معرفت فرهنگی اجتماعی، سال چهارم، شماره سوم، پیاپی 15، تابستان 1392، صفحات 25-50

    «امر به‌معروف» و «نهی از منکر» اصول جایگزین برای نظریه‌های هنجاری رسانه

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    حسن یوسف زاده اربط / دانشجوي دكترا و عضو هيئت علمي پژوهشگاه بين‌المللي المصطفي / Usefzadeh.h@Gmail.com
    چکیده: 
    رسانه های جمعی در قالب ساختارهایی اجتماعی علاوه بر ایفای نقش برجسته در فرهنگ سازی و جامعه پذیری، میانجی بسیاری از تعاملات اجتماعی نیز به شمار می روند. در این صورت، چه نسبتی با اصل «امر به معروف»، که مهم ترین سازوکار اسلام برای جامعه پذیری است برقرار می کنند؟ آیا می توان از ظرفیت رسانه های جمعی برای «امر به معروف» و «نهی از منکر» استفاده کرد؟ در پژوهش صورت گرفته، با الهام از آیه‌ی ۱۰۴ سوره‌ی آل عمران و روش «مقایسه ای نامتوازن پیوسته»، این نتیجه حاصل شد که فعالیت رسانه های جمعی، به ویژه رسانه های تصویری، با امر به معروف و نهی از منکر درهم آمیخته است و اصل «امر به معروف و «نهی از منکر» به عنوان نظریه‌ی هنجاری اسلام، ظرفیت بالایی برای رقابت با نظریه های هنجاری رایج دارد. تلقی سازمان رسانه ای به مثابه‌ی امر به معروف و ناهی از منکر، الزاماتی برای نحوه‌ی فعالیت رسانه ای به وجود می آورد که از جمله‌ی شناخت از جایگاه رسانه ای در نظام اسلامی همچون حامل امانت (مسئولیت) الهی، اتخاذ محمل مناسب برای ارائه‌ی پیام، هماهنگی در نظر و عمل، همگرایی رسانه ای، مخاطب شناسی اسلامی و مانند آن است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    "Commanding the Good" and "Forbidding the Bad" as an Alternative Principle for the Normative Theories of the Media
    Abstract: 
    In addition to the leading role played by the media within social forms in culture-making and socialization, the media is regarded as a medium of many social interactions. So, what kind of relationship is there between the mass media and the principle of "commanding the good" as the most important modus operand of socialization in Islam? Can the facilities of mass media be used to for applying the principle of "commanding the good" and "forbidding the bad? Referring to the verse 104 of Chapter three of the Quran and the "constant asymmetrical comparative method", the present paper concludes that the activity of mass media, especially visual media, is intermingled with the principle of "commanding the good" and "forbidding the bad" and that this principle, as the normative theory of Islam, has a high capacity to contest with the prevalent normative theories. If media is viewed as an organization which is responsible for commanding the good and forbidding the bad, then its type of activities will be subject to some requirements such as: recognizing the position of the media in Islamic system, which has the duty of bearing the bearer of divine trust (responsibility), offering proper context for conveying the message, harmony between theory and practice, media convergence, an Islamic study about audience and the like.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدمه
    «امر به معروف» و «نهي از منكر» مهم‌ترين سازوكار اسلام براي جامعه‌پذيري است. كاركرد امر به معروف و نهي از منكر تداوم ارزش‌ها و هنجارهاي حاكم بر جامعه است (توبه: ۷۹؛ آل‌عمران: ۱۰۴). رسوخ فراگير آموزه‌هاي دين اسلام به زندگي فردي و اجتماعي و تبلور آن در رفتار جمعي، نيازمند بسترسازي و فرهنگ‌سازي مناسب است. قرآن مسئوليت‏هاى مسلمانان را در هدايت يكديگر، به‌ويژه آن دسته از افراد و نهادهايى كه مسئوليت رهبرى و تبليغ آرمان‏هاى اسلام را بر عهده دارند، خاطرنشان مى‏كند و با وجود عمومي بودن اين وظيفه، بايد گروهي به‌طور خاص، براي انجام اين مهم در جامعة اسلامي سامان‌دهي و تشكيل شوند (آل‌عمران: ۱۰۴). به‌نظر مي‌رسد امروزه رسانه‌هاي جمعي از چنين ظرفيتي برخوردارند. امروزه رسانه‌ها با تسهيل ارتباطات ديني در جامعة اسلامي، مناسب‌ترين وسيله براي امر به معروف و نهي از منكر به‌شمار مي‌روند.
    در هشت آيه از آيات قرآن كريم، امر به معروف و نهي از منكر به‌صورت پيوسته در كنار هم (آل‌عمران: ۱۰۴، ۱۱۰ و ۱۱۴؛ اعراف: ۱۵۷؛ توبه: ۷۱ و ۱۱۲؛ حج:۴۱؛ لقمان:۱۷) و در چند آية ديگر به‌طور جدا (نساء: ۱۱۴؛ نحل: ۹۰؛ عنكبوت: ۴۵؛ مائده: ۷۹) آمده است. طبق برخي آيات، وظيفة امر به معروف و نهي از منكر بر عهدة جماعتي از مؤمنان است (آل‌عمران: ۱۰۴ و ۱۱۰ و ۱۱۴). كاربرد اين اصطلاح در همة آيات، فقهي نيست؛ در مواردي مترادف با نيكوكاري و احسان است (از جمله، آيات ۱۷۸، ۲۲۹، ۲۳۶ سورة بقره) و در جايي به شيوة سخن گفتني كه شايسته زنان پيامبر است، اطلاق شده است (احزاب: ۳۲).
    در يك نگاه كلي، از موضوعات مرتبط با امر به معروف و نهي از منكر، مي‌توان به ايمان به خدا (آل‌عمران: ۱۱۰ و ۱۱۴)، اطاعت خدا و رسولش (توبه: ۷۱)، پاس‌داشت حدود الهي (توبه: ۱۱۲)، برپاداشتن نماز (توبه: ۷۱، ۱۱۲؛ حج: ۴۱؛ لقمان: ۱۷)، پرداخت زكات (توبه: ۷۱)، تلاوت آيات خدا (آل‌عمران: ۱۱۳)، دعوت به خير (همان: ۱۰۴)، شتاب در كار خير (همان: ۱۱۴) و صبر بر آنچه به انسان مي‌رسد (لقمان: ۱۷)، اشاره كرد كه البته همة اينها از مصاديق معروف نيز به‌شمار مي‌رود. امر به معروف و نهي از منكر هميشه يك‌طرفه نيست. مؤمنان در قبال يكديگر مسئوليت دارند. خداي متعال در آية ۷۹ سوره مائده مي‌فرمايد: بني‌اسرائيل به اين سبب كافر شدند و از رحمت خدا دور گشتند كه همديگر را از كارهاي زشت بازنمي‌داشتند (مائده ۷۸ و ۷۹). امر به معروف دشواري‌هايي دارد و ازاين‌رو، لقمان حكيم به پسرش توصيه مي‌كند كه در اين راه شكيبايي پيشه كند (لقمان: ۱۷). خداي متعال در آية ۱۱۴ آل‌عمران از آمران به معروف و ناهيان از منكر با عنوان صالحان ياد كرده است. پس امر به معروف و نهي از منكر با اصلاح در جامعه در ارتباط است. در آية ۱۱۴ سورة نساء نيز سخن از امر به معروف و اصلاح بين انسان‌هاست. كساني كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند نقش مصلحان را ايفا مي‌كنند (نساء: ۱۱۴). از آيات ۲۸ سورة اعراف، ۲۱ سورة نور و نيز ۶۷ و ۷۱ سورة توبه مي‌توان به اين برداشت رسيد كه در مقابل اين افراد، شياطين و منافقان قرار مي‌گيرند. كار شياطين و منافقان افساد در جامعه است كه از طريق امر به منكر و نهي از معروف و اشاعة فحشا صورت مي‌گيرد. آيات ۸ تا ۲۰ سورة بقره، كه در وصف منافقان آمده است، نشان مي‌دهد كه امر اصلاح و افساد در جامعه كاري بسيار ظريف و پيچيده است. ريشة اقدامات هر دو گروه (مؤمنان و منافقان) در خداشناسي و ايمان آنان قرار دارد (توبه: ۶۷ و ۷۱).
    علّامه طباطبائي در تفسير الميزان با اشاره به ترتيب اوصاف مؤمنان در آية ۱۱۲ سورة توبه، به اين نكته اشاره مي‌كنند كه اقدامات جمعي و اصلاحي مؤمنان از ايمان آنان نشأت مي‌گيرد (طباطبائي، ۱۳۷۴، ج۹، ص۵۴۰).
    در بيش از ۱۸ آيه، خداوند متعال به پيامبرش دستور مي‌دهد تا در مواجهه با مردم، به آنان بگويد: به او امر شده است بندة خدا باشد، فقط خدا را عبادت كند و شرك نورزد (نساء:۶۰؛ انعام: ۱۴و ۷۱ و163؛ مائده: ۷۲ و ۱۰۴ و ۱۵۹؛ اعراف:۱۲؛ يونس:۱۱۷؛ بينه:۵؛ توبه:۳۱؛ رعد: ۳۶؛ نمل:۹۱؛ زمر: ۱۱، ۱۲ و ۶۴؛ غافر: ۶۶ و شوري: ۱۵). ازاين‌رو، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه پيروان واقعي پيامبر اكرم كساني هستند كه مهم‌ترين ويژگي‌شان اين است كه بنده خدا هستند و ديگران را هم به بندگي خدا دعوت مي‌كنند. درواقع، ايماني كه با عمل همراه نباشد، ره به جايي نخواهد برد. «و خدا مثَل دو مرد را بيان مى‏كند كه يكى لال است و توان هيچ چيز ندارد و بارِ دوش مولاى خود است؛ هر جا كه او را بفرستد هيچ فايده‏اى حاصل نمى‏كند. آيا اين مرد با آن كس كه مردم را به عدل فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست مى‏رود، برابر است؟» (نحل: ۷۶‏). خداي متعال در اين آية شريفه، از ميان همة كارهاي خوبي كه يك مؤمن مي‌تواند انجام دهد فقط به عدالت‌گستري اشاره كرده است. گويا امر به معروف همان امر به عدالت باشد (ر.ك: آل‌عمران: ۲۲؛ كوك، ۱۳۸۶، ص ۷۰ و ۷۵). اين برداشت با آيات ديگر نيز تفسير مي‌شود كه هدف از ارسال رسل و انزال كتب را زمينه‌سازي براي بسط قسط و عدل در جهان بيان مي‌كند (حديد: ۲۵). در نتيجه، امر به معروف، امر به عدل و در حقيقت، امر به دين‌داري بوده و اين مهم‌ترين رسالتي است كه امروزه بر دوش رسانه در جامعة اسلامي گذاشته مي‌شود.
