صداقت خبری؛ مؤلفه های سازندهی «خبر صادقانه» برای بخش های خبری تلویزیون جمهوری اسلامی ایران
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
اي. ان. ويلسون نويسنده و روزنامهنگار معروف، در مقالهاي با عنوان «دوربين تلويزيون تقريباً هميشه دروغگوست» نوشت: «تلويزيون رسانهاي است كه در آن راستگويي تقريباً ناممكن است. تقريباً در همة پوششهاي تلويزيوني، از جمله برنامههاي تاريخ طبيعي و رويدادهاي جاري، بخش يا بخشهاي ساختگي ميتوان يافت» (ساندرز، 2003).
يكي از مسائلي كه در حوزة برنامههاي تلويزيون همواره مورد مناقشه قرار داشته، «بايدها و نبايدهاي خبر و خبررساني» و بهطور كلي «الگوي اخلاقمحور اطلاعرساني» بوده است؛ چراكه غالباً از جايي كه ما بهمنزلة بيننده نشستهايم، جداسازي «وقايع حقيقي» از «نمونههاي پردازششده»، اگر غيرممكن نباشد، دشوار است. اغلب نميتوانيم «واقعيت» را از «واقعيت توصيفشده» تفكيك كنيم؛ زيرا هيچ شناخت مستقيمي از آن واقعيت نداريم. ما تنها با «توصيف واقعيت» و «واقعيت توصيفشده» روبهروييم. تنها جانشينهاي توصيف رسانه از واقعيت، توصيفهاي ديگري است كه رسانههاي ديگر توليد ميكنند.
در ايران نيز يكي از حوزههايي كه از همان ابتداي انقلاب اسلامي مورد تأكيد قرار گرفت، نظام رسانهاي منطبق بر يك جامعه و حكومت ديني بود؛ چراكه روابط سهجانبة ميان دين، دولت و وسايل ارتباطجمعي، وضعيت رسانه تلويزيون را در ايران پيچيده ميكند. بر اساس نظر مرداك «ايران در نقطة انتهايي پيوستار ارتباط ميان دين، دولت و وسايل ارتباطجمعي قرار ميگيرد. دولت برداشت خاص از اسلام دارد و متعهد به آن است و مشروعيت خود را از آن ميگيرد. بهعلاوه از نظام و ابزار ارتباطات ملي براي پيشبرد اين نظام ديني كه رسماً پذيرفته شده است، استفاده ميكند» (مرداك، 1382، ص130).
بنابراين با توجه به ماهيت معمايي ارتباط دين، رسانه و حكومت در جمهوري اسلامي ايران، ما در اين مقاله به دنبال پاسخ اين پرسشيم كه چه مؤلفههايي بايد در خبر وجود داشته باشد تا آن خبر، «صادقانه» خوانده شود؟ در واقع اين پرسش، مبتني بر مفروضة ادعاي تلويزيون ايران در رعايت قواعد فقهي و اخلاقي در بخش خبر بهمنزلة اصول حرفهاي و اخلاقي سازمان صدا و سيماست. بنابراين ما در اين پژوهش به دنبال شناسايي، تعريف و مقولهبندي «ابعاد صداقت رسانهاي» هستيم و اين كار را از طريق رجوع به سه منبع معرفتي «پژوهشهاي انجامگرفته در حوزة علم ارتباطات و ژورناليسم»، «مقررات، آييننامهها و منشورهاي اخلاقي بينالمللي» و «پژوهشهاي حوزة فقه ارتباطات و خبررساني» انجام دادهايم. در واقع از طريق استناد به اين سه منبع، به دنبال رسيدن به يك سلسله مؤلفههاي مشترك حداقلي بودهايم.
دليل انتخاب منبع «پژوهشهاي حوزة فقه» در كنار «اصول ژورناليسم و منشورهاي اخلاقي بينالمللي»، ماهيت ديني نظام جمهوري اسلامي ايران است. بنابراين اگر «فقه» را متصدي تبيين روابط متقابل افراد، گروهها و نهادهاي اجتماع بدانيم، بايد وظيفة مهم دانشآموختگان اين حوزه را شناسايي اين روابط در بستر جامعه و نيز شناخت شكلهاي متنوع و قالبهاي مختلف گروهها و نهادهاي اجتماعي بشماريم (فخار طوسي، 1385، ص15). در واقع «فقه» كه پيگير تحقق سلامت، هدايت و عدالت در جامعه است و اين سه ابتناي تام بر آگاهيهاي اجتماعي دارند، نميتواند در قبال «خبر» كه حامل و ناقل بخش مهمي از آگاهيهاي اجتماعي است، برخوردي خنثا و يا غيرناظر به ماهيت و كاركرد آن داشته باشد (همان، ص12).
1. مؤلفههاي تأمينكنندة صداقت
1-1. عناصر خبري در علم ارتباطات و ژورناليسم
همواره در كتب آموزش خبرنويسي و ژورناليسم، بخشي با عنوان «مفاهيم اساسي در خبرنويسي» وجود دارد كه به بيان سه مؤلفة درستي خبر، روشني خبر و جامعيت خبر اشاره دارد كه ژورناليست را به ارائة اطلاعات درست به مخاطبان (گازيانو، 1998؛ مك گراث، 1986) و نيز پاسخگويي به پرسشهايي كه براي مخاطبان خبر به وجود ميآيد، ملزم ميداند (تاچمن، 1978؛ پترسون، 1986؛ راشكو، 1979؛ هريس، 1977؛ هاف، 1984؛ كيلنبرگ، 1991). همچنين به ژورناليستها سفارش ميشود كه شش عنصر خبري «چه كسي؟»، «چه چيزي؟»، «كجا؟»، «كي؟»، «چرا» و «چگونه؟» را در گزارش خود لحاظ كنند تا بر غناي خبر بيفزايند و تصويري جامع از رويداد را به خبر منتقل كنند (شكرخواه، 1387، ص44). اين در حالي است كه كاربست دقيق مفاهيم و عناصر يادشده، لزوماً تأمينكننده صداقت در خبر و دور ماندن ژورناليست از ديدگاههاي شخصي، ذهنگرايي و جانبداري نيست. بنابراين در كتابها و پژوهشهاي مختلف در حوزة ژورناليسم، بهطور مشخص به استخراج و تشخيص ابعاد «صداقت رسانهاي» پرداخته نشده، بلكه به صورت پراكنده بيشتر به بيان اصول اخلاقي و ضرورت رعايت مفاهيم اساسي مزبور اشاره شده است. ما در اين پژوهش قصد داريم با اتكا به مفهوم «عناصر ژورناليسم» بيل كوواچ و تام رزنستيل، مؤلفههاي صداقت خبري را شناسايي و مشخص كنيم.
ما در اين بخش، گفتارهاي صاحبنظران حوزة ارتباطات و ژورناليسم را در زمينة عناصر تشكيلدهندة «خبر صادقانه» و «مبتني بر اصول حرفهاي» به صورت جدول ارائه كرديم تا در نهايت به تعريفي مشخص، جامع و مانع از اين عناصر برسيم.
1.1.1. عينيت (objectivity)
يكي از مباحث اصلي در علوم ارتباطات اجتماعي بهطور كلي و رسانههاي خبري و اخبار تلويزيوني بهطور مشخص، مسئلة عينيت است. روابط پيچيده در نحوة بهكارگيري زبان و بازتاب گرايشها، ايدئولوژيها و نگرشهاي گوناگون دربارة يك رويداد، امكان فرض دستيابي به يك «عينيت خارجي» را از بين ميبرد (ميرفخرايي، 1385، ص127). ويتگنشتاين معتقد است دنياي واقعي دنيايي است كه توسط زبان انعكاس يافته است و همين بازتاب و دنياي واقعي، دنيايي را كه ما مشاهده ميكنيم رنگآميزي ميكند. پيچيدگيهاي موجود در گردش امور دنياي واقعي، صرفاً نتيجة توصيف آشفته ما از دنياي واقعي است (هوسمن، 1375، ص63). عينيتگرايي يعني تفكيك واقعيتهاي ملموس و قابل تأييد از مفاهيم و ارزشهاي ذهنگرايانه (چادسون، 1978، ص293). مفهوم واقعيتگرايي با مقولة عينيت و پيگيري دانش علمي در عصر روشنگري مرتبط است (هاركوپ، 1390، ص145).
انديشة رعايت عينيت در روزنامهنگاري كه از زمان جنگ داخلي امريكا مطرح شده بود، بهتدريج تا دوران پيش از جنگ دوم جهاني كشيده شد. ارزيابي عينيت در خبر، پرسشي جدي را مطرح ميسازد: آيا روزنامهنگاران ميتوانند بهطور كامل خود را از مفاهيم ذهني خود جدا كنند؟
جدول 1. تعاريف عينيت از منظر انديشمندان ارتباطات
عــيــنــيـــت 1 چادسون: معيار عينيتگرايي، ژورناليستها را راهنمايي ميكند تا «واقعيتها» را از «ارزشهاي ذهنگرايانه» جدا سازند و تنها به گزارشِ واقعيتها اكتفا كنند (چادسون، 1987).
2 كوواچ: اين واژه در ابتداي سده بيستم بهويژه در دهه 1920 ظاهراً در اعتراف به اين واقعيت ابداع شد كه ژورناليستها، غالباً ناآگاهانه آكنده از اغراض و گرايشهاي شخصي هستند. عينيتگرايي از ژورناليستها ميخواست براي ارزيابي اطلاعات روشي منسجم و براي بررسي شواهد، رهيافتي شفاف پديد آورند تا اينكه گرايش و اغراض شخصي و فرهنگي آنان بر دقت فعاليتهايشان خدشهاي وارد نياورد (كوواچ، 1385، ص103).
3 ادوارد جي اپستين: اپستين در بررسي مسئلة عينيت و اخبار تلويزيوني در كتاب معروف خود اخبار از هيچ كجا (1973) بيان ميكند كه يك خبر از وجوه مختلفي ميتواند سوگيريهاي مشخصي را از خود نشان دهد.
مالكيت: يكي از مهمترين وجوه سوگيري، انحصاري بودن سازمانهاي تهيه و پخش خبر است.
دومين وجه سوگيري در لابهلاي ايدئولوژي رسمي سازمان تلويزيون است (امري، 1975، ص450-451).
داستانهاي تأخيري: منظور شبهرويدادهاست؛ حوادثي كه واقعاً در تاريخ اتفاق نميافتند و براي نفوذ در اخبار و تأثير بر افكار عمومي ايجاد ميشوند؛
امكانات تصويربرداري: بهرهگيري از تكنولوژيهاي نوين تصويربرداري و مونتاژ و نيز استفاده از تكنيكهاي بصري يكي ديگر از وجوه سوگيري در خبر است (ميرفخرايي، 1385، ص138).
