رویکرد بزهدیدهشناختی در نظریۀ قرآنی کجروی*
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
دانش مرتبط با بزهديده، بهمعناي کلي زيانديده از کجروي، عمر چنداني در علوم اجتماعي ندارد. چنانکه تا اواخر دهۀ 1970، دو حوزۀ جرمشناسي و دستگاه جزايي، تقريباً به طور کامل، از بزهديدگان غافل بودهاند (راک، 2002، ص 1). انگارۀ غالب اين بود که بزهديده، صرفاً در نقطه وقوع کجروي قرار ميگيرد. آماجِ منفعل کجروي است و نقشي در زمينهسازي آن ندارد. ازاينرو، دانش بزهديدهشناسي با اين تلاش شکل گرفت که بزهديدگي، با ارجاع به علل مرتبط با بزهديده، تبيين شود (عبدالفتاح، 1991، ص 289).
امروزه، بزهديدگي «مسئلۀ عمدة جديدترين معارف جرمشناختي» و بزهديدهشناسي، دانشي در حال رشد است، بهويژه اينكه از جرمشناسي، جامعهشناسي، روانشناسي، مردمشناسي، حقوق و علوم سياسي بهره ميگيرد. ميتواند نظمي دوباره به مطالعات کجروي بدهد و خلأهاي سياستگذاري آن را پر کند. هرچند نوبنياد بودن آن، موجب مشکلات زير شده که پژوهش را در هر علمي دشوار ميکند: ديدگاههاي واگرا، جواني و انتقادهاي متعدد نظريهها، ابهام پيوندهاشان با تبيينهاي کجروي و ضعف مباني، منابع، دادهها، روششناسي و مطالعات ميداني (ويلسون، 2009، ص 300؛ راک، 2002، ص 11-13؛ کَتِرين، 1382، ص 262-274؛ عبدالفتاح، 1991، ص 112-130، 347-349؛ هادسن، 1997، ص 453).
نکات مزبور، بيانگر ضرورت نظريهپردازي در اين عرصهاند و با ضرورت بوميسازي دانش و نظريهپردازي ديني، جمع ميشوند. از سوي ديگر، آيات قرآن به شکل مؤثري، به بزهديدگي و علل آن توجه دارند. به گونهاي که ميتوان تحليل بزهديدهشناختي را محوري عمده در نظريۀ قرآني کجروي شمرد. بررسي اين تحليل، قطعهاي از نظريۀ قرآن را آشکار ميسازد. مکمل قطعههاي ديگر آن (ر.ک: سليمي، 1385، 1386، 1389، 1393(الف، ب)، 1395، جمشيديها و سليمي، 1387؛ سليمي و همکاران، 1388؛ محسني و همکاران، 1391) و نوعي توانسنجي قرآن بهعنوان منبع مطالعات اجتماعي است. همچنين، در شناخت تدبيرهاي کنترلي نسبتپذير به نظام کنترل اجتماعي اسلامي مؤثر است؛ زيرا در اين نظام، راهکارها بر اساس فهم عوامل کجروي و بزهديدگي و مکانيسمهاي تأثير آنها تدوين ميشوند. لذا، مسئلۀ تحقيق، شناسايي تحليل بزهديدهشناختي نسبتپذير به قرآن است.
هدفها، پرسشها و روش تحقيق
با توجه به نکات ذکر شده، هدفهاي کلي تحقيق عبارتند از: فهم تحليل قرآن از علل بزهديدگي و پاسخهاي آن، به پرسشهاي مرتبط علوم اجتماعي، ارائۀ شناختهاي همخوان با فرهنگ جامعۀ اسلامي و توانسنجي گزارههاي قرآني، در ارائۀ الگويي برخوردار از معيارهاي علوم اجتماعي. هدف جزئي آن، تحليل محتواي کيفي قرآن و موضوع تحقيق، توصيف نگاه قرآن در تحليل علل بزهديدگي است.
پرسش اصلي تحقيق به شرح زير است: الگوي نسبتپذير به قرآن در تحليل علل بزهديدگي چيست؟ اين پرسش، با لحاظ ابعاد مشاهده شده در تحليل قرآن به سه پرسش فرعي تفکيک شده است:
1. تحليل قرآن از علل بزهديدگي و ابعاد، سطوح و مکانيسمهاي تأثير آنها چيست؟
2. تحليل قرآن از نقش بزهديده در شکلگيري بزهديدگي، ابعاد و مکانيسمهاي اين تأثير چيست؟
3. تحليل قرآن از روابط بين علل بزهديدگي و الگوي قابل ارائه از اين روابط چيست؟
روش تحقيق، تحليل محتواي کيفي، رويکردش ترکيبي، سطح آن، توصيف و بازده آن، بيان معناي اطلاعات کيفي در قالب مضمونهاي پاسخگو به پرسشها است. واحد سنجش، گزارۀ قرآني يا برداشتهاي تفسيري معتبر، از فرازهاي قرآني است. مقولهبندي، موضوعي و ناظر به محتواي گزارههاست. بافت تحليل، مضمونهاي کلي ماندگار در مطالعات کجروي و بزهديدگي و ماتريس تحليل، متشکل از اين مضمونها است. پرسشها و مقولهها، بر اساس اين ماتريس، تدوين و فرازهاي برگزيده در قالب مقولهها کدگذاري و بازچيني شدهاند. دادهها، به شيوۀ کتابخانهاي و با پرسشنامۀ معکوس گردآوري شدهاند.
فرازهاي برگزيده با جستوجوي کليدواژهاي مقولهها و نمونهگيري گلولهبرفي، شناسايي شدهاند. مراجعه به آراي مفسران، روايي اين نمونهگيري را تأمين ميکند؛ زيرا شالودۀ اين آرا، توجه به ساختار معنايي کلي آيات و ارتباط ذاتي و قرينه بودن آنها در فهم يکديگر است (معرفت، 1388، ج 2، ص 288ـ300؛ مصباح، 1376، ص 10ـ11؛ رجبي، 1388، ص 129). مراجعه به آنها، زمينۀ دسترسي به مجموعۀ اطمينانآوري از اطلاعات مرتبط (مخالف، مخصّص، مقيد يا مکمل) است (کريپندورف، 2004، ص 99، 112ـ116 و 319؛ وايت و مارش، 2006، ص 36؛ فورمن و دمسکرودر، 2008، ص 43؛ محسني و سليمي، 1391). در خلال جستوجو نيز 206 آيه، گزينش و به برداشتهاي برگرفته از 86 آيه، در قالب 93 گزارۀ شاهد استناد شده است.
براي دستيابي به تفسير معتبر، ابتدا برداشتهايي انتخاب شدهاند که با کمترين مقدمات لفظي، معنايي، منطقي، تاريخي و ... از آيات فهم ميشدند. برداشتها بر منابع تفسيري، عرضه و آراي آنها، بهعنوان آراي کدگزاران گرد آمدهاند. ملاکهاي روايي آرا عبارتند از: اعتبار صاحبانشان، صراحت در بيان برداشت مورد نظر و فراواني آراي همسو به حدي که يک رأي تفسيري، قابل اتکا شمرده شود. همچنين، ابتدا به تفسيرهاي زير مراجعه شده است: التبيان (طوسي)، مجمع البيان (طبرسي)، روضالجنان و روحالجنان (رازي)، زبدةالتفاسير (کاشاني)، الصافي (فيض)، الميزان (طباطبائي)، تفسير نمونه (مکارم شيرازي و همکاران)، الفرقان (صادقي)، من وحي القرآن (فضلاﷲ) و من هدي القرآن (مدرسي). اگر آراي آنها براي تأييدْ کافي نبودند، منابع ديگر بررسي شدهاند. طي اين مسير، برداشتها را از نگاه علوم اسلامي معتبر ميکند. در علوم اجتماعي، مجوز استنتاج معاني پنهان و معيار روايي تفسير است (هولستي، 1969، ص 598؛ برگ، 2001، ص 242ـ243).
چارچوب مفهومي
نکات آتي از عناصر ماندگار تبيينهاي بزهديدگي و کجروي، علل خُرد، ميانه و کلان بزهديدگي و پيوندهاي آنها با اين پديده ميگويند و خطوط کلي رويکرد بزهديدهشناختي را، به شکل مناسبي ترسيم ميکنند. شالودۀ شناسايي، رويکرد متناظر در قرآناند و در کنار گزارههاي قرآني، ابعاد اين رويکرد را توضيح ميدهند.
علل خُرد، ويژگيهاي زيستي و رواني يا نگرشها، گزينشها و داراييهاي فردياند که واجدان آنها را بيش از ديگران، مستعد بزهديدگي و احتمال يا فرصتهاي بزهديدگي آنان را اضافه ميکنند (وُلهاتر و همكاران، 2009، ص 14)؛ يا آثار جانبي آنها، برآورد هزينه و نفع کجروي را به سود انجام آن، تغيير ميدهد. فرد را «عرضهکنندۀ بيتمايل» فرصت کجروي ميسازد (ويلسون، 2009، ص 222؛ کارمن، 2007، ص 445).
سن، يک عامل زيستي است. مثلاً، شرايط جسمي و ناتواني کودکان، در دفاع از خود و انزواي اجتماعي سالمندان، آنان را مستعد بزهديدگي نسبت به برخي کجرويها ميکند (لپز و فيليزولا، 1379، ص 36). آميزﮤ وضع زيستي و رواني افراد بسيار جوان، عامل خطرجويي يا ناآگاهي آنان از خطر است (ويلسون، 2009، ص 308). اين امر، آنها را مستعد بزهديدگي از آزار جنسي يا قتل ميکند. جنس، ديگر عامل زيستي و مثلاً، ويژگيهاي جنسي زنانگي و جنسيت، بستري براي وقوع خشونتهاي بر ضد زنان است (لپز و فيليزولا، 1379، ص 49).
