 221)، عملاً نیز به‌عنوان خطیب در نماز جمعه حاضر می‌شد. شاهد دیگر، رسالة او در پاسخ به سؤالی دربارة حکمت، تصوف و اصول است که در آن، مسلک میانه بین حدیث‌گرایی و اجتهاد اصولی را برگزیده است (طارمی، 1375، ص 200). جعفریان (1389)، دوانی (1370) و بحرانی نیز اعتدال او را تأیید می‌كنند (بحرانی، بي‌تا، ج 1، ص 14). اما بر اساس گفتة مجلسی، روش برخورد وي نسبت به روایت با مشهور اخباری‌ها متفاوت است (مجلسی، 1406‍‌ق، ج 1، ص 20). اعتدال مجلسی نحوة حضور او در عرصه حکومت تأثیر بسزایی داشت.
    فقه اصولي
    در دورة قاجار به علت مهاجرت علما از اصفهان به نجف، شاهد رونق حوزة نجف و از بین رفتن فترت عقل‌گرایی هستیم که پس از گذشت دوره‌ای مخالفت با اخباریگری از سوی وحید بهبهانی (1117-1205ق)، مکتب اصولی در نجف سلطه پیدا کرد. اما بررسی مکتب اصولی در نجف به‌معنای اقلیمی کردن آن نیست؛ زیرا پس از اخراج علما از نجف شاهد رونق روزافزون این روش در قم نیز هستیم. مکتب اصولی نجف، روشی نص بسنده است و برای بررسی یک مسئله خاص به دنبال روایت خاص در همان باب و همان مسئله است، هر چند این به‌معنای انکار عام نیست. ریاضی‌وار فکر می‌کند و به همین دلیل، اصول فربه‌تری دارد. مقصود از ریاضی‌وار، فقهی است که از اول تا انتها در یک قالب ریخته شود و قابل پیش‌بینی است. از سوی ديگر، در فقه بیش از آنکه به دنبال کشف باشند، به دنبال معذریت است. این به‌معنای اعتناء بیشتر به اصول عملیه است (علیدوست، 1396).
    از میان اصولیین، مکتب نجف علامه نائینی را حتی مجدد علم اصول می‌دانند؛ زیرا ادله‌ای وارد علم اصول كرد که پیش از آن سابقه نداشت (جمعي از نویسندگان، 1386، ص 86). یکی از نوآوری‌های ایشان «متمم جعل» است؛ یعنی با جعل ثانوی از سوی مولی جعل اولی را تکمیل می‌نماید، به‌گونه‌ای‌که هر دو جعل یک عقاب دارد. جعل ثانوی موجب مشخص شدن تکلیف نیز می‌گردد (کاظمی، بي‌تا، ج 3، ص 162). در حقیقت، این مورد شاهدی است بر اینکه بر ممشای مکتب حرکت می‌كند. یکی دیگر از ابداعات او در اصول «قضیه حقیقیه» است. نائینی میان قضیه حقیقیه و قضیه خارجیه تفاوت می‌گذارند، و بسیاری از احکام شرعی را پیرو قضیه حقیقیه می‌داند (همان، ج 1، ص 170). نوآوری دیگر وي که یکی از اسباب مشارکت در انقلاب مشروطه و حتی تألیف کتاب تنبیة‌الامه مي‌باشد، توجه به عنصر زمان و مکان علاوه بر قرآن، سنت، عقل و اجماع است. هرچند وي اختصاصاً بدان نپرداخته‌اند، اما از کتاب تنبیة‌الامه قابل برداشت است. ایشان این موضوع را در دو موضع استفاده می‌كند: 1. فهم سخن معصوم، 2. برابرسازی دین و احکام فقهی است (یعقوبی، 1386، ص 147-148). بیان این نکته ضروري است که مقصود ایشان، اثرگذاری زمان و مکان بر ملاکات احکام است. مقصود افزودن بر معیار و موازین اجتهاد نیست که جداسازی این دو امر، موجب مشکلات فراوانی می‌شود (نائینی، 1382، ص 226). با تطبیق ممیزه مکتب اصولی نجف «نص بسنده» و ابداعات نائینی، «زمان و مکان»، «قضیه حقیقه»، او را نیز می‌توان اصولی معتدلی دانست؛ زیرا اصولی نجف، با قالب‌هایی که از پیش تعیین می‌کند، توان فقیه از ورود به نظریه‌پردازی در عرصه اجتماع را کم می‌كند و هنگام ورود در این عرصه ناچار به سراغ احکام ثانویه می‌رود. درحالی‌که نائینی عنصر اساسی زمان و مکان در اجتهاد توجه می‌کند. به همین دلیل، از آیات و بخش‌هایی از نهج‌البلاغه که سابقه پیشین نداشته، برای استنباط استفاده می‌کند (مطهری، 1386 ب، ص 44). شواهد این امر، در جای جای کتاب تنبیة‌الامة موج می‌زد .
