نظم اجتماعي در آراء ابن‌خلدون

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 26، بهار 1395

محمدرضا قائمي نيك / دانشجوي دکتري جامعه شناسي دانشگاه تهران                                 Ghaeminik@ut.ac.ir

دريافت: 29/4/1394 ـ پذيرش: 5/10/1394

چكيده

علم عمران ابن خلدون، نوعي انديشۀ اجتماعي است. گاهي هم از سنخ ديگر نظريات جامعه شناسي مدرن درک مي شود. با اين حال، اگر پاسخ نظريات جامعه شناسي مدرن به  مسئلۀ نظم اجتماعي مطلوب را در نظر بگيريم، آنگاه به تفاوت ماهوي پاسخ ابن خلدون به مسئلۀ نظم اجتماعي نسبت به جامعه شناسان مدرن پي خواهيم برد. اين مقاله ابتدا نشان داده است که نظريات جامعه شناسي مدرن، به دليل اينکه تمامي مبادي ديني يا متافيزيکي را کنار مي گذارند، ماهيت سکولار دارند. با بررسي منطق علم عمران و جايگاه آن در تمدن اسلامي، پاسخ آن به مسئلۀ نظم اجتماعي را با پاسخ نظريات جامعه شناسي به اين مسئله مقايسه کرده  است. در نهايت، به اين نتيجه رهنمون شده است که هرچند ابن خلدون، عقل را همچون جامعه شناسان مدرني مانند کنت، تجربي- تاريخي مي پندارد و از اين رو، علم عمران او از حکمت عملي فيلسوفان مسلمان متمايز مي شود، اما هستي شناسي و انسان شناسي او مانع از اين مي شود که علم عمران، نوعي از نظريات جامعه شناسي مدرن تلقي شود.

کليدواژه ها: ابن خلدون، جامعه شناسي، نظم اجتماعي، علم عمران، حکمت عملي.