در بيان علل رواني بزهديدگي، از جمله گفتهاند:
- افراد دچار نقص يا اختلال ذهني، ازآنجاييكه توان تشخيص تهديدها را ندارند، به مخمصه ميافتند.
- افراد افسرده، دلشکسته و آزمند در واکنش به پيوند از دست رفته، در طلب دوستي يا طمعورزي، در وضعيتهايي قرار ميگيرند که توان صيانت نفس، يا واکنش مناسب در برابر نشانههاي خطر را ضعيف ميکند (ويلسون، 2009، ص 308).
- شکنندگي، ناتواني از مقاومت در برابر خواستهها و فشارها، آمادگي تن دادن به آنها و زمينۀ آسيبپذيري از آنهاست (وَندِنبُس، 2015، ص 1054؛ اريکسون و همكاران، 2000).
عزت نفس پايين، حاصل پايگاه فرودست، داوريها و واکنشهاي مرتبط با آن و پيشينۀ بزهديدگي جنسي در زنان و کودکان است. با ايجاد اين حس، که شرايطْ حاصل تقدير است، فرد را شکننده و مستعد بزهديدگي ميکند. عزت نفس بالا نيز حاصل ارزيابي دستاوردها، تواناييها و ارزشها و زمينۀ خصايصي چون خودشيفتگي است که زمينهساز آسيبزدن به ديگران ميشود (ژانگ، 2003، ص 100، 103؛ وَندِنبُس، 2015، ص 686، 955؛ وُلهاتر و ديگران، 2009، ص 45، 83؛ پِثِريک، 2015، ص 156ـ157).
علل ميانبرد از سنخ کنشهاي متقابل کجرو و آماج کجروياند که به ايجاد انگيزه يا فرصت بزهديدگي، يا تسهيل وقوع آن ميانجامند. کنشهايي اعم از فعل يا ترک فعل، که با يا بدون قصد و آگاهي انجام ميشوند. مثلاً، تسهيل، مشارکت، مساعدت کنشهاي قاصدانه يا آگاهانهاند و در قتل از سر ترحم و کجرويهاي جنسي، رضايتآميز ديده ميشوند. وسوسه، پيشقدمي و ترغيب، کنشهاي قاصدانه يا آگاهانهاي چون اغوا، ترغيب، تشويق، تحريک، جلب توجه يا جذب کردن، به دام انداختن يا القاي ايدۀ کجروياند.
بيپروايي کنشي قاصدانه ولي نسنجيده، افراطي يا شتابزده است که بيانگر آماج، برحسب روحيات، دانستهها و تفسيرش در موقعيت کجروي است و آمادگي کجرو بالقوه را فعليت ميبخشد. بيحفاظي، کنشي بدون (نياز به) قصد يا آگاهي و بيانگر موقعيتهايي چون تنها بودن و مراقب نداشتن خانه است و بيمبالاتي، کنش از سر غفلت، بيدقتي يا بيتوجهي آماج است (سيجل، 2011، ص 80؛ عبدالفتاح، 1991، ص 290-293، 297-298؛ گيدنز، 1386، ص 151، 304-305؛ اسپارکس، 1982، ص 28؛ آبراهامسن، 1371، ص 225).
عوامل زير نيز در تبيينهاي ميانبرد کجروي مطرحاند. چنانکه در تحليل قرآني ميآيد، ميتوانند ميانجي تأثير برخي علل کلان باشند:
برچسبزني، تعريف فرد برحسب مشخصههاي کنشي خاص است که تأثير مهمي بر داوريها و واکنشهاي نسبت به او و نگرشها و کنشهايش دارد (وَندِنبُس، 2015، ص 583؛ فورسيث و کُپس، 2014، ج 1، ص 396). در توضيح نقش برچسبزني در بزهديدگي ميگويند: صاحبان قدرت براي مقابله با افراد يا گروههايي که تهديدي براي ايشانند، يا خنثيسازي داوريهاي منفي دربارة اين مقابله، به آنها برچسب کجرو ميزنند (بکر، 1963، ص 33ـ34؛ سيجل، 2011، ص 14 و 251).
دوراهي اجتماعي، موقعيتي است که علائق و منافع فردي و جمعي را متضاد با يکديگر و افراد را دچار انگيزشهاي متعارض ميسازد (جوادييگانه و هاشمي، 1384، ص 145ـ154).
همنوايي، منطبق شدن آرا، عقايد يا کنشهاي فرد، با آرا، عقايد، کنشها و انتظارات ديگران، يا هنجارهاي جامعه، گروه يا موقعيت است که ميتواند در شکل متابعت (تن دادن ظاهري و موقت) يا تغيير نگرش باشد (وَندِنبُس، 2015، ص 233).
فشار همنوايي، فشار جامعه يا گروه است که در بيرون يا ذهن فرد، براي تغيير در نگرش يا کنش و تحقق انتظارات برخاسته از نقش و مسئوليتش بر او، وارد ميشود (روشه، 1376، ص 175ـ177).
خنثيسازي، توجيه کجروي يا آسيبرساني با ظاهر ريشهدار در ارزشهاي متعارف است که تأثير ارزشهاي معارض را ميکاهد و به فرد مجال ميدهد، ضمن انجام يا استمرار کنش، از مجازات يا فشار همنوايي برهد (فورسيث و کُپس، 2014، ج 2، ص 464ـ465).
علل کلان، شرايطي ساختاري و اجتماعياند که گروهها و جمعيتها را آماج بزهديدگي يا تکرار آن ميکنند. نظريههاي ساختي، آنها را نيروهاي اجتماعي يا فرهنگي، برخاسته از ساختارها ميدانند. نظريههاي پارهفرهنگي، آنها را، مؤلفههاي فرهنگي قطعههاي متفاوت جامعه ميبينند و نظريههاي تضاد، آنها را در مناسبات قدرت و در تعارضها و ستيزهاي دو قطعۀ دارا و فاقد قدرت ميجويند (واکلِيت، 2007، ص 37 و 44ـ54؛ ويلسون، 2009، ص 62 و 63). شماري از علل کلان مهم عبارتند از:
فرصت بزهديدگي، حاصل پيوند عامليت و ساختار و دو مفهوم سبک زندگي و فعاليت روزمره است. بعضي تبيينها بر آن هستند كه برخي سبکهاي زندگي، با افزايش تماس با مجرمان برانگيخته و بيحفاظ ماندن در برابرشان، فرصت بزهديدگي را ايجاد ميکنند. مثلاً، دمدست يا بيحفاظ بودن آماجهاي خشونت خانگي، تکرار اين کجرويها را به گزينش عقلاني مرتکبان تبديل ميکند.
همچنين، برخي ويژگيهاي جمعيتي و شغلي و فعاليتها و پايگاههاي اجتماعي، عامل تماس بيحفاظ و مستمر کجروان و بزهديدگان بالقوهاند و احتمال بزهديدگي را ميافزايند. براي مثال، در فعاليتهاي افراد و طبقات کمدرآمد، حفاظهاي مناسب، کمتر و احتمال در معرض يا آسيبپذيري آنها بيشتر است (فورسيث و کُپس، 2014، ج 2، ص 605-607؛ فلسون، 2014، ص 119-125؛ فارل و همكاران، 1385، ص 146-152؛ ويلسون، 2009، ص 124 و 158-159؛ کَتِرين، 1382، ص 279-288).
زيستبوم اجتماعي، يا ترکيب فضاي زيستي، جغرافيايي، مکاني و اجتماعي اجتماعهاي خاص، از جمله ذيل دو مفهوم زير مطرح ميشود:
نابرخورداري ساختاري، بيانگر مؤلفۀ کلي فقدان منابع و ويژگيهايي چون شرايط نامساعد معيشتي، در دسترس نبودن منابع و فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي، محروميت، کمبود نزولات آسماني که اين عناصر، ارزشها، نگرشها و کنشهاي ساکنان زيستبوم را با خود سازگار ميکنند. اين مؤلفهها، در قالب پارهفرهنگ يا سبک زندگي، از نسلي به نسلي، منتقل ميشوند و بدون لحاظ علل قومي، نژادي يا منطقهاي، پيشبيني پايدار و قوي براي کجروي و بزهديدگي هستند (اُلمِر و همكاران، 2012؛ ص 799-802؛ اشتفنمِير و هِيني، 2000، ص 406ـ412).
محل کجرو، ويژگي آن تراکم و ناپايداري جمعيت، فقر، بيسازماني اجتماعي، وجود پارهفرهنگهاي خشونت، ميزان بالاي کجروي، شمارِ بالاي افراد بياخلاق و کجرو و ميزان بالاي خطرِ تماس با آنهاست. عوامل زير در پيوند با آن مطرح هستند: ميزان حضور در آنها و آثار جامعهپذيري و رواني اين حضور که مثلاً، بيخانمانها، معتادان و سالخوردگان فقير را مأيوس، بيروحيه و به آماجهايي سهلالوصول بدل ميکند (فارل و همكاران، 1385، ص 152؛ سيجل، 2011، ص 82 و 83؛ گيدنز، 1386، ص 327).
