@article { author = {Adili, Abdolali and Sharafoddin, Seyyed hosein}, title = {بررسی انتقادی نظریه گیدنز در باب منشأ و معنابخشی دین، براساس آموزه‌های قرآن}, journal = {معرفت فرهنگی اجتماعی 53، زمستان 1401}, volume = {14}, number = {1}, pages = {29-46}, year = {2023}, publisher = {Imam Khomeini Educational and Research Institute}, issn = {2008-8582}, eissn = {2980-8308}, doi = {}, abstract = {Unlike classical sociologists, Giddens considers the origin of religion as a reaction to meaninglessness and considers "giving meaning" as one of the most important functions of religion. Examining the consequences of modernity, he is concluded that religion can inspire a better world in the era of late modernity, if committed to dialogue and rethinking. Using the model of topic interpretation with an "inferential" approach in interdisciplinary interpretation, this paper has investigated this issue. Although this theory is considered among the theories of religious spiritualism and the closest interpretation to Islamic thinking in terms of religion answering the questions of modern man, but in terms of foundations, method and general orientation, it has fundamental flaws, some of the most important of which are: assimilating the identity of different religions, neglecting the divine origin for monotheistic religions (including Islam), planting the roots of religiosity instead of the origin of religion, negating the innate nature of religiosity, reducing the truth of religion to mere material affairs, paying attention to functions instead of the essence of religion, inappropriate generalizations and interpretation of its results on other religions (including Islam), and a limited explanation of the meaningfulness function of religion. }, keywords = {Giddens, the origin of religion, the meaningfulness of religion, the Holy Qur'an, secularization, religious rethinking., }, title_fa = {بررسی انتقادی نظریه گیدنز در باب منشأ و معنابخشی دین، براساس آموزه‌های قرآن}, abstract_fa ={گیدنز برخلاف جامعه شناسان کلاسیک، منشأ دین را واکنشی به بی معنایی دانسته و «معنابخشی» را یکی از مهم ترین کارکردهای دین می داند. وی با بررسی پیامدهای مدرنیته چنین نتیجه می گیرد که دین می تواند الهام بخش دنیای بهتر در عصر مدرنیته متأخر باشد، مشروط به آنکه تن به گفت وگو و بازاندیشی بسپارد. نوشتار حاضر این موضوع را با بهره گیری از الگوی تفسیر موضوعی با رویکرد «استنطاقی» در تفسیر میان رشته ای بررسی کرده است. این نظریه هرچند به لحاظ پاسخگو دانستن دین به سؤالات انسان امروزی، در زمره نظریه های معنویت گرایی دینی و نزدیک ترین تفسیر به تلقی اسلامی دانسته شده، اما به لحاظ مبانی، روش و جهت گیری کلی، نقص های اساسی و بنیادین دارد که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از: همسان سازی هویت ادیان گوناگون، مغفول ماندن منشأ الهی برای ادیان توحیدی (از جمله اسلام)، نشاندن ریشه دینداری به جای منشأ دین، نفی سرشت فطری دینداری، تقلیل حقیقت دین به امور مادی صرف، توجه به کارکردها به جای ذات دین، تعمیم های نابجا و تسری نتایج آن بر ادیان دیگر (از جمله اسلام)، و تبیین محدود از کارکرد معنابخشی دین.}, keywords_fa = {قرآن کریم ,گیدنز ,منشأ دین ,بازاندیشی دینی ,دنیوی شدن ,معنابخشی دین ,}, url = {https://marefatefarhangi.nashriyat.ir/node/519}, eprint = {https://marefatefarhangi.nashriyat.ir/sites/marefatefarhangi.nashriyat.ir/files/article-files/2_44.pdf} }