تقدس زدایی نرم از عزاداری با نوحه پاپ
Article data in English (انگلیسی)
1. مقدمه و بيان مسئله
يکي از مهمترين مناسک ديني مذهب تشيع، عزاداري است که پيشينة طولاني دارد. علماي مذهبي همواره ضمن ارشاد و هدايت مردم و تلاش براي بازگويي وقايع عاشورا براي مردم در قالب وعظ و سخنراني، از ساختار کلي تعزيه و روضهخواني حمايت كرده و حتيالامکان مقيد به حضور در اين مراسم بودهاند. برگزاري تعزيه در طول تاريخ با استقبال عمومي روبهرو بوده و مردم همواره از اين مراسم بهمنزلة مناسک مذهبي که به قول کالينز انرژي احساسي توليد ميكند، يا به قول يونگ «منجر به دگرگوني مذهبي افراد مشارکتکننده شده» (يونگ، 1368، ص 81)، و موجبات توبه را فراهم ميآورد، حمايت کردهاند. مصداق بارز اين حمايت را ميتوان در مشارکت مردم براي تکيهسازي و حسينيهسازي در طول تاريخ مشاهده كرد.
هرچند نوحه از زمان آغاز خود با فراز و نشيبهاي فراواني در زمينة نحوة اجرا روبهرو بوده است و در دورههاي تاريخي گوناگون جنبههايي از اجراي آن رواج داشته، ذکر مصيبت اهلبيت بهمنزلة تم اصلي نوحه در طول تاريخ حفظ شده است. با اينکه در طول تاريخ گاهي براي افزايش تأثير نوحه بر عزاداران، و با توجه به لقب قتيلالعبراتي که عزاداران به امام حسين داده بودند، مداحان اغراقهايي را نيز وارد نوحه ميكردهاند، اين پديده کمتر مورد انتقاد واقع ميشد. بهجرئت ميتوان گفت که نخستين انتقادات رسمي از نوحه و روضة سنتي را شهيد مطهري انجام داد. وي بهمنزلة نمايندة متفکران ديني جامعه، در کتاب حماسة حسيني به انتقاد از اين روضهخواني سنتي پرداخت و خواستار مقابله با افزايش چنين روندي در عزاداريها شد (مطهري، 1368، ج 2، ص 84).
در طول دوران جنگ تحميلي نوحه بهمنزلة يکي از عوامل ايجاد شور در جوانان براي حضور در جنگ عمل كرد و آهنگهاي مداحان مشهوري همچون آهنگران و کويتيپور محبوبيتي عام يافت. هرچند اين مداحان از شيوة سنتي در نوحههاي خود استفاده ميکردند، زمينه را براي بازگويي مسائل اجتماعي و جنگ در قالبي غير از متن عاشورا و نيز براي افول ضريب نفوذ نوحة سنتي فراهم آوردند. با پايان جنگ تحميلي از يکسو، و افول ضريب نفوذ نوحة سنتي از سوي ديگر، مداحي مرتبط با جنگ و جبهه و ذکر مصيبت کمکم جاي خود را به مداحي پاپ داد که اين روند با جريانات دوم خرداد و ظهور داعيههاي جامعة مدني در ايران به اوج خود رسيد؛ بهگونهايکه مداحان پاپ بدون در نظر گرفتن مباحث مرتبط با عاشورا و ذکر مصيبت، از واژگان و ريتم نامأنوس با عزاداري استفاده كردند. بررسيها نشان ميدهند كه نوحههاي جديد از محتواي تقدس خالياند و در سبک پاپ اجرا ميشوند که اين امر ماية نگراني روحانيان و زعماي مذهبي است. در ساليان اخير افرادي همچون آيتالله اميني، آيتالله مکارم شيرازي و مرحوم آيتالله فاضل لنکراني از مداحي مدرن انتقاد كردهاند (بهار، 1390، ص 221) و خواستار تبعيت عزاداران از نوحههاي سنتي مبتني بر ذکر مصيبت اهلبيت شدهاند.
در واقع نسل جديد به شيوة خود عزاداري ميکند و به عبارت ديگر، نسل شکلاتخور آموزههاي نسل سنجدخور و نقلخور را قبول ندارد (نقيبزاده، 1383) و به دنبال آن است که راهي ديگر در عزاداري در پيش گيرد؛ اما به نظر ميرسد عمق تغييرات در اين زمينه بيش از حد مجاز است و نوحه در سالهاي اخير از مدار اصلي خود خارج شده است.
مطالعات بينالمللي افرادي چون رونالد اينگلهارت، رابرت پاتنام و گروه اروپايي براي پژوهش يکپارچة اجتماعي، حاکي از تغيير نگرش جوانان در سطح بينالمللي است. در تمام دنيا از سويي مواردي همچون مشارکت اجتماعي، سرماية اجتماعي و اعتماد اجتماعي در ميان جوانان کاهش يافته و از سوي ديگر مواردي همچون فردگرايي، ماديگرايي و نارضايتي افزايش يافته است (پاتنام، 2000، ص 140، 260، 273 و 219). اين امر کمابيش در تمام دنيا رواج دارد و جوان ايراني نيز از اين امر مستثنا نيست.