    فقه حکومتی
    فقه حکومتي،‌ پرورش یافتة حوزه علمیه قم است. این حوزه توسط شیخ عبدالکریم حائری تأسیس شد. پس از فوت شیخ، آیت‌الله بروجردی (1292-1380ق) به قم می‌آید و پانزده سال مرجعیت شیعه را به عهده می‌گیرد. او در اجتهاد، روش نویني برمی‌گیزند که به مکتب قم موسوم می‌گردد. این روش، به عرف و بنای عقلا توجه وافری دارد. از سوی ديگر، به تاریخ صدور روایات و آیات نگاه جدی‌تری می‌كند. به فقه و حدیث مقارن نیز نیم نگاهی دارد، داده‌های تاریخی در فقه را نیز مطمح‌نظر قرار می‌دهد. به وثوق صدور حدیث بیش از سند شناسی توجه می‌كند، کمتر ریاضی‌وار فکر می‌کند و در استنباطات، مجموعه ظنون را مورد توجه قرار داده، به قرآن و مقاصد توجه می‌كند. در نتیجه، نگاه وي به شریعت اجتماعی است. از نصوص که در موارد خرد وارد شده است، گاه به یک قاعده کلان می‌رسد، شهرت را در نظر می‌گیرد و آن را جابر ضعف سند یا ضعف دلالت می‌داند (علیدوست، 1396).
    از درون مکتب قم، امام خمینی متولد شد، و با بدایع خود، فقه حکومتی را ساخته و پرداخته كرده، برخی ویژگی‌های مکتب فقه حکومتی ايشان بدین‌قرار است:
    ـ ملتزم به استفاده مستند و با دلیل از ادله است که آن‌ را از نص بسندگي دور مي‌کند، و از عمق لازم برخوردار است که موجب دوري آن از اخبارگری می‌گردد.
    ـ‌ قلمرو را خوب می‌شناسد و از دخالت روش علمی خاص در علم دیگر ممانعت می‌كند. یکی از بزنگاه‌های روش امام که ایشان را از مکاتب دیگر متمایز می‌کند، همین مسئله است. ایشان قلمرو علوم را به خوبی تشخیص می‌دهد و به دلیل اجتهادی که در فلسفه و عرفان داراست، اصول را با فلسفه خلط نمی‌كند و امور عقلی را در اعتباریات وارد نمی‌کند. همین تفکیک موجب شد که در مسیر انقلاب اسلامی گروه‌های مختلف را که نسبت به اسلام زاویه اساسی داشتند، بشناسد. از سوی ديگر، طریق واصل‌کننده به واقع را برگزیند.
    ـ در فهم معنایی که از سوی دین آمده است، به کتاب و سنت توجه بسيار دارد. دین را به صورت منظومه‌ای نگاه می‌کند. در مکاتب دیگر، هنگام بررسی هر يک از باب‌های فقهی فقط در همان باب غور می‌کنند و توجهی به آثار آن بر دیگر ابواب و حتی جامعه ندارد و به دنبال روایت با نص خاص هستند. درحالی‌که امام با نگاه منظومه‌ای، مکتب جدیدی را پایه‌گذاری كرد که نتیجة آن، توجه به مسائل اجتماعی و راه‌حل‌های مثمرثمر است.
    توجه جدي به فقه سنتی، که از آن با عنوان «فقه جواهری» نام می‌برد از ویژگی‌های دیگر روش اوست. امام روش فقه سنتی را به‌عنوان یک اصل مسلم در استنباط کلیه احکام فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی می‌داند (موسوی خميني، 1385 الف، ج 18، ص 71). از سوی ديگر، به عنصر زمان و مکان (فرهنگ) در اجتهاد توجه دارد (همان، ج 21، ص 289). ایشان علاوه بر توجه به آراء فقهاي گذشته و اهمیت به روش استنباط آنان، آزاداندیشی را به‌عنوان یک اصل پذیرفته و در موارد بسیاری در عمل استفاده می‌كند (همان، ص 150). فقه حکومتی، فقه را در بستر اجتماع می‌بیند (همان، ص 335). او می‌گوید: «علم فقه، رفتار انسان را از دو جهت مورد بررسی قرار می‌دهد، ابتدا از جهت آثار اخروی و سپس از جهت آثار و وضعیت دنیوی آن، که با عناوینی مانند صحت و بطلان بیان می‌شود» (موسوی خميني، 1385 ب، ص 10). از همه مهم‌تر، فقه حکومتی و تولد «ولایت مطلقه فقیه» از آن، موجب شد تا به احکام اجتماعی با دیدی جدید بپردازد. مانند نظریه ایشان در باب شطرنج (موسوی خميني، 1385 الف، ج 21، ص 34) و حق تخریب مسجد و منزلی که در مسیر عمومی قرار دارد (همان، ص 170) و مسئلة طلاق زنی که توسط شوهرش مورد آزار قرار می‌گیرد (موسوی خميني، 1385 الف، ج 10، ص 407).
