معرفت فرهنگی اجتماعی، سال ششم، شماره سوم، پیاپی 23، تابستان 1394، صفحات 27-48

    ارتباط عفیفانه به مثابه نظریه ای فرهنگی ـ ارتباطی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    محمدتقی کرمی قهی / Descent Relation; a Cultural-Communicational Theory / mt.karami@yahoo.com
    ✍️ سید عبدالرسول علم الهدی / دانشجوي دكتري سياست‌گذاري فرهنگي پژوهشكدة مطالعات فرهنگي و اجتماعي / ralamolhoda@gmail.com
    چکیده: 
    زندگی و رفتار اجتماعی افراد و گروه ها بر اساس هنجارهایی شکل می گیرد که تعیین کننده‌ی بایدها و نبایدهای رفتار اجتماعی و ترسیم کننده‌ی الگوهای پذیرفته شده فرهنگی اند. یکی از مهم ترین هنجارهای ارتباطی در میان انسان ها از نگاه اسلام، عفاف و حجاب است. پرسش اصلی این مقاله بر ابعاد معنایی، نمادی و رفتاری عفاف با توجه به ارتباطات کلامی و غیرکلامی تمرکز دارد. با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی کوشیده ایم در پیوند میان آموزه های دین مبین اسلام درباره‌ی عفاف با دانش ارتباطات، و تمرکز بر دو مبنای نظری کنش متقابل نمادین و نشانه شناسی، به فهمی عمیق تر از وجود عفاف در همه مراتب ارتباطی انسان به ویژه کلام، نگاه و رفتار دست یابیم. در نتیجه، ابعاد فقهی ـ ارتباطی عفاف در آموزه های اسلامی کشف شد و تعریفی جدید از ارتباط عفیفانه به دست آمد. بدین ترتیب مبنایی نظری برای ارتباطات در فرهنگ اسلامی پیشنهاد داده ایم که سیاست گذاری های فرهنگی در موضوع عفاف را نیز تسهیل می کند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Descent Relation; a Cultural-Communicational Theory
    Abstract: 
    The life and social behavior of individuals and groups are influenced by the norms which determine the ought tos and ought not tos of social behavior and set normal cultural patterns. According to Islam, one of the main social communicative norms is chastity and Hijab. The main question of this paper is centred on the meaning and symbolic and behavioral aspects of chastity concerning verbal and non-verbal communications. Using a descriptive-analytical method, the paper seeks to delve into the connection of Islamic teachings about chastity with the knowledge of communication focusing on two theoretical principles of symbolic interaction and typology to achieve a deeper understanding of chastity on all levels of human communications, specially speaking, looking and behavior. Consequently, the fiqhi-communicative aspects of chastity in Islamic teachings are underlined and a new definition of descent communication is given. Thus, the paper suggests a theoretical principle for the communications in Islamic culture which makes the process of cultural policy-making on chastity easier issue. Key words: chastity, fiqh, communication, human communications, descent communication.  
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    نهاد خانواده به‌منزلة نهادي طبيعي با كاركردهاي توليد نسل، تربيت و جامعه‌پذيري انسان شكل مي‌گيرد. روابط جنسي بين زن و مرد، سبب توليد و حفظ نسل بشر مي‌شود و شهوت جنسي يكي از انگيزه‌هاي انسان در تشكيل خانواده است. از اين حيث ضرورت ارضاي نياز جنسي، مناقشات و مسائل نظري گوناگوني را رقم زده است: تفاوت و تشابه نياز جنسي با ديگر نيازهاي بشر چيست؟ آيا تأمين نياز جنسي، محدود به كانون خانواده است يا در غير آن نيز امكان دارد؟ روابط جنسي چه تأثيري بر ارتباطات انساني مي‌گذارد؟ رويارويي و ارتباط زن و مرد تا چه اندازه متأثر از جنس آنهاست؟ چگونه مي‌توان نياز جنسي و ارتباطات انساني متأثر از آن را در جامعه مديريت كرد؟ و... .
    ماركسيسم با تأكيد بر پيوند مالكيت شخصي و تشكيل خانواده، محدوديت روابط جنسي را از ميان برمي‌دارد و روابط كاملاً آزاد را حق هر انساني مي‌داند (ر.ك: انگلس، 1385). همچنين ديدگاه‌هاي افرادي همچون راسل از نگاه نفي قواعد اخلاقي و گروه ديگري همچون فرويد از نگاه روان‌كاوي كه ريشه در مكتب‌هاي مادي‌گراي (ماترياليسم با ريشه‌هاي تفكري اصالت انسان در زندگي دنيا) غربي دارند، هرگونه قيدي را در روابط جنسي، موجب اضطراب و التهاب در جامعه و مانع پيشرفت و رسيدن به سود و لذت فرد معرفي مي‌كنند (ر.ك: راسل، 1362؛ فرويد، 1363). عفت و حيا كه اساس روابط زن و مرد است، يكي از مشخصه‌هاي جامعة ديني و اسلامي است. عفت به معناي خودداري از گناه و جلوگيري از سركشي‌هاي شهوت جنسي است. البته مي‌توان معناي عام عفت را خودداري از هرگونه گناهي دانست؛ اما در زبان روايات، بيشتر به پاكدامني در رابطة ميان مرد و زن اشاره شده است (كليني، 1365، ج 2، ص79-80).
    پژوهش‌هاي انجام شده در پاسخ به پرسش‌هاي مزبور، فراوان است كه تنها به بخشي از آن اشاره مي‌كنيم: اول، تحقيقاتي كه به موضوع عفاف، حيا و حجاب در آموزه‌هاي اسلامي پرداخته‌اند (ر.ك: پسنديده، 1383؛ بهشتي، 1386)؛ دوم، تحقيقاتي كه به مسئلة جنسيت و جنس در ارتباطات توجه دارند. در دانشنامه ارتباطات قرن 21، جان اسلوپ طي مقاله‌اي با عنوان «رفتارهاي جنسي در ارتباطات» به تحليل نقش جنسيت در رفتارهاي ارتباط‌گران و كسب هويت آنها مي‌پردازد (اسلوپ، 2009، ص90). اين مقاله بحث جنسيت را در ارتباطات با تأكيد بر هويت شخص پيگيري مي‌كند. در اين دانشنامه، ذيل فصل عامل‌هاي مؤثر بر ارتباطات، دو مقاله ديگر نيز جنسيت و گرايش‌هاي جنسي را تحليل مي‌كنند (هنيز، 2009، ص387؛ وود، 2009، ص371). دسته سوم نيز تحقيقاتي‌اند كه به مسئله تصويرسازي زن در رسانه‌هاي چاپي و الكترونيكي توجه مي‌كنند. ارتباط عفيفانه در تلويزيون و سينما از جمله عناوين تحقيقي است كه محقق در آن به دنبال بازنمايي ارتباط زن و مرد در فيلم‌هاست و در اين زمينه همة سياست‌ها و آيين‌نامه‌هاي موجود را بررسي مي‌كند. همچنين مراجعه شود به: شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگي‌ـ اجتماعي زنان، دي‌ماه 1378؛ مركز تحقيقات صدا و سيما، 1383؛ جمعدار، 1373؛ صياد، 1375؛ و شليت، 1388.
    وجه تمايز و نوآوري اين مقاله، مفهوم‌شناسي ارتباطي عفاف با روش فقه مقدماتي و نشانه‌شناختي با توجه به ويژگي‌هاي سطوح ارتباطات انساني در دو حوزة كلامي و غيركلامي است. با توجه به كار پيشين (علم‌الهدي، 1391)، در اين تحقيق به دستاوردهاي جديدي در تعريف و شناخت ارتباطي عفاف دست يافته‌ايم. بدين‌منظور، ابتدا به مفهوم‌شناسي عفاف در معارف فقهي و اخلاقي اسلام مي‌پردازيم؛ سپس چگونگي شكل‌گيري عفاف در سطوح ارتباطات انساني، همچون ارتباط درون‌فردي، ميان‌فردي، گروهي و ارتباط‌جمعي و بروز آن در ارتباطات كلامي و غيركلامي را بررسي خواهيم كرد.