افزون بر اين سه مفهوم، پارهفرهنگ خشونت از بُعد پارهفرهنگي زيستبوم و پارهفرهنگهاي جوانان سياهپوست و مذکرِ در قشرهاي فرودست پايين شهر ميگويد که در موقعيتهاي بسياري، از کاربرد خشونت حمايت ميکنند. آن را واکنشي مثبت و مردانه ميدانند و عضويت در آنها يا سکونت در محل حضورشان، زمينۀ بزهديدگي از کجرويهاي خشن، تکرار آن و ميزان بالاي آن است (ويلسون، 2009، ص 267 و 268). تبيينهاي تضادي نيز بزهديدگي را بازتاب ساختارها و مناسبات اقتصادي و قدرت در اقليتهاي فاقد قدرت دانسته، ميگويند: فشارهاي وارد بر آنها، در روابط بين اعضا انعکاس مييابد و به انحطاط مناسبات، بيسازماني اجتماعي، آسيب زدن به يکديگر، از دست رفتن اعتماد به نفس افراد و شکلگيري نوعي استعداد بزهديدگي در آنها ميانجامد. مثلاً، کشتن نوزادان دختر، قتل ناشي از جهيزيه و آتش زدن زنان در هند را علائم مرضي تبعيض اجتماعي ساختاري ضد زنان و تلقي فرودستي آنان و ساختارهاي اقتصادي را عامل آن ميدانند (واکلِيت، 2007، ص 37-38 و 46-47؛ وايت و هينز، 1390، ص 324-327).
مشروعيت فرهنگي، نوعي تلقي پارهفرهنگهاي مردسالار از بزهديدگي زنان، از تجاوز و پرخاشگري جنسي است که آن را ناديده ميگيرند. از آسيبديده، حمايت و متجاوز را سرزنش نميکنند و اينگونه به آن مشروعيت ميدهند. زنان اين پارهفرهنگها خود را آماج بالقوة آن ميبينند. در نوعي فرايند تنزل رواني اجتماعي قرار ميگيرند. در نهايت، به اين نقش تن داده، يا با آن جامعهپذير ميشوند (عبدالفتاح، 1991، ص 98؛ صديق سروستاني، 1383، ص 182؛ وايت و هينز، 1390، ص 273؛ مالجو، 1388).
جرم نفرت، ناظر به روابط بين گروهها، يا پارهفرهنگهاي داراي علائق و منافع متعارض، بهويژه، صاحبان و فاقدان قدرت و ثروت و بيانگر کجرويها و بزهديدگيهاي متأثر از حساسيتها و پيشداوريهاي ديني، نژادي، قومي، طبقاتي يا جنسيتي است و از آن ميگويد که افراد، کنشها، افکار، ايدهها و حتي اعضاي گروه خود را خودي و درست و آنچه را با پارهفرهنگهاي ديگرْ پيوند دارد، بيگانه، ناروا يا نامطلوب ميدانند و در برابر آنها واکنش نشان ميدهند (ويلسون، 2009، ص 105؛ سيجل، 2011، ص 359-361؛ فارل و همكاران، 1385، ص 150).
کجرويهاي صاحبان قدرت و ثروت، کنشهايي است که در راستاي تأمين منافع آنها، قوانين يا حقوق افراد و گروهها را نقض ميکنند. آنها را آماج زيانها، آلام، محروميتها يا بهرهکشي ميسازند. همزمان، آسيبها را تصديق نميکنند. يا وارد آوردن آنها را حقّ خود ميدانند. آسيبديدگان، خود سرزنش ميشوند و به سادگي، آماج تکرار بزهديدگياند (واکلِيت، 2007، ص 39 و 40).
ديدگاه قرآن
در اينجا، ديدگاه قرآن در قالب مضمونهايي ارائه شده که محتوايشان، تحليلهاي بزهديدهشناختي در فرازهاي قرآني است و در پرتو مباني فراتجربي آموزههاي اسلامي، که وجه تميز آراي اسلامي از سنتهاي علوم اجتماعياند، درك ميشوند. هر مضمون به سه گزارۀ شاهدْ مستند شده که از آراي تفسيري معتبر به دست آمدهاند. عناصر تحليل قرآن را در قالب الگوي ترسيم شده در نمودار 1، پيوند ميزنند.
نمودار 1. الگوی بزهدیدهشناختی در تحلیل قرآن
نقشآفريني بزهديده
گزارههاي جدول 1، بيانگر اين نکته در نگاه قرآن هستند که افراد يا گروههايي که عرفاً قرباني کجروياند، در بزهديدگي خود سهم دارند.
جدول 1
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
1 آلعمران: 165 ... چون آسيبي ... رسد ... گوييد اين از کجاست؟ بگو آن از سوي خود شماست در واقعۀ شکست در اُحد، خداوند، مسلمانان را عامل زيان ديدنشان ميداند.
2 يوسف: 25ـ29 ... بر آستان در، آقايش[زليخا] را يافتند. گفت جزاي آنکه به خانوادهات قصد بد کرده، چيست؟... * ... * ... * پس چون ديد پيراهن او از پشت دريده، گفت همانا اين از نيرنگ شما زنان است ... * ... تو از خطاکاران بودهاي. برخلاف ادعاي زن و اين فهم عرفي که، در کجروي جنسي، او منفعل و قرباني است، نشانهها تقصير وي را نشان دادند.
3 بقره: 195 ... خود را به دست خويش به هلاک ميفکنيد ... خداوند، برخي اعمال مؤمنان را زمينهساز خسارت ديدن آنان ميداند.
علل بزهديدگي
علل فردي
علل زيستي
فرازهاي قرآني متعددي، بيانگر اين نکتهاند که برخي ويژگيهاي زيستي، افراد را به آماج انواعي از کنشهاي کجروانه، بدل ميکنند. گزارههاي دو جداول 2 و 3، به ترتيب، ناظر به تأثير سن و جنس بوده، و همزمان، از پيوند آنها با برخي عوامل اجتماعي ميگويند.
جدول 2
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
4 انعام: 137 ... براي بسياري مشرکان، شريکانشان، قتل فرزندانشان را آراستند ... کودکان در اثر رسوم قبايل مشرک، آماج قرباني شدن بودند.
5 نساء: 6 ... يتيمان ... اموالشان را ... به اسراف و شتاب [از بيم] بزرگ شدنشان، مخوريد ... کمسني و ناتواني کودکان يتيم، اموالشان را آماج تعدي مالي سرپرستها ميکند.
6 اسراء: 23 ... اگر يکي يا هر دو آنها، در کنارت به سالخوردگي رسيدند، به آنها «اُف» مگو و پرخاش نکن ... شرايط و نيازهاي والدين سالخورده، آنها را آماج آسيبديدگي از کمتحملي فرزندان ميکند.
جدول 3
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
7 تکوير: 8ـ9 و آنگاه که از دختر زنده به گور شده پرسند * به کدام گناه کشته شد ناکارآمدي دختران در توليد درآمد، آسيبپذيري از حملات همسايگان و بيم اسارت و تعدي بدانها، زمينة زنده به گور شدن نوزادان و کودکان دختر در قبايل مشرک بود.
8 نساء: 127 ... دختران يتيم که آنچه را برايشان مقرر شده بديشان نميدهيد و ميخواهيد آنها را به زني بگيريد ... . شرايط فردي و اجتماعي دختران يتيم، آنان را آماج تعدي مالي و تمايلات جنسي سرپرستانشان ميساخت.
9 احزاب: 59 پيامبر! به زنان و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهاشان را بر خود فروپوشند، اين نزديکتر است بدانکه شناخته شوند و آزار نبينند ... جاذبۀ جنسي در کنار ناپوشيدگي، زنان را آماج کجروي جنسي ميسازد.
علل رواني
گزارههاي جدول 4، از نقش عواملي چون عاطفي بودن زنان، شکنندگي، خودپندارۀ منفي يا عزت نفس پايين و همچنين، پيوند آنها با دو ويژگي سن (جواني) و جنس ميگويند.
جدول 4
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
10 ممتحنه: 10 اي کساني که ايمان آوردهايد، چون زنان مؤمن ... سويتان آيند ... آنان را نزد کافران بازنگردانيد ... ضعف نيروي بدني، نرمدلي و منزلت پايين در جامعة جاهلي، سبب شکنندگي زنان در برابر فشارهاي (شوهر و محيط براي) تغيير آيين بود.
11 نور: 33 .. کنيزان جوان خود را اگر ميخواهند پاک باشند ... به زنا مداريد ... که خداوند پس از اکراه شدنشان، آمرزنده و مهربان است ضعف نيروي بدني، نداشتن قدرت دفاع، (جامعهپذيري در) پايگاه فرودست، زمينۀ عزت نفس پايين، شکنندگي و حساسيت اندک کنيزان به تعدي جنسي مالکان و بزهديدگي از آن بود.
12 نساء: 25 ... کنيزان مؤمن ... چون در احصان شدند، اگر زشتياي کردند ... بر آنها نيمي از کيفر زنانِ آزاد است ...
گزارههاي جدول 5، از عزت نفس بالا و کاذب، پيوندش با خودشيفتگي فردي و قومي و نقش آن در برخي بزهديدگيها حکايت دارند.
جدول 5
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
13 آلعمران: 75 و از اهل کتاب ...کسانياند که چون بر ديناري امينشان کني ... بازنگردانند ... چون گويند در [کار] بيکتابها بر ما منعي نيست ... (برخي) يهوديان، با پندار برتري و سوگيريهاي نژادي و تبعيضآميز ناشي از آن، نقض حقوق مالي غيريهوديان را روا ميديدند.
