دلالت هاي جمعيت شناختي نظريه فمينيستي

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

اسماعيل چراغي کوتياني / دانشجوي دکتري جامعه شناسي فرهنگي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره

                                                                                                                                   kotiani@yahoo.com

دريافت: 7/2/1394 ـ پذيرش: 17/6/1394

چكيده

فرايند نوسازي با دگرگوني هاي ژرفي در عرصه هاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي انسان ها همراه بوده و خانواده را به عنوان ساحتي مهم حوزه زندگي بشر، دچار دگرگوني نموده است. يکي از پيامدهاي اين تغييرات، تحولاتي جمعيتي بود كه جوامع بشري را با چالشي جدي مواجه ساخت. نوسازي در نيم قرن اخير، از طريق عوامل گوناگون بر کاهش باروري جوامع انساني تأثير گذاشته است. يکي از اين عوامل، اشاعه انديشه هاي فمينيستي است. اين نوشتار، با روش اسنادي و کتابخانه اي، به واکاوي دلالت هاي جمعيت شناختي نظريه فمينيستي مي پردازد. يافته ها حاكي از اين است که نظريه فمينيستي، با اشاعه انديشه هايي چون فردگرايي، نگرش منفي به ازدواج، توليد مثل و نقش مادري و تجويز سقط جنين و آزادي هاي کامل جنسي، و تحقير کارخانگي و تشويق زنان به کسب تحصيلات عاليه و اشتغال خارج از خانه و نيز تشويق زنان به بازتعريف هويت زنانه، بر تحولات جمعيتي و کاهش باروري تأثير گذاشته است. به نظر مي رسد، دلالت هاي فمينيستي، موجب مسائل نويني براي جوامع شده و به دليل ناسازگاري با آموزه هاي ديني و الگوي اسلامي – ايراني خانواده، نمي تواند مورد پذيرش قرار گيرند.

کليد واژه ها: فمينيسم، نظريه فمينيستي، دلالت، جمعيت، باروري.