ناپايداري اجتماعي در بوم‌شهر ايراني و آثار جمعيتي آن

سال چهارم، شماره اول، زمستان 1391، ص 5 ـ 20

Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol.4, No.1, Winter 2012-13

مصطفي محمدي ده‌چشمه*

چكيده

شهر و شهرنشيني در آغاز سدة بيست‌ويكم، كه عصر پست‌مدرن، عصر جهاني‌شدن، عصر پست‌متروپليتن و... نام گرفته است، در معرض تحولات بنيادي كمّي و كيفي فراواني قرار گرفته است. تمدن كنوني بيش‌ازپيش شهري شده و تحولات جمعيتي و لايه‌بندي‌هاي اجتماعي، پيامدهاي ناگواري را بر پيكر هستي اجتماعي وارد آورده است. ابعاد سكونتگاه‌هاي شهري روزبه‌روز پيچيده‌تر و به‌تبع آن مخاطرات انساني در زيست‌بوم‌هاي شهري متبلور شده است. درحقيقت امروزه، در شهرها با نوعي مغايرت زمان روبه‌رو هستيم كه در آن:

1. خانه‌هاي بزرگتر داريم و خانواده‌هاي كوچكتر، راحتي بيشتر و زمان كمتر؛ 2. متخصص بيشتر و مشكلات بيشتر، داروي بيشتر و سلامتي كمتر؛ 3. بيشتر خرج مي‌كنيم و كمتر داريم، بيشتر مي‌خريم و كمتر لذت مي‌بريم؛ 4. ساختمان بلند‌تر و طبع كوتاه‌تر داريم، بزرگراه‌هاي پهن‌تر و ديدگاه‌هاي باريك‌تر داريم؛ 5. بيشتر مي‌نويسيم و كمتر ياد مي‌گيريم، بيشتر برنامه‌‌ريزي مي‌كنيم و كمتر اجرا؛ 6. فرصت بيشتر و تفريح كمتر داريم، تنوع غذايي بيشتر و تغذية ناسالم‌تر داريم؛ 7. درآمد بيشتر و طلاق بيشتر داريم، منازل رؤيايي و خانواده‌هاي ازهم‌پاشيده‌تر داريم.

اين مقاله با رويكرد پاتولوژيك و روش تحليلي، مي‌كوشد واقعيت‌هاي اجتماعي و عمدتاً چندبعدي حاكم بر حيات شهرها، به‌ويژه شهرهاي ايران در عصر پست‌متروپليتن را تبيين كند. يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهند كه تحولات جمعيتي در دهه‌هاي اخير و به‌تبع آن توپوگرافي اجتماعي ناهمگون شهري، مهاجرت، جدايي‌گزيني اجتماعي، حاشيه‌نشيني و نارسايي در ارائة خدمات، آسيب‌هاي اجتماعي و توجه‌نكردن به مقولة مهندسي اجتماعي از مهم‌ترين عوامل مخاطرات انساني در شهر‌هاي كشور است.

كليدواژه‌ها: شهر، ناپايداري اجتماعي، مخاطرات انساني، بوم‌شهر ايراني.