14 مؤمنون: 47 پس گفتند آيا به دو بشر مانند خود، ايمان آريم؛ حال آنکه قومشان بردگان مايند؟! داراييها و تواناييهاي اطرافيان فرعون، زمينۀ تلقي برتري بر بنياسرائيل، مخالفتشان با موسي و توطئه قتل او بود.
15 بقره: 87 آيا هرگاه پيامبري چيزي ... آورد ... کبر ورزيديد؟ پس گروهي را دروغگو شمرده و گروهي را ميکشتيد؟ پنداربرتري يهود و خودشيفتگي ناشي از آن، زمينة اقدام بنياسرائيل به تکذيب و کشتن پيامبران بود.
گزارههاي جدول 6، به ضعفِ شناخت و تدبير در سالخوردگي اشاره دارند. مثلاً، در کنار گزارۀ شمارۀ 6 در جدول 2، نشان ميدهند که اين ويژگيها زمينهساز برخوردهاي نارواي فرزندان و آسيبديدگي والدين سالخورده از آن هستند.
جدول 6
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
16 يس: 68 و هر که را عمرِ دراز دهيم، در آفرينش، نگونسارش کنيم ... يک ويژگي سالخوردگي، ضعف عمومي قوا، فراموشي دانستهها و تجربهها، زوال مهارتها و شبيه شدن عواطف، خلقوخو و تدابير به دوره کودکي است.
17 نحل: 70 از شما کسانياند که به پستترين دوره عمر بازگردانده ميشوند. چنانکه پس از دانستن، چيزي نميدانند. يک ويژگي سالخوردگي، فراموشي دانستهها و تجربهها و زوال مهارتها و خبرگيها است.
18 حج: 5
گزارهاي جدول 7، دو عامل را زمينۀ بزهديدگي از برخي کجرويها ميدانند: نبود رشد عقلي در کودکان و سَفَه (کمخردي) که بيانگر کمعقلي، نبود رشد فکري و توان تميز نفع و زيان است (مصطفوي، 1360، ج 5، ص 146ـ147؛ مکارم شيرازي و همکاران، 1374، ج 3، ص 267).
جدول 7
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
19 نساء: 6 و يتيمان را بيازماييد ... اگر از آنان رشدي ديديد، اموالشان را بديشان بدهيد ... رشد عقلي نداشتن کودکان يتيم، زمينۀ بيحفاظي و وسوسهانگيزي اموالشان و آماج سوءاستفادة مالي شدن آنهاست.
20 انعام: 152 به مال يتيم، جز به بهترين وجه، نزديک نشويد؛ تا به رشد خود برسد ...
21 اسراء: 34
22 بقره: 282 ... چون به هم، دَيني پيدا کرديد ... بنويسيد ... و اگر ... کمخرد ... است، وليش ... املا کند و دو شاهد ... گيريد ... اين ... نزديکتر است که ترديد نکنيد ... نداشتن رشد عقلي، زمينه آسيبپذيري فرد در معاملات مالي و آماج سوءاستفادة مالي شدن اوست.
23 نساء: 5 و اموالتان را به کمخردان مدهيد ...
نگرشها، گزينهها و داراييهاي آماجها
گزارههاي جدول 8، ويژگيهاي فردي ديگري، چون گزينشها، کنشها و برخورداريهاي آماجها را زمينة بزهديدگي آنها ميدانند.
جدول 8
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
24 آلعمران: 165 .. چون آسيبي ... رسد ... گوييد اين از کجاست؟ بگو آن از سوي خود شماست ترجيح جمعآوري غنايم بر امتثال فرمان پيامبر عامل شکست و زيانهاي مسلمانان در جنگ أحد بود.
25 يوسف: 8ـ9 ...گفتند همانا يوسف و برادرش از ما که گروهي قوي هستيم، محبوبترند ... * يوسف را بکشيد؛ يا ... به سرزميني اندازيد؛ تا توجه پدر، معطوفتان شود ... ويژگيها، برتريها و محبوبيت يوسف زمينه شد برادرانش بپندارند با حذف او، جايگاه مناسبشان را باز مييابند.
26 کهف: 79 اما کشتي براي بينواياني بود ... قصد خرابش کردم. چون ... شاهي ... همۀ کشتيها را به ستم ميگرفت داراييهاي اعضاي جوامع، آماج تعدي حاکمان ستمگر بود.
علل ميانبرد
کنشهاي متقابل کجرو و آماج بزهديدگي
گزارههاي آتي، بيانگر تأثير کنشهاي متقابل کجروان و آماجها، ايجاد انگيزه يا فرصت کجروي يا تسهيل بزهديدگياند و الگوهايي متناظر با تبيينهاي ميانبرد بزهديدگي را ترسيم ميکنند. در کنار راهکارهاي مقابله، پيشگيري بزهديدهمحور را به يک نوآوري نظام کنترل اجتماعي اسلامي بدل ميکند (جمشيديها و سليمي، 1387، ص 67ـ76). گزارههاي جدول 9، از نقش کنشهاي قاصدانۀ آماج يا بزهديدۀ عرفي ميگويند.
جدول 9
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
27 يوسف: 23 و آن زن که او در خانهاش بود، از او کام خواست. و درها را محکم بست و گفت از آن توام ... . همسر عزيز مصر، ترفندهايي را، از ابراز محبت گرفته تا خودآرايي، تحريک و به دام انداختن او در خلوتگاهش، به کار بست تا از يوسف کام جويد.
28 يوسف: 33 گفت پروردگارا، ... اگر نيرنگ آن [زن]ان را از من نگرداني، سوي ايشان گرايم و از نادانان شوم. يوسف توانش را براي مقاومت در برابر درخواستها، اغواگريها، تحريکها، زمينهسازيها و تهديدهاي زنان بزرگان مصر، کافي نميديد و به خدا پناه ميبرد.
29 انعام: 108 و آنها را که به جاي خدا ميخوانند، دشنام مدهيد که خدا را، از سر دشمني و بيدانشي، دشنام دهند ... . نفرت برخي مسلمانان از معبودهاي مشرکان و توهين کردن به آنان، معبود خودشان را آماج توهين ميکرد.
گزارههاي جدول 10، «فعل»ها و «ترکفعل»هاي قاصدانه و از سر پايبندي ديني را زمينة بزهديدگي مؤمنان در جوامع يا موقعيتهاي تحت حاکميت قدرتها و هنجارهاي مخالف ميدانند.
جدول 10
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
30 يوسف: 32 ... از او کام خواستم ... و اگر آنچه را فرمانش ميدهم نکند، قطعاً زنداني و از خوارشدگان خواهد شد. پرهيز يوسف و پايداري بر آن، او را آماج انتقامجويي همسر عزيز مصر کرد.
31 اعراف: 127 و سران قوم فرعون گفتند: موسي و قومش را وا مينهي تا در سرزمين فساد کنند ...؟ گفت به زودي پسرانشان را ميکشيم و زنانشان را زنده ميداريم ... پايبندي موسي و پيروانش به آموزههاي ديني، آنها را آماج بهرهکشي، بردگي و قتل در حکومت فرعون کرد.
32 شعرا: 116 گفتند: اي نوح، اگر دست برنداري قطعاً از سنگسارشدگان خواهي بود. دعوت ديني نوح، او را آماج برخوردهاي قهرآميز اکثريت مخالف کرد.
گزارههاي جدول 11، برخي کنشهاي بينياز به قصد يا آگاهي و همراه با بيحفاظي، غفلت، بيدقتي، بيملاحظگي يا بيمبالاتي را زمينة بزهديدگي ميدانند.
جدول 11
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
33 نساء: 102 ... کافران دوست دارند از جنگافزارها و ساز و برگ خود غافل شويد، تا بهيکباره بر شما يورش آرند ... . بهره نجستن از سلاح و تجهيزات در موقعيت حمله، عامل ايجاد انگيزه و فرصت براي حملۀ دشمن است.
34 احزاب: 32ـ33 ... نرم سخن مگوييد که آنکه در دل، بيمارياي دارد، طمع کند ... * ... و به شيوه جاهليت نخستين، خودنمايي نکنيد ... جاذبۀ جنسي در کنار کنشهاي برانگيزاننده، زنان را آماج کجروي جنسي ميسازد.
35 احزاب: 53 ... چون از آن [زنان] کالايي خواستيد، از پس پردهاي ... بخواهيد. اين براي دلهاي شما و دلهاي آنان پاکيزهتر است ... . تماسهاي بدون حفاظ، زمينۀ برانگيختن کششهاي غريزي زنان و مردان است.
برچسبزني
گزارههاي جدول 12، بيانگر اين است که داوريهاي منفي يا برچسبهايي که جامعه وارد ميآورد، از جمله عوامل بزهديدگي برخي افراد و گروههاست.
جدول 12
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
36 اعراف: 60 سران قومش گفتند همانا ما تو را در گمراهي آشکاري ميبينيم. سران قوم براي زمينهسازي مقابله با نوح، او را گمراه قلمداد ميکردند.
37 مؤمنون: 24ـ25 سران قومش ... گفتند ... ميخواهد ... برتري جويد ... * ... نيست جز مردي که دچار ديوانگي است ... سران قوم براي زمينهسازي مقابله با نوح به قدرتطلبي و ديوانگي متهمش کردند.