    آنچه در اين مقاله دنبال مي‌شود، رويكردي نشانه‌شناختي در واكاوي ارتباط عفيفانه به‌منزلة هنجاري ارتباطي در جامعة اسلامي است. در اين راستا از دو ساحت معارف اسلامي و دانش ارتباطات كمك گرفته‌ايم تا بتوانيم با پيشنهاد تعريفي ارتباطي از عفاف، گام جديدي در جهت ساخت نظريه‌اي بومي در مطالعات جنسيت به‌منزلة عامل مؤثر در ارتباطات انساني با توجه به آموزه‌هاي ديني برداريم. اين مقاله مي‌تواند مقدمه‌اي براي فهم ابعاد عفاف در جهت سياست‌گذاري فرهنگي براي نهادينه كردن آن در جامعه نيز باشد.
    1. مفهوم‌شناسي
    1-1. عفاف
    عفاف، ملكه دوري از گناه در زندگي مؤمن است (ابن‌منظور، 1414ق، ج 9، ص252)، كه در ارتباطات با خود، با فرد ديگر، با گروه و جامعه بروز مي‌يابد و در معناي خاص به پاكدامني و غلبه عقل بر شهوت جنسي دلالت دارد (نراقى، 1377، ص243؛ راغب اصفهانى، 1412ق، ج 1، ص573). عفت و حيا كه جزء جدايي‌ناپذير دين و ايمان به ‌شمار مي‌رود (كليني، 1365، ج 3، ص165) رابطه‌اي مستقيم با عقل دارد و شالودة هرگونه رابطة انساني، به‌ويژه روابط زن و مرد است.
    در علم اخلاق، مرحوم ملااحمد نراقى در معراج‌‌السعاده مى‌نويسد: «عفت عبارت است از: مطيع و منقاد شدن قوة شهوانيه از براى قوة عاقله كه در اقدام به خوردن و نكاح، حدود اوامر الهى را به لحاظ كمى و كيفى نگه دارد» (نراقى، 1377، ص305). عفت همان اعتدال عقلى و شرعى است و افراط و تفريط در آن مذموم است. حضرت علي مي‌فرمايد: «اساس عقل، عفاف است و ثمرة آن، دوري از زشتي است‏» (مجلسي، 1404ق، ج 75، ص7) و همچنين مي‌فرمايد: «انسان عقل‌مدار عفيف است» (تميمي، 1366، ص53)؛ زيرا منشأ هر دو حركت به سوي تعادل و پرهيز از افراط و تفريط است. اين همان مفهومي است كه هم در معناي عفت و هم در معناي عقل نهفته است. عقل به معناي كرامت نفس انسان هم به كار برده شده (طباطبايي، 1417ق، ج 13، ص156-158؛ اسراء: 70) كه شاخصي در تفاوت انسان با ديگر موجودات است و اميرالمؤمنين علي توجه فرد به كرامت انساني در خود را سبب خوار كردن تمايلات شهواني مي‌داند (نهج‌البلاغه، كلمات قصار، 449).
    در قرآن كريم، مصاديق عفاف در چهار مفهوم به كار رفته‌اند: عفاف به معناي حفظ عزت نفس (بقره: 273)، به معناي تجاوز نكردن از حق خود و توجه به حريم اقتصادي ديگران (نساء: 6)، معادل كنترل و مديريت نياز جنسي (نور: 32 و 33)، و به معناي خويشتن‌داري در مقابل فعل مكروه و نه حرام براي سالخوردگان (نور: 60). از هر چهار معناي به‌كار‌رفته در قرآن كريم، فهميده مي‌شود كه رابطه‌اي مستقيم ميان اين مفهوم با كرامت و عزت نفس وجود دارد. بنابراين انسان براي حفظ كرامت خود عفاف مي‌ورزد؛ يعني از آنچه حريم و حرمت انساني را زايل مي‌كند دوري مي‌كند و به دنبال آن، نسبت به ديگران هم حرمت و حريم قائل مي‌شود. شليت مي‌نويسد:
    اگر شما اين حس را منتقل كني كه «من ارزشي ندارم، هر طور مي‌خواهي با من رفتار كن»، آن‌گاه مردم هم بر اساس همين حسي كه از شما ساطع مي‌شود با شما رفتار مي‌كنند (شليت، 1388، ص66).
    2-1. ارتباط
    تعاريف اولية ارتباط كه در علم ارتباطات بررسي مي‌شدند، بر سه عنصر فرستنده، پيام و گيرنده تكيه داشتند؛ اما با گذشت زمان و تفكر در پيچيدگي‌هاي مفهوم ارتباطات، عناصري همچون معنا، كانال پيام، وسيله انتقال پيام و پارازيت مد نظر قرار گرفتند كه ارتباطات را به‌منزلة رشته‌اي علمي مطرح ساختند (ر.ك: محسنيان‌راد، 1382، ص42-57)؛ هرچند اين رشتة علمي در بسياري از ابعاد دانشي، همچون روش تحقيق و مسائل پژوهشي وام‌دار دو رشته روان‌شناسي و جامعه‌شناسي است.
    ديدگاه‌هاي مختلفي دربارة ارتباطات وجود دارند كه هر كدام نظرياتي را به دنبال داشته‌اند. كريگ (1999) با اشاره به عدم انسجام نظريه‌هاي ارتباطات، اين نظريه‌ها را به هفت سنت تقسيم مي‌كند: معاني بيان، نشانه‌شناسي، پديدارشناسي، سايبرنتيك، روان‌شناسي اجتماعي، فرهنگ‌شناسي اجتماعي و انتقادي كه در نشانه‌شناسي، نشانه‌ها و نظام‌هاي نشانه‌اي به مثابه واسطه‌هاي ارتباطي بررسي مي‌شود (كريگ، 1999، ص136).
    از سوي ديگر دانشمندان ارتباطات، ارتباط را بر اساس پيام به دو دسته تقسيم مي‌كنند. جان فيسك (1990) نخستين مكتب ارتباط را انتقال پيام‌ معرفي كرد و نام آن را مكتب فرايند گذاشت. مكتب دوم، ارتباط را توليد و تبادل معاني مي‌داند. اين مكتب به دنبال آن است كه چگونه پيام‌ها يا متن‌ها در كنش متقابل با مردم قرار مي‌گيرند تا معنا توليد كنند (فيسك، 1386، ص10-12). فلسفه‌هاي پديدارشناسي هگلي و هوسرلي، مبناي مكتب مبادلة معنا در نگاه جان فيسك هستند، و فلسفه پراگماتيستي امريكايي مبناي مكتب انتقال پيام در نگاه لاسول و تأثير ارتباط است.
    بدين‌ترتيب تعريف ارتباط نيز با توجه به اين دو مكتب و سنت‌هاي ارتباطي تفاوت دارد. گروهي از انديشمندان ارتباطات، مسئله تأثير و جريان محرك و پاسخ را در تعريف ارتباط به صورت انتقال پيام مطرح كرده‌اند كه در مكتب فرايند مي‌گنجند (همان، ص10). البته دستة ديگري هم همچون رايت، ليندگرن و همكاران هستند كه انتقال پيام را مساوي انتقال معنا مي‌دانند و فيسك به آنان اشاره‌اي نداشته است. براي نمونه، هنري ليندگرن در كتاب هنر ارتباط انساني مي‌گويد: «ارتباط از ديدگاه روان‌شناسي، فراگردي است حاوي تمام شرايطي كه متضمن انتقال معنا باشد» (محسنيان‌راد، 1382، ص45 به نقل از ليندگرن، 1953، ص135).
    حال با توجه به اين نظريات به تبيين مفهوم ارتباط با استفاده از معنا، نماد و پيام مي‌پردازيم. انسان از يك طرف واجد معنا‌ست و پيام به‌منزلة برانگيزندة آن معنا در وجود انسان عمل مي‌كند؛ اما از سوي ديگر انسان از همان بدو تولد فاقد بسياري از معاني‌اند و در گذر زمان و با كسب تجربه و آموزش بسياري از معاني را يافته‌اند. پيامي كه به انسان مي‌رسد يا فرايند ارتباطي يك انسان در چارچوب‌هاي ذهني او كه ناشي از تجربه‌ها و گذشتة او و حتي تاريخ اجتماعي اوست، دريافت و پردازش مي‌شود كه ممكن است معنايي متفاوت با آنچه ارسال‌كننده مد نظر داشته، پديد آمده باشد. به نظر مي‌رسد كه معنا هم در انسان وجود دارد و هم در او به وجود مي‌آيد.