    پرسش تحقيق
    امروزه رسانه‌هاي جمعي قادرند بسياري از كاركردهايي را كه در گذشته بر عهدة چندين نهاد و سازمان اجتماعي گذاشته شده بود، به‌تنهايي عهده‌دار شوند. با توجه به جايگاه مهمي كه رسانه‌هاي جمعي در جهان امروز پيدا كرده و نقش اساسي كه در ترويج و يا تضيف فرهنگ ايفا مي‌كنند، دغدغه‌اي به‌وجود مي‌آيد مبني بر اينكه اين رسانه‌ها در مواجهه با آموزه‌هاي اسلامي، همچون امر به معروف و نهي از منكر چگونه عمل خواهند كرد؟ آيا اين رسانه‌ها از چنين ظرفيتي برخوردارند كه از آنها در جهت جامعه‌پذيري، كنترل و نظارت اجتماعي بهره گيرند؟ آيا سازمان رسانه‌اي مي‌تواند به‌مثابة «امت»، مسئوليت امر به معروف و نهي از منكر را بر عهده بگيرد؟ آيا امروزه مي‌توان سازمان رسانه‌اي را به‌مثابة امر به معروف و ناهي از منكر در جامعة اسلامي تلقي كرد؟ چنانچه پاسخ به اين پرسش مثبت باشد، آيا امر به معروف از طريق رسانه‌هاي جمعي با شكل سنتي (به‌صورت چهره به چهره و ميان‌فردي) آن متفاوت خواهد بود؟ اقتضائات رسانه‌اي چه تغييرات محتملي در اين‌گونه اقدامات به‌وجود خواهند آورد؟ اينها مجموعه سؤالات فرعي است كه مي‌توان براي سهولت پاسخ‌گويي به پرسش اصلي مطرح كرد (ر.ك: پاكتچي،۱۳۹۱، ص 24).
    روش تحقيق
    در اين پژوهش، با بهره‌گيري از روش «كيفي مقايسه‌اي نامتوازن پيوسته» سعي مي‌شود به پرسش‌هاي تحقيق پاسخ مناسب داده شود. در بعد اسلامي بحث، از معناشناسي و تحليل محتواي كيفي برخي از آيات قرآن و روايات نيز استفاده خواهد شد. توضيح آنكه در اين پژوهش، ضمن جست‌وجوي منابع اسلامي، نظري به آراء انديشمندان غربي نيز خواهيم شد (مقايسه‌اي). از يك‌سو، برخلاف مباحث اسلامي دربارة رسانه، به‌ويژه مسئلة اين پژوهش، نظريه‌هاي رايج هنجاري رسانه داراي سابقه‌اي طولاني و از پختگي و وضوح لازم برخوردار است، و از سوي ديگر، ميزان اطلاع ما از دو طرف مقايسه در يك سطح نيست؛ به‌رغم آنكه اطلاعات نسبتاً زيادي از نظريه‌هاي هنجاري رايج رسانه در منابع ارتباطي موجود است، اما هنوز آنچنان‌كه شايسته است، نمي‌توان ظرفيت رسانه‌اي شدن اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» را بازخواني كرد (نامتوازن) و در نهايت، هريك از نظريه‌هاي هنجاري و نيز اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» در مباني خاص خود، ريشه دارد (پيوسته).
    چارچوب نظري
    به‌نظر مي‌رسد در ميان نظريه‌هاي موجود، كه بتوان از ظرفيت آن به‌عنوان چارچوب نظري براي بحث استفاده كرد، نظريه‌هاي هنجاري رسانه مناسب‌تر از ديگر نظريه‌هاي ارتباطي است. اما چون رويكرد اين پژوهش جايگزين ساختن اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» با نظريه‌هاي هنجاري است، آية كريمة ۱۰۴ آل‌عمران به‌عنوان چارچوب نظري اين پژوهش انتخاب مي‌شود: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلىَ الخَيرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل‏عمران: 104)؛ و بايد از ميان شما، گروهي باشند كه مردم را به نيكي فراخوانند و آنان را به رفتار شايسته وادارند و از رفتار ناشايست بازدارند. اينانند كه نيك‌بخت خواهند شد (طباطبائي، 1374، ج ۳، ص ۵۶۸).
    در اين آية كريمه خداوند، از ضرورت شكل‌گيري گروهي براي دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر سخن مي‌گويد. اين گروه، كه از آن با نام «امت» ياد مي‌شود، تداوم نقش انبيا را بر عهده دارد؛ زيرا افزون بر نام‌گذاري با واژه‌هايي كه عيناً دربارة حضرت ابراهيم به‌كار رفته (نحل:120)، وظيفة آنان را همان وظيفة انبيا و اوليا، يعني دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر مي‌داند (ر.ك: احزاب: 46؛ احقاف:31ـ32؛ يوسف: 108؛ نحل: 125)؛ زيرا ساخت و بقاي جامعة ديني تنها با فرهنگ‌پذيري ديني(دعوت به خير) و جامعه‌پذيري ديني(امر به‌معروف) و نظارت اجتماعي ديني(نهي از منكر) ممكن است. قابليت رسانه‌هاي جمعي در انجام فرايندهاي سه‌گانة «فرهنگ‌پذيري» و «جامعه‌پذيري» و «نظارت اجتماعي» در همة نظريه‌هاي رسانه مورد اتفاق است. بر اين اساس، الگوي مطلوب ساختار و عملكرد نهاد رسانه در جهان اجتماعي قدسي، مبتني بر اصول راهبردي، ازجمله «امربه معروف و نهي از منكر» تعيين مي‌شود و مبناي نظري امر به معروف و نهي از منكر ريشه در ولايت مؤمنان بر همديگر دارد. قابل ذكر است كه جامعه‌پذيري نوعي فرايند كنش متقابل اجتماعي است كه در خلال آن، فرد هنجارها، ارزش‌ها و ديگر عناصر اجتماعي، فرهنگي و سياسي موجود در گروه يا محيط اطراف خود را فراگرفته، دروني كرده، آن را با شخصيت خود يگانه مي‌سازد (سليمي و داوري، 1385، ص 144). نيز به مجموع عوامل محسوس و نامحسوسي كه يك جامعه در جهت حفظ معيارهاي خود به كار مي‌برد و مجموع موانعي كه به قصد جلوگيري افراد از كج‌روي اجتماعي در راه آنان قرار مي‌دهد، «نظارت اجتماعي» گفته مي‌شود (ر.ك: ستوده، 1380).
    حضور مستمر دين در زندگي اجتماعي در قالب «فرهنگ»، مستلزم اعمال فرايندهاي «اجتماعي‌شدن» و «كنترل اجتماعي» ميان گروه مؤمنان است. دروني‌كردن فرهنگ ديني (ايمان) و ولايت (احساس پيوند) مؤمنان ازجمله، عوامل اصلي امر به معروف و نهي از منكر است (توبه: ۷۱).
    پيوند گروهي مؤمنان با محور اصل توحيد (اصل ولايت مؤمنان) ارزش مي‌يابد و هرقدر اين پيوند عميق‌تر شود اين ارزش متراكم‌تر مي‌گردد (ر.ك: حر عاملي، 1409ق، ج۱۶، ص۱۶۵، ح ۲۱۲۴۹).
    رسول اكرم يارگيري و پيوند با دوستان خدا و جدايي از دشمنان خدا را قابل اعتمادترين دستاويز ايمان معرفي كرده‌اند (همان، ص ۱۷۷، ح ۲۱۲۸۴). بنابراين، بايد گفت: هر عملي كه از انسان سر مي‌زند برخاسته از محبت او به همنوع خود است. ازاين‌رو، انسان‌ها براساس محبتشان تقسيم‌بندي مي‌شوند. از نگاه اسلامي، برخلاف مكتب‌هاي ديگر، انسان نه با خودش و در رابطه با خودش معنا مي‌شود و نه در رابطه با تاريخ هويت مي‌يابد، بلكه معناي وجودي و هويتش را از رابطة مستقيم با الله به‌دست مي‌آورد. محبت به الله تجلي توحيد است و انساني كه با خدا قطع رابطه كرده، كافر ناميده مي‌شود. جامعه‌اي كه بر مبناي اسلام ساخته مي‌شود، امت موحد است. خداي متعال در آية ۱۰۳ سورة آل‌عمران، مؤمنان را به اعتصام به «حبل الله» فراخوانده و از تفرقه برحذر داشته است (آل‌عمران: ۱۰۳)؛ يعني اعتصام به حبل الله بايد اتحاد مؤمنان را به‌دنبال داشته باشد (ر.ك: صديق اورعي، ۱۳۸۶، ص ۸۵ـ۱۵۰).
    دو سطح براي همنوايي در نظر گرفته شده است: پيروي از هنجارها و تأكيد بر ارزش‌ها و هنجارها و اعمال كنترل اجتماعي و تلاش براي همنوا ساختن ديگران با ارزش‌ها و هنجارها (ر.ك: حرعاملي، 1409ق، ج ۱۶، ص۱۶۵، ح ۲۱۲۱۵). در نگاه شهيد مطهري، امر به معروف و نهي از منكر با علاقة مؤمنان به سرنوشت يكديگر و محبت آنان به همديگر مرتبط است (مطهري، بي‌تا، ج‏3، ص، 264). مسلمان همواره بايد بداند كه عضو جامعة اسلامي است. جزئي از اين كل، جزء يك كل و عضو يك پيكر بودن، خواه ناخواه شرايط و حدودي ايجاب مي‌كند. غيرمسلمان عضو يك پيكر ديگر است (همان). تا وقتي دوستى و محبّت نباشد احساس ولايت و وداد ايماني در نهاد انسانى جوشش نمى‏كند. ازاين‌رو، در آية شريفه، با كيفيت خاصى، امر به معروف و نهى از منكر را به مسئلة «ولاء» ارتباط داده است(همان).
    آياتي از اين قبيل، كه ولاء اثباتى عام را ذكر مى‏كند، تنها ناظر به محبّت و وداد قلبى نيست؛ نوعى تعهّد و مسئوليّت براى مسلمانان در زمينة حسن روابط مسلمانان با يكديگر اثبات مى‏كند (همان). پيامبر اكرم در حديثي مشهور فرمودند: «داستان اهل ايمان در پيوند مهربانى و در عواطف متبادل ميان خودشان، داستان پيكر زنده است كه چو عضوى به درد آيد، ساير اعضا با تب و بى‏خوابى با او همراهى مى‏كنند (شيباني، 1406ق، ج۲، ص۱۵۵).
    خلاصه آنكه اولاً، ولايت مؤمنان بر همديگر مبناي تعامل آنها با يكديگر است. ثانياً، در شرايط امروز، كه شكل سنتي امر به معروف و نهي از منكر با دشواريي‌هايي مواجه است، رسانه‌هاي جمعي به‌مثابة يك «امت» (گروهي از مؤمنان) از ظرفيت بالايي براي تحقق اين اصل مهم دارند. 
    سازمان رسانه‌اي، به مثابة آمر به معروف و ناهي از منكر
    چگونگي انتشار هنجارها كه موضوع مطالعة «جامعه‌شناسي نظم»، «جامعه‌شناسي فرهنگ» و «جامعه‌شناسي ارتباطات» است، در جهان امروز با رسانه‌ها ارتباط تنگاتنگي دارد. با فاصله‌گرفتن تدريجي از اشكال اجتماعي سنتي، كه تونيس و كولي ـ به ترتيب ـ آن را «اجتماع» و «گروه ابتدايي» مي‌نامند، نظارت اجتماعي بيش از پيش از حالت فردي خارج شده و توجه به افكار عمومي در اين زمينه اهميت زيادي يافته است (كازنو، 1367، ص66). نظارت اجتماعي در گروه‌هاي كوچك، عاطفي، صميمي و كاملاً انساني و بسيار شديد است و مي‎توان گفت: هر فرد توسط چشم‌ها و گوش‌هاي ديگران حراست مي‌شود. اما در جوامع پيشرفتة كنوني، در گروه‌هاي بزرگ، يعني «جامعه» در نظرية تونيس و «گروه ثانوي» در نظرية كولي، كه روابط افراد خشك، خشن و سطحي است (معتمدنژاد، 1371، ص 4ـ150)، رسانه‌هاي جمعي به‌عنوان مهم‌ترين مجاري فرهنگ‌ساز، كه هدايت كلي فرهنگ جامعه را بر عهده دارند، نقش بي‌بديلي ايفا مي‌كنند (شرف‌الدين، ۱۳۸۸).
