گفتمان‌هاي اجتماعي زنان در پارادايم سنت و نوگرايي؛ مطالعة زنان هجده تا چهل سال شهر شيراز

 سال سوم، شماره سوم، تابستان 1391، صفحه 101 ـ 122

Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.3, Summer 2012

ابوالقاسم فاتحي* / ابراهيم اخلاصي**

چكيده

هدف پژوهش حاضر ارزيابي تفاوت‌هاي جامعه‌شناختي در ميان چهارصد نفر از زنان هجده تا چهل سال جامعة آماري زنان شهر شيراز است. نمونة آماري پژوهش بر پاية روش نمونه‌گيري خوشه‌اي چندمرحله‌اي تصادفي انتخاب شده است و داده‌‌هاي موردنياز با استفاده از پرسشنامة بسته ساختار‌يافته جمع‌آوري شده است. پرسش اصلي تحقيق اين است كه آيا ميان زنان هجده تا چهل سال سنت‌گرا و نوگراي شهر شيراز از نظر سرماية اجتماعي، سرماية فرهنگي، مصرف رسانه‌اي، دين‌داري، سن و پايگاه اجتماعي اقتصادي تفاوت معناداري وجود دارد يا خير؟ آراي گفتماني ميشل فوكو و لاكلا و موفه، چارچوب تئوريك پژوهش را تشكيل مي‌دهند. در اين مطالعه، نگرش‌‌هاي پاسخ‌گويان دربارة خانواده و ازدواج، حقوق زنان، روابط اجتماعي زن و مرد و حجاب و عفت كه در پارادايم سنت و تجدد نظام معنايي خاص خود را دارند، استخراج و تفاوت‌‌هاي ميان زنان سنت‌گرا و نوگرا در ميزان متغيرهاي مندرج در صدر چكيده شناسايي شد. بر اساس يافته‌‌هاي توصيفي، ميانگين گرايش زنان به گفتمان‌‌هاي معطوف به سنت برابر با 1/67 (از 100) و ميانگين گرايش آنان به گفتمان‌‌هاي نوگرا برابر با 4/63 (از100) است. نتايج استنباطي پژوهش نشان مي‌دهد ميزان سرماية اجتماعي، دين‌داري و سن زنان سنت‌گرا به‌گونه‌اي معنادار بيش از همتايان نوگراي آنهاست؛ به‌طور متقابل، ميزان سرمايه فرهنگي و مصرف رسانه‌اي زنان نوگرا به‌شكلي معنادار از زنان سنت‌گرا پيشي مي‌گيرد؛ ميان دو گروه ياد‌شده زنان، از حيث پايگاه اجتماعي اقتصادي تفاوت معناداري مشاهده نشد.

كليدواژه‌ها: زنان، سنت، مدرنيته، نظام ارزش‌ها، سبك زندگي، گرايشهاي گفتماني، هويت.