در نگاه نخست به نظر ميرسد كه تغيير ذائقة جوانان پديدهاي جهانشمول است؛ اما بررسي نشريات، رسانهها، انيميشنها و فيلمهاي خارجي نشانگر آن است که اين تغيير ذائقه با برنامهريزياي منسجم به منظور استفاده از قدرت نرم براي تسخير قلوب جوانان، بهويژه در کشورهاي جهان سوم از سوي کشورهاي غربي رخ ميدهد. غربيان به منظور افزايش شمار جوانانِ جهانوطن با گرايشهاي مبتني بر اعلامية جهاني حقوق بشر، در حوزههاي بسياري فعاليت ميكنند و اين دامنه، تقريباً همة شئون زندگي فردي و اجتماعي از قبيل کنترل جمعيت، زندگي دختران و پسران بدون عقد رسمي در کنار يکديگر، زندگي شبانه در شهرهاي بزرگ و استفاده از واژگان انگليسي در محاورات روزمرة جوانان را دربر ميگيرد. در مقالة پيشرو، پاپ شدن نوحه را بهمنزلة يکي از حوزههاي نفوذ قدرت نرم غربي، که به منظور تقدسزدايي از عزاداراي رهبري شده است، با استفاده از تکنيک تحليل احتمال وقوع بررسي كردهايم. پاپ شدن نوحه تنها به تغيير ريتم نوحه (تند شدن ريتم و تبديل از ماژور به مينور) مربوط نيست و معنا و محتواي نوحه را نيز دربر ميگيرد. در اين پژوهش درصدد پاسخ به اين پرسشهاييم: اولاً تحليل تقارن نوحة فارسي از منظر تقدسگرايي يا تقدسزدايي به چه سمتي است؟ ثانياً تحليل تقارن نوحة ترکي از حيث تقدسگرايي يا تقدسزدايي به چه سمتي است؟ ثالثاً آيا ميان نوحههاي فارسي و ترکي در زمينة تقدسزدايي همگرايي ديده ميشود يا خير؟ رابعاً قدرت نرم غربي چه تأثيري بر تغيير ذائقة نوحه و مداحي در ايران دارد؟
2. بررسي پيشينة موضوع
1. كوثري (۱۳۸7) در مقاله خود با عنوان «مداحي و موسيقي پاپ ديني در ايران» اشاره دارد كه رواج موسيقي پاپ در سومين دهة انقلاب، تنها در حوزة موسيقي نيست، بلكه گسترش استفاده از آن در مراسم مداحي مذهبي هم به چشم ميخورد. وي معتقد است گسترش موسيقي پاپ ديني، نشانگر پيروزي مداحي بهمنزلة شكلي مردمپسند از عزاداري در دوران پس از انقلاب است. مداحان در سبكهاي سنتي، نقشي ثانويه در عزاداري داشتند، اما پس از انقلاب به دليل نياز به ايجاد هيجان براي رزمندگان، كاركردي مستقل در عزاداري پيدا كردند. اين روند پس از جنگ نيز ادامه يافت، و مداحان به گروهي مستقل، كه شأن اجتماعي جديدي يافته بودند، تبديل شدند؛
2. فياض و رحماني (۱۳۸۵)، در مقالهاي با موضوع «مناسك عزاداري و گفتمان كربلا در دينورزي اقشار فرودست شهري با روش مشاهدة مشاركتي»، به بررسي سبك جديد مداحي و عزاداري پرداختهاند. نويسندگان نتيجهگيري ميکنند كه گفتمان كربلا در صورتبندي جديد وجه عرفاني، شورانگيز و ارجاع به درون را اصل قرار داده و همة نمادها در بستر اين جريان توليد و تفسير ميشوند. رفتار، كلام، نحوة مداحي، و محتواي مداحي مدرن با سازوكارهاي دروني اين گفتمان، معنا و توجيه ديني و مقدس مييابد که ممکن است درست نباشد؛
3. مظاهري(۱۳۸۷) در كتاب رسانه شيعه به رابطة عزاداري و تغيير و تحولات آن با وضعيت سياسي، فرهنگي و اجتماعي هر عصر، پرداخته است. نويسنده بسترهاي اجتماعي و فرهنگياي را كه در هر عصر سبب ظهور آيين يا صورت جديد عزاداري ميشوند، بررسي ميكند. او با پرداختن به گونههاي مختلف هيئتها، به الگويي تلفيقي و چندبُعدي با عنوان «مدل ساختي- كاركردي» رسيده است. بر اساس اين الگو، هيئتهاي مذهبي معاصر را ميتوان در سه دستة سنتي، انقلابي و عامهپسند، و گونة فرعي شبههيئتها قرار داد؛
4. بهار و كاهيرده (۱۳۸8)، در مقالهاي با عنوان «تحول نقش واعظ و مداح در اجراي مناسک عاشورا» معتقدند مداحان عناصر اصلي گردانندة عزاداري هستند كه الگوهاي جديدي نمايش مذهبي را در قالبهاي نو و جذاب هنري عرضه ميكنند. نويسندگان در پژوهش خود ويژگيهاي متون مورد استفاده مداحان را با استفاده از تكنيك تحليل محتوا بررسي كردهاند. آنان معتقدند دادههاي بهدستآمده از نمونهها نشان ميدهد كه هريك از مداحان، سبك، شعر، تكيهكلام و حتي موسيقي ويژة خود را ارائه ميكنند. اين مداحان، علاوه بر داشتن صداي خوب، موسيقي جذابي را در نوحهها به كار ميبرند.
3. بررسي چارچوب نظري مسئله
دوركيم عليرغم تأكيدي كه بر كاركرد مثبت مناسك دارد، به نقش مناسك در هنجارشكني هم اشاره ميکند (دورکيم، ۱۳۸۳، ص 137). بهزعم وي چون سنن و آداب ديني در مراسم مذهبي با شورآفرينيهاي ويژه همراهاند، كنشگران با اين شورآفريني نوعي احساس تطهير و نزديكي به خدا ميكنند. اين امر سبب نوعي كاميابي و نشاط مشارکتکنندگان در مناسک ميشود. دوركيم معتقد است مناسك نمايشي و تفريحات جمعي آنقدر به هم نزديكاند كه گذار از مناسک به تفريحات، بيآنكه پيوستگي از بين برود، ممکن است.