    مسئلة گسست دولت و ملت
    از دیرباز بیگانگان، بدون توجه به مشروعیت دینی بر ایران حکومت کرد‌ه‌اند. دين‌داري ایرانیان و نامشروع شمردن اين‌گونه حکومت‌ها، موجب بروز شکاف دولت و ملت مي‌شده است. صفویه، شروعی برای حکومت دینی بود که با دعوت علما به همکاری، تلاش در بازسازی مشروعیت حکومت داشت. اما وجود مناسبات فرهنگی، سیاسی ایلات و عشایر که در آن شاه و ایل او به دنبال اهداف ایل بودند و اهداف دینی در درجة دوم بود، شکاف را همچنان فعال باقی گذاشت. در دورة قاجار، ظهور سیاسی غرب و پیدایش استعمار و حرکت‌های فرهنگی ناشی از آن، ابعاد نوینی بر این گسست افزود (پارسانیا، 1380). فقها، در مواجهه با اين گسست، رويکردهاي مختلفي اتخاذ كردند. در صفویه، تلاش‌های مجلسی در اصلاح حکومت و در قاجار، پیشنهاد تأسیس عدالت‌خانه و همین‌طور تلاش برای به ثمر نشستن انقلاب مشروطه از سوی علما و نگارش کتاب تنبیة‌الامة توسط نائینی، با محدود کردن ظلم راهی برای حل مسئله گشودند (همان).
    امام خمینی نیز با غبارزدایی از افکار شیعه، ولایت فقیه را طرح كرد. او راه‌حلی را اتخاذ كرد که فقط با محدود نمودن ظلم، گسست پایان نمی‌یافت، بلکه ایشان نظریه خود را به صورت کامل و با ولایت فقیه و از بین بردن کامل ظلم بیان نمود. نکتة مهم اين است که اتخاذ رویکردهای متفاوت فقها برگرفته از مبانی فقه ایشان است.
    فقه باز فقه بسته
    اگر جامعه را مانند یک سیستم فرض كنیم، مرکب از بخش‌هایی است که هر يک وظیفه خاص خود را انجام می‌دهد و بین هر يک از اجزای سیستم، رابطه مکمل یا متقابل وجود دارد. حال ممکن است، سیستم باز یا بسته باشد. سیستم بسته، با محیط رابطه و تبادل ندارد و متمایل به حالت ایستا است و از تأثیر زمان مصون است. در مقابل، سیستم باز با محیط تعامل دارد و اجزای آن، در معرض تغییر قرار دارند. فقه نیز رویکرد نظري در عرصه اجتماع است. براین‌اساس، صفت باز یا بسته بودن را مي‌پذيرد. مبانی فقهی، در صورتی که به حالت ایستا تمایل بیشتری نشان دهد، بسته است؛ زیرا از تأثیر زمان بر جامعه غافل است. اما اگر فقه در تعامل با اجتماع قرار گیرد، در این صورت فقه باز است (بشیریه، 1389، ص 95). اين مسئله را در رويکرد سه فقيه مذکور پي‌ مي‌گيريم.
    علامه مجلسی، با نگارش رسالة آداب سلوک حاکم با رعیت که براي آگاهي‌بخشي به حاکمان غافل تدوين شده است (مجلسی، 1402ق، ص 135)، و در جایی دیگر، علت ارتباط با حکام را در سه اصل، تقیه، تقدم اهم بر مهم و عمل به قدر مقدور بیان می‌کند (لک‌زایی، 1385، ص 372)، ذیل روایت «عمر ابن‌حنظله» ولایت فقیه را برای فقهای شیعه ثابت می‌داند (مجلسی، 1403ق، ج 69، ص 105) و ذیل روایتی از امیر المومنین، ریاست ممدوح را از آن انبیاء و ائمه اطهار قرار می‌دهد. وي به تشریح سه ریاست که از وظایف فقهاست، می‌پردازد. ریاست کاذبین در زمان اهل‌بیت را نام می‌برد و در نهایت، ریاست‌ها را به حق و باطل تقسیم می‌کند. او تدریس، افتاء و وعظ، و اقامة نماز جمعه را از وظایف فقیه می‌داند (همان، ج 7، ص 145-147). در نهایت، تلاش برای به دست آوردن حکومت، هنگامی که حاکم باطل است، بلا محذور می‌داند (همان، 1370، ج 10، ص 325-327). همچنين ولایت اخذ خمس را برای فقها می‌داند (همان، 1402ق، ص 225). او تشکیل حکومت را امری ضروری می‌داند (همان، ج 72، ص 122). نماز جمعه به خودی خود، یکی از اموری است که امام جمعه را به امور اجتماعی ـ حکومتی وا می‌دارد؛ هرچند در مقام نظر به این امر توجهی ننماید، ولی در مقام عمل، نسبت به حکومت و اجتماع سکوت نمی‌کند. همین‌طور مجلسی امر به معروف و نهی از منکر را به‌عنوان یک مسئلة شرعی اجتماعی می‌داند (همان، ج 65، ص 342) او علاوه بر اینکه در مصنفات خود، به امر به معروف پرداخت، عملاً در مقابل سلطان‌حسین، امر به معروف می‌كند. از سوی ديگر، با حضور در مسجد برای نماز جماعت و وعظ، تعامل مستقیم خود را با مردم حفظ نمود (جعفریان، 1389، ج 2، ص 352).
