نقش نماد و نمادگرايي در زندگي بشر؛ تحليلي جامعه شناختي

سال ششم، شماره چهارم، پياپي 24، پاييز 1394

محمد فولادي / استاديار گروه جامعه شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره              fooladi@iki.ac.ir

مريم حسن پور/ كارشناس ارشد فلسفه و كلام اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي و مدرس دانشگاه سيستان و بلوچستان

دريافت: 12/2/1394 ـ پذيرش: 10/8/1394

چكيده

اين مقاله با رويكرد تحليلي و بررسي اسنادي، در پي تحليل جامعه شناختي معنا، مفهوم، نقش، جايگاه و كاربرد نمادها در زندگي است و بر اين باور است كه زندگي اجتماعي بشر بدون نماد و نشانه، امكان تداوم ندارد. به طوركلي، عرصه اي از زندگي بشر را نمي توان سراغ گرفت كه نمادين و رمزآلود نباشد؛ چرا كه انسان موجودي اجتماعي است و لازمة زيست اجتماعي، تعامل، تبادل فكر و انديشه،  و رابطه با همنوعان است كه به نوبه خود، نيازمند بهره گيري از نمادها است. ابزارهاي اين تعامل، زبان، خط،  كتابت، ايما، اشاره، رمز، نشانه، و نماد مي باشد كه همچون فضاي پيرامون،زندگي بشر را احاطه كرده و بر او سلطه مي راند، به گونه اي كه بدون فهم معناي اين نمادها، تعامل و برقراري ارتباط با دنياي پيرامون امكان پذير نخواهد بود. كاركرد نمادها در زندگي بشر، بيشتر مشاركتي، انسجام بخشي و بيانگر پايبندي و تعلق افراد يك جامعه به يك ملت و فرهنگ خاص است. دو كاركرد مهم نمادها در عرصه معماري و زيستگاه اجتماعي او، «بيان معنا» و «ايجاد حس هويت» مي باشد. هر نماد و نشانه اي در اين عرصه، تجلي حس تعلق و احساس وابستگي به فرهنگ و جامعه اي خاص است. اين نشانه ها به دليل آنکه در زندگي روزمره تکرار مي شوند، حس خاصي از معنا و هويت را تقويت مي کنند.

کليدواژه ها: نماد، نشانه، رمز، كد، نمادگرايي، نماد و فرهنگ.