38 اعراف: 127 و سران قوم فرعون گفتند: موسي و قومش را مينهي تا در سرزمين فساد کنند ...؟ گفت: بهزودي پسرانشان را ميکشيم و زنانشان را زنده ميداريم ... سران قوم، موسي و پيروانش را به فساد متهم کردند تا فرعون را به سرکوبشان وادارند.
فشار همنوايي
گزارههاي جدول 13، فشار يا نفوذ جامعه، اکثريت يا گروه، فشارهاي دروني آماجها يا همراهيشان با آن را زمينة بزهديدگي برخي افراد يا گروهها ميدانند.
جدول 13
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
39 نحل: 58ـ59 و چون يکيشان را به دختر مژده دهند، چهرهاش تيره شود ... * ... از مردم، روي پوشاند. با خواري، نگاهش دارد يا در خاک، نهانش کند؟ ... قبايل مشرک عرب، دختران را مايۀ خواري ميديدند. و اعضاشان براي کشتن نوزادان و کودکان دختر، تحت فشارهاي بيروني و دروني شديدي بودند.
40 نساء: 98 جز آن ضعيفشدگان از مردان و زنان و کودکان که چاره نتوانند و راهي نيابند. مردان، زنان و کودکان مسلمان مکه براي ترک اسلام و همراهي با اکثريت برخوردار و کافر و مشرک، آماج آزارهاي رواني، مالي، جسمي بودند.
41 يونس: 83 ... جز فرزنداني از قوم موسي، کسي بدو ايمان نياورد؛ از بيم آنکه فرعون و سرانشان ايشان را بيازارند ... بنياسرائيل براي پيروي نکردن از موسي، آماج فشارها و آزارهاي حکومت فرعون و سران آن بودند.
يادگيري و جامعهپذيري
گزارههاي جدول 14، نقش جامعهپذيري و برخي گونههاي يادگيري را در زمينهسازي بزهديدگي برخي افراد يا گروهها نشان ميدهند.
جدول 14
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
42 نساء: 25 ...کنيزان مؤمن... چون در احصان شدند، اگر زشتياي کردند ... بر آنها نيمي از کيفر زنانِ آزاد است ... مشاهده و الگوگيري، زمينۀ ملکه شدن ناخويشتنداري، عادي ديدن کجروي جنسي و تن دادن کنيزان به اينگونه سوءاستفادههاي مالکانشان بود.
43 انعام: 137 .. براي بسياري مشرکان، شريکانشان، قتل فرزندانشان را آراستند ... قبايل مشرک عرب در اثر (دروني کردن) القائات کاهنان و متوليان بتکدهها، قرباني کردن فرزندان را براي بتها پسنديده ميديدند.
44 عنکبوت: 29ـ33 با مردها آميخته ... در محافلتان پليدي ميکنيد؟ ... * ... * ... * ... * و چون فرستادگان ما ... آمدند ... دستش از حمايتشان کوتاه شد ... مشاهده، الگوگيري و رواج کجروي جنسي در قوم لوط، آن را تقويت و به عادت جمعي بدل و مهمانان پيامبر را هم آماج خود کرد.
دوراهي اجتماعي
گزارههاي جدول 15، از موقعيتهايي از تعارض علائق فردي و جمعي ميگويند که با انگيزشهاي متعارض، زمينة بزهديدگي افراد يا گروهها ميشوند.
جدول 15
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
45 نحل: 58ـ59 و چون يکيشان را به دختر، مژده دهند ... * ... از مردم، روي پوشاند. با خواري نگاهش دارد يا در خاک نهانش کند؟ ... قبايل مشرک، دختران را مايۀ خواري ميديدند. و اين، افراد را بر سر دوراهي کشتن يا با خواري نگهداشتن آنها قرار ميداد.
46 يوسف: 33 گفت پروردگارا، زندان برايم محبوبتر است از آنچه بدان ميخوانندم ... يوسف در دوراهي پذيرفتن خواستهاي زنان بزرگان مصر و تحمل زندان، زندان را ميپسنديد.
47 طه: 71ـ72 گفت: پيش از آنکه .. اذن دهم .. ايمان آورديد؟ ... * گفتند تو را بر آن نشانههاي روشن ... برنميگزينيم ... ايمان آوردن، ساحران را سر دو راهي تحمل انتقام فرعون يا ترک باورها قرار داد.
خنثيسازي
گزارههاي جدول 16، با اشاره به دو نکته زير، خنثيسازي را زمينة بزهديدگي ميدانند: اقدام کجروان براي توجيه آسيب زدن به ديگران و تلاش بزهديدۀ عرفي براي توجيه ايجاد فرصت و موقعيت کجروي. همچنين، گزارههايي که ذيل عنوان برچسبزني، از اين ترفند صاحبان قدرت گفتند، نشان ميدهند که آنان ميکوشيدند با کجرو ناميدن و متهم کردن مخالفان، واکنشهاي خود را نسبت به آنها توجيه کنند.
جدول 16
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
48 مائده: 30 پس نفسش کشتن برادرش را برايش آسان نمود. پس، او را کشت ... توجيهات قابيل بر موانع دروني مانع قتل برادر، غالب و عامل آن شد.
49 يوسف: 8ـ9 ... گفتند همانا يوسف و برادرش از ما که گروهي قوي هستيم محبوبترند. قطعاً پدر ما در گمراهي آشکاري است * يوسف را بکشيد يا ... به سرزميني اندازيد ... برادران يوسف، تصميمشان براي حذف او را با اشاره به شايسته نبودن وي و بيعدالتي پدر توجيه ميکردند.
50 يوسف: 30ـ32 و زناني ... گفتند ... او را در گمراهي ... ميبينيم * ... سراغشان فرستاد ... چون ورا ديدند، بزرگش يافتند ... * گفت اين است آنکه دربارهاش سرزنشم کرديد ... همسر عزيز مصر، سرزنشگران را دعوت کرد تا با نشان دادن يوسف به آنها، کنش ناروايش را توجيهپذير کند.
علل کلان
فرصت بزهديدگي
گزارههاي جدول 17، برخي ويژگيهاي جمعيتي يا کنشهاي روزمرۀ مرتبط با پايگاه اجتماعي يا اقتصادي را، با مؤلفههاي زير، زمينة بزهديدگي ميدانند: فراهم کردن انگيزه و مجال را براي آسيبسازي کجروان، عموميت در مرتبطان با پايگاه، اينکه صرفاً يا عموماً آنها را آماج ميسازند و اينگونه از ديگران متمايزشان ميکنند و سبب بيحفاظي و آسيبپذير شدن آنها ميشوند.
جدول 17
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
51 نساء: 25 ... کنيزان مؤمن...چون در احصان شدند، اگر زشتياي کردند ... بر آنها نيمي از کيفر زنانِ آزاد است ... فرودستي (پايگاهي)، مِلک و در اختيار بودن و جاذبۀ جنسي، کنيزان را آماج سوءاستفادۀ جنسي مالکان و در برابرش بيحفاظ و آسيبپذير ميکرد.
52 نور: 33 ... کنيزان جوان خود را ... در طلب ... دنيا به زنا مداريد ...
53 اعراف: 88 سران قومش ... گفتند ... تو و آنها را که با تو ايمان آوردهاند ... بيرون ميکنيم ... بيقدرتي در کنار مخالفت با منافع اکثريت و صاحبان مشرک ثروت و قدرت، شعيب و پيروانش را آماج سنگسار شدن و اخراج از شهر قرار داد.
54 هود: 91 ... تو را بين خود ضعيف ميبينيم و اگر خاندانت نبود، قطعاً سنگسارت ميکرديم ...
55 قصص: 4 ... فرعون ... گروهي ... را به استضعاف ميکشاند. پسرانشان را سر بريده و زنهاشان را زنده مينهاد ... فرودستي (پايگاهي) و ايمان آوردن به موسي، بنياسرائيل را آماج آزارهاي حکومت و سران قوم فرعون و قتل، نسلکشي، بيگاري، بردگي و بهرهکشي (جنسي) ساخت.
نابرخورداري ساختاري
گزارههاي جدول 18، با اشاره به نکات زير، تأثير نابرخورداري ساختاري را بر بزهديدگي نشان ميدهند: تأثير شرايط نامساعد معيشت در زيستبوم بر نگرشها و کنشهاي ساکنان، بدل شدن نگرشها و کنشها به ارزشها و سنتهاي قومي و پيوند آنها با بزهديدگي برخي افراد و قشرها. همچنين، با پيوند دادن اين نابرخورداري با تهديدهاي پيراموني و فرزندکشي جمعي، از تأثير ساختارها و مناسبات اقتصادي و قدرت در انحطاط مناسبات اجتماعي، پيدايي تبعيض ساختاري و شکلگيري استعداد جمعي بزهديدگي ميگويند.
جدول 18
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
56 نحل: 58ـ59 و چون يکيشان را به دختر، مژده دهند ... * ... از مردم، روي پوشاند. با خواري نگاهش دارد يا در خاک نهانش کند؟ ... تنگي معيشت، ناکارآمدي دختران در توليد درآمد، آسيبپذيري از حملات همسايگان و بيم اسارت و تعدي بدانها، زنده به گور کردن دختران را در قبايل مشرک، مرسوم کرد.
