دروني‌كردن نقش معلمي در قالب كار احساسي (مطالعه موردي؛ شهرستان اسلام‌آباد غرب)

سال دهم، شماره اول، پياپي 37، زمستان 1397

اکبر طالب‌پور / دانشيار جامعه‌شناسي دانشگاه آيت‌الله بروجردي    talebpour110@yahoo.com
ابراهيم عباسپور / دکتري جامعه‌شناسي و استاد دانشگاه آيت‌الله بروجردي    eb.abaspour@gmail.com
کلثوم قنبري / کارشناسي ارشد جامعه‌شناسي دانشگاه آيت‌الله بروجردي
دريافت: 20/06/1397 ـ پذيرش: 02/11/1397
چکيده
کار احساسي، ‌از مفاهيم جديدي است که توسط آرلي راسل هوخشيلد وارد رشتة جامعه‌شناسي شده و گسترش يافته است. در اين پژوهش، با استفاده از نظريات هوخشيلد، آشفورث و هامفري، موريس و فلدمن و گراندي، ميزان کار احساسي و عوامل مؤثر بر آن در جامعة هدف بررسي گرديد. بر اساس نطريه‌هاي تحقيق، عوامل مؤثر بر کار احساسي، عبارت است از: سرمايه اجتماعي، سرمايه فرهنگي، سرمايه اقتصادي و علايق مذهبي. کار احساسي معلمان با توجه به نظريات بيان شده و عوامل اجتماعي مؤثر بر آن در دو بُعدِ سطحي و عمقي مورد سنجش قرار گرفت. سنجش متغيرهاي تحقيق، با استفاده از روش پيمايشي، در بين 350 نفر از معلمان شهر اسلام‌آباد غرب با استفاده از نمونه‌گيري طبقه‌اي و با استفاده از فرمول کوکران انجام گرفت. نتايج تحقيق نشان دادند كه ميانگين کار احساسي معلمان برابر 8/46 برآورد شد که در اين ميان، ميانگين کنش عمقي 84/22 و ميانگين کنش سطحي، 6/51 بود، با توجه به اينکه کنش سطحي، ‌بالاتر از کنش عمقي بود و با عنايت به ميانگين کمتر از حدمتوسط کار احساسي، مي‌توان اذعان كرد که معلمان جامعه هدف، رغبت بالايي براي دروني نمودن شغل معلمي از خود نشان نمي‌دهند. تحليل رگرسيون چندمتغيره نشان داد كه متغيرهاي مستقل توانسته‌اند حدود 44 درصد از تغييرات کار احساسي معلمان را تبيين كنند.
کليدواژه‌ها: کار احساسي، کنش سطحي، کنش عمقي، معلمان.