    صاحب وسائل‌الشيعه در باب «استحباب امر به معروف»، حديثي از امام صادق آورده كه طبق آن اقدام به امر به معروف دست‌كم داراي سه شرط است: رغبت، قدرت، و اذن. چنين نيست كه هر كه دوست داشته باشد بتواند معروف را براي مردم بشناساند؛ زيرا همگان بر اين امر قدرت ندارند و اگر هم قدرت داشته باشند، اذن چنين كاري ندارند. چنانچه كسي از هر سه ويژگي برخوردار باشد، سعادت در حق او و كار او تمام خواهد شد (نوري، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۳۴۸). رسانه‌هاي جمعي در جامعة اسلامي، زمينه‌هاي لازم براي برخورداري از اين سه ويژگي را دارند. از يك‌سو، رغبت به امر به معروف و نهي از منكر با فعاليت رسانه‌اي درهم آميخته است. اقدام به فعاليت رسانه‌اي در حقيقت، گام گذاشتن در مسير هدايت همه‌جانبة مخاطبان است. از سوي ديگر، در قدرت رسانه‌ها در اين زمينه، هيچ شك و شبهه‌اي وجود ندارد و چون جايگاه رسانه‌اي در جامعة اسلامي و شيعي (جامعه‌اي مثل ايران) در نسبت با ولايت فقيه تعريف مي‌شود در اين زمينه، مأذون خواهند بود.
    اقتضائات امر به معروف در اشكال سنتي با اقتضائات رسانه‌هاي جمعي تفاوت چشم‌گيري دارد كه برخي از آنها عبارت است از:
    الف. قدرت رسانه‌ها با توان افراد قابل مقايسه نيست؛ رسانه‌ها از قدرت زيادي براي انجام هر نوع عمل سياسي، فرهنگي و اجتماعي برخوردارند و طبيعي است كه «قدرت»، مقدمة مسئوليت و عامل حسن انجام آن است؛ مسئوليت تعهد است و تعهد زماني به انجام مي‌رسد كه انسان از توان لازم برخوردار باشد (حر عاملي، 1409ق، ج 16، ص 126).
    از امام صادق نقل شده است كه فرمودند: از پيامبر گرامي سوال شد: آيا امر به معروف و نهي از منكر بر همة امت واجب است؟ آن حضرت فرمودند: نه، بر كسي واجب است كه قوي و مطاع بوده و بر معروف و منكر آشنا باشد (كليني، ۱۴۰۷ق، ج‏5، ص60). حضرت در ادامه، به آية ۱۰۴ سورة آل‌عمران استناد مي‌كنند كه بايد «امتي» از مسلمانان دست به اين كار بزنند؛ همان‌گونه كه از قوم حضرت موسي هم «امتي» (اعراف: ۱۵۹) مردم را به‌سوي حق هدايت مي‌كردند (كليني، 1407ق، ج ‏9، ص495). رسانه‌هاي جمعي علاوه بر آنكه از چنين موقعيت و قدرتي برخوردارند، امروزه مصداق مناسبي براي «امت» به‌شمار مي‌روند. توضيح آنكه قرآن از يك‌سو، از مخاطبان فراگرد ارتباط جمعي داعيان وحي با عنوان «امت» ياد مي‌كند، و از سوي ديگر، گاه از خود داعيان وحي (يعني: حكمت، موعظه و جدال احسن ـ نحل:120) و گاه از استمراردهندگان نقش دعوت‌گري آنان با همين عنوان ياد مي‌كند (آل‌عمران: 104). ازاين‌رو، مي‌توان گفت: فرستنده و مخاطب در ارتباطات جمعي براساس رويكرد قرآني هر دو «امت» به‌شمار مي‌آيند.
    ب. رسانه‌ها در يك فضاي عمومي فعاليت مي‌كنند و علي‌الاصول، در دسترس همة اعضاي جامعه به‌صورت باز، داوطلبانه و كم‌هزينه قرار دارند و در مقايسه با ساير نهادها، هم برتعداد بيشتري اثر مي‌كنند و هم زمان بيشتري به خود اختصاص مي‌دهند. پس، از تأثيرات اولية مدرسه، والدين، دين و غير آن پيشي مي‌گيرند (مك‌كوايل، ۱۳۸۲، ص۸۲). همين امر مديريت آثار و پيامدهاي فعاليت رسانه‌اي را دشوارتر مي‌سازد. 
    ج. ميزان اثرگذاري فعاليت‌هاي رسانه‌اي تا حد زيادي با مديريت پيام مرتبط است. رسانه‌ها مي‌توانند با عمل به اين فريضة الهي مهم، در اين زمينه فرهنگ‌سازي و فضاسازي كنند. تلاش رسانه‌ها براي فرهنگ‌سازي به‌منظور عمل به اين فريضه، در ارتباطات ميان‌فردي مخاطبان نيز مؤثر است. در حقيقت، رسانه‌ها با فرهنگ‌سازي مناسب، از رفتارهاي درست مؤمنان در جامعة اسلامي پشتيباني مي‌كنند. علاوه بر آن، رسانه مي‌تواند با برنامه‌هاي خود، جلوي شيوع منكر در جامعه را بگيرد و حتي هزينه‌هاي امر به معروف و نهي از منكر را پايين بياورد. 
    د. تفاوت ديگر و مهم ميان ارتباطات ميان‌فردي و ارتباطات رسانه‌اي اين است كه در بعد رسانه‌اي خطر جاني براي امر به معروف و ناهي از منكر ممكن است به شكل سنتي موجود نباشد؛ به اين معنا كه تهديدها ممكن است متوجه شخص خاصي نباشد؛ هرچند احتمال فشارهاي سياسي و اجتماعي از سوي كساني كه با كار رسانه‌اي منافعشان به‌خطر مي‌افتد دور از انتظار نيست. البته خطر جاني هميشه ساقط‌كنندة تكليف نيست (موسوي خميني، ۱۳۸۲، ج1، ص434، مسئلة 6). همان‌گونه كه شخصيت‌هاي زيادي در تاريخ اسلام، جان خود را به‌خاطر مصالح بزرگ‌تر تقديم كرده‌اند كه در رأس آنها، امام حسين قرار دارند.
    با لحاظ همة اين ويژگي‌ها، چنانچه سازمان رسانه را در جامعة اسلامي به‌مثابة امر به معروف و ناهي از منكر تلقي كنيم، انتظارات ذيل را از آن خواهيم داشت:
    محتوا به‌مثابة معروف
    كاركرد رسانه‌ها در جهان امروز وحدت بخشيدن و اجتماعي كردن است، اما نه به اين علت كه ساير نهادها شكست خورده‌اند (مك‌كورمك، ۱۹۶۱، ص 134). به‌نظر مك‌كورمك، تجارب زندگي در جامعة امروزي و متحول الزاماً گوناگون است و «كاركرد خاص رسانه‌هاي جمعي ارائة يك جمع‌بندي از تجربيات و نوعي آگاهي به كل صنايع و جامعه است كه به جنبه‌هاي خاص واقعيت هم توجه داشته باشند. اين استدلال جايي براي محتواي رسانه‌ها نيز باز مي‌كند (مك‌كوايل، 1388، ص۱۳۴).
    مشهودترين و در دسترس‌ترين گواه فعاليت رسانه‌هاي جمعي، آثاري است كه توسط آنها توليد و پخش مي‌شود (همان، ص ۲۴۹). مك‌كوايل محتواي رسانه‌ها را همچون گواه ارتباط‌ساز و سازمان او مي‌داند. ازآن‌روكه محتواي رسانه‌ها توسط افراد يا گروه‌هاي معين توليد يا انتخاب مي‌شود، اين تصور معقول به نظر مي‌رسد كه اين محتوا از نيات، نگرش‌ها و فرضياتي كه آنها دربارة مخاطبان دارند، آكنده باشند. (همان).
    چنانچه جايگاه سازمان رسانه‌اي در جامعة اسلامي را به‌مثابه امر به معروف و ناهي از منكر تلقي كنيم، محتواي پيام نيز بايد از سنخ معروف باشد. 
    با استفاده از معناشناسي دانش واژة «معروف» در قرآن و بررسي آن در برخي روايات و نيز منابع لغت، در تعريف واژة مزبور به اين نتيجه مي‌رسيم كه «معروف» و «منكر» دو مفهوم متقابل، به‌معناي «شناخته‌شده» و «ناشناخته» مي‌باشند (راغب، ۱۴۱۴ق، ج‏۲، ص۵۸۴، مادة «عرف»). اين اصطلاح در اصل، مربوط به فرهنگ قبيله‌اي است و قرآن كريم مفهوم آن را متحول كرده است. روب نلوي در كتاب ساختار اجتماعي اسلام معتقد است: همة جوامع قبيله‌اي در مرحله‌اي از تمدن، هم‌سطح و هم‌سان با مرحله‌اي كه قبايل عرب جاهل در آن قرار داشته‌اند، همانند آنها شناخته شده، معلوم و آشنا را خوب، و غريب و بيگانه و ناآشنا را بد و شر مي‌شمارند (ايزوتسو، ۱۳۷۸). حاصل بررسي منابع لغت و تفسير اين است كه معروف و منكر جزئي از دو مفهوم وسيع‌تر نيك و بد (خير و شر) به‌عنوان زيربخشي از مفاهيم اخلاقي ـ ديني در فرهنگ اسلامي هستند (آشنا، ۱۳۸۷، ص۱۱۹). امروزه كارهايي كه نيكي يا زشتي آنها توسط عقل يا شرع شناخته شده باشند ـ به‌ترتيب ـ «معروف» و «منكر» ناميده مي‌شوند (موسوي خميني، ۱۳۸۲، ج۱، ص۳۹۷).
