تحليلي بر محرك كنش با رويكرد مقايسه‌اي بين ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسان غربي و اسلام

سال سوم، شماره دوم، بهار 1391، صفحه 27 ـ 48
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 3. No.2, Spring 2012

اکبر ميرسپاه* / منصور حقيقتيان** / محسن صادقي اميني***

چکيده

امروزه طرح گستردۀ مباحثي چون بومي‌سازي و اسلامي‌سازي دانش، ضرورت استخراج و تبيين ديدگاه اسلام دربارة مسائل اساسي علوم انساني از جمله جامعه‌شناسي را بيش از پيش نمايان ساخته است. اما درتبيين علوم انساني اسلامي، دو شيوه هست: اول نفي مطلق دستاوردهاي کنوني و پايه‌ريزي پارادايم جديد علمي؛ دوم استفاده از علوم موجود وپالايش و تکميل آن با بهره‌گيري از آموزه‌هاي اسلام.

اين مقاله، با روش اسنادي بر مبناي رهيافت دوم و با رويکرد مقايسه‌اي که از روش‌هاي اصلي تحقيقات در علوم اجتماعي است، مفهوم کنش را در آراي انديشوران شاخص غربي بررسي، و نظر قرآن و روايات را در اين باره شرح داده، به مقايسۀ تطبيقي آنها پرداخته است. اسلام برخلاف اغلب نظريات غربي، که به‌نوعي تحليل دو متغيره و يک‌بعدي در اين خصوص پرداخته‌اند، با تحليل همه‌جانبه از موضوع کنش، به ابعاد رواني، جسمي، طبيعي و اجتماعي در صدور کنش اشاره نموده و پنج رکن اصلي کنش را کنشگر، آزادي، فرصت، امکانات و انگيزه (نيت) دانسته است

كليدواژه‌ها: کنش، محرک کنش، رفتار، مطالعة موضوعي، رويکرد مقايسه‌اي، نيت، نظرية کنشي اسلام