4 گاي تاچمن: وي چهار ويژگي متداول را برشمرده است كه ژورناليستها با استناد به آنها ميتوانند خود را عينيتگرا معرفي كنند: 1. ارائة ديدگاههاي متفاوت، 2. ارائة شواهد و مدارك مجابكننده، 3. استفادة دقيق و موثق از نقل قولها، 4. چيدمان و ترتيب مناسب اطلاعات در كنار يكديگر (تاچمن، 1972، ص299-301).
5 هاركوپ: گزارشگري عينيتگرا به نوعي از ژورناليسم اطلاق ميشود كه در آن حقايق ملموس و قابل اثبات با احساسات ذهني در هم آميخته نميشوند (هاركوپ، 1390، ص169).
6 اصل دوم نشست چهارم يونسكو در سال 1983 از مجموعه اصول بينالمللي اخلاق حرفهاي در خبرنگاري: «بارزترين وظيفة خبرنگار اين است كه با رعايت حق مردم براي دستيابي به اطلاعات معتبر و درست، شرافت حرفهاي خود را در خدمت واقعيت عيني قرار دهد؛ به نحوي كه واقعيتها با محتواي اصلي خود انعكاس يافته و بدون ايجاد تحريف، نشاندهنده ارتباطات اساسي باشد» (شكرخواه، 1374، ص126).
1.1.2. انصاف (Fairness)
يكي از مشكلات اساسي در راه رعايت انصاف، دخيل بودن عوامل گوناگون در برداشت ما از اين مقوله است. عواملي چون انتخاب واژهها، گزينش عناصر تشكيلدهندة محتواي گزارش، برداشت ذهني روزنامهنگار و از ميان رفتن گاهبهگاه اين برداشت در مواقعي كه روزنامهنگار ميكوشد تا پيشداوري ذهني خود را پنهان دارد و نيز سازوكار گردآوري و ارائة اخبار را ميتوان از جملة اين عوامل دانست. موارد مزبور، زمينة مربوط به انصاف را تشكيل ميدهند (هوسمن، 1375، ص106).
بيانصافي (Unfair) در برخي از موارد نهتنها به انتخاب واژه، بلكه به معناي يك واژه در يك مقطع خاص زماني بستگي دارد. عوامل ديگري چون چشمانداز، انتخاب عناصر و چگونگي گردآوري خبر نيز بر بيغرضي تأثير ميگذارند:
الف. چشمانداز: بازتابي از ديدگاه كه بيانگر دقيق واقعيت باشد، چشمانداز ناميده ميشود. مشكل اينجاست كه اين عبارت تكراري كه هر ماجرايي دو طرف دارد، هميشه صادق نيست. چشمانداز با مقولة عينيت ارتباط مييابد. پيدا كردن مكاني كه بتوان از آنجا تمامي مسائل و پيامدها را مشاهده، و مشاهدات را بهطور عادلانه و عاري از هرگونه حب و بغض منتقل كرد، بسيار دشوار است. حتي تلاش در جهت بيطرفي كامل ميتواند واقعيت را مخدوش سازد (همان، ص115)؛
ب. انتخاب عناصر: يكي از شيوههاي انتخاب عناصر، انتخاب دلخواه و تنظيم آنها به شكل مورد نظر است. چينش و گزينش تصاوير، انتخاب نما، زاوية دوربين، و تكرار، عواملي هستند براي ارائة تصويري نادرست و مغرضانه از رويدادها كه ميتواند برداشت بيننده را تغيير دهد؛
ج. چگونگي فرايند گردآوري خبر: اين امر، جزئي از مقولة بيانصافي به شمار ميرود و ارتباطي نزديك با انتخاب اجزاي خبر دارد. به بيان ساده، چگونگي گردآوري اخبار و شرايطي كه هر خبرنگاري به هنگام تهيه گزارش در آن احاطه شده، تأثير فراواني بر ارائه تصوير دقيق و صحيح از وقايع و بافت آن بر جاي ميگذارد (همان، ص112).
گفتني است كه انصاف با بيطرفي (Neutrality) متفاوت است. به عبارت دقيقتر، منصف بودن و رعايت انصاف، به معناي بيطرف بودن نيست. به همين دليل افرادي مثل جون اسنو مدافع انصاف هستند، اما با بيطرفي مخالفاند.
جدول 2. تعاريف انصاف از منظر انديشمندان ارتباطات
انــــصـــــاف 1 هوسمن: بهترين تعريف از انصاف و رعايت آن، تشريح رويدادها به دقيقترين و صحيحترين شكل و مناسبترين بافت ممكن است. بافت و گزينش واژهها در اصل، كلمات كاملاً مغرضانهاي هستند كه معاني مخدوش و حقارتآميز از آنها اراده ميشود (هوسمن، 1375، ص111).
2 كوواچ: متأسفانه در بيشتر مواقع روزنامهنگاران از مفهوم انصاف، برداشتي مبتني بر رياضيات دارند و تصور ميكنند خبري ارزشمند است كه در آن به تعداد مساوي از مخالفان و هواداران يك موضوع يا نظريه نقل قول شده باشد (كوواچ، 1385، ص110).
3 جون اسنو: وي معتقد است نكتة مهم و كليدي «منصف بودن (fair)» است. او ميگويد: «من هم مخالف بيطرفيام! و در عين حال مدافع انصاف و برخورد منصفانه با مسائل؛ منصف بودن تمامعيار و كامل. بايد بدانيد كه چه گرايشهايي داريد و ميان آنها با ديدگاههاي ديگران تعادل برقرار كنيد» (نقل از روي، 2002، ص38).
4 هريس: انصاف به معناي مطرح كردن و بازتاباندن ديدگاههاي طرفين موضوع در يك بحث است. درج ديدگاههاي دوطرف، پناه و سنگري در برابر نادرستي خبر بهدستآمده از يك منبع خبري مغرض خواهد بود (هريس، 1381، ص36 ).
1.1.3. بيطرفي (Neutrality)
اصل Neutrality (بيطرفي) به ژورناليست ميگويد هر حكمي دربارة موضوعي ميكنيم، بايد همان حكم را دربارة عملي كه در موقعيت معكوس فرضي انجام ميشود نيز بكنيم (گنسلر، 1391، ص105).
معمولاً گزارشگريِ غيرمغرضانه را «بيطرفانه» ميگويند. به گفتة مك كوئيل: «بيغرض و بيطرف بودن به معناي رعايت عدالت، تعادل و توازن در استفاده از منابع است» كه نتيجة آن بازتاب يافتن ديدگاههاي مختلف در خبر و گزارش است. همچنين بيطرفي، به معناي بيطرفي در ارائة اخبار هم هست؛ يعني جدا كردن واقعيتها از ديدگاهها، پرهيز از داوري و اجتناب از بهكارگيري لحن و ارائة تصويري دلسوزانه (مككوئيل، 2000، ص321).
برخي ژورناليستها بيطرفي را به چالش كشيدهاند. گروهي از ايشان بر اين باورند كه در مواقعي «بيطرفي يعني بيتفاوت ايستادن ميان خوب و بد، خير و شر و قرباني و متجاوز» (بل، 1998، ص16). پاسخ به اين چالش اين است كه بيطرفي به معناي بياعتنايي نيست، بلكه بدين معناست كه ژورناليست به دليل ديدگاهها، علايق، گرايشها و ساير عوامل ذهني و غيرذهني، از بيان حقيقت سر باز نزند (هاركوپ، 1390).
جدول 3. تعاريف بيطرفي از منظر انديشمندان ارتباطات
بـــــيطــــرفــــي 1 مككوايل: بيطرفي به اتخاذ يك نگرش خنثا توسط گزارشگر يعني تعليق هر نوع اولويتگذاري شخصي يا ذهني نسبت به موضوع گزارش برميگردد (مك كوايل، 1382، ص191).
2 كوواچ: بيطرفي به اين معناست كه ژورناليست در قبال واقعيتها و درك شهروندان از واقعيتها، بيطرفي خود را حفظ كند (كوواچ، 1385، ص111).
3 گنسلر: بيطرفي مبتني بر تعميمپذيري (universalizability) است. بنابر اصل تعميمپذيري، كاري كه اشكالي ندارد من در قبال شخص ديگري انجام دهم براي آن شخص نيز در موقعيتي مفروض كه دقيقاً عكس حالت فعلي است در قبال من بياشكال باشد (گنسلر، 1391، ص102).
4 هاركوپ: «گزارشگري بيطرفانه» به اين معناست كه ژورناليست در جايي كه عينيت و واقعيتگرايي ايجاب ميكند كه تصويري كامل از يك ماجرا و رويداد ارائه كند، بازگو كردن حقيقت را مدنظر قرار دهد (هاركوپ، 1390، ص147).
5 بوير: وي گزارشگري بيطرفانه را اين گونه تعريف كرده است:
- رعايت عدالت و بيطرفي در تشريح جنبههاي گوناگون يك موضوع،
- صداقت و واقعيتگرايي در ارائة گزارش،
- ارائة همة نكات مهم مرتبط،
- متمايز ساختن واقعيتها از عقايد و ديدگاهها و در عين حال برخورد مناسب با ديدگاهها،
- به حداقل رساندن تأثير گرايشها و باورهاي شخصي خود خبرنگار،
- دوري جستن از تحريف و جهتگيري، كينهورزي و اهداف فريبكارانه (بوير، 1981، نقل از واتسون، 1998).
6 مارتين وين رايت: عينيتگرايي و بيطرفي يعني پرداختن به ماجرا با ديد باز، شنيدن حرف همة افراد درگير ماجرا و افزودن اطلاعات جانبي تا حد امكان (هاركوپ، 1390، ص169).
1.1.4. صحت و حقيقت (Correctness/ Truth)
با به چالش كشيده شدن مفاهيم ظاهراً قطعي دوران مدرنيته در سالهاي اخير، واژة حقيقت به مفهومي مبهم و فرّار تبديل شده است (سِيب، 2002، ص4). حقيقت نوعي احساس امنيت در انسان ايجاد ميكند؛ امنيتي كه از آگاهي سرچشمه ميگيرد و درونماية اصلي خبر بايد بر حقيقت استوار باشد (كوواچ و رزونستيل، 1385، ص51).
ژورناليسم ميكوشد تا در دنياي آشفتة كنوني نخست با رها ساختن اطلاعات از هرگونه اطلاعات نادرست، گمراهكننده و ساختگي، حقيقت را به دست آورد و سپس امكان واكنش مردم را فراهم كند و در ادامه اين روند به پالايش اطلاعات و جدا كردن سره از ناسره بپردازد (همان، ص63).