    به هرحال، «معروف» مي‌تواند ريشه در فطرت، عقل و دين داشته باشد و در نگاهي ديگر ـ البته با كمي تسامح ـ ارتباط جانشيني با «عدالت» نيز دارد. بدين‌روي، امر به آنچه فطري، معقول، عادلانه و ديني باشد، در حقيقت، امر به معروف است. اما چون ممكن است غبار غفلت و جهل بر روي فطرت و عقل نشسته باشد، تشخيص مصاديق امور فطري و عقلانيت و عدالت در حيات اجتماعي به كمك دين (شامل، عقايد، اخلاق و احكام) ميسر مي‌گردد. درواقع، از نظر مصداق، نسبت ميان معروف و دين، نسبت «اين‌هماني» است. همان‌گونه كه نسبت ميان دين و فطرت نسبت اجمال و تفصيل است. دين همان بسط فطرت است. «‌فطرت» را به‌معناي «خلقت هدايت‌يافته» دانسته‌اند؛ نوعي وجود و معنا يا نوعي وجود و شهود (معرفت وجودي يا علم حضوري) كه بايد گشوده و ابراز شود. اين شهود از ابداع، اختراع و ابتدا به‌وجود مي‌آيد (طه: 50)؛ يعني خداوند هرچه را كه خلق كرده، هدايتش را هم عطا كرده و اين همان «فطرت» يا «خلقت هدايت‌يافته» است (زخرف: 27). پس فطرت يك خلقت هدايت‌يافتة تكويني است كه زمينه‌ساز هدايت آينده خواهد بود (روم: 30). بر اين مبنا، «معارف قرآن، معارفي فطري و تنها نيازمند تذكر و توجه است».
    پيام‌هاي فطري جذابيت ذاتي دارند و پذيرش آنها براي كساني كه دلشان هنوز زنگار نگرفته، مطلوب و آسان است (روم: 30). به‌همين علت، اديان الهي براساس فطرت بنا نهاده شده و مخاطب اديان الهي همواره فطرت پاك انسان‌هاست (نور: 1). ازاين‌رو، توجه دادن مؤمنان به امور ديني، خود در شكل استعلايي، معناي امر به معروف و نهي از منكر است. 
    بنابراين، مطلوبيت محتواي ارتباطات رسانه‌اي در جامعة اسلامي با ميزان انطباق آن با دين پيوند دارد. مخاطب سازمان رسانه‌اي در جايگاه آمر به معروف و ناهي از منكر، مؤمنان به اسلام هستند. البته وظيفة نهاد رسانه در جامعة اسلامي، تنها در امر به معروف و نهي از منكر خلاصه نمي‌شود، دعوت به اسلام (خير) نيز از وظايف مهمي است كه در اصل دعوت به تفصيل از آن بحث شد.
    اگر قرآن كريم را يك رسانة تمام‌عيار تلقي كنيم، مي‌توانيم ويژگي‌هاي آن را به رسانه‌هاي امروزي هم تعميم دهيم. اساساً معياري براي الگوي رسانة مطلوب جز قرآن كريم وجود ندارد. يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي محتوايي قرآن كريم اين است كه آموزه‌هاي آن، مطابق فطرت مشترك انسان‌هاست (روم: 30). انسان داراي فطرتي است كه او را به سوي رفع نواقص و تأمين نيازهايش هدايت مي‌كند اين فطرت ويژه، انسان را در زندگي به‌سوي سنتي خاص و راهي معين، با غايتي مشخص هدايت مي‌كند و انسان نمي‌تواند راهي جز آن بپيمايد. اصول فطري هميشگي و ثابت است و با تغيير دوره‌هاي تمدن انساني متغير نمي‌شود. تشريع اسلام با تكوين انسان هماهنگ است (شاطبي، 1418ق، ص ۷۸ـ۷۹). اين مطلب مي‌تواند در پذيرش آن توسط افراد، نقش مثبتي ايفا كند. انسان در نهاد خود، با امور فطري، مأنوس و آميخته است. امور فطري مهم بوده و براي مخاطبان آشنا و شناخته‌شده است. آشنايي با هر موضوع، علاوه بر جلب توجه بيشتر به آن، مخاطب را تشويق مي‌كند كه به موضوع اهميت بدهد. همچنين مي‌تواند موجب افزايش احساس درگيري در مخاطب نسبت به آن موضوع شود (بنوا و بنوا، 1390، ص 196).
    در آيات متعددى، از قرآن با عنوان «ذِكر» ياد شده است. حتى خود پيامبر اكرم نيز با عنوان «مذكّر» خطاب شده‌اند. در آية 21 سورة غاشيه، خداوند پيامبر اكرم را خطاب كرده، مى‌فرمايد: «يادآورى كن كه تو فقط يادآورى‌كننده هستى» (غاشيه:۲۱). اين خطاب قرآن به پيامبر اين معنا را القا مى‌كند كه گويى انسان‌ها چيزهايى را در بدو تولد و پيش از آن مى‌دانسته و با آنها متولد شده‌اند، آنچنان‌كه با تذكر و به‌واسطة وحى، آنها را به ياد مى‌آورند. 
    اسلام ديني است كه علاوه بر نيازهاي دنيوي، به حيات اخروي افراد نيز توجه دارد، بلكه حيات اخروي را ترجيح نيز مي‌دهد. قرآن كريم، خود را «تبيان» (نحل: 64) و «تفصيل هر چيزي» معرفي مي‌نمايد (يونس: 37). قرآن كريم پيام‌آور رحمت و هدايت است (نساء: 113؛ نمل: 77). خداوند متعال آموزه‌هاي انبيا را موجب حيات افراد معرفي مي‌كند (انفال: 24). يكي ديگر از موارد مهمي كه قرآن كريم متذكر مي‌شود اين است كه آموزه‌هاي آن، مردم را از تاريكي‌ها به‌سوي نور خارج مي‌كند (ابراهيم: 1). قوانين و اصول اسلام پس از گذشت قرون متمادي از عصر نزول قرآن كريم نيز به‌طور كامل پاسخ‌گوي نيازهاي انسان كنوني است؛ زيرا اين قواعد براساس اصول فطري و مطابق سعادت واقعي بشر است (طباطبائي، 1374، ج 4، ص 120).
    ميزان توجه رسانه‌ها در جامعة اسلامي به امور فطري، كه امروزه در دين اسلام تجلي پيدا مي‌كند، و همسويي‌شان با آن علاوه بر اينكه جاذبة آنها را براي مخاطبان بيشتر مي‌كند، سبب خواهد شد مسئوليت خود در قبال خداي متعال را نيز به جا آورند. 
    2. امر به معروف؛ نظريه‌اي رقيب براي نظريه‌هاي هنجاري رسانه
    جوامع بشري با اهداف معيني به‌تدريج، شكل مي‌گيرند. اين اهداف در حقيقت، همان اغراضي است كه انسان‌ها آگاهانه يا ناآگاهانه در پي آن هستند. تعيين غايات نيز به نوع جهان‌بيني مربوط مي‌شود و چون دو نوع نگرش درباره نظام هستي وجود دارد، به‌تبع آن، دو نوع هدف در جامعه مطرح مي‌شود و بر همين اساس، شاكله و ساختار جوامع به دو جامعة الهي و الحادي بخش‌پذير است (جوادي آملي، 1387، ص 79). با توجه به اهداف و غايات خاص جامعة الهي و اعضاي آن و انتظارت متفاوت آنان از نهادهاي جامعه، ازجمله نهاد رسانه مي‌توان اين پرسش را مطرح نمود كه نقش و وظايف نهاد رسانه در جامعة اسلامي چيست؟ در حقيقت، اين پرسش، پرسش از الگوي مطلوب هدايت ساختار و عملكرد رسانه براساس الگوي كلان ارتباطي جامعة اسلامي است. اين الگوي كلان ارتباطي، ارتباطات انسان با خدا، طبيعت و انسان‌هاي ديگر را تنظيم مي‌كند. به‌عبارت ديگر، پرسش مذكور در حقيقت، سؤال از نظام عقيدتي و ارزشي حاكم بر رسانه است. رسانه به‌عنوان تسهيل‌كننده و شكل‌دهندة ارتباط، هنجارهاي حاكم بر خود را از نوع تلقي جامعه و نخبگان به خدا، انسان، جامعه و طبيعت اخذ مي‌كند. نظام معنايي حاكم بر رسانه مبتني بر مباني هستي‌شناختي، انسان‌شناختي و معرفت‌شناختي است و ارزش‌شناختي حاكم بر جامعه نقش و وظايف ويژة آن را مشخص مي‌كند. 
    نظرية هنجاري رسانه به اين موضوع مي‌پردازد كه «رسانه بايد يا انتظار مي‌رود كه چگونه باشد؟» (مك‌كوايل، ۱۳۸8، ص۱۶۰) نظريه‌هاي هنجاري چارچوب عمل و بايدها و نبايدهاي رسانه‌ها را مشخص مي‌كنند. خلأ ناشي از وجود نظرية هنجاري مناسب براي رسانه در جمهوري اسلامي ايران از يك‌سو، و تعليم نظريه‌هاي هنجاري چهارگانة «سيبرت» از سوي ديگر، سبب شده است هم ارزيابي‌ها و هم انتظارات از رسانه در جوامع اسلامي نيز با توجه به نظريه‌هاي موجود صورت گيرد. اين در حالي است كه به‌دليل بي‌بديل بودن انقلاب اسلامي ايران و شكل‌گيري نظامي مبتني بر ولايت فقيه، انتظار مي‌رود پيامدهاي اين انقلاب و نظام ولايت فقيه در همة نهادهاي اجتماعي، به‌ويژه نهادهايي از سنخ رسانه، كه از ظرفيت كاركردي فرهنگي و تعليم و تربيتي بالايي برخوردارند، مشهودتر باشد. به‌نظر مي‌رسد اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» را مي‌توان جايگزين مناسبي براي نظريه‌هاي هنجاري رسانه تلقي كرد. اين اصل علاوه بر آنكه از همة ظرفيت‌هاي مثبت نظريه‌هاي موجود برخوردار است، خلأهاي موجود در آنها را پر مي‌كند.
    رسانة آمر به معروف و ناهي از منكر نه مانند «رسانه‌هاي اقتداگرا» ابزاري در خدمت دولت‌هاي مستبد يا منافع طبقات حاكم، و نه مانند رسانه‌هاي شوروي (سابق) وسيله‌اي براي پيشبرد اهداف حزبي و طبقة كارگر است و چون چارچوبي براي فعاليت اصحاب رسانه قايل است و فردگرايي مطلقِ فارغ از هر نوع سلطه و نظارت را برنمي‌تابد، با نظرية «مطبوعات آزاد» يا «نظرية آزادي‌خواهي» تفاوت اساسي دارد. انگيزه‌هاي پيشبرد نظرية «آزادي‌خواهي» گاه به اظهار مخالفت با استعمار، گاه سوپاپ اطمينان براي نارضايتي، گاه ناظر به آزادي مذهبي، گاهي دفاعي در مقابل حكومت ظالم، و گاهي همچون هدفي براي خود بوده و برخي آن را ابزار رسيدن به حقيقت دانسته‌اند. گروهي نيز آن را بخشي از آزادي تجارت به‌شمار مي‌آورند. طبق اين نظريه، پيشرفت جامعه به انتخاب راه‌حل‌هاي «درست» به‌جاي راه‌حل‌هاي «غلط» بستگي دارد و با قرارگرفتن در معرض ديدگاه‌هاي گوناگون، مي‌توان به نزديك‌ترين تقريب از حقيقت دست يافت (مك‌كوايل، ۱۳۸۸، ص۱۶۶).