57 تکوير: 8ـ9 و آنگاه که از دختر زنده به گور شده پرسند * به کدام گناه کشته شده است
58 انعام: 151 ... فرزندان خود را، از سر تنگدستي، نکشيد ... مواجه بودن با خشکسالي، قحطي، مشکلات معيشتي و حملات همسايگان، زمينۀ بيم (جمعي) از فقر و مرسوم شدن فرزندکشي در قبايل مشرک بود.
59 اسراء: 31 و فرزندان خود را، از بيم تنگدستي، نکشيد ...
گزارۀ جدول 19، از پيوند نابرخورداري ساختاري با برخي شکلهاي بزهديدگي و اثرپذيري هر دو آنها از سبک زندگي جمعي ميگويد.
جدول 19
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
60 بقره: 61 ... خواري و ناداري برآنها رقم خورد ... چون ... کفر ورزيده و پيامبران را به ناحق ميکشتند ... سرکشي کرده و از حد ميگذراندند. سلوک کجروانۀ بنياسرائيل، زمينۀ نسلها نابرخورداري و خواري، سلطۀ جباران و بزهديدگيهاي ناشي از آنها بود.
محل کجرو
گزارههاي جدول 20، از زيستبومهايي ميگويند که ويژگيشان، فراواني برخي کجرويها و افراد بياخلاق و کجرو و حاکميت نگرشها و هنجارهاي کجروانه است و اينکه اين ويژگيها، برخي افراد و قشرها را آماج بزهديدگي ميکنند، يا احتمال آن را ميافزايند.
جدول 20
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
61 هود: 78ـ80 و قومش شتابان سويش آمدند، و پيشتر کارهاي زشت ميکردند. گفت ... در کار مهمانانم رسوايم مکنيد ... * ... * ... کاش در برابرتان قدرتي داشتم ويژگي قوم لوط، انگيزش جمعي و بيپروايي در همجنسگرايي، در خطر بودن تازهواردان و نبود موانع مؤثر در برابر بزهديدگي آنان بود.
62 هود: 84ـ85 و به مدين، برادرشان شعيب ... گفت ... پيمانه و ترازو را مکاهيد. همانا شما را در نعمت ميبينم ... * ... و به مردم، چيزهاشان را کم ندهيد ... بهرغم وفور منابع و رفاه اقتصادي، کمفروشي و کم گذاشتن در معاملات و اداي حقوق ديگران بين اهالي مدين، شايع و مورد اصرار آنان بود.
63 بقره: 61 ... به آيات خدا کفر ورزيده و پيامبران را به ناحق ميکشتند ... سرکشي کرده و از حد ميگذراندند. سروريجويي، تعصبات قومي و بر نتافتن غيرخودي، زمينۀ سرکشي و واکنشهاي خشن رواني و جسمي بنياسرائيل در برابر پيامبران بود.
گزارههاي جدول 21، نيز پارهفرهنگها يا نگرشهاي پارهفرهنگي کجرو يا زمينهساز آسيب را متأثر از ساختارها و مناسبات اقتصادي و قدرت ميدانند.
جدول 21
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
64 اعراف: 138 و بنياسرائيل را از دريا گذرانديم. پس، به قومي رسيدند که گرد بتهاشان ميبودند. گفتند: ... همانگونه که آنان خداياني دارند، براي ما خدايي قرار ده ... (جامعهپذيري در) پايگاه فرودست در جامعۀ تحت حکومت فرعون، زمينة سلوک کجروانة بنياسرائيل (و آسيبرسانيها و بزهديدگيهاي ناشي از آن) بود.
65 بقره: 61 .. گفتيد موسي! هرگز بر يک خوراک شکيبايي نکنيم ... گفت آنچه را پستتر است ... ميگيريد؟ ... و خواري و ناداري برآنها رقم خورد ... .
66 نساء: 25 ...کنيزان مؤمن... چون در احصان شدند، اگر زشتياي کردند ... بر آنها نيمي از کيفر زنانِ آزاد است ... کنشهاي مشترک و مشابه کنيزان، حاصل هويت شکل گرفته در ساخت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعۀ عرب جاهلي، پايگاه فرودست و ويژگيهاي زيستي و رواني زنانگي بود، آنها را مستعد تعدي جنسي مالکان ميکرد و ويژگيهايش عبارت بود از: مِلک ديگري بودن، (ضعف آزادي عمل/ قدرت تصميمگيري)، عزّت نفس پايين، آماج بهرهکشي (جنسي) بودن، سازگاري (فردي/ جمعي) با شرايط، شکنندگي، حساسيت کم به کجروي/ بزهديدگي جنسي
67 نور: 33 .. کنيزان جوان خود را اگر ميخواهند پاک باشند ... به زنا مداريد ... که خداوند پس از اکراه شدنشان، آمرزنده و مهربان است
مشروعيت فرهنگي بزهديدگي
گزارههاي جدول 22، نشان ميدهند که برخي اجتماعها، بر اساس نگرشها و عواطف مشترکشان نسبت به برخي افراد، گروهها يا قشرها، بزهديدگي آنها را از برخي کجرويها روا ميشمرند.
جدول 22
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
68 انعام: 137 ... براي بسياري مشرکان، شريکانشان، قتل فرزندانشان را آراستند تا ... دينشان را بر آنان مشتبه کنند ... ارزشهاي آييني قبايل مشرک به قرباني کردن فرزندانشان مشروعيت ميداد.
69 انعام: 151ـ152 ... فرزندانتان را از سر تنگدستي ... و کسي را که خدا محترم داشته، نکشيد ... * و به مال يتيم نزديک نشويد ... پيمانه را به عدالت، تمام دهيد ... در قبايل مشرک، کشتن افراد و فرزندان از سر تنگدستي، تعدي به مال يتيم و کمفروشي، حرمت نداشت.
70 هود: 87 گفتند: اي شعيب، آيا نمازت به تو فرمان ميدهد که ... در اموالمان، نه آن کنيم که ميخواهيم؟ ... قوم شعيب، کمفروشي و ادا نکردن حقوق ديگران را روا و نوعي آزادي تصرف در دارايي ميديدند.
گزارههاي جدول 23، نيز نقش نگرشها و عواطف مشترک اعضاي اجتماعها را در فرايند مذکور، توضيح ميدهند.
جدول 23
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
71 عنکبوت: 29ـ33 آيا با مردها آميخته ... در محافلتان پليدي ميکنيد؟ ... * ... * ... * ... * و چون فرستادگان ما ... آمدند ... دستش از حمايتشان کوتاه شد ... قوم لوط، کجروي جنسي و حتي تعرض به افراد بيتمايل را پسنديده و منطبق با نگرشها و عواطفشان مييافتند. و در اين کار، مانعي بر سر راهشان نميديدند.
72 هود: 78ـ80 و قومش شتابان ... آمدند ... گفت ... در کار مهمانانم رسوايم مکنيد ... * گفتند همانا دانستهاي که ما را به دخترانت حقي نيست و قطعاً ميداني چه ميخواهيم * گفت کاش در برابرتان قدرتي داشتم ...
73 بقره: 87 آيا هر گاه پيامبري چيزي... آورد که خوش نداشتيد، کبر ورزيديد؟ پس گروهي را دروغگو شمرده و گروهي را ميکشتيد؟ بنياسرائيل بر اساس نگرشها و عواطف مبتني بر سروريجويي، نژادپرستي و تعصبات قومي و تبعيضآميز، غيرخودي را برنميتافتند و به سبب مخالفت آموزههاي پيامبران با آرا و خواستهاشان، تکذيب و کشتن آنان را روا ميديدند.
74 مائده: 70 ... هر گاه، پيامبري چيزي ... آورد که خوش نداشتند گروهي را دروغگو شمرده و گروهي را ميکشتند.
گزارههاي جدول 24، نيز ميگويند: افراد و گروههاي آماج آسيب، متأثر از همان نگرشها و عواطف مشترک يا جامعهپذيري در آن، به شرايط عادت ميکنند، يا نقش بزهديدة بالقوۀ آن آسيبها را براي خود ميپذيرند.
جدول 24
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
75 نساء: 25 ...کنيزان مؤمن... چون در احصان شدند، اگر زشتياي کردند ... بر آنها نيمي از کيفر زنانِ آزاد است ... مشاهده و الگوگيري، فرودستي و جامعهپذيري (پايگاهي)، زمينۀ ناخويشتنداري و سازگاري يا ضعف مقاومت (فردي/ جمعي) کنيزان در برابر کجروي جنسي و سوءاستفادۀ مالکان بود.
76 نور: 33 .. کنيزان جوان خود را اگر ميخواهند پاک باشند ... به زنا مداريد ... که خداوند پس از اکراه شدنشان، آمرزنده و مهربان است.
77 نساء: 75 ... در راه خدا و ضعيف شدگان ... کارزار نميکنيد ... در برخي جوامع ستمگر، افراد و گروههاي آماج ستم، راه خلاصي براي خود نديده يا توان فهم آن را ندارند.
78 نساء: 98 جز آن ضعيفشدگان ... که چاره نتوانند و راهي نيابند
79 اعراف: 138 و بنياسرائيل ... به قومي رسيدند که گرد بتهاشان ميبودند. گفتند: ... همانگونه که آنان خداياني دارند، براي ما خدايي قرار ده ... بنياسرائيل، بهرغم تجارب فرودستي و بزهديدگي در حکومت فرعون، همچنان خواهان زندگياي با ويژگيهاي مألوف گذشته بودند.