روشهاي ملموسي كه روزنامهنگاران مختلف از گوشهكنار جهان براي ارزيابي صحت و سقم خبر ارائه دادهاند، بدين قرارند:
1. ويرايش شكاكانه: اصطلاح ويرايش شكاكانه جايگزين ويراستاري بازجويانه شد (مككلايج، 1998). اين روش صرفاً بر اصلاح اشتباهاتي كه در نقل واقعيتها پيش ميآيد تأكيد ندارد، بلكه شامل برطرف كردن اشتباهات ناخواسته در تصريح و بازگو كردن رويدادها و از ميان بردن خطاهايي است كه افراد به علت اطمينان بيش از حد به دانستههاي خود مرتكب ميشوند (بنت، 2000). خانم رو سردبير روزنامة اورگونين ميگويد: هرچه بيشتر اين روش را اجرا ميكرديم، اتاق خبر را بيشتر به وحشت ميانداختيم (راو، 2000). هدف اين روش ايجاد فضايي است كه بدون اينكه صداقت و امانتداري گزارشگر مخدوش شود، مخاطبان در صحت محتواي خبر از خود ترديد نشان دهند.
2. فهرست دقيق مطالب: ديويد يارنولد مديرمسئول روزنامة سن خوزه مركوري نيوز راهكار فهرست صحت مطالب را ابداع كرد: هيچ نكتهاي را قطعي مپنداريد. ديويد پروتس، استاد دانشكدة روزنامهنگاري مديل در دانشگاه نورث وسترن ميگويد: به مقامات يا خبرهايي كه ميشنويد اعتماد نكنيد. تاآنجاكه ميتوانيد به منابع اصلي خبر نزديك شويد. سازمانيافته عمل كنيد. از صحت مطالب مطمئن شويد (كوواچ و روزنستيل، 1385، ص128).
3. منابع ناشناس: هرگز براي انعكاس ديدگاههاي افراد، از منابع ناشناس استفاده نكنيد.
جدول4. تعاريف صحت و حقيقت از منظر انديشمندان ارتباطات
صـحـت و حـقـيـقـت 1 گالاگر: به اعتقاد گالاگر سه معيار براي باقي ماندن در مقام يك ژورناليست وجود دارد: يكي داشتن ديدگاه مشخص، ديگري پايبندي به حقيقت و معيار سوم خودداري از انتقال مطالبي كه خودم حقيقت آنها را باور ندارم (كوواچ، 1385، ص138).
2 مركز تحقيقات براي مردم و خبرنگاران: نخستين تعهد روزنامهنگاران، بازگويي حقيقت است. اين همان چيزي است كه صددرصد اهالي مطبوعات شركتكننده در نظرسنجيهاي پژوهشگاه مردم و مطبوعات پيو و كميته روزنامهنگاريهاي متعهد پاسخ دادند: «بهدرستي بازگو كردن واقعيتها» (1999، ص92).
3 ماتيو كي ران: در ژورناليسم بر خلاف ادبيات، حقيقتي در ميان است و هدف عينيتگرايي در ژورناليسم پي بردن به اين حقيقت است (كيران، 1998، ص34).
4 كوواچ: حقيقت نوعي احساس امنيت در انسان ايجاد ميكند؛ امنيتي كه از آگاهي سرچشمه ميگيرد و درونماية اصلي خبر بايد بر حقيقت استوار باشد (كوواچ، 1385، ص51). صحت نيز شالودهاي است كه مفاهيم ديگر مثل بافت، تفسير و مباحثه و... بر آن استوارند.
5 جك فولر: به اعتقاد فلاسفه، دو نوع حقيقت وجود دارد: يكي همانندي و ديگري پيوستگي. به گفتة فولر پيوستگي و انسجام آزمون غايي حقيقت ژورناليسم است. در واقع مردم خواستار تصويري كامل هستند و نه جزئي (فولر، 1996، ص194).
6 امري و پوليتزر: شعار روزنامة «سان» كه مالكيت آن را پوليتزر بر عهده داشت، «صحت، صحت و صحت» بود و بيش از حد تصور قابل اعتماد بود (امري، 1962، ص347). پوليتزر براي اطمينان بخشيدن به خوانندگان دربارة صحت مطالبي كه ميخوانند، در سال 1913 ادارهاي به نام صحت و انصاف در روزنامة نيويورك ورلد تأسيس كرد (كوواچ، 1385، ص54).
9 پريس: در مجموع روزنامهنگاري يعني كوشش و پيگيري براي رسيدن به واقعيتها. اگر اين كوشش صادقانه صدمه ببيند، رابطة اعتمادآميز ميان برنامهسازان و تماشاگران تباه ميشود (پريس، 1998).
1.1.5. جامعيت (Comprehensiveness)
اصل جامعيت در وهلة اول به اين موضوع اشاره دارد كه چه نوع خبر و رويدادي بايد پوشش داده شود. در واقع ژورناليستها بايد خبر را متناسب با اهميت آن و بهطور جامع تهيه كنند (همان، ص240). به منظور تحقق عنصر جامعيت بايد براي پاسخ كامل دادن به پرسشهاي مربوط به عناصر خبر كوشش كرد تا رضايت مخاطب به بهترين شكل به دست آيد. براي دستيابي به اين هدف، رسانة خبري همواره بايد ارتقاي سطح اطلاعاتي و تحليلي مخاطب را دنبال كند. احترام به شعور و درك مخاطبان در گزارشها و برنامههاي خبري، پوشش كامل اغلب رخدادهاي خبري، توانمندي رسانه در شناخت دقيق نيازهاي مخاطب، توانمندي رسانه در كسب رضايت مخاطب و همچنين متقاعدسازي مخاطب و در گسترهاي وسيعتر متقاعدسازي رهبران عقيده و صاحبنظران در برنامههاي خبري، عوامل ياريرسان به شكلدهي جامعيت خبرياند (شريفي، 1391).
جدول 5. تعاريف جامعيت از منظر انديشمندان ارتباطات
جامعيت 1 اگر رويدادهاي جامعه به طور كامل و بدون گزينش از طريق تلويزيون ارائه شوند، اين رسانه براي مردم منبع معتبري شناخته ميشود كه ميتوان در كسب اطلاعات و اخبار مورد نياز به آن اعتماد كرد. خبر بايد جامع و كامل باشد و به پرسشهايي كه براي مخاطبان خبر به وجود ميآيد پاسخ گويد.
2 كوواچ: جامعيت خبر، مقولهاي ذهني است. مهمترين نكته در اينجا اين است كه شهروندان باور كنند آنچه را روزنامهنگار بهعنوان خبر مهم انتخاب ميكند انگيزة بهرهكشي ندارد و صرفاً براي فروش روزنامه يا جذب بيننده انتخاب نشده است و اينكه روزنامهنگار سوءنيتي ندارد (كوواچ، 1385، ص249).
3 روزنستيل: روزنامهها و رسانههاي صوتي تصويري كه در اخبار خود همة قشرهاي جامعه را در نظر نگرفتهاند، براي آن قشرهايي نيز كه مخاطب اصلي آنها بودهاند، مشكلاتي پديد آوردهاند. اول اينكه به علت ناديده گرفتن بسياري از مسائل و رويدادها، سطح آگاهي مخاطبان خود را پايين نگاه داشتهاند. همين عامل سبب شده است كه شهروندان نتوانند دربارة رويدادهاي مهم و معاصر و نيازهاي خود بهخوبي تصميمگيري كنند. نكتة ديگر اينكه راهبرد نخبهگرايي در انتخاب مخاطبان خبر، آيندة سازمانهاي خبري را نيز كه ادامة حيات آنها به شهروندان علاقهمند به خبر بستگي دارد، به خطر انداخته است (همان، ص247).
4 گروهي از صاحبنظران در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيدهاند كه پوشش دادن همة قشرهاي جامعه عمدهترين وظيفة تلويزيونهاي خبري محلي است. يافتههاي اين كارشناسان نشان داد كه بينندگان نيز ديدگاه مشابهي دارند.
مباحث مربوط به منبع معرفتي «پژوهشهاي علم ارتباطات و ژورناليسم» را در جدول 6، جمعبندي ميكنيم. بر اساس مباحث و تعاربف بخش قبل بايد گفت، صداقت خبري (Honesty)، زماني محقق ميشود كه داراي مؤلفههاي زير باشد.
جدول 6. جمعبندي مؤلفههاي پژوهشهاي علم ارتباطات
رديف عناصر سازنده صداقت خبري
1 عينيت
2 انصاف
3 بيطرفي
4 صحت، حقيقت
5 جامعيت
بر اساس اين جدول، اگر خبري به هر ميزان از يكي از موارد مندرج در جدول دور باشد، به همان ميزان از «صداقت خبري» فاصله دارد. به عبارت دقيقتر خبري ممكن است صحيح باشد، اما ناقل آن به جانبداري در تفسير و تحليل خود از آن خبر بپردازد؛ بنابراين خبر مذكور به همان ميزان كه داراي جانبداري است، به همان ميزان از صداقت بهدور است.
علاوه بر پژوهشها، تحقيقات و نظرات محققان، پژوهشگران و صاحبنظران حوزة ارتباطات، يكي ديگر از منابع معرفتي مباحث حوزة «خبر» و «صداقت خبري»، مقررات، آييننامهها، دستورالعملها و منشورهاي اخلاقي و حقوقي هستند كه در ادامه ضمن تشريح آنها، مؤلفههاي مربوط به مبحث صداقت رسانهاي را استخراج و دستهبندي ميكنيم.
2. آييننامهها و دستورالعملهاي اخلاقي در غرب
پيشينة تدوين مقررات اخلاق حرفهاي ژورناليسم به سال 1912 برميگردد. در واقع، با تأسيس نخستين شوراي مطبوعاتي از سوي نروژيها نخستين اصول اخلاق حرفهاي نيز در عالم مطبوعات پديد آمد. سپس سوئديها در سال 1916 و فرانسويها در سال 1918 و فنلانديها در سال 1919 و امريكاييها در سال 1922 براي تدوين اين مقررات اقدام كردند (اسدي، 1381، ص67).
ابتدا انجمنها و سنديكاها به ضرورت تدوين و تصويب اصول اخلاق حرفهاي ژورناليسم توجه نشان دادند؛ اما تدوين «هنجارهاي اخلاق حرفهاي» در سطح «بينالمللي» براي نخستين بار در سالهاي دهه 1920 آغاز شد؛ زماني كه چندين سازمان حرفهاي به پيگيري طرحهايي پرداختند كه «اتحاد ملل» و سازمان بينالمللي كار در دهة 1920 تدارك ديده بودند (احدزاده، 1388، ص123).