    بنابراين پيام در فراگرد ارتباط، هم مي‌تواند معنايي را در انسان به وجود آورد و هم مي‌تواند معناهاي موجود در ذهن او را به خاطر آورد. البته اين معنا در پردازش عقلي صورت مي‌گيرد كه تجربه‌هاي شخصي و اجتماعي را از قبل به همراه داشته است. با توجه به آنچه گذشت، تعريفي كه از ارتباط ارائه مي‌دهيم چنين خواهد بود: «ارتباط عبارت است از فراگرد ارسال پيام بين فرستنده و گيرنده كه اين پيام، يا معناي جديدي در گيرنده به وجود مي‌آورد و يا نمادي براي برانگيختن معناي مورد نظر فرستنده در گيرنده است».
    2. چارچوب مفهومي
    1-2. كنش متقابل نمادين
    به نظر مي‌رسد نظرية كنش متقابل نمادين از جرج هربرت ميد (1863-1931) كه در جامعه‌شناسي ارتباط مطرح شده در مكتب انتقال پيام بگنجد؛ زيرا ناظر به رفتارهايي است كه افراد در برابر هم دارند و به تبيين كنش و واكنش‌ها مي‌پردازد. هرچند اين رفتارها ناظر به معناهاي از قبل موجود در افرادند، در نهايت رفتارها و واژ‌گان به مثابه نمادها انتقال مي‌يابند. در اين نظريه به سه مضمون محوري توجه مي‌شود (وست و ترنر، 2000، ص19): 1. اهميت معنا در رفتار انسان‌ها، 2. اهميت تصوري كه شخص از هويت و ارزش و استعداد خود دارد، 3. رابطة بين فرد و جامعه.
    بر اساس اين نظريه، مردم راغب‌اند بر پاية معناهايي كه به آدم‌ها، اشيا و اتفاقات تخصيص مي‌دهند، رفتار كنند. علاوه بر اين، معنا در زباني خلق مي‌شود كه مردم هم در رابطه با ديگران و هم در تفكرات شخصي خود به كار مي‌برند؛ زيرا معاني، همراه ذاتيِ هيچ چيز نيستند. زبان به مردم اجازه مي‌دهد تا دركي از خويشتن به دست آورند و در اجتماع، با ديگران‌ تعامل كنند. پس بر اساس اين نظريه انسان‌ها در مقابل افراد، اشيا و رويدادها بر اساس معاني كه به آنها نسبت مي‌دهند، رفتار مي‌كنند. ميد در كتاب ذهن، خود و جامعه نظرية تعامل‌گرايي نمادين را از بنيادي‌ترين نظريه‌هاي ارتباطات انساني مي‌داند كه از بطن آن دو مفهوم «ارتباط آگاهانة انساني» و «انعكاس درك حضور ديگران و رفتارشان» منتج مي‌شود.
    سه پيش‌فرض اصلي اين نظريه كه از تأليفات هربرت بلومر گرفته شده‌اند، بدين‌شرح‌اند: 1. انسان‌ها در ارتباط با ديگران بر اساس معاني‌اي كه آن ديگران برايشان دارند، رفتار مي‌كنند؛ 2. معنا در تعامل بين مردم خلق مي‌شود؛ 3. معنا از طريق فرايندي تفسيري اصلاح مي‌شود (ر.ك: بلومر، 1969).
    ميد اعتقاد دارد معنايي كه در انسان‌ها به وجود مي‌آيد ناشي از فرايند ارتباطي ايشان از يك طرف با خود و از طرف ديگر با جامعة انساني است. به عبارت ديگر پيام حامل معنا نيست، بلكه در تجزيه و تركيب تفكرات انساني معنازا مي‌شود.
    2-2. نشانه‌شناسي
    نشانه‌شناسي ارتباط را توليد معنا در پيام مي‌داند‌ـ چه رمزگذار توليدش كرده باشد و چه رمزگشا. معنا، مفهومي مطلق و ايستا نيست كه در پيام بسته‌بندي شده باشد؛ بلكه روندي فعال است كه نشانه‌شناسان افعالي چون آفريدن، توليد و مذاكره را درباره‌اش به كار مي‌برند. «مذاكره» شايد سودمندترين واژه باشد؛ زيرا در آن رابطه متقابل بين شخص و پيام نهفته است. معنا نتيجه كنش متقابل و پويا ميان نشانه، تعبيركننده و موضوع است كه جايگاهش از لحاظ تاريخي تعيين شده و مي‌تواند در طول زمان تغيير كند (فيسك، 1386، ص72).
    در مكتب نشانه‌شناسي به دلالت‌ها و نمادهايي توجه مي‌شود كه معاني را در ذهن مي‌پرورانند.
    نشانه‌شناسان، ارتباطات را با نمادهاي ميان‌ذهني نظريه‌پردازي مي‌كنند، كه اين نمادها شامل زبان و ديگر نظام‌هاي نشانه‌اي است كه معاني را به اشتراك گذاشته و فهم عمومي را بين افراد شكل مي‌دهد... در حقيقت نماد واسطه‌اي ميان زبان و تفكر است (كريگ و مولر، 2007، ص163).
    بنابراين نمادها و معاني در فهم عمومي جامعه وجود دارند و مردم در استفاده از نظام‌هاي نشانه‌اي به ارتباط با هم مي‌پردازند. در نشانه‌شناسي برخلاف تصور قبلي كه معنا را پيش‌داده‌اي مي‌دانست كه در جريان ارتباط منتقل مي‌شود، معنا زاييدة ارتباط است و بيرون از رخداد ارتباط، هيچ چيزي نيست كه بخواهد معناآفريني كند. پيام‌گير عضوي فعال در جريان ارتباط به شمار مي‌آيد كه در امر معناآفريني، نقش فعال و بنيادين دارد.
    3. عفاف در سطوح ارتباطات انساني
    زندگي هر انساني متشكل از ارتباطات انساني در سطوح درون‌فردي، ميان‌فردي، گروهي و جمعي است كه فرد با تنظيم اين ارتباط‌ها، به منظومه‌اي از ارتباطات انساني در فرهنگ زندگي خود مي‌رسد. ارتباطات انساني بر اساس نوع (صوتي، نوشتاري، تصويري)، محتوا (اطلاعات، اخبار، ابراز احساسات، آموزش، تبليغ)، چگونگي (دوسويگي، يك‌سويگي)، كيفيت و كميت، سرعت انتقال، ميزان هزينه، دسترس‌پذيري، فاصله و بسياري از مقولات ديگر قابل طبقه‌بندي هستند. اين ارتباط همچنين به كلامي و غيركلامي تقسيم مي‌شود.
    ارتباط عفيفانه از نگاه ارتباطات انساني داراي تقسيم‌بندي‌هاي متفاوتي است؛ از جمله تقسيم بر اساس گسترة ارتباط ميان فرستنده و گيرنده كه به سطوح ارتباطات عفيفانة انساني درون‌فردي، ميان‌فردي، گروهي و جمعي، و از سوي ديگر بر اساس كلام به ارتباطات عفيفانة كلامي و غيركلامي (نگاه و رفتار) تقسيم مي‌شود. همچنين از حيث ارتباط بين دو جنس، ارتباط عفيفانه در سه شكل وجود خواهد داشت: ارتباط همجنسان، ارتباط بين دو جنس محرم و ارتباط بين دو جنس نامحرم. بنابراين با جدول زير در ارتباط عفيفانه روبه‌رو خواهيم بود.
    انواع روابط بين انسان‌ها    بستر ظهور
        كلام    نگاه    رفتار
    نسبت‌ها در ارتباط    همجنسان            
        ناهمجنسان    محرم            
            نامحرم            
    1-3. ارتباط درون‌فردي
    ارتباط درون‌فردي داد‌و‌ستدي ارتباطي است كه در درون فرد روي مي‌دهد. اين نوع از ارتباط در حقيقت حرف زدن با خود است. ارتباط درون‌فردي از آن روي امكان‌پذير مي‌شود كه انسان مي‌تواند با استفاده از نمادهايي كه در ارتباط خويش به كار مي‌گيرد، موضوع يا منظور خودش واقع شود (بليك و هارولدسن، 1378، ص39).
    عفاف در ارتباط درون‌فردي، به معناي غلبة عقل و خويشتن‌داري انسان بر تمايل به معصيت و شهوت جنسي است كه اين جز با در نظر گرفتن كرامت نفس از سوي خود شخص صورت نمي‌گيرد. انسان مي‌تواند به قدري با خود مشغول شود كه به خود‌ارضايي در تمايلات جنسي برسد؛ چنان‌كه اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: «هر كس زياد به فكر گناه باشد، گناهان او را به خود فرامي‌خواند» (تميمي، 1366، ص186).