جرم نفرت
گزارههاي جدول 25، بيانگر بزهديدگيهايي هستند که در روابط پارهفرهنگها، يا گروههاي داراي علائق و منافع متعارض به وقوع ميپيوندند. در حساسيتهاي ديني، نژادي يا قومي آنها نسبت به يکديگر، ريشه دارند و با انگيزههاي زير، شکل ميگيرند: دفاع از پارهفرهنگ، يا گروه خودي يا هويت آن، تقويت جايگاه يا انسجام آن، تضعيف جايگاه، هويت يا انسجام مخالفان، انتقامجويي و ابراز نفرت از آنان و ... (ر.ک: سليمي، 1395).
جدول 25
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
80 بروج: 4ـ8 ... صاحبان گودال * ... * ... * ... * و از آنها ايراد و ناخوشي نداشتند جز آنکه به خدا ... ايمان ميآوردند. اکثريت حاکم يک اجتماع مشرک، مؤمنان را به سبب ايمان آوردنشان در آتش سوزاندند.
81 حج: 40 آنان که به ناروا از ديارشان رانده شدند تنها بدينسبب که گفتند: پروردگار ما خداي يکتاست ... مشرکان مکه، مسلمانان را، به سبب ايمان به خدا، آزار ميدادند. و از خانههاشان و شهر اخراج کردند.
82 نمل: 56 ... گفتند خاندان لوط را از شهرتان برانيد. آنان مردمانياند که پاکدامني ميورزند. قوم لوط، برآن شدند او و پيروانش را به سبب همراه نشدن با پليديهاشان از شهر اخراج کنند.
کجرويهاي صاحبان قدرت و ثروت
گزارههاي آتي با بيان نکات زير، از کجرويهاي صاحبان قدرت و ثروت و بزهديدگيهاي ناشي از آن ميگويند. اينکه منافع و علائق برخي افراد و گروهها، به طور مشخص، مخالفان و فاقدان قدرت و ثروت، را در مسير تحقق منافعشان ناديده ميگيرند. آنها را آماج بهرهکشي اقتصادي، فرهنگي، جسمي و محروميتها، زيانها و آلام آن ميسازند. همزمان، آسيبرسان بودن کنشهاشان را نميپذيرند. آسيب زدن به آماجها را ناروا نميدانند و ... (سليمي، 1393 الف، ص 39 و 41ـ44). گزارههاي ناظر به کجروي حاکمان در جدول 26 و گزارههاي حاکي از کجروي ديگر صاحبان قدرت و ثروت در جدول 27 آمدهاند.
جدول 26
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
83 نمل: 34 ... پادشاهان چون به شهري درآيند ... عزيزانش را خوار ميگردانند. و اينگونه ميکنند ... حاکمان (غيرالهي)، هنگام استيلا بر جامعه، واجدان پيشين را از منابع، مزايا و منزلت اجتماعي، اقتصادي و سياسي، محروم و آنها را به گروههاي همسو واميگذارند.
84 شعرا: 29 [فرعون] گفت: اگر خدايي جز من برگزيني، قطعاً تو را از زندانيان سازم. برخورداريهاي فرعون، زمينه خودشيفتگي و توهم مالک الرقاب بودنش و اين پندار، زمينۀ مقابله با مخالفان از طريق آزارهاي جسمي و زيانهاي مالي بود.
85 شعرا: 49 [فرعون] گفت: پيش از آنکه به شما اذن دهم، بدو ايمان آورديد؟ ... همانا دستهاي شما و پاهاتان را ... قطع ميکنم و ... به دارتان ميآويزم ... .
86 طه: 71
87 غافر: 29 ... فرعون گفت جز آنچه ميبينم، به شما ننمايم و ... جز به راه رشد راهبر نيستم. فرعون، کشتن موسي را صرفاً در مسير رشد و رعايت صلاح مردم ميشمرد.
جدول 27
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
88 يوسف: 33 گفت: پروردگارا، زندان برايم محبوبتر است از آنچه بدان ميخوانندم ... يوسف، آماج هوسراني زنان بزرگان مصر و تحمل کيفر ناشي از رد آن بود.
89 نور: 33 ... کنيزان جوان خود را ... در طلب ... دنيا به زنا مداريد ... فرادستي مالکان، زمينۀ بهرهکشي جنسي از کنيزان و کسب درآمد از آن بود.
90 منافقون: 7ـ8 گويند بدآنان که نزد پيامبر خدايند، انفاق مکنيد تا پراکنده شوند ... * ... اگر به مدينه بازگرديم، قطعاً عزتمندتر، زبونتر را ... بيرون ميکند ... سران منافقان ميکوشيدند با منع حمايت ازمسلمانان، موقعيت اجتماعي، اقتصادي و سياسي آنها را ضعيف و مانع نفوذشان در مدينه شوند.
بيقدرتي
شماري از فرازهاي قرآني، اصولاً بيقدرتي را زمينۀ بزهديدگي ميدانند (همان، ص 38). گزارههاي جدول 28، از تأثير شکلهايي از بيقدرتي در بزهديدگي افراد و گروههاي فاقد قدرت و ثروت ميگويند.
جدول 28
رديف آيه ترجمه (فراز مرتبط) گزاره
91 اعراف: 127 و سران قوم فرعون گفتند: موسي و قومش را مينهي تا در سرزمين فساد کنند ...؟ گفت: ... پسرانشان را ميکشيم و زنانشان را زنده ميداريم. و ما بر آنان چيرهايم. بيقدرتي موسي و پيروانش در برابر حکومت و قوم فرعون، در کنار دينداري آنان، زمينۀ بزهديدگيشان از بهرهکشي، بردگي و قتل بود.
92 عنکبوت: 33 و چون فرستادگان ما سوي لوط آمدند ... دستش از حمايتشان کوتاه شد ... بيقدرتي لوط و پيروانش، زمينة بيپروايي قومش در همجنسگرايي و تهديد تازه¬واردان و نبودن موانع مؤثر در برابر بزهديدگي آنان بود.
93 انفال: 26 ياد آريد ... گروهي اندک و مستضعف بوديد. ميترسيديد مردم شما را بربايند ... بيقدرتي و حامي نداشتن، اقليت مسلمان را آماج غارتهاي وابستگان مشرکان حاکم کرده بود.
نتيجهگيري
اين تحقيق، بخشي از طرحي پژوهشي است که درصدد است نظريۀ اسلامي کجروي را بر اساس گزارههاي متون مقدس اسلامي ارائه کند و به سبب گستردگي اين نظريه و فراواني گزارههاي مرتبط، کار را با شناسايي قطعههاي مختلف آن پي گرفته است. اين مقاله، بخشي از نظريۀ قرآني کجروي را ترسيم ميکند. يافتهها نشان ميدهند قرآن، علل بزهديدگي را با جامعيت و تفصيلي مناسب و به شکلي نظاممند، تحليل کرده است. اين تحليل، 76 عامل خرُد، ميانه و کلان را در دو بخش علل پيراموني و مرتبط با بزهديده، تلفيق و شناختهاي نوي را ارائه ميکند. در قالب الگويي که در آغازْ آمد، ترسيم ميشود و داراي سه محور زير است:
1. اثرگذاري علل پيراموني خرُد، ميانه و کلان؛ 2. اثرگذاري ويژگيهاي فردي و جمعي و نگرشي و کنشي آماجهاي بالقوه؛ 3. نقشآفريني برخي علل، در قالب ميانجي تأثير علل ديگر.
ازاينرو، يافتهها نشان ميدهند که قرآن، تحليل بزهديدهشناختي و بررسي علل مرتبط با بزهديدگي و آماجهاي آن را بخشي از فهم و تبيين مؤثر کجروي و بزهديدگي ميداند. توجه به آنها را در سياستهاي کنترلي اسلامي، ضروري ميشمرد. اين نکات، بيانگر اين است که متون مقدس اسلامي، در بوميسازي و بهينهسازي فهم نظري اين حوزه، مؤثر و منبعي براي مطالعاتاند.
يافتهها همچنين، ناظر به مضمونهاي کلي و ماندگار بزهديدهشناختي هستند. ازاينرو، تمايز آراي قرآني را با يافتههاي جزئي آن، روشن نميکنند. اما براي اينگونه تحقيقات، که در آغاز راه هستند، نقطۀ شروع مناسبي هستند. مثلاً، با ترسيم ابعاد رويکرد قرآني، پاسخهاي کلي آن را به سؤالهاي اين حوزه، معلوم و مسيري را براي پژوهشهاي آتي، ترسيم ميکنند. از سوي ديگر، پشتوانۀ مناسبي براي تحقيقاند و آن را از تکيه بر يافتههاي غيرقطعي، که تهديدي براي تفسير قرآن است دور ميسازند (دلال، 1386، ص 104؛ باقري، 1388). اعتبار برداشتها نيز نشان ميدهد که تحليل محتواي کيفي، ميتواند ضوابط اسلامي تفسير را رعايت و روايي تحقيق را در علوم اسلامي و اجتماعي تأمين کند.
- آبراهامسن، ديويد، 1371، روانشناسي کيفري، ترجمۀ پرويز صانعي، تهران، گنج دانش.
- باقري، علياوسط، 1388، «مجاري تأثير پيشدانستههاي مفسر در تفسير قرآن»، قرآن شناخت، سال دوم، ش 2، ص 73ـ110.
- جمشيديها، غلامرضا و علي سليمي، 1387، «پيشگيري از جرم در پيشينۀ تفکر اسلامي»، در: محمد فرجيها و رحمتاﷲ صديق سروستاني (ويراستار)، پيشگيري از جرم با رويکرد جامعهشناختي (مجموعه مقالات نخستين همايش ملي پيشگيري ازجرم)، تهران، دفتر تحقيقات کاربردي پليس پيشگيري ناجا، ص 41ـ86.