به نظر هميلتون، مشاركت در مراسم و مناسك در دنياي جديد را بايد با تأملاتي ويژه در نظر گرفت. در جامعة جديد نميتوان پذيرفت كه شركتكنندگان در مناسك بدون اطلاع از نسبت عملكردشان و با انگيزههاي يكسره متفاوت اين مراسم را برگزار كنند. دستكم در دين اسلام، بنا بر مشاهدات، اين فرض منتفي است (هميلتون، 1377، ص 201).
گيرتز معتقد است تغيير و دگرگوني مناسك ديني در ازاي رابطه متقابل مناسك و فرهنگ رخ ميدهد، بهگونهايكه ميان فرهنگ و كنش كنشگران، تعاملي پايدار و مستمر وجود دارد. همانگونه كه نظام فرهنگي، كنشها را ميسازد يا بدانها شكل و جهت ميدهد، كنشها نيز در شكلگيري، تغيير، جهتدهي و تداوم نظام فرهنگي نقش تعيينكننده دارند. بهزعم وي بايد معلوم شود چه نوع عقايد و اعمالي، چه نوع ايماني را در چه شرايطي پشتيباني ميكنند. براي اين كار، توضيح و تفسير باورها، عقايد، اعمال يا نهادها بسنده نيست، بلكه بايد مشخص کنيم كه باورها، اعمال و نهادهاي خاص چگونه و به چه وسيلهاي ادامة حيات داده و حتي مانع ايمان دينيِ متفاوت شدهاند (گيرتز و حسامي، ۱۳۸۲).
برگر ميگويد: در جهان مدرن بخشهاي مختلف جامعه و بهتبع آن، تجربيات گوناگون افراد، توسط نظامهاي معنايي متفاوت و بعضاً متضادي اداره ميشوند. در نتيجه، فرد با دنيايي روبهرو ميشود كه در آن، نمادها و تعاريف ديني دگرگون و حتي گاه انكار شدهاند. نخستين پيامد چنين وضعيت متكثري، خصوصي شدن دين است. در چنين شرايطي فرد با آگاهي از عدم اقبال ديگران به عقايد و باورهايش درمييابد كه نبايد آنها را در عرصة عمومي بروز دهد. با افزايش اين روند، دين گامبهگام از عرصة عمومي جامعه رخت بر ميبندد و ديگر با نمادها و تعاريف ديني از واقعيت سخني گفته نميشود. اين روند به كاهش نفوذ دين در جامعه ميانجامد. سرانجام دين تسلط خود را بر جامعه از دست ميدهد و عرصۀ عمومي تحت سيطرۀ عقايد و ايدئولوژيهاي مدنياي درميآيد كه يا فاقد محتواي دينياند و يا اشارهاي مبهم به دين دارند. با ورود عنصر ترجيح و انتخاب در حوزۀ دين، در عرصۀ عمومي جامعه، تفاسير گوناگوني از دين ظهور مييابند و در نتيجه سبكهاي دينداري به شيوة جديد پديد ميآيند (برگر و همكاران، ۱۳۸۱، ص 116). بنابراين مناسک و آيينهاي ديني از محتواي مذهبي خود کاملاً تهي ميگردند و تنها پوسته ظاهري آنها حفظ ميشود.
بارهايم، رسانهاي شدن روابط اجتماعي و ظهور ابزارهاي نمايشدهنده را از عوامل اصلي بحران آيين و مناسك در دنياي معاصر ميداند (بارهايم، ۱۳۸۲، ص 162). به نظر او، هنگامي كه زندگي اجتماعي به صورت عادي تداوم مييابد، مناسك به طور ظاهري و سطحي، تلاشي براي حفظ اعتقاد به قدرت جمعي بهشمار ميآيند؛ اما وقتي زندگي اجتماعي با نااميدي روبهرو ميشود، مناسك فرصت مييابند كه هم به ابزار و هم فرصتي براي احياي اعتماد به گروه و در نتيجه، احياي آرمانهاي اجتماعي تبديل شوند. در اين حالت، مناسك رويدادي نمايشي تلقي ميشوند. بارهايم معتقد است كه مناسك با از دست دادن قدرت خود در الهامبخشي افراد و در نتيجه، بازتوليد انرژي اجتماعي و بسيج تودهها، بسيار نمايشمحور ميشوند و بر كاركردهاي هنري و فعاليتهاي نمايشي تأكيد ميورزند. به عبارت ديگر، عناصر هنري از حاشية مناسک به كانون آن وارد ميشوند.
نظرية قدرت نرم جوزف ناي: به نظر ميرسد استفاده از قدرت نرم با تأسيس سازمان ملل و به طور مشخص از زمان تصويب اعلامية جهاني حقوق بشر آغاز شده باشد؛ اما عمدتاً مباحث مربوط به استفاده از رسانهها براي ايجاد دهکدة جهاني از سال 1990 ميلادي به بعد آغاز شده و امريکا در طول 24 سال گذشته پس از فروپاشي شوروي سابق پيوسته کوشيده است تا به نوعي فرهنگ امريکايي را در دنيا بهمنزلة تنها فرهنگ غالب جهاني معرفي كند. استفاده از قدرت نرم تنها ويژة رسانهها نيست و شامل طيف گستردهاي از بورسهاي تحصيلي تا فيلمهاي هاليوودي ميشود؛ اما ما به طور مشخص بر روي نوحه متمرکز شدهايم.