از سال 1987، سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي خبرنگاران حرفهاي كه در مجموع نمايندگي چهارصد هزار خبرنگار شاغل در اين حرفه را بر عهده دارند، در سطح بينالمللي و منطقهاي چند نشست مشاورهاي را به همت يونسكو برگزار كردهاند. بر اين پايه، اصول اخلاق حرفهاي در خبرنگاري كه در ادامه ميآيد، بهمنزلة زمينة مشترك و بهعنوان منبع الهامي براي قوانين اخلاقي در سطح ملي و منطقهاي تهيه و تدوين شده است. سازمانهايي كه در تهية اين اصول نقش داشتهاند عبارتاند از: سازمان بينالمللي روزنامهنگاران (ioj)، فدراسيون بينالملل روزنامهنگاران (ifj)، اتحادية كاتوليك بينالمللي مطبوعات (ucip)، فدراسيون كارگران مطبوعات امريكاي لاتين (felatrz)، فدراسيون روزنامهنگاران امريكاي لاتين (felap) فدراسيون روزنامهنگاران عرب (faj)، اتحادية روزنامهنگاران آفريقا (uaj)، كنفدراسيون روزنامهنگاران آسيا (coj).
اصول بينالمللي اخلاق حرفهاي در ژورناليسم كه بهمنزلة سنگ پايهاي براي تهية قوانين اخلاقي در سطوح ملي و منطقهاي فراهم شدهاند بدين شرحاند (شكرخواه، 1374، ص125):
اصل اول: حق مردم در دستيابي به اطلاعات حقيقي؛
اصل دوم: روزنامهنگار وقف واقعيت عيني است. بارزترين وظيفة روزنامهنگار وقف صادقانة خويش نسبت به واقعيت عيني و ترسيم دقيق و بدون تحريف رويدادهاست؛
اصل سوم: مسئوليت اجتماعي روزنامهنگار: روزنامهنگار نهفقط در مقابل رسانه، بلكه در برابر مردم و منافع اجتماعي و نيز وجدان اخلاقي خود بايد پاسخگو باشد؛
اصل چهارم: شرافت حرفهاي روزنامهنگار: امتناع از پذيرش رشوه، عدم ترجيح منافع شخصي بر رفاه عمومي و پرهيز از سرقت ادبي از جمله شاخصههاي شرافت است؛
اصل پنجم: دسترس همگاني و مشاركت؛
اصل ششم: احترام به حريم خصوصي و شئون انساني؛
اصل هفتم: احترام به منافع عمومي؛
اصل هشتم: احترام به ارزشهاي جهاني و تنوع فرهنگها؛
اصل نهم: امحاي جنگ و ساير مصائب پيش روي بشر؛
اصل دهم: ارتقاي نظر نوين اطلاعاتي و ارتباطي جهاني: ارتقاي روند دموكراتيك كردن اطلاعات و ارتباطات در سطوح ملي و بينالمللي، تعهد ويژة روزنامهنگار است.
تدوين موازين و احكام اخلاقي در راديو و تلويزيون توسط انجمنهاي حرفهاي از سابقهاي بسيار كوتاهتر نسبت به تدوين اصول اخلاق حرفهاي براي مطبوعات برخوردار است؛ همانگونه كه بخش عمدهاي از ميثاقنامهها و دستورالعملهاي اخلاقي رسانهها ريشه در مطبوعات و روزنامهنگاري دارد. به همين سبب در ادامه ميكوشيم مهمترين دستورالعملهاي اخلاقي راديو تلويزيوني را كانون بحث و بررسي قرار دهيم.
1-2. دستورالعملها و اخلاق حرفهاي ژورناليسم الكترونيكي (راديو و تلويزيون)
1-1-2. دستورالعمل سازمان Rtnda
Rtnda بزرگترين و تنها سازمان حرفهاي است كه به گونهاي منحصر به فرد در خدمت حرفة اخبار الكترونيك قرار دارد. اين سازمان در سال 1946، تأسيس، و در واشنگتن مستقر شد. بيش از سه هزار سردبير خبر، اتحادية خبري، استاد و دانشجو در اين سازمان فعاليت دارند. هدف آن ايجاد استانداردهاي جمعآوري و گزارش خبر است. اتحادية سردبيران اخبار راديو و تلويزيون كه خواستار پروراندن عاليترين استانداردهاي حرفهاي روزنامهنگاري الكترونيكي و ترغيب به شناخت و اطمينان همگان به روزنامهنگاري الكترونيكي و تقويت آزادي روزنامهنگاري به منظور كسب و انتشار اطلاعات بودند، اين قوانين اخلاقي و حرفهاي را بنيان نهادند.
متن كامل اين دستورالعمل برگرفته از پايگاه اطلاعرساني اين اتحاديه (http://www.rtdna.org/) است كه در پيوست قابل مشاهده است. در اين قسمت فقط به تيترهاي آن اشاره ميكنيم:
مقدمه: روزنامهنگاران الكترونيكي حرفهاي، بايد بهمنزلة امانتداران مردم عمل كنند؛ در پي حقيقت باشند و آن را به گونهاي عادلانه و با درستي و استقلال گزارش دهند و مسئوليت عملكردشان را پذيرا باشند و اين موارد را در توليد و انتشار خبر رعايت كنند: الف. جلب اعتماد مردم؛ ب. حقيقت؛ ج. عدالت و بيطرفي؛ د. درستي و صحت؛ ه. استقلال؛ و. مسئوليتپذيري.
همچنين اصولي كه در ادامه به آنها خواهيم پرداخت، به صورت مشترك در ضوابط رفتاري اين سازمانها آمده است:
ـ سازمانهاي راديو و تلويزيون هيئت مستقل پخش (iba) (دبليو و...، 1375، ص108-114)؛
ـ قوانين حرفهاي جامعة ژورناليستهاي حرفهاي و قوانين استانداردهاي حرفهاي جامعة روابط عمومي امريكا (presswise.org.uk)؛
ـ دستورالعمل رسمي اتحادية ملي خبرنگاران بريتانيا (هريس و اسپارك، 1381، ص251-252)؛
ـ اصول اخلاقي كنفدراسيون روزنامهنگاران كشورهاي آسهآن (رسانه، 1374، ص102)؛
اين اصول مشترك در ضوابط رفتاري و اخلاقي عبارتاند از:
الف. واقعگرايي: كنترل منبع خبر، زمينهسازي براي پاسخگويي، مشخص كردن منبع درك، انگيزههاي منبع، انعكاس صحيح منبع، عدم اغتشاش يا ابهام؛
ب. آزادي از دولت و نيز فشار سانسور شركتي؛
ج. آزادي انجام وظايف حرفهاي در زمينة آگاه ساختن، آموزش دادن و سرگرم كردن تودة مردم در بالاترين سطح كيفي و كمي ممكن؛
د. مسئوليت در قبال پيشبرد ارزشهاي دموكراتيك: آزادي بيان، جريان آزادي اطلاعات، دسترس برابر به رسانهها و اطلاعات، تنوع و كثرتگرايي، تعادل و توازن شفافيت و پاسخگويي؛
ه . تلاش در جهت ارائة اخبار به صورت صحيح و بيطرفانه، رعايت انصاف و اعتدال در ارائة خبر، خودداري از ارائة نظريات و حدسيات بهمنزلة حقيقت، پرهيز از تحريف از طريق مبالغه يا تأييد نادرست و ناشايست و گزينش يا غلط جلوه دادن مطلب و سانسور اخبار؛
و. استقلال: پرهيز از پيشداوري و پذيرش هدايا و تسهيلات؛
ز. پرهيز از ارائة گزارشهايي كه موجب لطمه زدن به احترام و شهرت فرد ميشوند، و حفظ اسرار شخصي افراد و احترام به حقوق بشر و منزلت انساني همة اقوام، ملل و نژادها (احدزاده، 1388، ص108).
علاوه بر اصول پيشگفته، آييننامههاي انجمن امريكايي مديران روزنامهها (A. S. N. E)، فدراسيون بينالمللي روزنامهنگاران (I. F. J)، سردبيران آسوشيتدپرس (A. P. M. E)، جامعة روزنامهنگاران حرفهاي (S. P. J) و انجمن پارلماني مجلس اروپا (P. A. C. E) مورد بررسي قرار گرفت كه بر اساس آن مؤلفههايي را كه تأمينكنندة صداقت و حقگويي در خبر هستند در جدول زير خلاصه و دستهبندي كرديم:
جدول 7. مؤلفههاي استخراجشده از مقررات، آييننامهها و منشورهاي اخلاقي بينالمللي
مؤلفة سازندة صداقت خبري تعريف
درستي، صحت و حقيقي بودن اطلاعات نخستين وظيفة ژورناليست احترام به حقيقت و احترام به حق عمومي براي درك حقيقت است. ژورناليست بايد بهطور مستمر در پي حقيقت باشد و فقط بر اساس حقايقي كه از منبع ميداند گزارش كند.
واقعگرايي ترسيم دقيق و بدون تحريف رويدادها، و تفكيك عقيده، تفسير، حدسيات و نظريات از واقعيت عيني.
استقلال ژورناليست نهفقط در مقابل رسانه، بلكه در برابر مردم و منافع اجتماعي و نيز وجدان اخلاقي خود بايد پاسخگو باشد و در نگارش خبر از پيشداوري و تعهد به منابع خبر و خبرسازان و گروههاي ذينفع و پذيرش هدايا و تسهيلات بپرهيزد.
موثق بودن منبع ژورناليستها در تهية خبر بايد منابع خبري را تا حد امكان شناسايي كنند و تا حد امكان از منابع غيررسمي استفاده نكنند.
امانتداري و عدم مونتاژ اخبار نبايد سانسور شود؛ به گونهاي كه محتوايش تغيير كند يا دستكاري گردد. بايد تمايز و تفكيك روشني بين نظرات شخصي گزارشگر يا مفسر از حقايق عيني و نيز اخبار از تبليغات صورت گيرد. از ابزار تكنولوژيك و نرمافزارهاي رايانهاي براي تحريف و دستكاري اطلاعات استفاده نشود.
بيطرفي، عدالت و عدم سوگيري اخبار را بدون جانبداري و تعصب، كسب و گزارش كنند و با قدرت تمام در مقابل نفوذ مفرط همة نيروهاي بيروني كه شامل صاحبان آگهيها، منابع سوژههاي خبري، افراد ذينفوذ، و گروههاي ذينفع است بايستند.
