بررسي نحوه تأثير ساختار بر كنش و معرفت عامليت از منظر تفسير اجتماعي الميزان

سال هشتم، شماره چهارم، پياپي 32، پاييز 1396

صادق گلستاني / استاديار گروه جامعه‌شناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€،                                      sadeq.qolestani47@yahoo.com

دريافت: 130/04/1396 ـ پذيرش: 26/09/1396

چکيده

نسبت و چگونگي ارتباط فرد و جامعه، از مباحث پردامنه در علوم اجتماعي و جامعه‌شناسي است. جامعه و ساختار اجتماعي، داراي الزامات و آثاري است که فرد را از جهات گوناگون تحت تأثير قرار مي‌دهد. جهت‌دهي کنش و شکل‌‌دهي معرفت نمونه آن است. شناخت اين مسئله، در تکوين نظريه‌هاي اجتماعي و نحوه تبيين پديده‌ها، اهميت بنيادين دارد. اين پژوهش، با روش تحليل محتواي تفسير گرانسنگ الميزان، نگاه علامه را نسبت به ميزان و نحوه تأثير ساختار بر عامليت بررسي مي‌کند و به اين پرسش‌ها پاسخ مي‌دهد که الميزان، ابعاد و ميزان تأثيرگذاري جامعه را بر کنش و معرفت چگونه ملاحظه مي‌كند؟ و براي عامليت در زندگي اجتماعي، چه جايگاهي قائل است؟ علامه، بر مبناي انسان‌شناسي فطري خود، به اين پرسش‌ها پاسخ مي‌دهد. ايشان از يک سو، به تأثير جامعه در تعيين کنش‌ افراد و در شکل‌گيري معرفت کنشگران، اذعان دارد و از سوي ديگر، با توجه به عنصر فطري اختيار، تسلط جامعه در تعيين کنش و نيز معرفت کنشگر را نمي‌پذيرد.

کليدواژه‌ها: عامليت، ساختار، فرد، جامعه، معرفت، کنش، تعين اجتماعي.