    خودارضايي و استمنا عملي انحرافي و واكنشي از نوع جانشين ساختن رفتاري با رفتار ديگر است (قائمي، 1386، ص124-125). فرد عملاً با خود كاري مي‌كند كه به تخليه هيجان منجر گردد. ازآنجاكه خودارضايي و يا استمنا در تمام اديان و بسياري از سنت‌هاي فرهنگي مذموم خوانده شده، با كرامت نفس انسان در تضاد است؛ زيرا سبب افسردگي، انزواگزيني و پشيماني زودرس مي‌شود (همان، ص138-141).
    2-3. ارتباط ميان‌فردي
    مفهوم ارتباط ميان‌فردي براي نخستين‌بار در اوايل دهة 1950 مطرح شد. ارتباط ميان‌فردي را چنين تعريف كرده‌اند:
    ارتباط ميان‌فردي را مي‌توان به‌عنوان فرايندي تعاملي كه در جريان آن دو نفر پيام‌هايي را ارسال و دريافت مي‌كنند، توصيف كرد. بنابراين لازمة اين ارتباط، دادن و گرفتن است و همچنين در فرايند ارتباط، عنصر اطلاعات و رابطه هميشه با هم هستند (بركو و همكاران، 1386، ص158).
    در اين سطح از ارتباط، دو فرد در دو سوي ارتباط قرار دارند و به صورت كلامي و غيركلامي با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. عفاف در اين سطح از ارتباط به معناي ارسال و دريافت هرگونه پيامي است كه معنايي را در دو طرف ارتباط در زمينة شهوات جنسي برنينگيزد و در كنش متقابل ايشان موجب تحريك شهوت جنسي نشود، مگر براي زوجين. از حيث جنس در مورد اين سطح به سه دسته ارتباط مي‌توان اشاره كرد: 1. همجنس، 2. غيرهمجنس محرم، 3. غيرهمجنس نامحرم كه عفاف در ارتباط اين گروه‌ها در حوزة كلامي و غيركلامي جاري است. احكام فقهي هر سه دسته از ارتباط ناظر بر عدم بر هم خوردن قواي نفساني انسان از نظام عقلاني و از بين رفتن كرامت نفس است (معصومي، 1386، ص37، 63 و 217-221).
    ازدواج بين دو جنس مرد و زن كه در سطح ارتباط ميان‌فردي در ارتباطات انساني مي‌گنجد، تنها و بهترين راه براي ارضاي نياز جنسي و برخورداري از ملكة عفاف است. ازدواج عاملي ايجابي در به وجود آمدن عفاف است. ازاين‌رو خداوند سبحان در قرآن كريم مي‌فرمايد: «زنان لباس شما و شما لباس ايشان هستيد» (بقره: 187)؛ زيرا رابطه جنسي و تعهد خانوادگي برآمده از ازدواج، سبب چشم‌پوشي از گناه مي‌شود و مرد و زن به خاطر پايداري رابطة خود حاضر به ارتباط جنسي خارج از خانواده نيستند. همچنين پيامبر اكرم مي‌فرمايد: «اى گروه جوانان! كسى كه از شما توانايى بر ازدواج داشته باشد، ازدواج كند؛ زيرا ازدواج سبب مى‌شود كه از نواميس مردم چشم فرو بندد و دامان خويش را از آلودگى به بى‌عفتى حفظ كند» (خرمشاهي، 1376، ص172).
    3-3. ارتباطات گروهي
    وقتي ارتباط افراد از سه نفر بيشتر شود، روابط ايشان ارتباطات گروهي را تشكيل مي‌دهد. همين روابط در ساختار سازمان، ارتباطات سازماني نام مي‌گيرد و اگر ميان افراد از چند فرهنگ رخ دهد، ارتباطات ميان‌فرهنگي خوانده مي‌شود (ايدي، 2009، ص19). از‌آنجا‌كه گروه تنها مجموعه‌اي از افراد نيست، بلكه نشان‌دهندة نوع و شكل روابط ميان اعضاي آن گروه نيز هست، ارنست بورمن گروه را چنين تعريف مي‌كند: «مجموعه‌اي از افرادي كه با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند تا كارهاي مشتركي را انجام دهند و به هدفي مهم دست يابند» (بركو و همكاران، 1386، ص267).
    در اين سطح ارتباط، دست‌كم در يكي از دو طرف ارتباط، يك گروه محدود و قابل شمارش وجود دارد. وجود عفاف در ارتباط گروهي موجب رعايت تمام موازيني است كه شهوت جنسي در ارتباط‌گران تحريك نشود و هيچ ريبه‌اي در اين ارتباط وجود نداشته باشد. براي مثال در ميهماني‌ها، جشن‌ها و عروسي‌ها امكان پوشيدن لباس‌هاي نامناسب و يا رقص و موسيقي تحريك‌كنندة شهوت جنسي وجود دارد و البته مؤمنين در رعايت عفاف اسلامي بايد از اين امور بپرهيزند (معصومي، 1386، ص176-177).
    4-3. ارتباطات جمعي
    ارتباطات جمعي را مي‌توان شكل توسعه‌يافتة ارتباط رو‌در‌رو يا الگوي خطي ارتباط دانست كه در يك طرف فرايند ارتباط، فرستندة پيام و در طرف ديگر، گيرندة آن وجود دارد. ارتباط جمعي يك فرايند است و با اينكه تكنولوژي مدرن در شكل رسانه‌هاي گروهي براي اين فرايند ضروري است، ولي حضور اين آلات فني را نبايد با خود فرايند ارتباط جمعي اشتباه گرفت (بليك و هارودلسن، 1378، ص49).
    در اين نوع ارتباط از وسايل ارتباط جمعي چاپي و الكترونيك، سمعي و بصري مانند روزنامه، راديو، تلويزيون و سينما استفاده مي‌شود كه توليدكنندگان يا فرستنده آن معلوم و مشخص است؛ اما مخاطبان و گيرندگانِ پيام را به طور دقيق نمي‌توان شمارش كرد. احكام مربوط به ديدن و شنيدن پيام رسانه‌اي با توجه به ريبه و تلذذ براي مخاطب بازگو شده است (معصومي، 1386، ص76-84).
    4. انواع ارتباط عفيفانه
    1-4. ارتباط عفيفانه در كلام و صدا
    محققان، عموماً معتقدند كه انسان‌ها در ابتدا براي برقراري ارتباط به طرز حركات اندام بدن اتكا مي‌كردند و بعداً رمزي را قرارداد كردند كه به وسيلة آن مي‌توانستند ارتباط گفتاري نيز برقرار كنند (بركو و همكاران، 1386، ص101). توضيحاتي كه براي توجيه تمايل انسان به استفاده از زبان گفتاري ارائه شده است حول موضوع احتمال ارتباط اصوات با حالات و حركات بدن متمركز است؛ زيرا لب‌ها، زبان و دهان حركات دست را تقليد مي‌كنند. بنابراين ازآنجاكه زبان حركات تنها مي‌تواند تعداد محدودي پيام را منتقل كند و دامنه كاربرد اصوات بيشتر است، ميزان به‌كارگيري زبان گفتاري افزايش يافته است. بعدها به دليل احساس نياز به روشي ديگر براي انتقال پيام‌ها، علايم نوشتاري پديد آمد (همان). ارتباطات كلامي، روابطي است كه ميان انسان‌ها بر اساس گفتار و كلام شكل مي‌گيرد. بنابراين مهارت‌هاي چهارگانة گفتن، شنيدن، خواندن و نوشتن، برآمده از ارتباطات كلامي‌اند.
    آنچه در ارتباطات كلامي مورد توجه است خود كلام است و لحن كلام، تندي و نازكي صدا در ارتباطات غيركلامي كانون توجه قرار مي‌گيرد. سخن و كلام براي فرستنده پيام در گفتار و نوشتار و براي گيرنده پيام در شنيدن و خواندن منعكس مي‌شود. بنابراين عفاف در تقسيم‌بندي فرستنده و گيرنده شامل هر چهار عمل گفتن، شنيدن، نوشتن و خواندن مي‌شود.