قدرت نرم غربي که نخستين بار جوزف ناي آن را مطرح ساخت به دنبال تأثيرگذاري بر رفتار ديگران و ايجاد همنوايي ملل جهان با فرهنگ آنگلوساکسون غربي است. به واسطة توانايي ايجاد ترجيحات رفتاري، ميتوان از داراييهاي نامشهود مانند شخصيت جذاب، ارزشها، نهادها، و چشماندازي که اقتدار اخلاقي و مشروع تلقي ميشود، استفاده كرد (ناي، 2004الف، ص 23). به نظر ناي رهبران جنگ نرم از سه شيوه براي متقاعد ساختن مخاطبان خود استفاده ميكنند: 1. ترسيم آيندة مطلوب، 2. استفاده از هوش هيجاني با استفاده از بازيگران خوب، 3. ايجاد ارتباطات جذاب با استفاده از کلمات، نمادها و افراد خاص (ناي، 2006، ص 74).
استفاده از قدرت نرم به منظور تغيير الگوهاي اجتماعي و رفتاري مسبوق و ايجاد الگوهاي رفتاري جديد در جامعه است. هرچند اين الگوها مواردي همچون جراحيهاي زيبايي تا نوع پوشش، تغيير در الگوهاي خانوادگي و تغيير در حوزة دين و ايدئولوژي را دربر ميگيرد، به شکلي کاملاً زيرکانه در قالب چارچوبهايي بدين شرح اجرا ميشود: 1. پذيرش اقتدار جهاني و جهاني شدن، 2. ترويج سکولاريزم، 3. ترويج کاهش هويت ملي، 4. ترويج نئوليبراليزم (با تأکيد بر فردگرايي محض) (عباسزاده و همکاران، 1390).
اين حوزههاي چهارگانه زيرحوزههاي ديگري نيز دارند؛ براي مثال زيرحوزههايي همچون ترويج سبک زندگي غربي، ريختن قبح فرهنگي برخي مسائل، ترويج خرافههاي شرکآلود، ترويج جادوگري بهويژه جادوگري سياه و ترسيم آخرالزمان ساختگي، از جمله مواردي است که با ترويج سکولاريزم مرتبطاند .
با توجه به نظرية قدرت نرم ميتوان اذعان كرد که فرهنگ غربي از طريق تزريق موسيقي پاپ به نوحه، به دنبال تغيير ارزشهاي جوان ايراني با استفاده از نمادهاي ويژه است. اين نمادها هم تغيير واژگاني در نوحه را شامل ميشود، هم تغيير ريتم نوحه را دربر ميگيرد و مهمتر از همة اينها تغيير ارزشهاي جوان ايراني را دربر دارد که منجر به تغيير فرهنگي و در نهايت تهاجم فرهنگي ميشود.
به منظور تبيين موضوع مورد مطالعة پژوهش، از نظريات دوركيم (تبديل مناسك به تفريح)، گيرتز (دين بهمثابه نظام فرهنگي)، برگر (تهي شدن مناسک از محتواي ديني) و بارهايم (تغيير مناسك ديني و نمايشمحور شدن آن) بهمنزلة چهارچوب نظري براي پاپ شدن نوحه، و نيز از نظرية جوزف ناي دربارة استفاده از قدرت نرم غربي استفاده شده است.
4. روش تحقيق
پژوهش پيشرو، بر اساس استفاده از تكنيك تحليل محتواي كمي و پيمايش انجام شده است. تحليل محتواي كمي عبارت است از: آزمون نظاممند و تكرارپذير نمادهاي ارتباطياي كه طي آن، ارزشهاي عددي بر اساس قوانين معتبر اندازهگيري، به متن نسبت داده ميشوند و سپس، با استفاده از روشهاي آماري، روابط ميان آن ارزشها تحليل ميشود که تکنيک تحليل احتمال وقوع، يکي از روشهاي تحليل محتواي کمي است.
در پژوهش پيشرو، نوحههاي پاپ ايراني (فارسي و ترکي) از منظر دارا بودن مضاميني چون آموزههاي ديني، آموزههاي اخلاقي، آموزههاي معرفتي، عشق زميني و مجازي، عبارات عاطفي و احساسي، عبارات سخيف، عبارات سلطنتي، عبارات موهوم ، ريتم نوحه، و عبارات مرتبط با تحريف تاريخي مورد بررسي و تحليل تقارن قرار گرفتهاند و مشخص شده است که قرار گرفتن اين مضامين در کنار يکديگر، تا چه حد تصادفي و يا معنادار بوده است. براي بررسي اين امر از مجموع 2000 کليپ نوحة فارسي و ترکي بهمنزلة جامعه آماري پژوهش، ده درصد با استفاده از نمونهگيري تصادفي به عنوان نمونة آماري انتخاب شد؛ به اين ترتيب که دويست کليپ نوحة ايراني (100 کليپ فارسي و 100 کليپ ترکي ) که در فاصلة سالهاي 1382 تا 1392 اجرا شدهاند، با بهرهگيري از تکنيک تحليل محتواي کمي مورد بررسي
قرار گرفتهاند.
کليپهاي مورد بررسي با استفاده از روش تحليل تقارن، از جنبة تقارن در مضامين يادشده بررسي شدند و با استفاده از آزمون خيدو با توجه به فراوانيهاي مورد انتظار و مشاهدهشده، تقارنسنجي به انجام رسيده است.
دليل استفاده از مفاهيم يادشده اين بوده است که مفاهيم مرتبط با عشق زميني و مجازي، عبارات عاطفي و احساسي، عبارات سخيف، عبارات سلطنتي، عبارات موهوم، ريتم تند و تحريف تاريخ، همگي در موسيقي پاپ غربي ديده ميشوند؛ درحاليکه در نوحة سنتي بيشتر از مفاهيم آموزههاي اخلاقي و معرفتي استفاده ميشود، هرچند ممکن است تحريف تاريخي نيز در آن وجود داشته باشد.