انصاف و ارائة اطلاعات كامل طيف كاملي از اطلاعات بيانات، افكار و ايدهها را در متن خبر ارائه دهند تا مردم قادر به تصميمگيري روشنبينانه باشند.
در بخش سوم و پاياني مقاله به بررسي سومين منبع معرفتي خود، يعني پژوهشهاي حوزة فقه خبر و خبررساني ميپردازيم تا بتوانيم در نهايت مدل هنجاري صداقت را شكل دهيم.
3. عناصر سازندة صداقت خبري از منظر اسلام
1-3. فقه خبر و خبررساني
در گذشته نه نهادي براي تكفل امر خبررساني و خبردهي وجود داشت و نه قالب و شكل عرضة اخبار و اطلاعات و نيز روشهاي كسب آن به پيچيدگي امروز بود. شايد مرتبطترين واژه با مباحث خبري امروزين «نباء» باشد. نـبـاء در زبان قرآن، پيامي خبري است كه داراي چهار ويژگي انتقال، مفيد بودن، صادق بودن، آگاهكنندگي و ابهامزدايي است (آشنا، 1389، ص149). بنابراين خبر، واسطة پيدايش آگاهي است و البته منظور از آگاهي نيز تصديق مضمون آن نيست، بلكه انتقال مضمون خبر به ذهن شنونده است. اين تصور ممكن است توأم با حكم و اذعان باشد و ممكن است با تصديق همراه نباشد (فخار طوسي، 1385، ص35).
فقيهان دوران جديد هنگامي كه به بحث دربارة موضوع خبر ميپردازند، بايد شكل جديد آن را بشناسند و با اجزاي مختلف و مؤثر در اين چرخه آشنا باشند؛ از تكاليف و مسئوليتها و حقوق متقابل هر يك از اين اجزا آگاهي يابند و از روشهاي پيچيدة كسب و نشر اخبار كه براي دنياي ديروز ناشناخته و مبهم بوده است، مطلع باشند. ضروريتر از همه اينكه ايشان بايد بتوانند مسئلة خبردهي و خبرگيري را فارغ از حوزة رابط شخصي و فردي در بعد اجتماعي و ملي كانون توجه قرار دهند. اينها همه ابزار پيشنياز براي ورود به اين تحقيقاند (همان، ص15).
با توجه به اينكه مقالة حاضر در حوزة علوم ارتباطات اجتماعي (و نه فقه يا الهيات) نگاشته شده، در كاربرد مفاهيم روايي و قرآني، به دليل تخصصي بودن آنها، تنها به مـرور پژوهشهاي انجامشده در حوزة فقه خبر و اخلاق رسانهاي در اسلام توسط انديشمندان ديني و حوزوي پرداختهايم و از ورود تحليلي به موضوع ظريف «فقه ارتباطات» كه نياز به تخصص دارد، پرهيز كردهايم. پژوهشها و نتايج مورد استفاده در اين مقاله را استادان مطالعات ديني، حوزوي و فقهي انتخاب و به نگارنده معرفي كردهاند.
مرور پژوهشهاي انجام شده در حوزة فقه ارتباطات و اطلاعرساني نشان ميدهد كه عناصر ژورناليسم و خبر از منظر اسلام بدين شرح است:
1-1-3. حقگويي
قرآن دروغگويي را با بياني بسيار تند مذمت كرده است: «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ٭ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ» (ذاريات: 10 و 11)؛ مرگ بر دروغگويان همانها كه در جهل و غفلت فرو رفتهاند (پويا، 1389، ص134). اگرچه موضوع اين آيه مربوط به قيامت است، لحن تند آيه در سرزنش دروغپردازي حكايت از مذمت شديد اين امر از ديدگاه قرآن دارد. در تفسير الميزان دربارة كلمة خراصون در آية مزبور آمده است: «اصل كلمة خرص عبارت است از سخني كه با گمان و تخمين و بدون علم زده شود و چون چنين سخني در خطر اين است كه دروغ در آن رخنه كرده باشد، لذا كذابِ دروغپرداز را هم خراص گفتهاند» (طباطبايي، 1393ق، ج 18، ص553). حضرت علي ميفرمايد: «الحق أحق ان يتبع»؛ حقيقت بهترين چيزي است كه سزاوار است تا انساني در پي آن باشد (خوانساري، 1360، ص319)؛ «اصدق القول ما طابق الحق»؛ راستترين گفتارها آن است كه با حقيقت منطبق باشد (همان، ص401). نكته مهم اين حديث، تفكيك صداقت از حقگويي است. در زبان انگليسي نيز دو واژة متفاوت بهترتيب براي «حقگويي» و «صداقت» به كار ميرود. بنابراين خبري «صادقانه» است كه مبتني بر «حقگويي» باشد و بر اساس همين حديث نيز راستترين گفتار آن است كه مبتني و منطبق بر حقيقت باشد. به همين سبب حضرت علي بهترين كارها را تبيين حقيقت ميدانند: «خير الامور ما اسفر عن الحق» (همان، ص401). بدينسان اگر ارتباط با مردم در راستاي اصول اسلامي و در جهت روشن ساختن حقيقت باشد، از جمله بهترين كارها در جامعة اسلامي است (شايگان، 1390، ص191). يكي از آفات عدم صداقت در رسانه، سلب اعتماد مخاطب است. حضرت علي در روايتي ميفرمايد: «كسي كه به دروغگويي شناخته شود، اعتماد به او كم ميشود و كسي كه از دروغ اجتناب كند، گفتههايش باور ميشود» (محمدي ريشهري، 1386، ح 17454). در قرآن كريم بر افشاگري و خنثاسازي اخبار دروغ تأكيد شده و اين امر در جاي خود ضروري به شمار آمده است. يك مورد آن در سورة يوسف، هنگام نقل داستان حضرت يوسف و همسر عزيز مصر است. همچنين قرآن كريم كساني را كه خبر دروغ و تهمت ناروا را افشا نكردهاند، سرزنش ميكند: «لَولا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ والْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وقالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ» (نور: 12)؛ چرا هنگامي كه اين تهمت را شنيديد، مردان و زنان باايمان نسبت به خود (و كسي كه همچون خود آنها بود) گمان خوب نبردند و نگفتند اين دروغي بزرگ است؟
طبق آيات قرآن كريم، در مواجهه با خبر دروغ و يا مشكوك به دروغ، سه وظيفة مهم وجود دارد: 1. نپذيرفتن و ترتيب اثر ندادن؛ 2. خودداري از انتشار؛ 3. افشاگري و خنثا كردن آنها (پويا، 1389، ص156).
در افشاي اخبار دروغ بايد با بردباري، دقت و ظرافت عمل كرد؛ چراكه تعجيل و بيدقتي در اين كار ممكن است نتيجة عكس بدهد و بيشتر به رواج شايعات دامن بزند. همچنين تحمل اخبار كذب و سخنان ناروا و واكنش بهموقع و مناسب، كاري دشوار است. خداوند در قرآن كريم، پيامبر اسلام را در برابر چنين سخناني به صبر دعوت كرده است: «واصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ» (مزمل: 10)؛ پس در برابر گفتههاي آنان صبر كن. همچنين حضرت علي نحوة پاسخ دادن به اخبار دروغ را چنين بيان ميفرمايد: «هر كه با زشتي و سبكسري تو را خشمگين ساخت، تو با زيبايي و بردباري او را به خشم آور» (محمدي ريشهري، 1386، ح 4317).
بنابراين رسانههاي اسلامي ميتوانند با حفظ صداقت در خبررساني و كسب اعتماد مخاطبان در همة نقاط عالم، عرصة جديدي از رقابت سالم را در اطلاعرساني ايجاد كنند و علاوه بر انجام رسالت ارزشمدار خود، مخاطباني بيشمار نيز جذب كنند (پويا، 1389، ص134).
2-1-3. امانتداري و عدم تحريف و دستكاري
امانتداري، اطلاعرساني را بيمه ميكند؛ مسئوليتپذيري را جدي ميسازد و خبر را از انحرافات دروني و بيروني مصون ميدارد. امانتداري، خبردهنده را بهگونهاي هشيار ميسازد كه بهجز حقيقت و درستي چيزي را منتقل نسازد. امانتداري در انتقال اطلاعات، اطلاعات را به سوي واقعيتگرايي سوق ميدهد كه در خبردهي يك ارزش مهم ارتباطي است (بشير، 1392، ص183). دست بردن در اخبار با هدف تغيير محتوا و ماهيت آن بهنوعي خيانت در امانت است كه اسلام از آن نهي كرده است: «لا تَخُونُوا اللَّهَ والرَّسُولَ وتَخُونُوا أَماناتِكُمْ» (انفال: 27)؛ به خدا و پيامبر خدا و امانتهايي كه نزد شماست خيانت مكنيد (جبلي، 1389، ص197). آميختن خبر با خبري ديگر، تحليلي خودساخته يا جابهجا كردن اجزا و عناصر در عرف خبرنويسي تخلف و تحريف محسوب نميشود، ولي در عرف اخلاق رسانهاي اسلام عملي ناپسند است. در قرآن كريم ميخوانيم: «ولا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وتَكْتُمُوا الْحَقَّ وأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره: 42)؛ حق را به باطل نياميزيد و حق را درحاليكه خود ميدانيد چه ميكنيد، كتمان نكنيد (شايگان، 1390، ص195). در اخلاق رسانهاي، كوتاه كردن خبر يا حذف برخي فرازهاي آن كه مفهوم كلي خبر را مخدوش ميسازد، مذموم است و مصداق آيه شريفه مزبور ميشود (جبلي، 1389، ص197). بنابراين قرآن كريم تفسير درست خبر را حق ناميده و چنين تفسيري را از هرگونه انحراف، سستي و بطلان بهدور دانسته است. به اين ترتيب حقگويي به تفسير و تحليل صحيح خبر مربوط است و نوعي قضاوت و اعلام نظر حكيمانه و عادلانه درباره مفاد خبر است. ازاينرو حقگويي در برابر باطلگويي قرار دارد و تفسير حق، در برابر تفسير باطل (پويا، 1389، ص139): «يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (آلعمران: 71)؛ اي اهل كتاب چرا حق را به باطل مشتبه ميكنيد و حقيقت را پوشيده ميداريد درحاليكه ميدانيد؟
اين برداشت از آيات كه حقگويي در اخبار به معناي تفسير و تحليل صحيح است، با معناي لغوي و بيان مفسران نيز سازگار است. در جلد پنجم مجمع البحرين آمده است كه حق در لغت، امر ثابت و زايلنشدني است و با صدق و كذب سازگار نيست؛ يعني جنبه واقعي بودن خبر است كه ممكن است راست باشد يا دروغ. بنابراين حق در مقابل باطل است و نه در برابر دروغ و راست. در تفسير الميزان دو نكتة مهم براي حق ذكر ميشود: يكي وجه تفسيري داشتن «حق» و ديگري استواري «حق» كه اين دو وجه روشن ميكند حقگويي در خبر به جنبة تفسير و تحليل خبر مربوط است، نه اصل خبر؛ زيرا اصل خبر، صدق و كذبپذير است و استواري دربارة آن مطرح نميشود. بهاينترتيب موضعگيري بر مبناي حق در پخش اخبار، يعني موضعگيري بر اساس تفكر صحيح و اعتقاد راسخ ديني كه عامل موفقيت و پايداري است و اگر رسانهاي اخبار را بر اين اساس تفسير كند، مسير مطمئني را پيش گرفته است و ضمن جلب اعتماد مخاطبان، از رفتن به سوي گرايشهاي غلط و غلطيدن به باطل محفوظ ميماند (پويا، 1389، ص142-143).