    اين نظريه فاصلة زيادي با عمل دارد. حتي دانشمندان غربي نيز معترفند كه در عمل، اعمال آزادي مطبوعات چندان آسان نيست. اين مسئله كه «آيا اين آزادي هدفي براي خود است؟ ابزاري براي هدفي است؟ يا حقي مطلق است؟» هنوز هم حل نشده و از زمان ميلتون تاكنون، همواره كساني بوده‌اند كه بگويند: اگر از آزادي سوءاستفاده شود تا حدي كه اخلاقيات نيكو و اقتدار دولت را تهديد كند، بايد جلوي آن را گرفت. به نظر پول (۱۹۷۳)، «هيچ ملتي به‌طور نامحدود آزادي مطبوعات را، كه در خدمت تقسيم مردم كشور و جاري ساختن سيل انتقاد به‌سوي دولتي است كه آزادانه انتخاب شده، تحمل نمي‌كند» (مك‌كوايل، 1388، ص۱۶۶).
    نظرية «رسانه‌هاي توسعه‌بخش» نيز به‌دليل تأكيد بيش از حد بر توسعة اقتصادي و غفلت از اهميت بالاي فرهنگ، عملا بر توسعه يك‌بعدي اهتمام مي‌ورزد. در حقيقت، آنچه فعاليت رسانه‌ها را مديريت و محدود مي‌كند اولويت‌هاي اقتصادي و نيازهاي مادي است (همان، ص۱۷۶). 
    نظرية «مسئوليت اجتماعي» شكل منطقي‌شدة نظرية «آزادي‌گرا» است و عقيده دارد: هر كس حرف مهمي براي گفتن دارد بايد تريبون آزادي در اختيار داشته باشد. نظرية «مسئوليت اجتماعي» به اين علت ظهور كرد كه از ديدگاه صاحب‌نظرانِ اين نظريه، بازار آزاد قادر به انجام وعده‌هايشان دربارة آزادي مطبوعات و رساندن نفع موردانتظار به جامعه نبود. علاوه بر آنكه پيشرفت‌هاي فناوران ميزان دست‌رسي افراد را كاهش و قدرت يك طبقة خاص را افزايش داده، ظهور رسانه‌هاي جديد و قدرتمند راديو و تلويزيون نياز به نوعي نظارت عمومي را كاملاً عيان ساخته است. نظرية «مسئوليت اجتماعي» بايد استقلال را با تعهد نسبت به جامعه بياميزد و مباني اصلي‌اش عبارت است از اين فرض كه رسانه‌ها وظايفي اساسي در جامعه بر عهده دارند. طبق اين نظريه، مالكيت و سلطة رسانه‌ها نوعي خدمت به عموم مردم تلقي مي‌شود، نه كوششي خصوصي (همان، ص۱۶۸).
    اين نظريه پذيرفتن تعهدات در قبال جامعه، عمل براساس استاندارهاي بالا يا حرفه‌اي، عمل در چارچوب قانون، جلوگيري از هرچه كه جرم و خشونت و بي‌نظمي احتمالي و يا تهاجم به گروه‌هاي اقليت را سبب شود، بازتاب گونه‌گوني‌هاي موجود در جوامع، و پاسخ‌گو بودن اصحاب رسانه در مقابل جامعه، كارفرمايان و بازار را از اصول حاكم بر رسانه‌ها برمي‌شمرد (ر.ك: همان، ص۱۷۱). نكتة مهم اما قابل تأملي كه در اين نظريه وجود دارد، تأكيد بسيار آن بر فعاليت حرفه‌اي اصحاب رسانه است؛ گو اينكه فعاليت حرفه‌اي سلامت كار رسانه‌هاست. 
    اين نظريه در مقايسه با نظريه‌هاي ديگر، ظرفيت نسبتاً مناسبي براي نزديك شدن به نظرية «امر به معروف» و «نهي از منكر» دارد. بدين‌سان، مي‌توان اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» را با تسامح بسيار در تناظر با نظرية «مسئوليت اجتماعي» مطرح كرد.
    به‌نظر مي‌رسد از ميان نظريه‌هاي هنجاري مطرح در نظريه‌هاي ارتباطات، تنها نظريه‌اي كه البته پس از بازسازي و اعمال تغييرات لازم، سازگاري بيشتري با نظريه هنجاري اسلامي دارد، نظريه موسوم به «مسئوليت اجتماعي» است. يكي از اصلاحيه‌هاي مهم آن، اين است كه مفهوم مسئوليت در بينش توحيدي، فقط در مقابل خدا اصالت دارد. ما يك مسئوليت واقعي بيشتر نداريم، آن هم در مقابل خداست. اين امر برخاسته از جهان‌بيني اسلام است. حقيقت مسئوليت در مقابل خداست. ديگر مسئوليت‌ها در شعاع مسئوليت خدا شكل مي‌گيرد(مصباح، 1388، ص182). بي‌شك، تعهد و مسئوليت ارباب رسانه و پيام‌آفرينان در مقابل خداوند، يكي از مؤلفه‌هاي كليدي هر نوع الگوي هنجاري داراي مباني ديني است» (شرف‌الدين، ۱۳90).
    حساسيت زياد اسلام دربارة موضوعات فكري، تربيتي و اخلاقي و نقش مهم رسانه در فرهنگ‌سازي، جامعه‌پذيري و تصرف‌هاي گسترده و عميق آن در دنياي ذهني و رواني مخاطبان توده‌اي، ضرورت سامان‌يابي در چارچوب يك الگوي هنجاري متناسب و دستورالعمل‌هاي رفتاري هدايت‌گر را صدچندان مي‌كند. به بيان يكي از انديشمندان معاصر: در فرهنگ اسلامي، ويروس‌هاي فكري به مراتب خطرناك‌تر و جدي‌تر از آفات و بيماري‌هاي جسماني تلقي مي‌شوند. ضررها و آسيب‌هايي كه ميكروب‌ها و ويروس‌هاي فكري مي‌توانند وارد كنند به‌مراتب، خطرناك‌تر، مهلك‌تر و جدي‌تر از آسيب‌هاي [ناشي از] عوامل بيماري‌زاي جسماني است... آيا ويروس و ميكروبي كه زندگي پنجاه سالة انسان را به‌مخاطره مي‌اندازد، خطرناك‌تر است يا عقيده و انديشه‌اي كه موجب تباه شدن زندگي هزاران ميليون سالي و ابدي انسان مي‌گردد؟ (مصباح، ۱۳۸۸، ج1، ص338).
    از رسانه به‌عنوان يك نهاد ارتباطي و يك سازمان فرهنگي اجتماعيِ فعال در گستره نظام اجتماعي، به اعتبار شأن سازماني، موقعيت ساختي و نقش و وظيفه حرفه‌اي خويش، انتظار مي‌رود به‌عنوان بخش انفكاك‌ناپذيري از ساختار كلان جامعه، ضمن درون‌ريزي و انعكاس اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در تاروپود خود، در مسير گسترش و تعميق آن به ساير عرصه‌ها نيز نظام اسلامي را مساعدت كند. طراحي و تدوين الگوهاي هنجاري خرد و كلان مبتني بر مباني نظري خاص و متناسب با اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، گامي اساسي در جهت سامان‌يابي حركت طبيعي رسانة ملي در مسير تبديل شدن به يك رسانه ديني است (شرف‌الدين، ۱۳۹۰).
    مراد از «الگو يا نظرية هنجاري» آن دسته‌اي از نظرياتي است كه متضمن بايدها و نبايدها و غالباً برگرفته از اقتضائات سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مذهبي، نظام‌هاي هنجاري كلان، عرف و شيوه‌هاي قومي رايج در جامعه و الزامات و انتظارات معطوف به نحوة عمل رسانه جمعي است و ارتباط رسانه به‌عنوان يك نهاد اجتماعي را با نهاد سياست، اقتصاد، دين، تعليم و تربيت و به‌طور كلي، جامعه و فرهنگ در شبكه‌اي از تعاملات به‌هم‌پيوسته تعيين مي‌كنند. از نگاه برخي نويسندگان، نظريات هنجاري به اين امر مي‌پردازند كه اگر فقط يك دستة مشخص از ارزش‌ها بايد مدنظر قرار گيرد در آن صورت، رسانه‌ها چگونه بايد عمل كنند؟ چنين نظريه‌هايي شرايط يا اهدافي را در زمينة عملكرد رسانه‌ها مطرح مي‌كنند و لاجرم انتظارات مشخصي هم از آنها مطرح مي‌شود. نظريه‌هاي هنجاري غالباً در لابه‌لاي قوانين، قواعد و مقررات هر جامعه‌اي عرضه مي‌شوند (شرف‌الدين، 1390، به نقل از كوين 1386، ص 20).
    در باب نقد نظرية «مسئوليت اجتماعي» رايج در نظريه‌هاي هنجاري، مي‌توان گفت: «رسيدن به معرفت اخلاقي براي بشر بدون استعانت از دين ميسر نيست و حتي اگر اين موضوع ممكن باشد در عالم واقع، بشر بدون هدايت دين قادر به كسب آن نخواهد بود زيرا نيكي و بدي در طول ارادة خداوند است و اين معنا دربارة نيكي‌ها ساطع و صادر شده از ذات ربوبي است. حال اگر جامعه‌اي از چنين دامنه گسترده ارزشي فاصله بگيرد و از جمع بين عقل و وحي، تنها به عقل و خردگرايي اكتفا كند كه مرتبة نازلي از مراتب عميق و والاي عقل به‌شمار مي‌رود، نتيجه‌اي جز ابهام و سردرگمي در بيان ارزش‌ها نخواهد داشت. 
    اين معنا در نظرية «مسئوليت اجتماعي»، مانند ساير نظريات هنجاري به روشني قابل درك است. دوري از مفاهيم و معاني ديني و فاصله گرفتن از دين به‌عنوان منبع ارزش‌هاي اخلاقي، در اصول و شاخص‌هاي نظرية «مسئوليت اجتماعي» بروز يافته و خود مهم‌ترين دليل در بيان چرايي ابهام در «مسئوليت اجتماعي» است. اين نسبي بودن و تعاريف گوناگون از «مسئوليت» در غرب، به علت جدايي از دين و آموزه‌هاي ديني، سبب شده است تا اين نظريه ضمانت اجرايي و عملياتي خود را از دست بدهد (براثر، 1998، ص 100ـ111).
    اسلام نه‌تنها توجه به بعد اجتماعي انسان را در طول عبادت قرار داده، بلكه در بين عبادات نيز جايگاه برخي شاخص‌هاي اجتماعي را برجسته ساخته است. اين مهم دربارة دو فريضة «امر به معروف» و «نهي از منكر» جايگاهي ويژه مي‌يابد؛ چنان‌كه اميرالمؤمنين مي‌فرمايند: «همة كارهاي خوب و حتي جهاد در راه خدا، در كنار امر به معروف و نهي از منكر همچون قطره‌اي بر درياي مواج و پهناور است» (نهج‌البلاغه، ح ۳۷۴)
    امام خميني در اين زمينه اين‌گونه تذكر مي‌دهند:
    مجله مسئوليتي بزرگ دارد؛ هم پيش خداي تبارك و تعالي، هم پيش مردم. ممكن است اينها مملكتي را به تباهي بكشانند. اگر كوشش نكنند در اينكه اصلاح كنند، و اگر آنكه مي‌نويسد از روي صلاحديد و مباني غيرنفساني و رسوا نكردن مسلمانان و اين‌طور مسائل باشد، مجله مفيد خواهد بود (موسوي خميني، 1382، ج14، ص384).
