روش شناسي فقه اجتماعي از دوره تأسيس تا دوره تثبيت

سال هشتم، شماره سوم، پياپي 31، تابستان 1396

محمدباقر رباني / دانشجوي دکتري انديشه معاصر مسلمين، جامعة المصطفي العالمية، واحد تهران           rabani413@yahoo.com

قاسم ابراهيمي پور / استاديار گروه جامعه شناسي، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره        ebrahimipoor14@yahoo.com

دريافت: 07/04/1396 ـ پذيرش: 08/08/1396

 

چکيده

انزواي سياسي تشيع در بسياري از مقاطع تاريخي، اغلب فقه شيعي را به اتخاذ رويکرد فردي سوق داده است. اما برخي از دوره هاي تاريخي، حمايت حکومت ها از مذهب تشيع، يا دستيابي تشيع به قدرت و حکومت، تحولاتي را در علم فقه به دنبال داشته است. اتخاذ رويکرد اجتماعي تحت عنوان «فقه اجتماعي» يا «فقه الاجتماع» از آن جمله است. در اين مقاله برآنيم تا مبادي معرفتي و غيرمعرفتي فقه اجتماعي شيعي را از دوران صفويه تا دوره معاصر، با روش تحليلي مورد بررسي روش شناختي قرار دهيم. اين بررسي نشان مي دهد كه ويژگي هاي فردي، فقهايي مثل محقق کرکي، ميرزاي شيرازي، مرحوم نائيني، شهيد صدر و امام خميني ره، در بستر اجتماعي سياسي مناسب، فقه را به سمت توجه به مباني معرفتي ويژه اي،  از جمله نقش زمان و مکان، مصلحت، مقاصد، نظر کارشناسان، تاريخ اسلام و روايات غيرفقهي، در فرايند اجتهاد سوق داده است که محصول آن، اتخاذ رويکرد اجتماعي در فقه و تأسيس، تثبيت و تکامل فقه اجتماعي است.

کليدواژه ها: فقه اجتماعي، روش شناسي فقه، فقه الاجتماع، زمان و مکان، مصلحت.