3-1-3. موثق بودن و اعتبار منبع
اهميت كار خبرنگار و رسانه در اين است كه جامعه او را حلقة واسط خود با حقايق ميداند و بر پاية اطلاعات و اخبار دريافتي از رسانه، تحليل و برنامهريزي ميكند. اگر رسانه بهعمد اطلاعات و اخبار غيرواقعي در اختيار جامعه قرار دهد، علاوه بر اينكه به اعتماد جامعة خود خيانت كرده، اعتبار خود را نيز از دست ميدهد. در توضيح اهميت «جايگاه اعتبار منبع در نزد مخاطب» ميتوان به اين حديث از پيامبر اكرم استناد كرد: «كبرت خيانه ان تحدث اخاك حديثا هو لك مصدق وانت به كاذب» (ورام، 605ق، ص92)؛ بزرگترين خيانت آن است كه به كسي كه تو را راستگو فرض كرده، دروغ بگويي (شايگان، 1390، ص195).
اينكه منبعي نزد مخاطب، معتبر و موثق شناخته شود، با عينيت داشتن خبر منتشرشده پيوند دارد. لازمة «عينيت داشتن خبر» آن است كه خبرنگار نسبت به وقوع و جزئيات خبر علم كافي داشته باشد. صرف خبر بدون علم به وقوع آن براي خبرنگار كافي نيست و وي بايد دربارة خبري كه ميخواهد منتشر كند علم كافي داشته باشد. درواقع انتشار خبر با حذف برخي جزئيات كه از قضا مفهوم كلي خبر را مخدوش ميسازد، اعتبار و وثاقت منبع خبر را براي مخاطب كاهش ميدهد.
قرآن حكيم پيامدهاي اعتماد به منبع خبر غيرمطمئن، غيرموثق و كماعتبار را بسيار وخيم ميداند و ميفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ» (حجرات: 6)؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، در مورد خبري كه فاسقي براي شما آورده تحقيق كنيد، مبادا كه بر اساس اعتماد به آن خبر به دستهاي از مردم آسيب وارد آوريد و بعد، از اين كردة خود پشيمان شويد (شايگان، 1390، ص196؛ بشير، 1392، ص178).
جايگاه اعتبار و موثق بودن منبع خبر در روايات معصومين به قدري داراي اهميت است كه يكي از نشانههاي دروغگويي را استناد به منابع غيرموثق ميدانند. در منطق پيامبر اكرم، نقل از «منبع غيرموثق» مساوي با «دروغگويي» و دوري از مسير صداقت و راستگويي است: «كفي بالمرء من الكذب ان يحدث بكل ماسمع»؛ در دروغگويي فرد همين بس كه هرچه ميشنود، نقل ميكند (الهندي، 1409ق، ص8208-8209). حضرت علي همچنين خبر دادن به مردم به صرف اعتماد به شنيدهها را موجب كذب و دروغگويي ميدانند و ميفرمايند: «ولا تحدث الناس بكل ما سمعت فكفي بذلك كذبا» (مجلسي، 1403ق، ج 2، ص160)؛ هرچه را شنيدي براي ديگران بازگو مكن؛ چراكه همين مقدار براي دروغگو شدن تو كافي است.
به هرحال پخش نادرست اخبار آن هنگام كه تكرار شود، بهتدريج به بياعتباري آن رسانه در اذهان عمومي ميانجامد؛ تاآنجاكه حتي ديگر اخبار موثق و معتبر آن نيز پذيرفته نميشوند. در اين زمينه ميتوان به گفتار بسيار مهم و ظريف امام علي توجه كرد كه مضمون آن ترجيح دادن اصل دقت و عمق بر اصل سرعت خبررساني است: «هنگامي كه خبري را ميشنويد، به دقت و پژوهش در آن تعقل كنيد و نه تعقلي كه صرفاً انتقال و روايت آن خبر را دنبال ميكند» (نهجالبلاغه، خ 94).
4-1-3. خودداري از مكر و خدعه و غوغاسالاري
برخلاف رويههاي مرسوم رسانه در تلاش براي تأثيرگذاري بر افكار عمومي از طريق روشهاي غيراخلاقي، غوغاسالاري و فضاسازي، آيين مبين اسلام همواره با اين شيوة تبليغي مخالفت كرده است. حضرت علي اين حقيقت را چنين بيان ميدارند:
برخي همچون رعد و برق ميغرند و ميخروشند (و دست به تبليغات ميانتهي ميزنند) و اين در حالي است كه اين تحركات همواره با فشل و شكست روبهروست؛ ولي ما تا زماني كه واقع نشويم، نميغريم و تا زماني كه جاري نشويم، باران راه نمياندازيم (نهجالبلاغه، كلمات قصار 9).
امام علي در توصيف سياستهاي تبليغي معاويه چنين ميفرمايند:
به خداوند سوگند معاويه زيركتر از من نيست؛ لكن شيوة او پيمانشكني (و نيرنگ و خيانت) و گناهكاري است. اگر پيمانشكني ناخوشايند نبود، كسي زيركتر از من نبود؛ اما هر پيمانشكني به گناه برانگيزد. هرچه به گناه برانگيزد، دل را تاريك گرداند. روز رستاخيز پيمانشكني را درفشي افروخته است و او بدان درفش شناخته شود. به خدا مرا با فريب غافلگير نتوان كرد و با سختگيري ناتوانم نتوانند شمرد (نهجالبلاغه، خ 191).
5-1-3. قسط
واژة «قسط» را در قرآن به معناى عدالت دانستهاند، اما از كلمة عدالت كه بارها در قرآن آمده، تعريفى ارائه نداده و در تفسير دستهاى از آيات گفتهاند عدالت به معناى «انصاف» است. با اين حال شيخ طوسي در تفسير آيه «إنَّ اللهَ يَأمُرُ بالعدلِ والإحسانِ» مىنويسد: «إنَّ اللهَ يَأمُرُ بالعدلِ» يعنى «الانصاف بين الخلق وفعل ما يجب على المكلّف» (طوسي، بيتا، ج 3، ص354 و 355؛ ج 2، ص257؛ ج 5، ص388). بنابراين در يك معنا ميتوان عدالت در اطلاعرساني را رعايت انصاف دانست. همچنين عدالت در اطلاعرساني و اطلاعيابي معناي ديگر عدالت در زمينه گردش اطلاعات و اخبار است.
بنابراين وظيفة همة رسانههاي شنيداري و ديداري آن است كه از ستايش كسي كه شايستة ستايش نيست (مدح من يستحقّ الذّم) بپرهيزند و متقابلاً مردم را از امتيازها و فضيلتهاي كسي كه سزاوار تحسين و ستايش است آگاه سازند. اين در واقع همان تعريف «وضع بايستة هرچيز» (وضع الشيء في موضعه) است. همچنين همة مردم بايد امكان استفاده از امكانات عمومي را داشته باشند. عدالت رسانهاي آن است كه دولت بايد بهگونهاي عمل كند كه همة مردم بتوانند به اطلاعات ضروري و مورد نياز، دسترس داشته باشند. بهطور خلاصه قاعدة عدالت ايجاب ميكند همة دستگاههاي فرهنگي و همة رسانههاي شنيداري و ديداري، مدرن و سنتي در سمتوسوي هدايت مردم قرار گيرند، نه منافع شخصي و نه منافع حزبي و گروهي. به تعبير قرآن كريم همانطور كه پيشتر آورديم: «كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ ولَوعَلى أَنْفُسِكُمْ أَوالْوالِدَيْنِ والْأَقْرَبِينَ» (نساء: 135)؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، هميشه و همواره عدالت را بهپا داريد و براي خدا گواهي دهيد؛ گرچه به زيان خودتان، پدر و مادرتان يا نزديكانتان باشد.
اين قاعده در واقع وسيعترين مبنا و جامعترين ضابطه و ملاك سياستگذاري و تصميمگيريها را در حوزة رسانهها و ارتباطات رقم ميزند.
عناصر خبري مورد نظر اسلام كه تأمينكنندة صداقت در خبر است، در جدول زير جمعبندي شده است:
جدول 8. مؤلفههاي صداقت خبري از منظر اسلام
مؤلفه سازنده صداقت تعريف
حقگويي راستترين گفتارها آن است كه با حقيقت منطبق باشد.
امانتداري و عدم تحريف و دستكاري كوتاه كردن خبر يا حذف برخي فرازهاي آن، كه مفهوم كلي خبر را مخدوش ميسازد، مذموم است.
خودداري از مكر و خدعه تلاش براي تأثيرگذاري بر افكار عمومي از طريق روشهاي غيراخلاقي، غوغاسالاري و فضاسازي، مردود است.
موثق بودن منبع در منطق اسلام و اخلاق رسانهاي، نقل از منبع غيرموثق مساوي با دروغگويي و دوري از مسير صداقت و راستگويي است.
قسط قاعدة عدالت ايجاب ميكند رسانههاي خبري، در سمتوسوي هدايت مردم قرار گيرند، نه منافع شخصي و نه منافع حزبي و گروهي.
بر اساس بايدها و نبايدهاي اسلام، خبر راست و صادقانه مبتني بر حقيقت است. به عبارت دقيقتر، خبري صادقانه است كه مبتني بر تفسيري حقگرايانه باشد. اخلاق رسانهاي اسلامي، بر اساس قاعدة قسط، افراد را به ذكر حقيقت موظف ميداند و هرگونه ملاحظة شخصي، حزبي و گروهي را غيرمجاز ميشمارد. همچنين برخلاف برخي اصول حرفهاي ژورناليسم، يافتههاي روايي و قرآني بيانگر مذموم بودن كوتاه كردن خبر و نيز مردود بودن فضاسازي خبري است و اين حكايت از ظرافت نگاه اخلاق رسانهاي اسلامي دارد كه در هيچيك از آييننامهها و اصول حرفهاي علم ارتباطات ديده نميشود.