    وجوب نماز جمعه در زمان غیبت، بيانگر دو مطلب است: 1. عینی بودن، که نشان از اهمیت آن در نگاه علامه مجلسی است (نظر اکثر اخباری‌ها بر وجوب عینی آن است)؛ 2. اهمیت به نمازی که نماد اجتماع است. همچنین، امر به معروف، یکی دیگر از احکام شرعی است که اولاً، در جامعه اسلامی اجرا می‌شود. ثانیاً، در اجتماع مسائل اجتماعی را با باز اجتماعی نمودن و به صورت درونی حل می‌کند. همکاری با شاه، درخواست ممنوعیت منکرات، نگارش کتاب برای کاستن از ظلم حکام نسبت به مردم و نگارش کتاب فارسی، برای استفاده مردم را انجام می‌دهد. عدم بطلان حکومت و از مجموعه نظرات و عملکرد او، رویکردی باز و ایجابی برداشت می‌شود، اما رویکرد او در حد اصلاح حکومت است. او در هیچ یک از آثار خود به انقلاب و تغییر کلی حکومت اشاره نمی‌كند. مبانی اخباری او، علت این امر را روشن می‌كند، البته بستر اجتماعی نیز بر آن می‌افزاید.
    علامه نائینی با تألیف کتاب تنبیة‌الامه، رویکردی بدیع در حل مسئلة گسست دولت و ملت آغاز نمود. این کتاب فقهی پرمایه و بی‌سابقه است (پارسانیا، 1386، ص 48). او کتاب را به امید آزادی مسلمانان به رشته تحریر در آورد. علامه نائینی، علت اصلی تألیف کتاب را مخالفت عده‌ای با ضرورت دین اسلام می‌داند. در این صورت، سکوت و به صورت تلويحي رويکرد سلبي را جایز نمی‌بیند. از سوی ديگر، معتقد است: نظام جامعه بشر به حکومت وابسته است. از سوی دیگر، حکومتی را نافذ می‌داند که درپی احیای زمینه‌های فرهنگی و دینی ملت باشد. در نتیجه، حفظ اصل اسلام واجب و تشکیل حکومت مخصوص امامان است و به هنگام غیبت امام زمان بر عهدة فقهاست. تناظری بین امامان معصوم و فقیه برقرار می‌نماید. وي اضافه می‌کند، در اموری که شارع راضی به اهمال آنها نیست، فقها نائب عام هستند. نیابت عام، در تمام مناصب برای حفظ اسلام، جاری است (نائینی، 1382 ص 35-37، 63 و 73).
    نائینی تغییر حکومت از استبدادی به مشروطه را ضروری عقل می‌داند؛ زیرا ظلم حکام از نوع ظلم به مردم است. ازاین‌رو، بی‌تفاوتی در برابر حکومت به هیچ وجه جایز نیست (موسوي خلخالی، بي‌تا، ص 486). اما در زمينه اثبات ولایت فقیه، آن را مانند ولایتی می‌داند که برای مالک‌اشتر ثابت است (همان، ص 475). مرحوم نائینی، در انتهای کتاب تنبیة‌الامة، از عدم کار فقهی در مسئله ولایت فقیه تأسف می‌خورد، و با طعنه می‌گوید: یک روایت «لَا تَنْقُضِ‏ الْيَقِين‏» (حرعاملی، 1409ق، ج 1، ص 245) را پرورش داده فروع مختلف فقهی بیرون کشیده‌ایم، درحالی‌که سرچشمه‌های عمیقی در باب حکومت و ولایت فقیه موجود است و بدان‌ها هیچ توجهی نشده است (حسيني‌طهرانی، 1421ق، ج 2، ص 232).
    علامه نائینی، پس از هجرت از ایران به عراق، به همکاری با میرزای شیرازی می‌پردازد. او در برخی از مسائل اجتماعی عراق، فعالانه وارد می‌شود که موجب تبعید او از عراق به ایران می‌شود (علی‌لو، 1374، ص 72 و 118) و با نگارش کتاب تنبیة‌الامة و حضور فعال در جریان عدالت‌خانه و انقلاب مشروطه، رویکردی باز و ایجابی از خود نشان می‌دهد. اما مبانی فقهی مکتب نجف، گنجایش پیشروی بیش از اصلاح و محدود نمودن استبداد، که همان مشروطه است، را نداشت. به همین دلیل، پس از آنکه گمان کرد مشروطه شکست خورده و خون عده‌ای از علما ریخته شده، رویکردی سلبی اتخاذ كرد.
    امام خمینی، با نگارش کتاب ولایت‌ فقیه، از حقیقتی نهفته در اذهان پرده برمی‌دارد. او روش صحیح فقاهت را در همان فقه جواهری موجود در حوزه‌های علمیه می‌داند، ولی نکتة اساسی وي در نگرشی است که به فقه دارد و با دخیل کردن زمان و مکان در اجتهادات فقهی رویکردی متفاوت می‌آفریند. او می‌گوید:
    مسئله‌ای که در قدیم حکمی داشته است، با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی روز توانایی عدول از حکم مورد نظر را داریم. در نتیجه حکم جدیدی صادر می‌گردد؛ زیرا با تغییر شرایط، موضوع تغییر کرده و موضوع جدید، نیازمند حکم جدید است. به همین دلیل، حکومت، فلسفه عملی تمام فقه در تمام زوایای زندگی بشر است (اسلامی، 1389، ص 378؛ موسوی خميني، 1385 الف، ج 21، ص 289).
