كاربرد نظريه گفتمان در جامعه شناسي معرفت

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

محمد توکل / استاد گروه جامعه شناسي دانشگاه تهران                                                    mtavakol@ut.ac.ir

نوح منوري / دانشجوي دکتري جامعه شناسي نظري فرهنگي دانشگاه تهران                            monavvary@ut.ac.ir

دريافت: 29/9/1394 ـ پذيرش: 6/3/1395

چكيده

در مقابلِ الگوي کلاسيک جامعه شناسي معرفت، که در آن رابطه اي علي از جامعه به معرفت وجود دارد، جامعه شناسي معرفت جديد، به فضاي فرهنگ و تفسير معنايي پرداخت و بر اساس آن، درک گفتماني معرفت اهميت يافت. در اين مقاله، ضمن شرح تاريخچة مختصري از جامعه شناسي معرفت، زمينة نظري کاربرد نظرية گفتمان در جامعه شناسي معرفت واکاوي مي شود. به عنوان نمونه اي از تلاش، براي پيوند صريح اين دو حوزه برنامة تحقيقاتي راينر کلر با عنوان «رويکرد جامعه شناسي معرفت به گفتمان» معرفي و نقد مي شود. نگاه کلر به جامعه شناسي معرفت، برگر و لاکمن و نظريه گفتمان ميشل فوکو است. نوآوري کلر را مي توان در تصريح رابطه بين نظريه گفتمان و جامعه شناسي معرفت دانست. دو انتقاد به کار کلر وارد است: اول اينکه، او توضيح نمي دهد گفتمان ها چگونه ظاهر مي شوند، هژمونيک مي شوند و گفتمان هاي هژمونيک چگونه به چالش کشيده مي شوند. همچنين تمرکز راينر کلر بر تحليل گفتمان، موجب مي شود كه پاسخ وي به مسئله تعين اجتماعي معرفت، در هال هاي از ابهام قرار گيرد.

کليد واژه ها: گفتمان، جامعه شناسي معرفت، ميشل فوکو، برگر و لاکمن، راينر کلر.