    به‌بيان يكي از نويسندگان، در يك جامعة اسلامي، رسانه مي‌تواند بهترين ابزار براي امر به معروف و نهي از منكر باشد؛ زيرا با استفاده از قابليت‌هاي خود، مي‌تواند معروف را بسازد، به‌تصوير بكشد، معروف كند و حتي امر به آن را نيز انجام دهد؛ يعني هر دو نقش «ساخته‌شدن» و «مشهور‌شدن» و همچنين نقش اِعمال كنترل غيررسمي را در كنار هم ايفا كند. با اين نگاه، فعاليت كردن در رسانه يك جامعة اسلامي‌، يك واجب كفايي محسوب مي‌شود. رسانة اسلامي در آگاهي‌بخشي و علم‌آموزي بايد تمامي ضوابط ديني و اخلاقي ميان معلم و متعلم را رعايت كند. بدين‌روي، در چنين رسانه‌اي، علاوه بر برخورداري از آموزش برخي مسائل، بايد به مواردي كه در جامعة اسلامي بر آموزش آنها تأكيد شده است ـ مانند دانستن احكام شرعي موردنياز ـ بيش از پيش توجه شود. 
    با توجه به مباحث ارائه‌شده، مي‌توان گفت: رسانه‌هاي اسلامي در مقايسه با ديگر رسانه‌ها، كاركردهايي مشابه با مبنايي متفاوت دارند؛ بدين معنا كه در رسانه‌هاي اسلامي، مبناي تمامي كاركردها ديني است. اگر دين را به‌معناي «راه و رسم زندگي» بدانيم، هيچ امري خارج از دين، معنا ندارد. بدين صورت، هم نيازهاي تخصصي مخاطبان و هم نيازهاي عمومي آنها در قالب شادي، غم، داستان، مجموعة تلويزيوني و مانند آن پاسخ داده مي‌شود. علاوه بر آن، نبايد فراموش كرد به‌دليل فطري بودن اصل دين، هيچ مفهوم والاي انساني خارج از دايرة دين قرار نمي‌گيرد. بنابراين، تمام آنچه حول ارزش‌هاي انساني از رسانه پخش مي‌شود، همه ديني است و با اين نگاه، تفكيك برنامه ديني و غيرديني معنايي ندارد. تفاوت اصلي رسانة ديني با ديگر رسانه‌ها در اين است كه رسانة ديني، در اساس، با هدف‌گذاري و هنجار‌هاي حاكم بر رسانه تعريف مي‌شود. رسانة ديني، رسانه‌اي كه به‌طور مشخص و تخصصي به‌مسائل ديني مي‌پردازد، خود را در مقابل خداوند مسئول مي‌داند، نه در مقابل آگهي‌دهندگان، مشتريان يا دولت. چنين رسانه‌اي حتي براي جذب مخاطب هم در جهت رضايت خداوند عمل مي‌كند. بنابراين، مهم‌ترين ويژگي يك رسانة ديني اين است كه گردانندگان اين رسانه بالذات، خود را در مقابل خداوند مسئول مي‌بينند و رساندن پيام‌هاي او را به‌عنوان يك پيامبر و پيام‌آور، وظيفة خود مي‌دانند (آشنا، ۱۳۸۹، ص108-109).
    در حقيقت، اصلاحية ديگر بر نظرية «مسئوليت اجتماعي» اين است كه صرفاً عملِ براساس اخلاق حرفه‌اي در يك جامعة اسلامي، نمي‌تواند ضامن درستي عملكرد اصحاب رسانه باشد. تجربه نشان مي‌دهد كه حتي در جوامع ليبرال نيز منافع عموم فداي علايق اقتصادي و مادي مالكان رسانه‌ها مي‌گردد. در نگاه اسلامي، پيام‌آفرين رسانه نه صرفاً شاغل، كه مي‌تواند مربي باشد. همچنان‌كه مخاطب نيز نه مشتري و نه ارباب رجوع، بلكه متربي است و بنابراين، مسئوليت دارد؛ مسئوليت در قبال خدا، دين، نظام اسلامي و مردم.
    بايسته‌هاي نظرية هنجاري «امر به معروف و نهي از منكر براي رسانه‌ها» در جامعة اسلامي
    مسئوليت امر به معروف بر عهدة كسي است كه شناخت كافي از «معروف» و «منكر» داشته باشد. شناخت كافي از معروف و منكر و وقوف بر وظايف مقتضي، اولين شرط امر به معروف و نهي از منكر است. اگر كسي «معروف» و «منكر» را نشناسد، نمي‌تواند ديگران را به انجام كاري امر و يا از آن بازدارد.
    رسانه‌هاي جمعي همچنان‌كه ظرفيت بي‌بديلي براي فرهنگ‌سازي در زمينة گسترش امر به معروف و نهي از منكر دارند، درصورتي‌كه شناخت كافي از معروف و منكر و وظايف خود در موقعيت‌هاي گوناگون نداشته باشند ممكن است به‌طور ناخواسته، معروف را به منكر و منكر را به معروف تبديل كنند. بنابراين، استفاده از قدرت و ظرفيت رسانه‌هاي جمعي براي ارشاد مخاطبان و تعالي اجتماعي همچون شمشير دولبه است؛ گاهي ممكن است در اثر بي‌تدبيري دستة خود را هم ببرد. چنانچه يكي از وظايف رسانه‌هاي جمعي را هدايت‌گري بدانيم بايد فهم درستي از معنا و مفهوم «هدايت» وجود داشته باشد.
    هدف در صدا و سيماي جمهوري اسلامي» تأثيرگذاشتن بر روي انسان‌ها و كشاندن آنها به سمت آن انساني است كه اسلام و بينش انقلاب اسلامي مي‌خواهد آن انسان را بسازد... راديو و تلويزيون اصلاً براي ساختن انسان، باب اسلام و انقلاب است؛ غير از اين نيست؛ يعني هيچ هدفي فراتر و بالاتر از اين هدف وجود ندارد (مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي گروه «تاريخ» راديو، 18 بهمن 1370).
    ممكن است اين شبهه مطرح شود كه رسانه‌هاي جمعي درصورتي‌كه آشنايي كافي با شرايط امر به معروف و نهي از منكر نداشته باشند عمل به اين مهم به‌عنوان يك تكليف، از آنها ساقط مي‌شود؛ اما از كلام فقها استفاده مي‌شود كه احراز شرايط هم واجب است. از فقهاى معاصر نيز امام خمينى، اين شرط را شرط واجب شمرده و همگان را مكلف به كسب آن كرده و فرموده‌اند: «آموختن شرايط امر به معروف و نهى از منكر و موارد وجوب و عدم آن، واجب است» (موسوي خميني، 1382، ج‏۱، ص‏۴۶۷، مسئله ۸).
    يكي از شرايط امر به معروف اين است كه با ابزار و محمل مناسب صورت گيرد. «محمل مناسب» كارايي و احتمال اثرگذاري پيام را بالا مي‌برد. منظور از «محمل» تمامي عناصري است كه در فرايند انتقال پيام نقش دارند. با اين بيان، همة عوامل درگير در توليد و انتقال پيام، ازجمله تهيه‌كننده، كارگردان، بازيگران، نقش‌ها و حتي صحنه‌آرايي و مانند آن به‌عنوان «محمل» تلقي مي‌شود. تناسب محمل با پيام يك شرط لازم براي تأثيرگذاري ارتباطات رسانه‌اي است.
    حسن اشتهار شخصيت‌ها پيام را براي افراد غيرمغرض و غيرمتعصب جذاب‌تر و مؤثرتر مي‌كند. به‌همين سبب، خداوند پيامبران خود را از ميان انسان‌هايي كه خوش‌نام و به نيكي معروف بوده‌اند، انتخاب كرده است (هاشمي رفسنجاني، بي‌تا، ج ۸، ص ۱۲۱). حضرت صالح در ميان قوم خود، انساني لايق، امين و برجسته‌اي بود و قومش او را شايستة حكومت مي‌دانستند و به او اميدها داشتند (هود: ۶۲). حسن سابقة ارتباط‌گر يكي از عوامل جذابيت‌بخش پيام است (قرائتي، ۱۳۸۳، ج۸، ص۳۴۰). همان‌گونه كه امين بودن، دل‌سوزي (شعرا: ۱۰۷)، داشتن ادب، اخلاق و صفات خوب و اشتهار به آنها، نفوذ كلام ارتباط‌گر را نزد مخاطب افزون مي‌كند. 
    تناسب محمل پيام با خود پيام تنها به استفاده از هنرمندان متعهد و معتقد محدود نمي‌شود. حتي در بين متعهدان و مؤمنان بايد مناسب‌ترين و كاراترين را انتخاب كرد. مثال معروف اين تناسب استفاده از افراد خوش‌صدا و خوش‌آهنگ براي پخش اذان است. مقام معظم رهبري در تذكري به دست‌اندركاران «راديو قرآن» و «راديو معارف» به اين مهم اشاره كرده، مي‌فرمايند: «چون در اين دو راديو، در موسيقي‌هايشان به‌جاي ساز، از آواز استفاده مي‌كنند، بايد اين آواز از خوش‌صداترين، خوش‌آهنگ‌ترين و خوش‌مضمون‌ترين‌ها باشد. (مقام معظم رهبري در ديدار با رئيس و مديران صدا و سيما، 11 آذر 1383). اگر برنامه‌هاي ديني خوب ادا شود فايده دارد، ولي اگر بد ادا شود خنثا نيست، نتيجة بد دارد؛ مثل آن مؤذن بدصدا» (ديدار مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي گروه ويژه و گروه «معارف اسلامي» صداي جمهوري اسلامي 13 اسفند 1370).
    برخي حتي فراتر از اين رفته و نقش كارگزار مناسب به‌عنوان «محمل پيام» را به كل فرايند فيلم‌سازي تعميم مي‌دهند. اين عده معتقدند: نه‌تنها بازيگران درون فيلم، بلكه عوامل توليد هم در اثرگذاري پيام نقش زيادي دارند. به‌نظر اين گروه از صاحب‌نظران، فيلم ديني توسط فيلم‌ساز ديندار ساخته‏ مي‏شود و صرف انتخاب يك موضوع ديني، فيلم ديني پديد نمي‏آورد. پس بهتر است در پي تربيت انسان ديندار باشيم (معززي‌نيا، ۱۳۷۵).
    «توجه به كاركردهاي آشكار و نهان پيام‌هاي رسانه‌اي» بايستة ديگري است كه در فعاليت رسانه‌اي مطرح است. در ارائة هر نوع پيام، دو گونه اثر و كاركرد متصور است: كاركردهاي آشكار و كاركردهاي پنهان. كاركرهاي آشكار شامل كاركردهاي قابل انتظاري است كه در فرايند توليد پيام مدنظر است. اما پيام‌ها شامل آثار و پيامدهاي پنهان و غيرمقصود نيز هستند كه ممكن است براي توليدكنندگان پيام قابل پيش‌بيني نباشد. پيامدهايي از نوع اخير بسيار مورد توجه جامعه‌شناسان بوده و مطالعة آنها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. ازآن‌رو، كه اين پيامدها هميشه مثبت نيست، ضرورت توجه به آنها دوچندان مي‌شود. در تعاملات اجتماعي و ارتباطات رسانه‌اي بسياري از اين پيامدها از تناقضاتي ناشي مي‌شود كه ريشه در ناهماهنگي نظر و عمل دارد.