مداحاني که کليپهايشان در اين پژوهش بررسي شده است، در نوحة فارسي شامل آقايان سيدجواد ذاكر، حسين سيبسرخي، حميد عليمي، عينيفر، عبدالرضا هلالي، مهدي مختاري،
جواد مقدم و اسلام ميرزايي، و در نوحه ترکي شامل آقايان نادر جوادي، بهزاد حسني، جواد رسولي، هادي رسولزاده، داوود عليزاده، شهزاد عيسيپور، امين مقدم و محمد منصوري است.
براي بررسي ميزان تأثير قدرت نرم غربي بر تغيير ارزشي عزاداران نوحة پاپ، 200 نفر از عزاداران به صورت تصادفي به پرسشهايي دربارة آموزههاي ديني و فرهنگ غربي پاسخ دادهاند تا از اين طريق نشان داده شود که اولاً ميزان آشنايي پاسخگويان در هر دو حوزة يادشده چقدر است و ثانياً آيا آشنايي با هر کدام از اين دو حوزة معرفتي، گرايش به نوحة ويژهاي را موجب ميشود يا خير؟ در اين زمينه نخست ميزان دانش پاسخگويان در زمينة اصول دين، اسامي ائمه، احاديث، ادعية اسلامي و شخصيتهاي مذهبي و نيز آشنايي پاسخگويان با سکولاريزم، بازيگران غربي، سبکهاي موسيقي غربي، خوانندگان غربي و فيسبوک مورد سنجش قرار گرفت و سپس علاقة آنان به نوحة پاپ يا سنتي سنجيده شد.
فراواني عبارات و تحليل احتمال وقوع مفاهيم موردنظر در کليپهاي فارسي و ترکي، در سه بخش تحليل و مقايسه شده است. در بخش چهارم تحليل نيز به بررسي ميزان تأثير قدرت نرم غربي بر عزاداران نوحة پاپ پرداختهايم.
الف. بررسي فراواني مفاهيم موردنظر در کليپهاي فارسي و ترکي: فراواني مفاهيم و آموزههاي ديني، اخلاقي، و معرفتي، مفاهيم مرتبط با عشق زميني و مجازي، عبارات عاطفي و احساسي، عبارات سخيف، عبارات سلطنتي، عبارات موهوم، عبارات مرتبط با تحريف تاريخي، و ريتم نوحه در کليپهاي فارسي و ترکي در جدول 1 در قالب جدول فراواني مفاهيم کليپهاي نوحة فارسي و ترکي آمده است.
جدول 1. فراواني مفاهيم کليپهاي نوحه فارسي و ترکي (نتايج بررسي 100 کليپ)
آموزة ديني آموزة اخلاقي آموزة معرفتي عشق زميني و مجازي عبارات عاطفي احساسي عبارات سخيف عبارات سلطنتي عبارات موهوم تحريف تاريخي ريتم تند
فراواني در کليپهاي فارسي 20 35 30 65 70 90 85 80 75 72
فراواني در کليپهاي ترکي 30 36 28 70 90 65 80 85 55 68
همانگونه که نتايج جدول نشان ميدهند، عبارات سخيف، سلطنتي و موهوم از کاربرد بيشتري در کليپهاي بررسيشدة فارسي برخوردار بودهاند، درحاليکه آموزههاي اخلاقي، معرفتي و ديني داراي کمترين کاربرد در اين کليپها بودهاند. اين امر نشانگر حرکت نوحة فارسي به سمت پاپ شدن و تقدسزدايي در سالهاي اخير است و به همان روند نرمي اشاره ميكند که طي آن، نوحة فارسي از محتواي خود تهي شده و در حال فرار از تقدس است.
همچنين نتايج جدول نشان ميدهند كه عبارات عاطفي و احساسي، موهوم و سلطنتي از کاربرد بيشتري در کليپهاي بررسيشدة ترکي برخوردار بودهاند، درحاليکه عبارات حاوي آموزههاي معرفتي، ديني و اخلاقي کمترين کاربرد را داشتهاند. اين امر نيز نشانگر حرکت نوحة ترکي به سمت پاپ شدن و تقدسزدايي در سالهاي اخير است. به منظور بررسي دقيقتر تقارن عبارات موردنظر، بايسته است احتمال وقوع اين عبارات سنجيده شود؛
ب. بررسي تحليل تقارن مفاهيم يادشده در کليپهاي فارسي: بررسي تقارن مفاهيم مدنظر، در جدول 2 در قالب جدول ماتريس احتمال وقوع آمده است.