    با بررسی آثار ایشان، مانند کتاب کشف‌الاسرار که در عصر پهلوی اول نگاشته شده و او در این کتاب، با اینکه حمله‌های تندی به شاه می‌کند، ولی شکل حکومت سلطنتی را تمجید می‌كند و علمای زیادی را مثال می‌زند که با این شکل حکومتی کنار آمده‌اند ولی رفتار ايشان، رفتاری ناظر به حکومت است (عدم سکوت در علما در برابر استبداد)، او بعدها در کتاب ولایت فقیه این نظر خود را نفی می‌نمایند (لک‌زایی، 1394، ص 260). بررسی چند نمونه از نظرات فقه حکومتی امام در مقام نظر و عمل بدین شرح است:
    امام خمینی عبارتِ «الاسلام یجب ما قبله» را یک امر سیاسی ـ‌ اجتماعی می‌داند؛ زیرا به‌واسطة آن، رغبت افراد به اسلام بیشتر می‌گردد. مانند مجازات کسی که قبل از اسلامش گران‌فروشی کرده باشد، در صورتی معنا می‌یابد که این حکم در جامعة اسلامی و ذیل حکومت تعریف گردد (موسوی خميني، 1385 الف، ج 19، ص 44). ایشان مفاد قاعده «نفی عسر و حرج»، را از قواعد حکومتی می‌داند که به منظور اداره جامعه صادر گردیده است و ناظر به احکام شرعی فردی نیست (موسوي خميني، 1378، ج 1، ص 50). مورد دیگر، موضوع تولی و تبری است. ایشان با یک نگاه ایجابی، نسبت به حکومت‌های دیگر جهان، می‌گوید: «باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل بست و از رژیم غیراسلامی تبری جست» (موسوي خميني، 1385 الف، ج 3، ص 322). در نتیجه، نگاه ایجابی احکام اسلام در ابعاد اجتماعی و حکومتی آن نگاه می‌کند (همان، ج 7، ص 78).
    امام در مقام عمل نیز رویکرد خود را نشان می‌دهد: در گام نخست، پس رحلت آیت‌الله بروجردی، با کاپیتالاسیون مخالفت علنی نمود و در سخنرانی خود با خطاب به شاه، او را نصحیت كرد. پس از آن، در «انقلاب سپید» پس از آنکه مخالفت علما به جایی نرسید و شاه اصول انقلاب را به رفراندوم گذاشت، امام انتخابات را تحریم کرد. پس از تحریم و سفر شاه به قم و عدم استقبال مردم قم از شاه به فرمان امام، مأموران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه ریختند و طلاب را به خاک و خون کشیدند (جمعی از نویسندگان، 1386، ص 91). پس از آن، امام طی سخنرانی واقعة آن روز را به واقعه عاشورا تشبیهه نمودند، و شاه را دست‌نشاندة اسرائیل خواندند. امام در‌پی این سخنرانی، دستگیر و به تهران منتقل می‌شود (همان، ص 95). در سال 1343، امام به ترکیه تبعید و پس مدتی به عراق تبعید می‌گردد. او در عراق با بسط نظریه ولایت فقیه، کتاب ولایت فقیه را می‌نگارد و راه‌حل مسئله را در حذف استبداد می‌بیند. او از زمانی که زعامت حوزه علمیه را به عهده می‌گیرد، هر روز با چالش‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند (مدنی، 1362، ج 2، ص 204-209). اين امر نشان از اتخاذ، رویکردی ایجابی و فعال است.
    تعاملات فقها و رویکردهای متخذ از آنان، بر محور یک طیف و یک راستا قرار دارد. مجلسی، نائینی و امام با توجه به مکتب فقهی و مبانی فقهی که بر تعاملات‌شان اثر گذاشته، هر يک در یک قسمت از طیف قرار می‌گیرند.
    فقه اصلاح‌گر
    انقلاب، تلاش مردم برای از بین بردن نظم سیستم موجود است. اما در کنار انقلابیون، عده‌ای اصلاح‌طلب هستند. اصلاح‌طلبان، نظم را به آنی تغییر نمی‌دهند، بلکه آن را تدریجی و با جایگزین کردن نظم دیگری تغییر می‌دهند (دوژه، 1395، ص 25). انقلاب دو مطلب را در خود نهفته دارد، نارضایتی نسبت به وضع موجود و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب است (مطهری، 1386 الف، ص 59). از اين جهت که حکومت اسلامی یکی از آرمان‌های تمام انبیاء، امامان و فقهاست و در عصر غیبت، فقها، بر اساس مبانی فقهی و اتخاذ رویکردهای متفاوت، در مواجهه با انقلاب و اصلاح متفاوت عمل می‌کنند (بهرامی و نظرپور، 1385، ص 140).