4. تحليل يافتهها
تفاوت عناصر خبري در قرآن با مبحث خبر و خبررساني در علم ارتباطات از حيث تكية قرآن بر معيارها و اصولي ارزشمدارانه در جهت تأمين نياز و مصالح مخاطب است؛ درحاليكه در علم ارتباطات تغيير جهت خبر بهآساني توجيه ميشود. از ديدگاه قرآن وجه «اصلاحگري»، «سازندگي» و «آموزندگي خبر» بسيار مهم است؛ اما در خبررساني رايج اينگونه امور جزو اهداف و اولويتهاي خبر به شمار نميآيند؛ بلكه هيجانآور بودن خبر به دليل جذب مخاطب براي اين رسانهها عنصر كليدي است، هرچند اين هيجان كاذب، براي مخاطبان زيانآور باشد؛ يعني ملاك نه صلاحديد جامعه، بلكه خوشايند جامعه است (پويا، 1389، ص231-232). همچنين ارزشهاي خبري رايج كه اصولاً معيار گزينش و انتشار اخبار هستند به نحوي تعريف و تبيين شدهاند كه خبرنگار و مدير خبري را به سوي اخبار سازنده و آموزنده هدايت نميكنند (همان، ص235).
عليرغم اين تفاوتها، در مجموع نقطه مشترك «عناصر ژورناليسم» بهمنزلة تأمينكنندة صداقت خبري در علم ارتباطات و از منظر فقه و اخلاق اسلامي و نيز منشورهاي اخلاقي بينالمللي، در ادامه ميآيد. گفتني است كه اين موارد تعريفي حداقلي از اشتراكات سه حوزة مزبور ارائه ميدهند:
1-4. بيطرفي (در مقابل جانبداري)
بيطرفي به اصل پرهيز از جانبداري در گزارشگري امور عمومي در رسانههاي خبري گفته ميشود. براي رعايت بيطرفي در خبرهاي توليدي بايد توجه شود كه اولاً تمام ديدگاه و عقايد را به حساب آورند؛ ثانياً قصد القاي نظر و يا ايدة خاصي را نداشته باشند (در بخش «عناصر خبري از منظر اسلام» با استناد به آية 42 سوره بقره كه ميفرمايد: «حق را به باطل نياميزيد و حق را درحاليكه خود ميدانيد چه ميكنيد، كتمان نكنيد» به اين موضوع پرداختيم كه در اخلاق رسانهاي، كوتاه كردن خبر يا حذف برخي فرازهاي آن، كه مفهوم كلي خبر را مخدوش ميسازد و موجب القاي نظر و برداشت خاصي از خبر منتشرشده ميشود، مذموم است).
جانبداري يا عدم بيطرفي به دو دليل انجام ميشود:
الف. دولتي بودن خبر: كنترل بر بخشهاي مختلف خبري، به گونهاي كه رسانهها تنها سخنگوي دولت باشند؛
ب. خطي بودن: وابستگي رسانهها به يك گروه خاص كه نتيجة آن دستچين كردن اخبار و اطلاعاتي است كه تأمينكننده منافع آن گروه است و موجب ميشود به اخبار گروههاي ديگر توجه نشود (در بخش «عناصر خبري از منظر اسلام» با استناد به آية 135 سورة نساء اشاره كرديم كه همة دستگاههاي فرهنگي و همة رسانههاي شنيداري و ديداري، مدرن و سنتي در سمت و سوي هدايت مردم قرار گيرند، نه منافع شخصي و نه منافع حزبي و گروهي) (نعمتي اناركي، 1388، ص15). بنابراين در مجموع مؤلفههاي شاخص بيطرفي بدين قرارند: اختصاص زمان و فضاي مساوي به طرفين ماجرا، تأكيد برابر بين تفسيرها يا ديدگاههاي مخالف، و جستوجو براي يافتن شواهد و مدارك.
2-4. صحت و درستي
پيامرساني صادقانة رسانهها عاملي مهم در شكلدهي به فضاي مفهومي اعتماد به اخبار رسانههاست. با وجود اين رسانهها عمداً يا حتي سهواً بهمنظور دستيابي به اهداف خاصي ممكن است بعضي خبرها را تغيير دهند. اين تغييرات به صورتهاي زير ميتواند انجام شود:
1. تناقضگويي: ارائة خبرهاي ضد و نقيض؛
2. مبالغه و اغراق: بزرگ جلوه دادن بعضي از خبرها و غلو كردن در خبرها؛
3. تحريف خبر: هرگونه دستكاري در خبر بهنحوي كه معناي اصلي خبر دگرگون شود؛
4. سانسور: به همان مفهوم رايج، يعني جدا كردن بعضي از اجزاي خبر از پيكرة اصلي آن.
اين تغييرات كه به شكل گسترده در رسانهها انجام ميشود، عاملي مهم در ايجاد بياعتمادي مخاطب به اخبار رسانه است.
3-4. جامعيت
اگر رويدادهاي جامعه بهطور كامل و بدون گزينش از طريق تلويزيون ارائه شوند، اين رسانه براي مردم منبع معتبري شناخته ميشود كه ميتوان در كسب اطلاعات و اخبار مورد نياز به آن اعتماد كرد. خبر بايد جامع و كامل باشد و به «پرسشهايي كه براي مخاطبان خبر بهوجود ميآيد پاسخ گويد». بدينمنظور بايد كوشيد تا به پرسشهاي مربوط به عناصر خبر بهطور كامل پاسخ داده شود و بدينترتيب رضايت مخاطب به بهترين شكل بهدست آيد.
4-4. عينيتگرايي
به اعتقاد گاي تاچمن، عينيتگرايي را ميتوان راهبردي آييني دانست كه ژورناليستها آن را بهمنزلة سازوكاري دفاعي به كار ميبرند. تاچمن چهار ويژگي متداول را كه ژورناليستها با استناد به آنها ميتوانند خود را عينيتگرا معرفي كنند، چنين برميشمرد: 1.ارائة ديدگاههاي متفاوت، 2. ارائة شواهد و مدارك مجابكننده، 3. استفاده دقيق و موثق از نقل قولها، 4. چيدمان و ترتيب مناسب اطلاعات در كنار يكديگر (تاچمن، 1972، ص299-301).
5-4. انصاف
يكي از شاخصههاي انصاف، شيوههاي انتخاب عناصر به معناي انتخاب دلخواه و تنظيم آنها به شكل مورد نظر است. چينش و گزينش تصاوير، انتخاب نما، زاوية دوربين و تكرار، برخي عوامل براي ارائه تصويري نادرست و مغرضانه از رويدادها هستند كه ميتوانند برداشت بيننده را تغيير دهند (هوسمن، 1375، ص115).
براي متعادل به نظر رسيدن يك خبر، سه اصل را بايد رعايت كرد:
1. آوا: بررسي آوا با دو شاخص انجام ميگيرد: الف. ارائة منابع متعدد، مصاحبه و نقلهاي متعدد، كه در اينجا عمدتاً منظور تعدد منابع است و نه تعدد نظرهاي موافق يا مخالف؛ ب. ارائة منابع متعدد مخالف و موافق؛
2. صحنه: مهمترين شاخص اين مبحث، تعدد صحنه و ارائه خبر از صحنههاي مختلف خبري است. در واقع خبري كه تنها در يك صحنه فيلمبرداري شود، سوگيرانه جلوه ميكند؛
3. دلايل و نتايج: پرداختن به دلايل و نتايج خبر از زواياي مختلف، ميتواند به شكل ارائة تاريخچه يا عواقب خبري براي مخاطبان باشد. اينكه چرا خبر اتفاق افتاده است و اين اتفاق چه نتايجي دربردارد، موجب ميشود يك خبر متعادل جلوه كند (ميرفخرايي، 1385، ص142).
حضور اين عناصر در فرايند كار ژورناليستي نشاندهنده «صادقانه بودن» خبر منتشرشده و رعايت موازين و اصول «اخلاق حرفهاي رسانه» در فرايند توليد خبر و خبررساني است.
جدول شمارة 9 نشان ميدهد كه براي تحقق صداقت در يك خبر، به چه مؤلفههايي بايد توجه شود و چه اقدامات عملياي بايد توسط ژورناليست انجام گيرد. در واقع يك ژورناليست و حتي يك مخاطب رسانه ميتواند از طريق تطابق خبر منتشرشده با اين جدول، ميزان صداقت خبر مزبور را بسنجد.
جدول 9. مؤلفههاي سازندة صداقت خبري
مؤلفهها معيار تحقق آن در خبر
بيطرفي اختصاص زمان و فضاي مساوي به طرفين ماجرا
تأكيد برابر بين تفسيرها يا ديدگاههاي مخالف
جستوجو براي يافتن شواهد و مدارك
صحت و درستي عدم تناقضگويي: ارائة خبرهاي ضد و نقيض
عدم مبالغه و اغراق: بزرگ جلوه دادن بعضي از خبرها و غلو كردن در خبرها
عدم سانسور: جدا كردن بعضي از اجزاي خبر از پيكرة اصلي آن
عينيت استفادة دقيق و موثق از نقلقولها
چيدمان و ترتيب مناسب اطلاعات در كنار يكديگر
انصاف چينش و گزينش تصاوير، انتخاب نما، زاوية دوربين، تكرار و...
آوا مصاحبه و نقلقولهاي متعدد
تعدد منابع موافق و مخالف
صحنه تعدد صحنهها
فيلمبرداري از زواياي مختلف
پرداختن به دلايل و نتايج خبر اتفاقافتاده از طريق ارائة تاريخچه يا عواقب خبري براي مخاطبان
جامعيت قدرت پاسخگويي گزارش و خبر پخششده به پرسشهايي كه براي مخاطبان به وجود ميآيد
همانگونه كه مشاهده ميشود در اين جدول، مؤلفههاي پنجگانة صداقت خبري و چگونگي تحقق آنها، مشخص و تعريف شده است. اين زيرمعيارها، بر اساس پژوهشهاي انجامشده در حوزة علم ارتباطات و ژورناليسم و تعاريف انديشمندان اين حوزه در باب هر يك از اين مؤلفهها استخراج شدهاند. بر اساس دادههاي اين جدول، خبرنگار ميداند هنگام تهيه خبر بايد چه اصول حرفهاي و فنياي را رعايت كند تا هر يك از مؤلفههاي سازندة صداقت، محقق شود. همچنين بخشهاي نظارتي و محققان حوزة خبر نيز، براي بررسي ميزان صداقت بخشهاي مختلف خبري تلويزيون، ميتوانند از اين الگو بهره گيرند.