جدول 2. جدول احتمال وقوع عبارات کاربردي در نوحه فارسي (بر حسب درصد)
آموزة ديني آموزة اخلاقي آموزة معرفتي عشق زميني و مجازي عبارات عاطفي احساسي عبارات سخيف عبارات سلطنتي عبارات موهوم تحريف تاريخي ريتم تند
آموزة ديني _ 7 6 13 14 18 17 16 15 4/14
آموزة اخلاقي 5 _ 5/10 7/22 5/24 5/31 7/29 28 2/26 2/25
آموزة معرفتي 5 10 _ 5/19 21 27 5/25 24 5/22 6/21
عشق زميني و مجازي 20 25 22 _ 5/45 5/58 2/55 52 7/48 8/46
عبارات عاطفي احساسي 28 30 20 65 _ 63 5/95* 56 5/52 4/50
عبارات سخيف 15 25 22 84 88 _ 5/76 72 5/67 8/64
عبارات سلطنتي 12 24 20 80 84 93 _ 68 7/63 2/61
عبارات موهوم 10 18 13 79 82 92 75 _ 60 6/57
تحريف تاريخي 9 16 15 68 60 77 90 68 _ 54
ريتم تند 10 15 14 75 78 89 88 82 85 _
با توجه به نتايج اين جدول و با توجه به اينکه درصورتيکه اعداد واقعي از اعداد انتظاري به علاوه و منهاي انحراف معيار بزرگتر باشند ميتوان نتيجهگيري كرد که بين دو مفهوم تقارن وجود دارد. بنابراين با توجه به دادههاي جدول 2 ميتوان گفت كه مفاهيم زير در نوحههاي فارسي مورد بررسي، تقارن معنادار است و ناشي از تصادف نيست:
- آموزههاي ديني و عبارات عاطفي احساسي،
- عشق زميني و مجازي و عبارات عاطفي احساسي، عبارات سخيف، عبارات سلطنتي، عبارات موهوم، و ريتم تند،
- عشق زميني و مجازي و عبارات عاطفي احساسي، عبارات سلطنتي، عبارات سخيف، عبارات موهوم، و ريتم تند،
- عبارات سخيف و عبارات سلطنتي، عبارات موهوم، و ريتم تند،
- عبارات سلطنتي و تحريف تاريخي،
- عبارات سلطنتي و ريتم تند،
- عبارات موهوم و ريتم تند،
- تحريف تاريخي و ريتم تند.
با توجه به اين تقارنها ميتوان نتيجهگيري كرد:
در نوحههاي فارسي مورد بررسي تقارن معناداري ميان عبارات مربوط به عشق زميني، عاطفي، سلطنتي، سخيف و موهوم با ريتم تند نوحه وجود دارد. اين امر نشانگر اين است كه اولاً آموزههاي مطرحشده در نوحههاي فارسي تقارني با آموزههاي ديني، اخلاقي و معرفتي ندارند؛ ثانياً اين موارد با شأن واقعة کربلا در تضادند؛ ثالثاً اين نوحهها در سبک پاپ اجرا شدهاند و رابعاً به نظر ميرسد قدرت نرم غربي، به شكل ترويج موسيقي پاپ غرب از طريق اين نوحهها کاملاً اعمال شده است. بنابراين در يک کلام ميتوان گفت که نوحههاي فارسي مورد بررسي با توجه به آنچه مطرح ساختهاند در راستاي تقدسزدايي حرکت کردهاند؛
ج. بررسي تحليل تقارن مفاهيم يادشده در کليپهاي ترکي: تقارن مفاهيم مزبور در کليپهاي ترکي مورد بررسي در جدول 3 در قالب جدول ماتريس احتمال وقوع آمده است.
جدول 3. جدول احتمال وقوع عبارات کاربردي در نوحه ترکي (بر حسب درصد)
آموزة ديني آموزة اخلاقي آموزة معرفتي عشق زميني و مجازي عبارات عاطفي احساسي عبارات سخيف عبارات سلطنتي عبارات موهوم تحريف تاريخي ريتم تند
آموزة ديني _ 8/10 4/8 21 27 5/19 24 5/25 5/16 4/20
آموزة اخلاقي 10 _ 08/10 2/25 4/32 4/23 8/28 6/30 8/19 5/24
آموزة معرفتي 12 14 _ 6/19 2/25 2/18 4/22 8/23 4/15 04/19
عشق زميني و مجازي 25 27 26 _ 63 5/45 56 5/59 5/38 6/47
عبارات عاطفي احساسي 30 35 33 85 _ 5/58 72 5/76 5/49 2/61
عبارات سخيف 26 32 30 70 82 _ 52 2/55 7/35 2/44
عبارات سلطنتي 20 23 29 81 88 76 _ 68 44 4/54
عبارات موهوم 28 56 30 65 80 82 72 _ 7/46 8/57
تحريف تاريخي 35 20 18 64 75 52 70 74 _ 4/37
ريتم تند 30 28 26 72 86 73 79 81 65 _
با توجه به نتايج جدول فوق و با توجه به اينکه درصورتيکه اعداد واقعي از اعداد انتظاري به علاوه و منهاي انحراف معيار بزرگتر باشند، ميتوان نتيجهگيري كرد که بين دو مفهوم تقارن وجود دارد. بنابراين با توجه به دادههاي اين جدول ميتوان گفت: ميان مفاهيم زير در نوحههاي ترکي مورد بررسي تقارن معنادار است و ناشي از تصادف نيست:
- آموزههاي اخلاقي و عبارات موهوم،
- عشق زميني و مجازي و عبارات عاطفي احساسي، عبارات سخيف، عبارات سلطنتي، تحريف تاريخي، و ريتم تند،
- عبارات عاطفي احساسي و عبارات سخيف، تحريف تاريخي، و ريتم تند،
- عبارات سخيف و عبارات سلطنتي، عبارات موهوم، و ريتم تند،
- عبارات سلطنتي و تحريف تاريخي، و ريتم تند،
- عبارات موهوم و تحريف تاريخي، و ريتم تند،
- تحريف تاريخي و ريتم تند.
با توجه به اين تقارنها ميتوان نتيجه گرفت كه در نوحههاي ترکي مورد بررسي، تقارن معناداري ميان عبارات مربوط به عشق زميني و عاطفي، عبارات سلطنتي، سخيف و موهوم و نيز تحريف تاريخي با ريتم تند نوحه وجود دارد. اين امر نشانگر آن است كه:
اولاً آموزههاي مطرحشده در نوحههاي ترکي تقارني با آموزههاي ديني، اخلاقي و
معرفتي ندارند؛
ثانياً اين موارد با شأن واقعة کربلا در تضادند؛
ثالثاً نوحههاي ترکي مورد بررسي در سبک پاپ اجرا شدهاند؛
رابعاً تحريف تاريخي در نوحههاي ترکي بيشتر از نوحههاي فارسي بوده است؛
خامساً به نظر ميرسد قدرت نرم غربي، به شكل ترويج موسيقي پاپ غرب از طريق اين نوحهها کاملاً اعمال شده است.