    علامه مجلسی، به صورت کلی تلاش فقها برای ریاست را جایز می‌داند، و توسل به اهل باطل برای دستیابی به ریاست، هرچند در فرمان او لازم‌الاتباع باشد، جایز می‌داند. حال این اجازه، را برای عموم مردم و فقها می‌داند، هرچند تحقق آن ‌را در عصر غیبت بعید می‌داند (مجلسی، 1370، ج 10، ص 325-327). او روایات «كُلُ‏ رَايَةٍ تُرْفَع‏...» در ذیل عنوان امام جائر جای می‌دهد (همان، ج 108، ص 349) و تشکیل حکومت در زمان غیبت را به علت موثق بودن روایت، نهی می‌کند (همان، ج 26، ص 325). از مجموع نظرات ایشان، به دست می‌آید كه جواز تشکیل حکومت برای فقیه را مختص دوره حضور امام و با اذن ایشان می‌داند و در نهایت، همکاری با سلطان جائر را جایز می‌داند.
    فقه انتقادي
    علامه نائینی، در ابتدای کتاب تنبیة‌الامة با استناد به روایت (اذا ظهرت البدع...) عمل خود را مستند به این روایت می‌کند (نائینی، 1382، ص 60). از سوی ديگر، همة تاریخ‌نگاران، مشروطه را یک انقلاب برمی‌شمرند، به‌گونه‌اي‌که آبراهامیان کتابی با نام ایران بین دو انقلاب نگاشته است. مقصود از انقلاب اول مشروطه است، مرحوم نائینی با استناد به روایات در انقلاب مشروطه قدم می‌گذارد و ظرفیت‌های فقه شیعه در عرصه انقلاب و حکومت را باز می‌نماید. نائینی، دربارة حدیث «اما الحوادث ...» می‌گوید: احتمال دارد منظور از «حوادث»، حوادث شخصی باشد. در این صورت، نمی‌توان آنها را مورد استدلال قرار داد. برای اثبات حکومت اسلامی، نیازمند دلایل دیگری هستیم (موسوي خلخالی، بي‌تا، ص 50). او با تقسیم سلطنت به دو قسم، سلطنتی را که تسلط مردم از باب ولایت است، می‌پذیرد. او این مقام سلطنت را مخصوص معصوم می‌داند. به همین دلیل، برای غیرمعصوم نیازمند به یک نظارت بیرونی است تا او را از خطا مصون دارد. بدین‌وسیله، قانون اساسی و تفکیک قوا را مطرح می‌کند و شروط و ویژگی‌هایی را برمی‌شمرد: الف. قانون اساسی به‌گونه‌ای‌که از فقه و شریعت برخاسته باشد؛ ب. تشکیل مجلس شورای ملی. البته مجلسی که مشروع باشد و این مشروعیت در مذهب امامیه، توسط جمعی از فقها صورت می‌گیرد (نائینی، 1382، ص 44-49). او به آزادی مردم از رقیت حکومت اهتمام می‌ورزد و از سویی مساوی بودن مردم و حاکمان در برابر اموری مانند حقوق، مجازات و احکام معتقد است و فقها را نیز مسئول تدارک احکام اسلام برای برپایی این امور می‌داند (همان، ص 60-64). او هر چند در کتاب تنبیة‌الامة، حکومت اسلامی و ابعاد آن را بیان می‌کند. ولی در عمل، بستر اجتماعی را مهیای انقلاب و حکومت فقیه نمی‌بیند. به همین دليل، پس از شکست مشروطه رویکرد سلبی اتخاذ می‌کند.
    فقه انقلابي
    امام خمینی، نسبت به تمدن اسلامی و ایجاد جامعه‌ای با چنین تمدنی، دغدغه‌مند بود؛ تمدنی که در کالبد جامعه دمیده می‌شود، باید از روح خداوند سرشار باشد، این تمدن ناخودآگاه عرصه‌های دیگر را با خود هماهنگ می‌نماید و یک نظام کامل را برای رشد فراهم می‌کند (خسروپناه، 1396، ص 880). او در مسئلة انقلاب و انتقاد نیز نگاهی فراتر از فقهای پیشین خود دارد. به همین دلیل، در قلمرو نظریه‌پردازی، درمانی قطعی برای جوامع ارائه می‌دهد و با نگاه تمدنی، تمام جهان اسلام را مد نظر قرار می‌دهد. امام، ذیل حدیث «کل رایة» می‌گوید:
    با توجه به اینکه جامعه بدون حکومت محال است؛ زیرا نتیجة آن دریدن مردم توسط یکدیگر است، و این را مخالف نص صریح قرآن می‌داند، و از سویی احکام الهی بدون وجود حکومت تعطیل می‌گردد. به همین دلیل، اگر هزاران حدیث، مانند این حدیث موجود باشد، برای ما هیچ حجتی ندارد؛ ‌زیرا در تعارض با نص قرآن است (موسوی خميني، 1385 الف، ج 21، ص 21).
    او ساخت تمدن اسلامی در قالب حکومت اسلامی دیده و تنها راه‌حل را انقلاب و تغییر ساختار حکومتی می‌دید که همه اینها ساخته و پرداخته «ولایت مطلقه فقیه» است، که با تربیت نیرو انقلابی از یک سو، تکیه و توجه به نیروی مردمی، چشم‌اندازی جدید در تمدن اسلامی باز نمود.