    1. كلام و سخن: وقتي كلام حاوي معناي شهوت جنسي نباشد و موجب تحريك شهوت جنسي نشود (مگر ميان زوجين) و همچنين كرامت انساني را از بين نبرد (مانند كلام ناسزا و زشت)، در دايره عفت قرار دارد. بنابراين گوينده و نويسنده از يك‌سو، و شنونده و خواننده از سوي ديگر با توجه به عفت در كلام به ارتباط مي‌پردازند. اميرالمؤمنين علي محتواي مستهجن كلام را سبب گرايش افراد پست به انسان مي‌داند (تميمي آمدي، 1366، ص214) كه در نتيجه دايره ارتباطي انسان را در ارتباط غيرعفيفانه وارد مي‌كند.
    در احكام مراودات نامحرمان آمده است كه اگر هرگونه صحبت مرد و زن نامحرم موجب ريبه و فساد باشد، حرام است و بايد از آن اجتناب كرد. بدين‌ترتيب صحبت‌هايي كه به قصد شهوت انداختن ديگري گفته مي‌شود، مانند تعريف كردن صحنه‌هاي تحريك‌كننده حرام است. حتي صحبت غيرضرور مرد با زن جوان نامحرم مكروه است (معصومي، 1386، ص153-156). زنان نيز در صحبت كردن با نامحرم بايد سه شرط را رعايت كنند: 1. به قصد لذت و ريبه نباشد، 2، صداي خود را ترقيق و تلطيف نكنند، 3. خوف از به گناه افتادن نداشته باشند (همان، ص158).
    2. عفاف در صدا: سخن گفتن از روى ناز و كرشمه كه دل مردان را وسوسه كند و موجبات فساد را فراهم آورد، از طرف دين اسلام منع شده است. وقار در سخن و حيا در كلام، حكمى است كه از طرف خداوند به زنان پيامبر فرمان داده شده است (احزاب: 32). طباطبايي درباره «قلن قولا معروفا» مي‌نويسد:
    يعنى سخن معمول و مستقيم بگوييد؛ سخنى كه شرع و عرف اسلامى آن را پسنديده، و آن سخنى است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنيد، تا شنونده علاوه بر درك مدلول آن دچار ريبه هم بشود (طباطبايي، 1417ق، ج 16، ص309).
    به عبارت ديگر در ارتباطات ميان نامحرمان بايد خود پيام كانون توجه باشد و همراه كردن ارتباطات غيركلامي ارادي همچون نازكي صدا از دايرة عفاف خارج است. اثر تحريك‌آميز صداي زن توسط روان‌شناسان بررسي شده است؛ از جمله مارتين موريسون روان‌شناس كانادايي به اين نتيجه رسيده كه «صدا اولين محرك و عامل جنسي به شمار مي‌آيد... و صداي زن در مردها اثر بسزايي دارد» (پاك‌نژاد، 1361، ج 20، ص182).
    2-4. ارتباط عفيفانه در نگاه
    نگاه در ارتباطات غيركلامي، هم مي‌تواند دريافت‌كنندة پيام و هم ارسال‌كنندة پيام باشد. قرآن كريم كنترل نگاه را مستقيماً عاملي براي كنترل گناه شهوت جنسي و حفظ حيا مي‌داند (نور:30 و 31). «ظاهر آن اين است كه مراد از امر به چشم‎پوشي در آية شريفه، نهي از مطلق نگاه به زن اجنبي است و مطابق روايات وارده، آنچه كه از نگاه به زن نامحرم حلال است، صورت و كفين مي‎باشد» (طباطبايي، 1417ق، ج 15، ص117). اگر آن هم با لذت همراه باشد بدون اشكال نيست.
    از اين آيه استنباط مي‌شود كه پوشش و عدم نگاه، رابطه‌اي دو‌طرفه با هم دارند و در اين رابطة مستقيم است كه شالوده عفاف بنا مي‌شود و حجاب كامل شكل مي‌گيرد. همچنين در اين دو آيه حفظ فرج و كنترل نگاه، هم به مرد و هم به زن دستور داده شده و هر دو بايد عامل به دستور عفاف باشند (سيد قطب، 1412ق، ج 4، ص2512).
    3-4. ارتباط عفيفانه در رفتار
    پژوهش‌هايي در جهت مرتبه‌بندي سهم ارتباط كلامي به غيركلامي در ارتباطات انساني انجام شده است. براي نمونه بيردويسل مشخص كرده تنها 35 درصد از معنا در يك وضعيت خاص با كلام به ديگري منتقل مي‌شود و 65 درصد باقي‌ماندة آن در زمره غيركلامي است (فرهنگي، 1386، ص272-273).
    ارتباط غيركلامي، ارتباط از طريق كليه محرك‌هاي بيروني غير از كلمات نوشتاري و گفتاري است. اين نوع ارتباط شامل حركات بدني، مشخصات ظاهري، مشخصات صدا و نوع استفاده از فضا و فاصله است. نشانه‌هاي غيركلامي مي‌تواند به وسيله واكنش‌هاي عصبي ذاتي يا رفتارهاي اكتسابي در يك فرهنگ، ايجاد شود. هر فرهنگي زبان بدني خاص خود را دارد. كانال‌هاي ارتباط غيركلامي عبارت‌اند از: زبان بدن (حركت گفتاري)، داهاي آوايي (شبه اصوات)، فضا (مجاورت)، زمان، شامه، زيبايي‌شناسي، مشخصات فيزيكي و مصنوعات (بركو و همكاران، 1386، ص152). براي همين وقتي عفاف را در ارتباطات غيركلامي در نظر بگيريم با موضوعات و مسائل پرشماري روبه‌رو مي‌شويم كه اين نشان‌دهنده پيچيدگي و گستردگي موضوع عفاف است و در كنش متقابل مي‌تواند معناهاي متفاوتي را براي طرف ديگر ارتباط به‌وجود آورد. در اينجا فقط به شش حوزه نشانه‌شناختي مؤثر در ارتباطات انساني و عفاف اشاره مي‌كنيم:
    1. ارتباط خصوصي و صميميت با نامحرم: ازآنجا‌كه طبق حكم فقها، هر آنچه موجب تلذذ از جنس مخالف و خوف فتنه (ريبه) شود، جايز نيست (مكارم شيرازي، 1380، ج ‌1، ص37) اگر مؤمن تشخيص دهد كه در مراوده با نامحرم يا نامحرمان به انس و صميميت راه مي‌يابد، بايد به قطع يا تقليل ارتباط اقدام كند. در قرآن كريم، خداوند سبحان دوست نامحرم گرفتن را مورد توجه قرار داده و مؤمنين را از آن نهي مي‌كند: «مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَلا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ» (نساء: 25)؛ زناني عفيفه باشند، نه زناكار و رفيق‌باز و دوست‌پيدا‌كن؛ «وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» (مائده: 5)؛ نه آنكه زنان را در پنهانى دوست ‏خود بگيريد. آنچه از كلمات لغويين و ظاهر اين آيات مشخص است، اين است كه اظهار علاقه و دوستي بين زن و مرد غريبه جهت تباني بر هر نوع لذت و استمتاع جنسي نهي شده است (به نقل از مكارم شيرازي، 1380، ج ‌1، ص94 و 95)،
    2. حجاب و پوشش: دو واژة «خمار» و «جلباب» نقشي كليدي در فهم حدود حجاب اسلامي دارند، و از اين دو با عناوين «مقنعه» و «چادر» در جامعة ايران ياد مي‌شود. ضرورت پوشيدن خمار از آية شريفة سوره نور استفاده مي‌شود كه مي‌فرمايد: «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ» (نور: ‌31)؛ راغب ذيل واژة خمار مي‌نويسد: «خمار در اصل به معناي پوشاندن چيزي است و در اصطلاح پارچه‌اي كه زن سرش را با آن مي‌پوشاند اطلاق مي‌شود» (راغب اصفهاني، 1412ق، ص210)؛ اما نكتة درخور توجه اين است كه كاركرد مقنعه فقط پوشاندن سر نيست؛ بلكه بايد گريبان را نيز بپوشاند و اين معنا از كلمه «جيوب» فهميده مي‌شود (مصطفوي، 1360، ج 2، ص157). آيه‌اي ديگر چگونگي پوشيدن چادر را به زنان آموزش مي‌دهد (احزاب: 59). كلمه «يدنين» از ريشه «دنو» به معناي نزديك است (راغب اصفهاني، 1412ق، ص172). «جلباب» جامه‌اي است سرتاسري كه تمامي بدن را مي‌پوشاند (طباطبايي، 1417ق، ج 16، ص364)؛
    3. دوري از تبرج: مطلب ديگري كه هم فرهنگ ايران و هم دين اسلام بر آن تأكيد دارند، دورى از تبرج يا خودنمايى است؛ زيرا تبرج رفتار جاهليت است (احزاب: 33)؛ يعنى در جوامعى كه به تمدن نرسيده‌اند بيشتر مردم به خودنمايى مي‌پردازند. در يك نگاه نشانه‌شناختي، امكان دارد مردي از نظر پوشش اشكال نداشته باشد يا زنى حجاب چادر را انتخاب كرده باشد ولى به نشانه‌هاي ديگري در رفتار و گفتار كه موجب پرهيز از خودنمايى است توجه نكند. اين حجاب در همه ابعاد عفاف قرار ندارد. با در نظر گرفتن ارتباط عفيفانه، نظام رفتاري و نشانه‌اي كاملي را مي‌توان در نظر گرفت كه در آن هم حجاب رعايت شده باشد و هم قيد تبرج و خودنمايى زده شود؛
    4. اختلاط زن و مرد، مصافحه و برخورد: علاوه بر پوشش، نوع رفتار و برخورد زنان و مردان در جامعه نيز اهميت دارد. خداوند در قرآن كريم به مسلمين دستور مي‌دهد كه اگر از زنان پيامبر چيزي خواستيد، خواستة خود را از پس پرده به ايشان اعلام كنيد (احزاب: 53). اين دستور با تنقيح مناط شامل زنان مسلمان ديگر هم مي‌شود و بايد توجه داشت كه اين حكم غير از پوشيده بودن زن از نامحرم است (قرشي، 1371، ج 2، ص103). اين آيه به نوع ارتباط نامحرمان اشاره مي‌كند و در اين آيه عنوان نمي‌شود كه به هيچ وجه با زنان پيامبر ارتباط برقرار نكنيد؛ بلكه حجاب را در وسط اين ارتباط قرار مي‌دهد؛
    5. استفاده از عطر: هر يك از حواس جسماني انسان مي‌تواند يكي از محرك‌هاي شهوت جنسي باشد. حس بويايي كه در دسته‌بندي ارتباطات غيركلامي مي‌گنجد نيز از اين قاعده مستثنا نيست و برخي از روايح و عطرها موجب برانگيختگي شهوت مي‌شوند؛ به‌ويژه اگر عطر توسط زن نامحرم استعمال شده باشد. پيامبر اكرم در ضمن روايتي، ورود زن معطر را به مجلسي كه در آن نامحرم حضور دارد، برابر با ورود زن زناكار مي‌داند (پاينده، 1382، ص611).