بنابراين، در يک کلام ميتوان گفت:
نوحههاي ترکي مورد بررسي با توجه به آنچه مطرح ساختهاند، در راستاي تقدسزدايي حرکت کردهاند.
د. بررسي ميزان تأثير قدرت نرم غربي بر عزاداران نوحة پاپ: بررسي ميزان تأثير قدرت نرم غربي بر عزاداران در قالب جداول 5 و 6 آمده است؛
جدول 4. ميزان آشنايي عزاداران پاپ با آموزههاي ديني (درصد)
آموزههاي ديني بسيار کم کم متوسط زياد بسيار زياد
اصول دين 42 11 23 17 7
اسامي ائمه 47 13 14 18 8
احاديث 63 18 8 9 2
ادعية اسلامي 72 16 4 5 3
شخصيتهاي مذهبي 56 14 17 7 6
ضريب آشنايي کل 56 4/14 2/13 2/11 2/5
ميزان کل آشنايي 2/169
آشنايي بر حسب طيف 1تا5 69/1
همانگونه که نتايج جدول نشان ميدهد متأسفانه ميزان آشنايي عزاداران نوحه پاپ با آموزههاي ديني در نمونة مورد بررسي در حد کم و بسيار کم بوده و ضريب آشنايي کلي پاسخگويان با آموزههاي ديني بسيار پايين بوده، در حدود 7/1 است.
جدول 5. ميزان آشنايي عزاداران پاپ با فرهنگ غربي (درصد)
آموزههاي غربي خيلي کم کم متوسط زياد خيلي زياد
سکولاريزم 24 31 19 17 9
بازيگران غربي 13 22 36 16 13
سبکهاي موسيقي غربي 31 18 21 22 8
خوانندگان غربي 17 19 28 25 11
فيسبوک 8 5 35 24 28
ضريب آشنايي کل 6/18 19 8/27 8/20 8/13
ميزان کل آشنايي 2/292
آشنايي بر حسب طيف 1تا5 92/2
همانگونه که نتايج جدول نشان ميدهد متأسفانه ميزان آشنايي عزاداران نوحة پاپ با آموزههاي فرهنگ غربي در نمونه مورد بررسي در حد متوسط بوده، ضريب آشنايي کلي پاسخگويان با آموزههاي فرهنگ غربي در حدود 3 است.
جدول 6. ميزان علاقة پاسخگويان به نوحة سنتي/ پاپ (درصد)
نوع نوحه بسيار کم کم متوسط زياد بسيار زياد
سنتي 34 31 19 12 4
پاپ 3 9 11 42 35
ضريب علاقه به نوحة سنتي بر حسب طيف 1تا5 21/2
ضريب علاقه به نوحة پاپ بر حسب طيف 1تا5 97/3
همانگونه که نتايج جدول نشان ميدهند ضريب علاقه به نوحة پاپ در ميان عزاداران پاپ بسيار بيشتر از ضريب علاقه به نوحة سنتي است. به عبارت بهتر، ميانگين علاقة عزاداران به نوحة پاپ در حد مطلوب و زياد قرار دارد، درحاليکه ميانگين علاقة آنان به نوحة سنتي در حد پاييني است.
از بررسي جداول 4 تا 7 بهروشني مشخص ميشود كه اولاً متأسفانه ميزان دانش کلي جامعة مورد بررسي پايينتر از حد متوسط قرار داشته است؛ ثانياً دانش عمومي اين جامعه در زمينه فرهنگ غربي با ميانگين 92/2 بيش از دانش آنها دربارة آموزههاي ديني با ميانگين 69/1 بوده است؛ ثالثاً با توجه به نتايج ميتوان گفت هر چه ميزان آشنايي عزاداران با فرهنگ غربي بيشتر شده به همان ميزان از علاقه آنان به نوحة سنتي کم شده و در مقابل به علاقة آنان به نوحة پاپ افزوده شده است. اين امر نشانهاي از همان قدرت نرمي است که فرهنگ غربي با استفاده از آن به دنبال تبديل سبك نوحه به پاپ است.
5. نتيجهگيري
به نظر ميرسد نوحه در ساليان اخير دچار تغيير و تحولات بسياري شده که اين امر شائبة اعمال قدرت نرم غربي از طريق تبديل نوحه به موسيقي پاپ را تقويت كرده است. بررسيها نشان ميدهند كه دو عامل بيروني، نوحه را تهديد ميكنند: 1. استفاده از موسيقي پاپ غربي در اجراي نوحه (تغيير ريتم از ماژور به مينور) به مثابه ابزاري براي تغيير نگرش عزاداران؛ 2. استفاده از اصطلاحات ويژة غيرديني با سبک محاورهاي و کوچهبازاري براي آزادسازي عزاداري از تقيدات مذهبي. اين دو عامل تا حد فراواني نگرش جوانان را نسبت به نوحه و عزاداري تغيير دادهاند. در پژوهش پيشرو، به منظور واكاوي اين مسئله، از سويي، به بررسي 200 کليپ نوحة فارسي و ترکي که در بين سالهاي 1382 تا 1392 شمسي اجرا شده بودند، پرداختيم و با استفاده از تکنيک تحليل احتمال وقوع به اين نتيجه رسيديم که تقارني معناداري ميان عبارات مربوط به عشق زميني و عاطفي، عبارات سلطنتي، سخيف و موهوم، و نيز تحريف تاريخي در نوحههاي بررسيشده وجود دارد و درخور توجه اينکه همة اين موارد تقارن معناداري با ريتم تند نوحه داشتهاند. اين امر نشانگر نفوذ موسيقي پاپ در نوحه است. مقايسة نوحههاي فارسي و ترکي نشان داد که اين نوحهها از حيث تقارن، اختلاف چنداني با هم ندارند و يک همگرايي منطقي ميان آنها ديده ميشود. با اين حال بررسي دقيقتر نشان داد که ميزان تحريف تاريخي در نوحههاي ترکي بيش از نوحههاي فارسي است، درحاليکه ريتم نوحههاي فارسي تندتر از ريتم نوحههاي تركي است بود.
