تبيين جامعه شناختي خلافت از منظر ابن خلدون با رويكردي انتقادي

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 26، بهار 1395

حميد پارسانيا / دانشيار جامعه شناسي دانشگاه تهران

ابراهيم عباسپور / دانشجوي دکتري جامعه شناسي فرهنگي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره

                                                                                                                               eabaspoor@yahoo.com

دريافت: 2/6/1394 ـ پذيرش: 10/10/1394

چكيده

در دنياي اسلام، نظام خلافت با استفاده از صبغه الهي و قدسي در عرصه سياسي- اجتماعي مسلمانان وارد شد. علماي اهل سنت براي رهايي از تنگناهاي موجود در جامعه در ذيل اين نظام، از ظرفيت فقه و کلام استفاده کرده، اين نظام را توجيه کردند. ولي توجيه فقهي کلامي، به تنهايي کافي نيست، بلکه تداوم و استمرار اين نظام نيازمند تبيين جامعه شناختي است؛ چراکه اگر ابعاد تئوريک آن بازكاوي نشود، بايد بساط آن برچيده شود. ازاين رو، آسيب شناسي اجتماعي اين نظام مي تواند چگونگي استمرار آن را تبيين كند. لذا ابن خلدون از ظرفيت هاي فقه و کلام اشعري استفاده مي کند و نظام خلافت را بر مدار نظرية عصبيت به لحاظ جامعه شناختي تبيين مي کند. اين مقاله، چگونگي تبيين ابن خلدون از نظام خلافت و ظرفيت هاي موجود در جوامع اسلامي را از منظر جامعه شناختي بررسي مي كند و با تمرکز به مفهوم «عصبيت» و رويکرد مقبوليت در انديشه ابن خلدون، كه مبتني بر عصبيت و شوکت است، اصطکاک مبنايي او با مقوله مشروعيت را به نقد کشيده  است.

کليدواژه ها: خلافت، تبيين، عصبيت، مشروعيت، مقبوليت، قبيله.