    5. نتيجه‌گيري
    همان‌گونه كه اشاره شد عفاف در معناي ديني، غلبة عقل بر احساسات و شهوات انسان در فكر، و پرهيز از هرگونه معصيت و خطايي در عمل و توجه به كرامت انسان در ارتباط با ديگران (محرم و نامحرم) است. اين هنجار ديني اگر در جامعة اسلامي حاكم شود، ارتباطات انساني پديدار متفاوتي از عدم وجود آن خواهد داشت كه در اين مقاله سعي در توضيح و تفسير اين پديدار در كنش‌ها و نشانه‌ها را داشتيم.
    كرامت نفس در ارتباطات را مي‌توان با نظريه هربرت ميد درباره تعامل نمادين توضيح داد. انسان در ارتباط با ديگران، پيام‌هايي جهت برخورد و نوع رفتار ديگران با خويش از خود ارسال مي‌كند. حال كسي كه براي خود در نظر ديگران احترام قايل شود مي‌كوشد پيامي به ديگران ارسال كند كه آنها در رفتار با او احترامش را حفظ كنند و به رابطه‌اي انساني دست يابند. شايد اين مفهوم به مفهوم كرامت نفس در نگاه اسلام نزديك باشد. در حقيقت كرامت نفس برآمده از خود‌احترامي است؛ يعني اينكه شخص براي خود در نظر ديگران احترام قايل شود. البته اين احترام به خود كه موجب كرامت نفس مي‌شود از ارتباط درون‌فردي انسان آغاز مي‌شود و همه سطوح ارتباطي او را پوشش مي‌دهد كه بر اساس آن زندگي انسان عقلاني شكل مي‌گيرد. عفاف در معناي حريم شخصي، يعني حفظ هويت جنسي خويش در مقابل ديگران، كه اين ديگران مرحله‌بندي مي‌شوند: همسر، همجنسان، محرمان غيرهمجنس، نامحرمان.
    پس از تقسيم‌بندي ارتباط عفيفانه در سه تجلي كلام، نگاه و رفتار، در دو دستة ارتباطات كلامي و غيركلامي، كوشيديم تا عناوين فقهي و اخلاقي اسلام را در اين سه تجلي و دو دسته بررسي كنيم. به دليل اينكه برخي از عناوين در هر دو دسته تأثيرگذار بودند و احكام اين نوع از عناوين ميان هر دو دستة نام‌برده مشترك بودند، دسته‌اي به نام عناوين مشترك اضافه شد. براين‌اساس اين سه دسته حاصل شدند: 1. عناوين مشترك ميان انواع اشكال ارتباطي، 2. عناوين مربوط به ارتباطات كلامي، 3. عناوين مربوط به ارتباطات غيركلامي.
    دستة اول عناويني هستند كه مي‌توانند در هر شكلي از ارتباط ميان مرد و زن مصداق يابند. در واقع اين عناوين به انگيزه و احساس افراد باز مي‌گردد و تشخيص آن به طور معمول تنها از طريق خود فرد امكان‌پذير است. اين دسته از عناوين مي‌توانند رابطه‌اي را كه به شكل معمول بلااشكال است، به رابطه‌اي حرام تبديل كنند.
    در دستة دوم عناويني بررسي مي‌شوند كه در ارتباطات كلامي بين نامحرمان جريان دارند. گفتني است كه لحن و صوت كلام، مربوط به ارتباطات غيركلامي است كه در دستة سوم بررسي مي‌شود. نگاه، پوشش و رفتارهاي افراد از جمله عناويني‌اند كه در ارتباطات غيركلامي بررسي مي‌شوند. پس از آن عنوان‌هاي هر بخش را كه در مباحث گذشته جداگانه مورد بررسي قرار گرفتند، از استفتائات مراجع مشهور اخير در باب آن قضيه استخراج كرديم و در تزاحم‌ها، به فتواي آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي رجوع كرديم.
    هرچند كه حدود فقهي ارتباط عفيفانه گسترده است، به دليل اينكه حوزة بحث، صرفاً روابط با نامحرم است، همة احكام مربوط به عفاف در ارتباط با نامحرم به صورت جدول تدوين شد. در جدول ذيل خلاصه‌اي از عناوين مطرح‌شده آمده است.
    موضوعات عناوين    تفكيك عناوين اصلي    دسته‌بندي عناوين    نام عنوان فقهي    حكم اكثر مراجع معاصر
    عناوين مشترك        زمينة فساد    تلذذ از نامحرم    حرام است
                ريبه    حرام است
                تحريك شهوت ديگري غير از همسر    حرام است
                هتك حرمت زن مسلمان    حرام است
            انس با نامحرم    ابراز علاقه به نامحرم    چون ترس افتادن به گناه وجود دارد، جايز نيست
                دوست داشتن نامحرم بدون اظهار    اگر مفسده نداشته باشد بلامانع است
    عناوين مربوط به ارتباط كلامي با نامحرم    كلام    انواع تكلم    رو‌در‌رو    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                مكالمة صوتي    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                نامه‌نگاري    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                چت    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
            محتواي كلام    شوخي با نامحرم    اگر با قصد لذت باشد يا بترسد به گناه بيفتد جايز نيست
                طرح مسائل شهوت‌انگيز    حرام است
                طرح مسائل غير‌ضروري    مكروه است
            تكلم به قصد ازدواج    به قصد ازدواج    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
    عناوين مربوط به ارتباط غيركلامي ميان زن و مرد نامحرم    نگاه    محدودة نگاه    مرد به زن نامحرم    نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم غير از صورت و دست‌ها حرام است
                زن به مرد نامحرم    نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم غير از مواضعي كه معمولاً پوشانده نمي‌شود حرام است
            عكس و فيلم نامحرم    به عكس زن ناشناس    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                به عكس زن آشنا    بنا بر احتياط واجب جايز نيست
                به قصد ازدواج    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                ويدئوچت    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                مستهجن و نگهداري آن    ازآنجاكه معمولاً محرك شهوت و مقدمة گناه است، حرام است
            نگاه به افراد خاص    مرد به زن بدحجاب    بنا بر احتياط واجب جايز نيست
                مرد به زن آرايش كرده    حرام است
                مرد به زن كهنسال    نگاه به مو، گردن و دست‌ها بدون تلذذ جايز است
                مرد به زن غيرمسلمان    نگاه به جاهايي كه معمولاً نمي‌پوشانند بدون تلذذ و ريبه جايز است
                مرد به دختربچه    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                مرد به قصد ازدواج    نگاه به چهره، گردن و مو بدون تلذذ و ريبه و با حصول شرايط آن جايز است.
