مباني نظري مفهوم «بازنمايي»؛ با تأكيد بر ابعاد معرفت‌شناختي

سال هشتم، شماره چهارم، پياپي 32، پاييز 1396

نعمت‌الله کرم‌اللهي / دانشيار گروه جامعه‌شناسي دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                                 n.karamollahi@gmail.com

محمد حسني / دانشجوي دکتري فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                            hassany0057@yahoo.com

دريافت: 27/03/1396 ـ پذيرش: 17/09/1396

چکيده

اين نوشتار، جستاري در مفهوم «بازنمايي» است. ازاين‌رو، ‌ضمن مرور عقبه تاريخي موضوع، ديدگاه‌‌‌‌هاي معاصر که منصرف در کارکرد رسانه‌هاي تکنولوژيک است، تبيين مي‌شوند. بازنمايي، فرايندي است که از يک سو، مرتبط با عالم عينيات خارجي و از سوي ديگر، کنشي است که فاعل بازنما از طريق ميانجي به مخاطب ارائه مي‌کند. فرايند بازنمايي در اين معنا، در گذر از سه جهان «بود»، «نمود» و «بازنمود» شكل مي‌گيرد. لذا مسئله اين نوشتار، بحث نظري در باب بازنمايي و کاوش تئوريک دربارة گذر از اين سه جهان‌ است که به روش تحليلي- عقلي و با هدف روشن شدن لايه‌هاي مباحث نظري شناخت‌شناسانه انجام مي‌شود. در اين فرايند، ابتدا در ارتباط با جهان «بود»، «مفهوم» شکل مي‌گيرد. سپس، مفاهيم در جهان «نمود»، تنظيم، دسته‌بندي و بازآرايي مي‌شوند. سرانجام، از مجراي ابزار بياني به عالم «بازنمود» عرضه مي‌شوند. حاصل اينکه، بازنمايي يک امر بيروني، از فرايندي چندمرحله‌اي مي‌گذرد که هريک، از ساختار، حدود، ايده، اراده‌ پيش‌ساخته و يا پيش‌فهم، اشباع شده‌اند و انتقال صرف و بدون خدشه مفاهيم عيني به مخاطب را زير سؤال مي‌برند.

کليدواژه‌ها: بازنمايي، ميانجي، تقليد، محاکات، تمثل، معرفت‌شناسي.