ماهيت جرم از ديدگاه دوركيم، با رويكردي روش شناسانه

ضميمهاندازه
6.pdf318.37 کيلو بايت

سال هشتم، شماره اول، پياپي 29، زمستان 1395

مجتبي جاويدي/ استاديار دانشگاه شيراز                                                         mojtabajavidi@gmail.com

دريافت: 22/12/1394 ـ پذيرش: 8/6/1395

 

چكيده

اين مقاله با رويکردي روش شناختي به مطالعه چيستي جرم از ديدگاه دورکيم پرداخته و مباني روشي وي و نحوة تأثيرگذاري آن  بر تعريف جرم را مورد بررسي قرار داده است. از ديدگاه دورکيم، جرم عملي است که احساسات جمعي جامعه را جريحه دار ساخته و توسط قانونگذار براي آن مجازات در نظر گرفته شود. مباني روش پوزيتيويستي دورکيم عبارتند از: جدايي از متافيزيک، جدايي از عقل قدسي، طبيعي گرايي و جدايي علم از ارزش. اين مباني در تعريف وي از جرم تأثيرگذار بوده است. اين مباني سبب خلأ عقل عملي و عدم امکان داوري ارزشي علم پوزيتيو در انديشه وي شده است. براين اساس، وي توانايي ارائه ضابطه اي ماهوي براي جرم انگاري افعال را ندارد و بايد به ملاک هاي صوري مذکور در تعريف خود وفادار باشد. با اين حال، وي در عمل، در شناخت «فعل غيراخلاقي» که زيربناي شناخت «ضابطه ماهوي جرم» است، به ملاک «فايده» متوسل مي شود که شکافي جدي بين مقام نظر و عمل در اوست.

کليدواژه ها: دورکيم، جرم، روش شناسي، روش پوزيتيويستي، وجدان جمعي، قانون.