        رفتار    محدوده پوشش    پوشش زن در برابر مرد نامحرم    پوشاندن تمام بدن به جز وجه و كفين واجب است
                پوشش مرد در برابر زن نامحرم    پوشاندن تمام بدن به جز قسمت‌هايي كه معمولاً پوشانده نمي‌شوند واجب است
            پوشش‌هاي خاص    لباس تنگ    اگر باعث تهييج شهوت باشد، جايز نيست
                لباس شهرت    جايز نيست
                لباس مهيج    حرام است
                لباس مختص به جنس مخالف    بنا بر احتياط واجب جايز نيست
                لباس روشن و نازك    اگر باعث جلب توجه نامحرم و مفسده نشود، اشكال ندارد
                آرايش و زيور مرد    اگر تشبه به زنان باشد يا مفسده‌انگيز باشد، جايز نيست
                آرايش و زيور زن    بايد از نامحرم بپوشاند
            رفتارها    انتقال پيام توسط افعال بدن    بدون تلذذ و ريبه بلااشكال است
                استيذان    براي ورود به اتاق نامحرم واجب است
                ملامسه    حرام است
                عطر زدن زن در برابر نامحرم    اگر موجب تحريك و مفسده باشد، جايز نيست
            تغيير لحن و صدا    صداي مهيج، با ناز و كرشمه    حرام است
            مجاورت با نامحرم    اختلاط با نامحرمان    في‌نفسه اشكالي ندارد؛ مگر اينكه منجر به گناه شود
                خلوت با نامحرم    در صورت عدم امكان ورود و خروج ديگران حرام است
    ارتباط عفيفانه، گونه‌اي از ارتباط انساني است كه در آن، پيامي كه موجب تحريك شهوت جنسي شود (مگر در چارچوب شرع) وجود ندارد. اگر ارتباط عفيفانه را در سطح ميان‌فردي در نظر بگيريم، در اين ارتباط، طرفين با در نظر گرفتن كرامت انساني يكديگر از هرگونه پيامي كه معنايي از شهوت جنسي را برانگيزاند و موجب تحريك شهوت جنسي شود مگر در چارچوب دين، پرهيز مي‌كنند و اين ارتباط مقوم شخصيت و احترام طرفين خواهد بود. حتي در ارتباط زناشويي هم ارتباط عفاف‌گونه به معناي رابطه جنسي بين دو انسان وجود خواهد داشت؛ چنان‌كه دستورهاي ديني دربارة رابطة زناشويي وجود دارد.
    بنابراين ارتباط عفيفانه فراگرد ارسال پيام بين فرستنده و گيرنده بر اساس كرامت انساني است؛ به‌ گونه‌اي كه معنايي از شهوت كه موجب تحريك شهوت جنسي شود، در دو سوي ارتباط مگر در چارچوب دستورات دين، برانگيخته نشده، و به وجود نيامده باشد. با توجه به اين تعريف، مفهوم عفاف در ارتباطات با دو عنصر پيام (كلام و رفتار) و معنا گره خورده است و اين تعريف را به طور خلاصه مي‌توان چنين بيان كرد: حاكميت عفاف در ارتباطات انساني سبب عدم ارسال و دريافت پيام شهوت‌انگيز مي‌شود، مگر در چارچوب ارزش‌ها و هنجارهاي ديني.
    تعريف ارتباطي از عفاف موجب توجه به عناصر ارتباط همچون پيام، فرستنده، گيرنده، تأثير، وسيلة ارتباطي و زمينه‌هاي فرهنگي‌ـ اجتماعي مي‌شود. وقتي عفاف بر رفتارها و گفتارهاي افراد حاكم باشد، حريم‌هاي شخصي حفظ مي‌شوند و به امنيت رواني كسي خدشه وارد نخواهد شد. در يك نگاه نشانه‌شناختي، حجاب به‌منزلة يكي از نمادهاي عفاف ارتباطي تعريف مي‌شود؛ به اين معنا كه نوع پوشش، معنايي را در ديگران برمي‌انگيزد و پيامي به ديگران مي‌دهد. اين تعريف در دو بعد سلبي و ايجابي از لحاظ ارتباطي قرار دارد.
    معناي سلبي اين است كه نبايد پوشش زن و مرد سبب تحريك شهوت جنسي يا جلب توجه نامحرم شود. كسي كه با روسري و كفش‌ قرمز با ناز و كرشمه در خيابان قدم مي‌زند پيامي را به جامعه مي‌دهد كه برآمده از كليشه‌هاي جنسي اوست؛ بنابراين نمي‌توان لزوماً فقط از مردان انتظار فرو انداختن چشم را داشت. همچنين وقتي مردي تيشرت بدن‌نما با شلوار كوتاه مي‌پوشد در حقيقت به امنيت رواني زنان خدشه وارد مي‌كند. همچنين از جهت ايجابي حجاب و پوشش مناسب، سبب توجه به كرامت انساني طرف ارتباطي مي‌شود؛ چنان‌كه در زمان صدر اسلام، زنان آزاده و مورد احترام حجاب داشتند و محجبين به آزادگي شناخته مي‌شدند.
    امنيت اجتماعي نيز يكي از حكمت‌هاي حكم حجاب در تعريف ارتباطي قرآن از حجاب است: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (احزاب: 59)؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب‌هاي (روسري‌هاي بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.
    با توجه به كنش متقابل نمادين، حجاب زن سبب شناخت جامعه از او دربارة احترامي كه وي براي خود قايل است مي‌شود و در مقابل كسي كه براي خود احترام قايل نيست، جامعه نيز با كليشه‌هاي جنسيتي به او مي‌نگرد. فهم افراد دربارة ارتباط محترم بودن با عفاف، همان معاني بين‌الاذهاني‌اي خواهد بود كه سبب گسترش عفاف و حجاب مي‌شود.
    در نگاه نشانه‌شناختي، مجموعة دستور‌هاي دين اسلام دربارة عفاف، نظام ارتباط عفيفانه را در زندگي انسان به وجود مي‌آورد كه مي‌توانيم با تقسيم‌بندي ارتباطات به ارتباطات كلامي و غيركلامي به وجوه مختلف عفاف اشاره كنيم. اين شاخص‌ها با بررسي سه پژوهش رشكياني (1393)، باهنر و علم‌الهدي (1392) و علم‌الهدي (1391) به دست آمده است:
    الف. ارتباطات كلامي: 1. محتواي سخن و كلام سالم، 2. عدم شوخي و صحبت‌هاي بيجا بين نامحرمان؛
    ب. ارتباطات غيركلامي: 3. حجاب زن، 4. پوشش مناسب مرد، 5. غيرت مرد، 6. كنترل نگاه در برخورد با نامحرم (ارتباط رو‌در‌رو، عكس، فيلم)، 7. كنترل فكر از افكار آلوده، 8. پرهيز ازخودارضايي، 9. پرهيز از نازك كردن صدا (ناز و كرشمه) توسط زن در ارتباط با نامحرم، 10. بلند نخنديدن بين نامحرمان، 11. راه رفتن زن همراه با وقار و طمأنينه، 12. عدم نمايش زينت زنانه و تبرج در جامعه، 13. عدم انس و صميميت بين نامحرمان، 14. اجتناب از خلوت و ارتباط خصوصي با نامحرم، 15. عدم تقليد از الگوهاي رفتاري جنس مخالف، 16. عدم استفاده از عطر تحريك‌كننده در برخورد با نامحرم، 17. پرهيز از شنيدن موسيقي‌هاي تحريك‌كننده، 18. كسب اجازه در ورود به خلوت ديگري (استيذان)، 19. عدم اختلاط نامحرمان در مكان‌هاي عمومي، 20. عدم تماس جسمي نامحرمان، 21. رقص همسر براي همسر، 22. ازدواج دائم و 23. ازدواج موقت؛
    رعايت همه اين دستور‌ها در كنار هم عفاف را به وجود مي‌آورد.
