مباني فلسفي هويت از ديدگاه مارتين هايدگر

ضميمهاندازه
1.pdf481.63 کيلو بايت

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

كرامت‌اله راسخ / دانشيار جامعه‌شناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد جهرم                                Krasekh@gmail.com

دريافت: 21/2/1394 ـ پذيرش: 7/8/1394

چكيده

هدف اين مقاله، بررسي مباني فلسفي هويت از ديدگاه مارتين هايدگر فيلسوف آلماني است. نوع پژوهش، کيفي، روش آن، کتابخانه‌اي و بر اساس «نظريه موضوع‌گرا» اجرا شد. پرسش اصلي فلسفه هايدگر معناي هستي، موضوع فلسفه او هستي‌شناسي و روش کار او پديدارشناسي است. هايدگر معتقد است: شناخت و فلسفه ريشه در تاريخ و جامعه دارد و در نتيجه، زمان وظيفه تأسيس جهان را عهده‌دار است. بنابراين، منشأ شناخت ما ازجمله شناخت رسمي به شکل علوم جديد و شناخت غيررسمي ما به شکل معرفت روزمره، ازجمله معرفت از هويت ويژگي تاريخي برخوردار است و محصول محيط و زمان است، پس، به دنياي زندگي تعلق دارد. يافته‌هاي پژوهش نشان داد که مي‌توان به طرحي فلسفي از هويت براي بررسي مسئله هويت به‌منزله مسئله اجتماعي رسيد.

کليدواژه‌ها: مباني فلسفي، هويت، هستي‌شناسي، پديدارشناسي، مارتين هايدگر.