    عامل بودن آمر به معروف به گفته‌هاي خود، نقش فراواني در اثرگذاري پيام دارد. هماهنگي نظر و عمل در خصوص رسانه‌هاي جمعي، به كليت آن رسانه مربوط مي‌شود؛ به اين معنا كه نه‌تنها در يك برنامه و فيلم و مجموعة تلويزيوني نبايد ادعاها با عمل نقض شود، بلكه برنامه‌ها نيز نبايد با عملكرد خود، اثر برنامة ديگري در همان رسانه را خنثا كنند.
    اين نكته حايز اهميت است كه شرط عمل به گفته و ادعاها در امر به معروف و نهي از منكر شرط تأثير است، نه شرط وجوب؛ بدين معنا كه تبليغ همراه با عمل احتمال تأثيرگذاري را بالا مي‌برد. اما در عين حال، از چنان اهميتي برخوردار است كه برخي از فقها آن را شرط وجوب دانسته‌اند. از نظر آنها، يكى‏ ديگر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر آن است كه آمر به معروف و ناهى از منكر، خود بايد به گفته‌‏هايش پايبند باشد و گفتارش از كردارش فراتر نرود. شيخ بهائى با استناد به آيه‌هاي ۴۴ سورة بقره و ۲و ۳ سورة صف و همچنين روايات بسيارى قريب به مضمون اين آيات، اين شرط را جزو شرايط وجوب امر به‌معروف و نهى از منكر شمرده است (ر.ك: رحماني، ۱۳۸۹). ولي صاحب جواهر نظر او را رد و دلايلش را يكايك نقد مى‏كند و استدلال مي‌نمايد كند كه مقصود اين آيات و روايات، اين نيست كه امر به معروف و نهى از منكر بر كسى كه پايبند گفته‌‏هايش نيست، واجب نبوده، بلكه اينها در مقام نكوهش كسانى است كه خود از دانسته‌‏هاى خويش بهره نمى‏گيرند و مانند نابينايانِ مشعل‌‏دارند كه راه را بر ديگران روشن مى‏كنند، اما خود همواره در تاريكى به‌‏سر مى‏برند (ر.ك: نجفي، 1417ق، ج‏۲۱، ص‏۳۷۳ و ۳۷۴). بدين‌سان، ترتيب اين شرط، شرط تأثير است، نه شرط وجوب.
    بنابراين، بازيگري كه در يك فيلم سينمايي يا مجموعة تلويزيوني نقش ستم‌ستيز و يا قهرمان عدالت‌گستر را بازي مي‌كند در همان نقش، نبايد كاري بكند كه پيام فيلم را بي‌اثر نمايد. تبليغ اشرافي‌گري در بسياري از مجموعه‌هاي تلويزيوني و فيلم‌هاي سينمايي چيزي است كه در رغبت مخاطبان به زندگي اشرافي تأثير زيادي دارد؛ چيزي كه با روح امر به معروف و نهي از منكر كاملاً در تضاد است.
    حضرت علي در حكمت 73 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: آن كس كه مي‌خواهد پيشواي مردم باشد و مردم را به دنبال خود به راهي دعوت كند، پيش از آنكه بخواهد به ديگران ياد دهد، بايد خود را مخاطب كند و به خودش تعليم و تلقين نمايد. پيش از آنكه بخواهد مردم را با زبان خود تربيت كند، بايد با عمل و روش اخلاقي خوب و اخلاق صحيح، خود را تربيت كند. آن‌كس كه خود را تعليم و تلقين مي‌كند و خود را تربيت و تأديب مي‌كند براي احترام و تكريم شايسته‌تر است از آنكه معلم و مربي ديگران است» (مطهري، بي¬تا، ص 83ـ86).
    برخورداري از روحية انتقادي در جهت اصلاح‌گري يكي ديگر از نشانه‌هاي حاكميت اصل «امر به معروف» در رسانه‌هاي جامعة اسلامي است. آسيب‌شناسي كارشناسانه از جامعه و ارائة راه‌حل‌هاي مناسب به منظور اصلاح وضع موجود يكي از كاركرهاي مورد انتظار است. اين مهم تذكري است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هنرمندان و دست‌اندركاران رسانة ملي به آنها گوشزد كرده‌اند:
    مي‌گويم: شما «انتقاد» كنيد، منتها «انتقاد» به‌معناى واقعى كلمه؛ يعنى مبارزه و چالش خير و شر را نشان بدهيد تا معلوم شود كه اين نقطة زشت و مردود در جامعه هست، اما انگيزه‌اى براى رفع آن نيز وجود دارد، جريانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان مي‌دهيد معنايش اين نباشد كه در جامعه فقر هست، اما هيچ انگيزه‌اى براى مبارزة با فقر وجود ندارد. اگر اين‌جور شد، طبعاً فيلم يأس‌آور مي‌شود؛ فضا را تاريك نشان مي‌دهد و برخلاف واقعيت هم هست (مقام معظم رهبري در ديدار با هنرمندان و دست‌اندركاران صدا و سيما، 4 اسفند 1389).
    ايشان مأموريت محوري رسانه را آسيب‌زدايي از فكر و فرهنگ و اخلاق جامعه (مقام معظم رهبري در ديدار با رئيس و مديران سازمان صدا و سيما، 11 آذر 1383) و جهت‌دهي به‌سمت سالم‌سازي فضاي عمومي و رشد آگاهي‌ها و فضايل اخلاقي و اطلاع‌رساني صحيح (مقام معظم رهبري در سياست‌هاي كلي برنامة سوم توسعه) دانسته‌اند. يك فكر درست از طريق افكار عمومي، مي‌تواند بهترين تأثير و محصول را داشته باشد.
    از ديگر شرايط موفقيت فعاليت‌هاي رسانه‌اي در جهت امر به معروف و نهي از منكر، هم‌افزايي توان رسانه‌هاي موجود در يك جامعه از طريق جهت‌گيري‌هاي مشترك و همگرايي است. همگرايي رسانه‌اي بيشتر ناظر به روابط بين رسانه‌اي در يك جامعه است. دست‌رسي به اهدافي كه يك جامعه براي خود تعريف مي‌كند بدون هم‌افزايي توان‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در جامعه امكان‌پذير نيست. اهداف تعريف‌شده براي رسانه‌هاي جمعي نيز تابعي از اهداف كلان اجتماعي است. بنابراين، همگرايي «رسانه‌اي» به‌معناي تجميع توان‌ها در جهت دستيابي هرچه بيشتر به اهداف جامعه است. توجه نكردن به اصل «همگرايي» در ارتباطات رسانه‌اي، نه‌تنها هر كدام از رسانه‌ها را در دستيابي به اهداف تعريف‌شده‌اش با دشواري‌هاي فراواني مواجه مي‌كند، بلكه ممكن است سبب خنثا و حتي بي‌اثر شدن فعاليت‌هاي ساير رسانه‌ها گردد؛ همان‌گونه كه دفلورنس مي‌گويد: «اول. رسانه‌ها بايد به‌صورتي تكراري روي مسئله‌اي تمركز داشته باشند. دوم. «رسانه‌ها بايد در اين كارشان پيگير و همسو باشند و كم و بيش تفسير و توضيح مشابهي از قضيه ارائه بدهند. و سوم رسانه‌هاي متنوع و مهم همچون روزنامه‌ها، راديو، تلويزيون و مجلات بايد در واقع، فعاليت‌هاي يكديگر را تقويت كنند و مكمل تلاش‌هايشان در اين زمينه باشند» (دفلور و دنيس، ۱۳۸۳، ص۶۲۵). اندريسن هم معتقد است كه پيام‌ها بايد با ديگر عناصر مجموعة كل، يكپارچه بوده، يك‌ديگر را تقويت نمايند (اندريسن، 1384، ص263).
    از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، برآورد اثرات احتمالي و واكنش مخاطب در برابر آن است. شرط احتمال تأثير، شناخت مخاطب را به بحثي ضروري در مباحث امر به معروف و نهي از منكر تبديل كرده است. امر به معروف به همان اندازه‌اي كه اهميت دارد، به‌همان اندازه نيز از ظرافت و حساسيت برخوردار است. آشنايي با ظرافت‌ها و حساسيت‌ها به‌طور حتم، كارايي عمل را افزايش خواهد داد. درواقع، ميزان موفقيت امر به معروف و نهي از منكر با ميزان آشنايي با ظرافت‌هاي آن همبستگي دارد.
    در جهان رسانه‌اي امروز، مخاطب مشتري تلقي مي‌شود و محل تأمين سرمايه است. تعريف مخاطبان به‌مثابة بازار، همچنان‌كه مك‌كوايل مي‌گويد، نگاهي از جانب رسانه‌ها، به‌ويژه از ناحية مديران و مالكان آنها بوده و ناظر به مجموع مصرف‌كنندگان بالقوه يا بالفعل توليدات و خدمات رسانه‌اي است (مك‌كوايل،1388، ص14). براساس همين نوع نگاه به مخاطب است كه جذب مخاطب در رسانه‌هاي سودمحور، اصالت يافته، به‌عنوان كار اصلي و هدف اولية رسانه‌ها مطرح مي‌شود. در اين رويكرد، اصل «توجه» مهم‌تر از كيفيت توجه است و معمولاً به‌عنوان معيار سنجش موفقيت يا شكست رسانه فرض مي‌شود، و اين در حالي است كه در رويكرد اسلامي، كه دغدغة داشتن مخاطب و ارتباط با مردم را نيز محترم مي‌شمارد، به‌هيچ‌وجه، به‌معناي اصالت جذب و افزايش مخاطبان به هر قيمتي نخواهد بود. رهبر معظم انقلاب در اين‌باره مي‌گويند:
    تنوع و جذابيت در صدا و بخصوص سيما، شرط لازم توفيق رسانه است، ولي اين نبايد موجب گرايش به شيوه‌هاي زيان‌بخش و مخرب گردد. ترويج فرهنگ غربي و استفادة ابزاري از جاذبه‌هاي جنسي، يا استفاده از موسيقي‌هاي لهو و حرام و چيزهايي از اين قبيل، نبايد به بهانه جذاب كردن تلويزيون به اين دستگاه مؤثر، كه در معرض ديد همة قشرها و خانواده‌هاست، راه يابد (عيني‌زاده، 1388، ص343).
    قرآن كريم درباره برخوردها، ارتباطات، انفاق‌ها و بخشش‌هاي مسلمانان نيز دستور مي‌دهد: كرامت انسان‌ها را رعايت كنيد و از بهترين و پاك‌ترين موجودي، دارايي، رفتار و سخن خود احسان كنيد تا در آن تحقير و اهانت نسبت به انسان صورت نگرفته باشد (بقره: 276؛ يوسف: 41).