    نتیجه‌گيري
    علامه مجلسی، با توجه به دورة زندگی‌ خود و استادانی که برخی اخباری و برخی اصولی بودند، به یک اخباری معتدل تبدیل شد، که مجموعه آثار و اقداماتش، شاهد همین مدعاست. هر چند او رویکردی باز و ایجابی اتخاذ نمود، اما مبانی اخباری او، توان بیش از اصلاح را در دید او نداشت. از سوی دیگر، بستر اقتصادی و جایگاه علما، به‌گونه‌ای بود که کسی احتمال تشکیل حکومت را نمی‌داد. به همین دلیل، خرده‌گیری به علما و یا عنوان آخوند درباری دادن به علما آن زمان، خارج از انصاف و بدون علم است. علامه نائینی نیز با توجه به استادانی که درک نمود و حوزه‌ای که در آن رشد كرد، در میدان مکتب اصولی نجف گام می‌نهاد. بستر اقتصادی و جایگاه علما به‌گونه‌ای بود که هر عالم آزاده را وا می‌داشت تا در برابر شکاف موجود کوشش كند، نائینی نیز با اتخاذ رویکردی باز و ایجابی، برای این هدف کوشش فراوان كرد، به‌گونه‌اي‌که کتابی در این باب نگاشت. اما در نهایت، به علت عدم حضور او در ایران و شرایط اجتماعی آن دوران و از همه مهم‌تر مبانی فقهی او، نهایت کار را به اتخاذ رویکردی سلبی کشاند. نادیده گرفتن تلاش‌های نائینی، خارج از انصاف و مخصوص کسانی است که وارد گود مسائل اجتماعی و سیاسی نشده‌اند. امام خمینی با توجه به استادان، فقهی، اصولی، عرفانی و فلسفی که دیده بود و با توجه به شرایط اجتماعی و جایگاه دین و علما در دورة پهلوی، از هر راهی برای از بین بردن شکاف بین دولت و ملت تلاش كرد، تا در نهایت با پرورش آراء علما سابق در باب ولایت فقیه، تنها راه را در حذف استبداد دید. او برای رسیدن به هدف، صدمات فراوانی نیز دید. ولی در نهایت، با ممارست در بهمن سال 1357 با پیروزی انقلاب اسلامی به هدف رسید. هدف و مسیری که درپی گرفت، نشان می‌دهد رویکردی باز و ایجابی اتخاذ کرد. اما تفاوت عمده او با مجلسی و نائینی در مبانی مکتبی است كه وي سنگ بنای آن را نهاد و از آن مهم‌تر شرایط اجتماعی و اقتصادی آن دوران است.

     
     

    References: 
    • آبراهامیان یرواند، 1386، ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب، ترجمة کاظم فیروزمند و همكاران، چ یازدهم، تهران، نشر مرکز.
    • اسلامی، رضا، 1389، مدخل علم فقه، چ دوم، قم، مرکز مدیریت.
    • بحرانی، یوسف، بي‌تا، حدائق الناظره، قم، مؤسسة نشر اسلامی.
    • بشیریه، حسن، 1389، جامعه‌شناسی سیاسی، چ هجدهم، تهران، نشر نی.
    • بهرامی، قدرت‌الله و مهدي نظرپور، 1385، انقلاب اسلامی و انقلاب‌های جهان، قم، زمزم هدایت.
    • پارسانيا، حميد، 1380، «میرزای نائینی تا امام خمینی»، قبسات، ش 22، ص 85-95.
    • ـــــ ، 1386، هفت موج اصلاحات، قم، بوستان کتاب.
    • ـــــ ، 1389، حدیث پیمانه، تهران، نشر معارف.
    • جعفریان، رسول، 1389، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • جمعی از نویسندگان، 1386، انقلاب اسلامی، قم، نشر معارف.
    • حرعاملی، محمدبن‌حسن، 1409ق، وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسة آل‌البیت.
    • حسینی‌طهرانی، سیدمحمدحسین، 1421ق، ولایت فقیه در حکومت اسلامی، چ دوم، مشهد، علامه طباطبائی.
    • حیدری بهنوئیه، عباس، 1389، اندیشه سیاسی آیت‌الله نائینی، قم، بوستان کتاب.
    • خاتون‌آبادی، سیدعبدالحسین، 1352، وقایع‌السنین و الاعوام، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
    • خسروپناه، عبدالحسین، 1396، منظومه فکری امام خمینی، چ دوم، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
    • دوانی، علی، 1370، علامه مجلسی، تهران، امیرکبیر.
    • دوژه، موریس، 1395، بایسته‌های جامعه‌شناسی سیاسی، ترجمة ابوالفضل قاضی، چ پنجم، تهران، نشر میزان.
    • رجبی، محمد‌حسن، 1366، زندگی‌نامه سیاسی امام خمینی، چ پنجم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
    • رمضان نرگسی، رضا، 1389، تبیین جامعه‌شناختی انقلاب مشروطه، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خمینی.
    • زمزم نور، 1387، زندگی‌نامه، آثار و ... امام خمینی، چ نهم، تهران، مؤسسة فرهنگی قدر ولایت.