از سوي ديگر، با استفاده از روش پيمايش به بررسي دانش عزاداران جوان در زمينة آموزههاي ديني و فرهنگ غربي پرداختيم که نتايج نشان دادند:
- ميزان دانش کلي جامعة مورد بررسي پايينتر از حد متوسط قرار دارد؛
- دانش عمومي اين جامعه در زمينة فرهنگ غربي با ميانگين 92/2 بيش از دانش آنها دربارة آموزههاي ديني با ميانگين 69/1 بوده است؛
با توجه به نتايج پيمايش ميتوان گفت هر چه ميزان آشنايي عزاداران با فرهنگ غربي بيشتر شده به همان ميزان از علاقة آنان به نوحه سنتي کاسته شده و در مقابل به علاقة آنان به نوحة پاپ افزوده شده است. اين امر نشانهاي از همان قدرت نرمي است که فرهنگ غربي با استفاده از آن در پي تبديل سبك نوحه به پاپ است.
با توجه به نتايجي که با استفاده از تحليل تقارن و نيز با استفاده از پيمايش به دست آمده است، ميتوان اذعان داشت که در حال حاضر از سويي، نوحه از محتواي مذهبي پيشين تهي شده و در حال حركت به سمت مراسم مناسکي صرف است و در صورت تداوم اين روند، در سالهاي آتي شاهد اجراي مناسک نوحه توسط افرادي خواهيم بود که هيچگونه گرايش مذهبي خاصي ندارند. بدين ترتيب نوحه از مفهوم اصلي خود فاصله ميگيرد و در خدمت قدرت نرم غربي براي انتقال موسيقي پاپ و تغيير فرهنگي قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر با توجه به تغيير نگرش و ارزش شرکتکنندگان در عزاداري، ادامة اين روند با مخالفت مخاطبان روبهرو نخواهد شد، که اين امر ميتواند گروه مرجع جوانان را با مشکلات بنيادين روبهرو سازد و حتي منجر به موجسواري سياسي توسط افراد و احزاب خاص شود. بنابراين ضرورت دارد که کارشناسان مذهبي در اين زمينه تمهيداتي بينديشند.
- بارهايم، گابريل، 1382، فروپاشي و زوال امر قدسي- نابهنجاري و بحران در مناسك، استوارت ام هوور و نات لاندباي، بازانديشي درباره رسانه، دين و فرهنگ، ترجمة مسعود آريايي، تهران، سروش.
- برگر، پيترال و همكاران، 1381، ذهن بيخانمان، آگاهي و نوسازي، ترجمة محمد ساوجي، تهران، ني.
- بهار، مهري و نسيم كاهيرده، 1388، «تحول نقش واعظ و مداح در اجراي مناسك عاشور (مطالعه موردي دزفول)»، مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ش 16، ص 1-24.
- بهار، مهري، 1390، مصرف و فرهنگ، تهران، سمت.
- دوركيم، اميل، 1383، صور بنياني حيات ديني، ترجمة باقر پرهام، تهران، مركز.
- عباسزاده، محمد و همكاران، 1390، «مطالعه جامعهشناختي رسانههاي جمعي بهمثابه ابزاري در قدرت نرم (با تأكيد بر انقلاب اسلامي)»، مطالعات قدرت نرم، سال اول، پيش شماره 2، ص 17-41.
- فياض، ابراهيم و جبار رحماني، 1385، «مناسك عزداري و گفتمان كربلا در دين ورزي اقشار فرودست شهري»، مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ش 6، ص 57-80.
- كوثري، مسعود، 1387، درآمدي بر موسيقي مردمپسند، تهران، طرح آينده.
- گيرتز، كليفورد و فاضل حسامي، 1382، «اسلام، آنگونه كه مشاهده كردم»، معرفت، ش ۷۲، ص ۸۸-۹۴.
- مطهري، مرتضي، 1368، حماسه حسيني، تهران، صدرا.
- مظاهري، محسن، 1387، جامعهشناسي آيينهاي سوگواري و هيئتهاي مذهبي در ايران، رسانه شيعه، تهران، بينالملل.
- نقيبزاده، احمد، 1383، «پيامدهاي اجتماعي انقطاع نسلها»، روزنامه وقايع اتفاقيه، 3 تير.
- هميلتون، ملكم، 1377، جامعهشناسي دين، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، تبيان.
- يونگ، کارل گوستاو، 1368، چهار صورت مثالي: مادر، ولادت مجدد، روح و مکار، ترجمة پروين فرامرزي، مشهد، آستان قدس رضوي.
- Nye, J. S, 2004, Power in the Global Information Age: From Realism to Globalization Routledge.
- Nye, J. S, 2004, Soft Power: The Means to Success in World Politics, Public Affairs.
- Nye, J. S, 2006, Understanding International Coflicts; an introduction to theory and history, Pearson/ Longman, New York.
- Putnam, R, 2000, Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community, New York: Simon and Schuster.