روش‌شناسي انتقادي انديشة اجتماعي دكتر سروش

 

 

 

سال سوم، شماره دوم، بهار 1391، صفحه 97 ـ 120
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.2, Spring 2012

محمد طالعي اردكاني*

چكيده

انديشة اجتماعي همواره در بستري تاريخي و مرتبط با فرهنگي خاص شكل مي‌گيرد و اين زمينه‌ها هريك به سهم خود در شكل‌گيري انديشة اجتماعي هر متفكر نقش بسزايي دارد. در اين نوشتار، انديشة اجتماعي دکتر عبدالکريم سروش را از ابعاد مباني معرفت‌شناختي، هستي‌شناختي و انسان‌شناختي پي خواهيم گرفت و خواهيم كوشيد انديشة اجتماعي او را در بستر اجتماعي، فرهنگي و سياسي به تصوير كشيم. دکتر سروش از انديشوران و روشن‌فکران معاصر ايران است. بنابراين، انديشه‌هاي وي را بايد در جريان روشنفكري پي گرفت. او از لحاظ معرفت‌شناسي نسبي‌گراست و در مباني انسان‌شناسي‌اش به انسان‌شناسي ليبرال متمايل است و در برخي نوشته‌هايش انسان‌شناسي‌اي رمانتيك ارائه مي‌كند. سروش در انديشة خود به ايده‌آليسم آلماني(عيني) مي‌گرايد. اگرچه در انديشه‌هاي او دوره‌هاي مختلفي به چشم مي‌خورد، زمينة روشنفكري در تمام آنها وجود دارد.

كليدواژه‌ها: روش‌شناسي، انديشة اجتماعي، سروش، روشنفكري، معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، ‌انسان‌شناسي.