    با توجه به آموزه‌هاي اسلامي، يك انسان مسلمان در رعايت عفاف بايد به سطوح مختلف آن از يك‌سو، و به ارتباطات كلامي و غيركلامي از سوي ديگر توجه داشته باشد. البته ارتباطات درون‌فردي مي‌تواند مقوم حضور بهتر فرد در سطوح ديگر ارتباطات به مثابه كنش‌هاي متقابل با ديگران باشد. همچنين برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري با توجه به آموزة عفاف در هر يك از بخش‌هاي فرهنگي و ارتباطي از جمله كتاب، فيلم و سريال، برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، روزنامه و مجله و برگزاري مراسم‌ها و جشن‌ها، سبب برقراري فرهنگ اسلامي در زمينة عفاف خواهد شد.
     
     

    References: 
    • نهج‌البلاغه، 1378، ترجمة سيدجعفر شهيدي، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي.
    • ابن‌منظور، محمد‌بن مكرم، 1414ق، لسان العرب، چ سوم، بيروت، دار صادر.
    • انگلس، فريدريك، 1385، خاستگاه خانواده، مالكيت خصوصي و دولت، ترجمة خسرو پارسا، تهران، ديگر.
    • ايمان، محمدتقي، 1388، مباني پارادايمي روش‌هاي تحقيق كمي و كيفي در علوم انساني، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • باهنر، ناصر و سيدعبدالرسول علم‌الهدي، 1392، «هنجارهاي عفاف و حجاب اسلامي در سيما و سينما: تحليل تطبيقي سياست‌ها»، مطالعات فرهنگ‌ـ ارتباطات، ش 21، ص55-79.
    • بركو، ري ام و همكاران، 1386، مديريت ارتباطات، ترجمة سيدمحمد اعرابي و داود ايزدي، تهران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي.
    • بليك، ريد و اوين هارولدسن، 1378، طبقه‌بندي مفاهيم در ارتباطات، ترجمة مسعود اوحدي، تهران، سروش.
    • پاك‌نژاد، رضا، 1361، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران: كتابفروشي اسلاميه.
    • پاينده، ابوالقاسم، 1382، نهج‌الفصاحه، چ جهارم، تهران، دنياي دانش.
    • پسنديده، عباس، 1383، پژوهشي در فرهنگ حيا، قم، دارالحديث.
    • تميمي آمدي، عبدالواحد، 1366، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي.
    • حر عاملى، 1409ق، وسائل‌الشيعة، قم، مؤسسه آل‌البيت.
    • حراني، حسن‌بن شعبه، 1404ق، تحف‌العقول، قم، جامعه مدرسين.
    • خرمشاهى، بهاء‌الدين و مسعود انصارى، 1376، پيام پيامبر، تهران، منفرد.
    • دفلور، ملوين و دنيست اورت اي، 1383، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمة سيروس مرادي، تهران، دانشكده صدا و سيما.
    • دهخدا، علي‌اكبر، 1341، لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
    • راغب اصفهانى، حسين‌بن محمد، 1412ق، المفردات في غريب القرآن، بيروت، دارالعلم.
    • رشكياني، مهدي، 1393، عفاف و برنامه‌هاي نمايشي رسانه، قم، صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهش‌هاي اسلامي.
    • سيدبن قطب بن ابراهيم شاذلي، 1412ق، فى ظلال القرآن، چ هفدهم، بيروت، دارالشروق.
    • شعيري، تاج‌الدين، 1405ق، جامع‌الأخبار، قم، رضى.
    • شليت، وندي و نانسي لي دموس، 1388، دختران به عفاف روي مي‌آورند، ترجمة سمانه مدني و پريسا‌پور علمداري، چ دوم، تهران، معارف.
    • طباطبايى، سيدمحمدحسين، 1417ق، الميزان فى تفسير القرآن‏، چ پنجم، قم، جامعه مدرسين.
    • طريحى، فخرالدين، 1375، مجمع‌البحرين، چ سوم، تهران، كتابفروشي مرتضوي.
    • عروسى حويزى، عبدعلى بن جمعه، 1415ق، تفسير نور الثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان.
    • علم‌الهدي، سيدعبدالرسول، 1391، ارتباط عفيفانه در تلويزيون و سينما، تهران، دانشگاه امام صادق.
    • فرويد، زيگموند، 1363، روان‌شناسي، ترجمة مهدي افشار، تهران، كاويان.
    • فياض، ابراهيم، 1381، تعامل دين، فرهنگ و ارتباطات بر پايه مكتب توليد و مبادله معنا، پايان‌نامه دكتري فرهنگ و ارتباطات، تهران، دانشگاه امام صادق.
    • فيسك، جان، 1386، درآمدي بر مطالعات ارتباطي، ترجمة مهدي غبرايي، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها.
    • قرشى، سيدعلى‌اكبر، 1371، قاموس قرآن، چ ششم، تهران، دارالكتب‌الاسلامية.
    • كلينى، محمدبن يعقوب، 1365، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية.
    • مجلسى، محمد‌باقر، 1404ق، بحار‌الأنوار، بيروت، مؤسسة الوفاء.
    • محسنيان‌راد، مهدي، 1382، ارتباط‌شناسي، چ پنجم، تهران، سروش.
    • مصطفوى، حسن، 1360، التحقيق في كلمات القرآن الكريم‏، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
    • ـــــ ، 1372، اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب، چ هفتم، تهران، صدرا.
    • مطهرى، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، تهران، صدرا.
    • معصومي، مسعود، 1386، احكام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعي آنان، چ سي و هشتم، قم، بوستان كتاب.
    • معين، محمد، 1363، فرهنگ فارسي، تهران، اميركبير.
    • نراقى، ملااحمد، 1377، معراج‌السعادة، تهران، دهقان.
    • نراقى، ملا‌محمد‌مهدى، 1377، علم اخلاق اسلامى، ترجمة سيدجلال‌الدين مجتبوى، چ جهارم، تهران، حكمت.
    • ورام ابن ابى فراس، بي‌تا، تنبيه الخواطر، قم، مكتبه فقيه.
    • Blumer, Herbert, 1969, Symbolic Interactionism: Perspective and Method, Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
    • Blumer, Herbert, 1969, Symbolic Interactionism: Perspective and Method, Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
    • Craig, Rabert T, 1999, Communication Theory as a Field. Communication theory, nine: two, 119-161.
    • Craig, Robert T, & Heidi L, Muller, 2007, Theorizing Communication Readings Across Traditions, Los Angeles: sage publications.
    • Eadie, William F, 2009, “Communication as A Field and as A Discipline” in 21st Century Communication A Refrence Handbook, William F. Eadie (Ed), San Diego State University.
    • Heinz, betina, 2009, “Sexual Orientation” in 21st Century Communication A Refrence Handbook, William F. Eadie (Ed), San Diego State University.
    • Kateb, George, 2010, Human Dignity, harvard university press.
    • Pearce, Kevin J, 2009, "Media and Mass Communication Theories." Encyclopedia of Communication Theory, SAGE Publications.<http: // www. Sage – ereference, com/ communicationtheory/ Article_n231.html>.
    • Sloop, John M, 2009, “Queer Approaches to Communication” in 21st Century Communication A Refrence Handbook, William F. Eadie (Ed), San Diego State University.
    • West, Richard L, & Lynn H. Turner, 2000, Introducing Communication Theory: Analysis and Application, New York: McGraw-Hill.
    • Wood, Julia T, 2009, “Gender” in 21st Century Communication A Refrence Handbook, William F. Eadie (Ed), San Diego State University.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرمی قهی، محمدتقی، علم الهدی، سید عبدالرسول.(1394) ارتباط عفیفانه به مثابه نظریه ای فرهنگی ـ ارتباطی. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 6(3)، 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدتقی کرمی قهی؛ سید عبدالرسول علم الهدی."ارتباط عفیفانه به مثابه نظریه ای فرهنگی ـ ارتباطی". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 6، 3، 1394، 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرمی قهی، محمدتقی، علم الهدی، سید عبدالرسول.(1394) 'ارتباط عفیفانه به مثابه نظریه ای فرهنگی ـ ارتباطی'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 6(3), pp. 27-48

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کرمی قهی، محمدتقی، علم الهدی، سید عبدالرسول. ارتباط عفیفانه به مثابه نظریه ای فرهنگی ـ ارتباطی. معرفت فرهنگی اجتماعی، 6, 1394؛ 6(3): 27-48