- جوادييگانه، محمدرضا و سيدضياء هاشمي، 1384، «تعارض نفع فردي و نفع جمعي (دوراهي اجتماعي) و عوامل مؤثر بر آن»، نامۀ علوم اجتماعي، ش 26، ص 141ـ174.
- دلاّل، احمد، 1386، «علم و قرآن»، ترجمة محمدجواد اسکندرلو، نقد محمدعلي رضايي اصفهاني، قرآن و علم، سال اول، ش 1، ص 61ـ135.
- رجبي، محمود، 1388، «تفسير موضوعي قرآن از منظر استاد محمدتقي مصباح»، قرآن شناخت، سال دوم، ش 2 (پياپي 4)، ص 111ـ146.
- روشه، گي، 1376، جامعهشناسي تالکوت پارسونز: مجموعه بزرگان علوم انساني (2)، ترجمۀ عبدالحسين نيکگهر، تهران، تبيان.
- سليمي، علي، 1385، «گزارههاي ديني و طبيعت اجتماعي کجروي»، انجمن معارف اسلامي، سال دوم، ش 4، ص 123ـ160.
- ـــــ ، 1386، «جستوجوي درونمايههاي يک نظريۀ اجتماعي کجروي بر اساس آموزههاي قرآني»، مجلۀ دانشکدۀ ادبيات و علوم انساني دانشگاه تربيت معلم (ويژهنامۀ علوم اجتماعي 3)، ش 56ـ57، ص 129ـ181.
- ـــــ ، 1389، «درونمايههاي يک نظرية ارتباطات ميانفرهنگي در آموزههاي قرآني»، اسلام و علوم اجتماعي، سال دوم، ش 4، ص 7ـ38.
- ـــــ ، 1393 الف، «پيوندهاي قدرت و کجروي: الگويي تلفيقي بر اساس آموزههاي قرآني»، اسلام و علوم اجتماعي، سال ششم، ش 12، ص 27ـ62.
- ـــــ ، 1393 ب، تحليلهاي ساختي و تضاد در نظريۀ قرآني کجروي: بر اساس آراي تفسيري شيعه، رسالۀ دکتري، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- ـــــ ، 1395، «تحليل پارهفرهنگي در نظريۀ قرآني کجروي»، اسلام و علوم اجتماعي، سال هشتم، ش 15، ص 5ـ34.
- سليمي، علي و همكاران، 1388، همنشيني و کجروي: نگاهي به ديدگاههاي اسلامي و يافتههاي اجتماعي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- صديقسروستاني، رحمتاﷲ، 1383، آسيبشناسي اجتماعي: جامعهشناسي انحرافات اجتماعي، تهران، آن.
- طبرسي، فضلبن حسن، 1372، مجمعالبيان في تفسير القرآن، 10 ج، چ سوم، تهران، ناصر خسرو.
- فارل، گراهام و همكاران، 1385، «چرا بزهديدگي ثانوي اتفاق ميافتد؟»، ترجمة نوروز کارگري، فقه و حقوق، ش 9، ص 141ـ166.
- کَتِرين، ويليام س، 1382، «تأملي بر بزهديدگي و انواع آن»، ترجمۀ علي صفاري، تحقيقات حقوقي، ش 38، ص 259ـ302.
- گيدنز، آنتوني، 1386، جامعهشناسي، با همکاري کارن بردسال، ترجمة حسن چاوشيان، تهران، نشر ني.
- لپز، ژرژ و ژينا فيليزولا، 1379، بزهديده و بزهديدهشناسي، ترجمة روحالدين کردعليوند و احمد محمدي، تهران، مجد.
- مالجو، محسن، 1388، «تجاوز به محارم: زمينهها، استراتژيهاي متجاوز و واکنشهاي بزهديده»، رفاه اجتماعي، ش 34، ص 83ـ114.
- محسنيتبريزي، عليرضا و علي سليمي، 1391، «تحليل محتواي کيفي قياسي و بهرهگيري از آموزههاي اسلامي در علوم اجتماعي»، روششناسي علوم انساني، ش 18(72)، ص 135ـ158.
- محسنيتبريزي، عليرضا و همكاران، 1391، «تبيين اجتماعي نفاق: الگويي تلفيقي بر اساس آموزههاي قرآني»، نظريههاي اجتماعي متفکران مسلمان، سال دوم، ش 2، ص 111ـ151.
- مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي، بيتا، دانشنامۀ چندرسانهاي جامع تفاسير نور، قم، مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي (از منابع تفسیری، به کمک این نرمافزار، استفاده شده است).
- مصباحيزدي، محمدتقي، 1376، معارف قرآن، چ چهارم، قم، جامعه مدرسين.
- مصطفوي، حسن، 1360، التحقيق في کلمات القرآن الکريم، 13 ج، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
- معرفت، محمدهادي، 1388، تلخيص التمهيد، چ هشتم، قم، جامعه مدرسين.
- مکارم شيرازي، ناصر و همكاران، 1374، تفسير نمونه، 27 ج، تهران، دارالکتب الإسلاميه.
- وايت، رابرت و فيونا هينز، 1390، جرم و جرمشناسي: متن درسي نظريههاي جرم و کجروي، ترجمة علي سليمي، چ چهارم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- Becker, Howard S, 1963, Outsiders: Studies In The Sociology Of Deviance, NewYork: McMillan Publishing Co, inc.
- Berg, Bruce L, 2001, Qualitative Research Methods for the Social Sciences, Boston, Allyn & Bacon.
- Erickson, Kristan G, et al, 2000, 'A Social Process Model of Adolescent Deviance: Combining Social Control and Differential Association Perspectives', Journal of Youth and Adolescence (29: 4).p. 395-426.
- Fattah, A. Ezzat, 1991, Understanding Criminal Victimization: An Introduction to Theoretical Victimology, Canada: Prentice-Hall Publications.
- Felson, Marcus, 2014, 'Linking Criminal Choices, Routine Activities, Informal Control, and Criminal Outcomes', in Cornish, Derek B., Ronald V. Clarke (eds.). The Reasoning Criminal: Rational Choice Perspectives on Offending (Chapter 8). New Brunswick: Transaction Publishers. p. 119-128.
- Forman, Jane, & Laura Damschroder, 2008, 'Qualitative Content Analysis', in Ro-bert Baker & Wayne Shelton (eds). Emperical Methods for Bioethics: A Primer. Oxford: Linacre House, Jordan Hill. p. 39-62.
- Forsyth, Craig J, & Heith Copes (eds.), 2014, Encyclopedia of Social Deviance. (vol. 1-2). Thousand Oaks, Calif: Sage Publications, Inc.
- Holsti, Ole R, 1969, Content Analysis for the Social Sciences and Humanities, Reading: MA, Addison-Wesley.
- Hudson , Barbara A, 1997, 'Social Control'. in Mike Maguire, Rod Morgan, Robert Reiner (eds.), The Oxford Handbook of Criminology. (2nd ed) New York, Oxford University Press.
- Karmen, Andrew, 2007, Crime Victims: An Introduction to Victimology (6th ed). Belmont, CA: Wadsworth.
- Krippendorff, Klaus H, 2004, Content Analysis: An Introduction to Its Methodology, Thousand Oaks, Calif, Sage Publications, Inc.
- Petherick, Wayne, 2015, Applied Crime Analysis: A Social Science Approach to Understanding Crime, Criminals, and Victims, Amsterdam, Elsevier.
- Ritzer, George (ed.), 2007, The Blackwell Encyclopedia of Sociology, Oxford, Blackwell Publishing Ltd.
- Rock, Paul, 2002, 'On Becoming a Victim'. in Carolyn Hoyle & Richard Young (eds), New Visions of Crime Victims, Oxford: Hart Publishing.
- Siegel, Larry J, 2011, Criminology (11th ed). Belmont, CA: Wadsworth.
- Sparks, R. F, 1982, Research on Victims of Crime: Accomplishments, Issues and New Directions. Rockvile, MD: U. S. Department of Health and Human Services.
- Steffensmeier, Darrell, & Dana Haynie, 2000, 'Gender, Structural Disadvantage, and Urban Crime: Do Macrosocial Varibales also Explaim Female Offending Rates?', Criminology, (38-2), p. 403-438.
- Ulmer, Jeffery T,et al, 2012, 'Racial and Ethnic Disparities in Structural Disadvantage and Crime: White, Black, and Hispanic Comparisons', Social Science Quarterly (93-3), p. 799-819.
- VandenBos, Gary R (ed.), 2015, APA Dictionary of Psychology (2nd ed). Washington, DC: American Psychological Association.
- Walklate, Sandra, 2007, Imagining the Victim of Crime, McGraw-Hill: Open University Press.
- White, Marilyn D, & Emily E. Marsh, 2006, 'Content Analysis: A Flexible Methodology', Library Trends (55-1). p. 22-45.
- Wilson, Janet K (ed.), 2009, The Praeger Handbook of Victimology, Santa Barbara, Calif: Abc-Clio, Llc.
- Wolhuter, Lorraine, et al, 2009, Victimology: Victimisation and Victims' Rights, London, Routledge-Cavendish.
- Zhang, Lening, 2003, 'Official Offense Status and Self-esteem among Chinese Youths', Journal of Criminal Justice, (31), p. 99-105.