    از مهم‌ترين شاخص‌هاي امر به معروف احترام به شعور و درك «مخاطب» است. مخاطب كسي است كه قرار است در اين فرايند ارتباطي، به خودآگاهي دست يابد و راه تعالي را در پيش گيرد. درگير شدن در فرايند ارتباطي براي هريك از طرفين ارتباط با انگيزه و هدفي صورت گرفته است. تأمل كافي در پيامي كه قرار است با مخاطب به اشتراك گذاشته شود، با افزودن بر غناي محتواي پيام، مي‌تواند براي طرفين ارتباط خرسند كننده باشد. در اين ميان، گرفتار شدن بر روزمرگي و سطحي‌نگري چيزي است كه عملاً شعور مخاطب را ناديده مي‌گيرد. توليد برنامه‌ها و محصولاتي كه با كم‌ترين هزينة زماني و فكري به‌دست مي‌آيد در حقيقت، به اين معناست كه ارتباط‌گر مخاطب را در فرايند ارتباط سهيم نكرده است. در اين صورت، مخاطب به‌عنوان مهم‌ترين ركن فرايند ارتباطي ـ برخلاف آنچه اصحاب رسانه تصور مي‌كنند ـ حق دارد نسبت به توهيني كه به جايگاه و شعور او شده است، اعتراض كند. رسانه‌هاي جمعي با اين كار، عملاً اخلاق حرفه‌اي را زير پا مي‌گذارند. ارزش محتوايي برخي از برنامه‌هاي طنزي كه از رسانة ملي پخش مي‌شود به اندازة نمايش‌هايي است كه دانش‌آموزان در ايام دهة فجر در مدرسه اجرا مي‌كنند، نه بيشتر. رسانه در جامعة اسلامي، ميانجي‌گري مي‌كند. اولين شرط ميانجي‌گري، تلبس به آداب ميانجي‌گري است. رسانه بايد جايگاه خود را با مخاطبش در جامعة اسلامي تعريف كند. رسانه مربي است و مخاطب متربي. متربي در نزد مربي از احترام و جايگاه ويژه برخوردار است. مربي هرگز شعور مخاطب را به سخره نمي‌گيرد، بلكه همواره تلاش مي‌كند با بالا بردن آگاهي‌ها و مهارت‌هاي خود، موجبات رشد متربي را فراهم نمايد. در حقيقت، از فيضان وجودي مربي است كه متربي نيز مستفيض مي‌گردد و راه رشد و تعالي را در پيش مي‌گيرد. بنابراين، تراز توليدات سازمان رسانه با مذاق كنوني مخاطب تنظيم نمي‌گردد؛ سازمان رسانه مي‌تواند با شناخت دقيق معروف، ذائقة مخاطب خود را ارتقا بخشد و انگيزة او را براي تماشاي برنامه‌ها و طنزهاي فاخر و داراي پيام‌هاي آگاهي‌بخش بالا برد. 
    نتيجه‌گيري
    امروزه رسانه‌هاي جمعي قادرند بسياري از كاركردهايي را كه در گذشته بر عهدة چندين نهاد و سازمان اجتماعي گذاشته شده بود، به‌تنهايي عهده‌دار شوند. با توجه به جايگاه مهمي كه رسانه‌هاي جمعي در جهان امروز پيدا كرده، و نقش اساسي كه در ترويج و يا تضيف فرهنگ ايفا مي‌كنند، دغدغه‌اي به‌وجود مي‌آيد مبني بر اينكه اين رسانه‌ها در مواجهه با آموزه‌هاي اسلامي، همچون «امر به معروف» و «نهي از منكر»، كه مهم‌ترين سازوكار اسلام براي حفظ و پايداري دين‌داري جامعه است، چگونه عمل خواهند كرد؟ آيا اين رسانه‌ها از چنين ظرفيتي برخوردارند كه از آنها براي جامعه‌پذيري و نظارت اجتماعي استفاده شود؟ و به‌صورت دقيق‌تر، آيا مي‌توان اصلِ «امر به معروف» و «نهي از منكر» را به‌عنوان «نظرية هنجاري رسانه» تلقي كرد؟ حاصل بررسي اين است كه رسانه‌هاي جمعي نه‌تنها از ظرفيت بسيار بالايي براي فرهنگ‌سازي در جهت عمل و گسترش اصل «امر به معروف» و «نهي از منكر» برخوردارند، بلكه با توجه به تحولاتي كه در حيات اجتماعي به‌وجود آمده است، فعاليت رسانه‌اي در مقايسه با شكل‌هاي سنتي امر به معروف، داراي مزايايي منحصر به فرد است، و اين ظرفيت و مزاياي منحصر به فرد مسئوليت رسانه‌ها را در جامعه اسلامي دو چندان مي‌كند. اما هرگونه اقدام، برنامه‌سازي و فرهنگ‌سازي در اين زمينه، مستلزم توجه به الزامات امر به معروف و نهي از منكر است كه ازجمله، مي‌توان به آگاهي از وظايف و نقش‌ها، انتخاب محمل مناسب براي انتقال پيام و به اشتراك‌گذاري معنا، هماهنگي نظر و عمل متناسب با اقتضائات فعاليت رسانه‌اي، اتخاذ رويكرد اصلاحي، و همگرايي رسانه اشاره كرد.

     

    References: 
    • اندريسن، آلن(1384)، بازاريابي تغييرات اجتماعي، ترجمة ناصر بليغ و محمدرضا جوادي يگانه، تهران، دفتر پژوهش¬هاي راديو.
    • ايزوتسو، توشيهكو(۱۳۸۸)، مفاهيم اخلاقي ديني در قرآن كريم؛ ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران، فروزان.
    • آشنا، حسام‌الدين(۱۳۸۷)، «نقش اجتماعي رسانه¬ها در نظام اسلامي معاصر» در: تعامل دين و ارتباطات، حسن بشير؛ تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
    • بنوا، ویلیام ال و پاملاک بنوا (۱۳۹۰)، پیامهای اقناعی: فرآیند تاثیرگذاری، ترجمة مینو نیکو و واژگن سرکیسیان، تهران، مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
    • پاكتچي، احمد(۱۳۹۱)، روش تحقيق با تكيه بر علوم قرآن و حديث، تهران، دانشگاه امام صادق (ع).
    • جوادی آملی، عبدالله، «منطق جامعه الهی و الحادی»(۱۳۸۴)، پاسدار اسلام، ش ۲۷۹ و ۲۸۰، ص ۶-۱۲.
    • حرعاملي، محمدبن حسن(۱۴۰۹ق)، وسائل الشيعه، قم، موسسه آل‌البيت.
    • دشتي، محمد(۱۳۸۱)، امام علي(ع) و نظارت مردمي (امر به معروف و نهي از منكر)، قم، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع).
    • دفلور، ملوين و دنيس اوِرِت(۱۳۸۳)، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمه سيروس مرادي، تهران: انتشارات دانشكده صدا و سيما.
    • راغب اصفهاني، حسين¬بن¬محمد(۱۴۰۴ق)، مفردات الفاظ قرآن، ترجمة،: سيدغلامرضا خسروى حسينى، بیروت، دار القلم.
    • رحماني، محمد، «بررسي فقهي شرايط امر به معروف و نهي از منكر» (۱۳۸۹)، حكومت اسلامي؛ ش ۳۳، ص 176 تا 204.
    • ستوده، هدايت الله (1380)، آسيب‌شناسي اجتماعي: جامعه‌شناسي انحرافات، چ هشتم، تهران، آواي نور.
    • سليمي، علي و محمد داوري، (1385)، جامعه‌شناسي كجروي، چ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • شرف‌الدين، سيدحسين، «نقش رسانه¬هاي جمعي در گسترش امر به معروف و نهي از منكر»(بهار و تابستان ۱۳۸۸)، الهيات اجتماعي، ش ۱، ص 37 - 68 .
    • ـــــ ، «الگوي مطلوب سرگرمي در يك رسانه ديني (با تأكيد بر رسانه ملي)» (پاييز۱۳۹۰)، معرفت فرهنگي اجتماعي، ش چهارم،ص 73 تا 102.
    • شيباني، عبدالله محمدبن الحسن(۱۴۰۶ق)، جامع‌الصغير، بيروت، عالم الكتب.
    • صديق اورعي، غلامرضا(۱۳۸۶)، انديشه اجتماعي در روايات امر به معروف و نهي از منكر، قم، دارالحديث.
    • طباطبائي، سيدمحمدحسين(۱۳۷۴)، الميزان، ترجمة سيدمحمدباقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين.
    • عینی‌زاده(۱۳۸۸)، منشور رسانه، تهران، سروش.
    • قرائتي، محسن(۱۳۸۳) تفسير نور، تهران، مركز فرهنگي درس¬هايي از قرآن كريم.
    • كازنو، ژان(۱۳۶۴)، قدرت تلويزيون، ترجمة علي اسدي، تهران، اميركبير.
    • كليني، محمدبن‌يعقوب(۱۴۰۷)، الكافي، ترجمة علي‌اكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
    • كوك، مايكل(۱۳۸۶)، امر به معروف و نهي از منكر، ترجمة احمد ايماني، مشهد، آستان قدس رضوي.
    • كوين ويليامز (1386)،درك تئوري رسانه‌ها، رحيم قاسميان، تهران، نشر ساقي.
    • مصباح، محمدتقي(۱۳۸۸)، نظريه حقوقي اسلام، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره.
    • مصطفوي، سيدحسن(۱۳۶۸)، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
    • مطهري، مرتضي، (بي¬تا)، مجموعه ‏آثار، قم، صدرا.
    • معتمدنژاد، كاظم(1371)، وسايل ارتباط جمعي، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي.
    • معززي نيا، محمدحسين، «ظرف و مظروف در سينما اشاراتي درباره سينماي ديني» (۱۳۷۵)، سوره، شماره70، ص۱۳۰-۱۳۵.
    • مك‌كوايل، دنيس(1388)، درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمة پرويز اجلالي، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه.
    • موسوي خميني، سيدروح الله(۱۳۸۲)، تحريرالوسيله، بيروت، دارالتعارف.
    • نجفي، محمدحسن (1417)، جواهرالكلام فى شرح شرائع‏الاسلام، قم، انتشارات جامعه مدرسین.
    • نوري، ميرزاحسين (۱۴۰۸)، مستدرك‌الوسائل و مستنبط‌المسائل، قم، موسسه آل‌البيت.
    • هاشمي رفسنجاني، اكبر(بي‌تا)؛ تفسير راهنما، قم، بوستان کتاب.
    • Jensen, Klaus Bruhn(2008). "media." In The International Encyclopedia of Communication, by Wolfgang Donsbach. Blackwell Publishing
    • Laughey, dan(2007). KeyThemes inMediaTheory. New York: Open University Press
    • Brants, kees(ed)1998, The Media in Question: popular calcures and public interests, SAGE Publications Ltd
    • McCormeck, T(1961), Social theory and the mass media, Canadian jornal of Economiks and Political Science 4: 479- 89
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    یوسف زاده اربط، حسن.(1392) «امر به‌معروف» و «نهی از منکر» اصول جایگزین برای نظریه‌های هنجاری رسانه. فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 4(3)، 25-50

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسن یوسف زاده اربط."«امر به‌معروف» و «نهی از منکر» اصول جایگزین برای نظریه‌های هنجاری رسانه". فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 4، 3، 1392، 25-50

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    یوسف زاده اربط، حسن.(1392) '«امر به‌معروف» و «نهی از منکر» اصول جایگزین برای نظریه‌های هنجاری رسانه'، فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی، 4(3), pp. 25-50

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    یوسف زاده اربط، حسن. «امر به‌معروف» و «نهی از منکر» اصول جایگزین برای نظریه‌های هنجاری رسانه. معرفت فرهنگی اجتماعی، 4, 1392؛ 4(3): 25-50