نتيجهگيري
در ايران هنوز هيچگونه اقدام جدي و مؤثري دربارة تصويب و اجراي مقررات اخلاقي حرفهاي ژورناليسم انجام نگرفته است و راديو و تلويزيون دولتي نيز غير از «قانون تأسيس»، قانوني براي تنظيم رابطة اين سازمان با اشخاص حقيقي و حقوقي، استيفاي حقوق شهروندان نسبت به اين دو رسانه و سازوكار پيگيري تخلفات و جرايم آنها ندارد. درواقع تلويزيون انحصاري ايران، تاكنون نيازي به تنظيم چنين قانوني را احساس نكرده است و پيامدهاي عدم احساس اين نياز را در مقاطع بحراني سياسي مانند دورههاي انتخابات ميتوان مشاهده كرد كه همواره گروههاي مختلف سياسي نسبت به اخبار تلويزيون به دليل عدم رعايت اصول اخلاقي و حرفهاي و ارائه اطلاعات گزينشي و داراي سوگيري اعتراض داشتهاند.
ما در اين مقاله كوشيديم تا بر اساس سه منبع معرفتي «پژوهشهاي انجامشده در حوزة ارتباطات و ژورناليسم»، «آييننامهها و منشورهاي اخلاقي بينالمللي» و «پژوهشهاي فقهي حوزة خبر»، مؤلفههاي تأمينكنندة صداقت در خبر را استخراج كنيم و درواقع روشن سازيم چه شاخصههايي بايد در خبر وجود داشته باشند تا خبر، صادقانه خوانده شود. يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهند كه توليدات خبري سازمان صدا و سيما براي احراز صفت صداقت، بايد از مؤلفههاي بيطرفي، عينيت، انصاف، صحت و درستي، و جامعيت بهمنزلة شاخصههاي تأمينكنندة صداقت خبري برخوردار باشند. تعدد منابع خبري، فيلمبرداري از زواياي مختلف، تأكيد برابر بر ديدگاههاي مخالف، اختصاص زمان و فضاي مساوي به طرفين ماجرا، پرهيز از سانسور و اغراق، تعدد صحنهها، مصاحبه و نقلقولهاي متعدد از جمله مواردياند كه رعايت آنها در توليد خبر توسط خبرنگار، موجب تحقق صداقت خبري ميشود.
در پايان پيشنهاد ميگردد به دليل آنكه دربارة اصول اخلاق رسانهاي در تلويزيون ايران، هيچگونه قوانين و اصول مدوني تدوين نشده است و با توجه به اهميت رعايت اخلاق در رسانههاي جمعي به دليل مخاطب گسترده و برد بالا و بهخاطر ماهيت خاص نظام رسانهاي جمهوري اسلامي ايران و انحصاري بودن تلويزيون و نيز برخورداري از منبع معرفتي غني و گرانقدر فقه و اخلاق اسلامي، مقررات و آييننامه اخلاق حرفهاي و اسلامي تلويزيون دولتي ايران تدوين و تصويب گردد. البته مجموعهاي تحت عنوان اهداف، محورها، اولويتها و سياستهاي توليد، تأمين و پخش، در مركز طرح و برنامهريزي معاونت تحقيقات و برنامهريزي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تدوين شده است، كه در بعضي از بخشهاي آن، ميتوان شاهد يادآوري برخي از اصول اخلاقي بود؛ اما با همه اين اوصاف، خلأ وجود يك نظامنامة اخلاقي منسجم و همهجانبه و با تكيه بر اصول و معيارهاي جهاني وجود دارد كه براي تدوين آن بايد موانع بسياري را برطرف ساخت.
- نهجالبلاغه، ترجمة محمد دشتي، قم، مشهور.
- احدزاده، اشرفسادات، 1388، اخلاق رسانهاي در خبر، تهران، آرون.
- اديب هاشمي، فريد، 1372، «اعتبار منبع»، رسانه، ش 4، ص62-71.
- اسدي، عباس، 1381، بررسي تطبيقي نقش شوراي مطبوعات در حراست از آزادي، استقلال و اخلاق حرفهاي روزنامهنگاري، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي.
- آشنا، حسامالدين، 1389، قرآن پژوهي با رويكردي خبريـ ارتباطي، در: خبر، گردآوري حسن بشير، تهران، دانشگاه امام صادق.
- اي وايت، رابرت، 1385، «عوامل اجتماعي و سياسي توسعه اخلاق ارتباطات»، ترجمة اسماعيل بشري، رسانه، سال هفدهم، ش 2، ص137-172.
- بشير، حسن، 1391، خـبــر، تهران، دانشگاه امام صادق.
- پويا، عليرضا، 1389، خبر و خبررساني در قرآن كريم، تهران، دانشكده صدا و سيما.
- جبلي، پيمان، 1383، «اخلاق خرفهاي خبر در اسلام»، فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق، ش 21، ص103-138.
- خوانساري، جمالالدين محمد، 1362، ترجمه و شرح فارسي غررالحكم و دررالكلم، چ سوم، تهران، دانشگاه تهران.
- دفلور، ملوين و اورت اي دنيس، 1383، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمة سيروس مرادي، تهران، دانشكده صدا و سيما.
- ساندرز، كارن، 1385، «فريبكاري در اطلاعرساني»، ترجمة علياكبر قاضيزاده، رسانه، سال شانزدهم، ش 2، ص249-264.
- سعيديمهر، محمد، 1375، حقمداري در عرصه مطبوعات از ديدگاه امام علي، منتشرشده در «رويكرد اخلاقي در رسانهها»، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
- شايگان، فريبا، 1390، پرسش رسانه، پاسخ مسئولانه، تهران، دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها.
- شكرخواه، يونس، 1387، خـبــر، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانهها.
- طباطبايي، سيدمحمدحسين، 1393ق، تفسير الميزان، چ سوم، قم، مؤسسة اسماعيليان.
- طوسي، محمدبن حسن، بيتا، النهايه في مجرد الفقه و الفتوي، قم، قدس محمدي.
- فخارطوسي، جواد، 1385، پژوهشي فقهي در خبر و خبرگزاري، تهران، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
- كوواچ، بيل و تام روزنستيل، 1385، عناصر روزنامهنگاري، ترجمة داوود حيدري، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانهها.
- گنسلر، هري جي، 1391، اخلاق صوري، ترجمة مهدي اخوان، تهران، علمي فرهنگي.
- مجلسي، محمدباقر، 1386ق، بحارالانوار، تهران، مكتبة الاسلاميه.
- محمدي ري شهري، محمد، 1386، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث.
- مرداك، گراهام، 1382، رازآميز شدن دوباره جهان دين و تحولات مدرنيته، در: بازانديشي درباره رسانه، دين و فرهنگ، ترجمة مسعود آريايينيا، تهران، سوش.
- معتمدي، بشير، 1385، بررسي نظام توليد برنامههاي ديني تلويزيون در سازمان صدا و سيما، پاياننامه كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعي، تهران، دانشگاه تهران.
- ميرفخرايي، تژا، 1385، مفاهيم نظري و عملي خبر تلويزيوني، تهران، مركز تحقيقات صدا و سيما.
- هاركوپ، توني، 1390، ژورناليسم؛ مفاهيم نظري و كاربردي، ترجمة داوود حيدري، تهران، سروش.
- هريس، جفري و ديويد اسپارك، 1381، خبرنگاري كاربردي، ترجمة محمدتقي روغنيها، تهران، مؤسسه روزنامه ايران.
- الهندي، متقي، 1409ق، كنزالعمال في سنن الاقوال و الافعال، بيروت، الرساله.
- هوسمن، كارل، 1375، بحران وجدان، ترجمة داوود حيدري، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
- ورام بن ابي فراس، حسين، 605ق، تنبيهالخواطر و نزهه النواظر، بيروت، دارالتعارف.
- يورگنسن، كارين وال و همكاران، 1389، درآمدي بر مطالعات ژورناليسم، ترجمة مرتضي رستمي، تهران، همشهري.
- Anderson, B. R, 1983, Imagined communicaties: Reflections on the origin and spread of nationalism, London, Verso.
- Bell, martin, 1998, The Journalism of Attachment , in matthew Kieran (ed) (1998) media ethics, London, routledge, p. 15-22.
- Boyer, jh, 1981, How Editors View Objectivity, American journalism quarterly No. 58, 1981, cited in james Watson (1998) media communication: an introduction to theory and process. Hampshire: macmillan, p. 98.
- Emery, m, 1975, Reading in Mass Communication, second edition, pp. 450-451
- Epstein, EM, 1973, News From Nowhere, New York, Random House.
- Fuller, Jack, 1996, News values: Ideas for an information Age Chicago and London: University of Chicago press.
- Hartley, J, 1996, Pop lar reality, London, Arnold.
- Hohenberg, John, 1973, Free Press, Free People, New York, Free Press.
- Kieran, matthew (ed), 1998, Media Ethics, London, routledge.
- Lynch, jake, 2002, Reporting the world: how ethical journalism can seek solutions, www.mediachannel.org, 23 january 2002
- McChesney, Robert, 2000, Rich Media, Poor Democracy: communication politics in dubious times, New York, new press.
- Mcquail, denis, 2000, Mcquail’s mass communication theory, London, sage.
- Roy, Kenneth, 2002, One Pair of Eyes: jon snow, presenter of channel 4 news. Laments the decline and fall of the broadcasting characters, Interview published in the journalist’s handbook, N. 71, p. 33-38.
- Sanders, Karen, 2003, Ethics and Journalism, sage publications, London.
- Schudson, Michael, 1987, Discovering The News: a social history of American newspapers, in howard tumber(ed) (1991) news: a reader, Oxford: oxford university press, p. 291-96.
- Seib, Philip, 2002, The Global Journalist: News and Conscience in a World of Conflict, Oxford, Rowman and Littlefield.
- Snyder, warren e, 2003, Perceptions on the diffusion andadoption of skill soft, an e-learning program: a case study of a military.
- Tuchman, gaye, 1972, Objectivity as a Strategic Ritual: an examination of newsmen’s notions of objectivity, American journal of sociology, v. 77, N. 4.
- Waisbord, S, 2000, Watchdog journalism in South America, New York: Columbia University Press.
- Ward, mike, 2002, Journalism Online, Oxford: focal.
- Zelizer, B, 2004, Taking Journalism Seriously: News and the academy, Thousand Oaks, CA: Sage.