درآمدي بر دلالت‌هاي اجتماعي نظرية فطرت؛ با تأكيد بر مسئله قانونمندي اجتماعي

سال دهم، شماره دوم، پياپي 38، بهار 1398

صادق گلستاني / استاديار گروه جامعه‌شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    sadeq.qolestani47@yahoo.com
دريافت: 30/09/1397 - پذيرش: 10/02/1398

چکيده
علوم اجتماعي بر پايه برخي مباني معرفتي سازمان مي‌گيرد که انسان‌شناسي نقش محوري در آن دارد. ازاين‌رو، فطرت به‌عنوان دال مرکزي انسان‌شناسي، در اين دانش اهميت دوچندان پيدا مي‌کند. شناخت فطرت و بازتاب‌هاي آن، در حوزه‌هاي گوناگون علم اجتماعي، مي‌تواند در کسب شناخت اجتماعي راهگشا باشد. اين نوشتار، بازتاب فطرت را در مقوله قانونمندي اجتماعي و لوازم آن، به‌عنوان يکي از مسائل مهم علوم اجتماعي بازخواني مي‌کند و به اين پرسش پاسخ مي‌دهد که بر اساس فطرت، چگونه مي‌توان قانونمندي اجتماعي و لوازم آن را در علم اجتماعي تحليل نمود؟ اين مسئله، با روش تحليلي منطقي پيگيري شده و بر اساس روش‌شناسي بنيادين، رابطة نظرية فطرت و دلالت‌هاي نظري آن، در علم اجتماعي تبيين گرديده و نشان داده شده که بر اساس فطرت، مي‌توان اشتراک جوامع و فرهنگ‌هاي مختلف، در قانونمندي اجتماعي را اثبات نمود، همچنين امکان ارائه الگوي نظري واحد در تبيين پديده‌هاي اجتماعي و ارائه نظام ارزشي جهاني و نيز امکان داوري ارزشي بين فرهنگ‌هاي مختلف را تبيين کرد.
کليدواژه‌ها: قانونمندي اجتماعي، فطرت، نظام ارزشي، داوري ارزشي، اشتراک جوامع.