<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle></JournalTitle>
                <Issn></Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>04</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>صورت‌بندی‌های جامعه‌شناسی سیاسی بر پایه اسلام و سکولاریسم</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5003499</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi">10.22034/marefatefarhangi.2026.5003499</ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمدجواد</FirstName>
            <LastName>نوروزی فرانی</LastName>
            <Affiliation>استاد - گروه علوم سیاسی - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0003-1443-0266</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2025</Year>
                    <Month>12</Month>
                    <Day>29</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">این مقاله با هدف بررسی امکان‌پذیری و ضرورت تدوین جامعه‌شناسی سیاسی اسلامی در برابر الگوهای سکولار غربی نوشته شده است. نویسنده با نقد ادعای جهان‌شمولی جامعه‌شناسی سیاسی متعارف، نشان می‌دهد که نظریه‌های غربی (از جمله دورکیمی، وبری، مارکسیستی و پست‌مدرن) به دلیل غفلت از مؤلفه‌های فرهنگی، دینی و تاریخی جوامع اسلامی، در تحلیل پدیده‌هایی مانند انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ناکارآمد هستند. مقاله با طرح سه دیدگاه اصلی—جهان‌شمولگرایی، زمینه‌گرایی، و رویکرد وحدت در عین تکثر مبتنی بر عقلانیت فطری اسلامی—چارچوب نظری جدیدی ارائه می‌دهد که بر پایه هستی‌شناسی توحیدی، انسان‌شناسی فطرتمحور و معرفت‌شناسی ترکیبی (عقل، وحی، تجربه) استوار است. در نهایت، با مقایسه نظام‌مند دو گفتمان سکولار و اسلامی در محورهای پنجگانه «جامعه تراز»، مبانی، روش‌شناسی، غایات و زیست‌بوم فرهنگی، نتیجه می‌گیرد که تدوین جامعه‌شناسی سیاسی بومی و اسلامی نه تنها ضروری است، بلکه می‌تواند به عنوان دانشی راهبردی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی عمل کند.
واژگان کلیدی: جامعه‌شناسی سیاسی اسلامی، سکولاریسم، عقلانیت فطری، تمدن نوین اسلامی، پارادایم جامعه شناختی سیاسی غربی</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">جامعه‌شناسی سیاسی اسلامی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سکولاریسم</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عقلانیت فطری</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تمدن نوین اسلامی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