    • سیف، احمد، 1373، اقتصاد ایران در قرن نوزدهم، بي‌جا، نشر چشمه.
    • سینا، حسین، 1370، نگاهی به اندیشه سیاسی شیعی در گذر زمان، به کوشش حسن یوسفی اشکوری، چ پنجم، تهران، یادآوران.
    • طارمی، حسن، 1375، علامه مجلسی، 1375، تهران، طرح نو.
    • عقیلی، سیداحمد، 1394، «نسبت حاکمیت سیاسی و حیات اقتصادی در دورة اول حکومت صفوی»، تاریخ اسلام و ایران، ش ۲۸، ص 171-214.
    • علیدوست، ابوالقاسم، 1396، روش‌شناسی مکتب فقهی نجف و قم «http://mobahesat.ir/15695»، مباحثات، 13 بهمن 1396.
    • علی‌لو، نورالدین، 1374، میرزای نائینی ندای بیداری، بي‌جا، سازمان تبلیغات اسلامی.
    • کاظمی، محمد‌علی، بي‌تا، فوائد‌الاصول (تقریر درس اصول مرحوم نائینی)، تهران، انتشارات اسلامیه.
    • گرجی، ابوالقاسم، 1375، تاریخ فقه و فقها، تهران، سمت.
    • لک‌زایی، نجف، 1385، چالش سیاست دینی و نظم سلطانی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • ـــــ ، 1390، تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • ـــــ ، 1394، اندیشه سیاسی امام خمینی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
    • لنگرودی، محمدجعفر، 1370، مکتب‌های حقوقی در حقوق اسلام، تهران، گنج دانش.
    • مجلسی، محمدباقر، 1370، مرآةالعقول، چ سوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
    • ـــــ ، 1403ق، بحار‌الانوار، بيروت، دار الاحیاء التراث.
    • ـــــ ، 1406ق، ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفي.
    • ـــــ ، 1402ق، بیست و پنج رساله فارسی، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفي.
    • مدنی، سیدجلال‌الدین، 1362، تاریخ سیاسی معاصر ایران، چ سوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
    • مطهری، مرتضی، 1386 الف، آینده انقلاب اسلامی ایران، قم، صدرا.
    • ـــــ ، 1386 ب، نهضت‌های صد ساله اخیر، قم، صدرا.
    • ملکی میانجی، علی، 1385، علامه مجلسی اصولی یا اخباری، قم، دلیل ما.
    • منصوری، جواد، 1392، آشنایی با انقلاب اسلامی، قم، نشر معارف.
    • ـــــ ، 1378، قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکزاسناد انقلاب اسلامی.
    • موسوي خلخالی، سیدمحمدمهدی، بي‌تا، حاکمیت در اسلام، ترجمة جعفر الهادی، قم، جامعه مدرسین.
    • موسوی خميني، سیدروح‌الله، 1366، اربعین حدیث، قزوين، طه.
    • ـــــ ، 1385 الف، صحیفه نور، چ دوم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • ـــــ ، 1385 ب، شرح حدیث، جنود عقل و جهل، چ دوم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • ـــــ ، 1385 ج، کشف‌الاسرار، چ دوم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • ـــــ ، 1378، مناهج‌الوصول الی علم‌الاصول، چ چهارم، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
    • نائینی، محمدحسین، 1382، تنبیة‌الامة و تنزیه‌المله، قم، بوستان کتاب.
    • نایینی، مهدی، 1383، «گذری بر شخصیت علمی، اخلاقی و سیاسی میرزای نائینی»، آموزه، ش ۵، ص 375-394.
    • هنرفر، لطف‌الله، 1350، «فرهنگ دوستی و هنرپروری در آیین پادشاهان ایران»، هنر و مردم، ش 107 و 108، ص 16-18.
    • یعقوبی، ابوالقاسم، 1386، مقاله نوآوری‌های نائینی در فقه (علامه نائینی فقیه نظریه‌پرداز)، قم، بوستان کتاب.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد، ابراهیمی پور، قاسم.(1398) بررسی تطبیقی روش‌شناسی فقها، در مواجهه با مسئله‌ی گسست دولت و ملت در ایران، در دوره‌های صفویه، قاجار و معاصر. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 10(2)، 39-55

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حامد آزادی؛ قاسم ابراهیمی پور."بررسی تطبیقی روش‌شناسی فقها، در مواجهه با مسئله‌ی گسست دولت و ملت در ایران، در دوره‌های صفویه، قاجار و معاصر". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 10، 2، 1398، 39-55

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد، ابراهیمی پور، قاسم.(1398) 'بررسی تطبیقی روش‌شناسی فقها، در مواجهه با مسئله‌ی گسست دولت و ملت در ایران، در دوره‌های صفویه، قاجار و معاصر'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 10(2), pp. 39-55

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آزادی، حامد، ابراهیمی پور، قاسم. بررسی تطبیقی روش‌شناسی فقها، در مواجهه با مسئله‌ی گسست دولت و ملت در ایران، در دوره‌های صفویه، قاجار و معاصر. معرفت فرهنگی اجتماعی، 10, 1398؛ 10(2): 39-55