تجربة روشنفكري جلال آل‌احمد و گشودن راه براي رسيدن به معيارهاي خودي

سال سوم، شماره دوم، بهار 1391، صفحه 49 ـ 76

Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.2, Spring 2012

حميد پارسانيا* / منصوره خائفي**

چكيده

توجه به معيارهاي خودي و بومي‌گرايي، دغدغه‌اي است كه سال‌ها ذهن انديشمندان و روشنفكران ايراني را به‌خود مشغول ساخته، و نسخه‌هاي متعددي براي نوشته شده است. اين مفهوم در ابتدا در واكنش به استعمار و نفوذ فرهنگ غربي مطرح و به‌تدريج بسط يافت. مفاهيمي مانند علم بومي و اسلامي از ابستر اين مباحث به وجود آمدند. در اين نوشتار، ضمن بررسي سيرِ انديشه‌ها و فعاليت‌هاي سياسي جلال آل‌احمد، اين موضوع كه بومي‌گرايي ـ به‌مثابه يك مفهوم تاريخي ـ چگونه در جريان فعاليت‌هاي ادبي، سياسي و روشنفكرانة او مطرح مي‌شود و تا آنجا بسط مي‌يابد كه بر نوعي علوم انساني بومي نيز مجال بروز مي‌دهد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد آل‌احمد در جريان سال‌هاي دهة بيست تا چهل، تحت تأثير سنت ادبي و نظري روشنفكران غربي و ايراني و وقايع سياسي آن زمان، و با بهره‌گيري از تربيت سنتي- مذهبي خود، روزبه‌روز به زيست بومي مردم ايران و جهان‌بيني اسلامي ـ شيعي نزديك مي‌شود. در مواردي نگاه مدرن و روشنفكرانة خود را به نفع سنت اسلامي جرح و تعديل مي‌كند.

كليدواژه‌ها: بومي‌گرايي، هويت، هويت ايراني ـ اسلامي، اصالت، روشنفكري.